آزادی در فقه فرهنگ: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۰۵: خط ۲۰۵:


==قسمت سوم: [[حقوق]] [[عقاید]] و آراء در [[تشریع]] [[الهی]]==
==قسمت سوم: [[حقوق]] [[عقاید]] و آراء در [[تشریع]] [[الهی]]==
*چهارچوب و حدود [[آزادی]] [[عقیده]] در [[شریعت الهی]] دقیقاً با حدود و چهارچوبی که به [[حکم عقل]] سلیم و آزاد برای [[عقیده]] مقرّر است تطابق کامل دارد.
چهارچوب و حدود [[آزادی]] [[عقیده]] در [[شریعت الهی]] دقیقاً با حدود و چهارچوبی که به [[حکم عقل]] سلیم و آزاد برای [[عقیده]] مقرّر است تطابق کامل دارد.
*همان [[حقوق]] پنجگانه اثباتی و سلبی که در نظر [[عقل]] برای [[عقیده]] [[حق]] ثابت است در [[شریعت الهی]] نیز به همان ترتیب ثابت است.
 
*در قسمت نخستین این مبحث گفتیم که [[رأی]] و عقیده‌ای که صحت آن ثابت بالبرهان است در نظر [[عقل]] از پنج‌گونه [[حق]] اثباتی و پنج‌گونه [[حق]] سلبی برخوردار است:
[[حقوق]] پنجگانه اثباتی و سلبی که در نظر [[عقل]] برای [[عقیده]] [[حق]] ثابت است، در [[شریعت الهی]] نیز به همان ترتیب ثابت است. گفته شد [[رأی]] و عقیده‌ای که صحت آن ثابت بالبرهان است در نظر [[عقل]] از پنج‌گونه [[حق]] اثباتی و پنج‌گونه [[حق]] سلبی برخوردار است:
*[[حقوق]] اثباتی عبارتند از:
 
[[حقوق]] اثباتی عبارتند از:
# [[حق]] [[ایمان]]؛
# [[حق]] [[ایمان]]؛
# [[حق]] بیان؛
# [[حق]] بیان؛
خط ۲۱۴: خط ۲۱۵:
# [[حق]] نشر و [[تبلیغ]]؛
# [[حق]] نشر و [[تبلیغ]]؛
# [[حق]] عمل.
# [[حق]] عمل.
*و [[حقوق]] سلبی عبارتند از:
 
و [[حقوق]] سلبی عبارتند از:
# ممنوعیت [[انکار]] قلبی؛
# ممنوعیت [[انکار]] قلبی؛
# ممنوعیت [[انکار]] زبانی یا اظهار [[انکار]] و [[مخالفت]]؛           
# ممنوعیت [[انکار]] زبانی یا اظهار [[انکار]] و [[مخالفت]]؛           
خط ۲۲۰: خط ۲۲۲:
# ممنوعیت جلوگیری از نشر و [[تبلیغ]]؛  
# ممنوعیت جلوگیری از نشر و [[تبلیغ]]؛  
# ممنوعیت جلوگیری از عمل.
# ممنوعیت جلوگیری از عمل.
*در [[شریعت اسلامی]] نیز همین [[حقوق]] پنجگانه اثباتی و سلبی برای [[عقیده]] و [[رأی]] ثابت الحصة بالبرهان وجود دارد، در اینجا به بررسی [[ادله]] شرعی هر یک از این [[حقوق]] پنجگانه اثباتی و سلبی می‌پردازیم:
 
*[[ادله]] شرعی [[حقوق]] اثباتی آراء و [[عقائد]] مستند به [[برهان]] و [[دلیل]]:
در [[شریعت اسلامی]] نیز همین [[حقوق]] پنجگانه اثباتی و سلبی برای [[عقیده]] و [[رأی]] ثابت الحصة بالبرهان وجود دارد. به بررسی [[ادله]] شرعی هر یک از این [[حقوق]] پنجگانه اثباتی و سلبی می‌پردازیم:
 
[[ادله]] شرعی [[حقوق]] اثباتی آراء و [[عقائد]] مستند به [[برهان]] و [[دلیل]]:
===نخست: [[حق]] [[ایمان]]===
===نخست: [[حق]] [[ایمان]]===
*در [[قرآن کریم]] [[آیات]] زیادی به این [[حق]] اشاره و تصریح و تأکید دارند که در ذیل به نمونه‌ای از آنها اشاره می‌کنیم:
در [[قرآن کریم]] [[آیات]] زیادی به این [[حق]] اشاره و تصریح و تأکید دارند که در ذیل به نمونه‌ای از آنها اشاره می‌کنیم:
#[[آیه]]: {{متن قرآن| وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ}}<ref> و ما پیامبران را جز نویدبخش و بیم‌دهنده نمی‌فرستیم پس کسانی که ایمان آورند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند.و به آنان که آیات ما را دروغ انگاشتند برای نافرمانی که می‌کردند عذاب می‌رسد؛ سوره انعام، آیه: ۴۸-۴۹.</ref>. بر اساس این دو [[آیه]] [[ارسال رسل]] با [[آیات]] و بیّنات، [[ایمان]] به آنان و به پیامشان را ایجاب می‌کند، و در صورت [[ایمان]] به رسل و به بیّنات و برهانی که همراه آنان است [[بشریت]] به [[امنیت]] و [[خوشی]] دست می‌یابد و از [[ناامنی]] و [[غم]] در [[امان]] خواهد بود. لکن در آنجا که [[بشر]] این بیّنات و [[آیات]] و [[براهین]] را نادیده بگیرد و از [[ایمان]] و [[تسلیم]] در برابر آنها [[سرپیچی]] کند به [[رنج]] و [[عذاب]] دائمی دچار خواهد شد.
#[[آیه]]: {{متن قرآن|وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ}}<ref> و ما پیامبران را جز نویدبخش و بیم‌دهنده نمی‌فرستیم پس کسانی که ایمان آورند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند.و به آنان که آیات ما را دروغ انگاشتند برای نافرمانی که می‌کردند عذاب می‌رسد؛ سوره انعام، آیه: ۴۸-۴۹.</ref>. بر اساس این دو [[آیه]] [[ارسال رسل]] با [[آیات]] و بیّنات، [[ایمان]] به آنان و به پیامشان را ایجاب می‌کند و در صورت [[ایمان]] به رسل و به بیّنات و برهانی که همراه آنان است [[بشریت]] به [[امنیت]] و [[خوشی]] دست می‌یابد و از [[ناامنی]] و [[غم]] در [[امان]] خواهد بود. لکن در آنجا که [[بشر]] این بیّنات و [[آیات]] و [[براهین]] را نادیده بگیرد و از [[ایمان]] و [[تسلیم]] در برابر آنها [[سرپیچی]] کند به [[رنج]] و [[عذاب]] دائمی دچار خواهد شد.
#[[آیه]]: {{متن قرآن| وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتًا وَهُمْ نَائِمُونَ أَوَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا ضُحًى وَهُمْ يَلْعَبُونَ أَفَأَمِنُواْ مَكْرَ اللَّهِ فَلاَ يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ أَوَلَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الأَرْضَ مِن بَعْدِ أَهْلِهَا أَن لَّوْ نَشَاء أَصَبْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَسْمَعُونَ تِلْكَ الْقُرَى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَائِهَا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ مِن قَبْلُ كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَىَ قُلُوبِ الْكَافِرِينَ}}<ref> و اگر مردم آن شهرها ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌ورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکت‌هایی می‌گشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه می‌کردند آنان را فرو گرفتیم.پس آیا مردم این شهرها در امانند که عذاب ما شبانه به آنان فرا رسد و آنها خفته باشند؟و آیا مردم این شهرها در امانند که عذاب ما میان روز، به آنان فرا رسد و آنان سرگرم بازی (و بازیچه این جهان) باشند؟آیا از تدبیر خداوند در امانند؟ و از تدبیر خداوند جز گروه زیانکاران خود را در امان نمی‌دانند.و آیا برای آنان که زمین را پس از (نابودی) مردمش به ارث می‌برند پدیدار نکرده است که اگر بخواهیم آنان را برای گناهانشان فرو می‌گیریم و بر دل‌هایشان مهر می‌نهیم و آنان (چیزی) نمی‌شنوند؟ما از اخبار این شهرها برای تو باز می‌گوییم و به راستی پیامبرانشان برهان‌ها (ی روشن) برای آنان آوردند و آنها بر آن نبودند که به آنچه پیشاپیش دروغ انگاشته بودند ایمان آوردند بدین گونه خداوند بر دل کافران مهر می‌نهد؛ سوره اعراف، آیه: ۹۶-۱۰۱.</ref>. در این [[آیات]] ضمن بیان نتیجه [[ایمان]] و [[تقوا]] به بیان نتیجه عدم [[ایمان]] به [[پیامبران الهی]] علیٰ‌رغم [[براهین]] و بیّناتی که برای اثبات [[حقانیت]] خویش به ‌همراه داشته‌اند اشاره شده است.
#[[آیه]]: {{متن قرآن| وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتًا وَهُمْ نَائِمُونَ أَوَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا ضُحًى وَهُمْ يَلْعَبُونَ أَفَأَمِنُواْ مَكْرَ اللَّهِ فَلاَ يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ أَوَلَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الأَرْضَ مِن بَعْدِ أَهْلِهَا أَن لَّوْ نَشَاء أَصَبْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَسْمَعُونَ تِلْكَ الْقُرَى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَائِهَا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ مِن قَبْلُ كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَىَ قُلُوبِ الْكَافِرِينَ}}<ref> و اگر مردم آن شهرها ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌ورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکت‌هایی می‌گشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه می‌کردند آنان را فرو گرفتیم.پس آیا مردم این شهرها در امانند که عذاب ما شبانه به آنان فرا رسد و آنها خفته باشند؟و آیا مردم این شهرها در امانند که عذاب ما میان روز، به آنان فرا رسد و آنان سرگرم بازی (و بازیچه این جهان) باشند؟آیا از تدبیر خداوند در امانند؟ و از تدبیر خداوند جز گروه زیانکاران خود را در امان نمی‌دانند.و آیا برای آنان که زمین را پس از (نابودی) مردمش به ارث می‌برند پدیدار نکرده است که اگر بخواهیم آنان را برای گناهانشان فرو می‌گیریم و بر دل‌هایشان مهر می‌نهیم و آنان (چیزی) نمی‌شنوند؟ما از اخبار این شهرها برای تو باز می‌گوییم و به راستی پیامبرانشان برهان‌ها (ی روشن) برای آنان آوردند و آنها بر آن نبودند که به آنچه پیشاپیش دروغ انگاشته بودند ایمان آوردند بدین گونه خداوند بر دل کافران مهر می‌نهد؛ سوره اعراف، آیه: ۹۶-۱۰۱.</ref>. در این [[آیات]] ضمن بیان نتیجه [[ایمان]] و [[تقوا]] به بیان نتیجه عدم [[ایمان]] به [[پیامبران الهی]] علیٰ‌رغم [[براهین]] و بیّناتی که برای اثبات [[حقانیت]] خویش به ‌همراه داشته‌اند اشاره شده است.
#[[آیه]]: {{متن قرآن| إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الأَلْبَابِ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}<ref>  بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانه‌هایی برای خردمندان است )همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار ؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۹۰-۱۹۱.</ref>. در این دو [[آیه]] نیز به [[مردمان]] [[خردمندی]] اشاره شده که در برابر [[آیات]] و بیّنات [[الهی]] [[تسلیم]] شده و [[ایمان]] خود را به [[خدا]] و روز جزا اعلام می‌دارند، سپس به [[عاقبت]] کار اینان اشاره شده است آنجا که فرمود: {{متن قرآن| فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّن عِندِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ لاَ يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فِي الْبِلادِ مَتَاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ  لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلاً مِّنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ لِّلأَبْرَارِ }}<ref>  آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن- که همانند یکدیگرید- تباه نمی‌گردانم بنابراین بی‌گمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم می‌پوشم و آنان را به بوستان‌هایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است.جنب و جوش کافران در شهرها تو را نفریبد. )زندگی این جهان) برخورداری اندکی است سپس جایگاه آنان دوزخ خواهد بود و این بستر، بد است.  اما کسانی را که از پروردگارشان پروا کرده‌اند، بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، به پذیرایی از نزد خداوند و آنچه نزد خداوند است برای نیکوکاران بهتر اس؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۹۵-۱۹۸.</ref> و نیز فرمود: {{متن قرآن| يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا}}<ref> ای مردم! به راستی برهانی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و نوری آشکار برای شما فرو فرستاده‌ایم.اما آن کسان که به خداوند ایمان آوردند و به او چنگ در زدند، (خداوند) آنان را در بخشایش و بخششی از خویش در خواهد آورد و ایشان را به راهی راست به سوی خود راهنمایی خواهد کرد؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۴-۱۷۵.</ref> در این دو [[آیه]] نیز به نتایج خرّم و فرحبخشی که بر [[ایمان]] و [[تسلیم]] در برابر [[برهان]] [[الهی]] بار می‌شود اشاره شده است.
#[[آیه]]: {{متن قرآن| إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الأَلْبَابِ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}<ref>  بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانه‌هایی برای خردمندان است )همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار ؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۹۰-۱۹۱.</ref>. در این دو [[آیه]] نیز به [[مردمان]] [[خردمندی]] اشاره شده که در برابر [[آیات]] و بیّنات [[الهی]] [[تسلیم]] شده و [[ایمان]] خود را به [[خدا]] و روز جزا اعلام می‌دارند، سپس به [[عاقبت]] کار اینان اشاره شده است آنجا که فرمود: {{متن قرآن| فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّن عِندِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ لاَ يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فِي الْبِلادِ مَتَاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ  لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلاً مِّنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ لِّلأَبْرَارِ }}<ref>  آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن- که همانند یکدیگرید- تباه نمی‌گردانم بنابراین بی‌گمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم می‌پوشم و آنان را به بوستان‌هایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است.جنب و جوش کافران در شهرها تو را نفریبد. )زندگی این جهان) برخورداری اندکی است سپس جایگاه آنان دوزخ خواهد بود و این بستر، بد است.  اما کسانی را که از پروردگارشان پروا کرده‌اند، بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، به پذیرایی از نزد خداوند و آنچه نزد خداوند است برای نیکوکاران بهتر اس؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۹۵-۱۹۸.</ref> و نیز فرمود: {{متن قرآن| يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا}}<ref> ای مردم! به راستی برهانی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و نوری آشکار برای شما فرو فرستاده‌ایم.اما آن کسان که به خداوند ایمان آوردند و به او چنگ در زدند، (خداوند) آنان را در بخشایش و بخششی از خویش در خواهد آورد و ایشان را به راهی راست به سوی خود راهنمایی خواهد کرد؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۴-۱۷۵.</ref> در این دو [[آیه]] نیز به نتایج خرّم و فرحبخشی که بر [[ایمان]] و [[تسلیم]] در برابر [[برهان]] [[الهی]] بار می‌شود اشاره شده است.
#[[آیه]]: {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْعَالِمِينَ وَمِنْ آيَاتِهِ مَنَامُكُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَابْتِغَاؤُكُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مَاء فَيُحْيِي بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ }}<ref> و از نشانه‌های او این است که شما را از خاک آفرید آنگاه شما آدمیانی (روی زمین) پراکنده می‌شوید.و از نشانه‌های او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر  پدید آورد؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند.و از نشانه‌های او آفرینش آسمان‌ها و زمین و گوناگونی زبان‌ها و رنگ‌های شماست؛ به راستی در این نشانه‌هایی برای دانشوران است.و از نشانه‌های او، خوابتان در شب و روز و (روزی) جستنتان از بخشش اوست، همانا در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که سخن نیوشند. و از نشانه‌های او این است که برق را برای بیم و امید نشانتان می‌دهد و از آسمان، آبی فرو می‌فرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده می‌گرداند؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که خرد می‌ورزند؛ سوره روم، آیه: ۲۰-۲۴.</ref> در این [[آیات]] [[ایمان]] به [[خداوند]] و [[تسلیم]] در برابر بیّنات و [[آیات الهی]] نتیجه اندیشمندی و دانشمندی، و [[شنوایی]]، و [[خردمندی]] به‌شمار آمده است. این بدان معناست که [[عقل]] و [[خرد]] و [[دانش]] به پذیرش [[آیات]] و بیّنات [[الهی]] [[حکم]] می‌کند و [[آدمی]] را به [[ایمان]] و [[تسلیم]] و [[خضوع]] در برابر [[آیات الهی]] وامی‌دارد.
#[[آیه]]: {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْعَالِمِينَ وَمِنْ آيَاتِهِ مَنَامُكُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَابْتِغَاؤُكُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مَاء فَيُحْيِي بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref> و از نشانه‌های او این است که شما را از خاک آفرید آنگاه شما آدمیانی (روی زمین) پراکنده می‌شوید.و از نشانه‌های او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر  پدید آورد؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند.و از نشانه‌های او آفرینش آسمان‌ها و زمین و گوناگونی زبان‌ها و رنگ‌های شماست؛ به راستی در این نشانه‌هایی برای دانشوران است.و از نشانه‌های او، خوابتان در شب و روز و (روزی) جستنتان از بخشش اوست، همانا در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که سخن نیوشند. و از نشانه‌های او این است که برق را برای بیم و امید نشانتان می‌دهد و از آسمان، آبی فرو می‌فرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده می‌گرداند؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که خرد می‌ورزند؛ سوره روم، آیه: ۲۰-۲۴.</ref>. در این [[آیات]] [[ایمان]] به [[خداوند]] و [[تسلیم]] در برابر بیّنات و [[آیات الهی]] نتیجه اندیشمندی و دانشمندی و [[شنوایی]] و [[خردمندی]] به‌شمار آمده است. این بدان معناست که [[عقل]] و [[خرد]] و [[دانش]] به پذیرش [[آیات]] و بیّنات [[الهی]] [[حکم]] می‌کند و [[آدمی]] را به [[ایمان]] و [[تسلیم]] و [[خضوع]] در برابر [[آیات الهی]] وامی‌دارد.
#[[آیه]]: {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلالٍ}}<ref>و آنان که در آتش (دوزخ) اند به دوزخبانان می‌گویند: از پروردگارتان بخواهید یک روز از عذاب ما را کاهش دهد.می‌گویند: آیا پیامبرانتان برهان‌ها (ی روشن) برایتان نمی‌آوردند؟ می‌گویند: چرا می‌گویند: پس دعا کنید! (امّا) دعای کافران جز در گمراهی نیست؛ سوره غافر، آیه: ۴۹-۵۰.</ref>. در این دو [[آیه]] به [[کیفر]] آنانکه در برابر [[براهین]] و بیّنات [[الهی]] سر [[تسلیم]] فرو نیاورده و گردنکشی کرده‌اند اشاره شده و سپس به [[دلیل]] این سرکشی اشاره شده که همان [[تکبر]] و [[طغیان]] درونی آنهاست، [[خداوند]] در ادامه [[آیات]] فوق می‌فرماید: {{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلاَّ كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ }}<ref> آنان که در آیات خداوند بی‌آنکه برهانی نزد آنان آمده باشد چالش می‌ورزند؛ در درونشان جز خویش‌بینی نیست که به آن (هم) نمی‌رسند؛ از این روی به خداوند پناه جو که اوست که شنوای بیناست؛ سوره غافر، آیه: ۵۶.</ref>
#[[آیه]]: {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلالٍ}}<ref>و آنان که در آتش (دوزخ) اند به دوزخبانان می‌گویند: از پروردگارتان بخواهید یک روز از عذاب ما را کاهش دهد.می‌گویند: آیا پیامبرانتان برهان‌ها (ی روشن) برایتان نمی‌آوردند؟ می‌گویند: چرا می‌گویند: پس دعا کنید! (امّا) دعای کافران جز در گمراهی نیست؛ سوره غافر، آیه: ۴۹-۵۰.</ref>. در این دو [[آیه]] به [[کیفر]] آنانکه در برابر [[براهین]] و بیّنات [[الهی]] سر [[تسلیم]] فرو نیاورده و گردنکشی کرده‌اند اشاره شده و سپس به [[دلیل]] این سرکشی اشاره شده که همان [[تکبر]] و [[طغیان]] درونی آنهاست، [[خداوند]] در ادامه [[آیات]] فوق می‌فرماید: {{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلاَّ كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref> آنان که در آیات خداوند بی‌آنکه برهانی نزد آنان آمده باشد چالش می‌ورزند؛ در درونشان جز خویش‌بینی نیست که به آن (هم) نمی‌رسند؛ از این روی به خداوند پناه جو که اوست که شنوای بیناست؛ سوره غافر، آیه: ۵۶.</ref>.
*در برخی دیگر از [[آیات قرآن]] نیز به همان مطلب فوق الذکر یعنی [[طغیان]] در برابر [[آیات]] و بیّنات [[الهی]] در نتیجه [[تکبر]] و خود برتربینی اشاره شده است [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِن يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا وَإِن يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لاَ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً وَإِن يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَكَانُواْ عَنْهَا غَافِلِينَ}}<ref> به زودی کسانی را که در زمین ناحق گردنفرازی می‌ورزند از نشانه‌های خود روگردان خواهم کرد و هر نشانه‌ای ببینند بدان ایمان نخواهند آورد؛ و اگر راه درست را ببینند آن را راه (خویش) نخواهند گزید و چون کژراهه را ببینند آن را راه (خود) برخواهند گزید؛ این از آن روست که آنان نشانه‌های ما را دروغ شمردند و از آن غافل بودند؛ سوره اعراف، آیه: ۱۴۶.</ref>
 
*[[آیات]] فراوان دیگری در [[قرآن کریم]] در زمینه [[حق]] [[ایمان]] به [[برهان]] و [[دلیل]] آمده و اینکه [[سرپیچی]] در برابر [[برهان]] و دلیلی که [[حقانیت]] [[خدا]] و رسل [[الهی]] را اثبات می‌کند مصداق [[تکبر]] و [[طغیان]] است، که برای رعایت اختصار به ‌همین اندازه اکتفا می‌کنیم.
در برخی دیگر از [[آیات قرآن]] نیز به همان مطلب فوق الذکر یعنی [[طغیان]] در برابر [[آیات]] و بیّنات [[الهی]] در نتیجه [[تکبر]] و خود برتربینی اشاره شده است [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِن يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا وَإِن يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لاَ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً وَإِن يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَكَانُواْ عَنْهَا غَافِلِينَ}}<ref> به زودی کسانی را که در زمین ناحق گردنفرازی می‌ورزند از نشانه‌های خود روگردان خواهم کرد و هر نشانه‌ای ببینند بدان ایمان نخواهند آورد؛ و اگر راه درست را ببینند آن را راه (خویش) نخواهند گزید و چون کژراهه را ببینند آن را راه (خود) برخواهند گزید؛ این از آن روست که آنان نشانه‌های ما را دروغ شمردند و از آن غافل بودند؛ سوره اعراف، آیه: ۱۴۶.</ref>.
 
[[آیات]] فراوان دیگری در [[قرآن کریم]] در زمینه [[حق]] [[ایمان]] به [[برهان]] و [[دلیل]] آمده و اینکه [[سرپیچی]] در برابر [[برهان]] و دلیلی که [[حقانیت]] [[خدا]] و رسل [[الهی]] را اثبات می‌کند مصداق [[تکبر]] و [[طغیان]] است.


===دوم: [[حق]] بیان===
===دوم: [[حق]] بیان===
*در [[شرع اسلام]] حقیقتی که [[برهان]] و [[دلیل]]، [[حقیقت]] بودن آن را اثبات کرده و [[مردم]] به آن نیازمندند [[حق]] بیان دارد، یعنی باید بیان و اظهار شود و نباید در بوته [[کتمان]] ماند و پنهان گردد.
در [[شرع اسلام]] حقیقتی که [[برهان]] و [[دلیل]]، [[حقیقت]] بودن آنرا اثبات کرده و [[مردم]] به آن نیازمندند [[حق]] بیان دارد، یعنی باید بیان و اظهار شود و نباید در بوته [[کتمان]] ماند و پنهان گردد.
*[[آیات]] متعددی در [[قرآن کریم]] این مطلب را مورد تأکید قرار داده‌اند، از جمله:
 
# [[آیه]]: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاء ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلاً فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که خداوند از اهل کتاب پیمان گرفت که آن (کتاب آسمانی) را برای مردم، روشن بگویید و پنهانش مدارید اما آن را پس پشت افکندند و با آن بهای ناچیزی ستاندند و بد است آنچه می‌ستاندند؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۸۷.</ref>  
[[آیات]] متعددی در [[قرآن کریم]] این مطلب را مورد تأکید قرار داده‌اند، از جمله:
# [[آیه]]: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُوْلَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُولَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref> خداوند و لعنت‌کنندگان، کسانی را لعنت می‌کنند که برهان‌ها و رهنمودی را که فرو فرستادیم، پس از آنکه در کتاب (تورات) برای مردم روشن کردیم، پنهان می‌دارند.جز کسانی که توبه کردند و به اصلاح (کار خود) پرداختند و (پوشیده‌ها را) روشن بیان داشتند، که آنان را می‌آمرزم و من توبه‌پذیر بخشاینده‌ام؛ سوره بقره، آیه: ۱۵۹ - ۱۶۰.</ref>. در این دو [[آیه]] پس از تأکید بر [[حرمت]] [[کتمان]] بیّنات [[الهی]] و اینکه [[کتمان]] بیّنات [[الهی]] موجب استحقاق [[لعن]] [[الهی]] و [[لعن]] و نفرین همه [[لعنت]] کنندگان می‌شود بر [[وجوب]] بیان این بیّنات و حقایق تأکید شده است.
# [[آیه]]: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاء ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلاً فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که خداوند از اهل کتاب پیمان گرفت که آن (کتاب آسمانی) را برای مردم، روشن بگویید و پنهانش مدارید اما آن را پس پشت افکندند و با آن بهای ناچیزی ستاندند و بد است آنچه می‌ستاندند؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۸۷.</ref>.
# [[آیه]]: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَافَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ}}<ref> و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دسته‌ای رهسپار نمی‌گردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند؛ سوره توبه، آیه: ۱۲۲.</ref>. کلمه {{متن قرآن|لِيُنذِرُواْ}} در این [[آیه]] بر [[وجوب]] [[انذار]] دلالت دارد، و مقصود از [[انذار]] [[تعلیم]] [[دستورات]] و اوامری است که [[خداوند متعال]] برای ایجاد [[نظم]] در [[زندگی]] [[بشر]] فرو فرستاده است و بیدارسازی [[مردم]] و هشدار به آنان نسبت به نتایج وخیم و [[شقاوت]] و رنجی است که در نتیجه تخلف از آن [[دستورات]] دامن‌گیر آنها می‌شود.
# [[آیه]]: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُوْلَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُولَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>خداوند و لعنت‌کنندگان، کسانی را لعنت می‌کنند که برهان‌ها و رهنمودی را که فرو فرستادیم، پس از آنکه در کتاب (تورات) برای مردم روشن کردیم، پنهان می‌دارند.جز کسانی که توبه کردند و به اصلاح (کار خود) پرداختند و (پوشیده‌ها را) روشن بیان داشتند، که آنان را می‌آمرزم و من توبه‌پذیر بخشاینده‌ام؛ سوره بقره، آیه: ۱۵۹ ـ ۱۶۰.</ref>. در این دو [[آیه]] پس از تأکید بر [[حرمت]] [[کتمان]] بیّنات [[الهی]] و اینکه [[کتمان]] بیّنات [[الهی]] موجب استحقاق [[لعن]] [[الهی]] و [[لعن]] و نفرین همه [[لعنت]] کنندگان می‌شود بر [[وجوب]] بیان این بیّنات و حقایق تأکید شده است.
*در [[روایات]] وارده از [[معصومین]] نیز بر این مطلب تأکید شده است:
# [[آیه]]: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَافَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ}}<ref>و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دسته‌ای رهسپار نمی‌گردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند؛ سوره توبه، آیه: ۱۲۲.</ref>. کلمه {{متن قرآن|لِيُنذِرُواْ}} در این [[آیه]] بر [[وجوب]] [[انذار]] دلالت دارد، و مقصود از [[انذار]] [[تعلیم]] [[دستورات]] و اوامری است که [[خداوند متعال]] برای ایجاد [[نظم]] در [[زندگی]] [[بشر]] فرو فرستاده است و بیدارسازی [[مردم]] و هشدار به آنان نسبت به نتایج وخیم و [[شقاوت]] و رنجی است که در نتیجه تخلف از آن [[دستورات]] دامن‌گیر آنها می‌شود.
 
در [[روایات]] وارده از [[معصومین]] نیز بر این مطلب تأکید شده است:
#[[کلینی]] به [[سند]] معتبر از [[امام صادق]] (ع) [[روایت]] می‌کند: "در [[کتاب علی]]{{ع}} است که [[خدا]] از نادان‌ها برای کسب [[دانش]] [[پیمان]] نمی‌گیرد تا از [[دانشمندان]] [[پیمان]] بگیرد که به نادان‌ها [[دانش]] بیاموزند زیرا [[دانش]] مقدم بر [[جهل]] است"<ref>{{متن حدیث|قَالَ: قَرَأْتُ فِي كِتَابِ عَلِيٍّ(ع): إِنَ‏ اللَّهَ‏ لَمْ‏ يَأْخُذْ عَلَى الْجُهَّالِ عَهْداً بِطَلَبِ الْعِلْمِ حَتّى‏ أَخَذَ عَلَى الْعُلَمَاءِ عَهْداً بِبَذْلِ الْعِلْمِ لِلْجُهَّالِ؛ لِأَنَّ الْعِلْمَ كَانَ قَبْلَ الْجَهْل‏}}؛ کافی، ج ۱، ص ۴۱.</ref>.
#[[کلینی]] به [[سند]] معتبر از [[امام صادق]] (ع) [[روایت]] می‌کند: "در [[کتاب علی]]{{ع}} است که [[خدا]] از نادان‌ها برای کسب [[دانش]] [[پیمان]] نمی‌گیرد تا از [[دانشمندان]] [[پیمان]] بگیرد که به نادان‌ها [[دانش]] بیاموزند زیرا [[دانش]] مقدم بر [[جهل]] است"<ref>{{متن حدیث|قَالَ: قَرَأْتُ فِي كِتَابِ عَلِيٍّ(ع): إِنَ‏ اللَّهَ‏ لَمْ‏ يَأْخُذْ عَلَى الْجُهَّالِ عَهْداً بِطَلَبِ الْعِلْمِ حَتّى‏ أَخَذَ عَلَى الْعُلَمَاءِ عَهْداً بِبَذْلِ الْعِلْمِ لِلْجُهَّالِ؛ لِأَنَّ الْعِلْمَ كَانَ قَبْلَ الْجَهْل‏}}؛ کافی، ج ۱، ص ۴۱.</ref>.
#نیز [[کلینی]] به سندش از [[امام باقر]] (ع) [[روایت]] کرده است: "[[زکات]] [[علم]] این است که آن را به [[بندگان]] یاد بدهی"<ref>{{متن حدیث|قَالَ: زَكَاةُ الْعِلْمِ‏ أَنْ‏ تُعَلِّمَهُ عِبَادَ اللَّهِ}}؛ کافی، ج ۱، ص ۴۱.</ref>؛ از [[روایات]] دیگر استفاده می‌شود مراد از [[علمی]] که بیان آن در [[شرع]] [[واجب]] است [[علم]] سودمندی است که مورد [[نیاز انسان‌ها]] در طلب کمال و تحقق [[سعادت]] است.
#همچنین [[کلینی]] از [[امام باقر]] (ع) [[روایت]] کرده است: "[[زکات]] [[علم]] این است که آنرا به [[بندگان]] یاد بدهی"<ref>{{متن حدیث|قَالَ: زَكَاةُ الْعِلْمِ‏ أَنْ‏ تُعَلِّمَهُ عِبَادَ اللَّهِ}}؛ کافی، ج ۱، ص ۴۱.</ref>؛ از [[روایات]] دیگر استفاده می‌شود مراد از [[علمی]] که بیان آن در [[شرع]] [[واجب]] است [[علم]] سودمندی است که مورد [[نیاز انسان‌ها]] در طلب کمال و تحقق [[سعادت]] است.
#[[کلینی]] به سندش از [[امام کاظم]] (ع) [[روایت]] می‌کند: "[[رسول خدا]]{{صل}} وارد [[مسجد]] شد و بناگاه جمعی را دید گرد مردی را گرفتند،فرمود:این چیست‌؟گفتند:علاّمه است،فرمود:علاّمه یعنی چه‌؟گفتند: [[داناترین]] [[مردم]] است به انساب [[عرب]] و نبردهای [[عرب]] و ایام [[جاهلیت]] و اشعار [[عرب]] و [[علوم]] عربیت،فرمود که:[[پیغمبر]]{{صل}} فرمود:این [[علمی]] است که ندانستن آن زیانی ندارد و دانستنش سودی ندهد. سپس [[پیغمبر]]{{صل}} فرمود:همانا [[علم]] سه است:آیۀ محکم، فریضۀ عادلانه، [[سنت]] زنده و بر جا و جز اینها [[فضل]] است"<ref>{{متن حدیث|قَالَ: دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) الْمَسْجِدَ فَإِذَا جَمَاعَةٌ قَدْ أَطَافُوا بِرَجُلٍ فَقَالَ: مَا هَذَا؟ فَقِيلَ‏: عَلَّامَةٌ فَقَالَ: وَ مَا الْعَلَّامَةُ؟ فَقَالُوا لَهُ: أَعْلَمُ النَّاسِ بِأَنْسَابِ الْعَرَبِ وَ وَقَائِعِهَا، وَ أَيَّامِ الْجَاهِلِيَّةِ، وَ الْأَشْعَارِ الْعَرَبِيَّةِ قَالَ: فَقَالَ النَّبِيُّ(ص): ذَاكَ عِلْمٌ لَا يَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لَا يَنْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ ثُمَّ قَالَ النَّبِيُّ(ص): إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ، أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ، أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ، وَ مَا خَلَاهُنَّ فَهُوَ فَضْل}}؛ کافی، ج ۱، ص ۳۲.</ref>؛ ظاهر این است که مراد از {{متن حدیث|آيَةٌ مُحْكَمَةٌ}} [[جوامع]] [[آیات]] کتاب خداست که به بیان اصول [[علم]] مربوط به عالم [[تشریع]] و [[تکوین]] پرداخته است، و مراد از {{متن حدیث|فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ}} [[فروع]] مربوط به [[تشریع]] [[الهی]] است، و مراد از {{متن حدیث|سُنَّةٌ قَائِمَةٌ}} [[سنن]] [[تکوینی]] [[حاکم]] بر [[جهان آفرینش]] است که [[فروع]] تفصیلی [[علم]] مربوط به عالم [[تکوین]] است. این [[علوم]] ثلاثه(سه‌گانه) در [[زندگی]] و [[سرنوشت]] [[آدمی]] اثر گذارند، و [[جهل]] به آنها موجب [[ضعف]] و عقب‌ماندگی [[آدمی]] در [[حیات]] [[دنیا]] یا در [[حیات]] عقبی می‌شود، لهذا مصداق [[علم]] مفید است، آنچه خارج از دایره این سه رشته [[علمی]] است، [[علمی]] است که به تعبیر [[روایت]]: {{متن حدیث|لَا يَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لَا يَنْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ}} می‌باشد.
#[[کلینی]] به سندش از [[امام کاظم]] (ع) [[روایت]] می‌کند: "[[رسول خدا]]{{صل}} وارد [[مسجد]] شد و ناگاه جمعی را دید گرد مردی را گرفتند، فرمود:این چیست‌؟ گفتند: علاّمه است، فرمود: علاّمه یعنی چه‌؟ گفتند: [[داناترین]] [[مردم]] است به انساب [[عرب]] و نبردهای [[عرب]] و ایام [[جاهلیت]] و اشعار [[عرب]] و [[علوم]] عربیت، فرمود: [[پیغمبر]]{{صل}} فرمود: این [[علمی]] است که ندانستن آن زیانی ندارد و دانستنش سودی ندهد. سپس [[پیغمبر]]{{صل}} فرمود: همانا [[علم]] سه است: آیۀ محکم، فریضۀ عادلانه، [[سنت]] زنده و بر جا و جز اینها [[فضل]] است"<ref>{{متن حدیث|قَالَ: دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) الْمَسْجِدَ فَإِذَا جَمَاعَةٌ قَدْ أَطَافُوا بِرَجُلٍ فَقَالَ: مَا هَذَا؟ فَقِيلَ‏: عَلَّامَةٌ فَقَالَ: وَ مَا الْعَلَّامَةُ؟ فَقَالُوا لَهُ: أَعْلَمُ النَّاسِ بِأَنْسَابِ الْعَرَبِ وَ وَقَائِعِهَا، وَ أَيَّامِ الْجَاهِلِيَّةِ، وَ الْأَشْعَارِ الْعَرَبِيَّةِ قَالَ: فَقَالَ النَّبِيُّ(ص): ذَاكَ عِلْمٌ لَا يَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لَا يَنْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ ثُمَّ قَالَ النَّبِيُّ(ص): إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ، أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ، أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلَاهُنَّ فَهُوَ فَضْل}}؛ کافی، ج ۱، ص ۳۲.</ref>؛ ظاهر این است مراد از {{متن حدیث|آيَةٌ مُحْكَمَةٌ}} [[جوامع]] [[آیات]] کتاب خداست که به بیان اصول [[علم]] مربوط به عالم [[تشریع]] و [[تکوین]] پرداخته است و مراد از {{متن حدیث|فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ}} [[فروع]] مربوط به [[تشریع]] [[الهی]] است و مراد از {{متن حدیث|سُنَّةٌ قَائِمَةٌ}} [[سنن]] [[تکوینی]] [[حاکم]] بر [[جهان آفرینش]] است که [[فروع]] تفصیلی [[علم]] مربوط به عالم [[تکوین]] است. این [[علوم]] ثلاثه (سه‌گانه) در [[زندگی]] و [[سرنوشت]] [[آدمی]] اثر گذارند، و [[جهل]] به آنها موجب [[ضعف]] و عقب‌ماندگی [[آدمی]] در [[حیات]] [[دنیا]] یا در [[حیات]] عقبی می‌شود، لذا مصداق [[علم]] مفید است، آنچه خارج از دایره این سه رشته [[علمی]] است، [[علمی]] است که به تعبیر [[روایت]]: {{متن حدیث|لَا يَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لَا يَنْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ}} است.
*در هر صورت آنچه در [[آیات]] و [[روایات]] بر آن تأکید شده است [[وجوب]] بیان و [[تعلیم]] [[علمی]] است که [[مردم]] به آن نیاز دارند، و در [[صلاح]] [[زندگی]] [[دنیایی]] یا آخرتی آنها نقش دارد، نه دانسته‌ای که هیچ نقشی در [[صلاح]] امر [[زندگی]] [[دنیا]] و [[آخرت]] ندارد.  
 
*از آنچه گفتیم به این نتیجه می‌رسیم که [[حق]] بیان [[حقیقت]]، [[حق]] [[مردم]] است نه [[حق]] [[حقیقت]] از آن نظر که [[حقیقت]] است. توضیح اینکه از عبارت {{متن حدیث|لَا يَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ}} استفاده می‌شود که حقیقتی که سودی به حال [[مردم]] ندارد [[وجوب]] بیان و اظهار ندارد، تا چه رسد به حقیقتی که بیان آن به ضرر [[مردم]] است.
در هر صورت آنچه در [[آیات]] و [[روایات]] بر آن تأکید شده، [[وجوب]] بیان و [[تعلیم]] [[علمی]] است که [[مردم]] به آن نیاز دارند و در [[صلاح]] [[زندگی]] [[دنیایی]] یا آخرتی آنها نقش دارد، نه دانسته‌ای که هیچ نقشی در [[صلاح]] امر [[زندگی]] [[دنیا]] و [[آخرت]] ندارد.  
*دلالت جمله فوق بر مطلبی که اشاره شد بدین ‌جهت است که نفی ضرر از [[جهل]] به مطلب معیّنی به معنای نفی بأس و عدم ممنوعیت است که نتیجه‌اش جواز [[جهل]] به آن مطلب است، و لازم جواز [[جهل]] به آن مطلب عدم [[وجوب]] بیان و اظهار آن مطلب است. این مطلب از برخی [[آیات قرآن کریم]] نیز استفاده می‌شود، [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ}}<ref> و (یهودیان) از آنچه شیطان‌ها  در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) می‌خواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطان‌ها کافر شدند که به مردم جادو می‌آموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچ‌کس آموزشی نمی‌دادند مگر که می‌گفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با بکارگیری جادو) کافر مشو! اما (مردم) از آن دو چیزی را می‌آموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی می‌افکنند- در حالی که جز به اذن خداوند به کسی زیان نمی‌رساندند- چیزی را می‌آموختند که به آنان زیان می‌رسانید و برای آنها سودی نداشت و خوب می‌دانستند که هر کس خریدار آن باشد در جهان واپسین بهره‌ای ندارد  و خود را به بد چیزی فروختند، اگر می‌دانستند؛ سوره بقره، آیه: ۱۰۲.</ref>.
 
*[[شیخ صدوق]] در عیون الاخبار در [[تفسیر]] این [[آیه]] از [[امام حسن عسکری]] (ع) چنین [[روایت]] می‌کند: "در [[تفسیر]] قول [[خدا]] عزّوجلّ‌ "و پیرو شدند آنچه را میخواندند دیوها بر [[ملک]] [[سلیمان]]" فرمود:پیرو شدند آنچه را می‌خواندند [[دیوان]] [[کافر]] از [[جادو]] و نیرنجات بر [[ملک]] [[سلیمان]] آنان که پنداشتند [[سلیمان]] بدان [[پادشاه]] شد،و ما هم اکنون بوسیله آن عجائب پدیدار کنیم تا [[مردم]] فرمانبر، شوند و بی‌نیاز شویم از [[فرمانبری]] [[علی]]. و گفتند [[سلیمان]] [[کافر]] و جادوگر استادی بود و بجادوگری چنان [[پادشاهی]] به‌دست آورد و چنان نیروئی یافت،و [[خدا]] عزّ و جلّ‌ رد کرد آنها را و فرمود [[سلیمان]] [[کافر]] نبود و [[جادو]] نکرد ولی دیوها [[کافر]] شدند و [[جادو]] بمردم یاد دادند و آن را بسلیمان بستند و بدان چه نازل شد بدو [[فرشته]] در [[بابل]] [[هاروت و ماروت]]. پس از [[نوح]] جادوگر بسیار شد و [[خدا]] عزّ و جلّ‌ دو [[فرشته]] فرستاد به [[پیغمبر]] آن زمان که وسیله [[جادو]] را بیان کنند و وسیله دفع آن را بمردم بیاموزند تا [[جادو]] را از خود دفع کنند و آن [[پیغمبر]] آن را از دو [[فرشته]] گرفت و بمردم رساند بفرمان [[خدا]] عزّ و جلّ‌ و بآنها فرمود [[جادو]] را بفهمند و باطلش کنند و از [[جادو]] کردن [[مردم]] غدقن کرد،چنانچه زهر را یاد دهند و تریاق را و بشاگرد گویند این زهر است و این تریاق و مبادا با زهر کسی را بکشی.سپس [[خدا]] عزّوجلّ‌ فرمود: "و بکسی یاد ندادند تا گفتند ما فتنه‌ایم مبادا [[کافر]] شوی" یعنی بأمر [[پیغمبر]] آن دو [[فرشته]] خود را بمردم نمودند به‌صورت [[آدمی]] و آنها را یاد دادند و [[خدا]] فرمود" بکسی یاد ندادند [[جادو]] و ابطالش را جز اینکه می‌گفتند بشاگرد "همانا ما فتنه‌ایم" یعنی [[آزمایش]] بنده‌هائیم تا [[خدا]] را [[فرمان]] برند و بآنچه یاد گیرند جادوی جادوگر را [[باطل]] کنند و خود [[جادو]] نکنند،و [[کافر]] مشو با بکار بردن [[جادو]] و زیان زدن بمردم و [[دعوت]] [[مردم]] باینکه بتو [[معتقد]] شوند که [[جان]] دهی و [[جان]] بگیری و بر آنچه [[خدا]] عزّ و جلّ‌ توانا است توانائی،که این [[کفر]] است. [[خدا]] عزّ و جلّ‌ فرمود طالبان [[جادو]] از آنها که [[دیوان]] بر [[ملک]] [[سلیمان]] نوشته بودند از نیرنجات یاد می‌گرفتند و آنچه را که بر دو [[فرشته]] نازل شد ببابل [[هاروت و ماروت]] و از هر صنف می‌آموختند وسیله جدا کردن مرد را از همسرش،این آنچه برای زیان رساندن بمردم یاد می‌گرفتند،از دو بهم زدن و [[نیرنگ]] و سخن چینی و وانمودن اینکه طلسم را در کجا زیر [[خاک]] کرده تا مرد [[عاشق]] [[زن]] شود و یا بعکس یا اینکه از هم جدا شوند. سپس [[خدا]] عزّ و جلّ‌ فرمود"و نبودند زیان رسان بکسی جز بفرمان [[خدا]]" یعنی [[شاگردان]] بکسی زیان رسان نبودند،جز باینکه [[خدا]] آنها را وانهد و بداند زیرا اگر [[خدا]] می‌خواست آنها را بزور باز می‌داشت. سپس فرمود: "و یاد می‌گرفتند آنچه زیانشان میزد و سودشان نداشت" چون بقصد زیان زدن یاد می‌گرفتند و جادوگری و آن زیان بدین آنها بود و سودی نمی‌بردند بلکه از [[دین خدا]] بوسیله آن بیرون می‌شدند و البته این [[شاگردان]] که آنچه را با [[دین]] خود عوض کردند در [[آخرت]] بهره‌ای از [[بهشت]] ندارند"<ref>{{متن حدیث|فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ اِتَّبَعُوا مٰا تَتْلُوا اَلشَّيٰاطِينُ عَلىٰ مُلْكِ سُلَيْمٰانَ قَالَ اِتَّبَعُوا مَا تَتْلُو كَفَرَةُ اَلشَّيَاطِينِ مِنَ اَلسِّحْرِ وَ اَلنَّيْرَنْجَاتِ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ اَلَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّ سُلَيْمَانَ بِهِ مَلَكَ وَ نَحْنُ أَيْضاً بِهِ نُظْهِرُ اَلْعَجَائِبَ حَتَّى يَنْقَادَ لَنَا اَلنَّاسُ وَ نَسْتَغْنِيَ عَنِ اَلاِنْقِيَادِ لِعَلِيٍّ وَ قَالُوا كَانَ سُلَيْمَانُ كَافِراً سَاحِراً مَاهِراً بِسِحْرِهِ مَلَكَ مَا مَلَكَ وَ قَدَرَ عَلَى مَا قَدَرَ فَرَدَّ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِمْ فَقَالَ: وَ مٰا كَفَرَ سُلَيْمٰانُ وَ لاَ اِسْتَعْمَلَ اَلسِّحْرَ كَمَا قَالَ هَؤُلاَءِ اَلْكَافِرُونَ وَ لٰكِنَّ اَلشَّيٰاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ اَلنّٰاسَ اَلسِّحْرَ اَلَّذِي نَسَبُوهُ إِلَى سُلَيْمَانَ وَ إِلَى مٰا أُنْزِلَ عَلَى اَلْمَلَكَيْنِ بِبٰابِلَ هٰارُوتَ وَ مٰارُوتَ وَ كَانَ بَعْدَ نُوحٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَدْ كَثُرَ اَلسَّحَرَةُ وَ اَلْمُمَوِّهُونَ فَبَعَثَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَلَكَيْنِ إِلَى نَبِيِّ ذَلِكَ اَلزَّمَانِ بِذِكْرِ مَا يَسْحَرُ بِهِ اَلسَّحَرَةُ وَ ذِكْرِ مَا يُبْطِلُ بِهِ سِحْرَهُمْ وَ يَرُدُّ بِهِ كَيْدَهُمْ فَتَلَقَّاهُ اَلنَّبِيُّ عَنِ اَلْمَلَكَيْنِ وَ أَدَّاهُ إِلَى عِبَادِ اَللَّهِ بِأَمْرِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَرَهُمْ أَنْ يَقِفُوا بِهِ عَلَى اَلسِّحْرِ وَ أَنْ يُبْطِلُوهُ وَ نَهَاهُمْ أَنْ يَسْحَرُوا بِهِ اَلنَّاسَ وَ هَذَا كَمَا يَدُلُّ عَلَى اَلسَّمِّ مَا هُوَ وَ عَلَى مَا يُدْفَعُ بِهِ غَائِلَةُ اَلسَّمِّ ثُمَّ يُقَالُ لِلْمُتَعَلِّمِ ذَلِكَ هَذَا اَلسَّمُّ فَمَنْ رَأَيْتَهُ يَسُمُّ فَادْفَعْ غَائِلَتَهُ بِكَذَا وَ إِيَّاكَ أَنْ تَقْتُلَ بِالسَّمِّ أَحَداً ثُمَّ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ مٰا يُعَلِّمٰانِ مِنْ أَحَدٍ حَتّٰى يَقُولاٰ إِنَّمٰا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاٰ تَكْفُرْ يَعْنِي أَنَّ ذَلِكَ اَلنَّبِيَّ أَمَرَ اَلْمَلَكَيْنِ أَنْ يَظْهَرَا لِلنَّاسِ بِصُورَةِ بَشَرَيْنِ وَ يُعَلِّمَاهُمَا مَا عَلَّمَهُمَا اَللَّهُ مِنْ ذَلِكَ فَقَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ مٰا يُعَلِّمٰانِ مِنْ أَحَدٍ ذَلِكَ اَلسِّحْرَ وَ إِبْطَالَهُ حَتّٰى يَقُولاٰ لِلْمُتَعَلِّمِ إِنَّمٰا نَحْنُ فِتْنَةٌ اِمْتِحَانٌ لِلْعِبَادِ لِيُطِيعُوا اَللَّهَ فِيمَا يَتَعَلَّمُونَ مِنْ هَذَا وَ يُبْطِلُوا بِهِ كَيْدَ اَلسَّاحِرِ وَ لاَ يَسْحَرُوهُمْ فَلاٰ تَكْفُرْ بِاسْتِعْمَالِ هَذَا اَلسِّحْرِ وَ طَلَبِ اَلْإِضْرَارِ بِهِ وَ دُعَاءِ اَلنَّاسِ إِلَى أَنْ يَعْتَقِدُوا أَنَّكَ بِهِ تُحْيِي وَ تُمِيتُ وَ تَفْعَلُ مَا لاَ يَقْدِرُ عَلَيْهِ إِلاَّ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنَّ ذَلِكَ كُفْرٌ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: فَيَتَعَلَّمُونَ يَعْنِي طَالِبِي اَلسِّحْرِ مِنْهُمٰا يَعْنِي مِمَّا كَتَبَتِ اَلشَّيَاطِينُ عَلىٰ مُلْكِ سُلَيْمٰانَ مِنَ اَلنَّيْرَنْجَاتِ وَ مٰا أُنْزِلَ عَلَى اَلْمَلَكَيْنِ بِبٰابِلَ هٰارُوتَ وَ مٰارُوتَ يَتَعَلَّمُونَ مِنْ هَذَيْنِ اَلصِّنْفَيْنِ مٰا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ اَلْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ هَذَا مَنْ يَتَعَلَّمُ لِلْإِضْرَارِ بِالنَّاسِ يَتَعَلَّمُونَ اَلتَّضْرِيبَ بِضُرُوبِ اَلْحِيَلِ وَ اَلتَّمَائِمِ وَ اَلْإِيهَامِ أَنَّهُ قَدْ دَفَنَ فِي مَوْضِعِ كَذَا وَ عَمِلَ كَذَا لِيُحَبِّبَ اَلْمَرْأَةَ إِلَى اَلرَّجُلِ وَ اَلرَّجُلَ إِلَى اَلْمَرْأَةِ أَوْ يُؤَدِّيَ إِلَى اَلْفِرَاقِ بَيْنَهُمَا ثُمَّ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ مٰا هُمْ بِضٰارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاّٰ بِإِذْنِ اَللّٰهِ أَيْ مَا اَلْمُتَعَلِّمُونَ لِذَلِكَ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اَللَّهِ يَعْنِي بِتَخْلِيَةِ اَللَّهِ وَ عِلْمِهِ فَإِنَّهُ لَوْ شَاءَ لَمَنَعَهُمْ بِالْجَبْرِ وَ اَلْقَهْرِ ثُمَّ قَالَ: وَ يَتَعَلَّمُونَ مٰا يَضُرُّهُمْ وَ لاٰ يَنْفَعُهُمْ لِأَنَّهُمْ إِذَا تَعَلَّمُوا ذَلِكَ اَلسِّحْرَ لِيَسْحَرُوا بِهِ وَ يَضُرُّوا فَقَدْ تَعَلَّمُوا مَا يَضُرُّهُمْ فِي دِينِهِمْ وَ لاَ يَنْفَعُهُمْ فِيهِ بَلْ يَنْسَلِخُونَ عَنْ دِينِ اَللَّهِ بِذَلِكَ وَ لَقَدْ عَلِمَ هَؤُلاَءِ اَلْمُتَعَلِّمُونَ لَمَنِ اِشْتَرٰاهُ بِدِينِهِ اَلَّذِي يَنْسَلِخُ عَنْهُ بِتَعَلُّمِهِ مٰا لَهُ فِي اَلْآخِرَةِ مِنْ خَلاٰقٍ أَيْ مِنْ نَصِيبٍ فِي ثَوَابِ اَلْجَنَّةِ}}؛ عیون اخبارالرضا، ج ۱، ص ۲۴۱.</ref>
نتیجه اینکه [[حق]] بیان [[حقیقت]]، [[حق]] [[مردم]] است نه [[حق]] [[حقیقت]] از آن نظر که [[حقیقت]] است. توضیح اینکه از عبارت {{متن حدیث|لَا يَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ}} استفاده می‌شود حقیقتی که سودی به حال [[مردم]] ندارد [[وجوب]] بیان و اظهار ندارد، تا چه رسد به حقیقتی که بیان آن به ضرر [[مردم]] است.
*از [[آیه کریمه]] مورد اشاره فوق، نیز از روایتی که در شرح آن بیان شد استفاده می‌شود [[علمی]] که ضرر می‌رساند نه [[تعلیم]] آن و نه [[تعلّم]] آن جایز است، و از آنجا که [[تعلیم]] در [[حقیقت]] بیان مطلب برای متعلّم است بنابراین بیان و اظهار مطلبی که ضرر می‌رساند هر چند [[حقیقت]] باشد جایز نیست. جمله {{متن قرآن|وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ }} صریح در دلالت بر [[حرمت]] [[تعلیم]] مطلبی است که موجب ضرر است.
 
دلالت جمله فوق بر مطلبی که اشاره شد بدین ‌جهت است که نفی ضرر از [[جهل]] به مطلب معیّنی به معنای نفی بأس و عدم ممنوعیت است که نتیجه‌اش جواز [[جهل]] به آن مطلب است و لازم جواز [[جهل]] به آن مطلب عدم [[وجوب]] بیان و اظهار آن مطلب است. این مطلب از برخی [[آیات قرآن کریم]] نیز استفاده می‌شود، [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ}}<ref> و (یهودیان) از آنچه شیطان‌ها  در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) می‌خواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطان‌ها کافر شدند که به مردم جادو می‌آموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچ‌کس آموزشی نمی‌دادند مگر که می‌گفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با بکارگیری جادو) کافر مشو! اما (مردم) از آن دو چیزی را می‌آموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی می‌افکنند- در حالی که جز به اذن خداوند به کسی زیان نمی‌رساندند- چیزی را می‌آموختند که به آنان زیان می‌رسانید و برای آنها سودی نداشت و خوب می‌دانستند که هر کس خریدار آن باشد در جهان واپسین بهره‌ای ندارد  و خود را به بد چیزی فروختند، اگر می‌دانستند؛ سوره بقره، آیه: ۱۰۲.</ref>.
 
[[شیخ صدوق]] در عیون الاخبار در [[تفسیر]] این [[آیه]] از [[امام حسن عسکری]] (ع) چنین [[روایت]] می‌کند: "در [[تفسیر]] قول [[خدا]] عزّوجلّ‌ "و پیرو شدند آنچه را می‌خواندند دیوها بر [[ملک]] [[سلیمان]]" فرمود: پیرو شدند آنچه را می‌خواندند [[دیوان]] [[کافر]] از [[جادو]] و نیر نجات بر [[ملک]] [[سلیمان]] آنان که پنداشتند [[سلیمان]] بدان [[پادشاه]] شد و ما هم اکنون بوسیله آن عجائب پدیدار کنیم تا [[مردم]] فرمانبر، شوند و بی‌نیاز شویم از [[فرمانبری]] [[علی]]. و گفتند [[سلیمان]] [[کافر]] و جادوگر استادی بود و به‌جادوگری چنان [[پادشاهی]] به‌دست آورد و چنان نیرویی یافت و [[خدا]] عزّ و جلّ‌ رد کرد آنها را و فرمود [[سلیمان]] [[کافر]] نبود و [[جادو]] نکرد ولی دیوها [[کافر]] شدند و [[جادو]] به‌مردم یاد دادند و آنرا به‌سلیمان بستند و بدان چه نازل شد به او [[فرشته]] در [[بابل]] [[هاروت و ماروت]]. پس از [[نوح]] جادوگر بسیار شد و [[خدا]] عزّ و جلّ‌ دو [[فرشته]] فرستاد به [[پیغمبر]] آن زمان که وسیله [[جادو]] را بیان کنند و وسیله دفع آنرا به مردم بیاموزند تا [[جادو]] را از خود دفع کنند و آن [[پیغمبر]] آنرا از دو [[فرشته]] گرفت و به مردم رساند به‌فرمان [[خدا]] عزّ و جلّ‌ و به‌آنها فرمود [[جادو]] را بفهمند و باطلش کنند و از [[جادو]] کردن [[مردم]] غدقن کرد، چنانچه زهر را یاد دهند و تریاق را و به‌شاگرد گویند این زهر است و این تریاق و مبادا با زهر کسی را بکشی. سپس [[خدا]] عزّوجلّ‌ فرمود: "و به کسی یاد ندادند تا گفتند ما فتنه‌ایم مبادا [[کافر]] شوی" یعنی به أمر [[پیغمبر]] آن دو [[فرشته]] خود را به مردم نمودند به‌صورت [[آدمی]] و آنها را یاد دادند و [[خدا]] فرمود" به کسی یاد ندادند [[جادو]] و ابطالش را جز اینکه می‌گفتند به شاگرد "همانا ما فتنه‌ایم" یعنی [[آزمایش]] بنده‌هائیم تا [[خدا]] را [[فرمان]] برند و بآنچه یاد گیرند جادوی جادوگر را [[باطل]] کنند و خود [[جادو]] نکنند و [[کافر]] مشو با به کار بردن [[جادو]] و زیان زدن به مردم و [[دعوت]] [[مردم]] به اینکه به تو [[معتقد]] شوند [[جان]] دهی و [[جان]] بگیری و بر آنچه [[خدا]] عزّ و جلّ‌ تواناست توانائی که این [[کفر]] است. [[خدا]] عزّ و جلّ‌ فرمود طالبان [[جادو]] از آنها که [[دیوان]] بر [[ملک]] [[سلیمان]] نوشته بودند از نیرنجات یاد می‌گرفتند و آنچه را که بر دو [[فرشته]] نازل شد ببابل [[هاروت و ماروت]] و از هر صنف می‌آموختند وسیله جدا کردن مرد را از همسرش، این آنچه برای زیان رساندن بمردم یاد می‌گرفتند، از دو به هم زدن و [[نیرنگ]] و سخن چینی و وانمودن اینکه طلسم را در کجا زیر [[خاک]] کرده تا مرد [[عاشق]] [[زن]] شود و یا بعکس یا اینکه از هم جدا شوند. سپس [[خدا]] عزّ و جلّ‌ فرمود"و نبودند زیان رسان به کسی جز بفرمان [[خدا]]" یعنی [[شاگردان]] بکسی زیان رسان نبودند،جز باینکه [[خدا]] آنها را وانهد و بداند زیرا اگر [[خدا]] می‌خواست آنها را بزور باز می‌داشت. سپس فرمود: "و یاد می‌گرفتند آنچه زیانشان میزد و سودشان نداشت" چون بقصد زیان زدن یاد می‌گرفتند و جادوگری و آن زیان بدین آنها بود و سودی نمی‌بردند بلکه از [[دین خدا]] بوسیله آن بیرون می‌شدند و البته این [[شاگردان]] که آنچه را با [[دین]] خود عوض کردند در [[آخرت]] بهره‌ای از [[بهشت]] ندارند"<ref>{{متن حدیث|فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ اِتَّبَعُوا مٰا تَتْلُوا اَلشَّيٰاطِينُ عَلىٰ مُلْكِ سُلَيْمٰانَ قَالَ اِتَّبَعُوا مَا تَتْلُو كَفَرَةُ اَلشَّيَاطِينِ مِنَ اَلسِّحْرِ وَ اَلنَّيْرَنْجَاتِ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ اَلَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّ سُلَيْمَانَ بِهِ مَلَكَ وَ نَحْنُ أَيْضاً بِهِ نُظْهِرُ اَلْعَجَائِبَ حَتَّى يَنْقَادَ لَنَا اَلنَّاسُ وَ نَسْتَغْنِيَ عَنِ اَلاِنْقِيَادِ لِعَلِيٍّ وَ قَالُوا كَانَ سُلَيْمَانُ كَافِراً سَاحِراً مَاهِراً بِسِحْرِهِ مَلَكَ مَا مَلَكَ وَ قَدَرَ عَلَى مَا قَدَرَ فَرَدَّ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِمْ فَقَالَ: وَ مٰا كَفَرَ سُلَيْمٰانُ وَ لاَ اِسْتَعْمَلَ اَلسِّحْرَ كَمَا قَالَ هَؤُلاَءِ اَلْكَافِرُونَ وَ لٰكِنَّ اَلشَّيٰاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ اَلنّٰاسَ اَلسِّحْرَ اَلَّذِي نَسَبُوهُ إِلَى سُلَيْمَانَ وَ إِلَى مٰا أُنْزِلَ عَلَى اَلْمَلَكَيْنِ بِبٰابِلَ هٰارُوتَ وَ مٰارُوتَ وَ كَانَ بَعْدَ نُوحٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَدْ كَثُرَ اَلسَّحَرَةُ وَ اَلْمُمَوِّهُونَ فَبَعَثَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَلَكَيْنِ إِلَى نَبِيِّ ذَلِكَ اَلزَّمَانِ بِذِكْرِ مَا يَسْحَرُ بِهِ اَلسَّحَرَةُ وَ ذِكْرِ مَا يُبْطِلُ بِهِ سِحْرَهُمْ وَ يَرُدُّ بِهِ كَيْدَهُمْ فَتَلَقَّاهُ اَلنَّبِيُّ عَنِ اَلْمَلَكَيْنِ وَ أَدَّاهُ إِلَى عِبَادِ اَللَّهِ بِأَمْرِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَرَهُمْ أَنْ يَقِفُوا بِهِ عَلَى اَلسِّحْرِ وَ أَنْ يُبْطِلُوهُ وَ نَهَاهُمْ أَنْ يَسْحَرُوا بِهِ اَلنَّاسَ وَ هَذَا كَمَا يَدُلُّ عَلَى اَلسَّمِّ مَا هُوَ وَ عَلَى مَا يُدْفَعُ بِهِ غَائِلَةُ اَلسَّمِّ ثُمَّ يُقَالُ لِلْمُتَعَلِّمِ ذَلِكَ هَذَا اَلسَّمُّ فَمَنْ رَأَيْتَهُ يَسُمُّ فَادْفَعْ غَائِلَتَهُ بِكَذَا وَ إِيَّاكَ أَنْ تَقْتُلَ بِالسَّمِّ أَحَداً ثُمَّ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ مٰا يُعَلِّمٰانِ مِنْ أَحَدٍ حَتّٰى يَقُولاٰ إِنَّمٰا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاٰ تَكْفُرْ يَعْنِي أَنَّ ذَلِكَ اَلنَّبِيَّ أَمَرَ اَلْمَلَكَيْنِ أَنْ يَظْهَرَا لِلنَّاسِ بِصُورَةِ بَشَرَيْنِ وَ يُعَلِّمَاهُمَا مَا عَلَّمَهُمَا اَللَّهُ مِنْ ذَلِكَ فَقَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ مٰا يُعَلِّمٰانِ مِنْ أَحَدٍ ذَلِكَ اَلسِّحْرَ وَ إِبْطَالَهُ حَتّٰى يَقُولاٰ لِلْمُتَعَلِّمِ إِنَّمٰا نَحْنُ فِتْنَةٌ اِمْتِحَانٌ لِلْعِبَادِ لِيُطِيعُوا اَللَّهَ فِيمَا يَتَعَلَّمُونَ مِنْ هَذَا وَ يُبْطِلُوا بِهِ كَيْدَ اَلسَّاحِرِ وَ لاَ يَسْحَرُوهُمْ فَلاٰ تَكْفُرْ بِاسْتِعْمَالِ هَذَا اَلسِّحْرِ وَ طَلَبِ اَلْإِضْرَارِ بِهِ وَ دُعَاءِ اَلنَّاسِ إِلَى أَنْ يَعْتَقِدُوا أَنَّكَ بِهِ تُحْيِي وَ تُمِيتُ وَ تَفْعَلُ مَا لاَ يَقْدِرُ عَلَيْهِ إِلاَّ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنَّ ذَلِكَ كُفْرٌ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: فَيَتَعَلَّمُونَ يَعْنِي طَالِبِي اَلسِّحْرِ مِنْهُمٰا يَعْنِي مِمَّا كَتَبَتِ اَلشَّيَاطِينُ عَلىٰ مُلْكِ سُلَيْمٰانَ مِنَ اَلنَّيْرَنْجَاتِ وَ مٰا أُنْزِلَ عَلَى اَلْمَلَكَيْنِ بِبٰابِلَ هٰارُوتَ وَ مٰارُوتَ يَتَعَلَّمُونَ مِنْ هَذَيْنِ اَلصِّنْفَيْنِ مٰا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ اَلْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ هَذَا مَنْ يَتَعَلَّمُ لِلْإِضْرَارِ بِالنَّاسِ يَتَعَلَّمُونَ اَلتَّضْرِيبَ بِضُرُوبِ اَلْحِيَلِ وَ اَلتَّمَائِمِ وَ اَلْإِيهَامِ أَنَّهُ قَدْ دَفَنَ فِي مَوْضِعِ كَذَا وَ عَمِلَ كَذَا لِيُحَبِّبَ اَلْمَرْأَةَ إِلَى اَلرَّجُلِ وَ اَلرَّجُلَ إِلَى اَلْمَرْأَةِ أَوْ يُؤَدِّيَ إِلَى اَلْفِرَاقِ بَيْنَهُمَا ثُمَّ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ مٰا هُمْ بِضٰارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاّٰ بِإِذْنِ اَللّٰهِ أَيْ مَا اَلْمُتَعَلِّمُونَ لِذَلِكَ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اَللَّهِ يَعْنِي بِتَخْلِيَةِ اَللَّهِ وَ عِلْمِهِ فَإِنَّهُ لَوْ شَاءَ لَمَنَعَهُمْ بِالْجَبْرِ وَ اَلْقَهْرِ ثُمَّ قَالَ: وَ يَتَعَلَّمُونَ مٰا يَضُرُّهُمْ وَ لاٰ يَنْفَعُهُمْ لِأَنَّهُمْ إِذَا تَعَلَّمُوا ذَلِكَ اَلسِّحْرَ لِيَسْحَرُوا بِهِ وَ يَضُرُّوا فَقَدْ تَعَلَّمُوا مَا يَضُرُّهُمْ فِي دِينِهِمْ وَ لاَ يَنْفَعُهُمْ فِيهِ بَلْ يَنْسَلِخُونَ عَنْ دِينِ اَللَّهِ بِذَلِكَ وَ لَقَدْ عَلِمَ هَؤُلاَءِ اَلْمُتَعَلِّمُونَ لَمَنِ اِشْتَرٰاهُ بِدِينِهِ اَلَّذِي يَنْسَلِخُ عَنْهُ بِتَعَلُّمِهِ مٰا لَهُ فِي اَلْآخِرَةِ مِنْ خَلاٰقٍ أَيْ مِنْ نَصِيبٍ فِي ثَوَابِ اَلْجَنَّةِ}}؛ عیون اخبارالرضا، ج ۱، ص 267.</ref>.
 
از [[آیه کریمه]] مورد اشاره فوق، نیز از روایتی که در شرح آن بیان شد استفاده می‌شود [[علمی]] که ضرر می‌رساند نه [[تعلیم]] آن و نه [[تعلّم]] آن جایز است و از آنجا که [[تعلیم]] در [[حقیقت]] بیان مطلب برای متعلّم است بنابراین بیان و اظهار مطلبی که ضرر می‌رساند هر چند [[حقیقت]] باشد جایز نیست. جمله {{متن قرآن|وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ}} صریح در دلالت بر [[حرمت]] [[تعلیم]] مطلبی است که موجب ضرر است.


===سوم: [[حق]] [[تأیید]] و [[نصرت]]===
===سوم: [[حق]] [[تأیید]] و [[نصرت]]===
*در [[آیات]] و [[روایات]] بر [[وجوب]] [[تأیید]] و [[نصرت]] [[حق]]، و [[حرمت]] [[تأیید]] و [[نصرت]] [[باطل]] تأکید فراوان شده است.
در [[آیات]] و [[روایات]] بر [[وجوب]] [[تأیید]] و [[نصرت]] [[حق]] و [[حرمت]] [[تأیید]] و [[نصرت]] [[باطل]] تأکید فراوان شده است.
*در [[آیات]] کریمه ذیل بر [[وجوب]] [[نصرت]] [[حق]] تأکید شده است:
 
# {{متن قرآن|وَالْعَصْرِ إِنَّ الإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ}}<ref> سوگند به روزگار، که آدمی در زیانمندی است. جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و یکدیگر را به راستی پند داده‌اند و همدیگر را به شکیبایی اندرز داده‌اند ؛ سوره عصر، آیه: ۱-۳.</ref>. در این [[آیات]] بر این [[حقیقت]] تأکید شده که راه [[پیروزی]] و [[رستگاری]] [[انسان]] [[ایمان]] و [[عمل صالح]] و [[نصرت]] [[حق]] از طریق تواصی به آن و نیز تواصی به [[صبر]] است
در [[آیات]] کریمه ذیل بر [[وجوب]] [[نصرت]] [[حق]] تأکید شده است:
#{{متن قرآن|وَالْعَصْرِ إِنَّ الإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ}}<ref> سوگند به روزگار، که آدمی در زیانمندی است. جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و یکدیگر را به راستی پند داده‌اند و همدیگر را به شکیبایی اندرز داده‌اند ؛ سوره عصر، آیه: ۱-۳.</ref>. در این [[آیات]] بر این [[حقیقت]] تأکید شده که راه [[پیروزی]] و [[رستگاری]] [[انسان]] [[ایمان]] و [[عمل صالح]] و [[نصرت]] [[حق]] از طریق تواصی به آن و نیز تواصی به [[صبر]] است
#{{متن قرآن|فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ إِنَّ هَذَا لَسِحْرٌ مُّبِينٌ قَالَ مُوسَى أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَكُمْ أَسِحْرٌ هَذَا وَلاَ يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا وَتَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِيَاء فِي الأَرْضِ وَمَا نَحْنُ لَكُمَا بِمُؤْمِنِينَ وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ فَلَمَّا جَاءَ السَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُواْ مَا أَنتُم مُّلْقُونَ فَلَمَّا أَلْقَوْا قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لاَ يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ وَيُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ }}<ref> و چون حقّ از نزد ما به سوی آنان آمد گفتند: بی‌گمان این جادویی آشکار است.موسی گفت: آیا درباره حقّ هنگامی که نزد شما آمده است (چنین) می‌گویید؟! آیا این جادوست؟ در حالی که جادوگران رستگار نمی‌گردند گفتند: آیا نزد ما آمده‌ای تا ما را از آنچه پدران خود را بر آن یافته‌ایم باز داری و در این سرزمین برتری از آن شما دو تن گردد؟ و ما به شما ایمان نخواهیم آورد و فرعون گفت: هر جادوگر دانایی را (که یافتید) نزد من آورید. چون جادوگران آمدند موسی به آنان گفت: چیزی را که می‌خواهید بیفکنید، بیفکنید! چون افکندند موسی گفت: آنچه آورده‌اید جادوست، بی‌گمان خداوند آن را به زودی تباه خواهد کرد، همانا خداوند کار تبهکاران را به سامان نمی‌آورد. و خداوند حقّ را با کلمات خویش درست می‌دارد هر چند گنهکاران نپسندند؛ سوره یونس، آیه: ۷۶ - ۸۲.</ref>
#{{متن قرآن|فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ إِنَّ هَذَا لَسِحْرٌ مُّبِينٌ قَالَ مُوسَى أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَكُمْ أَسِحْرٌ هَذَا وَلاَ يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا وَتَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِيَاء فِي الأَرْضِ وَمَا نَحْنُ لَكُمَا بِمُؤْمِنِينَ وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ فَلَمَّا جَاءَ السَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُواْ مَا أَنتُم مُّلْقُونَ فَلَمَّا أَلْقَوْا قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لاَ يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ وَيُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ }}<ref> و چون حقّ از نزد ما به سوی آنان آمد گفتند: بی‌گمان این جادویی آشکار است.موسی گفت: آیا درباره حقّ هنگامی که نزد شما آمده است (چنین) می‌گویید؟! آیا این جادوست؟ در حالی که جادوگران رستگار نمی‌گردند گفتند: آیا نزد ما آمده‌ای تا ما را از آنچه پدران خود را بر آن یافته‌ایم باز داری و در این سرزمین برتری از آن شما دو تن گردد؟ و ما به شما ایمان نخواهیم آورد و فرعون گفت: هر جادوگر دانایی را (که یافتید) نزد من آورید. چون جادوگران آمدند موسی به آنان گفت: چیزی را که می‌خواهید بیفکنید، بیفکنید! چون افکندند موسی گفت: آنچه آورده‌اید جادوست، بی‌گمان خداوند آن را به زودی تباه خواهد کرد، همانا خداوند کار تبهکاران را به سامان نمی‌آورد. و خداوند حقّ را با کلمات خویش درست می‌دارد هر چند گنهکاران نپسندند؛ سوره یونس، آیه: ۷۶ - ۸۲.</ref>
#{{متن قرآن| وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ  لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ}}<ref>  و (یاد کن) آنگاه را که خداوند به شما وعده می‌فرمود که (پیروزی بر) یکی از دو دسته از آن شما باشد و شما دوست می‌داشتید که آن دسته بی‌جنگ‌افزار از آن شما گردد اما خداوند می‌خواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند تا حقّ را تحقّق بخشد و باطل را تباه گرداند هرچند بزهکاران نپسندند؛ سوره انفال، آیه: ۷-۸.</ref>. در این [[آیه]] افزون بر جمله {{متن قرآن|وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ}} که در [[وجوب]] احقاق [[حق]] [[ظهور]] دارد، ذیل [[آیه]] بعد: {{متن قرآن|وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ}} ظاهر در این است که کراهت از احقاق عملی مجرمانه است، و بدون [[شک]] امتناع از [[نصرت]] [[حق]] مصداق کراهت احقاق [[حق]] است که مشمول [[وصف]] به "مجرمین" می‌شود.
#{{متن قرآن| وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ  لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ}}<ref>  و (یاد کن) آنگاه را که خداوند به شما وعده می‌فرمود که (پیروزی بر) یکی از دو دسته از آن شما باشد و شما دوست می‌داشتید که آن دسته بی‌جنگ‌افزار از آن شما گردد اما خداوند می‌خواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند تا حقّ را تحقّق بخشد و باطل را تباه گرداند هرچند بزهکاران نپسندند؛ سوره انفال، آیه: ۷-۸.</ref>. در این [[آیه]] افزون بر جمله {{متن قرآن|وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ}} که در [[وجوب]] احقاق [[حق]] [[ظهور]] دارد، ذیل [[آیه]] بعد: {{متن قرآن|وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ}} ظاهر در این است که کراهت از احقاق عملی مجرمانه است و بدون [[شک]] امتناع از [[نصرت]] [[حق]] مصداق کراهت احقاق [[حق]] است که مشمول [[وصف]] به "مجرمین" می‌شود.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ فَآمَنَت طَّائِفَةٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَت طَّائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ}}<ref> ای مؤمنان! یاوران (دین) خدا باشید چنان که عیسی پسر مریم به حواریان گفت: چه کسانی در راه خداوند یاوران من خواهند بود؟ حواریان گفتند: ما یاوران (دین) خداوندیم و دسته‌ای از بنی اسرائیل ایمان آوردند و دسته‌ای کافر شدند و ما مؤمنان را در برابر دشمنانشان نیرومند کردیم و پیروز شدند؛ سوره صف، آیه: ۱۴.</ref>
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ فَآمَنَت طَّائِفَةٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَت طَّائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ}}<ref> ای مؤمنان! یاوران (دین) خدا باشید چنان که عیسی پسر مریم به حواریان گفت: چه کسانی در راه خداوند یاوران من خواهند بود؟ حواریان گفتند: ما یاوران (دین) خداوندیم و دسته‌ای از بنی اسرائیل ایمان آوردند و دسته‌ای کافر شدند و ما مؤمنان را در برابر دشمنانشان نیرومند کردیم و پیروز شدند؛ سوره صف، آیه: ۱۴.</ref>
*افزون بر [[آیات]] فوق روایاتی نیز در [[وجوب]] [[نصرت]] [[حق]] وارد شده است که نیازی به تعرض به آنها نیست، لکن اشاره به این نکته نیز لازم است که [[نصرت]] [[حق]] مصداق [[امر به معروف]] است و لذا [[کلیه ]] [[روایات]] و [[آیات]] داله بر [[وجوب]] [[امر به معروف]]، بر [[وجوب]] [[نصرت]] [[حق]] دلالت دارند.
 
افزون بر [[آیات]] فوق روایاتی نیز در [[وجوب]] [[نصرت]] [[حق]] وارد شده است که نیازی به تعرض به آنها نیست، لکن اشاره به این نکته نیز لازم است که [[نصرت]] [[حق]] مصداق [[امر به معروف]] است و لذا [[کلیه ]] [[روایات]] و [[آیات]] داله بر [[وجوب]] [[امر به معروف]]، بر [[وجوب]] [[نصرت]] [[حق]] دلالت دارند.


===چهارم: [[حق]] نشر و [[ترویج]]===
===چهارم: [[حق]] نشر و [[ترویج]]===
*قاعده کلّی و اوّلی آن است که مطلب [[حق]] و صحیحی که با [[برهان]] و [[دلیل]] صحیح به اثبات رسیده [[حق]] نشر و [[ترویج]] دارد، چند دسته از [[ادله]] شرعی بر این مطلب دلالت می‌کند:
قاعده کلّی و اوّلی آن است که مطلب [[حق]] و صحیحی که با [[برهان]] و [[دلیل]] صحیح به اثبات رسیده [[حق]] نشر و [[ترویج]] دارد، چند دسته از [[ادله]] شرعی بر این مطلب دلالت می‌کند:
# '''ادّله [[وجوب]] بیان [[حق]]''': نظیر: [[آیه کریمه]]: {{متن قرآن| وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا }}<ref>و با مردم سخن خوب بگویید؛ سوره بقره، آیه: ۸۳.</ref>. و [[آیه کریمه]]: {{متن قرآن|وَقُولُوا قَوْلا سَدِيدًا }}<ref>سخنی استوار بگویید؛ سوره احزاب، آیه: ۷۰.</ref>. و [[آیه کریمه]]: {{متن قرآن| طَاعَةٌ وَقَوْلٌ مَّعْرُوفٌ فَإِذَا عَزَمَ الأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِن تَوَلَّيْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ }}<ref> فرمان ما) فرمانبرداری و سخنی شایسته است آنگاه چون کار، استوار (و عزم، جزم) شد اگر با خداوند راستی به کار می‌بردند برای آنان بهتر بود.آیا جز این امید دارید که چون (از کتاب خداوند) رو بگردانید، در زمین تباهی انگیزید و پیوندتان را با خویشاوندان بگسلید؛ سوره محمد، آیه: ۲۱-۲۲.</ref>. [[روایت]] [[صدوق]] به سندش از [[حضرت]] ابی‌ذر: {{متن حدیث|عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) - فِي حَدِيثٍ - قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَوْصِنِي، قَالَ: أُوصِيكَ بِتَقْوَى اللَّهِ - الی ان قال - : قُلْتُ: زِدْنِي قَالَ: قُلِ الْحَقَّ وَ إِنْ‏ كَانَ‏ مُرّاً، الحدیث}}<ref>وسائل الشیعه، ابواب جهاد النفس باب ۳۶، حدیث ۴.</ref>؛ [[شیخ مفید]] [[روایت]] می‌کند از [[سلمان فارسی]] ؟رضوت؟ {{متن حدیث|قَالَ أَوْصَانِي خَلِيلِي رَسُولُ اللَّهِ ص بِسَبْعٍ لَا أَدَعُهُنَّ عَلَى كُلِّ حَالٍ: - الی ان قال -  وَ أَنْ أَقُولَ الْحَقَّ وَ إِنْ كَانَ مُرّاً، الحدیث}}<ref>وسائل الشیعه، ابواب الصدقه، باب ۳۲، حدیث ۱۲.</ref>
# '''ادّله [[وجوب]] بیان [[حق]]''': نظیر: [[آیه کریمه]]: {{متن قرآن| وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا }}<ref>و با مردم سخن خوب بگویید؛ سوره بقره، آیه: ۸۳.</ref> و{{متن قرآن|وَقُولُوا قَوْلا سَدِيدًا }}<ref>سخنی استوار بگویید؛ سوره احزاب، آیه: ۷۰.</ref> و {{متن قرآن| طَاعَةٌ وَقَوْلٌ مَّعْرُوفٌ فَإِذَا عَزَمَ الأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِن تَوَلَّيْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ }}<ref> فرمان ما) فرمانبرداری و سخنی شایسته است آنگاه چون کار، استوار (و عزم، جزم) شد اگر با خداوند راستی به کار می‌بردند برای آنان بهتر بود.آیا جز این امید دارید که چون (از کتاب خداوند) رو بگردانید، در زمین تباهی انگیزید و پیوندتان را با خویشاوندان بگسلید؛ سوره محمد، آیه: ۲۱-۲۲.</ref>. [[روایت]] [[صدوق]] به سندش از [[حضرت]] ابی‌ذر: {{متن حدیث|عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) ـ فِي حَدِيثٍ ـ قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَوْصِنِي، قَالَ: أُوصِيكَ بِتَقْوَى اللَّهِ ـ الی ان قال ـ : قُلْتُ: زِدْنِي قَالَ: قُلِ الْحَقَّ وَ إِنْ‏ كَانَ‏ مُرّاً، الحدیث}}<ref>وسائل الشیعه، ابواب جهاد النفس باب ۳۶، حدیث ۴.</ref>؛ [[شیخ مفید]] [[روایت]] می‌کند از [[سلمان فارسی]] ؟رضوت؟ {{متن حدیث|قَالَ أَوْصَانِي خَلِيلِي رَسُولُ اللَّهِ ص بِسَبْعٍ لَا أَدَعُهُنَّ عَلَى كُلِّ حَالٍ: - الی ان قال -  وَ أَنْ أَقُولَ الْحَقَّ وَ إِنْ كَانَ مُرّاً، الحدیث}}<ref>وسائل الشیعه، ابواب الصدقه، باب ۳۲، حدیث ۱۲.</ref>
# '''ادلّه [[وجوب]] [[دعوت]] الی الخیر''': نظیر: قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref> و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و اینانند که رستگارند؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۰۴.</ref>. [[روایت]] برقی به سندش از [[امام صادق]] (ع) قال: {{متن حدیث|قُولُوا الْخَيْرَ تُعْرَفُوا بِهِ وَ اعْمَلُوا بِهِ تَكُونُوا مِنْ أَهْلِهِ}} <ref>وسائل الشیعه، ابواب الامر و النهی، ‌باب ۱، حدیث ۱۶.</ref>؛ [[روایت]] برقی به [[سند صحیح]] از [[امام صادق]] (ع): {{متن حدیث|وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا أَنْفَقَ النَّاسُ- مِنْ نَفَقَةٍ أَحَبَّ مِنْ قَوْلِ الْخَيْرِ}}<ref>وسائل الشیعه، ابواب الامر و النهی، ‌باب ۱، حدیث ۱۵.</ref>
# '''ادلّه [[وجوب]] [[دعوت]] الی الخیر''': نظیر: قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref> و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و اینانند که رستگارند؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۰۴.</ref>. [[روایت]] برقی به سندش از [[امام صادق]] (ع) قال: {{متن حدیث|قُولُوا الْخَيْرَ تُعْرَفُوا بِهِ وَ اعْمَلُوا بِهِ تَكُونُوا مِنْ أَهْلِهِ}} <ref>وسائل الشیعه، ابواب الامر و النهی، ‌باب ۱، حدیث ۱۶.</ref>؛ [[روایت]] برقی به [[سند صحیح]] از [[امام صادق]] (ع): {{متن حدیث|وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا أَنْفَقَ النَّاسُ- مِنْ نَفَقَةٍ أَحَبَّ مِنْ قَوْلِ الْخَيْرِ}}<ref>وسائل الشیعه، ابواب الامر و النهی، ‌باب ۱، حدیث ۱۵.</ref>
# '''[[ادله]] [[وجوب]] [[امر به معروف و نهی از منکر]]''': نظیر: همان [[آیه]] فوق{{متن قرآن|وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref> و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و اینانند که رستگارند؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۰۴.</ref>. نیز [[روایت]] [[کلینی]] به سندش از [[امام صادق]] (ع) که در ضمن آن آمده است: {{متن حدیث|إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ- فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ}}<ref>وسائل الشیعه، ابواب الامر و النهی، ‌باب ۱، حدیث ۶.</ref>؛ و [[روایات]] بسیار دیگری که در این زمینه وارد شده است. از این [[روایات]] استفاده می‌شود خیر و [[معروف]]،‌حق [[ترویج]] و نشر دارند،‌ و جلوگیری(از) نشر و [[ترویج]] [[معروف]] و خیر ، نوعی [[ظلم]] و ناروا به‌شمار می‌رود. لکن این قاعده کلی استثناهائی نیز دارد:
# '''[[ادله]] [[وجوب]] [[امر به معروف و نهی از منکر]]''': نظیر: [[آیه]]{{متن قرآن|وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref> و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و اینانند که رستگارند؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۰۴.</ref>، همچنین [[روایت]] [[کلینی]] به سندش از [[امام صادق]] (ع) که در ضمن آن آمده است: {{متن حدیث|إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ- فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ}}<ref>وسائل الشیعه، ابواب الامر و النهی، ‌باب ۱، حدیث ۶.</ref> و [[روایات]] بسیار دیگری که در این زمینه وارد شده است. از این [[روایات]] استفاده می‌شود خیر و [[معروف]]، ‌حق [[ترویج]] و نشر دارند‌ و جلوگیری (از) نشر و [[ترویج]] [[معروف]] و خیر، نوعی [[ظلم]] و ناروا به‌شمار می‌رود. لکن این قاعده کلی استثناهائی نیز دارد:
## استثناء اول از این قاعده آنجایی است که از [[ترویج]] و نشر یک [[معروف]] یا خیری مفسده‌ای همتراز یا مهم‌تر از این [[معروف]] و خیر بار آید،.
## استثناء اول از این قاعده آنجایی است که از [[ترویج]] و نشر یک [[معروف]] یا خیری مفسده‌ای همتراز یا مهم‌تر از این [[معروف]] و خیر بار آید.
## استثناء دوم آنجاست که [[ترویج]] [[معروف]] یا خیر معینی موجب از بین رفتن معروفی یا خیری مهم‌تر یا همتراز آن [[معروف]] یا خیری که [[ترویج]] می‌شود باشد.
## استثناء دوم آنجاست که [[ترویج]] [[معروف]] یا خیر معینی موجب از بین رفتن معروفی یا خیری مهم‌تر یا همتراز آن [[معروف]] یا خیری که [[ترویج]] می‌شود باشد.
## استثناء سوم: آنجا که [[ترویج]] [[معروف]] یا خیر معیّنی موجب از دست رفتن [[فرصت]] [[ترویج]] خیر یا [[معروف]] مهم‌تری در حال یا [[آینده]] بشود.
## استثناء سوم: آنجا که [[ترویج]] [[معروف]] یا خیر معیّنی موجب از دست رفتن [[فرصت]] [[ترویج]] خیر یا [[معروف]] مهم‌تری در حال یا [[آینده]] بشود.
* در این سه مورد، [[ترویج]] [[معروف]] و خیر نه تنها رجحان ندارد و بلکه در آنجا که موجب مفسده‌ای اشدّ از [[مصلحت]] [[ترویج]] خیر شود یا موجب از دست دادن [[فرصت]] عمل خیر یا [[معروف]] اشدّ دیگری یا [[ترویج]] آن در حال یا [[آینده]] بشود عملی مرجوح بلکه در برخی موارد عملی شرعا [[محرّم]] و [[ممنوع]] است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، '''درس خارج [[فقه نظام فرهنگی اسلام]]</ref>.
 
در این سه مورد، [[ترویج]] [[معروف]] و خیر نه تنها رجحان ندارد و بلکه در آنجا که موجب مفسده‌ای اشدّ از [[مصلحت]] [[ترویج]] خیر شود یا موجب از دست دادن [[فرصت]] عمل خیر یا [[معروف]] اشدّ دیگری یا [[ترویج]] آن در حال یا [[آینده]] بشود عملی مرجوح بلکه در برخی موارد عملی شرعا [[محرّم]] و [[ممنوع]] است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، '''درس خارج [[فقه نظام فرهنگی اسلام]]</ref>.


==منابع==
==منابع==
۱۲۹٬۸۰۱

ویرایش