پرش به محتوا

افزایش علم معصوم در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۳۶: خط ۳۶:
==اثبات ازدیاد علم امام با استناد به احادیث==
==اثبات ازدیاد علم امام با استناد به احادیث==
مستندات [[حدیثی]] [[ازدیاد علم امام]] را می‌توان به دو بخش کلی تقسیم کرد؛ یکی احادیثی که به صورت مطابقی و مستقیم دلالت دارند و به [[صراحت]] بر این آموزه تأکید کرده‌اند. در این بخش، احادیثی را جای می‌دهیم که مشتمل بر واژه ازدیاد و مشتقات آن می‌باشند. بخش دوم، احادیثی می‌باشند که تصریح براین واژه ندارند و به صورت التزامی و غیرمستقیم شواهدی برای [[حقیقت]] ازدیاد علم امام محسوب می‌شوند. در این قسمت، به ارائه مستندات اصل مدعای ازدیاد علم امام در هر دو بخش خواهیم پرداخت.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۱۸.</ref>
مستندات [[حدیثی]] [[ازدیاد علم امام]] را می‌توان به دو بخش کلی تقسیم کرد؛ یکی احادیثی که به صورت مطابقی و مستقیم دلالت دارند و به [[صراحت]] بر این آموزه تأکید کرده‌اند. در این بخش، احادیثی را جای می‌دهیم که مشتمل بر واژه ازدیاد و مشتقات آن می‌باشند. بخش دوم، احادیثی می‌باشند که تصریح براین واژه ندارند و به صورت التزامی و غیرمستقیم شواهدی برای [[حقیقت]] ازدیاد علم امام محسوب می‌شوند. در این قسمت، به ارائه مستندات اصل مدعای ازدیاد علم امام در هر دو بخش خواهیم پرداخت.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۱۸.</ref>
==[[احادیث]] صریح و مستقیم==
در این بخش از احادیث، به [[ضرورت]] افزایش دائمی [[علم امام]] تصریح شده و فرموده‌اند، چنان‌چه این رویداد برای [[امام]] رخ ندهد، همه داشته‌های امام از بین خواهد رفت<ref>جمعی از اصحاب اثمه، الأصول الستة عشر، ص۲۴۰؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۳۰-۱۳۲، ۳۹۲-۳۹۶، ۴۶۴-۴۶۶؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۳-۲۵۵؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۹؛ مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۳۱۲-۳۱۳.</ref>. [[حضرت امام جواد]]{{ع}} در حدیثی که از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} گزارش کرده‌اند، چنین فرموده‌اند: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:‏ إِنَّ‏ أَرْوَاحَنَا وَ أَرْوَاحَ‏ النَّبِيِّينَ‏ تُوَافِي الْعَرْشَ كُلَّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ فَتُصْبِحُ الْأَوْصِيَاءُ وَ قَدْ زِيدَ فِي عِلْمِهِمْ مِثْلَ جَمِّ الْغَفِيرِ مِنَ الْعِلْمِ}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۱۳۲، ح۷.</ref>.
بدون [[شک]] [[ارواح]] ما و ارواح [[پیامبران]]، در هر [[شب جمعه]] به [[عرش]] می‌روند. پس [[اوصیا]] [[[ائمه اطهار]]{{عم}}] [[صبح]][آن شب] را آغاز می‌کنند، در حالی که [[علم]] آنان به مقدار انبوهی افزایش یافته است.
در برخی از این احادیث، به صراحت بر ضرورت ازدیاد تصریح شده، اما سخنی از علم به میان نیامده است. این احادیث، از لحاظ متعلق افزایش، مطلق‌اند و در هاله‌ای از ابهام فرو رفته‌اند. بدین معنا که محتوای آنها، تنها بر افزوده شدن چیزی بر امام دلالت دارد، اما معین نشده است که چه چیزی افزوده می‌شود. به این [[حدیث]] دقت کنید: {{متن حدیث|عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ{{ع}} يَقُولُ‏ كَانَ جَعْفَرٌ{{ع}} يَقُولُ لَوْ لَا أَنَّا نُزَادُ لَأَنْفَدْنَا}}<ref>«[[صفوان بن یحیی]] گفت: شنیدم از [[امام کاظم]] [یا [[امام رضا]]{{ع}}] که همواره می‌فرمود: [[امام صادق]] (یا [[امام باقر]]{{ع}}] همیشه می‌فرمود: چنان‌چه ما افزایش پیدا نکنیم، بدون [[شک]] از بین خواهیم رفت.» صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۳۹۵؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۴.</ref>.
چنان‌چه به واژگان ظاهری این [[احادیث]] بدون دخل و [[تصرف]] نظر کنیم، با مشکل مواجه خواهیم شد؛ زیرا در این احادیث تصریح می‌شود که چنانچه [[ائمه اطهار]]{{عم}} افزایش پیدا نکنند، از بین خواهند رفت<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۳۹۵؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۴.</ref>. برخی از مصادیقی که می‌توان برای این اطلاق‌گویی در نظرگرفت، عبارت‌اند از: افزایش [[تعداد امامان]]، [[افزایش علم امام]]، افزایش [[فرزندان]] و [[نسل]] [[امام]]، افزایش [[اموال]] امام، افزایش صفات درونی امام مانند [[ایمان]]، [[تقوا]]، [[شجاعت]] و [[حلم]]. بدون شک نمی‌توان به این اطلاق [[تمسک]] کرد و از میان این موارد، اطلاق ازدیاد، [[مقید]] به [[ازدیاد علم]] می‌شود؛ چراکه:
اولاً: تمسک به این اطلاق به معنای [[ضرورت]] افزایش ائمه اطهار{{عم}} در همه [[شئون]] و صفات است؛ در حالی که چنین افزایشی در برخی شئون، مانند افزایش تعداد امامان، ناممکن است و در برخی شئون، مانند افزایش فرزندان و نسل امام، و افزایش اموال امام، ضرورتی ندارد و اعلام عمومی برخی شئون مانند افزایش صفات درونی امام چون ایمان، تقوا، شجاعت و حلم، دور از [[حکمت]] است.
ثانیاً: در احادیث دیگر، قرینه برتقیید به [[علم]] وجود دارد؛ از باب نمونه به این [[گفتگو]] دقت کنید: {{متن حدیث|عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} يَقُولُ‏ لَوْ لَا نُزَادُ لَأَنْفَدْنَا قَالَ قُلْتُ تُزَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} قَالَ إِنَّهُ‏ إِذَا كَانَ‏ ذَلِكَ‏ عُرِضَ‏ عَلَى‏ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى إِلَيْنَا}}<ref>«[[زراره]] گفت: از امام باقر{{ع}} شنیدم که همواره می‌فرمود: چنان‌چه ما افزایش پیدا نکنیم، بدون شک از بین خواهیم رفت. گفتم: چیزی به شما افزوده می‌شود که [[رسول الله]]{{صل}} به آن عالم نیست؟ فرمود: بدان هرگاه رخداد [[افزایش علم امام]] اتفاق افتد، ابتدا [[علم]] افزون به رسول الله{{صل}} عرضه می‌شود، سپس به [یکایک] [[امامان]] تا آن‌گاه به ما منتهی گردد.» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۵.</ref>.
وقتی به فضای [[حاکم]] بر گفتگوی بین [[امام]] و [[اصحاب]] دقت می‌کنیم به وضوح در می‌یابیم که اساساً هیچ چیز دیگری غیر از علم، به [[ذهن]] آنان از شیء افزون خطور نمی‌کرد. این حاکی از پیش‌زمینه [[ذهنی]] آنان است که در اثر تکرار و تأکید [[ائمه اطهار]]{{عم}} بر [[ازدیاد علم امام]]، مرتکز ذهنی آنان شده است.
ثالثاً: در احادیثی به قید علم تصریح شده است. در این [[احادیث]] بر اجتناب‌ناپذیری افزایش علم امام تأکید شده است؛ مانند:
{{متن حدیث|...وَ يُصْبِحُ الْوَصِيُّ الَّذِي بَيْنَ ظَهْرَانَيْكُمْ‏ وَ قَدْ زِيدَ فِي‏ عِلْمِهِ‏ مِثْلُ جَمِّ الْغَفِيرِ}}<ref>«و امامی که در بین شما است، صبح‌گاهان آغاز می‌کند، درحالی که انبوهی از علم بر او افزوده شده است.» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۳.</ref>.
نیز مانند این [[حدیث]]: {{متن حدیث|...فَلَا تُرَدُّ أَرْوَاحُنَا إِلَى أَبْدَانِنَا إِلَّا بِعِلْمٍ‏ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدَنَا}}<ref>«پس روح‌های ما به بدن‌هایمان باز نمی‌گردد، مگر با [[علمی]] جدید؛ و اگر این واقعه رخ ندهد، بدون [[شک]] از بین خواهیم رفت.» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۴؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۹.</ref>.
با وجود شواهد یادشده، از واژگان ظاهری احادیث مطلق دست برمی‌داریم و با اندکی [[تصرف]]، آنها را با احادیث همسو این چنین معنا می‌نماییم: چنان‌چه علم ائمه اطهار{{عم}} افزایش پیدا نکند، بدون شک داشته‌های خود را از دست خواهند داد.
نکته‌ای که باید افزود این است که در این دسته از احادیث، پای از امکان ازدیاد علم امام فراتر نهاده شده و سخن از [[ضرورت]] آن به میان آمده است<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۷۴. در حدیث پنجم دقت کنید. از این دست علوم، تعبیر به «أوجب» شده است. اگر آگاهی امام از علم وراثتی واجب باشد، علم افزون که الهام روح است، اوجب شمرده شده است. این سخن دلالت دارد بر اینکه این علم برای امام ضروری، بلکه ضروری‌ترین علم امام است.</ref>. چنین ضرورتی را با واژه “لَوْلَا” و “لَوْ” امتناعیه بیان فرموده‌اند و عدم [[ازدیاد علم امام]] را با نفاد و نابودی برابر دانسته‌اند. در نتیجه، طبق این [[احادیث]] باید ازدیاد علم امام را یک [[ضرورت]] محسوب کرد، نه یک [[فضیلت]] صِرف و در حد امکان.(...)<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۱۸.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۸۲٬۱۳۴

ویرایش