سرور در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
[[ | [[سرور]] ضدّ [[حزن]] و [[اندوه]] و به معنای [[خوشحالی]] و [[شادی]] است و فعل آن (سَرَّ یسُرُّ) هم به معنای شاد بودن و هم به معنای [[شاد کردن]] دیگران کاربرد دارد. <ref> العین، ج۷، ص۱۹۰؛ الصحاح، ج۲، ص۶۸۲، «سر»؛ مجمع البحرین، ج۲، ص۳۶۳، «سرر».</ref> ریشه این واژه (س - ر - ر) در اصل به معنای پنهان کردن چیزی و [[خالص]] از هر چیزی است،<ref>معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۶۷، «سر».</ref> از این رو برخی [[سرور]] را به شادی پنهان در [[قلب]]،<ref> مفردات، ص۴۰۴، «سرر».</ref> شادی خالص و خالی از حزن،<ref>معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۶۸. </ref> یا انبساطی در [[باطن]] معنا کردهاند که خالص و پیراسته از عارض شدن تحولاتی است که موجب گرفتگی، اندوه، درد و مانند آن میشوند. <ref>التحقیق، ج۵، ص۱۰۵، «سرر».</ref> | ||
در [[زبان عربی]] واژههای فراوانی در معنای شادی و سرور یا گونه خاصی از آن به کار میروند؛ مانند فَرَح،<ref>مجمع البحرین، ج۳، ص۳۷۷، «فرح».</ref> بَشارت<ref> لسان العرب، ج۴، ص۶۲، «بشر».</ref>، حُبُور،<ref> الصحاح، ج۲، ص۶۲۰، «حبر».</ref> مَرَح،<ref>مفردات، ص۴۶۵؛ لسان العرب، ج۲، ص۵۹۱، «مرح».</ref> ابتهاج،<ref>مفردات، ص۱۴۸-۱۴۹؛ لسان العرب، ج۲، ص۲۱۷، «بهج».</ref> رَوح <ref>لسان العرب، ج۲، ص۴۵۹؛ تاج العروس، ج۴، ص۶۶، «روح».</ref> و نَعامه،<ref> لسان العرب، ج۱۲، ص۵۸۴؛ تاج العروس، ج۱۷، ص۶۹۴، «نعم».</ref> گرچه معنای دقیق این واژهها با یکدیگر تفاوتهایی نیز دارند؛ مثلاً حبور و [[بشارت]]، به شادیای گفته میشود که اثرش در صورت ظاهر شود. <ref>معجم الفروق اللغویه، ص۱۷۵. </ref> [[فرح]] بر خلاف سرور، گاهی به سبب [[لذت]] و [[منفعت]] خیالی است و نقیض آن نیز غمّ است. <ref> معجم الفروق اللغویه، ص۲۷۷. </ref> برخی گفتهاند: فرح با [[تکبّر]] و [[خودبینی]] همراه و از اینرو پیوسته [[مذموم]] است و سرور و حبور ناشی از قوّه [[تفکر]] و فرح برخاسته از قوّه [[شهوت]] است؛<ref>الکلیات، ص۵۰۸. </ref> | در [[زبان عربی]] واژههای فراوانی در معنای شادی و سرور یا گونه خاصی از آن به کار میروند؛ مانند فَرَح،<ref>مجمع البحرین، ج۳، ص۳۷۷، «فرح».</ref> بَشارت<ref> لسان العرب، ج۴، ص۶۲، «بشر».</ref>، حُبُور،<ref> الصحاح، ج۲، ص۶۲۰، «حبر».</ref> مَرَح،<ref>مفردات، ص۴۶۵؛ لسان العرب، ج۲، ص۵۹۱، «مرح».</ref> ابتهاج،<ref>مفردات، ص۱۴۸-۱۴۹؛ لسان العرب، ج۲، ص۲۱۷، «بهج».</ref> رَوح <ref>لسان العرب، ج۲، ص۴۵۹؛ تاج العروس، ج۴، ص۶۶، «روح».</ref> و نَعامه،<ref> لسان العرب، ج۱۲، ص۵۸۴؛ تاج العروس، ج۱۷، ص۶۹۴، «نعم».</ref> گرچه معنای دقیق این واژهها با یکدیگر تفاوتهایی نیز دارند؛ مثلاً حبور و [[بشارت]]، به شادیای گفته میشود که اثرش در صورت ظاهر شود. <ref>معجم الفروق اللغویه، ص۱۷۵. </ref> [[فرح]] بر خلاف سرور، گاهی به سبب [[لذت]] و [[منفعت]] خیالی است و نقیض آن نیز غمّ است. <ref> معجم الفروق اللغویه، ص۲۷۷. </ref> برخی گفتهاند: فرح با [[تکبّر]] و [[خودبینی]] همراه و از اینرو پیوسته [[مذموم]] است و سرور و حبور ناشی از قوّه [[تفکر]] و فرح برخاسته از قوّه [[شهوت]] است؛<ref>الکلیات، ص۵۰۸. </ref> | ||