اسماعیل در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'محل' به 'محل'
جز (جایگزینی متن - 'محل' به 'محل')
خط ۲۰: خط ۲۰:


==هاجر و اسماعیل در [[مکه]]==
==هاجر و اسماعیل در [[مکه]]==
با ولادت اسماعیل، [[ساره]] سخت [[اندوهگین]] شد.<ref>تفسیرقمی، ج۱، ص۸۷؛ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۵.</ref> گفته‌اند: [[اسحاق]] در سه سالگی کنار [[پدر]] بود، که [[اسماعیل]] نزد آنان آمد و [[ابراهیم]] او را به جای [[اسحاق]] نشاند.<ref>اثبات الوصیه، ص ۴۲.</ref> نیز [[نقل]] شده است که اسماعیل در دویدن از اسحاق پیشی گرفت. ابراهیم او را در آغوش فشرد و اسحاق را در کنار خود جای داد. [[ساره]] ناراحت شد و گفت: [[هاجر]] و فرزندش را از من دور کن.<ref>بحارالانوار، ج ۱۲، ص ۱۳۶.</ref> ابراهیم، اسماعیل و مادرش را به [[فرمان خدا]] با [[راهنمایی]] [[جبرئیل]] در [[مکه]] ساکن ساخت.<ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۸۷؛ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۵.</ref> در بازگشت، کنار [[کوه]] "کداء" (در [[ذی طوی]]) به آنان رو کرد و خطاب به [[خداوند]] گفت: پروردگارا برخی از [[فرزندان]] خود را در درّه‌ای بی‌کشت، [[سکونت]] دادم تا [[نماز]] را بر پا دارند. از تو می‌خواهم تا دلهای [[مردم]] را به سوی آنان [[گرایش]] داده، از محصولات، آنان را روزی دهی: {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم  تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref>.<ref> تفسیر قمی، ج ۱، ص ۸۸؛ تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۲۵؛ جامع البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۷۶۲.</ref> و در بازگشت <ref>تاریخ طبری، ج ۱، ص ۱۵۵.</ref> با خداوند [[مناجات]] کرد و او را به پنهان و آشکار خود [[آگاه]] دانست: {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ}}<ref>«پروردگارا! تو آنچه را پنهان یا آشکار می‌داریم می‌دانی و هیچ چیز در زمین و آسمان بر خداوند پوشیده نیست» سوره ابراهیم، آیه ۳۸.</ref> بعضی [[روایات]] [[انگیزه]] این [[هجرت]] را [[ذبح]] اسماعیل می‌داند <ref>حیاة القلوب، ج ۱، ص ۱۴۸.</ref>. بعدها نیز ابراهیم بر اقامت اسماعیل در کنار [[بیت]] سفارش کرد تا به مردم [[حجّ]] و مناسکشان را بیاموزد و وی را از فزونی و [[نیکی]] نسلش خبر داد.<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۲۸.</ref> طبق برخی روایات انتقال اسماعیل به مکه در سن دو سالگی بوده است.<ref>الطبقات، ج ۱، ص ۴۲.</ref> هاجر و [[اسماعیل]] در آن [[سرزمین]] بی‌آب و کشت و وحشتزا ماندند. [[هاجر]] در پی آب متوجه [[کوه]] صفا و سپس کوه مروه شد. این آمد و شد ۷ بار تکرار شد و در هر بار در وادی [[صفا]] سرابی می‌دید <ref> تفسیر قمی، ج ۱، ص ۸۸.</ref> و صدایی از سوی [[صفا و مروه]] می‌شنید.<ref>تاریخ طبری، ج ۱، ص ۱۵۴.</ref> بار هفتم که به سوی فرزندش بازگشت در [[محل]] کنونی [[چاه زمزم]] آبی در زیر پا <ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۸۸.</ref> یا دست <ref>تاریخ طبری، ج ۱، ص ۱۵۴.</ref> کودکش جاری دید و به [[نقلی]] در کنار اسماعیل پرنده‌ای با پایش [[زمین]] را کنکاش می‌کرد که ناگاه آب بیرون آمد.<ref> تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۲۵.</ref> پس از مدتی به [[برکت]] جوشش آب گروهی جُرْهُمی که از نزدیکی آنجا می‌گذشتند پس از [[آگاهی]] از وجود چشمه، با اجازه از هاجر در آن مکان اقامت گزیدند.<ref> تاریخ طبری، ج ۱، ص ۱۵۴.</ref> [[ابراهیم]] که برای [[دیدار]] [[همسر]] و فرزندش پیوسته به آنجا می‌رفت،<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۲۶.</ref> در سومین بار با دیدن جمعیت انبوه در اطراف آنان بسیار شادمان شد.<ref>تفسیرقمی، ج۱، ص۸۸؛ مجمع‌البیان، ج۱، ص۳۹۱.</ref> به نقلی هنگامی که ابراهیم آمد هاجر از [[دنیا]] رفته بود. [[عمر]] اسماعیل را هنگام [[وفات]] مادرش ۲۰ سال ذکر کرده‌اند.<ref> الطبقات، ج۱، ص۴۴؛ تاریخ طبری، ج۱، ص ۱۵۵.</ref><ref>[[محمد خراسانی|خراسانی، محمد]]، [[اسماعیل - خراسانی (مقاله)|مقاله "اسماعیل"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref>.
با ولادت اسماعیل، [[ساره]] سخت [[اندوهگین]] شد.<ref>تفسیرقمی، ج۱، ص۸۷؛ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۵.</ref> گفته‌اند: [[اسحاق]] در سه سالگی کنار [[پدر]] بود، که [[اسماعیل]] نزد آنان آمد و [[ابراهیم]] او را به جای [[اسحاق]] نشاند.<ref>اثبات الوصیه، ص ۴۲.</ref> نیز [[نقل]] شده است که اسماعیل در دویدن از اسحاق پیشی گرفت. ابراهیم او را در آغوش فشرد و اسحاق را در کنار خود جای داد. [[ساره]] ناراحت شد و گفت: [[هاجر]] و فرزندش را از من دور کن.<ref>بحارالانوار، ج ۱۲، ص ۱۳۶.</ref> ابراهیم، اسماعیل و مادرش را به [[فرمان خدا]] با [[راهنمایی]] [[جبرئیل]] در [[مکه]] ساکن ساخت.<ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۸۷؛ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۵.</ref> در بازگشت، کنار [[کوه]] "کداء" (در [[ذی طوی]]) به آنان رو کرد و خطاب به [[خداوند]] گفت: پروردگارا برخی از [[فرزندان]] خود را در درّه‌ای بی‌کشت، [[سکونت]] دادم تا [[نماز]] را بر پا دارند. از تو می‌خواهم تا دلهای [[مردم]] را به سوی آنان [[گرایش]] داده، از محصولات، آنان را روزی دهی: {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم  تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref>.<ref> تفسیر قمی، ج ۱، ص ۸۸؛ تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۲۵؛ جامع البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۷۶۲.</ref> و در بازگشت <ref>تاریخ طبری، ج ۱، ص ۱۵۵.</ref> با خداوند [[مناجات]] کرد و او را به پنهان و آشکار خود [[آگاه]] دانست: {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ}}<ref>«پروردگارا! تو آنچه را پنهان یا آشکار می‌داریم می‌دانی و هیچ چیز در زمین و آسمان بر خداوند پوشیده نیست» سوره ابراهیم، آیه ۳۸.</ref> بعضی [[روایات]] [[انگیزه]] این [[هجرت]] را [[ذبح]] اسماعیل می‌داند <ref>حیاة القلوب، ج ۱، ص ۱۴۸.</ref>. بعدها نیز ابراهیم بر اقامت اسماعیل در کنار [[بیت]] سفارش کرد تا به مردم [[حجّ]] و مناسکشان را بیاموزد و وی را از فزونی و [[نیکی]] نسلش خبر داد.<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۲۸.</ref> طبق برخی روایات انتقال اسماعیل به مکه در سن دو سالگی بوده است.<ref>الطبقات، ج ۱، ص ۴۲.</ref> هاجر و [[اسماعیل]] در آن [[سرزمین]] بی‌آب و کشت و وحشتزا ماندند. [[هاجر]] در پی آب متوجه [[کوه]] صفا و سپس کوه مروه شد. این آمد و شد ۷ بار تکرار شد و در هر بار در وادی [[صفا]] سرابی می‌دید <ref> تفسیر قمی، ج ۱، ص ۸۸.</ref> و صدایی از سوی [[صفا و مروه]] می‌شنید.<ref>تاریخ طبری، ج ۱، ص ۱۵۴.</ref> بار هفتم که به سوی فرزندش بازگشت در محل کنونی [[چاه زمزم]] آبی در زیر پا <ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۸۸.</ref> یا دست <ref>تاریخ طبری، ج ۱، ص ۱۵۴.</ref> کودکش جاری دید و به [[نقلی]] در کنار اسماعیل پرنده‌ای با پایش [[زمین]] را کنکاش می‌کرد که ناگاه آب بیرون آمد.<ref> تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۲۵.</ref> پس از مدتی به [[برکت]] جوشش آب گروهی جُرْهُمی که از نزدیکی آنجا می‌گذشتند پس از [[آگاهی]] از وجود چشمه، با اجازه از هاجر در آن مکان اقامت گزیدند.<ref> تاریخ طبری، ج ۱، ص ۱۵۴.</ref> [[ابراهیم]] که برای [[دیدار]] [[همسر]] و فرزندش پیوسته به آنجا می‌رفت،<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۲۶.</ref> در سومین بار با دیدن جمعیت انبوه در اطراف آنان بسیار شادمان شد.<ref>تفسیرقمی، ج۱، ص۸۸؛ مجمع‌البیان، ج۱، ص۳۹۱.</ref> به نقلی هنگامی که ابراهیم آمد هاجر از [[دنیا]] رفته بود. [[عمر]] اسماعیل را هنگام [[وفات]] مادرش ۲۰ سال ذکر کرده‌اند.<ref> الطبقات، ج۱، ص۴۴؛ تاریخ طبری، ج۱، ص ۱۵۵.</ref><ref>[[محمد خراسانی|خراسانی، محمد]]، [[اسماعیل - خراسانی (مقاله)|مقاله "اسماعیل"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref>.


==نقش اسماعیل در [[بنای کعبه]]==
==نقش اسماعیل در [[بنای کعبه]]==
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش