پرش به محتوا

بحث:اطاعت پیامبر: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'سیدبن ' به 'سید بن '
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'سیدبن ' به 'سید بن ')
 
(۲۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{پینگ|خیرآبادی}} لطفا متن اطاعت پیامبر را ارزیابی نمایید.[[کاربر:Bahmani|Bahmani]] ([[بحث کاربر:Bahmani|بحث]]) ‏۷ مارس ۲۰۲۱، ساعت ۱۱:۱۳ (+0330)
[[اطاعت]] برای‌ مؤمنان‌، عامل [[هدایت]] و دستیابی به [[رضوان]] [[الهی]] است؛ زیرا به واسطه [[اطاعت]]، راه را گم نمی‌کنند و از مسیر [[منحرف]] نمی‌شوند. [[اطاعت از خداوند]]، [[اطاعت]] از [[رسول]] و [[اطاعت]] از [[اولی‌الامر]]، سلسله مراتب‌ اطاعت‌اند‌. موضوع مورد [[اطاعت]] باید روشن و بدون ایهام باشد: {{متن قرآن|بَلَاغُ الْمُبِينُ}}. نتیجه [[اطاعت]]، [[آرامش]] و [[امدادهای غیبی]] در [[زندگی]] [[مؤمنان]] است. و آنچه منجر به از دست دادن [[هویت]] واقعی [[مسلمانان]] در‌ سراسر‌ [[جهان]] است، روی گرداندن از [[رهبران الهی]] و [[اطاعت]] نکردن از ایشان است<ref>[[علی شیخ‌الاسلامی|شیخ‌الاسلامی، علی]]، [[سوسن آل رسول|آل رسول، سوسن]] و [[نادره حیدری اصفهانی|حیدری اصفهانی، نادره]]، [[اطاعت از خاتم پیامبران در قرآن کریم (مقاله)|اطاعت از خاتم پیامبران در قرآن کریم]]، ص ۴۲.</ref>.
[[اطاعت]] برای‌ مؤمنان‌، عامل [[هدایت]] و دستیابی به [[رضوان]] [[الهی]] است؛ زیرا به واسطه [[اطاعت]]، راه را گم نمی‌کنند و از مسیر [[منحرف]] نمی‌شوند. [[اطاعت از خداوند]]، [[اطاعت]] از [[رسول]] و [[اطاعت]] از [[اولی‌الامر]]، سلسله مراتب‌ اطاعت‌اند‌. موضوع مورد [[اطاعت]] باید روشن و بدون ایهام باشد: {{متن قرآن|بَلَاغُ الْمُبِينُ}}. نتیجه [[اطاعت]]، [[آرامش]] و [[امدادهای غیبی]] در [[زندگی]] [[مؤمنان]] است. و آنچه منجر به از دست دادن [[هویت]] واقعی [[مسلمانان]] در‌ سراسر‌ [[جهان]] است، روی گرداندن از [[رهبران الهی]] و [[اطاعت]] نکردن از ایشان است<ref>[[علی شیخ‌الاسلامی|شیخ‌الاسلامی، علی]]، [[سوسن آل رسول|آل رسول، سوسن]] و [[نادره حیدری اصفهانی|حیدری اصفهانی، نادره]]، [[اطاعت از خاتم پیامبران در قرآن کریم (مقاله)|اطاعت از خاتم پیامبران در قرآن کریم]]، ص ۴۲.</ref>.


خط ۶۴: خط ۶۲:
*مراد از آنهایی که در دل‌هایشان [[مرض]] هست، افراد ضعیف‌الایمان از مومنان‌اند و این دسته، غیر از منافقان‌اند که اظهار [[اسلام]] می‌کنند و کفر‌ باطنی‌ خود را پنهان می‌دارند. شاید هم اینان کسانی باشند که از ابتدا با ایمانی ضعیف گرویده‌اند، سپس به‌سوی [[نفاق]] متمایل شده و در آخر، به‌سوی [[کفر]] برگشته‌اند.
*مراد از آنهایی که در دل‌هایشان [[مرض]] هست، افراد ضعیف‌الایمان از مومنان‌اند و این دسته، غیر از منافقان‌اند که اظهار [[اسلام]] می‌کنند و کفر‌ باطنی‌ خود را پنهان می‌دارند. شاید هم اینان کسانی باشند که از ابتدا با ایمانی ضعیف گرویده‌اند، سپس به‌سوی [[نفاق]] متمایل شده و در آخر، به‌سوی [[کفر]] برگشته‌اند.
*منظور، [[شک]] در دین‌ است‌ بعد از‌ [[ایمان آوردن]]، نه [[شک]] در صلاحیت داشتن [[رسول خدا]] {{صل}} برای [[داوری]] و [[حکم]] یا [[شک]] در [[عدالت]] او‌ و امثال این امور<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ج ۱۵، ص ۲۰۴</ref>.
*منظور، [[شک]] در دین‌ است‌ بعد از‌ [[ایمان آوردن]]، نه [[شک]] در صلاحیت داشتن [[رسول خدا]] {{صل}} برای [[داوری]] و [[حکم]] یا [[شک]] در [[عدالت]] او‌ و امثال این امور<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ج ۱۵، ص ۲۰۴</ref>.
*این گروه، مشمول نفرین الهی‌ شده‌اند‌: {{متن قرآن|فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا}}<ref>«به دل بیماری‌یی دارند و خداوند بر بیماریشان افزود» سوره بقره، آیه ۱۰.</ref> و به همین [[علت]] پلیدیشان رو به فزونی است: {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ}}<ref>«و اما در بیماردلان بر پلیدیشان پلیدی می‌افزاید» سوره توبه، آیه ۱۲۵.</ref>؛ آنان به [[مؤمنان]] حسادت‌ می‌ورزند‌: {{متن قرآن|الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هَؤُلَاءِ دِينُهُمْ}}<ref>«بیماردلان می‌گفتند: اینان را دینشان فریفته است» سوره انفال، آیه ۴۹.</ref>؛ [[شیطان]] بر [[دل]] آنان القای [[فتنه]] می‌کند‌: {{متن قرآن|لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ}}<ref>«تا آنچه را شیطان (در دل‌ها) می‌افکند آزمونی برای بیماردلان کند» سوره حج، آیه ۵۳.</ref>؛ به‌ فرموده‌های [[الهی]] [[شک]] دارند‌: {{متن قرآن|وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا}}<ref>«و سرانجام بیماردلان و کافران بگویند که خداوند از این مثل چه می‌خواهد؟» سوره مدثر، آیه ۳۱.</ref>؛ از [[ترس]] حوادث با [[یهود]] [[دوستی]] دارند: {{متن قرآن|فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا}}<ref>«آنگاه بیماردلان را خواهی دید که برای آنان سر و دست می‌شکنند؛ می‌گویند بیم داریم که بلایی به ما رسد» سوره مائده، آیه ۵۲.</ref>؛ از [[ترس]] [[جنگ]] بی‌هوش می‌شوند: {{متن قرآن|وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ}}<ref>«و چون سوره‌ای (با آیات) محکم فرو فرستند و در آن از کارزار سخن رود کسانی را که بیماردلند می‌بینی که چون کسی در تو می‌نگرند که از (ترس) مرگ، بیهوش شده باشد» سوره محمد، آیه ۲۰.</ref>؛ به خداوند‌ دروغ‌ می‌بندند و [[مؤمنان]] را دلسرد می‌کنند: {{متن قرآن|وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا}}<ref>«و هنگامی که دو رویان و بیماردلان گفتند: خداوند و پیامبرش به ما جز وعده فریبنده نداده‌اند» سوره احزاب، آیه ۱۲.</ref>؛ [[خداوند]] آنان را رسوا می‌کند: {{متن قرآن|أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ}}<ref>«آیا کسانی که بیماردلند پنداشته‌اند که خداوند هرگز کینه‌های آنان را آشکار نمی‌کند؟» سوره محمد، آیه ۲۹.</ref>. پس هم دل‌هایشان به [[دلیل]] [[ضعف]] [[ایمان]] [[بیمار]] است، هم [[شک]] دارند و هم [[ترس]] و [[وحشت]] وجودشان را فرامی‌گیرد‌! هیچ‌گاه‌ [[اطاعت]] [[رسول]] را نمی‌پذیرند و این‌ها همه مراتبی از [[ظلم]] به خویش است<ref>[[علی شیخ‌الاسلامی|شیخ‌الاسلامی، علی]]، [[سوسن آل رسول|آل رسول، سوسن]] و [[نادره حیدری اصفهانی|حیدری اصفهانی، نادره]]، [[اطاعت از خاتم پیامبران در قرآن کریم (مقاله)|اطاعت از خاتم پیامبران در قرآن کریم]]، ص ۳۸.</ref>.
*این گروه، مشمول نفرین الهی‌ شده‌اند‌: {{متن قرآن|فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا}}<ref>«به دل بیماری‌یی دارند و خداوند بر بیماریشان افزود» سوره بقره، آیه ۱۰.</ref> و به همین [[علت]] پلیدیشان رو به فزونی است: {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ}}<ref>«و اما در بیماردلان بر پلیدیشان پلیدی می‌افزاید» سوره توبه، آیه ۱۲۵.</ref>؛ آنان به [[مؤمنان]] حسادت‌ می‌ورزند‌: {{متن قرآن|الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هَؤُلَاءِ دِينُهُمْ}}<ref>«بیماردلان می‌گفتند: اینان را دینشان فریفته است» سوره انفال، آیه ۴۹.</ref>؛ [[شیطان]] بر [[دل]] آنان القای [[فتنه]] می‌کند‌: {{متن قرآن|لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ}}<ref>«تا آنچه را شیطان (در دل‌ها) می‌افکند آزمونی برای بیماردلان کند» سوره حج، آیه ۵۳.</ref>؛ به‌ فرموده‌های [[الهی]] [[شک]] دارند‌: {{متن قرآن|وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا}}<ref>«و سرانجام بیماردلان و کافران بگویند که خداوند از این مثل چه می‌خواهد؟» سوره مدثر، آیه ۳۱.</ref>؛ از [[ترس]] حوادث با [[یهود]] [[دوستی]] دارند: {{متن قرآن|فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا}}<ref>«آنگاه بیماردلان را خواهی دید که برای آنان سر و دست می‌شکنند؛ می‌گویند بیم داریم که بلایی به ما رسد» سوره مائده، آیه ۵۲.</ref>؛ از [[ترس]] [[جنگ]] بی‌هوش می‌شوند: {{متن قرآن|وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ}}<ref>«و چون سوره‌ای (با آیات) محکم فرو فرستند و در آن از کارزار سخن رود کسانی را که بیماردلند می‌بینی که چون کسی در تو می‌نگرند که از (ترس) مرگ، بیهوش شده باشد» سوره محمد، آیه ۲۰.</ref>؛ به خداوند‌ دروغ‌ می‌بندند و [[مؤمنان]] را دلسرد می‌کنند: {{متن قرآن|وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا}}<ref>«و هنگامی که دو رویان و بیماردلان گفتند: خداوند و پیامبرش به ما جز وعده فریبنده نداده‌اند» سوره احزاب، آیه ۱۲.</ref>؛ [[خداوند]] آنان را رسوا می‌کند: {{متن قرآن|أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ}}<ref>«آیا کسانی که بیماردلند پنداشته‌اند که خداوند هرگز کینه‌های آنان را آشکار نمی‌کند؟» سوره محمد، آیه ۲۹.</ref>. پس هم دل‌هایشان به [[دلیل]] [[ضعف ایمان]] [[بیمار]] است، هم [[شک]] دارند و هم [[ترس]] و [[وحشت]] وجودشان را فرامی‌گیرد‌! هیچ‌گاه‌ [[اطاعت]] [[رسول]] را نمی‌پذیرند و این‌ها همه مراتبی از [[ظلم]] به خویش است<ref>[[علی شیخ‌الاسلامی|شیخ‌الاسلامی، علی]]، [[سوسن آل رسول|آل رسول، سوسن]] و [[نادره حیدری اصفهانی|حیدری اصفهانی، نادره]]، [[اطاعت از خاتم پیامبران در قرآن کریم (مقاله)|اطاعت از خاتم پیامبران در قرآن کریم]]، ص ۳۸.</ref>.


==[[نتیجه اطاعت از رسول]]==
==[[نتیجه اطاعت از رسول]]==
*عمل به [[اطاعت]]، [[خشنودی]] و [[رضایت پروردگار]] را در پی دارد و به عکس، با‌ روی‌گرداندن‌ از‌ [[اطاعت]]، [[نفاق]] بر چهره مؤمنان‌ بروز‌ می‌کند‌: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}}<ref>«و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان داده‌اند خرسند می‌شدند و می‌گفتند: "خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما به سوی خداوند دست به دعا برمی‌داریم" (پسندیده‌تر بود). سوره توبه، آیه ۵۹.</ref>.
*عمل به [[اطاعت]]، [[خشنودی]] و [[رضایت پروردگار]] را در پی دارد و به عکس، با‌ روی‌گرداندن‌ از‌ [[اطاعت]]، [[نفاق]] بر چهره مؤمنان‌ بروز‌ می‌کند‌: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}}<ref>«و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان داده‌اند خرسند می‌شدند و می‌گفتند: "خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما به سوی خداوند دست به دعا برمی‌داریم" (پسندیده‌تر بود). سوره توبه، آیه ۵۹.</ref>.
*براساس [[آیه]]، هر‌ انسانی لازم است همواره به [[امید]] آینده‌ای بهتر و چشم [[امید]] به دست [[قدرت]] و [[مرحمت]] بی‌پایان [[خدا]] و [[رسول]] داشته‌ باشد‌. این‌ [[آیه شریفه]] [[انسان]] را وامی‌دارد که [[امید]] خود را از آنچه‌ در‌ دست [[مردم]] است قطع و به [[خداوند]] متصل کند و به دسترنج خویش متکی باشد. پس این، ادب‌ نفس‌ و ادب‌ لسان و [[ادب]] [[ایمان]] است: [[رضا]] به قسمت [[خدا]] و رسولش و [[رضا]] یعنی تسلیم‌ و نه‌ از‌ روی [[قهر]] و غلب. و [[کفایت]] به [[الله]] و [[الله]] کاف [[عبده]]. و [[امید]] به [[فضل]] [[الله]] و رسولش‌ و رغبت‌ خالصانه‌ و دوری از [[طمع]] [[دنیوی]]... این [[ایمان]] صحیح است که [[شادی]] [[مؤمن]] است و تبدیل به‌ نور‌ [[یقین]] می‌شود و در [[قلب]] [[منافق]]، ناشناخته<ref>سیدبن قطب، فی ظلال القرآن، ج ۳، ص ۱۶۶۸</ref>. اطاعت‌ نکردن‌ از‌ [[رسول]]، عاملی برای شایعه و [[اختلاف]] خواهد شد: {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«و هنگامی که خبری از ایمنی یا بیم به ایشان برسد آن را فاش می‌کنند و اگر آن را به پیامبر یا پیشوایانشان باز می‌بردند کسانی از ایشان که آن را در می‌یافتند به آن پی می‌بردند و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر شما نمی‌بود (همه) جز اندکی، از شیطان پیروی می‌کردید» سوره نساء، آیه ۸۳.</ref>.
*براساس [[آیه]]، هر‌ انسانی لازم است همواره به [[امید]] آینده‌ای بهتر و چشم [[امید]] به دست [[قدرت]] و [[مرحمت]] بی‌پایان [[خدا]] و [[رسول]] داشته‌ باشد‌. این‌ [[آیه شریفه]] [[انسان]] را وامی‌دارد که [[امید]] خود را از آنچه‌ در‌ دست [[مردم]] است قطع و به [[خداوند]] متصل کند و به دسترنج خویش متکی باشد. پس این، ادب‌ نفس‌ و ادب‌ لسان و [[ادب]] [[ایمان]] است: [[رضا]] به قسمت [[خدا]] و رسولش و [[رضا]] یعنی تسلیم‌ و نه‌ از‌ روی [[قهر]] و غلب. و [[کفایت]] به [[الله]] و [[الله]] کاف [[عبده]]. و [[امید]] به [[فضل]] [[الله]] و رسولش‌ و رغبت‌ خالصانه‌ و دوری از [[طمع]] [[دنیوی]]... این [[ایمان]] صحیح است که [[شادی]] [[مؤمن]] است و تبدیل به‌ نور‌ [[یقین]] می‌شود و در [[قلب]] [[منافق]]، ناشناخته<ref>سید بن قطب، فی ظلال القرآن، ج ۳، ص ۱۶۶۸</ref>. اطاعت‌ نکردن‌ از‌ [[رسول]]، عاملی برای شایعه و [[اختلاف]] خواهد شد: {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«و هنگامی که خبری از ایمنی یا بیم به ایشان برسد آن را فاش می‌کنند و اگر آن را به پیامبر یا پیشوایانشان باز می‌بردند کسانی از ایشان که آن را در می‌یافتند به آن پی می‌بردند و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر شما نمی‌بود (همه) جز اندکی، از شیطان پیروی می‌کردید» سوره نساء، آیه ۸۳.</ref>.
*[[مؤمنان]] [[وظیفه]] دارند [[اخبار]] را قبل از هر کس با‌ رهبران‌ و پیشوایان‌شان در میان بگذارند و از اطلاعات وسیع و [[فکر]] عمیق آنها استفاده کنند‌ و مسلمانان‌ را گرفتار عواقب [[غرور]] ناشی از پیروزی‌های‌ خیالی‌ خود‌ نکنند و با شایعات دروغین خود درباره شکست‌، سبب‌ تضعیف [[روحیه]] [[مسلمانان]] نشوند.
*[[مؤمنان]] [[وظیفه]] دارند [[اخبار]] را قبل از هر کس با‌ رهبران‌ و پیشوایان‌شان در میان بگذارند و از اطلاعات وسیع و [[فکر]] عمیق آنها استفاده کنند‌ و مسلمانان‌ را گرفتار عواقب [[غرور]] ناشی از پیروزی‌های‌ خیالی‌ خود‌ نکنند و با شایعات دروغین خود درباره شکست‌، سبب‌ تضعیف [[روحیه]] [[مسلمانان]] نشوند.
*همان اندازه که [[اطاعت]] از [[رسول]]، عاملی برای رستگاری‌ است‌، [[اطاعت]] نکردن هم عاملی برای‌ گمراهی‌ است. اطاعت‌ نکردن‌ از‌ [[رسول]]، [[کفر]] است: {{متن قرآن|قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بگو از خداوند و پیامبر فرمان برید و اگر پشت کردند  (بدانند که) بی‌گمان خداوند کافران را دوست نمی‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۳۲.</ref>
*همان اندازه که [[اطاعت]] از [[رسول]]، عاملی برای رستگاری‌ است‌، [[اطاعت]] نکردن هم عاملی برای‌ گمراهی‌ است. اطاعت‌ نکردن‌ از‌ [[رسول]]، [[کفر]] است: {{متن قرآن|قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بگو از خداوند و پیامبر فرمان برید و اگر پشت کردند  (بدانند که) بی‌گمان خداوند کافران را دوست نمی‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۳۲.</ref>
۲۲۷٬۳۷۱

ویرایش