جز
جایگزینی متن - 'سلب' به 'سلب'
(صفحهای تازه حاوی «'''الله''' نام آفریدگار جهان و انسان و همه موجودات است. در عربی "الله" گ...» ایجاد کرد) |
جز (جایگزینی متن - 'سلب' به 'سلب') |
||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
الله یکی از نامهای خداست. نامگذاریهائی که برای افراد و یا اشیاء میکنند گاهی از نوع علامت است و گاهی از نوع [[وصف]]. در قسم اول گرچه [[اسماء]] خودشان دارای معانی هستند ولی معنای آنها منظور نظر نگردیده است؛ بلکه تنها برای تشخیص و بازشناسی این اسم گذاشته شده است و لذا [[حکم]] یک علامت را بیشتر ندارد. چه بسا در اینگونه موارد معنای نام علاوه بر اینکه حکایتگر اوصاف صاحب نام نیست، ممکن است ضد آن هم باشد. مثل آنکه نام [[غلامان]] سیاه را [[کافور]] مینهادند! (برعکس نهند نام زنگی کافور). | الله یکی از نامهای خداست. نامگذاریهائی که برای افراد و یا اشیاء میکنند گاهی از نوع علامت است و گاهی از نوع [[وصف]]. در قسم اول گرچه [[اسماء]] خودشان دارای معانی هستند ولی معنای آنها منظور نظر نگردیده است؛ بلکه تنها برای تشخیص و بازشناسی این اسم گذاشته شده است و لذا [[حکم]] یک علامت را بیشتر ندارد. چه بسا در اینگونه موارد معنای نام علاوه بر اینکه حکایتگر اوصاف صاحب نام نیست، ممکن است ضد آن هم باشد. مثل آنکه نام [[غلامان]] سیاه را [[کافور]] مینهادند! (برعکس نهند نام زنگی کافور). | ||
در قسم دوم نام، حکایتگر شأنی از [[شئون]] صاحب نام است و صفتی از صفات او را بیان میکند. [[پروردگار متعال]] نامی که صرفاً جنبه علامت داشته باشد، ندارد و تمام نامهای او، نمایانگر حقیقتی از حقایق [[ذات مقدس]] او است. در [[قرآن کریم]] در حدود صد اسم برای [[خداوند]] آمده است که در واقع صد صفت است که نمونه آنها را در همین [[سوره]] ملاحظه مینمائید: [[الله]]، [[رحمن]]، [[رحیم]]، [[مالک]] یومالدین. ولی هیچکدام جامعیتی را که این نام دارد، ندارند؛ چون آنها هرکدام یکی از [[کمالات]] او را نشان میدهند ولی این نام، نمایانگر ذات مستجمع جمع [[صفات کمالیه]] است. کلمه الله در اصل الاله بوده است و همزه به خاطر [[کثرت]] استعمال حذف گردیده است. درباره ریشه لغت الله چند نظر وجود دارد. بعضی گفتهاند این کلمه از اَلَه مشتق است و بعضی دیگر گفتهاند که از وَلَه گرفته شده است و [[اله]] فعال به معنای مفعول است، مانند کتاب به معنای مکتوب. اگر از اله مشتق شده باشد یعنی [[عبد]]، پس الله یعنی ذات [[شایسته]] [[پرستش]] که کامل از جمیع جهات است. چون موجودی که خودش مخلوق دیگری است و یا دارای [[نقص]] است؛ شایسته پرستش نخواهد بود، پس همین که گفته میشود الاله یعنی آن ذاتی که به گونهای است که او را باید پرستش کرد و قهراً این معانی در این کلمه نهفته است، ذات مستجمع جمیع صفات کمالیه و مبرا از هرگونه | در قسم دوم نام، حکایتگر شأنی از [[شئون]] صاحب نام است و صفتی از صفات او را بیان میکند. [[پروردگار متعال]] نامی که صرفاً جنبه علامت داشته باشد، ندارد و تمام نامهای او، نمایانگر حقیقتی از حقایق [[ذات مقدس]] او است. در [[قرآن کریم]] در حدود صد اسم برای [[خداوند]] آمده است که در واقع صد صفت است که نمونه آنها را در همین [[سوره]] ملاحظه مینمائید: [[الله]]، [[رحمن]]، [[رحیم]]، [[مالک]] یومالدین. ولی هیچکدام جامعیتی را که این نام دارد، ندارند؛ چون آنها هرکدام یکی از [[کمالات]] او را نشان میدهند ولی این نام، نمایانگر ذات مستجمع جمع [[صفات کمالیه]] است. کلمه الله در اصل الاله بوده است و همزه به خاطر [[کثرت]] استعمال حذف گردیده است. درباره ریشه لغت الله چند نظر وجود دارد. بعضی گفتهاند این کلمه از اَلَه مشتق است و بعضی دیگر گفتهاند که از وَلَه گرفته شده است و [[اله]] فعال به معنای مفعول است، مانند کتاب به معنای مکتوب. اگر از اله مشتق شده باشد یعنی [[عبد]]، پس الله یعنی ذات [[شایسته]] [[پرستش]] که کامل از جمیع جهات است. چون موجودی که خودش مخلوق دیگری است و یا دارای [[نقص]] است؛ شایسته پرستش نخواهد بود، پس همین که گفته میشود الاله یعنی آن ذاتی که به گونهای است که او را باید پرستش کرد و قهراً این معانی در این کلمه نهفته است، ذات مستجمع جمیع صفات کمالیه و مبرا از هرگونه سلب و نقص. و اگر از وله مشتق شده باشد، وله یعنی [[تحیر]]، واله یعنی حیران و یا به معنی [[عاشق]] و شیدا است و از این جهت [[خداوند]] را [[الله]] گفتهاند که [[عقلها]] در مقابل ذات مقدسش حیران و یا متوجه و [[عاشق]] او و [[پناهنده]] به اویند. | ||
سیبویه، از [[ائمه]] علمای صرف و نحو [[ادبیات عرب]] است و در اواخر [[قرن دوم]] و اوائل [[قرن سوم هجری]] [[زندگی]] میکرده است. وی که در فن خودش نبوغ داشته و کتابش را که به الکتاب معروف است در این فن نظیر [[منطق]] ارسطو در منطق و مجسطی بطلمیوس در [[علم]] [[هیئت]]، شمردهاند و سخنش در [[ادب]] [[عربی]] [[سند]] محسوب میگردد و از طرفداران این نظر است که ریشه کلمه الله وَلَه به معنای [[حیرت]] در مقابل [[عظمت]] و یا وله و [[عشق]] است. | سیبویه، از [[ائمه]] علمای صرف و نحو [[ادبیات عرب]] است و در اواخر [[قرن دوم]] و اوائل [[قرن سوم هجری]] [[زندگی]] میکرده است. وی که در فن خودش نبوغ داشته و کتابش را که به الکتاب معروف است در این فن نظیر [[منطق]] ارسطو در منطق و مجسطی بطلمیوس در [[علم]] [[هیئت]]، شمردهاند و سخنش در [[ادب]] [[عربی]] [[سند]] محسوب میگردد و از طرفداران این نظر است که ریشه کلمه الله وَلَه به معنای [[حیرت]] در مقابل [[عظمت]] و یا وله و [[عشق]] است. | ||