پرش به محتوا

بدیل بن ابی‌ماریه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰: خط ۱۰:
از [[زندگی]] وی خبر چندانی در دست نیست. وی از [[موالی]] [[بنی‌هاشم]]<ref> تاریخ دمشق، ج ۱۱، ص ۷۰.</ref> یا [[بنی سهم]] <ref> جامع‌البیان، مج ۵، ج ۷، ص ۱۵۶؛ زادالمسیر، ج ۲، ص ۴۴۴.</ref> ـ از شاخه‌های [[قریش]] ـ یا به [[نقلی]] از موالی [[عمرو بن عاص سهمی]] <ref>مجمع‌البیان، ج ۳، ص ۳۹۵ ـ ۳۹۶.</ref> یا [[عاص بن وائل]] <ref>زادالمسیر، ج ۲، ص ۴۴۵.</ref> و از [[مسلمانان]] [[مهاجر]] به [[مدینه]] و از [[صحابه پیامبر]]{{صل}} بود که در [[سفر]] تجارتی به سوی [[شام]] ـ به همراه دو [[نصرانی]] به نام‌های [[تَمیم داری]] و [[عَدیّ بن بداء]] ـ [[بیمار]] شد و درگذشت.
از [[زندگی]] وی خبر چندانی در دست نیست. وی از [[موالی]] [[بنی‌هاشم]]<ref> تاریخ دمشق، ج ۱۱، ص ۷۰.</ref> یا [[بنی سهم]] <ref> جامع‌البیان، مج ۵، ج ۷، ص ۱۵۶؛ زادالمسیر، ج ۲، ص ۴۴۴.</ref> ـ از شاخه‌های [[قریش]] ـ یا به [[نقلی]] از موالی [[عمرو بن عاص سهمی]] <ref>مجمع‌البیان، ج ۳، ص ۳۹۵ ـ ۳۹۶.</ref> یا [[عاص بن وائل]] <ref>زادالمسیر، ج ۲، ص ۴۴۵.</ref> و از [[مسلمانان]] [[مهاجر]] به [[مدینه]] و از [[صحابه پیامبر]]{{صل}} بود که در [[سفر]] تجارتی به سوی [[شام]] ـ به همراه دو [[نصرانی]] به نام‌های [[تَمیم داری]] و [[عَدیّ بن بداء]] ـ [[بیمار]] شد و درگذشت.


داستان [[سفر تجاری]] وی و پیامدهای آن مهم‌ترین [[دلیل]] و در واقع تنها بهانه برای ذکر نام او در برخی کتب [[تاریخ]] و بسیاری از [[تفاسیر]] است؛ زیرا در واقع همین سفر و وقایع جاری در آن [[سبب نزول]] [[آیات]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ بَعْدِ الصَّلَاةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لَا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلَا نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذًا لَمِنَ الْآثِمِينَ}}<ref>« ای مؤمنان! چون مرگ یکی از شما در رسد گواه گرفتن میان شما هنگام وصیت، (گواهی) دو (مرد) دادگر از شما (مسلمانان) است و اگر سفر کردید و مصیبت مرگ گریبان شما را گرفت (و گواه مسلمان نیافتید) دو گواه دیگر از غیر شما (مسلمانان) است و اگر (به آنها) شک دارید آنان را تا پس از نماز باز دارید  آنگاه سوگند به خداوند خورند که: ما آن (گواهی خود) را به هیچ بهایی نمی‌فروشیم هرچند (درباره) خویشاوندان (ما) باشد و گواهی (در پیشگاه) خداوند را پنهان نمی‌داریم که اگر بداریم از گناهکاران خواهیم بود. پس اگر دانسته شود که آن دو گواه خیانت کرده‌اند، دو تن دیگر از میان همان کسانی که آن دو شاهد سزاوارتر در حق آنان خیانت کردند، جای آن دو را می‌گیرند و به خداوند سوگند می‌خورند که: گواهی ما درست‌تر از گواهی آن دو تن است و ما (از راستی) تجاوز نکرده‌ایم که اگر کنیم بی‌گمان از ستمکاران خواهیم بود. این (روش) نزدیک‌تر است به اینکه گواهی دادن را درست به جای آورند یا بترسند که سوگندهایی جایگزین سوگندهای آنان شود و از خداوند پروا کنید و گوش فرا دهید و خداوند گروه نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۱۰۶-۱۰۸.</ref>
داستان [[سفر تجاری]] وی و پیامدهای آن مهم‌ترین [[دلیل]] و در واقع تنها بهانه برای ذکر نام او در برخی کتب [[تاریخ]] و بسیاری از [[تفاسیر]] است؛ زیرا در واقع همین سفر و وقایع جاری در آن [[سبب نزول]] [[آیات]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ بَعْدِ الصَّلَاةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لَا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلَا نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذًا لَمِنَ الْآثِمِينَ}}<ref>« ای مؤمنان! چون مرگ یکی از شما در رسد گواه گرفتن میان شما هنگام وصیت، (گواهی) دو (مرد) دادگر از شما (مسلمانان) است و اگر سفر کردید و مصیبت مرگ گریبان شما را گرفت (و گواه مسلمان نیافتید) دو گواه دیگر از غیر شما (مسلمانان) است و اگر (به آنها) شک دارید آنان را تا پس از نماز باز دارید  آنگاه سوگند به خداوند خورند که: ما آن (گواهی خود) را به هیچ بهایی نمی‌فروشیم هرچند (درباره) خویشاوندان (ما) باشد و گواهی (در پیشگاه) خداوند را پنهان نمی‌داریم که اگر بداریم از گناهکاران خواهیم بود. پس اگر دانسته شود که آن دو گواه خیانت کرده‌اند، دو تن دیگر از میان همان کسانی که آن دو شاهد سزاوارتر در حق آنان خیانت کردند، جای آن دو را می‌گیرند و به خداوند سوگند می‌خورند که: گواهی ما درست‌تر از گواهی آن دو تن است و ما (از راستی) تجاوز نکرده‌ایم که اگر کنیم بی‌گمان از ستمکاران خواهیم بود. این (روش) نزدیک‌تر است به اینکه گواهی دادن را درست به جای آورند یا بترسند که سوگندهایی جایگزین سوگندهای آنان شود و از خداوند پروا کنید و گوش فرا دهید و خداوند گروه نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۱۰۶-۱۰۸.</ref> گردید.
گردید.


داستان این سفر با اختلافاتی [[نقل]] شده است؛ ولی آنچه در بیشتر منابع آمده چنین است که در [[سال نهم هجری]] <ref>بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۳۷۳.</ref> در پی آشنایی بُدیل که [[مسلمان]] بود <ref> بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۳۱ ـ ۳۲.</ref> با تمیم‌ داری و [[عدی بن بداء از [[نصرانیان]] [[بنی‌لخم]]،<ref>جامع‌البیان، مج ۵، ج ۷، ص ۱۵۷؛ کشف الاسرار، ج ۳، ص ۲۵۱؛ تاریخ دمشق، ج ۱۱، ص ۷۱.</ref> این سه نفر از مدینه عازم سفری تجاری به سوی شام شدند. بدیل در [[راه]] به [[سختی]] بیمار شد و چون [[مرگ]] خود را نزدیک دید وصیتی نوشت و به دور از چشم همسفرانش درون اثاثیه خود جاسازی کرد. پس از آنان خواست تا این [[اموال]] را به خانواده‌اش در مدینه برسانند. بنابر نقلی مرگ بدیل در سفر تجاری به سوی [[سرزمین]] [[نجاشی]] و بر روی دریا و در میان کشتی اتفاق افتاد و جسدش را به دریا انداختند.<ref>تاریخ دمشق، ج ۱۱، ص ۶۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۲۲۴.</ref> تمیم و عدی، پس از اتمام [[تجارت]] خود در [[شام]]، [[اموال]] بدیل را در حالی به خانواده‌اش بازگرداندند که جامی نقره‌ای با نقوش طلا به وزن ۳۰۰ مثقال <ref> الکشاف، ج ۱، ص ۶۸۷.</ref> یا به [[ارزش]] ۱۰۰۰ [[درهم]] <ref>جامع البیان، مج ۵، ج ۷، ص ۱۵۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۲۲۳.</ref> را از میان آن ربودند. چون اموال به دست [[وارثان]] بدیل رسید آنان [[وصیت]] او را یافتند و پی بردند که جامی [[ارزشمند]] در این میان گم شده است و چون تمیم و عَدی از وجود جام اظهار بی‌اطلاعی کردند آنان مشکل را با [[پیامبر]]{{صل}} در میان گذاشتند. در این میان [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ بَعْدِ الصَّلَاةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لَا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلَا نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذًا لَمِنَ الْآثِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! چون مرگ یکی از شما در رسد گواه گرفتن میان شما هنگام وصیت، (گواهی) دو (مرد) دادگر از شما (مسلمانان) است و اگر سفر کردید و مصیبت مرگ گریبان شما را گرفت (و گواه مسلمان نیافتید) دو گواه دیگر از غیر شما (مسلمانان) است و اگر (به آنها) شک دارید آنان را تا پس از نماز باز دارید  آنگاه سوگند به خداوند خورند که: ما آن (گواهی خود) را به هیچ بهایی نمی‌فروشیم هرچند (درباره) خویشاوندان (ما) باشد و گواهی (در پیشگاه) خداوند را پنهان نمی‌داریم که اگر بداریم از گناهکاران خواهیم بود» سوره مائده، آیه ۱۰۶.</ref> نازل گردید.
داستان این سفر با اختلافاتی [[نقل]] شده است؛ ولی آنچه در بیشتر منابع آمده چنین است که در [[سال نهم هجری]] <ref>بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۳۷۳.</ref> در پی آشنایی بُدیل که [[مسلمان]] بود <ref> بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۳۱ ـ ۳۲.</ref> با تمیم‌ داری و [[عدی بن بداء از [[نصرانیان]] [[بنی‌لخم]]،<ref>جامع‌البیان، مج ۵، ج ۷، ص ۱۵۷؛ کشف الاسرار، ج ۳، ص ۲۵۱؛ تاریخ دمشق، ج ۱۱، ص ۷۱.</ref> این سه نفر از مدینه عازم سفری تجاری به سوی شام شدند. بدیل در [[راه]] به [[سختی]] بیمار شد و چون [[مرگ]] خود را نزدیک دید وصیتی نوشت و به دور از چشم همسفرانش درون اثاثیه خود جاسازی کرد. پس از آنان خواست تا این [[اموال]] را به خانواده‌اش در مدینه برسانند. بنابر نقلی مرگ بدیل در سفر تجاری به سوی [[سرزمین]] [[نجاشی]] و بر روی دریا و در میان کشتی اتفاق افتاد و جسدش را به دریا انداختند.<ref>تاریخ دمشق، ج ۱۱، ص ۶۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۲۲۴.</ref> تمیم و عدی، پس از اتمام [[تجارت]] خود در [[شام]]، [[اموال]] بدیل را در حالی به خانواده‌اش بازگرداندند که جامی نقره‌ای با نقوش طلا به وزن ۳۰۰ مثقال <ref> الکشاف، ج ۱، ص ۶۸۷.</ref> یا به [[ارزش]] ۱۰۰۰ [[درهم]] <ref>جامع البیان، مج ۵، ج ۷، ص ۱۵۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۲۲۳.</ref> را از میان آن ربودند. چون اموال به دست [[وارثان]] بدیل رسید آنان [[وصیت]] او را یافتند و پی بردند که جامی [[ارزشمند]] در این میان گم شده است و چون تمیم و عَدی از وجود جام اظهار بی‌اطلاعی کردند آنان مشکل را با [[پیامبر]]{{صل}} در میان گذاشتند. در این میان [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ بَعْدِ الصَّلَاةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لَا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلَا نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذًا لَمِنَ الْآثِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! چون مرگ یکی از شما در رسد گواه گرفتن میان شما هنگام وصیت، (گواهی) دو (مرد) دادگر از شما (مسلمانان) است و اگر سفر کردید و مصیبت مرگ گریبان شما را گرفت (و گواه مسلمان نیافتید) دو گواه دیگر از غیر شما (مسلمانان) است و اگر (به آنها) شک دارید آنان را تا پس از نماز باز دارید  آنگاه سوگند به خداوند خورند که: ما آن (گواهی خود) را به هیچ بهایی نمی‌فروشیم هرچند (درباره) خویشاوندان (ما) باشد و گواهی (در پیشگاه) خداوند را پنهان نمی‌داریم که اگر بداریم از گناهکاران خواهیم بود» سوره مائده، آیه ۱۰۶.</ref> نازل گردید.
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش