پرش به محتوا

اعتدال در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۱٬۴۴۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۷ فوریهٔ ۲۰۲۱
خط ۸۵: خط ۸۵:
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سو‌گرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سو‌گرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مائده، آیه ۸.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۷۰.</ref>
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مائده، آیه ۸.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۷۰.</ref>
==اعتدال در [[تفاسیر]]==
[[شیخ طوسی]] در تبیان فی قوله: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ...}}، فرموده که: [[حسین بن علی مغربی]] گوید: معنای {{متن قرآن|مَا طَابَ}}؛ یعنی زنانی که بالغ شده‌اند، و مراد، منع از [[ازدواج]] با [[زن]] [[یتیم]]، پیش از [[بلوغ]] او است؛ زیرا (در این صورت) بر او [[ظلم]] وارد می‌شود؛ چون وقتی بالغ شد، خودش در قبول و [[انتخاب همسر]] مختار خواهد بود. گفته اند: معنای: {{متن قرآن|مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ}}، چنین است: آن کسانی از [[زنان]] که برای شما [[حلال]] است بدون آن زنانی که بر شما [[حرام]] هستند، و تنها گفت: {{متن قرآن|مَا طَابَ}} و نگفت: «من طاب»، هر چند که «من» برای ذوی‌العقول، و «ما» برای غیر ذوی‌العقول است، برای اینکه معنا چنین است: {{عربی|انكحوا الطيب}}؛ یعنی حلال این عده را؛ چون همه زنان حلال نیستند، و تقدیر آن چنین است: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى}} {{عربی|فتحرجتم فيهم، فكذلك فتخرجوا في النساء، فلا تنكحوا إلّا ما آمنتم به الجور فيه منهنّ ممّا أحللته لكم منهنّ من الواحدة إلى الأربع}}، و درباره: {{متن قرآن|إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}}، فرموده: {{متن قرآن|فَوَاحِدَةً}}، [[منصوب]] است بنا بر آن‌که مفعول‌به باشد، و تقدیر آن چنین است: {{عربی|فإن خفتم ألا تعدلوا فيما زاد على الواحدة فانكحوا واحدة}}<ref>تبیان، ج۳، ص۱۰۵ و ۱۰۷.</ref>.
همین‌طور فی قوله: {{متن قرآن|ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا}}، فرموده: اشاره به [[عقد]] یک زن است در صورت [[خوف]] از [[جور]] در [[زنان]] مازاد بر یکی، یا اکتفا نمودن به کنیزی می‌باشد که در تملک است<ref>تبیان، ج۳، ص۱۰۵ و ۱۰۷.</ref>.
فی قوله: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ}} هم فرموده: یعنی هیچ یک از [[بندگان]] [[قادر]] نیست در بین زنان و [[همسران]]، [[محبت]] و [[تمایل]] یکسان و مساوی را نسبت به آنان نشان دهد؛ به گونه‌ای که تمایل به یکی از آنان، مانند تمایل به دیگری باشد، و مراد از آن، [[نفی]] [[قدرت]] بر [[تساوی]] در [[نفقه]]، [[لباس]] و قسمت بین آنان نیست.
نیز فی قوله: {{متن قرآن|وَإِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}، [[تفسیر]] فرموده که: یعنی: و اگر [[اصلاح]] کنید در قسمت بین همسران و ایجاد یکسانی بین آنها در نفقه، لباس و [[معاشرت]] به معروف، و ترک نمایید میلی را که [[خداوند]] شما را از آن [[نهی]] نموده است، از [[برتری]] دادن یکی بر دیگری در آن، «{{متن قرآن|فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>تبیان، ج۳، ص۳۵۶.</ref>.
و فی قوله: {{متن قرآن|لَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى}}، فرموده: سه وجه در معنای آن هست:
وجه اول: از [[هوای نفس]] در [[عدول]] از [[حق]] [[پیروی]] نکنید که در این صورت با ترک اقامه [[شهادت]]، [[ستم]] می‌کنید.
وجه دوم: به سبب [[گریز]] از [[اجرای عدالت]] در ادای شهادت، پیروی هوای نفستان را نکنید.
وجه سوم: پیروی هوای نفستان را نکنید، تا [[عدالت]] را جاری کنید<ref>تبیان، ج۳، ص۳۵۶.</ref>.
هم‌چنین فی قوله: {{متن قرآن|وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا}}، فرموده: [[بغض]] قومی، شما را بر آن ندارد که در حکمتان در بین آنان و روش و سیرتتان نسبت به ایشان عدالت نکرده و بر آنان [[ظلم و ستم]] روا دارید.
فی قوله: {{متن قرآن|اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}} هم فرموده: با هر کس خواه [[دوست]] باشد یا [[دشمن]]، با عدالت [[رفتار]] کنید که اجرای عدالت برای شما [[مؤمنان]] به [[تقوا]] نزدیک‌تر است<ref>تبیان، ذیل آیه شریفه.</ref>.
[[زمخشری]] در [[تفسیر کشاف]]، فی قوله: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ}}، فرموده: اگر از [[ستم]] کردن در [[حق]] [[یتیمان]] [[خوف]] دارید، آنچه از [[زنان]] را که برای شما [[پسندیده]] است، دو تا، سه تا و چهار تا را به [[نکاح]] خود در آورید.
همین‌طور فی قوله: {{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا}}، گفته: چنان‌که از ترک [[عدل]] بین این تعداد [[زن]] می‌ترسید، {{متن قرآن|فَوَاحِدَةً}}: پس ملزم هستید یا مختارید یکی را برگزینید و آن مجموع را رها کنید، پس امر کلاً بر مدار عدل است. بنابراین هر کجا عدل را یافتید، بر شماست که به آن عمل کنید<ref>کشاف، ج۱، ص۴۹۶-۴۹۷.</ref>.
نیز فی قوله: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ}}، فرموده: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا}}: و غیر ممکن است که بر [[اجرای عدل]] توانا باشید، {{متن قرآن|بَيْنَ النِّسَاءِ}}، تا [[تساوی]] میل بدون کم و زیاد، در آنچه برای آنان [[واجب]] است، فراهم شود، پس به همین جهت تمام عدل و نهایت آن از شما رفع شده است. گفته‌اند: معنای آن، [[عدالت]] داشتن در [[محبت]] است، و گفته‌اند: البته، عدل بین آنان امری دشوار است؛ به آن اندازه از [[دشواری]] که در آن توهم [[ناتوانی]] می‌رود<ref>کشاف، ج۱، ص۵۶۸.</ref>.
همین‌طور فی قوله: {{متن قرآن|قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}، فرموده: {{متن قرآن|قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ}}: تلاشگران در [[اقامه عدل]] باشید، تا [[ظلم و ستم]] نکنید، {{متن قرآن|شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}: شهادت‌های خود را برای [[رضای خدا]] اقامه کنید، همان‌گونه که شما را به اقامه آن امر نمودم. در قوله: {{متن قرآن|أَنْ تَعْدِلُوا}} هم عدل و هم [[عدول]] در آن محتمل است؛ مثل اینکه گفته شود: {{عربی|فلا تتبعوا الهوى كراهة أن تعدلوا بين الناس او ارادة أن تعدلوا عن الحق}}: [[پیروی از هوای نفس]] نکنید به جهت [[ناخشنودی]] که از عدل بین [[مردم]] دارید، یا داشتن [[اراده]] اینکه از حق عدول کنید<ref>کشاف، ج۱، ص۵۷۰.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}}، فرموده: [[دشمنی]] شما با [[مشرکان]]، شما را بر آن ندارد که [[عدل]] را رها کرده و بر آنان [[ظلم]] کنید؛ به این که در بعضی از آنان [[پیروز]] بشوید و کینه‌هایی را که در قلوبتان است، تشفی بدهید. {{متن قرآن|اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}}، اول، آنان را از تحریک کینه‌هایشان بر ترک عدل [[نهی]] نمود. پس از آن از لحاظ تأکید و تشدید، تصریح در [[امر به عدل]] را از سرگرفت. سپس وجه امر به عدل را که عبارت از: {{متن قرآن|هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}} است، برای آنان بیان کرد؛ یعنی عدل نزدیک‌تر به [[تقوا]] و داخل‌تر در مناسبت با آن است<ref>کشاف، ج۱، ص۵۹۸.</ref>.
شُبّر در تفسیرش فی قوله: {{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}}، فرموده: یعنی اگر می‌ترسید که در [[نفقه]] این تعداد از [[زنان]]، [[عدالت]] نکنید، پس یک [[زن]] را به [[نکاح]] در آورید<ref>تفسیر شبّر، ص۱۷۹.</ref>.
نیز فی قوله: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ}}، فرمود: در [[مودت]] [[قلبی]]، یا در همه امور از جمیع وجوه [[قدرت]] آن را ندارید که در بین این تعداد از زنان، عدالت را رعایت کنید<ref>تفسیر شبر، ص۲۲۸.</ref>.
همین طور فی قوله: {{متن قرآن|لَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا}}، فرموده: در شهادتتان از [[هوای نفس]] [[پیروی]] نکنید، تا [[اراده]] [[عدول]] از [[حق]] در شما پیدا شود، یا از [[اجرای عدالت]] در بین [[مردم]] [[اکراه]] داشته باشید<ref>تفسیر شبر، ص۲۳۰.</ref>.
فی قوله: {{متن قرآن|وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا}} هم فرموده: خشمتان از [[بغض]] [[کفار]] را با ترک عدل نسبت به آنها ظاهر نکنید<ref>تفسیر شبر، ص۲۴۷.</ref>.
[[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر المیزان]] فی قوله: {{متن قرآن|فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا}}، فرموده: یعنی [[ترس]] به سبب عدول از حق و [[قسط]]، به واسطه [[پیروی از هوای نفس]] و ترک [[شهادت]] برای [[خدای متعال]] است. پس {{متن قرآن|أَنْ تَعْدِلُوا}}، مفعول لاجله است، و ممکن است مجرور به تقدیر [[لام]] متعلق به [[اتباع]] باشد؛ یعنی: {{عربی|لأن تعدلوا}}<ref>المیزان، ج۵، ص۱۱۴.</ref>.
هم‌چنین فی قوله: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مائده، آیه ۸.</ref>، فرموده: این [[آیه]]، نظیر آیه دیگر: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سو‌گرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref> است و تفاوت این دو آیه در این می‌باشد که آیه [[نساء]]، در [[مقام]] [[نهی]] از [[انحراف]] از [[عدل]] در [[شهادت]] دادن است به واسطه [[پیروی از هوای نفس]] به جهت [[تمایل]] نشان دادن به مشهود له به سبب [[قرابت]] و نظیر آن. پس به آنچه به نفع آن [[خویشاوند]] است اما بر خلاف [[حق]] است، شهادت می‌دهد، و آیه [[مائده]]، در مقام رد انحراف از عدل در شهادت است به واسطه [[بغض]] و [[خشم]] [[شاهد]] نسبت به مشهود علیه، پس به نوعی علیه او اقامه شهادت می‌کند تا از وی [[انتقام]] گرفته و برای حق خود او را بازخواست نموده باشد. این [[اختلاف]] در بیان، سبب اختلاف در قیود دو آیه می‌گردد، چنان‌که در آیه نساء فرمود: {{متن قرآن|كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}، و در [[آیه]] [[مائده]] فرمود: {{متن قرآن|كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}<ref>المیزان، ج۵، ص۲۵۵.</ref>.
در [[تفسیر نمونه]] فی قوله: {{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}}، آمده: و اگر می‌ترسید [[عدالت]] را (درباره [[همسران]] متعدد) رعایت نکنید، تنها به یک [[همسر]] [[قناعت]] نمایید<ref>تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۵۱.</ref>.
باز در این [[تفسیر]] سخنی تحت عنوان: «منظور از عدالت درباره همسران چیست؟» در ذیل [[تفسیر آیه]]: {{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}}، آمده که عیناً به [[نقل]] آن می‌پردازیم:
اکنون پیش از آن‌که [[فلسفه]] [[حکم]] [[تعدد زوجات]] را در [[اسلام]] بدانیم، لازم است این موضوع بررسی شود که منظور از عدالت که جزو شرایط تعدد همسر ذکر شده است، چیست؟ آیا این عدالت مربوط به امور [[زندگی]]، از قبیل: همخوابگی و وسایل زندگی، [[رفاه]] و [[آسایش]] است، یا منظور عدالت در [[حریم]] [[قلب]] و [[عواطف]] [[انسانی]] نیز هست؟ [[شک]] نیست که عدالت در محبت‌های [[قلبی]]، خارج از [[قدرت]] [[انسان]] است. چه کسی می‌تواند [[محبت]] خود را که عواملش در بیرون وجود اوست، از هر نظر تحت کنترل در آورد؟ به همین [[دلیل]] رعایت این نوع عدالت را [[خداوند]] [[واجب]] نشمرده و در آیه ۱۲۹ همین [[سوره نساء]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ}}: شما هر [[قدر]] [[کوشش]] کنید نمی‌توانید در میان همسران خود (از نظر [[تمایلات]] قلبی) عدالت و [[مساوات]] را برقرار سازید. بنابراین محبت‌های درونی، مادامی که موجب ترجیح بعضی از همسران بر بعضی دیگر از جنبه‌های عملی نشود، [[ممنوع]] نیست. آنچه مرد موظف به آن است، رعایت عدالت در جنبه‌های عملی و خارجی است.
از این بیان روشن می‌شود کسانی که خواسته‌اند از ضمیمه کردن آیه فوق: {{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}}، به آیه ۱۲۹: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ}} چنین نتیجه بگیرند که تعدد زوجات در اسلام مطلقاً ممنوع است؛ زیرا در آیه نخست آن را مشروط به عدالت کرده، و در [[آیه]] دوم [[عدالت]] را برای مردان در این مورد امری محال دانسته است، سخت در اشتباهند؛ زیرا همان طور که اشاره شد، عدالتی که مراعات آن از [[قدرت]] [[انسان]] بیرون است، عدالت در [[تمایلات]] [[قلبی]] است، و این از شرایط [[تعدد زوجات]] نیست و آنچه از شرایط است، عدالت در جنبه‌های عملی است.
[[گواه]] بر این موضوع، ذیل آیه ۱۲۹ همین [[سوره]] است، آنجا که می‌گوید: {{متن قرآن|فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ}}؛ یعنی اکنون که نمی‌توانید [[مساوات]] کامل در [[محبت]] را میان [[همسران]] خود رعایت کنید، لااقل تمام [[تمایل]] قلبی خود را متوجه یک نفر از آنان نسازید که دیگری را به صورت بلاتکلیف در آورید.
نتیجه این که: کسانی که قسمتی از این آیه را گرفته و قسمت دیگر را فراموش کرده‌اند، گرفتار چنان اشتباهی در مسألة تعدد زوجات شده‌اند که برای هر محققی جای [[تعجب]] است. از این گذشته، از نظر [[فقه اسلامی]] و منابع مختلف آن در میان [[شیعه]] و [[اهل تسنن]]، مسأله تعدد زوجات با شرایط آن جای [[گفت‌وگو]] و چانه زدن نیست و از ضروریات [[فقه]] [[اسلام]] محسوب می‌شود»<ref>تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۵۵.</ref>.
هم‌چنین فی قوله: {{متن قرآن|فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا}}، بیان داشته که: جمله {{متن قرآن|تَعْدِلُوا}} ممکن است از ماده عدالت و یا از ماده [[عدول]] بوده باشد. اگر از ماده عدالت باشد، معنای جمله چنین خواهد بود: {{عربی|فلا تتبعوا الهوى لأن تعدلوا}}: از [[هواپرستی]] [[پیروی]] نکنید تا بتوانید [[اجرای عدالت]] کنید، و اگر از ماده عدول باشد، معنای جمله چنین است: {{عربی|فلا تبعوا الهوى في أن تعدلوا}}: از هواپرستی در مسیر [[انحراف از حق]] پیروی نکنید<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۱۶۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۷۱-۱۷۸.</ref>


==منابع==
==منابع==
۸۰٬۲۸۹

ویرایش