پرش به محتوا

بت‌پرستی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'کف' به 'کف'
جز (جایگزینی متن - 'کف' به 'کف')
خط ۶۶: خط ۶۶:
# [[حضرت]] [[الیاس]]{{ع}}: [[قوم الیاس]] در [[سرزمین]] بعلبک لبنان [[زندگی]] می‌‌کردند. آنان [[بت]] طلایی "بعل" را که بزرگ‌ترین [[بت]] آنان بود<ref>طاهر بن عاشور، التحریر والتنویر، ج ۲۳، ص ۱۶۶.</ref> و طول آن به بیست زراع می‌رسید و چهار صورت و بالغ بر چهارصد نفر [[خادم]] داشت و برخی آن را نماد [[خورشید]] دانسته‌اند، [[پرستش]] می‌کردند. [[الیاس]]{{ع}} که از [[پیامبران بنی‌اسرائیل]] و از [[فرزندان]] "[[هارون]] بن [[عمران]]" است<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان، ج ۸، ص ۷۱۳؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۳۹۷.</ref> با جملات: {{متن قرآن|أَتَدْعُونَ بَعْلًا}}<ref>«آیا (بت) بعل را (به پرستش) می‌خوانید» سوره صافات، آیه ۱۲۵.</ref> و {{متن قرآن|أَلَا تَتَّقُونَ}}<ref>«آیا پرهیزگاری نمی‌ورزید؟» سوره شعراء، آیه ۱۰۶.</ref> [[تعجب]] و [[اعتراض]] خویش را نسبت به [[بت‌پرستی]] اعلام کرد و آنان را از [[عذاب الهی]] و [[کیفر]] [[اخروی]] برحذر داشت؛ امّا آنها برای توجیه [[اعمال]] خود می‌گفتند: این [[سنت]] [[پدران]] ماست و ما از [[سنت]] آنها دست برنمی‌داریم. [[حضرت]] [[الیاس]]{{ع}} تأکید کرد که [[شایسته]] [[پرستش]]، کسی است که [[ربّ]] و [[نظام]] بخش [[جهان]] و پرورش دهنده شما و [[پدران]] و نیاکان شماست؛ اگر آنان در [[شناخت]] [[معبود]] [[حقیقی]] به [[خطا]] رفتند شما چرا [[راه]] [[خطا]] را می‌پویید؟، ولی آنان [[الیاس]]{{ع}} را [[تکذیب]] کرده، بر [[بت‌پرستی]] خویش پای فشردند<ref>سوره صافات، آیه ۱۲۷.</ref>.
# [[حضرت]] [[الیاس]]{{ع}}: [[قوم الیاس]] در [[سرزمین]] بعلبک لبنان [[زندگی]] می‌‌کردند. آنان [[بت]] طلایی "بعل" را که بزرگ‌ترین [[بت]] آنان بود<ref>طاهر بن عاشور، التحریر والتنویر، ج ۲۳، ص ۱۶۶.</ref> و طول آن به بیست زراع می‌رسید و چهار صورت و بالغ بر چهارصد نفر [[خادم]] داشت و برخی آن را نماد [[خورشید]] دانسته‌اند، [[پرستش]] می‌کردند. [[الیاس]]{{ع}} که از [[پیامبران بنی‌اسرائیل]] و از [[فرزندان]] "[[هارون]] بن [[عمران]]" است<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان، ج ۸، ص ۷۱۳؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۳۹۷.</ref> با جملات: {{متن قرآن|أَتَدْعُونَ بَعْلًا}}<ref>«آیا (بت) بعل را (به پرستش) می‌خوانید» سوره صافات، آیه ۱۲۵.</ref> و {{متن قرآن|أَلَا تَتَّقُونَ}}<ref>«آیا پرهیزگاری نمی‌ورزید؟» سوره شعراء، آیه ۱۰۶.</ref> [[تعجب]] و [[اعتراض]] خویش را نسبت به [[بت‌پرستی]] اعلام کرد و آنان را از [[عذاب الهی]] و [[کیفر]] [[اخروی]] برحذر داشت؛ امّا آنها برای توجیه [[اعمال]] خود می‌گفتند: این [[سنت]] [[پدران]] ماست و ما از [[سنت]] آنها دست برنمی‌داریم. [[حضرت]] [[الیاس]]{{ع}} تأکید کرد که [[شایسته]] [[پرستش]]، کسی است که [[ربّ]] و [[نظام]] بخش [[جهان]] و پرورش دهنده شما و [[پدران]] و نیاکان شماست؛ اگر آنان در [[شناخت]] [[معبود]] [[حقیقی]] به [[خطا]] رفتند شما چرا [[راه]] [[خطا]] را می‌پویید؟، ولی آنان [[الیاس]]{{ع}} را [[تکذیب]] کرده، بر [[بت‌پرستی]] خویش پای فشردند<ref>سوره صافات، آیه ۱۲۷.</ref>.
# [[حضرت سلیمان]]{{ع}}: [[قوم]] [[سبأ]] که از نعمت‌های فراوانی برخوردار بودند و زنی به نام [[بلقیس]] بر آنان [[حکومت]] می‌کرد، در زمان [[حضرت سلیمان]]{{ع}} [[زندگی]] می‌‌کردند. آنها جمعیتی [[خورشید]] پرست بودند و [[شیطان]] این عمل [[زشت]] را برایشان [[زینت]] داده بود که [[دعوت]] [[حضرت سلیمان]]{{ع}} را پذیرفته و [[بت‌پرستی]] را ظلمی بر خویشتن معرفی کردند<ref>ر.ک: رضایی بیرجندی، علی، بت‌پرستی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.</ref>.
# [[حضرت سلیمان]]{{ع}}: [[قوم]] [[سبأ]] که از نعمت‌های فراوانی برخوردار بودند و زنی به نام [[بلقیس]] بر آنان [[حکومت]] می‌کرد، در زمان [[حضرت سلیمان]]{{ع}} [[زندگی]] می‌‌کردند. آنها جمعیتی [[خورشید]] پرست بودند و [[شیطان]] این عمل [[زشت]] را برایشان [[زینت]] داده بود که [[دعوت]] [[حضرت سلیمان]]{{ع}} را پذیرفته و [[بت‌پرستی]] را ظلمی بر خویشتن معرفی کردند<ref>ر.ک: رضایی بیرجندی، علی، بت‌پرستی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.</ref>.
# [[حضرت محمد]]{{صل}}: [[اعراب]] [[عربستان]] با دور شدن از [[دین حنیف]] به بهانه‌های گوناگون به [[بت‌پرستی]] روی آورده، با سوت کشیدن و [[کف]] زدن در کنار [[کعبه]] به [[پرستش]] بتها می‌پرداختند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۱، ص ۷۷ ـ ۷۹؛ طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ج ۱۴، ص ۲۹۱.</ref>. هر [[قبیله]] از [[قبایل عرب]] که بت‌های پنج‌گانه [[قوم نوح]] به آنان منتقل شده بود، برای خود بتی [[انتخاب]] کرده بود که به آن منتسب می‌شد و برای [[فرزندان]] خود نام‌هایی برگرفته از [[اسامی]] [[بت‌ها]]، همچون عبدالعزی و [[عبد]] [[منات]] [[انتخاب]] می‌کرد<ref>شکری الألوسی البغدادی، محمود، بلوغ‌الارب، ج ۲، ص ۲۰۲ ـ ۲۰۳؛ طاهر بن عاشور، التحریر والتنویر، ج ۹، ص ۲۱۴.</ref>. [[بت]] چوبی عُزّی، مخصوص [[قریش]] بود و [[لات]] برای [[طایفه]] ثقیف و [[منات]] مخصوص [[اوس]] و [[خزرج]] بود<ref>ابن هشام، السیره‌النبویه، ج ۱، ص ۸۳، ۸۵؛ مکارم شیرازی، ناصر، نمونه، ج ۱۶، ص ۲۴۶.</ref>. علاوه بر آن اهالی [[مکه]] بت‌هایی به نام‌های "[[هبل]]"، "[[نائله]]" و "[[اساف]]" داشتند؛ همچنین سنگ‌هایی در اطراف [[کعبه]] [[نصب]] کرده بودند که شکل و صورت خاصی نداشت و آنها را "نُصُب" می‌نامیدند<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج ۳، ص ۲۴۴؛ سیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور، ج ۳، ص ۱۵.</ref>. برخی گفته‌اند: [[مشرکان]] [[عرب]] دو [[بت]] دیگر نیز به نام "[[جبت]]" و "[[طاغوت]]" داشتند. تعدا بت‌های کوچک و بزرگ در [[مکه]] بالغ بر ۳۶۰ [[بت]] می‌شد و در هر خانه‌ای بتی قرار داشت که [[پرستش]] می‌شد و هنگام آغاز [[سفر]] و پایان آن، ابتدا برای استلام (دست مالیدن و بوسه زدن به قصد [[تبرک]]) به سراغ [[بت]] می‌رفتند<ref>الموسوعة الذهبیه، ج ۵، ص ۲۱۱.</ref>. [[بت‌پرستان]] برای [[بت‌ها]] [[خادمان]] مخصوص می‌گماردند. آنان در مقابل بتها حیوانهایی [[قربانی]] می‌کردند و [[خون]] [[قربانی]] را بر آنها می‌مالیدند و با این عمل خویش [[سعی]] در دفع امراضی نظیر برص و [[جذام]] و جن‌زدگی از خود و به ویژه [[کودکان]] خویش داشتند<ref>طاهر بن عاشور، التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۹۵.</ref>. آنها حتی بخشی از [[اموال]] خود را برای [[بت‌ها]] قرار داده، قسمتی از شتران و چارپایان و بخشی از زراعت خود را در [[راه]] [[بت‌ها]] صرف می‌کردند و می‌گفتند: {{متن قرآن|هَذَا لِشُرَكَائِنَا}}<ref>سوره انعام، آیه ۱۳۶.</ref>، این سهم ویژه [[خادمان]] و متولیان [[بت]] و بت‌خانه و [[مراسم]] [[قربانی]] و استفاده خودشان بود، در حالی که سهم [[خدا]] را به [[کودکان]] و [[مهمانان]] می‌دادند. [[پیامبر اسلام]] که از طرف [[پروردگار]] با بیّنه و دلیلی روشن برای [[هدایت]] [[انسان‌ها]] [[مبعوث]] شده بود، در برابر [[بت‌پرستان]] [[قیام]] کرد<ref>ر.ک: رضایی بیرجندی، علی، بت‌پرستی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.</ref>.  
# [[حضرت محمد]]{{صل}}: [[اعراب]] [[عربستان]] با دور شدن از [[دین حنیف]] به بهانه‌های گوناگون به [[بت‌پرستی]] روی آورده، با سوت کشیدن و کف زدن در کنار [[کعبه]] به [[پرستش]] بتها می‌پرداختند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۱، ص ۷۷ ـ ۷۹؛ طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ج ۱۴، ص ۲۹۱.</ref>. هر [[قبیله]] از [[قبایل عرب]] که بت‌های پنج‌گانه [[قوم نوح]] به آنان منتقل شده بود، برای خود بتی [[انتخاب]] کرده بود که به آن منتسب می‌شد و برای [[فرزندان]] خود نام‌هایی برگرفته از [[اسامی]] [[بت‌ها]]، همچون عبدالعزی و [[عبد]] [[منات]] [[انتخاب]] می‌کرد<ref>شکری الألوسی البغدادی، محمود، بلوغ‌الارب، ج ۲، ص ۲۰۲ ـ ۲۰۳؛ طاهر بن عاشور، التحریر والتنویر، ج ۹، ص ۲۱۴.</ref>. [[بت]] چوبی عُزّی، مخصوص [[قریش]] بود و [[لات]] برای [[طایفه]] ثقیف و [[منات]] مخصوص [[اوس]] و [[خزرج]] بود<ref>ابن هشام، السیره‌النبویه، ج ۱، ص ۸۳، ۸۵؛ مکارم شیرازی، ناصر، نمونه، ج ۱۶، ص ۲۴۶.</ref>. علاوه بر آن اهالی [[مکه]] بت‌هایی به نام‌های "[[هبل]]"، "[[نائله]]" و "[[اساف]]" داشتند؛ همچنین سنگ‌هایی در اطراف [[کعبه]] [[نصب]] کرده بودند که شکل و صورت خاصی نداشت و آنها را "نُصُب" می‌نامیدند<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج ۳، ص ۲۴۴؛ سیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور، ج ۳، ص ۱۵.</ref>. برخی گفته‌اند: [[مشرکان]] [[عرب]] دو [[بت]] دیگر نیز به نام "[[جبت]]" و "[[طاغوت]]" داشتند. تعدا بت‌های کوچک و بزرگ در [[مکه]] بالغ بر ۳۶۰ [[بت]] می‌شد و در هر خانه‌ای بتی قرار داشت که [[پرستش]] می‌شد و هنگام آغاز [[سفر]] و پایان آن، ابتدا برای استلام (دست مالیدن و بوسه زدن به قصد [[تبرک]]) به سراغ [[بت]] می‌رفتند<ref>الموسوعة الذهبیه، ج ۵، ص ۲۱۱.</ref>. [[بت‌پرستان]] برای [[بت‌ها]] [[خادمان]] مخصوص می‌گماردند. آنان در مقابل بتها حیوانهایی [[قربانی]] می‌کردند و [[خون]] [[قربانی]] را بر آنها می‌مالیدند و با این عمل خویش [[سعی]] در دفع امراضی نظیر برص و [[جذام]] و جن‌زدگی از خود و به ویژه [[کودکان]] خویش داشتند<ref>طاهر بن عاشور، التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۹۵.</ref>. آنها حتی بخشی از [[اموال]] خود را برای [[بت‌ها]] قرار داده، قسمتی از شتران و چارپایان و بخشی از زراعت خود را در [[راه]] [[بت‌ها]] صرف می‌کردند و می‌گفتند: {{متن قرآن|هَذَا لِشُرَكَائِنَا}}<ref>سوره انعام، آیه ۱۳۶.</ref>، این سهم ویژه [[خادمان]] و متولیان [[بت]] و بت‌خانه و [[مراسم]] [[قربانی]] و استفاده خودشان بود، در حالی که سهم [[خدا]] را به [[کودکان]] و [[مهمانان]] می‌دادند. [[پیامبر اسلام]] که از طرف [[پروردگار]] با بیّنه و دلیلی روشن برای [[هدایت]] [[انسان‌ها]] [[مبعوث]] شده بود، در برابر [[بت‌پرستان]] [[قیام]] کرد<ref>ر.ک: رضایی بیرجندی، علی، بت‌پرستی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.</ref>.  
==[[ادله]] [[انبیای الهی]] در [[مبارزه]] با [[بت‌ها]]==
==[[ادله]] [[انبیای الهی]] در [[مبارزه]] با [[بت‌ها]]==
#بی‌اثر بودن [[عبادت]] [[بت‌ها]]: [[پرستش]] با [[انگیزه]] جلب نفع و دفع زیان یا [[سپاس]] در برابر نعمت‌های اعطایی از سوی [[معبود]] است؛ ولی [[بت]] از بارزترین [[صفات]] [[ربوبیّت]]، یعنی [[علم]] و [[قدرت]] تهی است و در نتیجه نه توان رساندن خیر به [[پرستش‌]] کننده خویش و دفع [[شر]] از او را دارد و نه از [[عبادت]] پرستشگران خود [[آگاه]] می‌شود، به همین [[دلیل]] [[عبادت]] آن [[بیهوده]] است<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۷، ص ۱۶۸ ـ ۱۶۹؛ ج ۱۴، ص ۵۸؛ ج ۱۵، ص ۲۸۲.</ref>.
#بی‌اثر بودن [[عبادت]] [[بت‌ها]]: [[پرستش]] با [[انگیزه]] جلب نفع و دفع زیان یا [[سپاس]] در برابر نعمت‌های اعطایی از سوی [[معبود]] است؛ ولی [[بت]] از بارزترین [[صفات]] [[ربوبیّت]]، یعنی [[علم]] و [[قدرت]] تهی است و در نتیجه نه توان رساندن خیر به [[پرستش‌]] کننده خویش و دفع [[شر]] از او را دارد و نه از [[عبادت]] پرستشگران خود [[آگاه]] می‌شود، به همین [[دلیل]] [[عبادت]] آن [[بیهوده]] است<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۷، ص ۱۶۸ ـ ۱۶۹؛ ج ۱۴، ص ۵۸؛ ج ۱۵، ص ۲۸۲.</ref>.
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش