←دلایل مرجعیت دینی اهل بیت
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
==[[دلایل مرجعیت دینی اهل بیت]]== | ==[[دلایل مرجعیت دینی اهل بیت]]== | ||
#[[دلیل عقلی]] ([[تبیین معارف]]): از طرفی در مدت زمانی که [[پیامبر]]{{صل}} نقش [[رسالت]] و [[پیامبری]] را عهده دار بود، این ظرفیت وجود نداشت که همۀ [[احکام]] برای [[مردم]] بیان شود؛ از طرفی دیگر ممکن نیست چنین [[دینی]] ناقص بیان شود، لذا نیاز به یک [[راهنما]] و [[مرجع]] [[دینی]] در [[جامعه]] کاملا [[احساس]] میشد و با توجه به [[آیات]] و [[روایات]] در مییابیم خلاء این [[مرجعیت]] تنها به واسطۀ [[ائمه]] پرمیشود<ref>ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ص۱۰۱ ـ ۱۰۴. </ref>، چراکه [[اهلبیت]] تمام [[علوم]] و [[معارف اسلامی]] را از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} (باواسطه یا بدون واسطه) گرفته و بدون هیچ کم و کاست و [[خطا]] و اشتباهی به [[مردم]] و [[جامعۀ اسلامی]] [[ابلاغ]] نموده و [[تبیین]] و [[تفسیر]] آنرا به عهده دارند<ref>مطهری، مرتضی، امامت و رهبری، ص ۵۴؛ همان، ص ۹۳ ـ ۹۵.</ref>.<ref>ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان{{ع}}، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.</ref> | #'''[[دلیل عقلی]] ([[تبیین معارف]])''': از طرفی در مدت زمانی که [[پیامبر]]{{صل}} نقش [[رسالت]] و [[پیامبری]] را عهده دار بود، این ظرفیت وجود نداشت که همۀ [[احکام]] برای [[مردم]] بیان شود؛ از طرفی دیگر ممکن نیست چنین [[دینی]] ناقص بیان شود، لذا نیاز به یک [[راهنما]] و [[مرجع]] [[دینی]] در [[جامعه]] کاملا [[احساس]] میشد و با توجه به [[آیات]] و [[روایات]] در مییابیم خلاء این [[مرجعیت]] تنها به واسطۀ [[ائمه]] پرمیشود<ref>ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ص۱۰۱ ـ ۱۰۴. </ref>، چراکه [[اهلبیت]] تمام [[علوم]] و [[معارف اسلامی]] را از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} (باواسطه یا بدون واسطه) گرفته و بدون هیچ کم و کاست و [[خطا]] و اشتباهی به [[مردم]] و [[جامعۀ اسلامی]] [[ابلاغ]] نموده و [[تبیین]] و [[تفسیر]] آنرا به عهده دارند<ref>مطهری، مرتضی، امامت و رهبری، ص ۵۴؛ همان، ص ۹۳ ـ ۹۵.</ref>.<ref>ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان{{ع}}، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.</ref> | ||
#[[دلایل قرآنی]]: آیاتی از [[قرآن کریم]] دلالت بر مرجعیت دینی [[ائمه]]{{ع}} بعد از [[رسول اکرم]]{{صل}} دارند؛ برخی از این [[آیات]] عبارتاند از: [[آیه تطهیر]] <ref>سورۀ احزاب، آیۀ 33. </ref>؛ [[آیه اولی الامر]]<ref>سورۀ نساء، آیۀ 59.</ref>؛ [[آیه اهل الذکر]] <ref>سورۀ نحل، آیۀ ۴۳.</ref>؛ [[آیه صادقین]] <ref>سورۀ توبه، آیۀ 19.</ref>؛ آیه ثم اهتدی<ref>سورۀ طه، آیۀ 82.</ref>؛ [[آیه مباهله]] <ref>سورۀ آل عمران، آیۀ 61.</ref> و [[آیات]] دیگری مانند: [[آیۀ علم الکتاب]]<ref>سورۀ رعد، آیۀ ۴۳.</ref>؛ [[آیۀ اعتصام]]<ref>سورۀ آل عمران، آیۀ ۱۰۳.</ref>؛ آیۀ مس کتاب<ref>سورۀ واقعه، آیۀ ۷۷ ـ ۷۹. </ref>؛ آیۀ اوتوالعلم<ref>سورۀ عنکبوت، آیۀ ۴۹</ref> و آیۀ [[اصطفاء]]<ref>سورۀ فاطر، آیۀ ۳۱ ـ ۳۳.</ref>.<ref>ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات؛ فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت.</ref> | #'''[[دلایل قرآنی]]''': آیاتی از [[قرآن کریم]] دلالت بر مرجعیت دینی [[ائمه]]{{ع}} بعد از [[رسول اکرم]]{{صل}} دارند؛ برخی از این [[آیات]] عبارتاند از: [[آیه تطهیر]] <ref>سورۀ احزاب، آیۀ 33. </ref>؛ [[آیه اولی الامر]]<ref>سورۀ نساء، آیۀ 59.</ref>؛ [[آیه اهل الذکر]] <ref>سورۀ نحل، آیۀ ۴۳.</ref>؛ [[آیه صادقین]] <ref>سورۀ توبه، آیۀ 19.</ref>؛ آیه ثم اهتدی<ref>سورۀ طه، آیۀ 82.</ref>؛ [[آیه مباهله]] <ref>سورۀ آل عمران، آیۀ 61.</ref> و [[آیات]] دیگری مانند: [[آیۀ علم الکتاب]]<ref>سورۀ رعد، آیۀ ۴۳.</ref>؛ [[آیۀ اعتصام]]<ref>سورۀ آل عمران، آیۀ ۱۰۳.</ref>؛ آیۀ مس کتاب<ref>سورۀ واقعه، آیۀ ۷۷ ـ ۷۹. </ref>؛ آیۀ اوتوالعلم<ref>سورۀ عنکبوت، آیۀ ۴۹</ref> و آیۀ [[اصطفاء]]<ref>سورۀ فاطر، آیۀ ۳۱ ـ ۳۳.</ref>.<ref>ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات؛ فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت.</ref> | ||
#[[دلایل روایی]]: برخی از [[روایات]] هم بر مرجعیت دینی اهل بیت{{ع}} دلالت دارند مانند: [[حدیث ثقلین]]<ref>کمال الدین، ج۱، ص ۲۳۴؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج ۱، ص ۱۸۵ و ۱۸۶</ref>؛ [[حدیث سفینه]]<ref>حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج ۲،ص ۳۴۳؛ طبرانی، المعجم الأوسط، ج ۵، ص ۳۰۶؛ سیوطی، الدرالمنثور، ج ۱، ص ۳۷۳.</ref>؛ [[حدیث منزلت]]<ref>کافی، ج۸، ص۱۰۷. </ref> و [[حدیث امان]] <ref>حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۴۹؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج ۱۲، ص ۱۰۲.</ref>.<ref>ر.ک: رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات؛ رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان{{ع}}، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.</ref>. | #'''[[دلایل روایی]]''': برخی از [[روایات]] هم بر مرجعیت دینی اهل بیت{{ع}} دلالت دارند مانند: [[حدیث ثقلین]]<ref>کمال الدین، ج۱، ص ۲۳۴؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج ۱، ص ۱۸۵ و ۱۸۶</ref>؛ [[حدیث سفینه]]<ref>حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج ۲،ص ۳۴۳؛ طبرانی، المعجم الأوسط، ج ۵، ص ۳۰۶؛ سیوطی، الدرالمنثور، ج ۱، ص ۳۷۳.</ref>؛ [[حدیث منزلت]]<ref>کافی، ج۸، ص۱۰۷. </ref> و [[حدیث امان]] <ref>حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۴۹؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج ۱۲، ص ۱۰۲.</ref>.<ref>ر.ک: رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات؛ رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان{{ع}}، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.</ref>. | ||
#واقعیات خارجی: بعد از [[رحلت پیامبر اسلام]]{{صل}} همان کسانی که [[جانشین]] آن [[حضرت]] را از صحنه [[خلافت]] و [[سیاست]] کنار گذاشته بودند در [[مشکلات]] [[علمی]] و [[اعتقادی]] و [[سیاسی]] به ایشان [[پناه]] آورده و پاسخ خود را دریافت میکردند، این ادعا چنان روشن است که جایی را برای [[انکار]] باقی نگذاشته است، تا آنجا که میگویند: [[عمر بن خطاب]] در بیست و سه مسأله به [[علی]]{{ع}} [[رجوع]] کرد<ref>ابن شهرآشوب، محمد، المناقب، ج ۱، ص ۳۰۹؛ القندوزی الحنفی، سلیمان بن الشیخ ابراهیم الحسینی البلخی، ینابیع المودة، ج ۱، باب ۱۴، ح، ص ۲۲۷؛ امینی، شیخ عبدالحسین، الغدیر، ج ۳، ص ۹۷.</ref> و هر بار اظهار میداشت "لولا [[علی]] لهلک [[عمر]]" یعنی اگر [[علی]]{{ع}} نبود [[عمر]] هلاک میشد. همین روش در میان [[امامان]] ادامه داشت تا جایی که [[ابوحنیفه]]، یکی از [[امامان]] [[اهل سنت]] میگوید: «اگر آن دو سال شاگردی در [[خدمت]] [[امام صادق]]{{ع}} نبود من هلاک میشدم»<ref>مختصر التحفه الاثنی عشریه، محمود الآلوسی، ص ۸؛ الطوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن، تلخیص الشافی، ج ۱، ص ۲۱۰؛ سبحانی، جعفر، الاعتصام بالکتاب والسنة، ص ۳۴۸.</ref>.<ref>ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان{{ع}}، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.</ref> | #'''واقعیات خارجی''': بعد از [[رحلت پیامبر اسلام]]{{صل}} همان کسانی که [[جانشین]] آن [[حضرت]] را از صحنه [[خلافت]] و [[سیاست]] کنار گذاشته بودند در [[مشکلات]] [[علمی]] و [[اعتقادی]] و [[سیاسی]] به ایشان [[پناه]] آورده و پاسخ خود را دریافت میکردند، این ادعا چنان روشن است که جایی را برای [[انکار]] باقی نگذاشته است، تا آنجا که میگویند: [[عمر بن خطاب]] در بیست و سه مسأله به [[علی]]{{ع}} [[رجوع]] کرد<ref>ابن شهرآشوب، محمد، المناقب، ج ۱، ص ۳۰۹؛ القندوزی الحنفی، سلیمان بن الشیخ ابراهیم الحسینی البلخی، ینابیع المودة، ج ۱، باب ۱۴، ح، ص ۲۲۷؛ امینی، شیخ عبدالحسین، الغدیر، ج ۳، ص ۹۷.</ref> و هر بار اظهار میداشت "لولا [[علی]] لهلک [[عمر]]" یعنی اگر [[علی]]{{ع}} نبود [[عمر]] هلاک میشد. همین روش در میان [[امامان]] ادامه داشت تا جایی که [[ابوحنیفه]]، یکی از [[امامان]] [[اهل سنت]] میگوید: «اگر آن دو سال شاگردی در [[خدمت]] [[امام صادق]]{{ع}} نبود من هلاک میشدم»<ref>مختصر التحفه الاثنی عشریه، محمود الآلوسی، ص ۸؛ الطوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن، تلخیص الشافی، ج ۱، ص ۲۱۰؛ سبحانی، جعفر، الاعتصام بالکتاب والسنة، ص ۳۴۸.</ref>.<ref>ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان{{ع}}، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.</ref> | ||
==[[مرجعیت]] [[دینی]] [[امامان]] از دیدگاه [[شیعه]] و [[اهل سنت]]== | ==[[مرجعیت]] [[دینی]] [[امامان]] از دیدگاه [[شیعه]] و [[اهل سنت]]== | ||