←نفی سلطنت قهری در پذیرفتن دین
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
#[[پیامبر]] در [[رسالت]] خود جبار و مجبور کننده و تحمیل کننده نیست: {{متن قرآن|وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ}}<ref>«و تو بر آنان چیره نیستی» سوره ق، آیه ۴۵.</ref> | #[[پیامبر]] در [[رسالت]] خود جبار و مجبور کننده و تحمیل کننده نیست: {{متن قرآن|وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ}}<ref>«و تو بر آنان چیره نیستی» سوره ق، آیه ۴۵.</ref> | ||
#[[وظیفه]] [[پیامبر]] [[هدایت]] با [[دلیل]] آشکار و توضیح و تبیین ما انزل [[الله]] است: {{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«(آنان را) با برهانها (ی روشن) و نوشتهها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۳۸.</ref>. | #[[وظیفه]] [[پیامبر]] [[هدایت]] با [[دلیل]] آشکار و توضیح و تبیین ما انزل [[الله]] است: {{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«(آنان را) با برهانها (ی روشن) و نوشتهها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۳۸.</ref>. | ||
==نفی سلطنت قهری پیامبر == | |||
از نکات مهم چگونگی [[دعوت پیامبر]] [[شیوه]] [[دعوت]] است. این [[دعوت]] همراه با [[سلطان]] یعنی [[دلیل]] و [[برهان]] و شیوه قانع کننده است. حال چه آنهایی که [[پیامبران]] و [[پیامبر]] برای [[مردم]] میآورد، باید [[سلطان]] باشد، یا اگر میخواهند از [[دعوت پیامبر]] اعراض کنند، باید با [[دلیل]] [[سلطان]] باشد و این [[سلطنت]] [[فکری]] و منطقی است و نه [[قدرت]] قاهره که همراه با [[زور]] و [[اجبار]]. در این باره افزون بر دستهای از [[آیات]] که به صورت مستقیم و غیر مستقیم مسئله [[آزادی عقیده]] را مطرح میکند و [[اجبار]] و اکراه در [[دین]] را نفی میکند، در دستهای از [[آیات]]، سلطه ([[قدرت]]) و [[حق]] قیمومت و [[وکالت]] را از [[پیامبر]] نفی میکند. اهمیت این دسته از [[آیات]] به این [[دلیل]] که سلطه مذهبی و [[استبداد]] [[دینی]] از خطرناکترین استبدادها است و کسی که بخواهد از طریق [[دین]] و ابزار کردن [[دین]] به دیگران [[حاکمیت سیاسی]] داشته باشد، به [[معنویت]] و تداوم [[دین]] آسیب میرساند، زیرا [[قدرت]] مذهبی همواره در معرض آسیب و سوء استفاده برای حذف رقبا و [[تظاهر]] به [[دین]] و ریاکاری و دنیاداری است. به این [[دلیل]] در این دسته از [[آیات]] به نفی سلطه و نفی [[حق]] [[وکالت]] [[پیامبر]]، چه در این [[دنیا]] و چه در [[آخرت]] تصریح شده و اگر کسانی به این بحث بیشتر دامن زدهاند، همواره جهت ایجاد [[قدرت]] برای آنان اهمیت داشته تا از این طریق [[مشروعیت]] سلطه را برای خود [[اثبات]] کنند، تا [[دلسوزی]] برای [[دین]] ومعنویت و [[اخلاق]] داشته باشند. | |||
==نفی سلطنت قهری در پذیرفتن دین== | ==نفی سلطنت قهری در پذیرفتن دین== | ||
منظور آن دسته از آیاتی است که [[پذیرفتن]] [[دین]] را با [[انتخاب]] و [[اراده]] خود اشخاص میداند و به صراحت یاد آور میشود که [[پیامبر]] [[قیم]] و [[وکیل]] کسی نیست. | منظور آن دسته از آیاتی است که [[پذیرفتن]] [[دین]] را با [[انتخاب]] و [[اراده]] خود اشخاص میداند و به صراحت یاد آور میشود که [[پیامبر]] [[قیم]] و [[وکیل]] کسی نیست. | ||