ایثار در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۶٬۶۴۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۳ فوریهٔ ۲۰۲۱
خط ۸۱: خط ۸۱:
#در [[مجمع البیان]] ذیل قوله: {{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}، فرموده: در حدیث آمده: {{متن حدیث|من احب آخرته، اضر دنیاه، و من احب الدنیا، اضر بآخرته}}: هر کس آخرتش را [[دوست]] بدارد، دنیایش را مایه ضرر و زیان می‌داند، و هر کس دنیایش را دوست بدارد، آخرتش را مایه زیان می‌دارد<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۷۶.</ref>.
#در [[مجمع البیان]] ذیل قوله: {{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}، فرموده: در حدیث آمده: {{متن حدیث|من احب آخرته، اضر دنیاه، و من احب الدنیا، اضر بآخرته}}: هر کس آخرتش را [[دوست]] بدارد، دنیایش را مایه ضرر و زیان می‌داند، و هر کس دنیایش را دوست بدارد، آخرتش را مایه زیان می‌دارد<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۷۶.</ref>.
# [[مسلم بن عبد الله]] گوید: از [[امام]] [[علی بن حسین]]{{ع}} سؤال شد: کدامین [[اعمال]] نزد [[خدای متعال]] [[افضل]] است؟ آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|ما من عمل بعد معرفة الله عزوجل و معرفة رسول الله{{صل}}، افضل من [[بغض]] الدنیا؛ فان لذلک شعبا کثیرة و للمعاصی شعب. فأول ما عصی [[الله]] به، الکبر، [[معصیة]] [[ابلیس]] حین ابی و استکبر و کان من الکافرین. ثم الحرص و هی معصیة [[آدم]] و [[حوا]]{{عم}} حین قال الله عزوجل لهما: {{متن قرآن|وکلا منها رغدا حیث تمتما ولا تقربا هذه الشجرة تکونا من الظالمین}}، فاخذا ما لا حاجة بهما الیه، فدخل ذلک [[علی]] ذریتهما الی [[یوم]] القیامة، و ذلک أن اکثر ما یطلب ابن آدم ما لا حاجة به الیه. ثم الحسد، و هی معصیة ابن آدم حیث [[حسد]] اخاه فقتله، فتشعب من ذلک، [[حب]] النساء و حب الدنیا و حب الریاسة و حب الراحة و حب الکلام و حب العلو و الثروة، فصرن سبع [[خصال]]، فاجتمعن کلهن فی حب الدنیا، فقالت الانبیاء و العلماء بعد معرفة ذلک: حب الدنیا رأس کل خطیئة}}: عملی بعد از [[معرفت]] [[خدای عزوجل]] و معرفت [[پیامبر]]{{صل}}، [[برتر]] از دشمنی‌داشتن با [[دنیا]] نیست. البته، برای چنین امری شعبه‌های بسیار بوده و برای [[معاصی]] نیز شعبه‌هایی است. اول چیزی که [[خدا]] با آن [[نافرمانی]] شد، [[کبر]] بود؛ نافرمانی [[شیطان]] زمانی که از [[فرمان خدا]] [[سرپیچی]] و [[تکبر]] نمود و از [[کافران]] گردید. پس از آن، [[حرص]] است و آن نافرمانی‌ای بود که [[آدم]] و [[حوا]] نمودند، هنگامی که [[خدای عزوجل]] به آن دو فرمود: از هر چه خواستید، تناول کنید، اما به این درخت ممنوعه نزدیک نشوید، پس آنان از [[ستمکاران]] گردیدند؛ چون چیزی را برگرفتند که مورد حاجتشان نبود. پس از آن، (این [[معصیت]]) بر [[فرزندان]] آن دو تا [[روز قیامت]] مستولی گشت. این چنین است که فرزند آدم بیشترین چیزی را که [[طلب]] می‌کند، چیزی است که بدان حاجتی ندارد. پس از آن، [[حسد]] است، و آن، گناهی بود که فرزند آدم مرتکب گردید؛ آنجا که نسبت به برادرش [[حسادت]] نمود و برادرش را به [[قتل]] رسانید. پس از این معصیت، [[حب]] [[زن]]، [[حب دنیا]]، [[حب ریاست]]، حب [[راحتی]] و [[آسایش]]، حب [[سخن گفتن]]، حب [[علو]] [[مقام]] و حب [[مال]] و [[ثروت]] منشعب می‌شود. پس اینها هفت [[خصلت]] شدند که همگی آنها در [[حبّ دنیا]] وجود دارد، و [[انبیا]] و [[علما]] همه و همه بعد از [[معرفت]] و [[شناخت]] این [[خصال]] فرمودند: {{متن حدیث|حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ‏ كُلِّ خَطِيئَةٍ}}<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۵۵۷، حدیث ۲۵.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۴۸.</ref>
# [[مسلم بن عبد الله]] گوید: از [[امام]] [[علی بن حسین]]{{ع}} سؤال شد: کدامین [[اعمال]] نزد [[خدای متعال]] [[افضل]] است؟ آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|ما من عمل بعد معرفة الله عزوجل و معرفة رسول الله{{صل}}، افضل من [[بغض]] الدنیا؛ فان لذلک شعبا کثیرة و للمعاصی شعب. فأول ما عصی [[الله]] به، الکبر، [[معصیة]] [[ابلیس]] حین ابی و استکبر و کان من الکافرین. ثم الحرص و هی معصیة [[آدم]] و [[حوا]]{{عم}} حین قال الله عزوجل لهما: {{متن قرآن|وکلا منها رغدا حیث تمتما ولا تقربا هذه الشجرة تکونا من الظالمین}}، فاخذا ما لا حاجة بهما الیه، فدخل ذلک [[علی]] ذریتهما الی [[یوم]] القیامة، و ذلک أن اکثر ما یطلب ابن آدم ما لا حاجة به الیه. ثم الحسد، و هی معصیة ابن آدم حیث [[حسد]] اخاه فقتله، فتشعب من ذلک، [[حب]] النساء و حب الدنیا و حب الریاسة و حب الراحة و حب الکلام و حب العلو و الثروة، فصرن سبع [[خصال]]، فاجتمعن کلهن فی حب الدنیا، فقالت الانبیاء و العلماء بعد معرفة ذلک: حب الدنیا رأس کل خطیئة}}: عملی بعد از [[معرفت]] [[خدای عزوجل]] و معرفت [[پیامبر]]{{صل}}، [[برتر]] از دشمنی‌داشتن با [[دنیا]] نیست. البته، برای چنین امری شعبه‌های بسیار بوده و برای [[معاصی]] نیز شعبه‌هایی است. اول چیزی که [[خدا]] با آن [[نافرمانی]] شد، [[کبر]] بود؛ نافرمانی [[شیطان]] زمانی که از [[فرمان خدا]] [[سرپیچی]] و [[تکبر]] نمود و از [[کافران]] گردید. پس از آن، [[حرص]] است و آن نافرمانی‌ای بود که [[آدم]] و [[حوا]] نمودند، هنگامی که [[خدای عزوجل]] به آن دو فرمود: از هر چه خواستید، تناول کنید، اما به این درخت ممنوعه نزدیک نشوید، پس آنان از [[ستمکاران]] گردیدند؛ چون چیزی را برگرفتند که مورد حاجتشان نبود. پس از آن، (این [[معصیت]]) بر [[فرزندان]] آن دو تا [[روز قیامت]] مستولی گشت. این چنین است که فرزند آدم بیشترین چیزی را که [[طلب]] می‌کند، چیزی است که بدان حاجتی ندارد. پس از آن، [[حسد]] است، و آن، گناهی بود که فرزند آدم مرتکب گردید؛ آنجا که نسبت به برادرش [[حسادت]] نمود و برادرش را به [[قتل]] رسانید. پس از این معصیت، [[حب]] [[زن]]، [[حب دنیا]]، [[حب ریاست]]، حب [[راحتی]] و [[آسایش]]، حب [[سخن گفتن]]، حب [[علو]] [[مقام]] و حب [[مال]] و [[ثروت]] منشعب می‌شود. پس اینها هفت [[خصلت]] شدند که همگی آنها در [[حبّ دنیا]] وجود دارد، و [[انبیا]] و [[علما]] همه و همه بعد از [[معرفت]] و [[شناخت]] این [[خصال]] فرمودند: {{متن حدیث|حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ‏ كُلِّ خَطِيئَةٍ}}<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۵۵۷، حدیث ۲۵.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۴۸.</ref>
==[[تدبّر]] در [[آیات]] ایثار==
{{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستاده‌ایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref>.
پیش از این، مشتقات ایثار در آیات شش‌گانه، به صورت فعل ماضی و مضارع ذکر شد و سپس شرح لغوی، [[تفسیری]] و [[روایی]] آن گذشت. اینجا نیز معنا و مفهوم متنوع و نسبی ایثار را به ترتیب آیات [[مصحف]] بررسی کرده و پس از آن هم معیارهای ایثار را به ترتیب [[آیات]] نزولی [[تدبر]] می‌نماییم.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۳.</ref>
===تنوع معنا و مفهوم ایثار به ترتیب آیات [[مصحف]]===
====معنا و مفهوم اول ایثار====
یکی از معانی و مفاهیم ایثار، ایثار [[خدای تعالی]] نسبت به بنده‌اش، [[یوسف]]{{ع}} است: {{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بی‌گمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.</ref>.
حال این سؤال مطرح است که ایثار [[خدای متعال]] نسبت به بنده‌اش یوسف{{ع}} بر برادرانش در چه بوده است؟ پاسخ این سؤال را در [[آیه]] ۸۷ [[سوره انعام]] می‌یابیم که ایثار خدای متعال نسبت به [[بنده]] اش، یوسف{{ع}} [[برگزیدن]] او به [[پیامبری]] و هدایتش به [[راه مستقیم]] بوده است: {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم» سوره انعام، آیه ۸۷.</ref>، و اینکه وجود چه صفاتی در یوسف{{ع}} زمینه این [[گزینش]] را فراهم آورده است؟ از آیه ۲۴ [[سوره سجده]] در می‌یابیم که [[صبر]] و [[یقین]] به عنوان دو عامل اساسی، [[زمینه‌ساز]] ایثار خدای متعال نسبت به [[بندگان]] صالح‌اند: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ}}<ref>«و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی می‌کردند» سوره سجده، آیه ۲۴.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۳.</ref>
====معنا و مفهوم دوم ایثار====
یکی از معانی و مفاهیم ایثار، ایثار [[اعتقاد به توحید]] و نشانه‌های خدای متعال است: {{متن قرآن|قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«گفتند هرگز تو را بر برهان‌هایی که فرا راهمان (پدید) آمده و بر آن کس که ما را آفریده است برنخواهیم گزید؛ هر چه از دستت بر می‌آید بکن! تو تنها در زندگی این جهان کاری می‌توانی کرد» سوره طه، آیه ۷۲.</ref>. آنجا که معیار [[حقیقی]] [[فضیلت]] به دست می‌آید، [[دنیا]] و ما فیها در برابر آن، [[ارزش]] و معنایی ندارد و همه چیز حتی [[حیات]] [[انسان]] تحت‌الشعاع آن قرار می‌گیرد. لذا وقتی ساحران در [[مبارزه]] با [[موسی]]{{ع}} در آن [[روز]] [[موعود]]، [[سحر]] خود را عرضه کردند و سپس بیّنات که [[معجزه]] موسی{{ع}} بود، همه مصنوعات و نتیجه کار همه آنان را بلعید و بعد به شکل اوّلیه خود؛ یعنی [[عصا]]، در دست موسی{{ع}} قرار گرفت، ساحران که در تشخیص سحر و معجزه و تفاوت آن دو [[صداقت]] نشان دادند، [[حقیقت]] فضیلت بر ایشان معلوم گردید و [[فرعون]] را با همه [[جاه]] و جلالش و با همه وعده‌ها و نویدهایش رها کردند؛ آن‌چنان رها کردنی که در مقابل او قرار گرفتند و به [[مخالفت]] با او برخاستند: {{متن قرآن|قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا}}، همه چیز فرعون را به هیچ گرفتند. بعد قدم فراتر گذاشته، و سخنی گفتند که همه ادعای فرعون را زیر سؤال برد، و در عین‌حال، [[پوچی]] ادعای او را به [[ثبت]] رسانیدند: {{متن قرآن|فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ}}:هر کاری از دستت بر می‌آید، انجام بده! یعنی ای فرعون! کاری که تو می‌توانی بکنی، بسیار محدود و ناچیز و در حد یک [[بنده]] [[ظالم]] و [[ستمگر]] است؛ زیرا [[ستمگران]] در این دنیا دست خود را به [[ظلم و ستم]] [[آلوده]] می‌کنند و تو هم ای فرعون! فقط در این دنیاست که می‌توانی از [[بغض]] و کینه‌ای که داری، ظلمی بکنی: {{متن قرآن|إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}، اما در سرای [[آخرت]]، نتیجه [[اعمال زشت]] خود را خواهی دید. این همه [[قدرت]]، جرأت و [[شجاعت]] که در ساحران فعلیت پیدا کرد، نتیجه [[شناخت]] حقیقت فضیلتی بود که با چشم خود آن را در معجزه موسی{{ع}} دیدند و با [[عقل]] خود خویش را در مسیر آن به [[تفکر]] و [[اندیشه]] واداشتند و در پی آن، جهت [[راه]] خود را آن چنان [[اصلاح]] کردند که سالکان [[راه]] [[حق]] بدان مبادرت دارند؛ یعنی نسبت به [[اعتقاد به توحید]] [[خدای متعال]] و نشانه‌های او ایثار نمودند.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۴.</ref>
====معنا و مفهوم سوم ایثار====
یکی از معانی و مفاهیم ایثار، ایثار [[مؤمنین]] [[نیازمند]] است. آنان با کمالِ وسعت نظر و خالی از هر گونه [[بخل]] و [[تنگ‌نظری]]، با آنکه خود نیازمندند، از روی [[محبت]]، [[مؤمنان]] نیازمند دیگر را بر خود مقدّم می‌دارند. [[آیه]] نه [[سوره حشر]]، مصداق این معنا و مفهوم از ایثار را در [[اخلاق]] و [[روحیات]] [[انصار]] بیان می‌فرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشته‌اند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند و در دل به آنچه به مهاجران داده‌اند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمی‌گزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref>.
آنان برای [[مهاجرت]] [[مسلمانان]] [[مکه]] به [[مدینه]] [[زمینه‌سازی]] نمودند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ}}، و پیش از این که [[مهاجرین]] به سوی آنان [[هجرت]] کنند (دوبار در [[عقبه]]؛ یعنی در [[محل]] گردنه‌ای که نزدیک [[مکّه]] است و به دور از چشم [[مردم]]، به طور مخفیانه با [[پیامبر]] یا [[بیعت]] نمودند و [[ایمان]] آوردند: {{متن قرآن|وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ}}، و مسلمانانی که از مکه به سوی آنان مهاجرت کردند، مورد محبت آنان بودند: {{متن قرآن|يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ}}، و نسبت به آنچه بر [[سبیل]] [[ضرورت]] به [[مهاجران]] اعطا می‌شد، قلباً در خود [[احساس نیاز]] نمی‌کردند: {{متن قرآن|وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا}}، و در تقسیم [[غنایم]]، یا در اعطای [[مال]]، مهاجران را بر خود مقدّم می‌داشتند، گرچه خود بدان نیازمند و محتاج بودند: {{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ}}، و این ویژگی‌ها ملازم آنان گردیده، تا اینکه [[خدای متعال]] آنان را از بخل‌ورزیدن، محافظت نماید: {{متن قرآن|وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ}} و این مردمند که [[اهل]] [[فلاح]] و رستگاری‌اند: {{متن قرآن|فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۵.</ref>
====معنا و مفهوم چهارم ایثار====
معنا و مفهوم چهارم ایثار، ایثار [[کافران]] است. این معنا و مفهوم، خاصّ [[منکران]] [[حق]] است، آنان که [[اندیشه]] خود را در [[راه]] ناصواب به کار می‌گیرند و آن راه ناصواب را در جهت پیشبرد نقشه‌های [[شیطانی]] ارزیابی کرده و سپس برای اجرای آن، طراحی و جبهه‌گیری می‌کنند، سرانجام هم با [[رفتار]] خاصی که ملازم و برخاسته از آن طراحی است، [[انکار حق]] را به گونه عوام‌فریبانه در مسیر اندیشه ناصواب خود بیان می‌دارند. مصداق کامل این معنا و مفهوم، [[ولید]] بن‌مغیره مخزومی است که ایثار او بر اساس [[انکار]] [[مقدسات]] و حقایق و بر پایه ناحق جلوه دادن [[حقیقت وحی]] قرار دارد. او [[قرآن]] را [[سحر]] مؤثر، یا [[سحری]] که آن را ترجیح می‌دهند، معرفی می‌کند: {{متن قرآن|قَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ}}، اما چون این معرفی کار ساده‌ای نبود، او با طراحی همه‌جانبه، این معرفی را انجام می‌دهد. این طراحی از [[زبان قرآن]] در [[سوره مدثر]]، [[آیات]] ۱۸ الی ۲۴، چنین بیان شده است: {{متن قرآن|إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ}}<ref>«که او اندیشید و سنجید» سوره مدثر، آیه ۱۸.</ref>: البته، او (درباره این طراحی شیطانی و [[کفرآمیز]] خود) اندیشه کرد و به دنبال آن، اندیشه خود را ارزیابی نمود. {{متن قرآن|فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ}}<ref>«و مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟» سوره مدثر، آیه ۱۹.</ref>: پس [[مرگ]] بر او باد! چگونه او این اندیشه شیطانی را ارزیابی نمود؛ ارزیابی که با حق به [[مبارزه]] و [[ستیز]] برخیزد. {{متن قرآن|ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ}}<ref>«دگر باره مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟» سوره مدثر، آیه ۲۰.</ref>: سپس مرگ باد بر او در چگونگی این‌گونه ارزیابی! {{متن قرآن|ثُمَّ نَظَرَ}}<ref>«سپس نگریست» سوره مدثر، آیه ۲۱.</ref>: پس از آن، ارزیابی‌های خود را مورد مداقه (و دقت نظر) قرار داد. {{متن قرآن|ثم عبس وبسر}}: سپس (برای اجرای طرح شیطانی‌اش کار را این چنین شروع کرد) با ترش‌رویی، چهره در هم کشید. ثم {{متن قرآن|ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ}}<ref>«سپس پشت کرد و گردنکشی ورزید» سوره مدثر، آیه ۲۳.</ref>: پس از آن (در ادامه آن) با پشت‌نمودن (به حقایق امور) و با خود بزرگ‌بینی و [[تکبر]]: {{متن قرآن|فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ}}<ref>«و گفت: این جز جادویی که آموخته می‌شود نیست» سوره مدثر، آیه ۲۴.</ref>: پس گفت: این ([[قرآن]]) چیزی به جز یک [[سحر]] مؤثر نیست که به خاطر جاذبه‌اش در [[دل‌ها]] اثر می‌گذارد.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۵.</ref>
====معنا و مفهوم پنجم ایثار====
این ایثار، ایثار [[طاغوتیان]] و سرکشان [[دنیاطلب]] است. اینان که دیده تنگشان به [[دنیا]] چشم دوخته است و حیاتی جز [[زندگی]] در دنیا را نشناخته و به [[لذات]] کاذب دنیا، [[دل]] خوش داشته‌اند، دنیا و [[لذّات]] دنیا را [[برتری]] و ترجیح می‌دهند: {{متن قرآن|فَأَمَّا مَنْ طَغَى * وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}. اینان برای فرونشاندن [[هواهای نفسانی]] خویش، برای تن‌دادن به هر کار، هر [[خطا]] و هر [[گناه]] و خیانتی فروگذار نیستند، به‌خصوص اگر قدرتی هم به هم زنند و به تبع آن [[قدرت]]، عِدّه و عُدّه‌ای هم داشته باشند که اینان علاوه بر [[اقدام]] به هر کاری، طاغی‌گری را نیز هم نسبت به [[خدا]]، و هم نسبت به [[خلق]] خدا، و هم نسبت به [[قوم]] خود و حتی [[اهل]] خود، انجام می‌دهند. اینان بدانند که [[دوزخ]] [[پناهگاه]] و مأوای آنان است: {{متن قرآن|{{متن قرآن|فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى}}، و مصداق کامل ایثار [[طاغیان]]، [[فرعون]] است که او را از [[زبان قرآن]] چنین می‌شناسیم: فرعون مصداق کامل [[طغیانگری]] است: {{متن قرآن|اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى}}<ref>«به سوی فرعون روان شو که او سرکشی کرده است» سوره طه، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى}}<ref>«به سوی فرعون بروید که او سرکشی کرده است» سوره طه، آیه ۴۳.</ref>.
فرعون آن‌قدر در [[طغیانگری]] نسبت به [[خدا]]، به خود [[استعلا]] داد که پروردگاری به جز خودش را نمی‌شناخت: {{متن قرآن|وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرِي}}<ref>«و فرعون گفت: ای سرکردگان! من خدایی جز خویشتن برای شما نمی‌شناسم پس ای هامان! برای من آجر بساز و کاخی (بلند) برایم برآور شاید من به خدای موسی آگاهی یابم و من او را از دروغگویان می‌پندارم» سوره قصص، آیه ۳۸.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«فرعون گفت: و «پروردگار جهانیان» چیست؟» سوره شعراء، آیه ۲۳.</ref>.
او در طغیانگری علاوه بر آنکه در روی [[زمین]] [[استکبار]] نمود و به خود استعلا داد، [[اهل]] خود را همراه خویش ساخت: {{متن قرآن|وَقَارُونَ وَفِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مُوسَى بِالْبَيِّنَاتِ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ وَمَا كَانُوا سَابِقِينَ}}<ref>«و قارون و فرعون و هامان را (نیز) عذاب کردیم و البتّه موسی برای آنان برهان‌ها آورد امّا آنان در آن سرزمین گردن‌کشی پیشه کردند و پیشرو نبودند» سوره عنکبوت، آیه ۳۹.</ref>؛ و {{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا}}<ref>«بی‌گمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دسته‌دسته کرد. دسته‌ای از آنان را به ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را زنده وا می‌نهاد، به یقین او از تبهکاران بود» سوره قصص، آیه ۴.</ref>.
و نسبت به [[خلق]] خدا، آن چنان [[طاغی]] و [[سرکش]] بود که [[بندگان خدا]] را به عناوین مختلف به میخ می‌کشید و به [[حیات دنیوی]] آنان خاتمه می‌داد: {{متن قرآن|وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ}}<ref>«و با فرعون، دارنده آن میخ‌ها» سوره فجر، آیه ۱۰.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۶.</ref>
====معنا و مفهوم ششم ایثار====
مفهوم ششم ایثار، ایثار دنیادارانی است که [[زندگی دنیا]] را بر [[آخرت]] ترجیح داده‌اند: {{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«بلکه، شما زندگی این جهان را برمی‌گزینید» سوره اعلی، آیه ۱۶.</ref>.
اینان باید بدانند که زندگی دنیا به جز کالایی که [[بیهوده]] بدان امیدوارند، نیست: {{متن قرآن|وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}}<ref>«و زندگی دنیا جز مایه نیرنگ نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۵ و سوره حدید، آیه ۲۰.</ref>.
و اینان هم‌چنین باید بدانند که [[زندگی دنیا]] به جز [[بازی]] و مایه [[سرگرمی]] نیست: {{متن قرآن|وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ}}<ref>«و زندگی دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست» سوره انعام، آیه ۳۲.</ref>.
و نیز اینان باید بدانند که در [[گمراهی]] باورنکردنی قرار دارند؛ یعنی آن‌چنان گمراهند که از [[هدایت]] بسیار دورند: {{متن قرآن|الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ}}<ref>«آنان که زندگانی این جهان را از جهان واپسین دوست‌تر دارند و (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند و آن را کج می‌خواهند در گمراهی ژرفی به سر می‌برند» سوره ابراهیم، آیه ۳.</ref>.
و همین‌طور اینان باید بدانند که به خود واگذاشته می‌شوند: {{متن قرآن|وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا}}<ref>«و آنان را که دین خویش به بازیچه و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنان را فریفت رها کن و به آن (قرآن) پند ده» سوره انعام، آیه ۷۰.</ref>.
و اینان باید هم‌چنین بدانند که هم روزی [[بهشتیان]]، و هم آب گوارای [[بهشت]]، برای آنان [[حرام]] است: {{متن قرآن|وَنَادَى أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنَا مِنَ الْمَاءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَافِرِينَ}}<ref>«و دمسازان آتش بهشتیان را ندا می‌کنند که از آب یا از آنچه خداوند روزی شما کرده است بر ما (نیز) فرو ریزید! می‌گویند: خداوند هر دو را بر کافران حرام کرده است» سوره اعراف، آیه ۵۰.</ref>.
و اینان باید باز بدانند که پناهگاهشان [[دوزخ]] است و از آن خارج نمی‌شوند، در حالی‌که هیچ عذری از آنان پذیرفته نیست و هیچ [[یار]] و [[یاوری]] هم ندارند: {{متن قرآن|وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنْسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ نَاصِرِينَ * ذَلِكُمْ بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ}}<ref>«و گفته می‌شود که امروز شما را فراموش می‌کنیم چنان که شما دیدار امروزتان را فراموش کرده بودید و جایگاهتان آتش (دوزخ) است و شما را یاوری نیست * این از آن روست که شما آیات خداوند را به ریشخند گرفتید و زندگانی این جهان، شما را فریفت پس امروز، نه از آن (دوزخ) بیرون آورده می‌شوند و نه آشتی‌جویی آنان را می‌پذیرند» سوره جاثیه، آیه ۳۴-۳۵.</ref>.
و بالاخره اینان باید باز بدانند که [[زندگی]] این [[دنیا]]، [[بازی]] و [[سرگرمی]] است و به طور [[قطع]] و [[یقین]]، زندگانی [[آخرت]]، [[زندگی حقیقی]] بوده و آن زندگی برای متّقین بهتر است: {{متن قرآن|وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر می‌دانستند زندگانی این جهان جز سرگرمی و بازیچه‌ای نیست و بی‌گمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«و زندگی دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست و بی‌گمان برای کسانی که پرهیزگاری می‌ورزند سرای واپسین نیکوتر است؛ آیا نمی‌اندیشید؟» سوره انعام، آیه ۳۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۷.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۰٬۴۱۹

ویرایش