←مادهگرایی در تاریخ انسانی
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
#مراد از آن [[انکار]] موجود ماورای ماده است؛ یعنی مکتب انحصار؛ مکتبی که هستی و [[نظام]] وجود دارد و انحصار مادّه میداند و هستی را در چارچوب آنچه در تغیّر و تبدّل است و در بستر زمان و مکان واقع است محدود و محصور میکند و آنچه را که از چهار دیواری تغیر و تبدل و [[احساس]] و لمس بشر بیرون است منکر است و معدوم و نیست میپندارد<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۴۷۱.</ref>. پس “ماتریالیسم”، یعنی اصالت ماده و اینکه [[روح]] و معنا جز خصلتی از ماده و جز یک امر تابع و طفیلی از ماده در طبیعت چیز دیگری نیست<ref>فلسفه تاریخ، ج۱، ص۸۲.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۸۸.</ref> | #مراد از آن [[انکار]] موجود ماورای ماده است؛ یعنی مکتب انحصار؛ مکتبی که هستی و [[نظام]] وجود دارد و انحصار مادّه میداند و هستی را در چارچوب آنچه در تغیّر و تبدّل است و در بستر زمان و مکان واقع است محدود و محصور میکند و آنچه را که از چهار دیواری تغیر و تبدل و [[احساس]] و لمس بشر بیرون است منکر است و معدوم و نیست میپندارد<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۴۷۱.</ref>. پس “ماتریالیسم”، یعنی اصالت ماده و اینکه [[روح]] و معنا جز خصلتی از ماده و جز یک امر تابع و طفیلی از ماده در طبیعت چیز دیگری نیست<ref>فلسفه تاریخ، ج۱، ص۸۲.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۸۸.</ref> | ||
==مادهگرایی | ==تاریخچه مادهگرایی== | ||
برخی [[انسانها]] میپنداشتهاند منشأ [[جهان]]، ماده است و چیزی فراتر از آن وجود ندارد. در چین باستان نظریه عناصر پنجگانه مطرح بود که مغز، چوب، [[آب]]، [[آتش]] و [[خاک]] را پنج عنصر مادی پایهای میدانست و این پنج عنصر در نظر چینیان، [[جهان]] را تشکیل میدادند. اهل [[هند]] قدیم نیز [[دنیا]] را مرکب از [[آب]]، [[خاک]]، [[آتش]] و باد میپنداشتند<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ۶۹۸.</ref>. این نظریه میان [[فیلسوفان]] یونان باستان نیز هواخواهانی داشت. بسیاری از آنان عنصر نخستین [[جهان]] را [[آب]]، [[آتش]]، اتم و هوا میدانستند. دموکریتوس قائل بود تنها اتم و خلأ واقعی است. اتم بنیادیترین بخش ماده است و تقسیم نمیپذیرد<ref>تاریخ فلسفه کاپلستون، ۱/ ۱۴۹؛ تاریخ فلسفه یونان، ۹/ ۴۰.</ref>. اپیکور، [[معرفت]] حسی را بنیاد هر گونه [[معرفت]] میپنداشت. او [[معتقد]] بود هر چه به [[ادراک حسی]] درنمیآید، پذیرفتنی نیست و از این رو، در نظر او [[اعتقاد]] به خدایان مادی وجهی نداشت<ref>فلسفه اپیکور، ۹۵- ۴۲.</ref>. | برخی [[انسانها]] میپنداشتهاند منشأ [[جهان]]، ماده است و چیزی فراتر از آن وجود ندارد. در چین باستان نظریه عناصر پنجگانه مطرح بود که مغز، چوب، [[آب]]، [[آتش]] و [[خاک]] را پنج عنصر مادی پایهای میدانست و این پنج عنصر در نظر چینیان، [[جهان]] را تشکیل میدادند. اهل [[هند]] قدیم نیز [[دنیا]] را مرکب از [[آب]]، [[خاک]]، [[آتش]] و باد میپنداشتند<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ۶۹۸.</ref>. این نظریه میان [[فیلسوفان]] یونان باستان نیز هواخواهانی داشت. بسیاری از آنان عنصر نخستین [[جهان]] را [[آب]]، [[آتش]]، اتم و هوا میدانستند. دموکریتوس قائل بود تنها اتم و خلأ واقعی است. اتم بنیادیترین بخش ماده است و تقسیم نمیپذیرد<ref>تاریخ فلسفه کاپلستون، ۱/ ۱۴۹؛ تاریخ فلسفه یونان، ۹/ ۴۰.</ref>. اپیکور، [[معرفت]] حسی را بنیاد هر گونه [[معرفت]] میپنداشت. او [[معتقد]] بود هر چه به [[ادراک حسی]] درنمیآید، پذیرفتنی نیست و از این رو، در نظر او [[اعتقاد]] به خدایان مادی وجهی نداشت<ref>فلسفه اپیکور، ۹۵- ۴۲.</ref>. | ||