بحث:ایمان در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۱۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*واژۀ [[ایمان]]، مصدر باب [[افعال]] از ریشۀ "ا م ن" است و [[امن]] در [[زبان عربی]] به معنای [[امنیت]] داشتن و [[اعتماد]] ورزیدن است و واژههای "امانت" و "امان" نیز از آن برگرفته شده است. فعل "آمن" به معنای [[باور]] کرد و [[اعتقاد]] خود را ظاهر ساخت و با حرف اضافه "بـِ" به معنی [[حمایت]] کرد و [[امان]] داد و [[امنیت]] بخشید، به کار رفته است. [[تصدیق]] خبر شخصی بر اثر [[اطمینان]] یافتن از صحت سخن وی و نیز از بین رفتن [[ترس]] و [[اضطراب]] از معانی آن است<ref>لسان العرب، ج۱۳، ص۲۱ - ۲۳؛ مجمع البحرین، ج۶، ص۲۰۲ – ۲۰۷.</ref>. در [[متون دینی]] این واژه برای اشاره به نوع خاصی از [[باور]] داشتن به [[معتقدات دینی]] به کار میرود<ref>مسالک الأفهام، ج۵، ص۳۳۷، ۳۳۸.</ref>. [[باور]] به خدای نادیدنی و [[جهان]] دیگر فصل مشترک تمام [[ادیان الهی]] و [[توحیدی]] است، در این [[ادیان]]، [[ایمان]] از اهم فضیلتهای [[دینی]] بسیار مهم به شمار میآید. | *واژۀ [[ایمان]]، مصدر باب [[افعال]] از ریشۀ "ا م ن" است و [[امن]] در [[زبان عربی]] به معنای [[امنیت]] داشتن و [[اعتماد]] ورزیدن است و واژههای "امانت" و "امان" نیز از آن برگرفته شده است. فعل "آمن" به معنای [[باور]] کرد و [[اعتقاد]] خود را ظاهر ساخت و با حرف اضافه "بـِ" به معنی [[حمایت]] کرد و [[امان]] داد و [[امنیت]] بخشید، به کار رفته است. [[تصدیق]] خبر شخصی بر اثر [[اطمینان]] یافتن از صحت سخن وی و نیز از بین رفتن [[ترس]] و [[اضطراب]] از معانی آن است<ref>لسان العرب، ج۱۳، ص۲۱ - ۲۳؛ مجمع البحرین، ج۶، ص۲۰۲ – ۲۰۷.</ref>. در [[متون دینی]] این واژه برای اشاره به نوع خاصی از [[باور]] داشتن به [[معتقدات دینی]] به کار میرود<ref>مسالک الأفهام، ج۵، ص۳۳۷، ۳۳۸.</ref>. [[باور]] به خدای نادیدنی و [[جهان]] دیگر فصل مشترک تمام [[ادیان الهی]] و [[توحیدی]] است، در این [[ادیان]]، [[ایمان]] از اهم فضیلتهای [[دینی]] بسیار مهم به شمار میآید. | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۰: | ||
== مقدمه == | |||
'''[[ایمان]]''' به معنای [[تصدیق]] تنها یا همراه با [[التزام عملی]] به اموری غیبی، مانند [[خدا]] و [[آخرت]] است<ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۵، ص ۱۸۹.</ref>. [[ایمان]]، از مفاهیم کانونی [[ادیان الهی]] از جمله [[اسلام]] میباشد که نقش تعیین کنندهای در [[سعادت انسان]] دارد<ref> [[سید محمد عالمی| عالمی، سید محمد]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۹۸.</ref>. | '''[[ایمان]]''' به معنای [[تصدیق]] تنها یا همراه با [[التزام عملی]] به اموری غیبی، مانند [[خدا]] و [[آخرت]] است<ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۵، ص ۱۸۹.</ref>. [[ایمان]]، از مفاهیم کانونی [[ادیان الهی]] از جمله [[اسلام]] میباشد که نقش تعیین کنندهای در [[سعادت انسان]] دارد<ref> [[سید محمد عالمی| عالمی، سید محمد]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۹۸.</ref>. | ||
| خط ۲۰۳: | خط ۱۹۸: | ||
*ب) مراد از زیادی به جهت افزونی متعلق [[ایمان]] است، زیرا صحابه در ابتدا به صورت اجمالی [[ایمان]] آورده بودند، بعد از آن واجبات به تدریج نازل میشد، و به هر کدام به صورت تفصیلی [[ایمان]] میآوردند<ref> [[سید محمد عالمی| عالمی، سید محمد]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۹۸.</ref>. | *ب) مراد از زیادی به جهت افزونی متعلق [[ایمان]] است، زیرا صحابه در ابتدا به صورت اجمالی [[ایمان]] آورده بودند، بعد از آن واجبات به تدریج نازل میشد، و به هر کدام به صورت تفصیلی [[ایمان]] میآوردند<ref> [[سید محمد عالمی| عالمی، سید محمد]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۹۸.</ref>. | ||
*ج) مراد افزایش آثار [[ایمان]] است که همان نورانیت قلب است<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص ۲۱۴.</ref><ref> [[سید محمد عالمی| عالمی، سید محمد]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۹۸.</ref>. | *ج) مراد افزایش آثار [[ایمان]] است که همان نورانیت قلب است<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص ۲۱۴.</ref><ref> [[سید محمد عالمی| عالمی، سید محمد]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۹۸.</ref>. | ||
*'''نقد:''' تأویل اوّل لازمه اش این است که کسی که [[ایمان]] کامل را | *'''نقد:''' تأویل اوّل لازمه اش این است که کسی که [[ایمان]] کامل را بهدست نیاورده باشد،به صورت حقیقی و واقعی مؤمن و کافر باشد، و این چیزی است که قرآن با آن سازگار نیست، و چیزی که به آن اشعار داشته باشد در کلام خداوند دیده نمیشود؛ و امّا تأویل دوم، اگر مراد از آیه (لیزدادوا إیماناً مع إیمانهم) این بود، مناسب بود که زیادی [[ایمان]] را در آیه غایت تشریع و انزال بسیار قرار دهد، نه نتیجه انزال سکینه در قلب های مؤمنان؛ و تأویل سوم نیز درست نیست، زیرا زیادی اثر به خاطر زیادی و قوّت مؤثر است، معنا ندارد دو امر که از همه جهات برابراند، اثر یکی نسبت به دیگری بیشتر باشد. <ref>المیزان، ج۱۸، ص ۲۶۰ـ ۲۶۱.</ref><ref> [[سید محمد عالمی| عالمی، سید محمد]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۹۸.</ref>. | ||
*برای منکران تأویلات دیگری نیز هست، و لکن هیچ کدام قابل پذیرش نیست، افزون بر این، این تأویلات زمانی در خور توجه است که منکران ثابت کنند تصدیق وا لتزام قلبی، شدت و ضعف را نمیپذیرد، چیزی که از عهده اش برنیامده اند. بنابراین [[ایمان]] افزایش و کاهش را میپذیرد<ref> [[سید محمد عالمی| عالمی، سید محمد]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۹۸.</ref>. | *برای منکران تأویلات دیگری نیز هست، و لکن هیچ کدام قابل پذیرش نیست، افزون بر این، این تأویلات زمانی در خور توجه است که منکران ثابت کنند تصدیق وا لتزام قلبی، شدت و ضعف را نمیپذیرد، چیزی که از عهده اش برنیامده اند. بنابراین [[ایمان]] افزایش و کاهش را میپذیرد<ref> [[سید محمد عالمی| عالمی، سید محمد]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۹۸.</ref>. | ||
| خط ۲۳۸: | خط ۲۳۳: | ||
*از [[امام صادق]]{{ع}} چنین [[نقل]] میکنند: "[[مؤمن]] وقتی از گرفتاری تعلق به [[دنیا]] آزاد شد، شیرینی [[دوستی]] [[خدا]] را در [[قلب]] خود احساس میکند. در این هنگام، گویی [[زمین]] برایش کوچک میشود و با تمام وجود میخواهد که از این عالم ماده رها شود و بیرون برود"<ref>مطهری، گفتارهای معنوی، ص۲۰۷ - ۲۰۰؛ همو، آشنایی با قرآن، ج۱ و ۲، ص۶۷؛ همو، حق و باطل به ضمیمه احیای تفکر اسلامی، ص۹۸.</ref>. همچنین بر اساس سخنی دیگر از [[امام صادق]]{{ع}}، [[ایمان]] دارای درجاتی است و مانند نردبانی است که ده پله دارد و پلههای آن یکی پس از دیگری پیموده میشود<ref>کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۴۵.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۴۸.</ref>. | *از [[امام صادق]]{{ع}} چنین [[نقل]] میکنند: "[[مؤمن]] وقتی از گرفتاری تعلق به [[دنیا]] آزاد شد، شیرینی [[دوستی]] [[خدا]] را در [[قلب]] خود احساس میکند. در این هنگام، گویی [[زمین]] برایش کوچک میشود و با تمام وجود میخواهد که از این عالم ماده رها شود و بیرون برود"<ref>مطهری، گفتارهای معنوی، ص۲۰۷ - ۲۰۰؛ همو، آشنایی با قرآن، ج۱ و ۲، ص۶۷؛ همو، حق و باطل به ضمیمه احیای تفکر اسلامی، ص۹۸.</ref>. همچنین بر اساس سخنی دیگر از [[امام صادق]]{{ع}}، [[ایمان]] دارای درجاتی است و مانند نردبانی است که ده پله دارد و پلههای آن یکی پس از دیگری پیموده میشود<ref>کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۴۵.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۴۸.</ref>. | ||
*یکی از مباحث مهم دراینباره، رابطه [[ایمان]] و [[اسلام]] است؛ به ویژه اینکه معنای لغوی و اصطلاحی آنها متفاوت است. برخی آنها را مساوی و گروهی آنها را متغایر میدانند و برخی با تفکیک میان [[اسلام]] و [[ایمان ظاهری]] و [[باطنی]]، دیدگاههایی ارائه دادهاند<ref>جمعی از نویسندگان، دانشنامه کلام اسلامی، مدخل «ایمان».</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۴۹.</ref>. | *یکی از مباحث مهم دراینباره، رابطه [[ایمان]] و [[اسلام]] است؛ به ویژه اینکه معنای لغوی و اصطلاحی آنها متفاوت است. برخی آنها را مساوی و گروهی آنها را متغایر میدانند و برخی با تفکیک میان [[اسلام]] و [[ایمان ظاهری]] و [[باطنی]]، دیدگاههایی ارائه دادهاند<ref>جمعی از نویسندگان، دانشنامه کلام اسلامی، مدخل «ایمان».</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۴۹.</ref>. | ||
==ایمان== | |||
میان [[متکلمان]] در معنای [[شرعی]] و اصطلاحی [[ایمان]] [[اختلاف]] نظر وجود دارد. عدهای آن را از [[اعمال]] [[قلبی]] و [[نفسانی]] و به معنای [[تصدیق]] و [[باور قلبی]]<ref>طوسی، الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، ص۲۲۷؛ لاهیجی، سرمایه ایمان، ص۱۶۵؛ أنوار الملکوت، ص۱۸۰؛ ابن میثم بحرانی، قواعد المرام، ص۱۷۰؛ فاضل مقداد، إرشاد الطالبین، ص۴۴۲؛ سبحانی، الإلهیات، ج۴، ص۳۱۴ و ۳۲۳؛ تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۱۸۳ - ۱۸۵؛ آمدی، غایة المرام، ص۲۶۸ و ۲۶۹؛ آمدی، أبکار الأفکار، ج۵، ص۹؛ عابدی، توحید و شرک، ص۴۴۶. این قول به امامیه (خواجگی شیرازی، النظامیة فی مذهب الإمامیة، ص۱۸۷ - ۱۸۹)، اکثر علمای شیعه (سبحانی، الإیمان والکفر، ص۱۰) و اشاعره نیز نسبت داده شده است (النظامیة فی مذهب الإمامیة، ص١٨٧؛ إرشاد الطالبین، ص۴۴۲؛ سرمایه ایمان، ص۱۶۴).</ref> و گروهی به معنای تصدیق و [[اقرار زبانی]] دانستهاند<ref>این قول به برخی از علمای کرامیه (ابن میثم بحرانی، قواعد المرام، ص١٧٠؛ إرشاد الطالبین، ص۴۳۸؛ تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۱۷۶ و ۱۷۸؛ جرجانی، شرح المواقف، ج۸، ص۳۲۴ و ۳۲۵) و مرجئه (الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، ص۲۲۷) نسبت داده شده است. از علمای شیعه کسی بدین قول قائل نیست.</ref>. برخی نیز [[تصدیق قلبی]] و اقرار زبانی، هر دو را در [[تعریف ایمان]] گنجاندهاند<ref>طوسی، تجرید الاعتقاد، ص۳۰۹؛ علامه حلی، کشف المراد، ص۳۰۰؛ جرجانی، التعریفات، ص۱۸. از نظر شبّر این معنا یکی از معانی ششگانه ایمان است؛ نه اینکه اصل و تنها معنای آن باشد (شبّر، حق الیقین، ص۵۵۵)؛ تفتازانی این معنا را به اکثر محققان نسبت داده است (تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۱۷۶ و ۱۷۸).</ref>. بعضی دیگر [[عمل به ارکان]] را نیز به تصدیق قلبی و اقرار زبانی افزودهاند<ref>ر.ک: ابن میثم، بحرانی، قواعد المرام، ص۱۷۰؛ تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۱۷۶. ایجی این نظر را به محدثان نسبت داده است (جرجانی شرح المواقف، ج۸، ص۳۲۳). این تعریف قول معتزله نیز دانسته شده است. (ابن أبیالحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱۹، ص۵۱؛ خواجگی شیرازی، النظامیة فی مذهب الإمامیة، ص۱۸۷؛ سبحانی، الإلهیات، ج۴، ص۳۱۷) این تعریف در بعضی روایات نیز وارد شده است (ر.ک: کلینی، کافی، ج۲، ص۲۷؛ صدوق، عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۲۶ - ۲۲۸؛ نهجالبلاغة، حکمت ۲۲۷).</ref>. | |||
بر اساس تعریف اول: هر کس قلباً به آنچه [[پیامبر]]{{صل}} از سوی [[خداوند]] آورده است، [[باور]] و [[اعتقاد]] داشته باشد، [[مؤمن]] محسوب میشود<ref>ر.ک: شرح المقاصد، ج۵، ص۱۷۷.</ref>. طبق تعریف دوم، در اِسناد [[ایمان]] به شخص، تنها [[اقرار زبانی]] به «ما جاء به النبی{{صل}}» کفایت میکند. بر این اساس، کسی که ایمانش را اظهار و کفرش را مخفی کند، مؤمن است و کسی که ایمانش را مخفی و کفرش را آشکار کند، مؤمن نیست<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۱۷۸؛ شرح المواقف، ج۸، ص۳۲۳.</ref>. از نظر قائلین به قول سوم نیز شخصی که [[تصدیق قلبی]] داشته باشد، اما فاقد اقرار زبانی، باشد، مؤمن نیست<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۱۷۸.</ref>. طبق تعریف آخر نیز کسی که به [[دستورات]] [[دینی]] عمل نکند، مؤمن نخواهد بود<ref>شرح نهجالبلاغة، ج۱۹، ص۵۱.</ref>؛ هر چند تصدیق قلبی و اقرار زبانی داشته باشد. | |||
به نظر میرسد، ایمان، غیر از اقرار زبانی صرف است؛ زیرا اقرار زبانی (تلفظ به [[شهادتین]]) همان [[اسلام]] است که معنایی غیر از ایمان و اعم از آن دارد<ref>فاضل مقداد، إرشاد الطالبین، ص۴۳۸؛ آیه {{متن قرآن|قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ}} دلالت دارد که ایمان فراتر و غیر از اقرار زبانی است. طبق این آیه شریفه، تفاوت اسلام و ایمان در این است که اسلام شکل ظاهری دین است. هر کس شهادتین را بر زبان جاری کند، در سلک مسلمانان وارد میشود و احکام اسلام بر او جاری میگردد؛ ولی ایمان امری واقعی و باطنی است و جایگاه آن قلب آدمی است؛ نه زبان و ظاهر او (مکارم، تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۲۱۰). از پیغمبر گرامی اسلام{{صل}} در عبارت گویایی نقل شده است: {{متن حدیث|الاسْلامُ عَلانِيَةٌ، وَ الايْمانُ فِى الْقَلْبِ}}؛ «اسلام امر آشکاری است؛ ولی جای ایمان دل است» (طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۲۰۸؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۶۵، ص۲۳۹). در حدیث دیگری امام صادق{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْإِسْلَامُ يُحْقَنُ بِهِ الدَّمُ وَ تُؤَدَّى بِهِ الْأَمَانَةُ وَ تُسْتَحَلُّ بِهِ الْفُرُوجُ وَ الثَّوَابُ عَلَى الْإِيمَانِ}}؛ «با اسلام خون انسان محفوظ، و ادای امانت او لازم، و ازدواج با او حلال میشود؛ ولی پاداش متربت بر ایمان است» (کلینی، کافی، ج۲، ص۲۴). همچنین در روایتی فضیل بن یسار میگوید: از امام صادق{{ع}} شنیدم که فرمود: «همانا ایمان با اسلام شریک است، اما اسلام با ایمان شریک نیست (و به تعبیر دیگر هر مؤمنی مسلمان است ولی هر مسلمانی مؤمن نیست)؛ ایمان آن است که در دل ساکن شود، اما اسلام چیزی است که قوانین نکاح و ارث و حفظ خون طبق آن جاری میشود» (کافی، ج۲، ص۲۶). البته این تفاوت مفهومی در صورتی است که این دو واژه در برابر هم قرار گیرند. اما هرگاه جدا از هم ذکر شوند، ممکن است اسلام بر همان چیزی اطلاق شود که ایمان بر آن اطلاق میشود؛ یعنی هر دو واژه در یک معنا استعمال گردند (ر.ک: مکارم، تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۲۱۰ - ۲۱۲؛ سبحانی، الإیمان والکفر، ص۸۲). تفاوتهای دیگری میان اسلام و ایمان نیز ذکر شده است (ر.ک: الإیمان والکفر، ص۸۰ – ۸۵). برخی نیز ایمان و اسلام را به معنای واحد و مترادف دانستهاند (تفتازانی، شرح العقائد النسفیة، ص۸۳؛ تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۲۰۶ و ۲۰۷؛ شهید ثانی، حقائق الإیمان، ص۱۱۴ - ۱۱۷؛ کاشف الغطاء، أصل الشیعة و أصولها، ص۶۰). بنابراین رابطه میان ایمان و اسلام عا،م و خاص مطلق است؛ یعنی هر مؤمنی مسلمان است، ولی هر مسلمانی مؤمن نیست؛ زیرا هر کسی شهادتین بر زبان جاری کرد، مسلمان است و احکام اسلام نسبت به او جاری میشود ولی لزوماً مؤمن نیست. (شهید ثانی، حقائق الإیمان، ص۱۱۵؛ باقلانی، الإنصاف، ص۱۲۶). در روایتی نسبت میان اسلام و ایمان به کعبه و حرم مکه تشبیه شده است؛ گاهی انسان در حرم است و در کعبه نیست، ولی هرگاه در کعبه باشد مسلماً در حرم نیز هست. همچنین گاهی انسان مسلمان است و مؤمن نیست؛ ولی هر آنکه مؤمن است، قطعاً مسلمان نیز هست. (کلینی، کافی، ج۲، ص۲۸).</ref>. همچنین از آنجا که [[ایمان]]، عرضی است که محل آن [[قلب]] و [[دل]] است، از این رو [[تصدیق]] و [[اقرار زبانی]] جزء آن نیست؛ زیرا محل [[اقرار]] و تصدیق زبانی، قلب و دل نیست<ref>فاضل مقداد، إرشاد الطالبین، ص۴۴۱.</ref>. بنابراین اقرار به لسان، کاشفِ ایمان و [[تصدیق قلبی]]<ref>فاضل مقداد، إرشاد الطالبین، ص۴۴۲؛ لاهیجی، سرمایه ایمان، ص۱۶۴؛ ابن میثم بحرانی، قواعد المرام، ص۱۷۰؛ سبحانی، الإلهیات، ج۴، ص۳۱۵ و ۳۱۶.</ref> و شرط [[اجرای احکام]] آن است<ref>خواجگی شیرازی، النظامیة فی مذهب الإمامیة، ص۱۸۷؛، عابدی، توحید و شرک، ص۴۴۵ و ۴۴۶.</ref>. عمل نیز جزء ایمان نیست؛ زیرا در [[آیات]] فراوانی از جمله [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ}}<ref>{{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقًا قَالُواْ هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}} «و به کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند نوید ده که بوستانهایی خواهند داشت که جویبارهایی از بن آنها روان است. هرگاه میوهای از آن بوستانها روزی آنان گردد، میگویند این همان است که از پیش روزی ما شده بود و همانند آن برای آنان آورده میشود و آنها در آن همسرانی پاکیزه دارند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}} «و کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند بهشتیاند؛ آنان در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۸۲؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}} «کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند و نماز بر پا داشته و زکات دادهاند پاداش آنان نزد پروردگارشان است و نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره بقره، آیه ۲۷۷؛ {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ}} «و امّا پاداش آنان را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند تمام خواهد داد و خداوند ستمکاران را دوست نمیدارد» سوره آل عمران، آیه ۵۷؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَنُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَلِيلًا}} «و آنان را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند در بوستانهایی در خواهیم آورد که از بن آنها نهرها روان است؛ هماره در آنها جاودانند و در آنها برای آنان همسرانی پاک خواهد بود و آنان را در سایهای دامنگستر درخواهیم آورد» سوره نساء، آیه ۵۷؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا}} «و کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند، به بوستانهایی درخواهیم آورد که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آنها جاودانند، بنا به وعده راستین خداوند و از خداوند راستگفتارتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۱۲۲؛ {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنْكَفُوا وَاسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}} «اما (خداوند) پاداش آن کسان را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند تمام خواهد داد و از بخشش خویش به آنان خواهد افزود و اما آنان را که سر، باز زده و سرکشی ورزیدهاند دچار عذابی دردناک خواهد کرد و برای خویش در برابر خداوند یار و یاوری نمییابند» سوره نساء، آیه ۱۷۳؛ {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ}} «خداوند به کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند وعده داده است که آنان آمرزش و پاداشی سترگ دارند» سوره مائده، آیه ۹؛ {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}} «آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند در آنچه خوردهاند تا هنگامی که پرهیزگاری ورزند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند سپس پرهیزگاری ورزند و ایمان آورند آنگاه پرهیزگار باشند و نیکی ورزند گناهی بر آنان نیست و خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» سوره مائده، آیه ۹۳؛ {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ}} «جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و یکدیگر را به راستی پند دادهاند و همدیگر را به شکیبایی اندرز دادهاند» سوره عصر، آیه ۳؛ و....</ref>، عمل به [[ایمان]] عطف شده است و ظاهر عطف، مغایرت معطوف و معطوفعلیه است<ref>الإلهیات، ج۴، ص۳۱۸؛ توحید و شرک، ص۴۴۴.</ref>. | |||
اگر عمل نفس ایمان یا جزء آن باشد، اولاً موجب تکرار بیفایده میشود و<ref>علامه حلی، انوار الملکوت، ص۱۸۰؛ الإلهیات، ج۴، ص۳۱۸.</ref> ثانیاً مستلزم عطف شیء بر خودش یا عطف جزء بر کل است که هر دو در [[کلام عرب]] غیر معهود و غیر معمول است<ref>فاضل مقداد، إرشاد الطالبین، ص۴۴۰.</ref>. از اینرو عمل به جوارح و ارکان، شرط کمال ایمان<ref>النظامیة فی مذهب الإمامیة، ص۱۸۸؛ مجلسی، حق الیقین، ص۵۳۸. علامه مجلسی چهار وجه جمع در اینباره بیان کرده است که طبق وجه سوم، عمل شرط کمال ایمان است. (ر.ک: مجلسی، حق الیقین، ص۵۳۶ - ۵۳۸).</ref> یا ثمره و نتیجه ایمان است<ref>إرشاد الطالبین، ص۴۴۲؛ قواعد المرام، ص۱۷۰.</ref>؛ نه جزء ایمان. بنابراین ایمان همان [[تصدیق]] و [[باور قلبی]] است و [[اقرار زبانی]] و عمل جزء معنای آن نیست. روایاتی که ایمان را به [[تصدیق قلبی]] و اقرار زبانی و [[عمل به ارکان]] تعریف کردهاند، نیز به همین معنا حمل میشوند؛ یعنی مراد از ایمان در این گونه [[روایات]]، [[ایمان کامل]] است و عمل، کمال [[ایمان]] و [[اقرار زبانی]]، کاشف و شرط [[اجرای احکام]] آن است<ref>ر.ک: مازندرانی شرح، الکافی، ج۱۰، ص۱۱۶ و ۱۱۷.</ref>. بر این اساس معنای لغوی ایمان ([[تصدیق]])، در مفهوم اصطلاحی و [[شرعی]] آن، به صورت محدود و [[مقید]] به {{متن حدیث|مَا جَاءَ بِهِ النَّبِيُّ{{صل}}}} [[حفظ]] شده است.<ref>[[رضا باذلی|باذلی، رضا]]، [[ضرورت ایمان به ائمه (مقاله)|مقاله «ضرورت ایمان به ائمه»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۱۶ (کتاب)|موسوعه رد شبهات ج۱۶]] ص ۵۲.</ref> | |||
==آثار ایمان== | |||
به بررسی دستاوردهای ایمان داشتن، میپردازد. در یک نگاه کلی، با توجه به آموزههای [[قرآن]] و [[سنت]] و همچنین تجربههای انسانی، آثار و دستاوردهای ایمان در دو دسته دنیوی و اخروی جای میگیرند. همچنین آثار دنیوی در دو حوزه فردی و اجتماعی بروز میکند. | |||
===دستاوردهای [[دنیوی]] و فردی=== | |||
*آرامش و طمأنینه: در اینکه [[ایمان]] مایه [[آرامش]] [[آدمی]] است، [[آیات]] و روایاتی فراوان در دست است؛ از جمله: "او است همان که بر دلهای [[مؤمنان]] [[آرامش]] را فرو فرستاد..."<ref>{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَّعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا }}؛ سوره فتح، آیه: 4.</ref>. | |||
*امیدواری: "چشم داشتن به [[رحمت]] [[پروردگار]]، مایه [[امیدواری]] و دوری از [[یأس]] است"<ref>{{متن قرآن|يَا بَنِيَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ}}؛ سوره یوسف، آیه ۸۷.</ref>. در [[دانش]] روز نیز به اثبات رسیده است که اهل [[ایمان]] کمتر به [[یأس]] و افسردگی دچار میشوند. | |||
*جلب عنایت الهی: [[خداوند]] به [[مؤمنان]] [[عنایت الهی|عنایتی]] ویژه دارد و دعای آنان را [[اجابت]] میکند. این [[حقیقت]] هم در [[روایات]] و هم در [[آیات قرآن کریم]] بارها به اشارت و صراحت آمده است<ref>{{متن قرآن|وَيَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَالْكَافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ}}؛ سوره شوری، آیه ۲۶.</ref>. | |||
*رشد و بالندگی معنوی: [[پایداری]] بر [[ایمان]] [[معنویت]] را در [[انسان]] رشد میدهد و [[ایمان]] را ریشهدارتر میسازد<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمْ زَادَتْهُ هَذِهِ إِيمَانًا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ}}؛ سوره توبه، آیه ۱۲۴.</ref> تا آنجا که ظرفیت و [[شایستگی]] میزبانی ملائک را مییابد<ref>{{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخَافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ }}؛ سوره فصلت؛ آیه ۳۰.</ref>. | |||
*رحمت ویژه الهی: [[رحمت]] خداوند همه آفریدگان را میپوشاند؛ اما برای [[مؤمنان]] گستردهتر و عمیقتر است<ref>{{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا }}؛ سوره نساء؛ آیه ۱۷۵.</ref>. | |||
* [[پشتیبانی الهی]]: از بشارتهای آشکار [[الهی]] آن است که اهل [[ایمان]] در [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] الهیاند و [[خداوند]] آنان را در [[سختیها]] و دشواریها [[یاری]] میدهد<ref>{{متن قرآن| إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الأَشْهَادُ }}؛ سوره غافر؛ آیه ۵۱.</ref>. | |||
*شکیبایی و پایداری: به تجربه ثابت شده است و نیز در گفتار بزرگان [[دین]] آمده است که میوه [[ایمان]]، [[استواری]] و [[پایداری]] است<ref>غرر الحکم و درر الکلم، ۱/ ۱۷۸.</ref>. | |||
*امان از ترس و امان از اندوه: بنابر آیات [[قرآنی]] یکی از پیامدهای [[ایمان]] آن است که [[انسان]] نه بر گذشته خویش [[اندوه]] میکشد و نه از [[آینده]] میهراسد<ref>{{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالصَّابِؤُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}}؛ سوره مائده؛ آیه ۶۹؛ {{متن قرآن| أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللَّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}}؛ سوره یونس؛ آیه ۶۲.</ref>. | |||
* [[عزت]]: هر چند دریافتن این [[حقیقت]] بر بیایمانان دشوار است، اما [[عزت]] و [[سربلندی]] [[راستین]] از آن [[خداوند]] و [[رسول]] و [[مؤمنان]] است<ref>{{متن قرآن|يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الأَعَزُّ مِنْهَا الأَذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ }}؛ سوره منافقون؛ آیه ۸.</ref>. | |||
*غیرت و جوانمردی: [[قرآن کریم]] درباره اهل [[ایمان]] میفرماید، آنان کسانیاند که به زنا و هرزگی تن نمیآلایند<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَلا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا}}؛ سوره فرقان، آیه ۶۸.</ref>. از پارهای [[روایات]] نیز بر میآید که غیرتمندی و دوری از بیبند و باری، از [[ایمان]] سرچشمه میگیرد<ref>نهج الفصاحة، ۴۳۳.</ref>. | |||
*فضیلت و برتری: [[قرآن کریم]] درباره [[مؤمنان]] میفرماید: "آنان که [[ایمان]] آورده و [[کارهای نیک]] انجام میدهند، [[بهترین]] انسانهایند"<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ }}؛ سوره بینه؛ آیه ۷.</ref>. | |||
*هدایت و فراست: از نشانههای آشکار [[ایمان]]، [[هدایت]] و [[فراست]] است که [[خداوند]] ارزانی میکند<ref>{{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ}}؛ سوره یونس، آیه ۹.</ref>. در [[روایت]] آمده است: "از [[فراست]] [[مؤمن]] بپرهیزید که او به [[نور]] [[خدا]] مینگرد"<ref>بصائر الدرجات، ۳۵۷؛ عیون اخبار الرضا، ۲/ ۲۰۰.</ref>. | |||
افزون بر آنچه گذشت، دیگر [[نشانههای ایمان|نشانهها]] و [[پیامدهای ایمان]] عبارتاند از: [[مسئولیت پذیری]]، [[دل نبستن به دنیا]]، [[سلامت جسم]] و [[جان]]، [[خوشبینی]] به [[جهان هستی]]، [[هدفداری]] و....<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 33-34.</ref>. | |||
===دستاوردهای [[دنیوی]] و [[اجتماعی]]=== | |||
#'''[[آرامش اجتماعی]]:''' [[ایمان]]، مایه [[پای بندی]] [[انسان]] به [[ضوابط اخلاقی]] و [[احکام عملی]] است و [[مسلمانان]] از [[تعدی به حقوق یکدیگر]] میپرهیزند و بدینسان، [[جامعه اسلامی]] پیوسته در [[آرامش]] و [[آسایش]] است. [[مؤمن]] در [[رفتار]] و [[کردار]] و گفتار خویش، میکوشد تا به دیگران آسیب نرساند و بر کسی [[ستم]] نکند. [[رفتار]] او به گونهای است که در برخی [[روایات]] آمده است: "[[مؤمن]] گویی لجام بر دهان دارد"<ref>شیخ صدوق، الخصال، ۱/ ۲۲۹.</ref>. نیز در روایتی آمده است: "[[مسلمان]] کسی است که [[مسلمانان]] از دست و زبانش ایمناند"<ref>مستدرک الوسائل، ۲/ ۴۰۳.</ref>. | |||
#'''[[برکت الهی]]:''' [[قرآن]] آشکارا میفرماید: اگر [[مردم]] [[ایمان]] آورند و [[پرهیزگاری]] کنند، [[برکات]] [[آسمان]] و [[زمین]] بر آنان گشوده میشود<ref>{{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ}}؛ سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>. | |||
#'''[[همیاری]] و [[همدردی]]:''' از [[وظایف دینی]] [[مؤمنان]] است که به [[یاری]] یکدیگر بشتابند و به آنچه در [[جامعه اسلامی]] میگذرد، حساسیت نشان دهند؛ چنان که در روایتی از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} پرداختن به امور [[مسلمانان]]، [[شرط مسلمانی]] دانسته شده است. همچنین در برخی [[روایات]] آمده است که آن مسلمانی بهتر است که نفع او برای [[مردم]] بیشتر است<ref>مستدرک الوسائل، ۲/ ۴۰۳؛ غرر الحکم و درر الکلم، ۱/ ۳۹۰.</ref>. | |||
#'''[[برادری]] و [[محبت]]:''' [[ایمان]] مایه [[برادری]] و [[محبت]] [[مؤمنان]] است. این [[حقیقت]] را [[قرآن]] آشکار بیان میفرماید: "[[مؤمنان]]، برادر یکدیگرند"<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}؛ سوره حجرات، آیه ۱۰.</ref>. | |||
#'''[[خلافت]] و [[حکومت الهی]]:''' از [[وعدههای الهی]] به [[مؤمنان]]، [[حکومت]] یافتن در [[زمین]] است و [[شایسته]] گشتن برای [[خلافت الهی]]<ref>{{متن قرآن| لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَلَبِئْسَ الْمَصِيرُ}}؛ سوره نور، آیه ۵۷.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 34-35.</ref>. | |||
==دستاوردهای اخروی== | |||
#'''[[آمرزش]]:''' آیاتی پرشمار از [[قرآن کریم]] بیان میفرمایند که [[خداوند]] [[گناهان]] [[مؤمنان]] را میآمرزد<ref>از جمله: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}؛ سوره انفال، آیه ۷۴.</ref>. | |||
#'''[[پاداش الهی]]:''' [[ایمان]]، [[انسان]] را [[شایسته]] [[پاداش الهی]] میکند و او را از نعمتهای [[اخروی]] بهرهمند میسازد<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}}؛ سوره بقره، آیه ۲۷۷.</ref>. | |||
#'''[[جاودانگی]] در [[بهشت]]:''' [[آرزوی انسان]] [[جاودانگی]] است؛ اما آن [[جاودانگی]] که همراه [[سعادت]] و [[آسایش]] و راحتی باشد. [[قرآن کریم]] بارها فرموده است که [[ایمان]] مایه [[جاودانگی]] در [[بهشت]] است<ref>به عنوان نمونه: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْا لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ }}؛ سوره مائده، آیه ۶۵.</ref>. | |||
#'''[[روزی نیکو]]:''' [[قرآن]] میفرماید: "آنان که [[ایمان]] آوردند و [[هجرت]] کردند و به [[راه خدا]] به [[جهاد]] برخاستند و... [[روزی نیکو]] از آنِ آنان است"<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}؛ سوره انفال، آیه ۷۴.</ref>. | |||
#'''[[لذت پیوسته]]:''' [[قرآن]] میفرماید: "ای [[پیامبر]] ما! به آنان که [[ایمان]] آورده و [[اعمال شایسته]] انجام دادهاند، [[بشارت]] ده که برایشان باغهایی است که در آنها نهرها جاری است. هر گاه از میوههای آن روزی خورند، گویند: پیش از این در [[دنیا]]، از چنین میوههایی برخوردار شده بودیم، که این میوهها شبیه به یکدیگرند. و نیز در آنجا همسرانی [[پاکیزه]] دارند و در آنجا جاودانه باشند"<ref>{{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقًا قَالُواْ هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ }}؛ سوره بقره، آیه ۲۵.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 34-35.</ref>. | |||
==ایمان== | |||
ایمان مصدر باب [[افعال]] از ریشه «أ م ن» به معنای ایجاد [[اطمینان]] و [[آرامش]] در [[قلب]] خویش یا دیگری است. [[تصدیق]] کردن خبر کسی بر اثر اطمینان یافتن از [[صحت]] و عدم [[کذب]] آن و [[از بین رفتن ترس]]، [[اضطراب]] و [[وحشت]] از دیگر معانی کاربردی آن<ref>ابن فارس، احمد، معجم المقاییس فی اللغه، ج۱، ص۱۳۳؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱، ص۲۲۳-۲۲۷، «امن».</ref> و دستیابی [[انسان]] به آرامش و اطمینان با [[اعتقاد به خدا]] و تصدیق او احتمالا سبب استفاده از «[[امن]]» برای مفهوم ایمان بوده است<ref>مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات قرآن الکریم، ج۱، ص۱۵۰-۱۵۱.</ref>. | |||
مشتقات «امن» نزدیک به ۹۰۰ بار در [[قرآن]] به کار رفته<ref>ر.ک: عبدالباقی، محمد فؤاد، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، ص۱۰۳-۱۱۸.</ref> که موارد فراوانی در ساختار باب «اِفعال» و با عبارت {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا}} است. مراد از این گروه در بیشتر موارد مسلماناناند<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}} «ای مؤمنان! روزه بر شما مقرّر شده است چنان که بر پیشینیان شما مقرّر شده بود، باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۱۸۳.</ref>، اگرچه گاهی بر [[متدینان]] [[ادیان]] دیگر مانند [[یهودیان]]<ref>{{متن قرآن|لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ * يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ}} «آنان برابر نیستند؛ از اهل کتاب گروهی برخاستگانند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت میکنند در حالی که سر به سجده دارند * به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و به کارهای خیر میشتابند و آنان از شایستگانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۳-۱۱۴.</ref> و [[مسیحیان]] نیز اطلاق شده است<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «ای [[مؤمنان]]! از [[خداوند]] [[پروا]] کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا از [[بخشایش]] خویش دو بهره به شما ارزانی دارد و در شما فروغی نهد که با آن راه بسپارید و شما را بیامرزد و خداوند آمرزندهای [[بخشاینده]] است» [[سوره حدید]]، [[آیه]] ۲۸.</ref>. | |||
آیاتی را که در آنها به موضوع [[ایمان]] پرداخته شده است میتوان در چند گروه دستهبندی کرد: در برخی از آنها [[ضرورت]] ایمان و نقش آن را در [[حیات دنیوی]] و [[اخروی]] به یاد آورده شده است<ref>{{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنْكَفُوا وَاسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}} «اما (خداوند) پاداش آن کسان را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند تمام خواهد داد و از بخشش خویش به آنان خواهد افزود و اما آنان را که سر، باز زده و سرکشی ورزیدهاند دچار عذابی دردناک خواهد کرد و برای خویش در برابر خداوند یار و یاوری نمییابند» سوره نساء، آیه ۱۷۳؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ}} «آنان که ایمان آوردهاند و هجرت کردهاند و در راه خداوند با مال و جان خود، جهاد ورزیدهاند، نزد خداوند بلند پایگاهترند و آنانند که رستگارند» سوره توبه، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَأَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌ}} «به خداوند و پیامبرش ایمان آورید و از آنچه شما را در آن جانشین کرده است ببخشید؛ بنابراین از شما آن کسان که ایمان آورند و انفاق کنند پاداشی بزرگ خواهند داشت» سوره حدید، آیه ۷.</ref>؛ دستهای دیگر [[ویژگیهای مؤمنان]] را بازگو<ref>{{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ * فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ}} «بیگمان [[مؤمنان]] رستگارند * همانان که در [[نماز]] خویش فروتنند * و آنان که از یاوه رویگردانند * و آنان که دهنده زکاتند * و آنان که پاکدامنند * جز با [[همسران]] خویش یا کنیزهاشان که اینان [[نکوهیده]] نیستند * پس کسانی که بیش از این بخواهند تجاوزکارند * و آنان که سپردههای نزد خویش و [[پیمان]] خود را [[پاس]] میدارند * و آنان که بر نمازهای خویش نگهداشت دارند» [[سوره مؤمنون]]، [[آیه]] ۱-۹؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ * الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ * أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}} «مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد [[خداوند]] پیش آید دلهاشان بیمناک میشود و چون [[آیات]] او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان میافزاید و بر پروردگارشان [[توکّل]] میکنند * کسانی که نماز را بر پا میدارند و از آنچه به آنان روزی دادهایم میبخشند * آنانند که به [[راستی]] مؤمنند؛ آنها نزد پروردگارشان پایهها و [[آمرزش]] و روزی [[ارجمندی]] دارند» [[سوره انفال]]، آیه ۲-۴.</ref> و در شماری به پیامدهای [[بیایمانی]] پرداخته است<ref>{{متن قرآن|هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِنْ نَارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِيمُ}} «اینان دو گروه دشمنند که درباره پروردگارشان با هم به دشمنی برخاستند، پس بر (تن) آنان که کفر ورزیدند جامهای از آتش بریدهاند، از فراز سرشان آب جوش میریزند» سوره حج، آیه ۱۹؛ {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاءِ الْآخِرَةِ فَأُولَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ}} «و اما کسانی را که کفر ورزیدند و آیات ما و دیدار رستخیز را دروغ شمردند در عذاب حاضر میگردانند» سوره روم، آیه ۱۶.</ref>. در گروهی از [[آیات]] نیز مقوّمات<ref>{{متن قرآن|إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ شَيْئًا}} «جز آنان که [[توبه]] کنند و [[ایمان]] آورند و کاری شایسته کنند؛ که آنان به [[بهشت]] درمیآیند و هیچ [[ستم]] نمیبینند» [[سوره مریم]]، [[آیه]] ۶۰؛ {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا يَخَافُ ظُلْمًا وَلَا هَضْمًا}} «و هر کس که کارهای شایسته کند در حالی که [[مؤمن]] باشد از هیچ ستم یا [[کاستی]] نمیهراسد» [[سوره طه]]، آیه ۱۱۲؛ {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}} «در (کار) [[دین]] هیچ اکراهی نیست که [[رهیافت]] از [[گمراهی]] آشکار است پس، آنکه به [[طاغوت]] [[کفر]] ورزد و به [[خداوند]] ایمان آورد، بیگمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است که هرگز [[گسستن]] ندارد و خداوند شنوای داناست» [[سوره بقره]]، آیه ۲۵۶.</ref>، متعلقات<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا}} «ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر او و کتابی که بر پیامبرش فرو فرستاده و کتابی که پیش از آن فرود آورده است ایمان بیاورید و هر کس به خداوند و فرشتگان او و کتابهای (آسمانی) وی و پیامبران او و به روز بازپسین کفر ورزد بیگمان به گمراهی ژرفی در افتاده است» سوره نساء، آیه ۱۳۶؛ {{متن قرآن|قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}} «بگویید: ما به خداوند و به آنچه به سوی ما و به سوی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به موسی و عیسی و آنچه به (دیگر) پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان آوردهایم؛ میان هیچیک از آنان فرق نمینهیم و ما فرما» سوره بقره، آیه ۱۳۶.</ref>، آثار<ref>{{متن قرآن|فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}} «پس آنان که [[ایمان]] آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند [[آمرزش]] و روزی [[ارجمندی]] دارند» [[سوره حج]]، [[آیه]] ۵۰؛ {{متن قرآن|وَأُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ}} «و آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند به بوستانهایی در آورده میشوند که از بن آنها جویباران روان است، به [[اذن]] پروردگارشان در آنها جاودانند؛ درودشان در آنجا «[[سلام]]» است» [[سوره ابراهیم]]، آیه ۲۳.</ref> و موانع<ref>{{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنْكَفُوا وَاسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}} «اما (خداوند) پاداش آن کسان را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند تمام خواهد داد و از بخشش خویش به آنان خواهد افزود و اما آنان را که سر، باز زده و سرکشی ورزیدهاند دچار عذابی دردناک خواهد کرد و برای خویش در برابر خداوند یار و یاوری نمییابند» سوره نساء، آیه ۱۷۳؛ {{متن قرآن|خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ * وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ}} «خداوند بر دلها و بر شنوایی آنان مهر نهاده و بر بیناییهای آنها پردهای است و عذابی سترگ خواهند داشت * و برخی از مردم میگویند: به خداوند و روز واپسین ایمان آوردهایم با آنکه آنان مؤمن نیستند» سوره بقره، آیه ۷-۸.</ref>ایمان آمده است. در چند جا نیز ایمان بار معنایی مثبتی ندارد بلکه به دلبستگی [[کافران]] به [[عقاید]] [[باطل]] خویش اشاره دارد. در این موارد، تعبیر ایمان به باطل<ref>{{متن قرآن|قُلْ كَفَى بِاللَّهِ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ شَهِيدًا يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِالْبَاطِلِ وَكَفَرُوا بِاللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «بگو: [[خداوند]]، میان من و شما [[گواه]] بس (که) آنچه را در [[آسمانها]] و [[زمین]] است میداند و آنان که به [[باطل]] [[ایمان]] آورده و به خداوند [[کفر]] ورزیدهاند زیانکارند» [[سوره عنکبوت]]، [[آیه]] ۵۲؛ {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ}} «آیا ندیدهاند که ما حرمی [[امن]] پدید آوردیم (که در آن هیچ چیز را در نمیبرند) در حالی که (بیرون از [[شهر مکّه]]) [[مردم]] از پیرامونشان ربوده میشوند؟ پس آیا به باطل [[باور]] دارند و [[نعمت خداوند]] را [[انکار]] میکنند؟» سوره عنکبوت، آیه ۶۷.</ref> ذکر شده است<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۴۵۸.</ref>؛ همچنین، گاه از [[اسلام در قرآن]] به ایمان تعبیر شده است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}} «بیگمان از کسانی که (به اسلام) ایمان آوردهاند و یهودیان و مسیحیان و صابئان، کسانی که به خداوند و روز بازپسین باور دارند و کاری شایسته میکنند، پاداششان نزد پروردگارشان است و نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره بقره، آیه ۶۲.</ref>.<ref>راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۹۱؛ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۸۰.</ref>.<ref>[[عبدالرضا آتشین صدف|آتشین صدف، عبدالرضا]]، [[ایمان (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۱۰۳.</ref> | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{ | {{پانویس}} | ||