پرش به محتوا

سرور در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۹۶۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۶ آوریل ۲۰۲۱
خط ۲۴: خط ۲۴:
شادی و سرور [[انسان‌ها]] در دنیا گاه امری برخاسته از [[طبیعت]] بشری است؛ ولی در موارد بسیاری، نوع [[جهان‌بینی]] و نگرش انسان به هستی، اعم از نگرش [[توحیدی]] یا غیر توحیدی و نیز اوصاف و حالات [[پسندیده]] یا [[ناپسند]] درونی وی موجب می‌شوند که در مواجهه با امور خاصی شاد شود، بنابراین می‌توان شادی انسان‌ها در دنیا را به سه قسم سرور برخاسته از طبیعت بشری، [[سرور]] ناشی از [[جهان‌بینی توحیدی]] و سرور ناشی از [[کفر]] و دنیازدگی قسمت کرد<ref>[[حسن حاجی‌شاه‌ولدی|حاجی‌شاه‌ولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref>:
شادی و سرور [[انسان‌ها]] در دنیا گاه امری برخاسته از [[طبیعت]] بشری است؛ ولی در موارد بسیاری، نوع [[جهان‌بینی]] و نگرش انسان به هستی، اعم از نگرش [[توحیدی]] یا غیر توحیدی و نیز اوصاف و حالات [[پسندیده]] یا [[ناپسند]] درونی وی موجب می‌شوند که در مواجهه با امور خاصی شاد شود، بنابراین می‌توان شادی انسان‌ها در دنیا را به سه قسم سرور برخاسته از طبیعت بشری، [[سرور]] ناشی از [[جهان‌بینی توحیدی]] و سرور ناشی از [[کفر]] و دنیازدگی قسمت کرد<ref>[[حسن حاجی‌شاه‌ولدی|حاجی‌شاه‌ولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref>:
===[[سرور]] برخاسته از [[طبیعت]] بشری===
===[[سرور]] برخاسته از [[طبیعت]] بشری===
[[انسان‌ها]] به گونه طبیعی از برخی امور شادمان می‌شوند که [[قرآن کریم]] به بعضی از آنها اشاره کرده است، چنان‌که در داستان گاو [[بنی‌اسرائیل]] از گاوی یاد کرده که رنگش زرد پررنگ یا خوش‌رنگ یا یکدست است؛<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۲۷۴؛ البحر المحیط، ج۱، ص۴۰۸. </ref> به گونه‌ای که تماشای آن بینندگان را مسرور می‌کند: «قالوا ادعُ لَنا رَبَّکَ یُبَیِّن لَنا ما لَونُها قالَ اِنَّهُ یَقولُ اِنَّها بَقَرَةٌ صَفراءُ فاقِعٌ لَونُها تَسُرُّ النّظِرین» (بقره / ۲، ۶۹) و وزیدن باد موافق و ملایم را موجب [[شادی]] کشتی‌نشینانی دانسته که این باد، کشتی آنان را به آرامی به سوی مقصد حرکت می‌دهد: «... حَتّی اِذا کُنتُم فِی الفُلکِ وجَرَینَ بِهِم بِریحٍ طَیِّبَةٍ وفَرِحوا بِها.».. ([[یونس]] / ۱۰، ۲۲) <ref>روض الجنان، ج۱۰، ص۱۲۵؛ زبدة التفاسیر، ج۳، ص۲۰۰. </ref> و [[بارش باران]] را باعث شادی انسان‌ها: «فَتَرَی الوَدقَ یَخرُجُ مِن خِللِهِ فَاِذا اَصَابَ بِهِ مَن یَشاءُ مِن عِبَادِهِ اِذا هُم یَستَبشِرون» ([[روم]] / ۳۰، ۴۸) و گیاهان و باغ‌ها را از اسباب خوشحالی‌آنان به شمار آورده است: «... تَرَی الاَرضَ هامِدَةً فَاِذا اَنزَلنا عَلَیهَا الماءَ اهتَزَّت ورَبَت واَنبَتَت مِن کُلِّ زَوجٍ بَهیج» ([[حجّ]] / ۲۲، ۵؛ نیز ق / ۵۰، ۷)؛ «... اَنزَلَ لَکُم مِنَ السَّماءِ ماءً فَاَنبَتنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهجَةٍ.»...
[[انسان‌ها]] به گونه طبیعی از برخی امور شادمان می‌شوند که [[قرآن کریم]] به بعضی از آنها اشاره کرده است، چنان‌که در داستان گاو [[بنی‌اسرائیل]] از گاوی یاد کرده که رنگش زرد پُررنگ یا خُوش‌رنگ یا یکدست است؛<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۲۷۴؛ البحر المحیط، ج۱، ص۴۰۸. </ref> به گونه‌ای که تماشای آن بینندگان را مسرور می‌کند: {{متن قرآن|قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاءُ فَاقِعٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِينَ}}<ref>«گفتند به خاطر ما از پروردگارت بخواه تا برای ما روشن کند چه رنگ است؟ گفت: او می‌فرماید که آن، گاوی است زرد، رنگ آن روشن است، بینندگان را شادی می‌بخشد» سوره بقره، آیه ۶۹.</ref> و وزیدن باد موافق و ملایم را موجب [[شادی]] کشتی‌نشینانی دانسته که این باد، کشتی آنان را به آرامی به سوی مقصد حرکت می‌دهد: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«اوست که شما را در خشکی و دریا می‌گرداند تا چون در کشتی‌ها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند (ناگهان) بادی تند بر آن کشتی‌ها وزد و موج از هر جا به ایشان رسد و دریابند که از هر سو گرفتار شده‌اند، خداوند را با پرستش خالصانه بخوانند که اگر ما را از این غرقاب برهانی از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره یونس، آیه ۲۲.</ref>.<ref>روض الجنان، ج۱۰، ص۱۲۵؛ زبدة التفاسیر، ج۳، ص۲۰۰. </ref> و [[بارش باران]] را باعث شادی انسان‌ها: {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاءِ كَيْفَ يَشَاءُ وَيَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ}}<ref>«خداوند است که بادها را می‌فرستد که ابرها را برمی‌انگیزد و آن را در آسمان هر گونه خواهد می‌گسترد و آن را پاره‌پاره می‌گرداند و آنگاه باران پیاپی را می‌نگری که از لابه‌لای آن بیرون می‌زند و چون (خداوند) آن را به کسانی از بندگانش که بخواهد برساند ناگهان شاد می‌شوند» سوره روم، آیه ۴۸.</ref> و گیاهان و باغ‌ها را از اسباب خوشحالی‌ آنان به شمار آورده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَمِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ}}<ref>«ای مردم! اگر در رستخیز تردیدی دارید (بنگرید که) ما شما را از خاکی آفریدیم آنگاه از نطفه‌ای سپس از دلمه خونی سرانجام از گوشتپاره‌ای به اندام یا بی‌اندام تا (حق را) برایتان روشن داریم و در زهدان‌ها آنچه را بخواهیم تا زمانی معیّن استوار می‌داریم سپس شما را که کودکی شده‌اید بیرون می‌آوریم سپس تا به برنایی برسید؛ و جان برخی از شما را می‌گیرند و برخی دیگر را به فرودین‌ترین سال‌های زندگانی باز می‌گردانند تا آنجا که پس از دانستن، چیزی نداند و زمین را سترون می‌بینی و چون بدان آب فرو فرستیم فرا می‌جنبد و برمی‌آید  و هر گونه  گیاه شادابی می‌رویاند» سوره حج، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ}}<ref>«و زمین را گستردیم و در آن کوهسارهایی گماردیم و در آن از هر گونه زیبا  گیاهی رویاندیم» سوره ق، آیه ۷.</ref>؛ {{متن قرآن|أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ}}<ref>«(آیا بت‌ها بهترند) یا آن کسی که آسمان‌ها و زمین را آفرید و برایتان از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن باغ‌هایی شادی‌انگیز  رویاندیم که شما را توان رویاندن درختان آنها نیست، آیا با خداوند، خدایی (دیگر) هست؟ (نه) بلکه اینان قومی کجروند» سوره نمل، آیه ۶۰.</ref> "استبشار" به معنای شادی <ref>لسان العرب، ج۴، ص۶۱-۶۲، «بشر».</ref> یا [[احساس]] شادی بشارت‌ دهنده است <ref>مفردات، ص۱۲۵، «بشر».</ref> و به گفته برخی [[مفسران]]، به [[خوشحالی]] شدیدی گفته می‌شود که اثر آن در چهره نمایان شود <ref>البحر المحیط، ج۹، ص۲۰۸؛ زبدة التفاسیر، ج۶، ص۸۶؛ التحریر والتنویر، ج۲۴، ص۱۰۴. </ref> و "بهجت"، در برخی منابع لغوی <ref> مفردات، ص۱۴۸-۱۴۹، «بهج».</ref> و [[تفسیری]] <ref>الکشاف، ج۳، ص۱۴۵؛ مجمع البحرین، ج۱، ص۲۵۶، «بهج».</ref> به خوش‌منظر و شادی‌آور معنا شده است.


(نمل / ۲۷، ۶۰) «استبشار» به معنای شادی <ref>لسان العرب، ج۴، ص۶۱-۶۲، «بشر».</ref> یا [[احساس]] شادی بشارت‌دهنده است <ref>مفردات، ص۱۲۵، «بشر».</ref> و به گفته برخی [[مفسران]]، به [[خوشحالی]] شدیدی گفته می‌شود که اثر آن در چهره نمایان شود <ref>البحر المحیط، ج۹، ص۲۰۸؛ زبدة التفاسیر، ج۶، ص۸۶؛ التحریر والتنویر، ج۲۴، ص۱۰۴. </ref> و «بهجت»، در برخی منابع لغوی <ref> مفردات، ص۱۴۸-۱۴۹، «بهج».</ref> و [[تفسیری]] <ref>الکشاف، ج۳، ص۱۴۵؛ مجمع البحرین، ج۱، ص۲۵۶، «بهج».</ref> به خوش‌منظر و شادی‌آور معنا شده است.
در قصه [[یوسف]]{{ع}} نیز فرستاده کاروان که دلو آب را به درون [[چاه]] انداخت، هنگامی که به جای آب با چهره زیبای [[یوسف]]{{ع}} روبه‌رو شد، این خبر را با [[شادی]] و [[تعجب]] به دیگران اعلام کرد: {{متن قرآن|وَجَاءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وَارِدَهُمْ فَأَدْلَى دَلْوَهُ قَالَ يَا بُشْرَى هَذَا غُلَامٌ وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و کاروانی از راه رسید و آبکش خود را (سر چاه) فرستادند، او دلو خود را افکند (و چون یوسف را بالا کشید) گفت: مژده! این یک پسر بچّه است و او را چون سرمایه‌ای پنهان داشتند و خداوند به آنچه انجام می‌دادند دانا بود» سوره یوسف، آیه ۱۹.</ref>.<ref> التفسیر الوسیط، ج۷، ص۳۳۲-۳۳۳؛ التحریر و التنویر، ج۱۲، ص۳۸-۳۹. </ref>  


در قصه [[یوسف]]{{ع}} نیز فرستاده کاروان که دلو آب را به درون [[چاه]] انداخت، هنگامی که به جای آب با چهره زیبای [[یوسف]]{{ع}} روبه‌رو شد، این خبر را با [[شادی]] و [[تعجب]] به دیگران اعلام کرد: «وجاءَت سَیّارَةٌ فَاَرسَلوا وارِدَهُم فَاَدلی دَلوَهُ قالَ یبُشری هذا غُلمٌ». (یوسف / ۱۲، ۱۹) <ref> التفسیر الوسیط، ج۷، ص۳۳۲-۳۳۳؛ التحریر و التنویر، ج۱۲، ص۳۸-۳۹. </ref> در آیاتی دیگر، [[کودکان]] خردسال مایه [[سرور]] و چشم‌روشنی دانسته شده‌اند، چنان‌که [[همسر فرعون]]، پس از دیدن [[موسی]]{{ع}} که [[کودکی]] خردسال و داخل صندوقچه‌ای بود که [[سربازان]] [[فرعون]] از آب گرفته بودند، وی را موجب شادی <ref>مجمع‌البحرین، ج۳، ص۴۸۳، «قرر»؛ التحریر و التنویر، ج۱۶، ص۲۸؛ التفسیر الوسیط، ج۱۰، ص۳۸۲. </ref> و روشنی چشم خود و فرعون به شمار آورد و از [[فرعونیان]] خواست به این [[امید]] که آنان را سودی دهد، یا او را به [[فرزندی]] گیرند، او را نکشند: «وقالَتِ امرَاَتُ فِرعَونَ قُرَّتُ عَینٍ لی ولَکَ لا تَقتُلوهُ عَسی اَن یَنفَعَنا اَو نَتَّخِذَهُ وَلَدًا». ([[قصص]] / ۲۸، ۹) «قَرَّتْ عینُه» بدین معناست که چشمش شاد شد و به کسی که موجب سرور شود، «قُرّة العَین» گفته می‌شود. گفته شده: اصل این تعبیر از «قُرّ» به معنای سردی و مفهوم آن خنک شدن چشم به سبب سرور است و به گفته‌ای اشکِ شادی، خنک و اشکِ [[اندوه]]، گرم است. <ref>مفردات، ص۶۶۳؛ معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۷؛ المصباح، ص۴۹۷، «قر».</ref> پس از آن [[خداوند]]، موسی{{ع}} را به آغوش مادرش بازگرداند تا موجب سرور <ref> التفسیر الکبیر، ج۲۲، ص۴۹؛ فتح‌القدیر، ج۳، ص۴۳۲. </ref> وی باشد: «فَرَدَدنهُ اِلی‌اُمِّهِ کَی تَقَرَّ عَینُها.»... (قصص / ۲۸، ۱۳؛ نیز طه / ۲۰، ۴۰) همچنین پس از [[تولد]] [[عیسی]]{{ع}} آثار اندوه بر چهره [[مریم]] علیهاالسلام آشکار شد. در این هنگام ندا آمد که از خرمای بالای سرت بخور و از چشمه آبی که زیر پایت جاری است بیاشام و از این [[الطاف الهی]] و تولّد فرزندت خوشحال باش: «فَکُلی واشرَبی وقَرّی عَینًا». (مریم / ۱۹، ۲۶) <ref> مجمع‌البیان، ج۶، ص۷۹۰-۷۹۱؛ التحریر و التنویر، ج۱۶، ص۲۸. </ref> گرچه شاد شدن [[انسان]] به امور یادشده، طبیعی است، بر اساس آموزه‌های [[قرآن کریم]]، [[انسان]] نباید به این‌گونه [[شادی‌ها]] دلخوش بوده و [[گمان]] کند آنها [[پایدار]] خواهند بود، چنان‌که در آیه۲۲ [[سوره یونس]] / ۱۰، پس از اشاره به شادمان شدن کشتی‌نشینان به باد ملایم، آمده است که ناگهان بادی تند و سهمگین می‌وزد و امواج از هر سو به سراغ آنان می‌آیند و چنان دانند که در محاصره افتاده‌اند...: «... وفَرِحوا بِها جاءَتها ریحٌ عاصِفٌ وجاءَهُمُ المَوجُ مِن کُلِّ مَکانٍ وظَنّوا اَنَّهُم اُحیطَ بِهِم.»... در آیه‌ای [[زندگی دنیا]] به گیاهانی [[تشبیه]] شده است که [[رشد]] آنها به وسیله [[باران]]، مایه [[شادی]] کشاورزان می‌شود؛ ولی پس از مدتی پژمرده، سپس زرد و در پایان خشک و شکسته می‌شوند: «اِعلَموا اَنَّمَا الحَیوةُ الدُّنیا... کَمَثَلِ غَیثٍ اَعجَبَ الکُفّارَ نَباتُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَرهُ مُصفَرًّا ثُمَّ یَکونُ حُطمًا». ([[حدید]] / ۵۷، ۲۰) اعجاب در لغت گاه به معنای [[شاد کردن]] یا استعاره از آن، یا ایجاد تعجّب همراه با شادی به کار می‌رود <ref>مفردات، ص۵۴۷؛ لسان العرب، ج۱، ص۵۸۱؛ قاموس قرآن، ج۴، ص۲۹۲، «عجب».</ref> و در این [[آیه]] نیز معنای [[شادمانی]] در آن لحاظ شده است <ref>تفسیر سمرقندی، ج۳، ص۴۰۸؛ تفسیر مراغی، ج۲۷، ص۱۷۷؛ التفسیر الوسیط، ج۱۴، ص۲۱۹. </ref> و مراد از «[[کفّار]]» در این آیه کشاورزان است،<ref> التبیان، ج۹، ص۵۳۰؛ تفسیر ابن کثیر، ج۸، ص۵۷. </ref> زیرا [[کفر]] در لغت به معنای پوشاندن چیزی است و از آن [[جهت]] که کشاورز دانه را در [[زمین]] می‌پوشاند، به او [[کافر]] گفته می‌شود. <ref>مفردات، ص۷۱۴؛ مجمع البحرین، ج۴، ص۵۲، «کفر».</ref> البته برخی، «[[کفار]]» در آیه را به کافرانِ در [[عقیده]] [[تفسیر]] کرده‌اند، زیرا کافر حسگراست و بیش از [[مؤمن]] به [[امور مادی]] و [[زینت]] [[دنیا]] خوشحال می‌شود. <ref> تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۱۸۹؛ زبدة التفاسیر، ج۶، ص۶۰۲. </ref> از دیدگاه [[قرآن]]، شادی‌های طبیعی نباید موجب شوند که مؤمن از [[امتثال]] [[فرمان‌های الهی]] سرباز زند، از این رو [[پرهیزگاران]] را کسانی معرفی کرده که در [[زمان]] [[خوشحالی]] و ناخوشی [[انفاق]] می‌کنند: «اَلَّذینَ یُنفِقونَ فِی السَّرّاءِ والضَّرّاءِ». ([[آل‌عمران]] / ۳، ۱۳۴) برخی [[مفسّران]]، «[[سرّاء]]» را به حال [[سرور]] و «[[ضرّاء]]» را به حال [[اندوه]] و غالباً آن دو را به هنگام [[راحتی]] و [[تنگدستی]] معنا کرده‌اند. <ref>التبیان، ج۲، ص۵۹۳؛ الکشاف، ج۱، ص۴۱۵؛ التفسیر الکبیر، ج۹، ص۳۶۶. </ref> همچنین [[ازدواج]] [[مؤمنان]] با [[مشرکان]] جایز نیست، حتی اگر از لحاظ [[ثروت]]، [[زیبایی]] یا نَسَب، خوش‌آیند و شگفت‌آور باشند: «ولا تَنکِحوا المُشرِکتِ حَتّی یُؤمِنَّ ولاََمَةٌ مُؤمِنَةٌ خَیرٌ مِن مُشرِکَةٍ ولَو اَعجَبَتکُم ولا تُنکِحوا المُشرِکینَ حَتّی یُؤمِنوا ولَعَبدٌ مُؤمِنٌ خَیرٌ مِن مُشرِکٍ ولَو اَعجَبَکُم.»... (بقره / ۲، ۲۲۱) <ref>مجمع‌البیان، ج۲، ص۵۶۱؛ کشف‌الاسرار، ج۱، ص۵۸۳؛ البحر المحیط، ج۲، ص۴۱۸-۴۱۹. </ref> در آیه‌ای نیز به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} اعلام شده که از این پس ازدواج با [[زنان]] دیگر برای تو جایز نیست، هرچند [[زیبایی]] آنان برایت خوش‌آیند و شگفت‌آور باشد: «لا یَحِلُّلَکَ النِّساءُ مِن بَعدُ ولا اَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِن اَزوجٍ ولَو اَعجَبَکَ حُسنُهُنَّ.»... ([[احزاب]] / ۳۳، ۵۲) <ref>روض الجنان، ج۱۶، ص۱۰-۱۱؛ روح البیان، ج۷، ص۲۱۰؛ نمونه، ج۱۷، ص۳۹۰-۳۹۵. </ref><ref>[[حسن حاجی‌شاه‌ولدی|حاجی‌شاه‌ولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref>
در آیاتی دیگر، [[کودکان]] خردسال مایه [[سرور]] و چشم‌روشنی دانسته شده‌اند، چنان‌که [[همسر فرعون]]، پس از دیدن [[موسی]]{{ع}} که [[کودکی]] خردسال و داخل صندوقچه‌ای بود که [[سربازان]] [[فرعون]] از آب گرفته بودند، وی را موجب شادی <ref>مجمع‌البحرین، ج۳، ص۴۸۳، «قرر»؛ التحریر و التنویر، ج۱۶، ص۲۸؛ التفسیر الوسیط، ج۱۰، ص۳۸۲. </ref> و روشنی چشم خود و فرعون به شمار آورد و از [[فرعونیان]] خواست به این [[امید]] که آنان را سودی دهد، یا او را به [[فرزندی]] گیرند، او را نکشند: {{متن قرآن|وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَلَكَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَنْ يَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ}}<ref>«و همسر فرعون گفت: روشنی چشمی برای من و توست، او را نکشید باشد که به ما سود رساند یا آنکه او را به فرزندی بگیریم و آنان  درنمی‌یافتند (که چه می‌کنند)» سوره قصص، آیه ۹.</ref> «قَرَّتْ عینُه» بدین معناست که چشمش شاد شد و به کسی که موجب سرور شود، «قُرّة العَین» گفته می‌شود. گفته شده: اصل این تعبیر از «قُرّ» به معنای سردی و مفهوم آن خنک شدن چشم به سبب سرور است و به گفته‌ای اشکِ شادی، خنک و اشکِ [[اندوه]]، گرم است. <ref>مفردات، ص۶۶۳؛ معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۷؛ المصباح، ص۴۹۷، «قر».</ref> پس از آن [[خداوند]]، موسی{{ع}} را به آغوش مادرش بازگرداند تا موجب سرور <ref> التفسیر الکبیر، ج۲۲، ص۴۹؛ فتح‌القدیر، ج۳، ص۴۳۲. </ref> وی باشد: «فَرَدَدنهُ اِلی‌اُمِّهِ کَی تَقَرَّ عَینُها.»... (قصص / ۲۸، ۱۳؛ نیز طه / ۲۰، ۴۰) همچنین پس از [[تولد]] [[عیسی]]{{ع}} آثار اندوه بر چهره [[مریم]] علیهاالسلام آشکار شد. در این هنگام ندا آمد که از خرمای بالای سرت بخور و از چشمه آبی که زیر پایت جاری است بیاشام و از این [[الطاف الهی]] و تولّد فرزندت خوشحال باش: «فَکُلی واشرَبی وقَرّی عَینًا». (مریم / ۱۹، ۲۶) <ref> مجمع‌البیان، ج۶، ص۷۹۰-۷۹۱؛ التحریر و التنویر، ج۱۶، ص۲۸. </ref> گرچه شاد شدن [[انسان]] به امور یادشده، طبیعی است، بر اساس آموزه‌های [[قرآن کریم]]، [[انسان]] نباید به این‌گونه [[شادی‌ها]] دلخوش بوده و [[گمان]] کند آنها [[پایدار]] خواهند بود، چنان‌که در آیه۲۲ [[سوره یونس]] / ۱۰، پس از اشاره به شادمان شدن کشتی‌نشینان به باد ملایم، آمده است که ناگهان بادی تند و سهمگین می‌وزد و امواج از هر سو به سراغ آنان می‌آیند و چنان دانند که در محاصره افتاده‌اند...: «... وفَرِحوا بِها جاءَتها ریحٌ عاصِفٌ وجاءَهُمُ المَوجُ مِن کُلِّ مَکانٍ وظَنّوا اَنَّهُم اُحیطَ بِهِم.»... در آیه‌ای [[زندگی دنیا]] به گیاهانی [[تشبیه]] شده است که [[رشد]] آنها به وسیله [[باران]]، مایه [[شادی]] کشاورزان می‌شود؛ ولی پس از مدتی پژمرده، سپس زرد و در پایان خشک و شکسته می‌شوند: «اِعلَموا اَنَّمَا الحَیوةُ الدُّنیا... کَمَثَلِ غَیثٍ اَعجَبَ الکُفّارَ نَباتُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَرهُ مُصفَرًّا ثُمَّ یَکونُ حُطمًا». ([[حدید]] / ۵۷، ۲۰) اعجاب در لغت گاه به معنای [[شاد کردن]] یا استعاره از آن، یا ایجاد تعجّب همراه با شادی به کار می‌رود <ref>مفردات، ص۵۴۷؛ لسان العرب، ج۱، ص۵۸۱؛ قاموس قرآن، ج۴، ص۲۹۲، «عجب».</ref> و در این [[آیه]] نیز معنای [[شادمانی]] در آن لحاظ شده است <ref>تفسیر سمرقندی، ج۳، ص۴۰۸؛ تفسیر مراغی، ج۲۷، ص۱۷۷؛ التفسیر الوسیط، ج۱۴، ص۲۱۹. </ref> و مراد از «[[کفّار]]» در این آیه کشاورزان است،<ref> التبیان، ج۹، ص۵۳۰؛ تفسیر ابن کثیر، ج۸، ص۵۷. </ref> زیرا [[کفر]] در لغت به معنای پوشاندن چیزی است و از آن [[جهت]] که کشاورز دانه را در [[زمین]] می‌پوشاند، به او [[کافر]] گفته می‌شود. <ref>مفردات، ص۷۱۴؛ مجمع البحرین، ج۴، ص۵۲، «کفر».</ref> البته برخی، «[[کفار]]» در آیه را به کافرانِ در [[عقیده]] [[تفسیر]] کرده‌اند، زیرا کافر حسگراست و بیش از [[مؤمن]] به [[امور مادی]] و [[زینت]] [[دنیا]] خوشحال می‌شود. <ref> تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۱۸۹؛ زبدة التفاسیر، ج۶، ص۶۰۲. </ref> از دیدگاه [[قرآن]]، شادی‌های طبیعی نباید موجب شوند که مؤمن از [[امتثال]] [[فرمان‌های الهی]] سرباز زند، از این رو [[پرهیزگاران]] را کسانی معرفی کرده که در [[زمان]] [[خوشحالی]] و ناخوشی [[انفاق]] می‌کنند: «اَلَّذینَ یُنفِقونَ فِی السَّرّاءِ والضَّرّاءِ». ([[آل‌عمران]] / ۳، ۱۳۴) برخی [[مفسّران]]، «[[سرّاء]]» را به حال [[سرور]] و «[[ضرّاء]]» را به حال [[اندوه]] و غالباً آن دو را به هنگام [[راحتی]] و [[تنگدستی]] معنا کرده‌اند. <ref>التبیان، ج۲، ص۵۹۳؛ الکشاف، ج۱، ص۴۱۵؛ التفسیر الکبیر، ج۹، ص۳۶۶. </ref> همچنین [[ازدواج]] [[مؤمنان]] با [[مشرکان]] جایز نیست، حتی اگر از لحاظ [[ثروت]]، [[زیبایی]] یا نَسَب، خوش‌آیند و شگفت‌آور باشند: «ولا تَنکِحوا المُشرِکتِ حَتّی یُؤمِنَّ ولاََمَةٌ مُؤمِنَةٌ خَیرٌ مِن مُشرِکَةٍ ولَو اَعجَبَتکُم ولا تُنکِحوا المُشرِکینَ حَتّی یُؤمِنوا ولَعَبدٌ مُؤمِنٌ خَیرٌ مِن مُشرِکٍ ولَو اَعجَبَکُم.»... (بقره / ۲، ۲۲۱) <ref>مجمع‌البیان، ج۲، ص۵۶۱؛ کشف‌الاسرار، ج۱، ص۵۸۳؛ البحر المحیط، ج۲، ص۴۱۸-۴۱۹. </ref> در آیه‌ای نیز به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} اعلام شده که از این پس ازدواج با [[زنان]] دیگر برای تو جایز نیست، هرچند [[زیبایی]] آنان برایت خوش‌آیند و شگفت‌آور باشد: «لا یَحِلُّلَکَ النِّساءُ مِن بَعدُ ولا اَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِن اَزوجٍ ولَو اَعجَبَکَ حُسنُهُنَّ.»... ([[احزاب]] / ۳۳، ۵۲) <ref>روض الجنان، ج۱۶، ص۱۰-۱۱؛ روح البیان، ج۷، ص۲۱۰؛ نمونه، ج۱۷، ص۳۹۰-۳۹۵. </ref><ref>[[حسن حاجی‌شاه‌ولدی|حاجی‌شاه‌ولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref>
===[[سرور]] ناشی از [[جهان بینی]] [[توحیدی]]===
===[[سرور]] ناشی از [[جهان بینی]] [[توحیدی]]===
برپایه دیدگاه توحیدی، سرور در صورتی [[پسندیده]] است که موافق [[رضای خدا]] و در مسیر [[سعادت حقیقی]] باشد، از این رو [[قرآن کریم]] از [[انسان‌ها]] می‌خواهد که تنها به [[فضل]] و [[رحمت]] [[پروردگار]] شادمان شوند و آن را بهتر از [[اموال]] گردآوری شده معرفی می‌کند: «قُل بِفَضلِ اللّهِ وبِرَحمَتِهِ فَبِذلِکَ فَلیَفرَحوا هُوَ خَیرٌ مِمّا یَجمَعون». ([[یونس]] / ۱۰، ۵۸) آرای [[مفسران]] درباره مقصود از فضل و [[رحمت خدا]] در این [[آیه]] گوناگون است؛<ref>زاد المسیر، ج۲، ص۳۳۵-۳۳۶. </ref> مثلاً برخی، مقصود از آن دو را فرو فرستادن قرآن کریم <ref>روح البیان، ج۴، ص۵۴. </ref> و برخی، مراد از فضل را [[قرآن]] و منظور از رحمت را [[اسلام]] و بعضی برعکس دانسته‌اند؛<ref>تفسیر ابن ابی حاتم، ج۶، ص۱۹۵۹؛ تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۱۲۱؛ البحر المحیط، ج۶، ص۷۴-۷۵. </ref> ولی به نظر می‌رسد [[فضل]] و [[رحمت]] در این [[آیه]] به معنای عام خود به کار رفته‌اند و می‌توانند همه این موارد را در بر گیرند،<ref>فتح القدیر، ج۲، ص۵۱۶؛ نمونه، ج۸، ص۳۲۲-۳۲۳. </ref> چنان‌که به گفته برخی بعید نیست مراد از فضل [[خدا]] عطای عام او بر همگان و مقصود از رحمت الهی‌عطای خاص وی بر [[مؤمنان]] باشد که شایسته‌تر آن است که [[انسان]] با حصول هر دوی آنها شادمان شود. <ref> المیزان، ج۱۰، ص۸۲. </ref> در روایتی نیز فضل خدا بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[رحمت خدا]] بر [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} [[تطبیق]] شده است. <ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۳۱۳. </ref> در آیاتی دیگر به برخی از مصادیق فضل و رحمت خدا که موجب [[سرور]] مؤمنان می‌شوند، به صورت مشخص‌تری اشاره شده است، چنان‌که در آیه‌ای پس از اشاره به اینکه خدا، [[جان‌ها]] و مال‌های مؤمنان را به بهای [[بهشت]] از آنان می‌خرد، از ایشان خواسته تا به این [[خرید و فروش]] پرسود، بسیار شادمان باشند: «اِنَّ اللّهَ اشتَری مِنَ المُؤمِنینَ اَنفُسَهُم واَمولَهُم بِاَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ... فَاستَبشِروا بِبَیعِکُمُ الَّذی بایَعتُم بِهِ.».. ([[توبه]] / ۹، ۱۱۱) <ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۱۴. </ref> و نیز مؤمنان [[صدر اسلام]]، هرگاه سوره‌ای نازل می‌شد، آن را زمینه‌ساز [[تکامل]] و ارتفاع [[درجه]] خویش به شمار آورده، بدان شادمان می‌شدند: «واِذا ما اُنزِلَت سورَةٌ... فَاَمَّا الَّذینَ ءامَنوا فَزادَتهُم ایمنًا وهُم یَستَبشِرون» (توبه / ۹، ۱۲۴)؛ <ref> التبیان، ج۵، ص۳۲۵؛ روح المعانی، ج۶، ص۴۷؛ المیزان، ج۹، ص۴۱۰. </ref> همچنین کسانی که خدا به آنان کتاب داده، با [[نزول قرآن]] شاد می‌شدند: «والَّذینَ ءاتَینهُمُ الکِتبَ یَفرَحونَ بِما اُنزِلَ اِلَیکَ». (رعد / ۱۳، ۳۶) برخی، مقصود از «الَّذینَ.».. را مؤمنان و حق‌طلبان از [[یهود]] و [[نصارا]] <ref>الکشاف، ج۲، ص۵۳۳؛ روح المعانی، ج۷، ص۱۵۶؛ نمونه، ج۱۰، ص۲۳۳. </ref> و برخی، [[مسلمانان]] دانسته‌اند. <ref>تفسیر ثعلبی، ج۵، ص۲۹۵؛ تفسیر بغوی، ج۳، ص۲۵؛ التحریر و التنویر، ج۱۲، ص۱۹۶. </ref> در آیه‌ای نیز به بیان تمثیلی از [[انجیل]] در [[وصف]] [[یاران]] [[حقیقی]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پرداخته شده که در آن [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} به زراعتی [[تشبیه]] شده‌اند که جوانه می‌زند و با پیمودن مراحل [[رشد]]، ساقه‌ای [[استوار]] یافته، به گونه‌ای بر پای خود می‌ایستد که [[شادی]] کشاورزان را برمی‌انگیزد: «... ومَثَلُهُم فِی الاِنجیلِ کَزَرعٍ اَخرَجَ شَطئَهُ فَئازَرَهُ فَاستَغلَظَ فَاستَوی عَلی سوقِهِ یُعجِبُ الزُّرّاعَ.»... ([[فتح]] / ۴۸، ۲۹) <ref>روح البیان، ج۹، ص۵۸-۵۹. </ref> مراد از این [[تمثیل]] این است که [[رسول اکرم]]{{صل}} با دیدن یارانی که آنان را در سایه [[افکار]] و [[رهبری]] خویش پرورش داده بود، مسرور می‌شد. <ref>من هدی القرآن، ج۱۳، ص۳۴۷. </ref> [[یاری خدا]] از دیگر اموری است که سبب شادی [[مؤمنان]] می‌شود: «غُلِبَتِ الرّوم * فی اَدنَی الاَرضِ وهُم مِن بَعدِ غَلَبِهِم سَیَغلِبون * فی بِضعِ سِنینَ لِلّهِ الاَمرُ مِن قَبلُ ومِن بَعدُ ویَومَئِذٍ یَفرَحُ المُؤمِنون * بِنَصرِ اللّهِ.»... ([[روم]] / ۳۰، ۲ - ۵) به گفته [[مفسران]]، زمانی که [[فارس]] بر روم [[پیروز]] شد، [[مشرکان]] [[مکه]] از [[شکست]] [[رومیان]] که [[اهل کتاب]] بودند، خوشحال شده، آن را [[نشانه]] [[پیروزی]] خود بر [[مسلمانان]] به شمار آوردند. در این هنگام [[آیات]] یادشده نازل شدند و از پیروزی رومیان در چند سال [[آینده]] خبر دادند و اعلام کردند که در آن [[روز]] مؤمنان از یاری خدا شاد خواهند شد. [[منابع تفسیری]]، سبب [[خوشحالی]] مؤمنان را اموری چون پیروزی رومیان و دفع [[فارسیان]] از [[بیت‌المقدس]]، آشکار شدن [[درستی]] [[پیش‌بینی]] [[خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} و بطلان [[پندار]] مشرکان، همزمان شدن این پیروزی با پیروزی مسلمانان در [[جنگ بدر]] یا [[صلح حدیبیه]] و مقدمه بودن تحقق این [[وعده الهی]] برای پیروزی‌های بعدی مؤمنان بر مشرکان دانسته‌اند. <ref>مجمع البیان، ج۸، ص۴۶۰؛ التسهیل، ج۲، ص۱۳۰؛ نمونه، ج۱۶، ص۳۶۳. </ref>[[سرور]] انسان‌های [[مؤمن]] از خویشاوندانشان نیز باید در راستای دیدگاه [[توحیدی]] آنان باشد، از این رو [[بندگان]] ویژه خدا از او می‌خواهند که به [[همسران]] و فرزندانشان [[توفیق]] [[اطاعت الهی]] و کسب [[فضایل]] دهد، تا مایه [[شادی]] و چشم‌روشنی آنان باشند: «والَّذینَ یَقولونَ رَبَّنا هَب لَنا مِن اَزوجِنا وذُرّیّتِنا قُرَّةَ اَعیُنٍ». ([[فرقان]]/ ۲۵، ۷۴) <ref> التبیان، ج۷، ص۵۱۲؛ روح البیان، ج۶، ص۲۵۲؛ الصافی، ج۴، ص۲۶. </ref> در آیه‌ای نیز پس از بیان اینکه [[حکم]] تقسیم مساوی اوقات میان [[همسران]]، که بر مردان [[مؤمن]] [[واجب]] است، از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} برداشته شده و آن [[حضرت]] می‌تواند موعد هر یک از همسرانش را که خواست، به تأخیر اندازد و هر یک از آنان را که خواست نزد خود طلبد، این حکم را مایه شادی [[همسران رسول خدا]] به شمار آورده است: «تُرجی مَن تَشاءُ مِنهُنَّ و تُئوی اِلَیکَ مَن تَشاءُ و مَنِابتَغَیتَ مِمَّن عَزَلتَ فَلا جُناحَ عَلَیکَ ذلک اَدنی اَن تَقَرَّ اَعیُنُهُنَّ.»... ([[احزاب]] / ۳۳، ۵۱) [[راز]] [[خوشحالی]] و شادی همسران چنین بیان شده که آنان با پذیرش این امر، در برابر [[حکم الهی]] که برای [[مصالح]] مهمی [[تشریع]] شده است، [[تسلیم]] خواهند شد. <ref>جامع‌البیان، ج۲۲، ص۲۰؛ الکشاف، ج۳، ص۵۵۲؛ نمونه، ج۱۷، ۳۸۵-۳۸۷. </ref> وجوه دیگری را نیز در تبیین [[راز]] این خوشحالی گفته‌اند؛<ref> مجمع البیان، ج۸، ص۵۷۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج۶، ص۳۹۵. </ref> مثلاً کسی که مقدم می‌شد شاد می‌گشت و کسی که مؤخر می‌شد [[امیدوار]] بود که در زمانی دیگر مقدم شود. <ref> المیزان، ج۱۶، ص۳۳۶. </ref><ref>[[حسن حاجی‌شاه‌ولدی|حاجی‌شاه‌ولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref>
برپایه دیدگاه توحیدی، سرور در صورتی [[پسندیده]] است که موافق [[رضای خدا]] و در مسیر [[سعادت حقیقی]] باشد، از این رو [[قرآن کریم]] از [[انسان‌ها]] می‌خواهد که تنها به [[فضل]] و [[رحمت]] [[پروردگار]] شادمان شوند و آن را بهتر از [[اموال]] گردآوری شده معرفی می‌کند: «قُل بِفَضلِ اللّهِ وبِرَحمَتِهِ فَبِذلِکَ فَلیَفرَحوا هُوَ خَیرٌ مِمّا یَجمَعون». ([[یونس]] / ۱۰، ۵۸) آرای [[مفسران]] درباره مقصود از فضل و [[رحمت خدا]] در این [[آیه]] گوناگون است؛<ref>زاد المسیر، ج۲، ص۳۳۵-۳۳۶. </ref> مثلاً برخی، مقصود از آن دو را فرو فرستادن قرآن کریم <ref>روح البیان، ج۴، ص۵۴. </ref> و برخی، مراد از فضل را [[قرآن]] و منظور از رحمت را [[اسلام]] و بعضی برعکس دانسته‌اند؛<ref>تفسیر ابن ابی حاتم، ج۶، ص۱۹۵۹؛ تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۱۲۱؛ البحر المحیط، ج۶، ص۷۴-۷۵. </ref> ولی به نظر می‌رسد [[فضل]] و [[رحمت]] در این [[آیه]] به معنای عام خود به کار رفته‌اند و می‌توانند همه این موارد را در بر گیرند،<ref>فتح القدیر، ج۲، ص۵۱۶؛ نمونه، ج۸، ص۳۲۲-۳۲۳. </ref> چنان‌که به گفته برخی بعید نیست مراد از فضل [[خدا]] عطای عام او بر همگان و مقصود از رحمت الهی‌عطای خاص وی بر [[مؤمنان]] باشد که شایسته‌تر آن است که [[انسان]] با حصول هر دوی آنها شادمان شود. <ref> المیزان، ج۱۰، ص۸۲. </ref> در روایتی نیز فضل خدا بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[رحمت خدا]] بر [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} [[تطبیق]] شده است. <ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۳۱۳. </ref> در آیاتی دیگر به برخی از مصادیق فضل و رحمت خدا که موجب [[سرور]] مؤمنان می‌شوند، به صورت مشخص‌تری اشاره شده است، چنان‌که در آیه‌ای پس از اشاره به اینکه خدا، [[جان‌ها]] و مال‌های مؤمنان را به بهای [[بهشت]] از آنان می‌خرد، از ایشان خواسته تا به این [[خرید و فروش]] پرسود، بسیار شادمان باشند: «اِنَّ اللّهَ اشتَری مِنَ المُؤمِنینَ اَنفُسَهُم واَمولَهُم بِاَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ... فَاستَبشِروا بِبَیعِکُمُ الَّذی بایَعتُم بِهِ.».. ([[توبه]] / ۹، ۱۱۱) <ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۱۴. </ref> و نیز مؤمنان [[صدر اسلام]]، هرگاه سوره‌ای نازل می‌شد، آن را زمینه‌ساز [[تکامل]] و ارتفاع [[درجه]] خویش به شمار آورده، بدان شادمان می‌شدند: «واِذا ما اُنزِلَت سورَةٌ... فَاَمَّا الَّذینَ ءامَنوا فَزادَتهُم ایمنًا وهُم یَستَبشِرون» (توبه / ۹، ۱۲۴)؛ <ref> التبیان، ج۵، ص۳۲۵؛ روح المعانی، ج۶، ص۴۷؛ المیزان، ج۹، ص۴۱۰. </ref> همچنین کسانی که خدا به آنان کتاب داده، با [[نزول قرآن]] شاد می‌شدند: «والَّذینَ ءاتَینهُمُ الکِتبَ یَفرَحونَ بِما اُنزِلَ اِلَیکَ». (رعد / ۱۳، ۳۶) برخی، مقصود از «الَّذینَ.».. را مؤمنان و حق‌طلبان از [[یهود]] و [[نصارا]] <ref>الکشاف، ج۲، ص۵۳۳؛ روح المعانی، ج۷، ص۱۵۶؛ نمونه، ج۱۰، ص۲۳۳. </ref> و برخی، [[مسلمانان]] دانسته‌اند. <ref>تفسیر ثعلبی، ج۵، ص۲۹۵؛ تفسیر بغوی، ج۳، ص۲۵؛ التحریر و التنویر، ج۱۲، ص۱۹۶. </ref> در آیه‌ای نیز به بیان تمثیلی از [[انجیل]] در [[وصف]] [[یاران]] [[حقیقی]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پرداخته شده که در آن [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} به زراعتی [[تشبیه]] شده‌اند که جوانه می‌زند و با پیمودن مراحل [[رشد]]، ساقه‌ای [[استوار]] یافته، به گونه‌ای بر پای خود می‌ایستد که [[شادی]] کشاورزان را برمی‌انگیزد: «... ومَثَلُهُم فِی الاِنجیلِ کَزَرعٍ اَخرَجَ شَطئَهُ فَئازَرَهُ فَاستَغلَظَ فَاستَوی عَلی سوقِهِ یُعجِبُ الزُّرّاعَ.»... ([[فتح]] / ۴۸، ۲۹) <ref>روح البیان، ج۹، ص۵۸-۵۹. </ref> مراد از این [[تمثیل]] این است که [[رسول اکرم]]{{صل}} با دیدن یارانی که آنان را در سایه [[افکار]] و [[رهبری]] خویش پرورش داده بود، مسرور می‌شد. <ref>من هدی القرآن، ج۱۳، ص۳۴۷. </ref> [[یاری خدا]] از دیگر اموری است که سبب شادی [[مؤمنان]] می‌شود: «غُلِبَتِ الرّوم * فی اَدنَی الاَرضِ وهُم مِن بَعدِ غَلَبِهِم سَیَغلِبون * فی بِضعِ سِنینَ لِلّهِ الاَمرُ مِن قَبلُ ومِن بَعدُ ویَومَئِذٍ یَفرَحُ المُؤمِنون * بِنَصرِ اللّهِ.»... ([[روم]] / ۳۰، ۲ - ۵) به گفته [[مفسران]]، زمانی که [[فارس]] بر روم [[پیروز]] شد، [[مشرکان]] [[مکه]] از [[شکست]] [[رومیان]] که [[اهل کتاب]] بودند، خوشحال شده، آن را [[نشانه]] [[پیروزی]] خود بر [[مسلمانان]] به شمار آوردند. در این هنگام [[آیات]] یادشده نازل شدند و از پیروزی رومیان در چند سال [[آینده]] خبر دادند و اعلام کردند که در آن [[روز]] مؤمنان از یاری خدا شاد خواهند شد. [[منابع تفسیری]]، سبب [[خوشحالی]] مؤمنان را اموری چون پیروزی رومیان و دفع [[فارسیان]] از [[بیت‌المقدس]]، آشکار شدن [[درستی]] [[پیش‌بینی]] [[خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} و بطلان [[پندار]] مشرکان، همزمان شدن این پیروزی با پیروزی مسلمانان در [[جنگ بدر]] یا [[صلح حدیبیه]] و مقدمه بودن تحقق این [[وعده الهی]] برای پیروزی‌های بعدی مؤمنان بر مشرکان دانسته‌اند. <ref>مجمع البیان، ج۸، ص۴۶۰؛ التسهیل، ج۲، ص۱۳۰؛ نمونه، ج۱۶، ص۳۶۳. </ref>[[سرور]] انسان‌های [[مؤمن]] از خویشاوندانشان نیز باید در راستای دیدگاه [[توحیدی]] آنان باشد، از این رو [[بندگان]] ویژه خدا از او می‌خواهند که به [[همسران]] و فرزندانشان [[توفیق]] [[اطاعت الهی]] و کسب [[فضایل]] دهد، تا مایه [[شادی]] و چشم‌روشنی آنان باشند: «والَّذینَ یَقولونَ رَبَّنا هَب لَنا مِن اَزوجِنا وذُرّیّتِنا قُرَّةَ اَعیُنٍ». ([[فرقان]]/ ۲۵، ۷۴) <ref> التبیان، ج۷، ص۵۱۲؛ روح البیان، ج۶، ص۲۵۲؛ الصافی، ج۴، ص۲۶. </ref> در آیه‌ای نیز پس از بیان اینکه [[حکم]] تقسیم مساوی اوقات میان [[همسران]]، که بر مردان [[مؤمن]] [[واجب]] است، از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} برداشته شده و آن [[حضرت]] می‌تواند موعد هر یک از همسرانش را که خواست، به تأخیر اندازد و هر یک از آنان را که خواست نزد خود طلبد، این حکم را مایه شادی [[همسران رسول خدا]] به شمار آورده است: «تُرجی مَن تَشاءُ مِنهُنَّ و تُئوی اِلَیکَ مَن تَشاءُ و مَنِابتَغَیتَ مِمَّن عَزَلتَ فَلا جُناحَ عَلَیکَ ذلک اَدنی اَن تَقَرَّ اَعیُنُهُنَّ.»... ([[احزاب]] / ۳۳، ۵۱) [[راز]] [[خوشحالی]] و شادی همسران چنین بیان شده که آنان با پذیرش این امر، در برابر [[حکم الهی]] که برای [[مصالح]] مهمی [[تشریع]] شده است، [[تسلیم]] خواهند شد. <ref>جامع‌البیان، ج۲۲، ص۲۰؛ الکشاف، ج۳، ص۵۵۲؛ نمونه، ج۱۷، ۳۸۵-۳۸۷. </ref> وجوه دیگری را نیز در تبیین [[راز]] این خوشحالی گفته‌اند؛<ref> مجمع البیان، ج۸، ص۵۷۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج۶، ص۳۹۵. </ref> مثلاً کسی که مقدم می‌شد شاد می‌گشت و کسی که مؤخر می‌شد [[امیدوار]] بود که در زمانی دیگر مقدم شود. <ref> المیزان، ج۱۶، ص۳۳۶. </ref><ref>[[حسن حاجی‌شاه‌ولدی|حاجی‌شاه‌ولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref>
خط ۳۹: خط ۳۹:
==== [[پیشگیری]] و درمان====
==== [[پیشگیری]] و درمان====
یکی از راه‌های پیشگیری از [[سرور]] [[ناپسند]] و درمان آن، توجه و [[باور]] به [[قضا و قدر الهی]] است، چنان‌که [[قرآن]] با اشاره به اینکه هیچ مصیبتی به [[انسان]] نمی‌رسد، مگر آنکه پیش از وقوع، در [[کتابی]] نوشته شده است ([[حدید]] / ۵۷، ۲۲)، غرض از این بیان را آن دانسته که [[انسان‌ها]] بر آنچه از دست آنان رفته، [[اندوه]] مخورند و بدانچه بدیشان داده شده، شادمان نشوند: «لِکَیلا تَأسَوا عَلی ما فاتَکُم ولا تَفرَحوا بِما ءاتکُم» (حدید / ۵۷، ۲۳)، زیرا انسان اگر بداند خیری برای وی نوشته شده و بدون [[شک]] به او خواهد رسید، از رسیدن آن بیش از حدّ و به گونه ناپسند خوشحال نخواهد شد. <ref>الکشاف، ج۴، ص۴۷۹؛ تفسیر صدر المتالهین، ج۶، ص۲۵۸-۲۵۹؛ تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۱۸۹. </ref> در آیه‌ای دیگر پس از اشاره به حال انسان‌های ظاهربین و سطحی‌نگر <ref>المیزان، ج۱۶، ص۱۸۴. </ref> که با رسیدن رحمتی از سوی [[خدا]] شاد می‌شوند، چنان‌که با رسیدن [[بدی]] و رنجی که دستاورد خودشان است، [[ناامید]] می‌گردند: «واِذا اَذَقنَا النّاسَ رَحمَةً فَرِحوا بِها واِن تُصِبهُم سَیِّئَةٌ بِما قَدَّمَت اَیدیهِم اِذا هُم یَقنَطون» ([[روم]] / ۳۰، ۳۶)، توجه [[مؤمنان]] را به [[مشیت]] خدا معطوف کرده و فرموده است: آیا ندیده‌اند که خدا روزی را برای هر که بخواهد، فراخ یا تنگ می‌گرداند: «اَوَ لَم‌یَرَوا اَنَّ اللّهَ یَبسُطُ الرِّزقَ لِمَن یَشاءُ ویَقدِرُ اِنَّ فی‌ذلِکَ لَآیتٍ لِقَومٍ یُؤمِنون» (روم / ۳۰، ۳۷)، بنابراین [[آسانی]] و [[سختی]] هر دو از سوی خدا و براساس [[حکمت]] و برای [[تربیت]] بندگان‌اند و انسان باید هنگام آسانی، سپاسگزار خدا باشد و هنگام سختی به سوی او [[تضرع]] کند،<ref>تفسیر مراغی، ج۲۱، ص۵۰. </ref> چنان‌که در جایی دیگر پس از اشاره به دو حالت [[ناپسند]] پیش‌گفته برای [[انسان]] معمولی ([[هود]] / ۱۱، ۹ - ۱۰)، [[اهل]] [[صبر]] و [[اعمال صالح]] را که در [[سختی‌ها]] [[پایداری]] می‌ورزند و در آسانی‌ها شکرگزارند، استثنا کرده و به آنان [[آمرزش]] و [[پاداش]] بزرگ [[وعده]] داده است: «اِلاَّ الَّذینَ صَبَروا وعَمِلوا الصّلِحتِ اُولئکَ لَهُم مَغفِرَةٌ واَجرٌ کَبیر». (هود / ۱۱، ۱۱) <ref>زبدة التفاسیر، ج۳، ص۲۵۹؛ روح‌المعانی، ج۶، ص۲۱۶-۲۱۷. </ref> در آیه‌ای نیز بنا بر قولی، با توجه دادن [[انسان‌ها]] به ناتوانیشان، از [[سرور]] ناپسند [[نهی]] شده و آمده است که با سرمستی و [[شادی]] بیش از حد در [[زمین]] [[راه]] [[مرو]] که زمین را نتوانی شکافت و در بلندی به کوه‌ها نتوانی رسید: «ولا تَمشِ فِی الاَرضِ مَرَحًا اِنَّکَ لَن تَخرِقَ الاَرضَ ولَن تَبلُغَ الجِبالَ طولا». ([[اسراء]] / ۱۷، ۳۷) <ref> المحرر الوجیز، ج۳، ص۴۵۶؛ مجمع البیان، ج۶، ص۶۴۱؛ المیزان، ج۱۳، ص۹۶-۹۷. </ref><ref>[[حسن حاجی‌شاه‌ولدی|حاجی‌شاه‌ولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref>
یکی از راه‌های پیشگیری از [[سرور]] [[ناپسند]] و درمان آن، توجه و [[باور]] به [[قضا و قدر الهی]] است، چنان‌که [[قرآن]] با اشاره به اینکه هیچ مصیبتی به [[انسان]] نمی‌رسد، مگر آنکه پیش از وقوع، در [[کتابی]] نوشته شده است ([[حدید]] / ۵۷، ۲۲)، غرض از این بیان را آن دانسته که [[انسان‌ها]] بر آنچه از دست آنان رفته، [[اندوه]] مخورند و بدانچه بدیشان داده شده، شادمان نشوند: «لِکَیلا تَأسَوا عَلی ما فاتَکُم ولا تَفرَحوا بِما ءاتکُم» (حدید / ۵۷، ۲۳)، زیرا انسان اگر بداند خیری برای وی نوشته شده و بدون [[شک]] به او خواهد رسید، از رسیدن آن بیش از حدّ و به گونه ناپسند خوشحال نخواهد شد. <ref>الکشاف، ج۴، ص۴۷۹؛ تفسیر صدر المتالهین، ج۶، ص۲۵۸-۲۵۹؛ تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۱۸۹. </ref> در آیه‌ای دیگر پس از اشاره به حال انسان‌های ظاهربین و سطحی‌نگر <ref>المیزان، ج۱۶، ص۱۸۴. </ref> که با رسیدن رحمتی از سوی [[خدا]] شاد می‌شوند، چنان‌که با رسیدن [[بدی]] و رنجی که دستاورد خودشان است، [[ناامید]] می‌گردند: «واِذا اَذَقنَا النّاسَ رَحمَةً فَرِحوا بِها واِن تُصِبهُم سَیِّئَةٌ بِما قَدَّمَت اَیدیهِم اِذا هُم یَقنَطون» ([[روم]] / ۳۰، ۳۶)، توجه [[مؤمنان]] را به [[مشیت]] خدا معطوف کرده و فرموده است: آیا ندیده‌اند که خدا روزی را برای هر که بخواهد، فراخ یا تنگ می‌گرداند: «اَوَ لَم‌یَرَوا اَنَّ اللّهَ یَبسُطُ الرِّزقَ لِمَن یَشاءُ ویَقدِرُ اِنَّ فی‌ذلِکَ لَآیتٍ لِقَومٍ یُؤمِنون» (روم / ۳۰، ۳۷)، بنابراین [[آسانی]] و [[سختی]] هر دو از سوی خدا و براساس [[حکمت]] و برای [[تربیت]] بندگان‌اند و انسان باید هنگام آسانی، سپاسگزار خدا باشد و هنگام سختی به سوی او [[تضرع]] کند،<ref>تفسیر مراغی، ج۲۱، ص۵۰. </ref> چنان‌که در جایی دیگر پس از اشاره به دو حالت [[ناپسند]] پیش‌گفته برای [[انسان]] معمولی ([[هود]] / ۱۱، ۹ - ۱۰)، [[اهل]] [[صبر]] و [[اعمال صالح]] را که در [[سختی‌ها]] [[پایداری]] می‌ورزند و در آسانی‌ها شکرگزارند، استثنا کرده و به آنان [[آمرزش]] و [[پاداش]] بزرگ [[وعده]] داده است: «اِلاَّ الَّذینَ صَبَروا وعَمِلوا الصّلِحتِ اُولئکَ لَهُم مَغفِرَةٌ واَجرٌ کَبیر». (هود / ۱۱، ۱۱) <ref>زبدة التفاسیر، ج۳، ص۲۵۹؛ روح‌المعانی، ج۶، ص۲۱۶-۲۱۷. </ref> در آیه‌ای نیز بنا بر قولی، با توجه دادن [[انسان‌ها]] به ناتوانیشان، از [[سرور]] ناپسند [[نهی]] شده و آمده است که با سرمستی و [[شادی]] بیش از حد در [[زمین]] [[راه]] [[مرو]] که زمین را نتوانی شکافت و در بلندی به کوه‌ها نتوانی رسید: «ولا تَمشِ فِی الاَرضِ مَرَحًا اِنَّکَ لَن تَخرِقَ الاَرضَ ولَن تَبلُغَ الجِبالَ طولا». ([[اسراء]] / ۱۷، ۳۷) <ref> المحرر الوجیز، ج۳، ص۴۵۶؛ مجمع البیان، ج۶، ص۶۴۱؛ المیزان، ج۱۳، ص۹۶-۹۷. </ref><ref>[[حسن حاجی‌شاه‌ولدی|حاجی‌شاه‌ولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref>
==سرور در [[آخرت]]==
==سرور در [[آخرت]]==
در آخرت سرورِ ناپسند نیست و تنها [[مؤمنان]] به [[نعمت‌های خدا]] مسرورند. این سرور از [[زمان]] [[مرگ]] آغاز می‌شود و در [[برزخ]]، [[قیامت]] و [[بهشت]] ادامه می‌یابد، چنان‌که بنابر [[تفسیری]]، مقصود از «ناشطات» در [[آیه]] ۲ [[سوره نازعات]] / ۷۹ [[جان]] مؤمنان است که در هنگام مرگ، با دیدن بهشت و نعمت‌های آن به سرعت از [[بدن]] خارج می‌شود و مراد از «سابقات» در آیه ۴ این [[سوره]] نیز جان ایشان است که به [[شوق]] [[لقاء]] و [[رحمت الهی]] با شادی به سوی [[فرشتگان]] [[قبض روح]] می‌شتابد؛<ref>مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۶۵۲؛ تفسیر بغوی، ج۵، ص۲۰۴-۲۰۵؛ زاد المسیر، ج۴، ص۳۹۴. </ref> همچنین در [[آیات]] پایانی‌سوره واقعه که درباره محتضر و احوال وی پس از مرگ و در آخرت‌اند (واقعه / ۵۶، ۸۳ - ۹۴) از جمله پاداش‌های [[مقربان]]، «رَوح» دانسته شده: «فَاَمّا اِن کانَ مِنَ المُقَرَّبین * فَرَوحٌ.».. (واقعه / ۵۶، ۸۸ - ۸۹) که برخی آن را به شادی [[تفسیر]] کرده‌اند. <ref>جامع البیان، ج۲۷، ص۱۲۲؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۵. </ref> از جمله کسانی که در [[قرآن]]، به [[سرور]] آنان در [[برزخ]] تصریح شده، شهیدانی‌اند که در [[راه خدا]] جنگیده و به [[شهادت]] رسیده‌اند. ایشان هم به سبب نعمت‌های فراوانی که [[خدا]] از [[فضل]] خود به آنان داده، شادمان‌اند: «ولا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللّهِ اَموتًا بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون * فَرِحینَ بِما ءاتهُمُ اللّهُ مِن فَضلِهِ» ([[آل‌عمران]] / ۳، ۱۶۹ - ۱۷۰)، هم برای [[برادران]] مجاهدشان که هنوز به آنان ملحق نشده‌اند، زیرا می‌دانند که برای ایشان هیچ [[ترس]] و اندوهی نخواهد بود: «ویَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلاَّ خَوفٌ عَلَیهِم ولا هُم یَحزَنون». (آل‌عمران / ۳، ۱۷۰) در ادامه این دو [[آیه]]، بر عوامل [[شادی]] [[شهیدان]] در برزخ تأکید شده و آمده است که آنان به [[نعمت]] و فضل خدا و تباه نشدن مزدشان نزد خدا، مسرورند: «یَستَبشِرونَ بِنِعمَةٍ مِنَ اللّهِ وفَضلٍ واَنَّ اللّهَ لا یُضیعُ اَجرَ المُؤمِنین». (آل‌عمران / ۳، ۱۷۱) <ref>التبیان، ج۳، ص۴۶-۵۰؛ المیزان، ج۴، ص۶۰-۶۲؛ نمونه، ج۳، ص۱۶۸-۱۷۱. </ref> در [[آیات]] فراوانی به شادی [[اهل]] [[ایمان]] در [[قیامت]] و [[بهشت]] اشاره شده است؛ مثلاً کسی که در [[روز قیامت]] [[نامه]] عملش به دست راستش داده شود (انشقاق / ۸۴، ۷) با [[خوشحالی]] به سوی خانواده‌اش باز می‌گردد: «ویَنقَلِبُ اِلی اَهلِهِ مَسرورا». (انشقاق / ۸۴، ۹) در آن [[روز]] چهره [[مؤمنان]] به سبب ثوابی که خدا به آنان می‌دهد، درخشان، خندان و شادمان است: «وُجوهٌ یَومَئِذٍ مُسفِرَه * ضاحِکَةٌ مُستَبشِرَه» ([[عبس]] / ۸۰، ۳۸ - ۳۹)؛ <ref>زاد المسیر، ج۴، ص۴۰۴؛ التحریر و التنویر، ج۳۰، ص۱۲۲؛ المیزان، ج۲۰، ص۲۱۰. </ref> «وُجوهٌ یَومَئِذٍ ناعِمَه» (غاشیه / ۸۸، ۸)؛ «وُجوهٌ یَومَئِذٍ ناضِرَه». (قیامت / ۷۵، ۲۲؛ نیز [[مطفّفین]] / ۸۳، ۲۴) به گفته برخی، «ناعِمَه» کنایه از بهجت و [[سروری]] است که اثر آن در چهره ظاهر شود <ref>مجمع البحرین، ج۴، ص۳۳۷، «نعم»؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۲۷. </ref> و «ناضِرَه» به معنای [[شادابی]] خاصی است که بر اثر [[وفور نعمت]] و [[رفاه]] به [[انسان]] [[دست]] می‌دهد و توأم با [[سرور]] و [[زیبایی]] و [[نورانیت]] است؛<ref>تفسیر ابن کثیر، ج۸، ص۲۸۷؛ نمونه، ج۲۵، ص۳۰۲. </ref> همچنین ایشان در [[بهشت]]، به [[خوشی]] و [[شادمانی]] مشغول‌اند: «اِنَّ اَصحبَ الجَنَّةِ الیَومَ فی‌شُغُلٍ فکِهون». ([[یس]] / ۳۶، ۵۵) <ref>التبیان، ج۸، ص۴۶۷؛ زبدة التفاسیر، ج۵، ص۵۲۴. </ref> [[قرآن کریم]]، عامل بهره‌مندی از سرور [[آخرت]] را [[ایمان]] و انجام دادن [[اعمال صالح]] دانسته است: «فَاَمَّا الَّذینَ ءامَنوا وعَمِلُوا الصّلحـتِ فَهُم فی رَوضَةٍ یُحبَرون». ([[روم]] / ۳۰، ۱۵) «یُحْبَرون» از «حُبور» یا «حَبره»، در منابع لغوی <ref>معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۱۲۷؛ مفردات، ص۲۱۶، «حبر»؛ مجمع‌البحرین، ج۱، ص۴۴۴. </ref> و [[تفسیری]] <ref>التفسیر الکبیر، ج۲۵، ص۸۵؛ تفسیر بیضاوی، ج۴، ص۲۰۳؛ زبدة التفاسیر، ج۵، ص۲۵۵. </ref> به معنای سرور یا [[سروری]] دانسته شده که اثر آن در انسان ظاهر شود.
در آخرت سرورِ ناپسند نیست و تنها [[مؤمنان]] به [[نعمت‌های خدا]] مسرورند. این سرور از [[زمان]] [[مرگ]] آغاز می‌شود و در [[برزخ]]، [[قیامت]] و [[بهشت]] ادامه می‌یابد، چنان‌که بنابر [[تفسیری]]، مقصود از «ناشطات» در [[آیه]] ۲ [[سوره نازعات]] / ۷۹ [[جان]] مؤمنان است که در هنگام مرگ، با دیدن بهشت و نعمت‌های آن به سرعت از [[بدن]] خارج می‌شود و مراد از «سابقات» در آیه ۴ این [[سوره]] نیز جان ایشان است که به [[شوق]] [[لقاء]] و [[رحمت الهی]] با شادی به سوی [[فرشتگان]] [[قبض روح]] می‌شتابد؛<ref>مجمع‌البیان، ج۱۰، ص۶۵۲؛ تفسیر بغوی، ج۵، ص۲۰۴-۲۰۵؛ زاد المسیر، ج۴، ص۳۹۴. </ref> همچنین در [[آیات]] پایانی‌سوره واقعه که درباره محتضر و احوال وی پس از مرگ و در آخرت‌اند (واقعه / ۵۶، ۸۳ - ۹۴) از جمله پاداش‌های [[مقربان]]، «رَوح» دانسته شده: «فَاَمّا اِن کانَ مِنَ المُقَرَّبین * فَرَوحٌ.».. (واقعه / ۵۶، ۸۸ - ۸۹) که برخی آن را به شادی [[تفسیر]] کرده‌اند. <ref>جامع البیان، ج۲۷، ص۱۲۲؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۵. </ref> از جمله کسانی که در [[قرآن]]، به [[سرور]] آنان در [[برزخ]] تصریح شده، شهیدانی‌اند که در [[راه خدا]] جنگیده و به [[شهادت]] رسیده‌اند. ایشان هم به سبب نعمت‌های فراوانی که [[خدا]] از [[فضل]] خود به آنان داده، شادمان‌اند: «ولا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللّهِ اَموتًا بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون * فَرِحینَ بِما ءاتهُمُ اللّهُ مِن فَضلِهِ» ([[آل‌عمران]] / ۳، ۱۶۹ - ۱۷۰)، هم برای [[برادران]] مجاهدشان که هنوز به آنان ملحق نشده‌اند، زیرا می‌دانند که برای ایشان هیچ [[ترس]] و اندوهی نخواهد بود: «ویَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلاَّ خَوفٌ عَلَیهِم ولا هُم یَحزَنون». (آل‌عمران / ۳، ۱۷۰) در ادامه این دو [[آیه]]، بر عوامل [[شادی]] [[شهیدان]] در برزخ تأکید شده و آمده است که آنان به [[نعمت]] و فضل خدا و تباه نشدن مزدشان نزد خدا، مسرورند: «یَستَبشِرونَ بِنِعمَةٍ مِنَ اللّهِ وفَضلٍ واَنَّ اللّهَ لا یُضیعُ اَجرَ المُؤمِنین». (آل‌عمران / ۳، ۱۷۱) <ref>التبیان، ج۳، ص۴۶-۵۰؛ المیزان، ج۴، ص۶۰-۶۲؛ نمونه، ج۳، ص۱۶۸-۱۷۱. </ref> در [[آیات]] فراوانی به شادی [[اهل]] [[ایمان]] در [[قیامت]] و [[بهشت]] اشاره شده است؛ مثلاً کسی که در [[روز قیامت]] [[نامه]] عملش به دست راستش داده شود (انشقاق / ۸۴، ۷) با [[خوشحالی]] به سوی خانواده‌اش باز می‌گردد: «ویَنقَلِبُ اِلی اَهلِهِ مَسرورا». (انشقاق / ۸۴، ۹) در آن [[روز]] چهره [[مؤمنان]] به سبب ثوابی که خدا به آنان می‌دهد، درخشان، خندان و شادمان است: «وُجوهٌ یَومَئِذٍ مُسفِرَه * ضاحِکَةٌ مُستَبشِرَه» ([[عبس]] / ۸۰، ۳۸ - ۳۹)؛ <ref>زاد المسیر، ج۴، ص۴۰۴؛ التحریر و التنویر، ج۳۰، ص۱۲۲؛ المیزان، ج۲۰، ص۲۱۰. </ref> «وُجوهٌ یَومَئِذٍ ناعِمَه» (غاشیه / ۸۸، ۸)؛ «وُجوهٌ یَومَئِذٍ ناضِرَه». (قیامت / ۷۵، ۲۲؛ نیز [[مطفّفین]] / ۸۳، ۲۴) به گفته برخی، «ناعِمَه» کنایه از بهجت و [[سروری]] است که اثر آن در چهره ظاهر شود <ref>مجمع البحرین، ج۴، ص۳۳۷، «نعم»؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۲۷. </ref> و «ناضِرَه» به معنای [[شادابی]] خاصی است که بر اثر [[وفور نعمت]] و [[رفاه]] به [[انسان]] [[دست]] می‌دهد و توأم با [[سرور]] و [[زیبایی]] و [[نورانیت]] است؛<ref>تفسیر ابن کثیر، ج۸، ص۲۸۷؛ نمونه، ج۲۵، ص۳۰۲. </ref> همچنین ایشان در [[بهشت]]، به [[خوشی]] و [[شادمانی]] مشغول‌اند: «اِنَّ اَصحبَ الجَنَّةِ الیَومَ فی‌شُغُلٍ فکِهون». ([[یس]] / ۳۶، ۵۵) <ref>التبیان، ج۸، ص۴۶۷؛ زبدة التفاسیر، ج۵، ص۵۲۴. </ref> [[قرآن کریم]]، عامل بهره‌مندی از سرور [[آخرت]] را [[ایمان]] و انجام دادن [[اعمال صالح]] دانسته است: «فَاَمَّا الَّذینَ ءامَنوا وعَمِلُوا الصّلحـتِ فَهُم فی رَوضَةٍ یُحبَرون». ([[روم]] / ۳۰، ۱۵) «یُحْبَرون» از «حُبور» یا «حَبره»، در منابع لغوی <ref>معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۱۲۷؛ مفردات، ص۲۱۶، «حبر»؛ مجمع‌البحرین، ج۱، ص۴۴۴. </ref> و [[تفسیری]] <ref>التفسیر الکبیر، ج۲۵، ص۸۵؛ تفسیر بیضاوی، ج۴، ص۲۰۳؛ زبدة التفاسیر، ج۵، ص۲۵۵. </ref> به معنای سرور یا [[سروری]] دانسته شده که اثر آن در انسان ظاهر شود.
۱۱۵٬۲۶۲

ویرایش