بحث:حق الیقین: تفاوت میان نسخهها
←حق الیقین
(صفحهای تازه حاوی «==نویسنده: بهمنی== ==مقدمه== *یقین را پهنهای بلند و مراتبی گوناگون است، بگون...» ایجاد کرد) |
|||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
*برخی از [[اهل]] [[معرفت]] برای [[یقین]] مرتبه بالاتری نیز قائلاند و از آن به [[حقیقت]] [[حق الیقین]] تعبیر کردهاند<ref>ر.ک: محمد بن علی ابنعربی، الفتوحات المکیه، ج۱۳، ص۲۱۳؛ قیصری، شرح فصوص، مقدمه قیصری، ص۱۱۲.</ref>. | *برخی از [[اهل]] [[معرفت]] برای [[یقین]] مرتبه بالاتری نیز قائلاند و از آن به [[حقیقت]] [[حق الیقین]] تعبیر کردهاند<ref>ر.ک: محمد بن علی ابنعربی، الفتوحات المکیه، ج۱۳، ص۲۱۳؛ قیصری، شرح فصوص، مقدمه قیصری، ص۱۱۲.</ref>. | ||
*در این مرتبه سالک [[هویت]] خود را از دست میدهد و در [[هویت]] معقول محو و فانی و خود از جنس او میشود. این [[یقین]] همان است که دیگر بالاتر از آن مرتبهای یافت نمیشود و چیزی بر آن افزودن نمیشاید، چنانکه [[امیر المؤمنین]]{{ع}} فرمود:{{متن حدیث|لَوْ كُشِفَ اَلْغِطَاءُ مَا اِزْدَدْتُ يَقِيناً}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۴۱۵؛ شاذان بن جبرئیل قمی، الروضة فی فضائل امیرالمؤمنین، ص۲۳۵.</ref><ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱،ص۳۱۶-۳۱۷.</ref>. | *در این مرتبه سالک [[هویت]] خود را از دست میدهد و در [[هویت]] معقول محو و فانی و خود از جنس او میشود. این [[یقین]] همان است که دیگر بالاتر از آن مرتبهای یافت نمیشود و چیزی بر آن افزودن نمیشاید، چنانکه [[امیر المؤمنین]]{{ع}} فرمود:{{متن حدیث|لَوْ كُشِفَ اَلْغِطَاءُ مَا اِزْدَدْتُ يَقِيناً}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۴۱۵؛ شاذان بن جبرئیل قمی، الروضة فی فضائل امیرالمؤمنین، ص۲۳۵.</ref><ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱،ص۳۱۶-۳۱۷.</ref>. | ||
==حق الیقین در فرهنگ مطهر== | |||
بین [[علمالیقین]]، [[عینالیقین]] و [[حقالیقین]]، این طور مثال میآورند، میگویند فرض کنید آتشی در نقطهای افروخته شده است. یک وقت شما اثر [[آتش]] را - مثلاً دودی که بلند است- میبینید و همین مقدار میدانید که در آنجا آتشی هست که این [[دود]] از آنجا بلند است، این علمالیقین است. و یک وقت خود آتش را از نزدیک میبینید، این عینالیقین است و بالاتر از دانستن است، [[شهود]] است؛ و یک وقت به قدری نزدیک میشوید که حرارت آتش به [[بدن]] شما میرسد و شما را گرم میکند، داخل آتش میشوید، این حقالیقین است. [[انسان]] ممکن است [[خدا]] را کاملاً بشناسد و به وجود مقدّسش [[ایمان]] و [[اذعان]] داشته باشد، ولی در [[زندگی]] خصوصی خود اثر [[لطف]] [[خالص]] خدا و عنایتهای مخصوصهای که گاهی به بندگانش [[عنایت]] میفرماید نبیند؛ این مرتبه علمالیقین است. ولی گاهی هست که عملاً اثر [[توحید]] را [[مشاهده]] میکند، [[دعا]] میکند و از غیر خدا اعتبارش را [[قطع]] میکند و اثر این [[توکّل]] و [[اعتماد]] را در زندگی خودش میبیند، اثر توحید را شهود میکند، این مرتبه عینالیقین است. آن دسته از [[بندگان]] [[حقّ]] [[لذّت]] میبرند که [[اهل دل]] و [[اهل]] توکّل و [[اعتماد به خدا]] هستند و آثار دعاهای خود و توکّلها و اعتمادهای خود را مشاهده میکنند؛ از [[نعمتها]] بهرهمند میشوند که برای ما کمتر قابل [[تصور]] است. البته مرتبه بالاتر آن است که [[دعا کننده]] مستقیماً خود را با ذات [[حق]] در تماس میبیند، بلکه خودی نمیبیند و خودی مشاهده نمیکند، فعل را فعل او، صفت را صفت او، و در همه چیز او را میبیند<ref>بیست گفتار، ص۳۵۷.</ref><ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۶۶.</ref> | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{یادآوری پانویس}} | {{یادآوری پانویس}} | ||
{{پانویس2}} | {{پانویس2}} | ||