جز
جایگزینی متن - 'تجلی' به 'تجلی'
جز (جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه') |
جز (جایگزینی متن - 'تجلی' به 'تجلی') |
||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
بنابراین نباید نتیجه گرفت که طبیعت باید [[آزاد]] باشد و نه اراده، بلکه مراد آن است که طبیعت به طور مطلق باید آزاد باشد تا رشد کند و کمال یابد و اراده باید آزادی [[هدایت]] شده در جهت طبیعت داشته باشد. اراده [[ضعیف]] و غیر روشن و یا محدود و تحت [[قیمومیت]] نه خود کمال مییابد و نه میتواند طبیعت را به کمال برساند. از اینرو قوت و [[قدرت]] اراده شرط کمالیابی است. | بنابراین نباید نتیجه گرفت که طبیعت باید [[آزاد]] باشد و نه اراده، بلکه مراد آن است که طبیعت به طور مطلق باید آزاد باشد تا رشد کند و کمال یابد و اراده باید آزادی [[هدایت]] شده در جهت طبیعت داشته باشد. اراده [[ضعیف]] و غیر روشن و یا محدود و تحت [[قیمومیت]] نه خود کمال مییابد و نه میتواند طبیعت را به کمال برساند. از اینرو قوت و [[قدرت]] اراده شرط کمالیابی است. | ||
و اما در پاسخ به این [[پرسش]] که آیا [[مصلحت]] فرد و [[جامعه]] میتواند اراده را محدود کند باید گفت "هیچ مصلحتی با [[اختناق]] مطلق تأمین نمیشود". مصلحت با اختناق مطلق که [[مرگ]] و انجماد و عدم بروز و | و اما در پاسخ به این [[پرسش]] که آیا [[مصلحت]] فرد و [[جامعه]] میتواند اراده را محدود کند باید گفت "هیچ مصلحتی با [[اختناق]] مطلق تأمین نمیشود". مصلحت با اختناق مطلق که [[مرگ]] و انجماد و عدم بروز و تجلی است منافات دارد. در عین اینکه میپذیریم که آزادی را فقط آزادی محدود میکند اما این به معنای آن است که [[آزادی]] [[اراده]] را آزادی [[طبیعت]] فرد و طبیعت [[اجتماع]] محدود میکند نه آنکه آزادی اراده را آزادی اراده دیگران محدود سازد. باید گفت در مواردی و به خاطر مصالحی حتماً باید اراده و [[انتخاب]] [[آزاد]] باشد. در [[حقیقت]] در این موارد، [[مصلحت]] طبیعی در جهت خلاف آزادی اراده نیست، بلکه طبیعت صرفاً با آزادی اراده تأمین میشود و بدون آزادی اراده تأمین نمیشود. | ||
در همین زمینه باید از آزادی انتخاب در چهار بخش [[گفتوگو]] شود. اول، ذوقیات که خوبی آنها نسبی است. دوم، خوب و بد [[اخلاقی]] مانند [[درستی]] و [[راستی]]، [[امانت]] و... که با [[جبر]]، آن معانی حقیقت خود را از دست میدهند. سوم، برای تکمیل شخص و [[رشد شخصیت]] [[فکری]] و [[خروج]] از [[قیمومیت]] دیگران مانند انتخاب [[رفیق]]، انتخاب [[وکیل]] و... [[رشد]] [[شخصیت اجتماعی]] بدون آزادی در محدوده خاص میسر نیست. آزادی [[انتخاب حاکم]] و [[مسئولان]] در این سنخ قرار دارد. و چهارم در مورد عدم مرجح و [[تساوی]] نسبت به اراده خود شخص و اراده دیگران از نظر [[کشف]] [[مصالح]] [[واقعی]]<ref>یادداشتها، ج۱، ص۱۲۷-۱۲۹.</ref>.<ref>[[شریف لکزایی|لکزایی، شریف]]، [[آزادی (کتاب)|آزادی]]، ص ۳۱.</ref> | در همین زمینه باید از آزادی انتخاب در چهار بخش [[گفتوگو]] شود. اول، ذوقیات که خوبی آنها نسبی است. دوم، خوب و بد [[اخلاقی]] مانند [[درستی]] و [[راستی]]، [[امانت]] و... که با [[جبر]]، آن معانی حقیقت خود را از دست میدهند. سوم، برای تکمیل شخص و [[رشد شخصیت]] [[فکری]] و [[خروج]] از [[قیمومیت]] دیگران مانند انتخاب [[رفیق]]، انتخاب [[وکیل]] و... [[رشد]] [[شخصیت اجتماعی]] بدون آزادی در محدوده خاص میسر نیست. آزادی [[انتخاب حاکم]] و [[مسئولان]] در این سنخ قرار دارد. و چهارم در مورد عدم مرجح و [[تساوی]] نسبت به اراده خود شخص و اراده دیگران از نظر [[کشف]] [[مصالح]] [[واقعی]]<ref>یادداشتها، ج۱، ص۱۲۷-۱۲۹.</ref>.<ref>[[شریف لکزایی|لکزایی، شریف]]، [[آزادی (کتاب)|آزادی]]، ص ۳۱.</ref> | ||