پرش به محتوا

آیه امانات: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'راه' به 'راه'
جز (جایگزینی متن - 'عمومیت' به 'عمومیت')
جز (جایگزینی متن - 'راه' به 'راه')
خط ۱۵: خط ۱۵:
*امانات، جمع امانة از ریشه "أ مَ نَ" به معنی [[اعتماد]] کردن به چیزی یا کسی و در اصطلاح به معنای [[ودیعه]] و [[امانت]] رایج در [[فرهنگ عمومی]] است که به کسی بسپارند. [[انسان]] ابتدا به کسی [[اعتماد]] می‌کند و سپس چیزی را نزد او به [[ودیعه]] ([[امانت]]) می‌سپارد. معانی دیگری نیز در این مورد ابراز شده است: [[امانت]]، چیزی است که در اَمنِ [[انسان]] قرار می‌گیرد و اَمن، همان [[آرامش نفس]] و عدم [[ترس]] است. نیز هر آنچه که نگه‌داری شود برای آنکه به صاحبش بازگردانده شود و سخنی سرّی که کسی نزد [[انسان]] بازگو می‌کند که فقط باید [[حفظ]] شود و به دیگری گفته نشود. لذا به [[انسانی]] که [[امانت]] را [[حفظ]] و در صورت [[لزوم]] آن را ادا می‌کند، [[حفیظ]]، اَمین و وفی گویند و بالعکس، اگر چنان نکند، [[خائن]] نامیده می‌شود: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر خیانت نکنید و در امانت‌های خود دانسته خیانت نورزید» سوره انفال، آیه ۲۷.</ref> و کسی که از روی [[آگاهی]] و [[عمل]] [[خیانت]] کند، [[گناهکار]] بوده و ضمان بر او [[واجب]] است.
*امانات، جمع امانة از ریشه "أ مَ نَ" به معنی [[اعتماد]] کردن به چیزی یا کسی و در اصطلاح به معنای [[ودیعه]] و [[امانت]] رایج در [[فرهنگ عمومی]] است که به کسی بسپارند. [[انسان]] ابتدا به کسی [[اعتماد]] می‌کند و سپس چیزی را نزد او به [[ودیعه]] ([[امانت]]) می‌سپارد. معانی دیگری نیز در این مورد ابراز شده است: [[امانت]]، چیزی است که در اَمنِ [[انسان]] قرار می‌گیرد و اَمن، همان [[آرامش نفس]] و عدم [[ترس]] است. نیز هر آنچه که نگه‌داری شود برای آنکه به صاحبش بازگردانده شود و سخنی سرّی که کسی نزد [[انسان]] بازگو می‌کند که فقط باید [[حفظ]] شود و به دیگری گفته نشود. لذا به [[انسانی]] که [[امانت]] را [[حفظ]] و در صورت [[لزوم]] آن را ادا می‌کند، [[حفیظ]]، اَمین و وفی گویند و بالعکس، اگر چنان نکند، [[خائن]] نامیده می‌شود: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر خیانت نکنید و در امانت‌های خود دانسته خیانت نورزید» سوره انفال، آیه ۲۷.</ref> و کسی که از روی [[آگاهی]] و [[عمل]] [[خیانت]] کند، [[گناهکار]] بوده و ضمان بر او [[واجب]] است.
*[[محمد عبده]]، [[امانت]] را به امانتِ [[علم]] و امانتِ [[مال]] تقسیم نموده است، اما برخی آن را بر سه نوع تقسیم کرده‌اند:
*[[محمد عبده]]، [[امانت]] را به امانتِ [[علم]] و امانتِ [[مال]] تقسیم نموده است، اما برخی آن را بر سه نوع تقسیم کرده‌اند:
#'''[[امانت]] [[بنده]] با [[پروردگار]]:''' آن عبارت است از [[فرمانبرداری]] [[بنده]] از [[اوامر الهی]] و خودداری از هرآنچه که [[نهی]] فرموده است. نیز به‌کارگیری [[فکر]] و اعضای [[بدن]] در [[راه]] آنچه که به [[انسان]] سود رساند و مایه قُرب به پروردگارش گردد. لذا تمامی [[گناهان]]، نوعی [[خیانت]] به [[خدای عزوجل]] به شمار می‌آید.
#'''[[امانت]] [[بنده]] با [[پروردگار]]:''' آن عبارت است از [[فرمانبرداری]] [[بنده]] از [[اوامر الهی]] و خودداری از هرآنچه که [[نهی]] فرموده است. نیز به‌کارگیری [[فکر]] و اعضای [[بدن]] در راه آنچه که به [[انسان]] سود رساند و مایه قُرب به پروردگارش گردد. لذا تمامی [[گناهان]]، نوعی [[خیانت]] به [[خدای عزوجل]] به شمار می‌آید.
#'''[[امانت]] [[بنده]] با [[مردم]]:''' مصادیق این نوع عبارتند از: رد کردن سپرده‌های [[مردم]] به ایشان، عدم [[تقلب]] / عدم [[غش]] در اشیاء و اجناس، [[حفظ]] [[اسرار]] ایشان و مسائلی از این قبیل که رعایت آنها بر [[آحاد]] [[مردم]]، [[حاکمان]]، [[خانواده]] و [[نزدیکان]] [[واجب]] است. [[فخر رازی]] نیز، [[عدل]] [[حاکمان]] و [[علما]] را از مصادیق آن دانسته و میگوید: [[عدل]] [[حاکمان]] با [[مردم]] و [[عدل]] [[علما]] با [[عوام]] به طوری که [[مردم]] را بر [[تعصبات]] [[باطل]] [[دینی]] وادار نکنند، بلکه آنان را به [[اعتقادات]] و [[اعمال]] سودمند برای [[دنیا]] و [[آخرت]] [[راهنمایی]] کنند، که اگر چنین نکنند، خائن‌اند!
#'''[[امانت]] [[بنده]] با [[مردم]]:''' مصادیق این نوع عبارتند از: رد کردن سپرده‌های [[مردم]] به ایشان، عدم [[تقلب]] / عدم [[غش]] در اشیاء و اجناس، [[حفظ]] [[اسرار]] ایشان و مسائلی از این قبیل که رعایت آنها بر [[آحاد]] [[مردم]]، [[حاکمان]]، [[خانواده]] و [[نزدیکان]] [[واجب]] است. [[فخر رازی]] نیز، [[عدل]] [[حاکمان]] و [[علما]] را از مصادیق آن دانسته و میگوید: [[عدل]] [[حاکمان]] با [[مردم]] و [[عدل]] [[علما]] با [[عوام]] به طوری که [[مردم]] را بر [[تعصبات]] [[باطل]] [[دینی]] وادار نکنند، بلکه آنان را به [[اعتقادات]] و [[اعمال]] سودمند برای [[دنیا]] و [[آخرت]] [[راهنمایی]] کنند، که اگر چنین نکنند، خائن‌اند!
#'''[[امانت]] [[انسان]] با خودش:''' یعنی [[انسان]] فقط چیزی را برای خود برگزیند که در [[دنیا]] و [[آخرت]]، سودمندتر و شایسته‌تر است. بنابراین نباید به [[پیروی]] از [[شهوت]] و [[غضب]] [[اقدام]] به عملی نماید <ref>المنار، التفسیر الکبیر.</ref>.
#'''[[امانت]] [[انسان]] با خودش:''' یعنی [[انسان]] فقط چیزی را برای خود برگزیند که در [[دنیا]] و [[آخرت]]، سودمندتر و شایسته‌تر است. بنابراین نباید به [[پیروی]] از [[شهوت]] و [[غضب]] [[اقدام]] به عملی نماید <ref>المنار، التفسیر الکبیر.</ref>.
۲۲۴٬۹۸۹

ویرایش