پرش به محتوا

اطاعت حاکم جائر در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'سلب' به 'سلب'
جز (جایگزینی متن - 'قوت' به 'قوت')
جز (جایگزینی متن - 'سلب' به 'سلب')
خط ۲۶۶: خط ۲۶۶:
حمید [[عنایت]] این نوع تلقی منفعلانه از مفهوم [[انتظار]] را میان [[شیعیان]] چنین ریشه‌یابی می‌کند: “این نکته از معنای اصطلاحی که برای چشم دوختن به [[راه]] بازگشت و [[ظهور]] وضع شده است، یعنی [[انتظار]] بر می‌آید؛ چه [[انتظار]] دلالت بر چشم دوختن منفعلانه به وقوع حوادث است و از اینجا تمایلی در میان [[شیعه]] پیدا شده که [[حکومت]] [[عادل]] - به معنای دقیق کلمه - را آرمانی بدانند که رسیدن به آن تا [[زمان ظهور]] و بازگشت غیرممکن باشد”<ref>حمید عنایت، اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، ص۵۵.</ref>. بدین‌ترتیب این برداشت [[سوء]] پدیدار شد که دستیابی به چنین جامعه‌ای تنها در [[زمان ظهور]] امکان‌پذیر خواهد بود و پیش از آن موعد، امکان نیل به آن تا حد بسیاری ناممکن است. از این رو هرگونه کوشش در این زمینه [[بیهوده]] خواهد بود.
حمید [[عنایت]] این نوع تلقی منفعلانه از مفهوم [[انتظار]] را میان [[شیعیان]] چنین ریشه‌یابی می‌کند: “این نکته از معنای اصطلاحی که برای چشم دوختن به [[راه]] بازگشت و [[ظهور]] وضع شده است، یعنی [[انتظار]] بر می‌آید؛ چه [[انتظار]] دلالت بر چشم دوختن منفعلانه به وقوع حوادث است و از اینجا تمایلی در میان [[شیعه]] پیدا شده که [[حکومت]] [[عادل]] - به معنای دقیق کلمه - را آرمانی بدانند که رسیدن به آن تا [[زمان ظهور]] و بازگشت غیرممکن باشد”<ref>حمید عنایت، اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، ص۵۵.</ref>. بدین‌ترتیب این برداشت [[سوء]] پدیدار شد که دستیابی به چنین جامعه‌ای تنها در [[زمان ظهور]] امکان‌پذیر خواهد بود و پیش از آن موعد، امکان نیل به آن تا حد بسیاری ناممکن است. از این رو هرگونه کوشش در این زمینه [[بیهوده]] خواهد بود.


چنین برداشت منفعلانه‌ای از [[انتظار ظهور]] دست‌کم برای گروهی از [[شیعیان]] تثبیت شد. این عده به [[سلب]] [[مسئولیت اجتماعی]] و ترک [[مبارزه]] [[معتقد]] بودند. آنان به دسته‌ای از [[روایات]] پیش‌گفته، که [[قیام]] و [[انقلاب]] را قبل از [[ظهور حضرت حجت]]{{ع}} [[باطل]] می‌دانست، استناد می‌جستند. این گروه معتقدند: توسعه زمینه‌های منفی در [[جامعه]] همچون تباه‌کاری‌ها و [[ستمگری‌ها]] و [[ایمان]] و [[اعتقاد]] [[مردم]] به [[اسلام]]، دو عامل اساسی تأثیرگذار در [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} است. بنابراین باید این دو عامل را تقویت کرد و ضمن [[ترویج]] زمینه‌های منفی، [[اسلام]] را به توده‌ها شناساند و به یک رشته [[اصلاحات]] [[اعتقادی]] [[دست]] زد<ref>منظور آنان از اصلاحات اعتقادی آن است که باید جامعه را درباره افکار مصلح‌نماها و کسانی که فریب بهائیت و بابیت را خورده‌اند روشن کرد تا آنان از مقام و شکوه انتظار آگاه شوند. بنابراین منظور آنان به هیچ وجه اصلاحات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... در جامعه نیست (ر.ک: ع. باقی، در شناخت قاعدین زمان، ص۱۳۰). </ref>. در عین حال، باید در سنگر [[تقیه]] و [[استتار]] و [[سکوت]] و حتی [[تظاهر]] نکردن به [[مخالفت]] با [[دشمن]] و کمینگاه [[صبر]] به سر بریم<ref>ر.ک: ع. باقی، در شناخت قاعدین زمان، ص۱۳۸.</ref> تا [[هنگام ظهور]] فرارسد.
چنین برداشت منفعلانه‌ای از [[انتظار ظهور]] دست‌کم برای گروهی از [[شیعیان]] تثبیت شد. این عده به سلب [[مسئولیت اجتماعی]] و ترک [[مبارزه]] [[معتقد]] بودند. آنان به دسته‌ای از [[روایات]] پیش‌گفته، که [[قیام]] و [[انقلاب]] را قبل از [[ظهور حضرت حجت]]{{ع}} [[باطل]] می‌دانست، استناد می‌جستند. این گروه معتقدند: توسعه زمینه‌های منفی در [[جامعه]] همچون تباه‌کاری‌ها و [[ستمگری‌ها]] و [[ایمان]] و [[اعتقاد]] [[مردم]] به [[اسلام]]، دو عامل اساسی تأثیرگذار در [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} است. بنابراین باید این دو عامل را تقویت کرد و ضمن [[ترویج]] زمینه‌های منفی، [[اسلام]] را به توده‌ها شناساند و به یک رشته [[اصلاحات]] [[اعتقادی]] [[دست]] زد<ref>منظور آنان از اصلاحات اعتقادی آن است که باید جامعه را درباره افکار مصلح‌نماها و کسانی که فریب بهائیت و بابیت را خورده‌اند روشن کرد تا آنان از مقام و شکوه انتظار آگاه شوند. بنابراین منظور آنان به هیچ وجه اصلاحات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... در جامعه نیست (ر.ک: ع. باقی، در شناخت قاعدین زمان، ص۱۳۰). </ref>. در عین حال، باید در سنگر [[تقیه]] و [[استتار]] و [[سکوت]] و حتی [[تظاهر]] نکردن به [[مخالفت]] با [[دشمن]] و کمینگاه [[صبر]] به سر بریم<ref>ر.ک: ع. باقی، در شناخت قاعدین زمان، ص۱۳۸.</ref> تا [[هنگام ظهور]] فرارسد.


چنین باوری موجب پیدایش این [[تفکر]] شد که هر [[حرکت اصلاحی]] و انقلابی با [[ظهور حضرت حجت]]{{ع}} مغایر است و [[ظهور]] ایشان را به تأخیر می‌اندازد. چنین بینشی درباره [[انتظار]] مغایر حرکت و [[مبارزه]] و [[جهاد]] با [[طاغوتیان]] و [[متجاوزان]] به [[حقوق]] انسان‌هاست. با این [[تفکر]]، ستمکارترین افراد که عضو دستگاه جبار [[سلطنت]] بودند می‌توانستند به منتظرترین افراد تبدیل شوند و در کسوت [[انتظار]] به چنین خدماتی در انجمن بپردازند<ref>نویسنده، حضور و عضویت عناصر ساواک رژیم پهلوی در انجمن حجتیه را به منزله مشاهده عینی نقل می‌کند. (ر.ک: ع. باقی، در شناخت قاعدین زمان، ص۱۳۲-۱۳۳).</ref>.
چنین باوری موجب پیدایش این [[تفکر]] شد که هر [[حرکت اصلاحی]] و انقلابی با [[ظهور حضرت حجت]]{{ع}} مغایر است و [[ظهور]] ایشان را به تأخیر می‌اندازد. چنین بینشی درباره [[انتظار]] مغایر حرکت و [[مبارزه]] و [[جهاد]] با [[طاغوتیان]] و [[متجاوزان]] به [[حقوق]] انسان‌هاست. با این [[تفکر]]، ستمکارترین افراد که عضو دستگاه جبار [[سلطنت]] بودند می‌توانستند به منتظرترین افراد تبدیل شوند و در کسوت [[انتظار]] به چنین خدماتی در انجمن بپردازند<ref>نویسنده، حضور و عضویت عناصر ساواک رژیم پهلوی در انجمن حجتیه را به منزله مشاهده عینی نقل می‌کند. (ر.ک: ع. باقی، در شناخت قاعدین زمان، ص۱۳۲-۱۳۳).</ref>.
خط ۳۳۷: خط ۳۳۷:
[[جمهوری اسلامی ایران]] برای جلوگیری از خطر [[استبداد]] در بند ششم اصل سوم [[قانون اساسی جمهوری اسلامی]] “محو هرگونه [[استبداد]] و [[خودکامگی]] و انحصارطلبی” را سرلوحه مهم‌ترین برنامه‌های [[سیاسی]] [[دولت]] قرار داده است. در اینجا خواهیم کوشید تمهیدها و روش‌هایی را که [[قانون اساسی]] برای [[مقابله با استبداد]] [[پیش‌بینی]] و [[برنامه‌ریزی]] کرده، بررسی کنیم<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۳۴۸.</ref>.
[[جمهوری اسلامی ایران]] برای جلوگیری از خطر [[استبداد]] در بند ششم اصل سوم [[قانون اساسی جمهوری اسلامی]] “محو هرگونه [[استبداد]] و [[خودکامگی]] و انحصارطلبی” را سرلوحه مهم‌ترین برنامه‌های [[سیاسی]] [[دولت]] قرار داده است. در اینجا خواهیم کوشید تمهیدها و روش‌هایی را که [[قانون اساسی]] برای [[مقابله با استبداد]] [[پیش‌بینی]] و [[برنامه‌ریزی]] کرده، بررسی کنیم<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۳۴۸.</ref>.
====[[آزادی‌های عمومی]]====
====[[آزادی‌های عمومی]]====
[[آزادی]] حقی است که بر اساس آن، افراد [[جامعه]] [[توانایی]] به کار گرفتن همه استعدادهای خود را خواهند داشت. بی‌شک [[آزادی]] شرط لازم برای از بین بردن [[استبداد]] به شمار می‌رود. به همین [[دلیل]]، [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران]] تأمین آزادی‌های [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] در حدود [[قانون]]<ref>ر.ک: اصل سوم (۷) قانون اساسی.</ref> را یکی از [[وظایف دولت]] می‌داند و در اصول متعدد، [[حقوق]] و [[آزادی‌های فردی]]، گروهی و [[سیاسی]] را به منزله “حقوق ملت” بیان می‌کند. به موجب [[قانون اساسی]] “هیچ‌کس نمی‌تواند [[حق]] [[تعیین]] [[سرنوشت]] افراد را [[سلب]] نماید؛ یا در [[خدمت]] [[منافع]] فردی یا گروهی خاصی قرار دهد”<ref>اصل ۵۶.</ref>. بنابراین [[آزادی سیاسی]] و [[اجتماعی]]، یکی از اصول انکارناپذیر [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران]] به شمار می‌رود<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۳۴۸.</ref>.
[[آزادی]] حقی است که بر اساس آن، افراد [[جامعه]] [[توانایی]] به کار گرفتن همه استعدادهای خود را خواهند داشت. بی‌شک [[آزادی]] شرط لازم برای از بین بردن [[استبداد]] به شمار می‌رود. به همین [[دلیل]]، [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران]] تأمین آزادی‌های [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] در حدود [[قانون]]<ref>ر.ک: اصل سوم (۷) قانون اساسی.</ref> را یکی از [[وظایف دولت]] می‌داند و در اصول متعدد، [[حقوق]] و [[آزادی‌های فردی]]، گروهی و [[سیاسی]] را به منزله “حقوق ملت” بیان می‌کند. به موجب [[قانون اساسی]] “هیچ‌کس نمی‌تواند [[حق]] [[تعیین]] [[سرنوشت]] افراد را سلب نماید؛ یا در [[خدمت]] [[منافع]] فردی یا گروهی خاصی قرار دهد”<ref>اصل ۵۶.</ref>. بنابراین [[آزادی سیاسی]] و [[اجتماعی]]، یکی از اصول انکارناپذیر [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران]] به شمار می‌رود<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۳۴۸.</ref>.
====[[حاکمیت خدا و مردم]]====
====[[حاکمیت خدا و مردم]]====
بنابر [[اصول اعتقادی]] و [[جهان‌بینی توحیدی]]، [[حاکمیت]] مطلق از آن [[خداوند]] است و به دو صورت [[تکوینی]] و [[تشریعی]] در [[عالم هستی]] [[اعمال]] می‌شود. [[ولایت خدا]] بر [[حیات]] و [[مرگ]] و [[قضا و قدر]] [[تکوینی]] است، اما در مورد [[انسان]] [[خداوند]] به جای [[اعمال]] [[حاکمیت]] و [[ولایت]] قهری و جبری، نوع دیگری از [[حاکمیت]] را جای‌گزین کرده است که از آن به [[ولایت]] و [[حاکمیت]] [[تشریعی]] تعبیر می‌شود. [[حاکمیت]] [[تشریعی]] از سه طریق [[اعمال]] می‌شود: [[اطاعت از پیامبر]]{{صل}}، [[اطاعت از ائمه]]{{عم}}، و [[اطاعت]] از ولی [[فقیه عادل]]، که در زمان [[غیبت امام زمان]] به [[نیابت]] از آن [[حضرت]]، [[ولایت امر]] و [[امامت امت]] بر عهده وی است.
بنابر [[اصول اعتقادی]] و [[جهان‌بینی توحیدی]]، [[حاکمیت]] مطلق از آن [[خداوند]] است و به دو صورت [[تکوینی]] و [[تشریعی]] در [[عالم هستی]] [[اعمال]] می‌شود. [[ولایت خدا]] بر [[حیات]] و [[مرگ]] و [[قضا و قدر]] [[تکوینی]] است، اما در مورد [[انسان]] [[خداوند]] به جای [[اعمال]] [[حاکمیت]] و [[ولایت]] قهری و جبری، نوع دیگری از [[حاکمیت]] را جای‌گزین کرده است که از آن به [[ولایت]] و [[حاکمیت]] [[تشریعی]] تعبیر می‌شود. [[حاکمیت]] [[تشریعی]] از سه طریق [[اعمال]] می‌شود: [[اطاعت از پیامبر]]{{صل}}، [[اطاعت از ائمه]]{{عم}}، و [[اطاعت]] از ولی [[فقیه عادل]]، که در زمان [[غیبت امام زمان]] به [[نیابت]] از آن [[حضرت]]، [[ولایت امر]] و [[امامت امت]] بر عهده وی است.


[[حاکمیت]] [[انسان]] بر [[سرنوشت]] خویش نتیجه منطقی اصل [[اعتقادی]] “آزادی و [[اختیار]] انسان” و [[حاکمیت]] او بر [[سرنوشت]] خویش است که [[خداوند]] به [[حکم]] [[مشیت]]، او را [[آزاد]] و مختار و [[مسئول]] و [[حاکم]] بر [[سرنوشت]] خویش [[آفریده]] و به او [[شرافت]] و [[کرامت]] ذاتی و [[شایستگی]] [[خلافت الهی]] داده است. اوست که باید در عمل نیز این [[شایستگی]] و استعداد را به منصه بروز برساند و [[جامعه]] نمونه ([[اسوه]]) خود را بنا کند.
[[حاکمیت]] [[انسان]] بر [[سرنوشت]] خویش نتیجه منطقی اصل [[اعتقادی]] “آزادی و [[اختیار]] انسان” و [[حاکمیت]] او بر [[سرنوشت]] خویش است که [[خداوند]] به [[حکم]] [[مشیت]]، او را [[آزاد]] و مختار و [[مسئول]] و [[حاکم]] بر [[سرنوشت]] خویش [[آفریده]] و به او [[شرافت]] و [[کرامت]] ذاتی و [[شایستگی]] [[خلافت الهی]] داده است. اوست که باید در عمل نیز این [[شایستگی]] و استعداد را به منصه بروز برساند و [[جامعه]] نمونه ([[اسوه]]) خود را بنا کند.
[[اراده]] و [[مشیت الهی]] به صورت [[سنت‌ها]] در [[نظام هستی]] جریان می‌یابد و [[تغییر]] ناپذیر است: {{متن قرآن|فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا}}<ref>«هرگز برای سنت خداوند دگرگونی نخواهی یافت و هرگز برای سنّت خداوند جابه‌جایی  نخواهی یافت» سوره فاطر، آیه ۴۳.</ref>. بر این مسئله مهم، یعنی [[حاکمیت]] [[خداوند]] و [[انسان]] بر [[سرنوشت]] خویش در اصل ۵۶ [[قانون اساسی]] تأکید شده است: “حاکمیت مطلق بر [[جهان]] و [[انسان]] از آن خداست و هم او، [[انسان]] را بر [[سرنوشت]] [[اجتماعی]] خویش [[حاکم]] ساخته است. هیچ‌کس نمی‌تواند این [[حق الهی]] را از [[انسان]] [[سلب]] کند یا در [[خدمت]] [[منافع]] فرد یا گروهی خاص قرار دهد و [[ملت]] این [[حق]] [[خدادادی]] را از طرقی که در بعد می‌آید [[اعمال]] می‌کنند”.
[[اراده]] و [[مشیت الهی]] به صورت [[سنت‌ها]] در [[نظام هستی]] جریان می‌یابد و [[تغییر]] ناپذیر است: {{متن قرآن|فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا}}<ref>«هرگز برای سنت خداوند دگرگونی نخواهی یافت و هرگز برای سنّت خداوند جابه‌جایی  نخواهی یافت» سوره فاطر، آیه ۴۳.</ref>. بر این مسئله مهم، یعنی [[حاکمیت]] [[خداوند]] و [[انسان]] بر [[سرنوشت]] خویش در اصل ۵۶ [[قانون اساسی]] تأکید شده است: “حاکمیت مطلق بر [[جهان]] و [[انسان]] از آن خداست و هم او، [[انسان]] را بر [[سرنوشت]] [[اجتماعی]] خویش [[حاکم]] ساخته است. هیچ‌کس نمی‌تواند این [[حق الهی]] را از [[انسان]] سلب کند یا در [[خدمت]] [[منافع]] فرد یا گروهی خاص قرار دهد و [[ملت]] این [[حق]] [[خدادادی]] را از طرقی که در بعد می‌آید [[اعمال]] می‌کنند”.
[[قانون اساسی جمهوری اسلامی]] ذیل عنوان “حق [[حاکمیت]] [[ملت]] و قوای ناشی از آن”<ref>ر.ک: عنوان فصل پنجم قانون اساسی.</ref> در اصول متعدد، افزون بر مردود دانستن [[استبداد]]، [[حقوق]] فراوان [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] برای [[مردم]] قایل شده است. این [[قانون]]، گذشته از تمایزات نژادی، قومی و جنسی<ref>ر.ک: اصول نوزدهم و بیستم قانون اساسی.</ref> با تأکید بر تساوی عموم در برابر [[قانون]]<ref>ر.ک: اصل سوم (۱۴) قانون اساسی.</ref> “مشارکت [[عامه]] [[مردم]] را در [[تعیین]] [[سرنوشت]] [[سیاسی]]، [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[فرهنگی]] خویش”<ref>اصل سوم (۸) قانون اساسی.</ref> لازم دانسته است<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۳۴۸.</ref>.
[[قانون اساسی جمهوری اسلامی]] ذیل عنوان “حق [[حاکمیت]] [[ملت]] و قوای ناشی از آن”<ref>ر.ک: عنوان فصل پنجم قانون اساسی.</ref> در اصول متعدد، افزون بر مردود دانستن [[استبداد]]، [[حقوق]] فراوان [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] برای [[مردم]] قایل شده است. این [[قانون]]، گذشته از تمایزات نژادی، قومی و جنسی<ref>ر.ک: اصول نوزدهم و بیستم قانون اساسی.</ref> با تأکید بر تساوی عموم در برابر [[قانون]]<ref>ر.ک: اصل سوم (۱۴) قانون اساسی.</ref> “مشارکت [[عامه]] [[مردم]] را در [[تعیین]] [[سرنوشت]] [[سیاسی]]، [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[فرهنگی]] خویش”<ref>اصل سوم (۸) قانون اساسی.</ref> لازم دانسته است<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۳۴۸.</ref>.


۲۲۷٬۵۰۵

ویرایش