پرش به محتوا

احسان در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۲۱۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱ فوریهٔ ۲۰۲۱
خط ۱۶۵: خط ۱۶۵:
=====احسان محور اصلی [[فضیلت]]=====
=====احسان محور اصلی [[فضیلت]]=====
{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان می‌دهد و از کارهای زشت و ناپسند و افزونجویی، باز می‌دارد؛ به شما اندرز می‌دهد باشد که شما پند گیرید» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>. این [[آیه شریفه]]، مراتب فضیلت [[اخلاقی]] احسان و جلوه‌هایی از آن را بر شمرده است. در اینجا در قالب [[اثبات]] یا [[نفی]] به [[تدبر]] در آن می‌پردازیم: [[خدای متعال]] به [[عدالت]]، احسان و [[بخشش]] به [[خویشاوندان]]، امر می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى}} عدالت، فضیلتی است لازم، و سبب دوام و بقای جریان [[امور اجتماعی]] و فردی می‌گردد و احسان، فضیلتی است [[برتر]] از عدالت که به آن رنگ [[عاطفی]] داده و آن را درخشان، باطراوت و [[زیبا]] می‌کند. ایتاء ذی‌القربی، احسان را با بخشش [[عینی]] محقق می‌سازد. هم‌چنین احسان برای توسعه و کمال خود، باید با اضدادش [[مبارزه]] کند. از این‌روست که [[فحشا]]، منکر و [[بغی]] که از اضداد احسان است، مورد [[نهی]] [[خدای عزوجل]] قرار گرفته است: {{متن قرآن|وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ}}؛ چرا که برای تحقق آن [[فضایل]] و توسعه‌اش، باید از بروز فحشا، منکر و بغی جلوگیری نمود. سخن آخر اینکه [[خدای سبحان]] [[آدمی]] را در لسان امر به سه فضیلت: [[عدل]]، احسان و بخشش به خویشاوندان، و در لسان نهی از سه [[رذیله]]: فحشا، منکر و بغی [[موعظه]] نموده است: {{متن قرآن|يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}} که موعظه [[پروردگار متعال]] شفای سینه‌های ([[بیمار]]) همه [[مردم]] بوده و [[هدایت]] و [[رحمت]] است برای [[مؤمنان]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای مردم! برای شما پندی از سوی پروردگارتان و شفایی برای دل‌ها و رهنمود و بخشایشی برای مؤمنان آمده است» سوره یونس، آیه ۵۷.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۸.</ref>
{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان می‌دهد و از کارهای زشت و ناپسند و افزونجویی، باز می‌دارد؛ به شما اندرز می‌دهد باشد که شما پند گیرید» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>. این [[آیه شریفه]]، مراتب فضیلت [[اخلاقی]] احسان و جلوه‌هایی از آن را بر شمرده است. در اینجا در قالب [[اثبات]] یا [[نفی]] به [[تدبر]] در آن می‌پردازیم: [[خدای متعال]] به [[عدالت]]، احسان و [[بخشش]] به [[خویشاوندان]]، امر می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى}} عدالت، فضیلتی است لازم، و سبب دوام و بقای جریان [[امور اجتماعی]] و فردی می‌گردد و احسان، فضیلتی است [[برتر]] از عدالت که به آن رنگ [[عاطفی]] داده و آن را درخشان، باطراوت و [[زیبا]] می‌کند. ایتاء ذی‌القربی، احسان را با بخشش [[عینی]] محقق می‌سازد. هم‌چنین احسان برای توسعه و کمال خود، باید با اضدادش [[مبارزه]] کند. از این‌روست که [[فحشا]]، منکر و [[بغی]] که از اضداد احسان است، مورد [[نهی]] [[خدای عزوجل]] قرار گرفته است: {{متن قرآن|وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ}}؛ چرا که برای تحقق آن [[فضایل]] و توسعه‌اش، باید از بروز فحشا، منکر و بغی جلوگیری نمود. سخن آخر اینکه [[خدای سبحان]] [[آدمی]] را در لسان امر به سه فضیلت: [[عدل]]، احسان و بخشش به خویشاوندان، و در لسان نهی از سه [[رذیله]]: فحشا، منکر و بغی [[موعظه]] نموده است: {{متن قرآن|يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}} که موعظه [[پروردگار متعال]] شفای سینه‌های ([[بیمار]]) همه [[مردم]] بوده و [[هدایت]] و [[رحمت]] است برای [[مؤمنان]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای مردم! برای شما پندی از سوی پروردگارتان و شفایی برای دل‌ها و رهنمود و بخشایشی برای مؤمنان آمده است» سوره یونس، آیه ۵۷.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۸.</ref>
=====در [[احسان]] شاخص مهم و [[پایدار]] قول [[قرآن کریم]] است=====
{{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا}}<ref>«و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید؛ اگر هر یک از آن دو یا هر دو، نزد تو به پیری رسند به آنان افّ مگو و بر آنها بانگ مزن و با ایشان سخن به نکویی بگوی!» سوره اسراء، آیه ۲۳.</ref>.
[[خدای متعال]] در این [[آیه شریفه]] بعد از [[دستور]] به [[پرستش]] [[پروردگار]] [[یکتا]]، امر به [[احسان به والدین]] می‌کند: {{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}} در این که این احسان، چه نوع احسانی است، پیش از این در [[روایت]] ابی‌ولاد از قول [[امام صادق]]{{ع}} دانستیم که این احسان [[مصاحبت]] [[نیکو]] با آنان است، و این که اگر چیزی را خواستند، نیاز آنان برآورده شود، بی‌آنکه بر آنان [[سخت‌گیری]] گردد. لذا آنجا که برآوردن نیاز آنان مطرح می‌شود، خواه آن نیاز مربوط به برطرف‌نمودن حوایج مادی آنان باشد و خواه رفع نیاز مادی به همراه [[مراقبت]] و نگهداری؛ نیازی که به خاطر [[زمین]] گیر شدن بر اثر فرتوت شدن و [[پیری]]، بدان دچار شده‌اند، لازم است با آنان نیکو مصاحبت شود. به‌خصوص باید توجه داشت که با [[توسل]] به [[عنایت]] خدای متعال و [[استمداد]] از او و با [[صبر]] و [[شکیبایی]] باید [[سختی]] طاقت‌فرسای مراقبت از آنان را که در حال زمین‌گیر شدن‌اند را [[تحمل]] نمود. همین‌طور باید مواظب بود که به هنگام مراقبت، سخنان تند و نیش‌داری از زبان خارج نشود: {{متن قرآن|فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ}}؛ چرا که آنان در حال [[پیری]]، بسیار حساس و زود رنج‌اند: {{متن قرآن|وَلَا تَنْهَرْهُمَا}}. این [[مراقبت]] و برآوردن [[حاجت]] باید با [[احتراز]] از منت‌گذاری باشد: {{متن قرآن|لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى}}<ref>«صدقه‌های خود را با منّت نهادن و آزردن تباه نسازید» سوره بقره، آیه ۲۶۴.</ref>، بلکه مواظبت، نگهداری و رفع نیازهای آنان باید قرین با [[مصاحبت]] [[نیکو]] و سخنان خوش و دلنشین شود تا فرتوتی و زمین‌گیری را بر آنان تسلّی دهد: {{متن قرآن|وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا}}.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹.</ref>
=====[[احسان به والدین]] از دیدگاه [[انگیزه]] [[حیات دنیوی]] و با توجه به [[فلسفه]] آن، [[عدالت]] است=====
{{متن قرآن|وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}<ref>«و به آدمی سپرده‌ایم که به پدر و مادرش نیکی کند؛ مادرش او را به دشواری آبستن بوده و به دشواری زاده است -و بارداری و از شیر گرفتنش سی ماه است- تا چون به رشد کامل رسد و چهل ساله شود بگوید: پروردگارا در دلم افکن تا نعمتت را که به من و پدر و مادرم بخشیده‌ای سپاس بگزارم و کردار شایسته‌ای که تو را خشنود کند به جای آرم و برای من، در دودمانم شایستگی نه که من به سوی تو بازگشته‌ام و من از فرمانبردارانم» سوره احقاف، آیه ۱۵.</ref>. در این [[آیه شریفه]]، بعد از آنکه به [[انسان]] توصیه شد به [[والدین]] [[احسان]] کند، فلسفه این احسان هم بیان گردیده است. [[مادر]] مستقیم و بدون واسطه، سی‌ماه درد و [[رنج]] بارداری، زایمان و شیردادن فرزند را [[تحمل]] کرده: {{متن قرآن|حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا}}. آیا می‌توان در شرایط عادی برای تحمل یک‌ساعته این درد و رنج، اجری در نظر گرفت؟ اگر [[تحمل]] این درد و [[رنج]] با [[طیب]] خاطر و از روی [[محبت]]، سی‌ماه به طول انجامد، آیا می‌توان در برابر این همه [[ایثار]]، پاداشی در خور برای آن در نظر گرفت؟ در پاسخ باید گفت: خیر، و لذا [[نقل]] کرده‌اند مردی که با بردوش‌گیری [[مادر]] [[ناتوان]] خود، به [[طواف]] [[خانه خدا]] مشغول بود، با همین وضعیت، [[خدمت]] [[پیامبر]]{{صل}} رسید و گفت: {{عربی|هل أديت حقها}}: آیا این‌گونه، [[حق]] مادرم را ادا نموده‌ام؟ پیامبر{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|لا، و لا بزفرة واحدة}}: «نه، حتی یک نفس او را هم جبران نکرده‌ای»<ref>تفسیر نمونه، ج۲۱، ص۳۳۳، به نقل از تفسیر فی الظلال.</ref>.
به دنبال آن همه ایثار، [[والدین]] چقدر باید نسبت به فرزند خود بعد از سی‌ماهگی، رنج، [[غصه]] و [[مصیبت]] [[زندگی]] را در [[راه رشد]] و [[تربیت]] او بر خود هموار کنند تا او به چهل‌سالگی برسد: {{متن قرآن|حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً}} و از لحاظ [[بلوغ عقلی]] و [[عقیدتی]] این کمال را حاصل کند که از پروردگارش بخواهد به او [[توفیق]] به‌جا آوردن [[شکر]] نعمت‌هایی را بدهد که به او و به والدینش [[عطا]] شده: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ}}، و از پروردگارش بخواهد عمل صالحی را روزی او گرداند که مورد رضای اوست: {{متن قرآن|وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ}}، و در زمینه [[روابط]] متقابل [[عاطفی]] والدین و فرزند از لحاظ مهر و محبت آن‌قدر [[غنی]] و لبریز از عاطفه محبت شود که از پروردگارش برای جگرگوشه‌گانش [[دعای خیر]] کند: {{متن قرآن|وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي}}، و در سایه روابط [[پسندیده]] عاطفی والدین و فرزند و [[رشد]] [[حق‌شناسی]] در جهت [[حق‌پرستی]]، به آن [[درجه]] از کمال برسد که [[توبه]] کرده و [[تسلیم]] مطلق حق گردد: {{متن قرآن|إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹.</ref>


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش