بتپرستی در قرآن: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'موقعیت' به 'موقعیت'
جز (جایگزینی متن - 'کف' به 'کف') |
جز (جایگزینی متن - 'موقعیت' به 'موقعیت') |
||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
# [[خود بزرگ بینی]]: [[خود بزرگ بینی]] ([[استکبار]]) برخی از [[اقوام]] پیشین زمینه [[بتپرستی]] آنان بوده است، چنانکه [[قوم ثمود]]<ref>سوره اعراف، آیه ۷۵-۷۶.</ref> و [[قوم شعیب]] نیز با همین [[روحیه]] به [[بتپرستی]] روی آوردند. علاوه براین [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] با اشاره به صفاتی از [[بت پرستان]]، زمینههای [[اخلاقی]] دیگری را نیز برمی شمارد، از جمله: [[متکبر]]<ref>سوره صافات، آیه ۳۵-۳۶.</ref>، هواپرست و [[اسیر]] [[نفس اماره]]<ref>سوره فرقان، آیه ۴۲-۴۳.</ref>، خودپرست، [[بیتقوا]]<ref>سوره صافات، آیه ۱۲۴-۱۲۵.</ref>، [[دروغگو]]<ref>سوره صافات، آیه ۸۶.</ref>، مقلّد<ref>سوره ابراهیم، آیه ۱۰.</ref>، پیرو [[شیطان]]<ref>سوره نساء، آیه ۱۱۷.</ref>، واپسگرا و [[مخالف]] هرگونه [[نوآوری]]<ref>سوره ص، آیه ۵-۷.</ref>، [[منحرف]] و [[گمراه]]<ref>سوره ابراهیم، آیه ۳۶.</ref> و دارای اعمالی [[باطل]] و پوچ [[وصف]] میکند که با [[عبرت]] نگرفتن از [[تاریخ]]، [[آیات الهی]] را [[تکذیب]] میکنند و با [[افترا]] و [[دروغ]] بستن به [[خدا]]، به [[استهزا]] و [[تمسخر]] [[پیامبران الهی]] و توطئهگری بر ضد آنان و [[گمراه کردن]] دیگران میپردازند<ref>سوره فرقان، آیه ۴۱-۴۲.</ref>.<ref>ر.ک: رضایی بیرجندی، علی، بتپرستی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.</ref> | # [[خود بزرگ بینی]]: [[خود بزرگ بینی]] ([[استکبار]]) برخی از [[اقوام]] پیشین زمینه [[بتپرستی]] آنان بوده است، چنانکه [[قوم ثمود]]<ref>سوره اعراف، آیه ۷۵-۷۶.</ref> و [[قوم شعیب]] نیز با همین [[روحیه]] به [[بتپرستی]] روی آوردند. علاوه براین [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] با اشاره به صفاتی از [[بت پرستان]]، زمینههای [[اخلاقی]] دیگری را نیز برمی شمارد، از جمله: [[متکبر]]<ref>سوره صافات، آیه ۳۵-۳۶.</ref>، هواپرست و [[اسیر]] [[نفس اماره]]<ref>سوره فرقان، آیه ۴۲-۴۳.</ref>، خودپرست، [[بیتقوا]]<ref>سوره صافات، آیه ۱۲۴-۱۲۵.</ref>، [[دروغگو]]<ref>سوره صافات، آیه ۸۶.</ref>، مقلّد<ref>سوره ابراهیم، آیه ۱۰.</ref>، پیرو [[شیطان]]<ref>سوره نساء، آیه ۱۱۷.</ref>، واپسگرا و [[مخالف]] هرگونه [[نوآوری]]<ref>سوره ص، آیه ۵-۷.</ref>، [[منحرف]] و [[گمراه]]<ref>سوره ابراهیم، آیه ۳۶.</ref> و دارای اعمالی [[باطل]] و پوچ [[وصف]] میکند که با [[عبرت]] نگرفتن از [[تاریخ]]، [[آیات الهی]] را [[تکذیب]] میکنند و با [[افترا]] و [[دروغ]] بستن به [[خدا]]، به [[استهزا]] و [[تمسخر]] [[پیامبران الهی]] و توطئهگری بر ضد آنان و [[گمراه کردن]] دیگران میپردازند<ref>سوره فرقان، آیه ۴۱-۴۲.</ref>.<ref>ر.ک: رضایی بیرجندی، علی، بتپرستی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.</ref> | ||
==[[اعتقادات]] [[بت پرستان]]== | ==[[اعتقادات]] [[بت پرستان]]== | ||
[[بتپرستی]] گرچه به ظاهر یک [[مذهب]] است و تقریباً به یک ریشۀ واحد ([[پرستش]]، [[اعتقاد]] به شفیع گرفتن و وجود واسطه بین [[انسانها]] و [[خدا]]) بازمی گردد<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، ج ۱۰، ص ۳۰. </ref>؛ اما آرای [[بتپرستان]] چنان پراکنده و پیرویشان از [[هواهای نفسانی]] و [[پذیرش]] [[خرافات]] به قدری فراوان است که شمارش [[مذاهب]] آنها محال است، لذا اکثر این [[فرقهها]] از اصول ثابت و [[قواعد]] [[منظم]] و هماهنگی برخوردار نیستند<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۱۰، ص ۲۷۷.</ref>؛ ولی در عین حال آنچه از میان [[مذاهب]] [[بتپرستی]]، [[منظم]] شده و از [[شهرت]] و | [[بتپرستی]] گرچه به ظاهر یک [[مذهب]] است و تقریباً به یک ریشۀ واحد ([[پرستش]]، [[اعتقاد]] به شفیع گرفتن و وجود واسطه بین [[انسانها]] و [[خدا]]) بازمی گردد<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، ج ۱۰، ص ۳۰. </ref>؛ اما آرای [[بتپرستان]] چنان پراکنده و پیرویشان از [[هواهای نفسانی]] و [[پذیرش]] [[خرافات]] به قدری فراوان است که شمارش [[مذاهب]] آنها محال است، لذا اکثر این [[فرقهها]] از اصول ثابت و [[قواعد]] [[منظم]] و هماهنگی برخوردار نیستند<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۱۰، ص ۲۷۷.</ref>؛ ولی در عین حال آنچه از میان [[مذاهب]] [[بتپرستی]]، [[منظم]] شده و از [[شهرت]] و موقعیت ویژهای برخوردار گشته است، [[بتپرستی]] [[برهمایی]] و [[بودایی]] است که [[اهل کتاب]] هم از آنان متأثرند<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۱۰، ج ۶، ص ۷۸.</ref>، وجوه مشترک این [[مذاهب]] که بیشتر [[بتپرستان]] به آنها معتقدند چنین است<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۱۶، ص ۳۳۱؛ ج ۱۱، ص ۲۹۰ ـ ۲۹۱؛ ج ۱۳، ص ۲۲۴؛ ج ۶، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۴؛ ج ۱۲، ص ۲۳۸؛ ج ۷، ص ۱۷۵؛ سبحانی، جعفر، الاسماءالثلاثه، ص ۱۸.</ref>: | ||
# [[اعتقاد]] به [[خداوند]] هستی بخش: آنان در [[اعتقاد]] به [[خداوند]] به عنوان یگانه [[خالق]] هستی مشترکاند<ref>سوره لقمان، آیه ۲۵.</ref>. تنها برای [[خدا]] شریکی مساوی و همطراز او در [[علم]]، [[قدرت]] و [[حکمت]] قائلاند که معتقدند از او نشأت میگیرد<ref>فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیرالکبیر، ج ۱، ص ۱۱۲؛ شیرازی(ملاصدرا)، صدرالدین محمد بن ابراهیم، تفسیر صدرالمتالهین، ج ۲، ص ۱۱۶.</ref>.<ref>ر.ک: رضایی بیرجندی، علی، بتپرستی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.</ref> | # [[اعتقاد]] به [[خداوند]] هستی بخش: آنان در [[اعتقاد]] به [[خداوند]] به عنوان یگانه [[خالق]] هستی مشترکاند<ref>سوره لقمان، آیه ۲۵.</ref>. تنها برای [[خدا]] شریکی مساوی و همطراز او در [[علم]]، [[قدرت]] و [[حکمت]] قائلاند که معتقدند از او نشأت میگیرد<ref>فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیرالکبیر، ج ۱، ص ۱۱۲؛ شیرازی(ملاصدرا)، صدرالدین محمد بن ابراهیم، تفسیر صدرالمتالهین، ج ۲، ص ۱۱۶.</ref>.<ref>ر.ک: رضایی بیرجندی، علی، بتپرستی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.</ref> | ||
# [[اعتقاد]] به [[شفاعت]] و واسطهگری [[بتها]] و [[ترس]] از [[غضب]] آنان: [[بتپرستان]] گرچه [[خدا]] را [[خالق]] هستی میدانستند؛ ولی او را نمیپرستیدند، بلکه [[عبادت]] را مخصوص بتهای خود دانسته، آنها را به عنوان واسطههای [[تکوینی]] بین خود و [[خدا]] [[تقدیس]] میکردند، گرچه برخی از این [[عقیده]] نیز [[منحرف]] شده، برای بتها [[استقلال]] قائل شدند<ref>سبحانی، جعفر، الاسماءالثلاثه، ص ۲۸، ۴۲.</ref>. آنان [[اعتقاد]] داشتند [[خداوند]] [[تدبیر]] موجودات زمینی را به اجرام آسمانی ـ که آنان را دارای [[روح]] میدانستند ـ و [[فرشتگان]] و [[جنیان]] و قدّیسان، به عنوان [[فرزندان]] [[خدا]] که واجد بخشی از [[حقیقت]] [[خدا]] هستند و سایر موجودات قدرتمند طبیعی و [[غیر طبیعی]] که بتها نماد آنهاست واگذاشته و نیز برای هر نوعی از انواع مخلوقات خدایانی وجود دارد؛ مانند خدای [[آسمان]]، خدای [[زمین]] و خدای دریا و [[ذات خداوند]] هیچگونه دخالتی در [[تدبیر]] عالم و [[شئون]] آن ندارد، پس [[پرستش]] او بیمعناست<ref>فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج۷، ص۳۷؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۳، ص۲۵۱.</ref>، افزون بر این از آنجا که آنها [[شفاعت]] را امری [[تکوینی]] برای [[بتها]] و لازمه وجود قویترها برای جلب نفع و دفع [[شر]] در عالم میدانستند؛ [[معتقد]] بودند بتها سمبل قویترها و موجوداتی مستقل، دارای [[قدرت]] نافذ و توانا بر [[آمرزش گناهان]] و در [[سرنوشت]] [[بتپرستان]] مؤثرند<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۷، ص ۵۵، ۹۸؛ سبحانی، جعفر، الاسماء الثلاثه، ص ۴۰.</ref>. آنها بدین جهت و نیز به جهت نیازهای فراوانشان برای ادامه [[زندگی]] و بیدفاعی در محاصره [[بلاها]] و [[شرور]]، از یک سو به [[امید]] جلب [[منفعت]] و [[عزت]]<ref>سوره مریم، آیه ۸۱.</ref>و از سوی دیگر به سبب [[ترس]] از [[قهر]] و [[غضب]] بتها ـ که به [[گمان]] آنها بر حوادث [[دنیوی]] [[سلطه]] داشتند ـ جهت دفع [[شر]] از خویش، به [[پرستش]] بتها روی آورده بودند و بر اثر همین [[ترس]] بود که [[ابراهیم]] را به [[انتقام]] [[خدایان]] [[تهدید]] کردند، چنانکه [[قوم]] [[هود]] در پاسخ [[دعوت]] آنان به [[یکتاپرستی]] و رویگردانی از [[عبادت]] بتها میگفتند: بتهای ما به تو [[آزار]] رسانده و تو را دیوانه کردهاند<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمعالبیان، ج ۵، ص ۲۵۸.</ref>.<ref>ر.ک: رضایی بیرجندی، علی، بتپرستی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.</ref> | # [[اعتقاد]] به [[شفاعت]] و واسطهگری [[بتها]] و [[ترس]] از [[غضب]] آنان: [[بتپرستان]] گرچه [[خدا]] را [[خالق]] هستی میدانستند؛ ولی او را نمیپرستیدند، بلکه [[عبادت]] را مخصوص بتهای خود دانسته، آنها را به عنوان واسطههای [[تکوینی]] بین خود و [[خدا]] [[تقدیس]] میکردند، گرچه برخی از این [[عقیده]] نیز [[منحرف]] شده، برای بتها [[استقلال]] قائل شدند<ref>سبحانی، جعفر، الاسماءالثلاثه، ص ۲۸، ۴۲.</ref>. آنان [[اعتقاد]] داشتند [[خداوند]] [[تدبیر]] موجودات زمینی را به اجرام آسمانی ـ که آنان را دارای [[روح]] میدانستند ـ و [[فرشتگان]] و [[جنیان]] و قدّیسان، به عنوان [[فرزندان]] [[خدا]] که واجد بخشی از [[حقیقت]] [[خدا]] هستند و سایر موجودات قدرتمند طبیعی و [[غیر طبیعی]] که بتها نماد آنهاست واگذاشته و نیز برای هر نوعی از انواع مخلوقات خدایانی وجود دارد؛ مانند خدای [[آسمان]]، خدای [[زمین]] و خدای دریا و [[ذات خداوند]] هیچگونه دخالتی در [[تدبیر]] عالم و [[شئون]] آن ندارد، پس [[پرستش]] او بیمعناست<ref>فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج۷، ص۳۷؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۳، ص۲۵۱.</ref>، افزون بر این از آنجا که آنها [[شفاعت]] را امری [[تکوینی]] برای [[بتها]] و لازمه وجود قویترها برای جلب نفع و دفع [[شر]] در عالم میدانستند؛ [[معتقد]] بودند بتها سمبل قویترها و موجوداتی مستقل، دارای [[قدرت]] نافذ و توانا بر [[آمرزش گناهان]] و در [[سرنوشت]] [[بتپرستان]] مؤثرند<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۷، ص ۵۵، ۹۸؛ سبحانی، جعفر، الاسماء الثلاثه، ص ۴۰.</ref>. آنها بدین جهت و نیز به جهت نیازهای فراوانشان برای ادامه [[زندگی]] و بیدفاعی در محاصره [[بلاها]] و [[شرور]]، از یک سو به [[امید]] جلب [[منفعت]] و [[عزت]]<ref>سوره مریم، آیه ۸۱.</ref>و از سوی دیگر به سبب [[ترس]] از [[قهر]] و [[غضب]] بتها ـ که به [[گمان]] آنها بر حوادث [[دنیوی]] [[سلطه]] داشتند ـ جهت دفع [[شر]] از خویش، به [[پرستش]] بتها روی آورده بودند و بر اثر همین [[ترس]] بود که [[ابراهیم]] را به [[انتقام]] [[خدایان]] [[تهدید]] کردند، چنانکه [[قوم]] [[هود]] در پاسخ [[دعوت]] آنان به [[یکتاپرستی]] و رویگردانی از [[عبادت]] بتها میگفتند: بتهای ما به تو [[آزار]] رسانده و تو را دیوانه کردهاند<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمعالبیان، ج ۵، ص ۲۵۸.</ref>.<ref>ر.ک: رضایی بیرجندی، علی، بتپرستی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.</ref> | ||