پرش به محتوا

نظام: تفاوت میان نسخه‌ها

۸ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۶ مارس ۲۰۲۱
جز
جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه'
جز (جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه')
خط ۱۲: خط ۱۲:
* واژه نظام در لغت از ریشه [[نظم]] و به معنای [[نظم]] دادن، آراستن، به رشته کشیدن مروارید، رویه، [[عادت]] و روش است<ref>ر.ک: حسن عمید، فرهنگ عمید، ج۲، ص۱۱۶۳.</ref>. در لسان العرب واژه نظام به معنای تألیف، تجمیع و قرین کردن چیزی به چیز دیگر و نخی که با آن لؤلؤ یا هر چیز دیگری به [[نظم]] در می‌آید، آمده است. افزون بر این، کابرد دیگر واژه نظام در معانی هدیه، [[سیره]] و [[عادت]] است<ref>ر.ک: محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۵۷۹.</ref>. طریحی در مجمع البحرین نیز شبیه همین معنا را ذیل واژه نظام آورده است<ref>{{عربی|النِّظَام بالكسر: الخيط الذي يُنْظَمُ به اللؤلؤ}} (ر.ک: فخر الدین الطریحی، مجمع البحرین، ج۴، ص۳۱۹).</ref>. در معجم الوسیط نیز واژه نظام به همین معنا آمده است<ref>{{عربی| النظام: الخيط الذي ينظم فيه اللؤلؤ و غيره. و الترتيب و الاتساق...}} (ر.ک: إبراهیم مصطفی، أحمد الزیات، حامد عبدالقادر و محمد النجار، المعجم الوسیط، تحقیق مجمع اللغة العربیة، ج۲، ص۹۳۳).</ref>. به هر حال، واژه نظام در لغت به معنای [[نظم]] بخشیدن و مرتب کردن است. اما در اصطلاح، تعاریف مختلفی با رویکردهای متفاوت، از جمله [[جامعه‌شناسی]] برای این واژه آمده است که برخی از آنها با موضوع بحث حاضر ارتباطی ندارد. آن‌چه با مبحث پیش رو [[ارتباط]] دارد، تعریف‌های [[سیاسی]] از این واژه است. برخی از نویسندگان، تعریف‌های مختلفی از این واژه جمع‌آوری کرده‌اند: “مجموع عناصر دارای کنش و واکنش”، “مجموعه [[هدف‌ها]] همراه با [[روابط]] میان [[هدف‌ها]] و میان [[خواص]] آنها”، “کلی که از اجزای زیادی ترکیب شده” و “هر مجموعه از عناصر که بتواند به نحوی به طور متوازن با یکدیگر عمل کند، می‌تواند به صورت یک [[سیستم]] نگریسته شود؛ کهکشان‌ها، تیم‌های فوتبال، [[قوه مقننه]] و [[احزاب سیاسی]] هرکدام یک [[سیستم]] هستند”. نویسنده پس از بیان تعریف‌های بالا نتیجه می‌گیرد که نظام دسته‌ای از [[هدف‌ها]] یا عناصر موجود در برخی [[روابط]] مشخص ساختاری و دارای کنش و واکنش بر پایه روندهای مشخص خاص است<ref>ر.ک: عبدالرحمن عالم، بنیادهای علم سیاست، ص۱۴۹.</ref>. بنابراین تعدد اجزا، وجود رابطه [[منظم]] و منطقی میان آنها، به طوری که همگی با یکدیگر یک کل بزرگ‌تر را تشکیل می‌دهند، از جمله ویژگی‌های نظام است. نظام در اصطلاح تعریف‌های متفاوتی دارد که آنچه در این نوشتار به کار رفته، به معنای [[حکومت]] یا [[رژیم سیاسی]] است. برخی از نویسندگان در این باره گفته‌اند: [[دانش]] واژه‌های “رژیم و [[رژیم]] سیاسی” با [[دانش]] واژه‌های “نظام و نظام سیاسی” مترادف است<ref>ر.ک: عبدالحمید ابوالحمد، مبانی علم سیاست، ص۱۹۶.</ref>. در این نوشتار نیز مراد از نظام، همان [[رژیم سیاسی]] است. البته از این نکته نیز نباید [[غافل]] شد که [[نظام‌های سیاسی]] را بر حسب معیارهای گوناگون<ref>برای مطالعه بیشتر درباره طبقه‌بندی نظام‌های سیاسی، ر.ک: حسین بشیریه، آموزش دانش سیاسی: مبانی علم سیاست نظری و تأسیسی، ص۱۰۵. </ref> و هدف‌های متفاوت<ref>ر.ک: عبدالرحمن عالم، بنیادهای علم سیاست، ص۱۵۱.</ref> می‌توان تقسیم‌بندی کرد. پس طبیعی است که [[نظام سیاسی اسلام]] از این جهت با دیگر [[نظام‌های سیاسی]] متفاوت خواهد بود<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۴۲.</ref>.
* واژه نظام در لغت از ریشه [[نظم]] و به معنای [[نظم]] دادن، آراستن، به رشته کشیدن مروارید، رویه، [[عادت]] و روش است<ref>ر.ک: حسن عمید، فرهنگ عمید، ج۲، ص۱۱۶۳.</ref>. در لسان العرب واژه نظام به معنای تألیف، تجمیع و قرین کردن چیزی به چیز دیگر و نخی که با آن لؤلؤ یا هر چیز دیگری به [[نظم]] در می‌آید، آمده است. افزون بر این، کابرد دیگر واژه نظام در معانی هدیه، [[سیره]] و [[عادت]] است<ref>ر.ک: محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۵۷۹.</ref>. طریحی در مجمع البحرین نیز شبیه همین معنا را ذیل واژه نظام آورده است<ref>{{عربی|النِّظَام بالكسر: الخيط الذي يُنْظَمُ به اللؤلؤ}} (ر.ک: فخر الدین الطریحی، مجمع البحرین، ج۴، ص۳۱۹).</ref>. در معجم الوسیط نیز واژه نظام به همین معنا آمده است<ref>{{عربی| النظام: الخيط الذي ينظم فيه اللؤلؤ و غيره. و الترتيب و الاتساق...}} (ر.ک: إبراهیم مصطفی، أحمد الزیات، حامد عبدالقادر و محمد النجار، المعجم الوسیط، تحقیق مجمع اللغة العربیة، ج۲، ص۹۳۳).</ref>. به هر حال، واژه نظام در لغت به معنای [[نظم]] بخشیدن و مرتب کردن است. اما در اصطلاح، تعاریف مختلفی با رویکردهای متفاوت، از جمله [[جامعه‌شناسی]] برای این واژه آمده است که برخی از آنها با موضوع بحث حاضر ارتباطی ندارد. آن‌چه با مبحث پیش رو [[ارتباط]] دارد، تعریف‌های [[سیاسی]] از این واژه است. برخی از نویسندگان، تعریف‌های مختلفی از این واژه جمع‌آوری کرده‌اند: “مجموع عناصر دارای کنش و واکنش”، “مجموعه [[هدف‌ها]] همراه با [[روابط]] میان [[هدف‌ها]] و میان [[خواص]] آنها”، “کلی که از اجزای زیادی ترکیب شده” و “هر مجموعه از عناصر که بتواند به نحوی به طور متوازن با یکدیگر عمل کند، می‌تواند به صورت یک [[سیستم]] نگریسته شود؛ کهکشان‌ها، تیم‌های فوتبال، [[قوه مقننه]] و [[احزاب سیاسی]] هرکدام یک [[سیستم]] هستند”. نویسنده پس از بیان تعریف‌های بالا نتیجه می‌گیرد که نظام دسته‌ای از [[هدف‌ها]] یا عناصر موجود در برخی [[روابط]] مشخص ساختاری و دارای کنش و واکنش بر پایه روندهای مشخص خاص است<ref>ر.ک: عبدالرحمن عالم، بنیادهای علم سیاست، ص۱۴۹.</ref>. بنابراین تعدد اجزا، وجود رابطه [[منظم]] و منطقی میان آنها، به طوری که همگی با یکدیگر یک کل بزرگ‌تر را تشکیل می‌دهند، از جمله ویژگی‌های نظام است. نظام در اصطلاح تعریف‌های متفاوتی دارد که آنچه در این نوشتار به کار رفته، به معنای [[حکومت]] یا [[رژیم سیاسی]] است. برخی از نویسندگان در این باره گفته‌اند: [[دانش]] واژه‌های “رژیم و [[رژیم]] سیاسی” با [[دانش]] واژه‌های “نظام و نظام سیاسی” مترادف است<ref>ر.ک: عبدالحمید ابوالحمد، مبانی علم سیاست، ص۱۹۶.</ref>. در این نوشتار نیز مراد از نظام، همان [[رژیم سیاسی]] است. البته از این نکته نیز نباید [[غافل]] شد که [[نظام‌های سیاسی]] را بر حسب معیارهای گوناگون<ref>برای مطالعه بیشتر درباره طبقه‌بندی نظام‌های سیاسی، ر.ک: حسین بشیریه، آموزش دانش سیاسی: مبانی علم سیاست نظری و تأسیسی، ص۱۰۵. </ref> و هدف‌های متفاوت<ref>ر.ک: عبدالرحمن عالم، بنیادهای علم سیاست، ص۱۵۱.</ref> می‌توان تقسیم‌بندی کرد. پس طبیعی است که [[نظام سیاسی اسلام]] از این جهت با دیگر [[نظام‌های سیاسی]] متفاوت خواهد بود<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۴۲.</ref>.
*امروزه [[اسلام]] در برابر مکاتب مختلف‌ و نظام‌‌های برخاسته از آن مطرح است‌. در‌ سایه نظام‌‌مندی‌ است‌ که [[برتری اسلام]] بر‌ سایر الگوها نمایان می‌شود. [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ}}<ref>سورۀ آل عمران، آیۀ ۱۳۹</ref>. بیانگر‌ این‌ [[حقیقت]] است که اگر نظام‌مندی‌ در‌ زندگی‌ ما‌ مورد‌ توجه قرار گیرد‌ الگوهای‌ دیگر [[فرهنگ‌ها]] و [[تمدن‌ها]] [[قدرت]] [[رقابت]] با [[اسلام]] را نخواهند داشت.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی]]، [[پژوهش‌های اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهش‌های اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۴۶</ref>.
*امروزه [[اسلام]] در برابر مکاتب مختلف‌ و نظام‌‌های برخاسته از آن مطرح است‌. در‌ سایه نظام‌‌مندی‌ است‌ که [[برتری اسلام]] بر‌ سایر الگوها نمایان می‌شود. [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ}}<ref>سورۀ آل عمران، آیۀ ۱۳۹</ref>. بیانگر‌ این‌ [[حقیقت]] است که اگر نظام‌مندی‌ در‌ زندگی‌ ما‌ مورد‌ توجه قرار گیرد‌ الگوهای‌ دیگر [[فرهنگ‌ها]] و [[تمدن‌ها]] [[قدرت]] [[رقابت]] با [[اسلام]] را نخواهند داشت.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی]]، [[پژوهش‌های اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهش‌های اعتقادی کلامی]]، ش ۸، ص ۴۶</ref>.
* [[ضرورت]] [[نظام‌سازی]]، [[ضرورت]] پاسخ دادن [[دین]] است به مجموعه سؤالات ریز و درشت و بنیادی و اساسی [[انسان]] در عرصه‌های مختلف‌ حیات‌ [[اجتماعی]]، [[فرهنگی]] و [[سیاسی]]. این [[ضرورت]] با [[تکیه]] زدن بر اریکه [[قدرت]] و رسیدن [[دین]] به [[حکومت]]، بیشتر می‌شود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی]]، [[پژوهش‌های اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهش‌های اعتقادی کلامی]] ش ۸، ص ۴۶</ref>
* [[ضرورت]] [[نظام‌سازی]]، [[ضرورت]] پاسخ دادن [[دین]] است به مجموعه سؤالات ریز و درشت و بنیادی و اساسی [[انسان]] در عرصه‌های مختلف‌ حیات‌ [[اجتماعی]]، [[فرهنگی]] و [[سیاسی]]. این [[ضرورت]] با تکیه زدن بر اریکه [[قدرت]] و رسیدن [[دین]] به [[حکومت]]، بیشتر می‌شود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی]]، [[پژوهش‌های اعتقادی کلامی (نشریه)|پژوهش‌های اعتقادی کلامی]] ش ۸، ص ۴۶</ref>


==نظام چیست؟==  
==نظام چیست؟==  
خط ۲۹: خط ۲۹:
==ارکان و مختصات [[نظام‌سازی]]==
==ارکان و مختصات [[نظام‌سازی]]==
# '''ساختار کلی''': اولین عنصر مقوم و شکل دهنده یک نظام و [[سیستم]]، ساختار کلی آن است‌. این ساختار کلی باید برای خود معنی و مفهوم قابل قبولی پیدا کند، و با [[حیات انسانی]] سازگار باشد. منتها در این ساختار کلی باید دانست اولاً به سوی کدام [[هدف]] روان است؟ و ثانیاً چنین مسیر حرکتی با‌ بعد‌ [[حیات انسانی]] سازگار است خیر؟<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام‌سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام‌سازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۷</ref>. [[هدف]] و مسیر [[سیستم‌ها‌]] دائماً‌ برگزیده‌ و [[انتخاب]] می‌شوند، و در همین جاست که اهداف و مبانی [[دین]] به [[سیستم‌ها‌]] معنا‌ می‌دهد و به آن، مسیر و [[هدف]] روشن می‌بخشد. در مورد [[سازگاری]] ساختار کلی‌ سیستم‌ با‌ ابعاد [[حیات انسانی]] نیز مسأله بر همین منوال است. از طرف دیگر‌ نقش‌ [[دانش]] [[عقلانی]] و تجربی‌ در‌ اینجا، از این جهت‌ است‌ که [[حیات انسانی]] مستقیماً در مجموعۀ دنیای مادی جریان دارد، و هر گونه [[آگاهی]] و دانش‌ دقیق‌تر‌ در تنظیم ساختاری کارآمدتر تأثیر مستقیم‌ دارد‌. شاید بتوان گفت که در‌ اصول‌ و اجزاء‌ اولیه یک [[سیستم]]، بُعد دانشی آن بر‌ بُعد‌ ارزشی آن‌ مقدم‌ است، چرا که یک مجموعه بی‌انسجام و بدون ساختار معقول و موفق [[دنیوی]]، بعید است بتواند پذیرای جریان [[هنجارها]] در درون خود باشد.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام‌سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام‌سازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۸</ref>
# '''ساختار کلی''': اولین عنصر مقوم و شکل دهنده یک نظام و [[سیستم]]، ساختار کلی آن است‌. این ساختار کلی باید برای خود معنی و مفهوم قابل قبولی پیدا کند، و با [[حیات انسانی]] سازگار باشد. منتها در این ساختار کلی باید دانست اولاً به سوی کدام [[هدف]] روان است؟ و ثانیاً چنین مسیر حرکتی با‌ بعد‌ [[حیات انسانی]] سازگار است خیر؟<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام‌سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام‌سازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۷</ref>. [[هدف]] و مسیر [[سیستم‌ها‌]] دائماً‌ برگزیده‌ و [[انتخاب]] می‌شوند، و در همین جاست که اهداف و مبانی [[دین]] به [[سیستم‌ها‌]] معنا‌ می‌دهد و به آن، مسیر و [[هدف]] روشن می‌بخشد. در مورد [[سازگاری]] ساختار کلی‌ سیستم‌ با‌ ابعاد [[حیات انسانی]] نیز مسأله بر همین منوال است. از طرف دیگر‌ نقش‌ [[دانش]] [[عقلانی]] و تجربی‌ در‌ اینجا، از این جهت‌ است‌ که [[حیات انسانی]] مستقیماً در مجموعۀ دنیای مادی جریان دارد، و هر گونه [[آگاهی]] و دانش‌ دقیق‌تر‌ در تنظیم ساختاری کارآمدتر تأثیر مستقیم‌ دارد‌. شاید بتوان گفت که در‌ اصول‌ و اجزاء‌ اولیه یک [[سیستم]]، بُعد دانشی آن بر‌ بُعد‌ ارزشی آن‌ مقدم‌ است، چرا که یک مجموعه بی‌انسجام و بدون ساختار معقول و موفق [[دنیوی]]، بعید است بتواند پذیرای جریان [[هنجارها]] در درون خود باشد.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام‌سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام‌سازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۸</ref>
# '''[[روابط]] پیوسته و منسجم''': دومین عنصر در سیستم‌سازی‌، [[پیوستگی]] و [[انسجام]] است. این [[پیوستگی]] از حد پایینی شروع می‌شود و می‌تواند به درجات بسیار پیچیده برسد. طبعا، با گسترش [[سیستم]]، نیاز به [[پیوستگی]] بیشتر می‌شود. [[پیوستگی]] و [[انسجام]] بیش از پیش بر [[دانش بشری]] [[تکیه]] می‌زند و به مرور زمان صورت‌های مختلف و پیچیده‌تر به خود می‌گیرد. چرا که تأکید‌ صرف‌ بر [[ارزش‌ها]] و [[هنجارها]]، نمی‌تواند خود به خود [[انسجام]] آفرین باشد، بلکه در حد شعارهایی کلی باقی خواهد ماند [[عدالت]]، [[رشد]]، کمال و هر آنچه‌ ازرش‌های‌ متعالی بشری است، زمانی جریان‌ واقعی می‌یابد که صورتی پیوسته در ابعاد [[زندگی]] [[انسان‌ها]] پیدا کند و در سطوح مختلف یک [[سیستم]] [[تجلی]] یابد، و این امر متوقف بر مطالعه‌ عقلانی‌ و [[تجربی]] در صورت‌های مختلف‌ سیستم‌هاست‌. از طرف دیگر [[حفظ]] [[پیوستگی]] و [[انسجام]] در‌ [[سیستم‌های‌ اجتماعی]]، دائما‌ به تزریق ارزش‌های لازم محتاج است، زیرا در غیر این صورت [[پیوستگی]] در مدل دانشی صرف، چیزی‌ جز [[جبر]] به دنبال نخواهد داشت، و با ملاحظۀ [[اختیار]] انسان‌ها‌، احتمال دارد‌ که [[سیستم]] دائماً به سوی [[گسستگی]] حرکت کند.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام‌سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام‌سازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۹</ref> نکته مهم این است که‌ این‌ "خود‌پیوستگی"[[دست]] آورد جریان ارزش‌های [[اسلامی]] در [[سیستم سیاسی]] و اجتماعی‌ بوده، و این همان چیزی است که غربیان تاکنون کمتر به [[درک]] آن نائل آمده‌اند.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام‌سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام‌سازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۱۰</ref>
# '''[[روابط]] پیوسته و منسجم''': دومین عنصر در سیستم‌سازی‌، [[پیوستگی]] و [[انسجام]] است. این [[پیوستگی]] از حد پایینی شروع می‌شود و می‌تواند به درجات بسیار پیچیده برسد. طبعا، با گسترش [[سیستم]]، نیاز به [[پیوستگی]] بیشتر می‌شود. [[پیوستگی]] و [[انسجام]] بیش از پیش بر [[دانش بشری]] تکیه می‌زند و به مرور زمان صورت‌های مختلف و پیچیده‌تر به خود می‌گیرد. چرا که تأکید‌ صرف‌ بر [[ارزش‌ها]] و [[هنجارها]]، نمی‌تواند خود به خود [[انسجام]] آفرین باشد، بلکه در حد شعارهایی کلی باقی خواهد ماند [[عدالت]]، [[رشد]]، کمال و هر آنچه‌ ازرش‌های‌ متعالی بشری است، زمانی جریان‌ واقعی می‌یابد که صورتی پیوسته در ابعاد [[زندگی]] [[انسان‌ها]] پیدا کند و در سطوح مختلف یک [[سیستم]] [[تجلی]] یابد، و این امر متوقف بر مطالعه‌ عقلانی‌ و [[تجربی]] در صورت‌های مختلف‌ سیستم‌هاست‌. از طرف دیگر [[حفظ]] [[پیوستگی]] و [[انسجام]] در‌ [[سیستم‌های‌ اجتماعی]]، دائما‌ به تزریق ارزش‌های لازم محتاج است، زیرا در غیر این صورت [[پیوستگی]] در مدل دانشی صرف، چیزی‌ جز [[جبر]] به دنبال نخواهد داشت، و با ملاحظۀ [[اختیار]] انسان‌ها‌، احتمال دارد‌ که [[سیستم]] دائماً به سوی [[گسستگی]] حرکت کند.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام‌سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام‌سازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۹</ref> نکته مهم این است که‌ این‌ "خود‌پیوستگی"[[دست]] آورد جریان ارزش‌های [[اسلامی]] در [[سیستم سیاسی]] و اجتماعی‌ بوده، و این همان چیزی است که غربیان تاکنون کمتر به [[درک]] آن نائل آمده‌اند.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام‌سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام‌سازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۱۰</ref>
# '''[[عقلانیت]]''': سومین عنصر اصلی در سیستم‌سازی‌، عقلانیت‌ است‌. [[عقلانیت]]، به معنی ذهنیت ضابطه‌مند منطقی و [[فلسفی]] است که دستاورد آن [[اطمینان‌]] عقلی‌ در ساختار [[حیات انسانی]] است. این عقلانیت‌، راهنمای‌ انسان‌ها‌ در ایجاد سیستم‌های درخور شرایط خاص خود می‌شود، و ساختار و [[پیوستگی]] [[سیستم]] را با واقعیات موجود‌ حول‌ و حوش [[انسان‌ها]] گره می‌زند، تناقضات را می‌زداید و مسیر کارآیی [[سیستم]] را هموار‌ می‌سازد‌. زندگی‌ [[انسان‌ها]] و [[حیات اجتماعی]] نمی‌تواند آزمایشگاه سیستم‌های بدون [[عقلانیت]] باشد، و نمی‌توان قرن‌ها به [[انتظار]] نشست‌ و بدون‌ به‌ کار گرفتن [[عقلانیت]]، سیستم‌های مختلف را آزمود؛ چرا که [[حیات]] هر نسل‌ انسانی‌ برای خودش از همه چیز با ارزش‌تر است و قابلیت چنین آزمون‌ پذیری را ندارد.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام‌سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام‌سازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۱۰ ـ ۱۱</ref>
# '''[[عقلانیت]]''': سومین عنصر اصلی در سیستم‌سازی‌، عقلانیت‌ است‌. [[عقلانیت]]، به معنی ذهنیت ضابطه‌مند منطقی و [[فلسفی]] است که دستاورد آن [[اطمینان‌]] عقلی‌ در ساختار [[حیات انسانی]] است. این عقلانیت‌، راهنمای‌ انسان‌ها‌ در ایجاد سیستم‌های درخور شرایط خاص خود می‌شود، و ساختار و [[پیوستگی]] [[سیستم]] را با واقعیات موجود‌ حول‌ و حوش [[انسان‌ها]] گره می‌زند، تناقضات را می‌زداید و مسیر کارآیی [[سیستم]] را هموار‌ می‌سازد‌. زندگی‌ [[انسان‌ها]] و [[حیات اجتماعی]] نمی‌تواند آزمایشگاه سیستم‌های بدون [[عقلانیت]] باشد، و نمی‌توان قرن‌ها به [[انتظار]] نشست‌ و بدون‌ به‌ کار گرفتن [[عقلانیت]]، سیستم‌های مختلف را آزمود؛ چرا که [[حیات]] هر نسل‌ انسانی‌ برای خودش از همه چیز با ارزش‌تر است و قابلیت چنین آزمون‌ پذیری را ندارد.<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام‌سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام‌سازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۱۰ ـ ۱۱</ref>
# '''تسریع‌ در جهت [[هدف]]''': آخرین عنصر اصلی در سیستم‌سازی، ملاحظه سرعت است، سرعتی قابل قبول و در جهت [[هدف]]. [[سیستم‌های فرهنگی]] برای رسیدن به نتیجه و کارکرد مؤثر، به زمان طولانی احتیاج‌ دارند‌، چون حرکت‌ [[فرهنگی]] همواره با نوعی [[تأنی]] و [[آرامش]] و دیریابی همراه است، در عین حال [[حفظ]] [[میزان]] معقولی از سرعت‌ در همین سیستم‌های زمان بر نیز لازم است. اما سرعت در [[سیستم‌های سیاسی‌]] عموما‌ نقش‌ اول را دارد، و [[سیستم]] که در زمانی کوتاه بتواند [[اراده]] [[سیاسی]] خود را عملی کند، در عرصه ‌‌رقابت‌، دیگران را پشت سر می‌نهد.زولو در جهت [[هدف]].<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام‌سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام‌سازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۱۱</ref>
# '''تسریع‌ در جهت [[هدف]]''': آخرین عنصر اصلی در سیستم‌سازی، ملاحظه سرعت است، سرعتی قابل قبول و در جهت [[هدف]]. [[سیستم‌های فرهنگی]] برای رسیدن به نتیجه و کارکرد مؤثر، به زمان طولانی احتیاج‌ دارند‌، چون حرکت‌ [[فرهنگی]] همواره با نوعی [[تأنی]] و [[آرامش]] و دیریابی همراه است، در عین حال [[حفظ]] [[میزان]] معقولی از سرعت‌ در همین سیستم‌های زمان بر نیز لازم است. اما سرعت در [[سیستم‌های سیاسی‌]] عموما‌ نقش‌ اول را دارد، و [[سیستم]] که در زمانی کوتاه بتواند [[اراده]] [[سیاسی]] خود را عملی کند، در عرصه ‌‌رقابت‌، دیگران را پشت سر می‌نهد.زولو در جهت [[هدف]].<ref>[[سید عباس نبوی|نبوی، سید عباس]]، [[فقه، زمان و نظام‌سازی (مقاله)|فقه، زمان و نظام‌سازی]]، [[کیهان اندیشه (نشریه)|کیهان اندیشه]]، ش ۶۷، ص ۱۱</ref>
۲۲۴٬۹۸۹

ویرایش