بتپرستی در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←ادله انبیای الهی در مبارزه با بتها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
# [[حضرت محمد]]{{صل}}: [[اعراب]] [[عربستان]] با دور شدن از [[دین حنیف]] به بهانههای گوناگون به [[بتپرستی]] روی آورده، با سوت کشیدن و [[کف]] زدن در کنار [[کعبه]] به [[پرستش]] بتها میپرداختند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۱، ص ۷۷ ـ ۷۹؛ طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ج ۱۴، ص ۲۹۱.</ref>. هر [[قبیله]] از [[قبایل عرب]] که بتهای پنجگانه [[قوم نوح]] به آنان منتقل شده بود، برای خود بتی [[انتخاب]] کرده بود که به آن منتسب میشد و برای [[فرزندان]] خود نامهایی برگرفته از [[اسامی]] [[بتها]]، همچون عبدالعزی و [[عبد]] [[منات]] [[انتخاب]] میکرد<ref>شکری الألوسی البغدادی، محمود، بلوغالارب، ج ۲، ص ۲۰۲ ـ ۲۰۳؛ طاهر بن عاشور، التحریر والتنویر، ج ۹، ص ۲۱۴.</ref>. [[بت]] چوبی عُزّی، مخصوص [[قریش]] بود و [[لات]] برای [[طایفه]] ثقیف و [[منات]] مخصوص [[اوس]] و [[خزرج]] بود<ref>ابن هشام، السیرهالنبویه، ج ۱، ص ۸۳، ۸۵؛ مکارم شیرازی، ناصر، نمونه، ج ۱۶، ص ۲۴۶.</ref>. علاوه بر آن اهالی [[مکه]] بتهایی به نامهای "[[هبل]]"، "[[نائله]]" و "[[اساف]]" داشتند؛ همچنین سنگهایی در اطراف [[کعبه]] [[نصب]] کرده بودند که شکل و صورت خاصی نداشت و آنها را "نُصُب" مینامیدند<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج ۳، ص ۲۴۴؛ سیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور، ج ۳، ص ۱۵.</ref>. برخی گفتهاند: [[مشرکان]] [[عرب]] دو [[بت]] دیگر نیز به نام "[[جبت]]" و "[[طاغوت]]" داشتند. تعدا بتهای کوچک و بزرگ در [[مکه]] بالغ بر ۳۶۰ [[بت]] میشد و در هر خانهای بتی قرار داشت که [[پرستش]] میشد و هنگام آغاز [[سفر]] و پایان آن، ابتدا برای استلام (دست مالیدن و بوسه زدن به قصد [[تبرک]]) به سراغ [[بت]] میرفتند<ref>الموسوعة الذهبیه، ج ۵، ص ۲۱۱.</ref>. [[بتپرستان]] برای [[بتها]] [[خادمان]] مخصوص میگماردند. آنان در مقابل بتها حیوانهایی [[قربانی]] میکردند و [[خون]] [[قربانی]] را بر آنها میمالیدند و با این عمل خویش [[سعی]] در دفع امراضی نظیر برص و [[جذام]] و جنزدگی از خود و به ویژه [[کودکان]] خویش داشتند<ref>طاهر بن عاشور، التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۹۵.</ref>. آنها حتی بخشی از [[اموال]] خود را برای [[بتها]] قرار داده، قسمتی از شتران و چارپایان و بخشی از زراعت خود را در [[راه]] [[بتها]] صرف میکردند و میگفتند: {{متن قرآن|هَذَا لِشُرَكَائِنَا}}<ref>سوره انعام، آیه ۱۳۶.</ref>، این سهم ویژه [[خادمان]] و متولیان [[بت]] و بتخانه و [[مراسم]] [[قربانی]] و استفاده خودشان بود، در حالی که سهم [[خدا]] را به [[کودکان]] و [[مهمانان]] میدادند. [[پیامبر اسلام]] که از طرف [[پروردگار]] با بیّنه و دلیلی روشن برای [[هدایت]] [[انسانها]] [[مبعوث]] شده بود، در برابر [[بتپرستان]] [[قیام]] کرد<ref>ر.ک: رضایی بیرجندی، علی، بتپرستی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.</ref>. | # [[حضرت محمد]]{{صل}}: [[اعراب]] [[عربستان]] با دور شدن از [[دین حنیف]] به بهانههای گوناگون به [[بتپرستی]] روی آورده، با سوت کشیدن و [[کف]] زدن در کنار [[کعبه]] به [[پرستش]] بتها میپرداختند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۱، ص ۷۷ ـ ۷۹؛ طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ج ۱۴، ص ۲۹۱.</ref>. هر [[قبیله]] از [[قبایل عرب]] که بتهای پنجگانه [[قوم نوح]] به آنان منتقل شده بود، برای خود بتی [[انتخاب]] کرده بود که به آن منتسب میشد و برای [[فرزندان]] خود نامهایی برگرفته از [[اسامی]] [[بتها]]، همچون عبدالعزی و [[عبد]] [[منات]] [[انتخاب]] میکرد<ref>شکری الألوسی البغدادی، محمود، بلوغالارب، ج ۲، ص ۲۰۲ ـ ۲۰۳؛ طاهر بن عاشور، التحریر والتنویر، ج ۹، ص ۲۱۴.</ref>. [[بت]] چوبی عُزّی، مخصوص [[قریش]] بود و [[لات]] برای [[طایفه]] ثقیف و [[منات]] مخصوص [[اوس]] و [[خزرج]] بود<ref>ابن هشام، السیرهالنبویه، ج ۱، ص ۸۳، ۸۵؛ مکارم شیرازی، ناصر، نمونه، ج ۱۶، ص ۲۴۶.</ref>. علاوه بر آن اهالی [[مکه]] بتهایی به نامهای "[[هبل]]"، "[[نائله]]" و "[[اساف]]" داشتند؛ همچنین سنگهایی در اطراف [[کعبه]] [[نصب]] کرده بودند که شکل و صورت خاصی نداشت و آنها را "نُصُب" مینامیدند<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج ۳، ص ۲۴۴؛ سیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور، ج ۳، ص ۱۵.</ref>. برخی گفتهاند: [[مشرکان]] [[عرب]] دو [[بت]] دیگر نیز به نام "[[جبت]]" و "[[طاغوت]]" داشتند. تعدا بتهای کوچک و بزرگ در [[مکه]] بالغ بر ۳۶۰ [[بت]] میشد و در هر خانهای بتی قرار داشت که [[پرستش]] میشد و هنگام آغاز [[سفر]] و پایان آن، ابتدا برای استلام (دست مالیدن و بوسه زدن به قصد [[تبرک]]) به سراغ [[بت]] میرفتند<ref>الموسوعة الذهبیه، ج ۵، ص ۲۱۱.</ref>. [[بتپرستان]] برای [[بتها]] [[خادمان]] مخصوص میگماردند. آنان در مقابل بتها حیوانهایی [[قربانی]] میکردند و [[خون]] [[قربانی]] را بر آنها میمالیدند و با این عمل خویش [[سعی]] در دفع امراضی نظیر برص و [[جذام]] و جنزدگی از خود و به ویژه [[کودکان]] خویش داشتند<ref>طاهر بن عاشور، التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۹۵.</ref>. آنها حتی بخشی از [[اموال]] خود را برای [[بتها]] قرار داده، قسمتی از شتران و چارپایان و بخشی از زراعت خود را در [[راه]] [[بتها]] صرف میکردند و میگفتند: {{متن قرآن|هَذَا لِشُرَكَائِنَا}}<ref>سوره انعام، آیه ۱۳۶.</ref>، این سهم ویژه [[خادمان]] و متولیان [[بت]] و بتخانه و [[مراسم]] [[قربانی]] و استفاده خودشان بود، در حالی که سهم [[خدا]] را به [[کودکان]] و [[مهمانان]] میدادند. [[پیامبر اسلام]] که از طرف [[پروردگار]] با بیّنه و دلیلی روشن برای [[هدایت]] [[انسانها]] [[مبعوث]] شده بود، در برابر [[بتپرستان]] [[قیام]] کرد<ref>ر.ک: رضایی بیرجندی، علی، بتپرستی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.</ref>. | ||
==[[ادله]] [[انبیای الهی]] در [[مبارزه]] با [[بتها]]== | ==[[ادله]] [[انبیای الهی]] در [[مبارزه]] با [[بتها]]== | ||
#بیاثر بودن [[عبادت]] [[بتها]]: [[پرستش]] با [[انگیزه]] جلب نفع و دفع زیان یا [[سپاس]] در برابر نعمتهای اعطایی از سوی [[معبود]] است؛ ولی [[بت]] از بارزترین [[صفات]] [[ربوبیّت]]، یعنی [[علم]] و [[قدرت]] تهی است و در نتیجه نه توان رساندن خیر به [[پرستش]] کننده خویش و دفع [[شر]] از او را دارد و نه از [[عبادت]] پرستشگران خود [[آگاه]] میشود، به همین [[دلیل]] [[عبادت]] آن [[بیهوده]] است<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۷، ص ۱۶۸ ـ ۱۶۹؛ ج ۱۴، ص ۵۸؛ ج ۱۵، ص ۲۸۲.</ref>. | |||
#تلازم ([[همراهی]]) [[خالقیت]] و [[ربوبیت]]: با توجّه به اینکه [[بتپرستان]] [[آفریدگار]] [[یکتا]] را پذیرفته، ولی [[معتقد]] بودند [[خداوند]]، [[امر]] [[تدبیر]] را به بعضی از مخلوقهای خویش سپرده است که [[بتها]] نماد و سمبل آنها به شمار میآیند<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۱۵، ص ۲۸۱؛ ج ۱۶، ص ۱۱۵.</ref> و ازاینرو [[شایسته]] پرستشاند؛ [[ابراهیم]] بارها با تعبیرهای گوناگون گوشزد کرد که این مطلب، ادعایی بی اساس است؛ چرا که ممکن نیست [[تدبیر]] از [[خلق]] جدا باشد، با توجه به اینکه موجودات جسمانی به تدریج کامل میشوند، بنابراین معقول نیست [[خلقت]] موجودات، [[فعل خداوند]] و [[تدبیر]] آنها کار موجود دیگری باشد؛ لذا چون [[خالق]] خداست، مدبّر هم اوست<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۱۵، ص ۲۸۳.</ref>. | |||
# [[نفی]] [[شفاعت]] بتها: برخی از [[بتپرستان]] [[عرب]] [[اعتقاد]] داشتند گرچه از بتها مستقلاً کاری ساخته نیست؛ امّا آنان چون قدرتمندان عالم وجودند، [[مقام شفاعت]] در امور [[دنیایی]]<ref>طوسی، محمد بن حسن، التبیان، ج۵، ص۳۵۵؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمعالبیان، ج۵، ص ۱۴۸؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۷، ص ۵۷.</ref> به آنها واگذار شده است، ازاینرو نسبت به [[ضعیفان]]<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۱۰، ص ۳۰ ـ ۳۱.</ref> منشأ سود و زیاناند، اما این پنداری است مردود<ref>سوره انعام، آیه ۵۱.</ref>، زیرا مراد از [[شفاعت]]، شفاعتی به [[اذن خدا]] و [[رضایت]] اوست<ref>سوره نجم، آیه ۲۵-۲۶.</ref> چراکه [[دنیا]] و [[آخرت]] متعلق به اوست، لذا [[بتپرستان]] باید از [[کتب آسمانی]] برای [[اثبات]] چنین مدعایی مدرک و سندی بیاورند. | |||
#فقدان [[دلیل]] بر بت پرستی: [[بتپرستان]] بهرغم اینکه [[دلیل]] و برهانی [[عقلی]] یا [[شرعی]] نداشتند، به بتپرستی [[گرایش]] پیدا کرده بودند، ازاینرو [[پیامبر]] [[مأموریت]] یافت به آنها بگوید اگر [[صداقت]] دارید برای این کار خود [[برهان]] بیاورید<ref>سوره بقره، آیه ۱۱۱.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بعد از استدلالهای فراوان، وقتی با [[مکر]] و [[فریب]] [[بتپرستان]] و بهانه جوییهای آنان روبهرو میشود به آنان اعلام میکند: «هر موجودی جز [[خدا]] را میخواهید بپرستید؛ ولی [[منتظر]] پیامدهای آن باشید»<ref>سوره زمر، آیه ۱۵.</ref>.<ref>ر.ک: رضایی بیرجندی، علی، بتپرستی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.</ref> | |||
==پیامدهای [[بت پرستی]]== | ==پیامدهای [[بت پرستی]]== | ||
از دیدگاه [[قرآنکریم]]، [[بتپرستی]]، [[رنج]] و زحمتی بیفرجام<ref>سوره مؤمنون، آیه ۱۱۷.</ref>، عملی خسارتبار<ref>سوره زمر، آیه ۶۴-۶۵.</ref> و ظالمانه<ref>سوره هود، آیه ۱۰۱.</ref> و گناهی نابخشودنی است<ref>سوره نساء، آیه ۱۱۶.</ref> که [[نکوهش]]، [[خشم]] و [[لعنت خدا]] در [[دنیا]] و [[آخرت]]<ref>سوره هود، آیه ۶۰.</ref> و سرانجام [[هلاکت]] [[بتپرستان]] را در پی دارد<ref>سوره هود، آیه ۱۰۲.</ref>.<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۹۱ ـ ۲۹۲.</ref> [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در این باره فرمود: هرکس [[دوست]] داشته باشد [[معبود]] واقع شود او هم با عابدانش در [[دوزخ]] خواهد بود [[بدیهی]] است معبودانی وارد [[دوزخ]] میشوند که به [[عبادت]] [[عابدان]] خود [[راضی]] بودند؛ همچون [[فرعون]] که [[مردم]] را به [[عبادت]] خود [[دعوت]] میکرد؛ نه مانند [[مسیح]] که از عمل آنها بیزار بوده و هست<ref>سوره انبیاء، آیه ۱۰۱.</ref>. [[قرآن کریم]] در [[آیات]] مختلفی<ref>سوره عنکبوت، آیه ۱۷.</ref> نیز به [[عابدان]] و [[بتپرستان]] [[تذکر]] داده که [[انسان]] به سوی [[خداوند]] باز گشته و به [[اعمال]] او رسیدگی خواهد شد و [[عبادت]] [[خداوند]] یا غیر [[خداوند]] بر [[سعادت]] و [[شقاوت انسان]] در [[آخرت]] تأثیر مستقیم خواهد داشت و در آنجا ضمن [[دشمنی]] با [[بتها]] و [[شیاطین]]، به [[گمراهی]] خویش در مساوی دانستن [[بتها]] با [[پروردگار]] اعتراف خواهند کرد<ref>ر.ک: رضایی بیرجندی، علی، بتپرستی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.</ref>. با توجه به اینکه [[بتپرستان]] (اعم از پرستندگان [[فرشتگان]]، [[پیامبران]] و...) در [[حقیقت]] [[شیاطین]] و هرچه را که [[شیطان]] به آنها [[دستور]] میداد میپرستند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۱، ص ۳۵۹؛ مکارم شیرازی، ناصر، نمونه، ج ۲۱، ص ۹۳ ـ ۹۴.</ref>؛ [[قرآن کریم]] [[تذکر]] میدهد بتها در [[دنیا]] [[فکر]] [[بتپرستان]] را به [[انحطاط]]، [[پستی]] و [[خرافات]] سوق میدهند، زیانشان از نفعشان نزدیکتر است<ref>سوره حج، آیه ۱۳.</ref> و موجب [[گمراهی]] بسیاری از [[مردم]]<ref>سوره ابراهیم، آیه ۳۶.</ref> و نابودی آنان میشود، ازاینرو آنها [[دشمن]] [[انسان]] به شمار میآیند<ref>سوره شعراء، آیه ۷۷.</ref>.<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۸، ص ۳۷۷.</ref> [[بتپرستی]] در [[قرآن]] اندیشهای ضد [[عقل]] و [[خرد]] دارد<ref>سوره انبیاء، آیه ۶۶-۶۷.</ref> و مستلزم دور شدن از [[حق]] و [[حقیقت]] است<ref>سوره انبیاء، آیه ۲۱.</ref>. [[بت پرستان]] در [[قیامت]] که هنگامه [[ظهور]] [[حق]] است، به سرعت به سوی [[دادگاه]] [[عدل الهی]] میشتابند؛ چنان که در [[دنیا]] به سرعت به سوی بتهایشان میدوند<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۵۳۹.</ref>، آنگاه معبودهایشان اعم از [[انسانها]]؛ [[شیاطین]]، [[بتها]] و... از آنان [[بیزاری]] میجویند<ref>سوره بقره، آیه ۱۶۵-۱۶۶.</ref>. [[بتپرستان]] نیز هنگام دیدن [[آتش دوزخ]] از بُتها و معبودان [[تبرّی]] میجویند. ولی این [[تبرّی]] جستنها هیچ سودی ندارد، بلکه [[بتپرستان]] و بُتها همگی وارد [[جهنم]] شده، هیزم آن خواهند بود<ref>سوره انبیاء، آیه ۹۸-۹۹.</ref> و در آنجا ضمن [[دشمنی]] با [[بتها]] و [[شیاطین]]، به [[گمراهی]] خویش در مساوی دانستن [[بتها]] با [[پروردگار]] اعتراف خواهند کرد<ref>ر.ک: رضایی بیرجندی، علی، بتپرستی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.</ref>. | از دیدگاه [[قرآنکریم]]، [[بتپرستی]]، [[رنج]] و زحمتی بیفرجام<ref>سوره مؤمنون، آیه ۱۱۷.</ref>، عملی خسارتبار<ref>سوره زمر، آیه ۶۴-۶۵.</ref> و ظالمانه<ref>سوره هود، آیه ۱۰۱.</ref> و گناهی نابخشودنی است<ref>سوره نساء، آیه ۱۱۶.</ref> که [[نکوهش]]، [[خشم]] و [[لعنت خدا]] در [[دنیا]] و [[آخرت]]<ref>سوره هود، آیه ۶۰.</ref> و سرانجام [[هلاکت]] [[بتپرستان]] را در پی دارد<ref>سوره هود، آیه ۱۰۲.</ref>.<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۹۱ ـ ۲۹۲.</ref> [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در این باره فرمود: هرکس [[دوست]] داشته باشد [[معبود]] واقع شود او هم با عابدانش در [[دوزخ]] خواهد بود [[بدیهی]] است معبودانی وارد [[دوزخ]] میشوند که به [[عبادت]] [[عابدان]] خود [[راضی]] بودند؛ همچون [[فرعون]] که [[مردم]] را به [[عبادت]] خود [[دعوت]] میکرد؛ نه مانند [[مسیح]] که از عمل آنها بیزار بوده و هست<ref>سوره انبیاء، آیه ۱۰۱.</ref>. [[قرآن کریم]] در [[آیات]] مختلفی<ref>سوره عنکبوت، آیه ۱۷.</ref> نیز به [[عابدان]] و [[بتپرستان]] [[تذکر]] داده که [[انسان]] به سوی [[خداوند]] باز گشته و به [[اعمال]] او رسیدگی خواهد شد و [[عبادت]] [[خداوند]] یا غیر [[خداوند]] بر [[سعادت]] و [[شقاوت انسان]] در [[آخرت]] تأثیر مستقیم خواهد داشت و در آنجا ضمن [[دشمنی]] با [[بتها]] و [[شیاطین]]، به [[گمراهی]] خویش در مساوی دانستن [[بتها]] با [[پروردگار]] اعتراف خواهند کرد<ref>ر.ک: رضایی بیرجندی، علی، بتپرستی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.</ref>. با توجه به اینکه [[بتپرستان]] (اعم از پرستندگان [[فرشتگان]]، [[پیامبران]] و...) در [[حقیقت]] [[شیاطین]] و هرچه را که [[شیطان]] به آنها [[دستور]] میداد میپرستند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۱، ص ۳۵۹؛ مکارم شیرازی، ناصر، نمونه، ج ۲۱، ص ۹۳ ـ ۹۴.</ref>؛ [[قرآن کریم]] [[تذکر]] میدهد بتها در [[دنیا]] [[فکر]] [[بتپرستان]] را به [[انحطاط]]، [[پستی]] و [[خرافات]] سوق میدهند، زیانشان از نفعشان نزدیکتر است<ref>سوره حج، آیه ۱۳.</ref> و موجب [[گمراهی]] بسیاری از [[مردم]]<ref>سوره ابراهیم، آیه ۳۶.</ref> و نابودی آنان میشود، ازاینرو آنها [[دشمن]] [[انسان]] به شمار میآیند<ref>سوره شعراء، آیه ۷۷.</ref>.<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۸، ص ۳۷۷.</ref> [[بتپرستی]] در [[قرآن]] اندیشهای ضد [[عقل]] و [[خرد]] دارد<ref>سوره انبیاء، آیه ۶۶-۶۷.</ref> و مستلزم دور شدن از [[حق]] و [[حقیقت]] است<ref>سوره انبیاء، آیه ۲۱.</ref>. [[بت پرستان]] در [[قیامت]] که هنگامه [[ظهور]] [[حق]] است، به سرعت به سوی [[دادگاه]] [[عدل الهی]] میشتابند؛ چنان که در [[دنیا]] به سرعت به سوی بتهایشان میدوند<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۵۳۹.</ref>، آنگاه معبودهایشان اعم از [[انسانها]]؛ [[شیاطین]]، [[بتها]] و... از آنان [[بیزاری]] میجویند<ref>سوره بقره، آیه ۱۶۵-۱۶۶.</ref>. [[بتپرستان]] نیز هنگام دیدن [[آتش دوزخ]] از بُتها و معبودان [[تبرّی]] میجویند. ولی این [[تبرّی]] جستنها هیچ سودی ندارد، بلکه [[بتپرستان]] و بُتها همگی وارد [[جهنم]] شده، هیزم آن خواهند بود<ref>سوره انبیاء، آیه ۹۸-۹۹.</ref> و در آنجا ضمن [[دشمنی]] با [[بتها]] و [[شیاطین]]، به [[گمراهی]] خویش در مساوی دانستن [[بتها]] با [[پروردگار]] اعتراف خواهند کرد<ref>ر.ک: رضایی بیرجندی، علی، بتپرستی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.</ref>. | ||