بر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۵۹۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ فوریهٔ ۲۰۲۱
خط ۸۰: خط ۸۰:
#در [[تفسیر عیاشی]] از [[مفضل بن عمر]] روایت کند که او گوید: روزی بر [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، وارد شدم در حالی که چیزی با من بود. پس آن را پیش روی خود بر [[زمین]] نهادم. آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|مَا هَذَا؟}}: این چیست؟ گفتم: این هدیه‌ای است برای [[فرزندان]] و بردگان شما، پس آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|يَا مُفَضَّلُ إِنِّي لَأَقْبَلُ ذَلِكَ وَ مَا أَقْبَلَ مِنْ حَاجَةٍ بِي إِلَيْهِ وَ مَا أَقْبَلُهُ‏ إِلَّا لِيَزْكُوا بِهِ‏ ثُمَّ قَالَ سَمِعْتُ أَبِي{{ع}} يَقُولُ مَنْ مَضَتْ لَهُ سَنَةٌ لَمْ يَصِلْنَا مِنْ مَالِهِ قَلَّ أَوْ كَثُرَ لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا أَنْ يَعْفُوَ اللَّهُ عَنْهُ ثُمَّ قَالَ يَا مُفَضَّلُ إِنَّهَا فَرِيضَةٌ فَرَضَهَا اللَّهُ عَلَى شِيعَتِنَا فِي كِتَابِهِ إِذْ يَقُولُ‏ {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}}‏ فَنَحْنُ الْبِرُّ وَ التَّقْوَى وَ سَبِيلُ الْهُدَى وَ بَابُ التَّقْوَى لَا يُحْجَبُ دُعَاؤُنَا عَنِ اللَّهِ اقْتَصِرُوا عَلَى حَلَالِكُمْ وَ حَرَامِكُمْ فَسَلُوا عَنْهُ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تَسْأَلُوا أَحَداً مِنَ الْفُقَهَاءِ عَمَّا لَا يعينكم [يَعْنِيكُمْ‏] وَ عَمَّا سَتَرَ اللَّهُ عَنْكُمْ}}: ای [[مفضل]]! من این را نمی‌پذیرم، و آنچه را قبول می‌کنم، از روی نیاز من بدان است، و آن را قبول نمی‌کنم، مگر آن‌که بدان آنها [[پاک]] و [[تزکیه]] شوند. سپس آن بزرگوار فرمود: شنیدم پدرم می‌فرمود: هر کس یک سال بر او بگذرد و از مالش کم یا زیاد، هدیه‌ای به ما نرساند، [[خدای متعال]] در [[روز قیامت]] به او نظر نکند، مگر اینکه او را مورد [[عفو]] و [[بخشش]] قرار دهد. پس از آن فرمود: ای مفضل! آن فرضی است از [[واجبات الهی]] بر [[پیروان]] ما که در کتابش آنجا که می‌فرماید: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}}، آمده است. پس ماییم [[بِرّ]] و [[تقوا]] و [[راه]] روشن [[هدایت]] و باب تقوا؛ خواسته ما از خدای متعال پرده و حجابی ندارد. به [[حلال]] و به حرامتان اکتفا کرده، پس آن را از او بخواهید و مبادا که از یکی از [[فقها]] سوال کنید آنچه را که مورد نیازتان نیست و آنچه را که خدای متعال بر شما پوشانده است<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۳۶۴، حدیث ۲۳۸؛ برهان، ص۱۸۴.</ref>.
#در [[تفسیر عیاشی]] از [[مفضل بن عمر]] روایت کند که او گوید: روزی بر [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، وارد شدم در حالی که چیزی با من بود. پس آن را پیش روی خود بر [[زمین]] نهادم. آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|مَا هَذَا؟}}: این چیست؟ گفتم: این هدیه‌ای است برای [[فرزندان]] و بردگان شما، پس آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|يَا مُفَضَّلُ إِنِّي لَأَقْبَلُ ذَلِكَ وَ مَا أَقْبَلَ مِنْ حَاجَةٍ بِي إِلَيْهِ وَ مَا أَقْبَلُهُ‏ إِلَّا لِيَزْكُوا بِهِ‏ ثُمَّ قَالَ سَمِعْتُ أَبِي{{ع}} يَقُولُ مَنْ مَضَتْ لَهُ سَنَةٌ لَمْ يَصِلْنَا مِنْ مَالِهِ قَلَّ أَوْ كَثُرَ لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا أَنْ يَعْفُوَ اللَّهُ عَنْهُ ثُمَّ قَالَ يَا مُفَضَّلُ إِنَّهَا فَرِيضَةٌ فَرَضَهَا اللَّهُ عَلَى شِيعَتِنَا فِي كِتَابِهِ إِذْ يَقُولُ‏ {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}}‏ فَنَحْنُ الْبِرُّ وَ التَّقْوَى وَ سَبِيلُ الْهُدَى وَ بَابُ التَّقْوَى لَا يُحْجَبُ دُعَاؤُنَا عَنِ اللَّهِ اقْتَصِرُوا عَلَى حَلَالِكُمْ وَ حَرَامِكُمْ فَسَلُوا عَنْهُ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تَسْأَلُوا أَحَداً مِنَ الْفُقَهَاءِ عَمَّا لَا يعينكم [يَعْنِيكُمْ‏] وَ عَمَّا سَتَرَ اللَّهُ عَنْكُمْ}}: ای [[مفضل]]! من این را نمی‌پذیرم، و آنچه را قبول می‌کنم، از روی نیاز من بدان است، و آن را قبول نمی‌کنم، مگر آن‌که بدان آنها [[پاک]] و [[تزکیه]] شوند. سپس آن بزرگوار فرمود: شنیدم پدرم می‌فرمود: هر کس یک سال بر او بگذرد و از مالش کم یا زیاد، هدیه‌ای به ما نرساند، [[خدای متعال]] در [[روز قیامت]] به او نظر نکند، مگر اینکه او را مورد [[عفو]] و [[بخشش]] قرار دهد. پس از آن فرمود: ای مفضل! آن فرضی است از [[واجبات الهی]] بر [[پیروان]] ما که در کتابش آنجا که می‌فرماید: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}}، آمده است. پس ماییم [[بِرّ]] و [[تقوا]] و [[راه]] روشن [[هدایت]] و باب تقوا؛ خواسته ما از خدای متعال پرده و حجابی ندارد. به [[حلال]] و به حرامتان اکتفا کرده، پس آن را از او بخواهید و مبادا که از یکی از [[فقها]] سوال کنید آنچه را که مورد نیازتان نیست و آنچه را که خدای متعال بر شما پوشانده است<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۳۶۴، حدیث ۲۳۸؛ برهان، ص۱۸۴.</ref>.
#در [[تفسیر نمونه]] تحت عنوان: “انواع [[نجوا]] و سخنان درگوشی” از [[تفاسیر]] [[مجمع البیان]]، در المنثور و [[نورالثقلین]]، احادیثی را [[نقل]] کرده که ما عیناً آنها را در این جا ذکر می‌کنیم: در [[حدیثی]] از [[پیغمبر]]{{صل}} می‌خوانیم: {{متن حدیث|إِذَا كُنْتُمْ ثَلَاثَةً فَلَا يَتَنَاجَ اثْنَانِ دُونَ صاحبهما فَإِنَّ‏ ذَلِكَ‏ يَحْزُنُهُ‏}}؛ یعنی هنگامی که سه نفر باشید، دو نفر از شما جدای از شخص سوم، به [[نجوا]] نپردازد؛ چراکه این امر نفر سوم را [[غمگین]] می‌کند. در [[حدیث]] دیگری از [[ابوسعید خدری]] می‌خوانیم که او می‌گوید: ما برای [[اجرای دستورات پیامبر]]{{صل}} در شب‌ها که گاهی مطلب لازمی پیش می‌آید، به تناوب در نزدیکی [[اقامتگاه]] آن [[حضرت]] مراقب بودیم. یک شب عده زیادی گرد هم آمده بودند و آهسته سخن می‌گفتیم. [[پیامبر]]{{صل}} بیرون آمد و فرمود: {{متن حدیث|ما هذه النجوى؟ الم تنهوا عن النجوى؟}}؛ یعنی این سخنان در گوشی چیست؟ آیا شما از نجوا [[نهی]] نشده‌اید؟!. از [[روایات]] متعددی نیز استفاده می‌شود که [[شیطان]] برای غمگین ساختن [[مؤمنان]]، از هر وسیله‌ای استفاده می‌کند، نه فقط از نجوا، بلکه گاه در عالم [[خواب]] صحنه‌هایی در برابر چشم او مجسم می‌کند که موجب [[اندوه]] او شود، و [[دستور]] داده شده است که مؤمنان در این گونه موارد، با [[پناه]] بردن به ذات [[پاک]] [[خدا]] و [[توکّل]] بر او، این گونه القائات [[شیطانی]] را از خود دور کنند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۴۳۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۰۴-۳۱۰.</ref>
#در [[تفسیر نمونه]] تحت عنوان: “انواع [[نجوا]] و سخنان درگوشی” از [[تفاسیر]] [[مجمع البیان]]، در المنثور و [[نورالثقلین]]، احادیثی را [[نقل]] کرده که ما عیناً آنها را در این جا ذکر می‌کنیم: در [[حدیثی]] از [[پیغمبر]]{{صل}} می‌خوانیم: {{متن حدیث|إِذَا كُنْتُمْ ثَلَاثَةً فَلَا يَتَنَاجَ اثْنَانِ دُونَ صاحبهما فَإِنَّ‏ ذَلِكَ‏ يَحْزُنُهُ‏}}؛ یعنی هنگامی که سه نفر باشید، دو نفر از شما جدای از شخص سوم، به [[نجوا]] نپردازد؛ چراکه این امر نفر سوم را [[غمگین]] می‌کند. در [[حدیث]] دیگری از [[ابوسعید خدری]] می‌خوانیم که او می‌گوید: ما برای [[اجرای دستورات پیامبر]]{{صل}} در شب‌ها که گاهی مطلب لازمی پیش می‌آید، به تناوب در نزدیکی [[اقامتگاه]] آن [[حضرت]] مراقب بودیم. یک شب عده زیادی گرد هم آمده بودند و آهسته سخن می‌گفتیم. [[پیامبر]]{{صل}} بیرون آمد و فرمود: {{متن حدیث|ما هذه النجوى؟ الم تنهوا عن النجوى؟}}؛ یعنی این سخنان در گوشی چیست؟ آیا شما از نجوا [[نهی]] نشده‌اید؟!. از [[روایات]] متعددی نیز استفاده می‌شود که [[شیطان]] برای غمگین ساختن [[مؤمنان]]، از هر وسیله‌ای استفاده می‌کند، نه فقط از نجوا، بلکه گاه در عالم [[خواب]] صحنه‌هایی در برابر چشم او مجسم می‌کند که موجب [[اندوه]] او شود، و [[دستور]] داده شده است که مؤمنان در این گونه موارد، با [[پناه]] بردن به ذات [[پاک]] [[خدا]] و [[توکّل]] بر او، این گونه القائات [[شیطانی]] را از خود دور کنند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۴۳۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۰۴-۳۱۰.</ref>
==[[تدبر]] در [[آیات]] [[بِرّ]]==
{{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستاده‌ایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref>.
آیات بِرّ در [[قرآن کریم]] منحصر به ششن [[آیه]] در چهار [[سوره بقره]]، [[آل عمران]]، [[مائده]] و [[مجادله]] است و همه آن [[سوره‌ها]] از سوره‌هایی‌اند که در [[مدینه]] نازل شده‌اند. ترتیب مصحفی و نزولی دو سوره بقره و آل عمران بر هم [[تطبیق]] دارد، اما دو [[سوره مائده]] و مجادله در ترتیب نزولی نسبت به ترتیب مصحفی تقدم و تأخر دارند؛ بدین گونه که ترتیب [[نزول]] بقره ۸۷، ترتیب نزول آل عمران ۸۹، ترتیب نزول مجادله ۱۰۵ و ترتیب [[نزول]] [[مائده]] ۱۱۲ است. در این جا ما با [[لطف الهی]] ابتدا معانی و مفاهیم [[بِرّ]] را در هر [[آیه]] نسبت به خود آن آیه بررسی می‌کنیم و سپس با توجه به ترتیب نزول [[آیات]]، در ابعاد مختلف بِرّ [[تدبر]] می‌نماییم.
===تدبر در آیات بِرّ برحسب تنوع معانی و مفاهیم آن===
====معنا و مفهوم اوّل بِرّ====
یکی از معانی و مفاهیم بِرّ، عمل به گفتار [[حسنه]] و عدم مغایرت گفتار [[نیکو]] با [[کردار]] شخص گوینده است؛ چنان که در آیه ۴۴ بقره آمده: {{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}، در این جا استفهامی را که نشانه [[نکوهش]] [[خدای متعال]] نسبت به علمای [[یهود]] است، [[تأمل]] می‌کنیم؛ برای علمای یهود هم [[حجت]] ظاهری تمام است و هم [[حجت باطنی]]. [[تورات]] [[کتاب آسمانی]] یهود، حجتی است روشن و ظاهر که در آن از [[پیامبر خاتم]]، نشانه‌های او و [[آیین اسلام]] خبر داده شده است. از طرفی، علمای یهود هم با آن کتاب آشنایی کامل دارند: {{متن قرآن|وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ}} و [[عقل]]، حجت باطنی است که خدای متعال آن را در آنان به [[ودیعه]] قرار داده تا ایشان بدان وسیله بتوانند معیارهای خوب را؛ یعنی [[راه]] [[عبادت]] [[رحمان]] و مسیر اکتساب [[جنت]] را بیابند<ref>در اصول کافی احمد بن ادریس از بعضی از اصحاب ما روایت کند که به ابی‌عبدالله، امام صادق{{ع}}، گفتم: {{متن حدیث|مَا الْعَقْلُ‏}}؛ یعنی عقل چیست؟ آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ}} او می‌گوید به آن حضرت عرض کردم: پس آنچه در معاویه بود، چه بود؟ آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|تِلْكَ النَّكْرَاءُ وَ تِلْكَ الشَّيْطَنَةُ وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِعَقْلٍ}} (نورالثقلین، ج۱، ص۷۶، حدیث ۱۸۰). </ref>: {{متن قرآن|أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}، اما آنان سزاوار نکوهش خدای متعال هستند؛ زیرا نه به حجت ظاهری عمل می‌کنند، و نه حجت باطنی را در عمل مورد استفاده قرار می‌دهند. در نتیجه، گفتار نیکشان با کردارشان مغایر است و این چنین اینان بر خلاف [[بِرّ]] عمل می‌کنند.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۱۰.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۰٬۳۷۲

ویرایش