پرش به محتوا

افزایش علم معصوم در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'قطع' به 'قطع'
جز (جایگزینی متن - 'قطع' به 'قطع')
خط ۱۳۷: خط ۱۳۷:
*[[حدیث]] نموّ [[علم امام]]: [[امام رضا]]{{ع}} در حدیث پردامنه‌ای راجع به [[صفات امام]] می‌فرمایند: {{متن حدیث|وَ الْإِمَامُ‏ عَالِمٌ‏ لَا يَجْهَلُ‏... نَامِي الْعِلْمِ... إِنَّ الْأَنْبِيَاءَ وَ الْأَئِمَّةَ{{عم}} يُوَفِّقُهُمُ اللَّهُ وَ يُؤْتِيهِمْ مِنْ مَخْزُونِ عِلْمِهِ وَ حِكَمِهِ مَا لَا يُؤْتِيهِ غَيْرَهُمْ}}<ref>نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، ص۲۲۲؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی (طبع دار الحدیث)، ج۱، ص۴۹۹.</ref>. امام عالِمی است که [[جهل]] ندارد... علمش همواره در حال نمو است... بی‌شک خداوند [[پیامبران]] و [[امامان]] را همواره موفق می‌گرداند و از [[خزانه]] [[علم]] و حکمتش به اندازه‌ای به آنها ارزانی خواهد کرد که هیچ‌گاه به دیگران نمی‌دهد. “نمو” به معنای ازدیاد شیء است<ref>فراهیدی، خلیل، العین، ج۸، ص۳۸۴؛ صاحب بن عباد، المحیط فی اللغة، ج۱۰، ص۴۱۷؛ ابن‌فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۵، ص۴۷۹؛ ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱، ص۴۲۱؛ ج۱۵، ص۳۴۱.</ref>. پس علم امام همواره در حال [[رشد]] و ارتقا می‌باشد. اگرچه در این حدیث واژه ازدیاد صراحتاً به کار نرفته است، اما این سخن معادل [[روایات]] [[ازدیاد علم امام]] است که با واژه “نمو” بیان شده است. در نتیجه، با [[چشم‌پوشی]] از به کار نرفتن واژه ازدیاد، می‌توان این حدیث را نیز در شمار [[احادیث]] صریح جای داد.
*[[حدیث]] نموّ [[علم امام]]: [[امام رضا]]{{ع}} در حدیث پردامنه‌ای راجع به [[صفات امام]] می‌فرمایند: {{متن حدیث|وَ الْإِمَامُ‏ عَالِمٌ‏ لَا يَجْهَلُ‏... نَامِي الْعِلْمِ... إِنَّ الْأَنْبِيَاءَ وَ الْأَئِمَّةَ{{عم}} يُوَفِّقُهُمُ اللَّهُ وَ يُؤْتِيهِمْ مِنْ مَخْزُونِ عِلْمِهِ وَ حِكَمِهِ مَا لَا يُؤْتِيهِ غَيْرَهُمْ}}<ref>نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، ص۲۲۲؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی (طبع دار الحدیث)، ج۱، ص۴۹۹.</ref>. امام عالِمی است که [[جهل]] ندارد... علمش همواره در حال نمو است... بی‌شک خداوند [[پیامبران]] و [[امامان]] را همواره موفق می‌گرداند و از [[خزانه]] [[علم]] و حکمتش به اندازه‌ای به آنها ارزانی خواهد کرد که هیچ‌گاه به دیگران نمی‌دهد. “نمو” به معنای ازدیاد شیء است<ref>فراهیدی، خلیل، العین، ج۸، ص۳۸۴؛ صاحب بن عباد، المحیط فی اللغة، ج۱۰، ص۴۱۷؛ ابن‌فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۵، ص۴۷۹؛ ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱، ص۴۲۱؛ ج۱۵، ص۳۴۱.</ref>. پس علم امام همواره در حال [[رشد]] و ارتقا می‌باشد. اگرچه در این حدیث واژه ازدیاد صراحتاً به کار نرفته است، اما این سخن معادل [[روایات]] [[ازدیاد علم امام]] است که با واژه “نمو” بیان شده است. در نتیجه، با [[چشم‌پوشی]] از به کار نرفتن واژه ازدیاد، می‌توان این حدیث را نیز در شمار [[احادیث]] صریح جای داد.
*احادیث بارش دائمی علم برای امام: در احادیثی از اعطای علم به امام، به {{عربی|صَبّ العلم و إفراغ العلم}} تعبیر شده است. واژه {{عربی|صَبَب}} در لغت به معنای ریختن از بالا به پایین، مانند ریختن آب است. [[خداوند]] در [[آیه]] {{متن قرآن|أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاءَ صَبًّا}}<ref>«ما آب را به فراوانی فرو ریخته‌ایم» سوره عبس، آیه ۲۵.</ref>، برای فرو فرستادن آب از [[آسمان]]، واژه {{عربی|صَبّ}} را به کار برده است. کاربست این واژه معمولاً در جایی است که گونه‌ای از استمرار و دوام در آن نهفته باشد. خداوند [[باران]] را یک بار نازل نکرده که دیگر آن را فرو نفرستد؛ بلکه در طول سالیان متمادی، هرگاه [[بشر]] و [[زمین]] [[نیازمند]] آب است، آن را فرو می‌ریزد. از این‌رو در [[آیه شریفه]]، واژه {{عربی|صب}} به کار بسته شده است. لغت‌شناسان نیز به این نکته ظریف اشاره کرده‌اند<ref>مدنی شیرازی، سید علیخان کبیر، الطراز الأول، ج۲، ص۱۹۳؛ قرشی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج۴، ص۱۰۴. تنها [[حسن بن عبدالله بن سهل]] (معروف به ابوهلال عسکری، متوفای ۳۹۵ق) «صَبّ» را به معنای ریختن دفعی - در مقابل «سکب» که ریزش دائمی و مستمر است- می‌داند؛ ر.ک: الفروق فی اللغة، ص۳۰۸. در اینجا قصد تحلیل این نظریه را نداریم، اما آیه پیش‌گفته، دلیل روشنی بر خطا بودن این نظریه می‌باشد.</ref>. در [[زیارت]] “آل یاسین” خطاب به [[امام زمان]]{{ع}} عرضه می‌داریم: {{متن حدیث|...السَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ أَيُّهَا الْعَلَمُ‏ الْمَنْصُوبُ‏ وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ...}}<ref>«... [[سلام]] بر تو ای [[پرچم]] برافراشته، و ای [عالم به] [[علمی]] [که همواره برای تو از سوی [[پروردگار]]] ریخته می‌شود.» طبرسی، احمد بن علی، احتجاج، ج۲، ص۴۹۲؛ ابن‌مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، ص۵۶۸.</ref>.  در این فراز از زیارت، آن [[حضرت]] عالِم به علمی معرفی شده‌اند که مصبوب است. این بدان معنا است که در [[طول عمر]] [[مبارک]] امام زمان دائماً [[علم]] به ایشان رسیده و خواهد رسید. این همان [[ازدیاد علم]] است که در طول صدها سال برای ایشان تحقق یافته است. همین [[حقیقت]] در روایاتی دیگر با واژه “إفراغ العلم” بیان شده است: {{متن حدیث|عَنْ إِسْحَاقَ الْقُمِّيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا قَدْرُ الْإِمَامِ قَالَ يَسْمَعُ فِي بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا وَصَلَ‏ إِلَى‏ الْأَرْضِ‏ كَانَ‏ عَلَى مَنْكِبِهِ الْأَيْمَنِ مَكْتُوباً {{متن قرآن|وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و سخن پروردگارت به راستی و دادگری کامل شد؛ هیچ دگرگون کننده‌ای برای سخنان وی نیست و او شنوای داناست» سوره انعام، آیه ۱۱۵.</ref> ثُمَّ يَبْعَثُ أَيْضاً لَهُ عَمُوداً مِنْ نُورٍ تَحْتَ بُطْنَانِ الْعَرْشِ إِلَى الْأَرْضِ يَرَى فِيهِ أَعْمَالَ الْخَلَائِقِ كُلَّهَا ثُمَّ يَتَشَعَّبُ لَهُ عَمُودٌ آخَرُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِلَى أُذُنِ الْإِمَامِ كُلَّمَا احْتَاجَ إِلَى مَزْيَدٍ أُفْرِغَ فِيهِ إِفْرَاغاً}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۴۲.</ref>. [[اسحاق قمی]] گزارش داده که از [[امام باقر]]{{ع}} پرسیدم: فدایت شوم، [[شأن]] و [[مقام]] والای [[امام]] تا چه اندازه است؟ [[حضرت]] فرمودند: در شکم [[مادر]] می‌شنود. پس وقتی پای بر [[زمین]] نهاد، بر روی شانه راستش [این [[آیه]]] نوشته شده: {{متن قرآن|وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}. آن‌گاه [[ستونی از نور]] نیز برای امام از زیر عمق [[عرش]] تا زمین کشیده می‌شود که [[اعمال]] [[بندگان]] را در آن می‌بیند. سپس ستون دیگری از نزد [[خداوند]] تا گوش امام منشعب می‌شود تا هرگاه [[نیازمند]] افزودنی‌ای بود، [[علم]] از آنجا به گوش امام ریخته شود. {{عربی|افراغ الماء}} نیز همانند {{متن حدیث|صَبِّ‏ الْمَاءِ}} به معنای ریختن آب از بالا به پایین است<ref>ابن‌فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۴۹۳.</ref>. {{متن حدیث|عَنْ إِسْحَاقَ الْحَرِيرِيِّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ يَقُولُ إِنَّ لِلَّهِ عَمُوداً مِنْ نُورٍ حَجَبَهُ اللَّهُ عَنْ جَمِيعِ‏ الْخَلَائِقِ‏ طَرَفُهُ‏ عِنْدَ اللَّهِ وَ طَرَفُهُ الْآخَرُ فِي أُذُنِ الْإِمَامِ فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ شَيْئاً أَوْحَاهُ فِي أُذُنِ الْإِمَامِ}}<ref>«[[اسحاق حریری]] [یا جریری] نیز گفته که نزد [[امام صادق]]{{ع}} بودم؛ شنیدم که می‌فرمود: قطعاً خداوند ستونی از نور دارد که آن را از همه آفریده‌ها پنهان داشته است. یک سر آن نزد [[خدا]] است و سر دیگران در گوش امام است. در نتیجه هر گاه چیزی را [[اراده]] کند، بلافاصله آن را در گوش امام [[وحی]] می‌کند.» صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۳۹.</ref>. در این [[احادیث]] تصریح شده که هرگاه [[امام]] [[نیازمند]] [[افزایش علم]] باشد یا [[خداوند]] بخواهد، آن را در [[گوش]] [[مبارک]] امام می‌ریزد.
*احادیث بارش دائمی علم برای امام: در احادیثی از اعطای علم به امام، به {{عربی|صَبّ العلم و إفراغ العلم}} تعبیر شده است. واژه {{عربی|صَبَب}} در لغت به معنای ریختن از بالا به پایین، مانند ریختن آب است. [[خداوند]] در [[آیه]] {{متن قرآن|أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاءَ صَبًّا}}<ref>«ما آب را به فراوانی فرو ریخته‌ایم» سوره عبس، آیه ۲۵.</ref>، برای فرو فرستادن آب از [[آسمان]]، واژه {{عربی|صَبّ}} را به کار برده است. کاربست این واژه معمولاً در جایی است که گونه‌ای از استمرار و دوام در آن نهفته باشد. خداوند [[باران]] را یک بار نازل نکرده که دیگر آن را فرو نفرستد؛ بلکه در طول سالیان متمادی، هرگاه [[بشر]] و [[زمین]] [[نیازمند]] آب است، آن را فرو می‌ریزد. از این‌رو در [[آیه شریفه]]، واژه {{عربی|صب}} به کار بسته شده است. لغت‌شناسان نیز به این نکته ظریف اشاره کرده‌اند<ref>مدنی شیرازی، سید علیخان کبیر، الطراز الأول، ج۲، ص۱۹۳؛ قرشی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج۴، ص۱۰۴. تنها [[حسن بن عبدالله بن سهل]] (معروف به ابوهلال عسکری، متوفای ۳۹۵ق) «صَبّ» را به معنای ریختن دفعی - در مقابل «سکب» که ریزش دائمی و مستمر است- می‌داند؛ ر.ک: الفروق فی اللغة، ص۳۰۸. در اینجا قصد تحلیل این نظریه را نداریم، اما آیه پیش‌گفته، دلیل روشنی بر خطا بودن این نظریه می‌باشد.</ref>. در [[زیارت]] “آل یاسین” خطاب به [[امام زمان]]{{ع}} عرضه می‌داریم: {{متن حدیث|...السَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ أَيُّهَا الْعَلَمُ‏ الْمَنْصُوبُ‏ وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ...}}<ref>«... [[سلام]] بر تو ای [[پرچم]] برافراشته، و ای [عالم به] [[علمی]] [که همواره برای تو از سوی [[پروردگار]]] ریخته می‌شود.» طبرسی، احمد بن علی، احتجاج، ج۲، ص۴۹۲؛ ابن‌مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، ص۵۶۸.</ref>.  در این فراز از زیارت، آن [[حضرت]] عالِم به علمی معرفی شده‌اند که مصبوب است. این بدان معنا است که در [[طول عمر]] [[مبارک]] امام زمان دائماً [[علم]] به ایشان رسیده و خواهد رسید. این همان [[ازدیاد علم]] است که در طول صدها سال برای ایشان تحقق یافته است. همین [[حقیقت]] در روایاتی دیگر با واژه “إفراغ العلم” بیان شده است: {{متن حدیث|عَنْ إِسْحَاقَ الْقُمِّيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا قَدْرُ الْإِمَامِ قَالَ يَسْمَعُ فِي بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا وَصَلَ‏ إِلَى‏ الْأَرْضِ‏ كَانَ‏ عَلَى مَنْكِبِهِ الْأَيْمَنِ مَكْتُوباً {{متن قرآن|وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و سخن پروردگارت به راستی و دادگری کامل شد؛ هیچ دگرگون کننده‌ای برای سخنان وی نیست و او شنوای داناست» سوره انعام، آیه ۱۱۵.</ref> ثُمَّ يَبْعَثُ أَيْضاً لَهُ عَمُوداً مِنْ نُورٍ تَحْتَ بُطْنَانِ الْعَرْشِ إِلَى الْأَرْضِ يَرَى فِيهِ أَعْمَالَ الْخَلَائِقِ كُلَّهَا ثُمَّ يَتَشَعَّبُ لَهُ عَمُودٌ آخَرُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِلَى أُذُنِ الْإِمَامِ كُلَّمَا احْتَاجَ إِلَى مَزْيَدٍ أُفْرِغَ فِيهِ إِفْرَاغاً}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۴۲.</ref>. [[اسحاق قمی]] گزارش داده که از [[امام باقر]]{{ع}} پرسیدم: فدایت شوم، [[شأن]] و [[مقام]] والای [[امام]] تا چه اندازه است؟ [[حضرت]] فرمودند: در شکم [[مادر]] می‌شنود. پس وقتی پای بر [[زمین]] نهاد، بر روی شانه راستش [این [[آیه]]] نوشته شده: {{متن قرآن|وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}. آن‌گاه [[ستونی از نور]] نیز برای امام از زیر عمق [[عرش]] تا زمین کشیده می‌شود که [[اعمال]] [[بندگان]] را در آن می‌بیند. سپس ستون دیگری از نزد [[خداوند]] تا گوش امام منشعب می‌شود تا هرگاه [[نیازمند]] افزودنی‌ای بود، [[علم]] از آنجا به گوش امام ریخته شود. {{عربی|افراغ الماء}} نیز همانند {{متن حدیث|صَبِّ‏ الْمَاءِ}} به معنای ریختن آب از بالا به پایین است<ref>ابن‌فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۴۹۳.</ref>. {{متن حدیث|عَنْ إِسْحَاقَ الْحَرِيرِيِّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ يَقُولُ إِنَّ لِلَّهِ عَمُوداً مِنْ نُورٍ حَجَبَهُ اللَّهُ عَنْ جَمِيعِ‏ الْخَلَائِقِ‏ طَرَفُهُ‏ عِنْدَ اللَّهِ وَ طَرَفُهُ الْآخَرُ فِي أُذُنِ الْإِمَامِ فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ شَيْئاً أَوْحَاهُ فِي أُذُنِ الْإِمَامِ}}<ref>«[[اسحاق حریری]] [یا جریری] نیز گفته که نزد [[امام صادق]]{{ع}} بودم؛ شنیدم که می‌فرمود: قطعاً خداوند ستونی از نور دارد که آن را از همه آفریده‌ها پنهان داشته است. یک سر آن نزد [[خدا]] است و سر دیگران در گوش امام است. در نتیجه هر گاه چیزی را [[اراده]] کند، بلافاصله آن را در گوش امام [[وحی]] می‌کند.» صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۳۹.</ref>. در این [[احادیث]] تصریح شده که هرگاه [[امام]] [[نیازمند]] [[افزایش علم]] باشد یا [[خداوند]] بخواهد، آن را در [[گوش]] [[مبارک]] امام می‌ریزد.
*احادیث چشمه جوشان: در احادیثی از [[ائمه اطهار]]{{عم}}، به {{متن حدیث|عَيْنٍ‏ صَافِيَةٍ}}، به معنای چشمه جوشان، صاف و گوارا تعبیر شده است.  در میانه [[حدیثی]] که سعد اسکاف از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرده، [[حضرت]] فرموده‌اند:... کسی که نزد [[آل محمد]] بیاید [و به ایشان [[تمسک]] کند]، نزد چشمه‌ای جوشان آمده که این چشمه همواره به وسیله [[علم خداوند]] جاری است و هیچ‌گاه از بین نمی‌رود و هیچ‌گاه [[قطع]] نمی‌گردد....<ref>{{متن حدیث|عَنْ سَعْدٍ الْإِسْكَافِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ{{ع}}... فَقَالَ يَا سَعْدُ... مَنْ أَتَى آلَ مُحَمَّدٍ أَتَى عَيْناً صَافِيَةً تَجْرِي‏ بِعِلْمِ‏ اللَّهِ‏ لَيْسَ‏ لَهَا نَفَادٌ وَ لَا انْقِطَاعَ ذَلِكَ...}}صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۹۹، ح۱۱.</ref>. چشمه وقتی همواره جوشان و جاری است که به منبع آبی متصل باشد که همواره آب‌های آسمانی آن منبع را پُر کنند؛ وگرنه چشمه از جوشش می‌افتد و می‌خشکد. ویژگی چشمه‌ای که در این احادیث بیان شده آن است که به امر [[پروردگار]]، دوام دارد و هیچ پایان و یا قطع شدنی برای آن متصور نیست؛ زیرا به [[منبع علم]] بی‌پایان [[الهی]] متصل است. شکی نیست، در احادیثی که قید [[علم]] وجود ندارد<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۱۸۴.</ref>، منقطع نشدن [[امامان]] به معنای پایان‌ناپذیری ایشان نمی‌باشد و چنین تعبیری بدان معنا نیست که همواره بر [[تعداد امامان]] افزوده می‌شود، بلکه مراد آن است که علم آنان همواره و دائماً از سوی خداوند [[منان]] افزایش می‌یابد. در این [[حدیث]] که کاملاً همسو با احادیث بدون قید علم می‌باشد، به این معنا تصریح شده است. این [[روایت]]، [[اهل بیت]]{{عم}} را چشمه صافی معرفی می‌نماید که به واسطه علم خداوند در حال جریان است و هیچ تمام شدن و انقطاعی در آن نیست. جریان دائمی این چشمه که به [[علم الهی]] متصل است، نیاز به افزایش دائمی [[علم امام]] از طرف [[خداوند]] دارد.
*احادیث چشمه جوشان: در احادیثی از [[ائمه اطهار]]{{عم}}، به {{متن حدیث|عَيْنٍ‏ صَافِيَةٍ}}، به معنای چشمه جوشان، صاف و گوارا تعبیر شده است.  در میانه [[حدیثی]] که سعد اسکاف از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرده، [[حضرت]] فرموده‌اند:... کسی که نزد [[آل محمد]] بیاید [و به ایشان [[تمسک]] کند]، نزد چشمه‌ای جوشان آمده که این چشمه همواره به وسیله [[علم خداوند]] جاری است و هیچ‌گاه از بین نمی‌رود و هیچ‌گاه قطع نمی‌گردد....<ref>{{متن حدیث|عَنْ سَعْدٍ الْإِسْكَافِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ{{ع}}... فَقَالَ يَا سَعْدُ... مَنْ أَتَى آلَ مُحَمَّدٍ أَتَى عَيْناً صَافِيَةً تَجْرِي‏ بِعِلْمِ‏ اللَّهِ‏ لَيْسَ‏ لَهَا نَفَادٌ وَ لَا انْقِطَاعَ ذَلِكَ...}}صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۹۹، ح۱۱.</ref>. چشمه وقتی همواره جوشان و جاری است که به منبع آبی متصل باشد که همواره آب‌های آسمانی آن منبع را پُر کنند؛ وگرنه چشمه از جوشش می‌افتد و می‌خشکد. ویژگی چشمه‌ای که در این احادیث بیان شده آن است که به امر [[پروردگار]]، دوام دارد و هیچ پایان و یا قطع شدنی برای آن متصور نیست؛ زیرا به [[منبع علم]] بی‌پایان [[الهی]] متصل است. شکی نیست، در احادیثی که قید [[علم]] وجود ندارد<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۱۸۴.</ref>، منقطع نشدن [[امامان]] به معنای پایان‌ناپذیری ایشان نمی‌باشد و چنین تعبیری بدان معنا نیست که همواره بر [[تعداد امامان]] افزوده می‌شود، بلکه مراد آن است که علم آنان همواره و دائماً از سوی خداوند [[منان]] افزایش می‌یابد. در این [[حدیث]] که کاملاً همسو با احادیث بدون قید علم می‌باشد، به این معنا تصریح شده است. این [[روایت]]، [[اهل بیت]]{{عم}} را چشمه صافی معرفی می‌نماید که به واسطه علم خداوند در حال جریان است و هیچ تمام شدن و انقطاعی در آن نیست. جریان دائمی این چشمه که به [[علم الهی]] متصل است، نیاز به افزایش دائمی [[علم امام]] از طرف [[خداوند]] دارد.
*[[احادیث]] باریابی [[ملائکه]] به [[محضر امام]]: در این گونه [[حدیثی]]، [[اهل بیت]]{{عم}} به ما آموخته‌اند که ملائکه همواره به محضر امام شرفیاب می‌شوند. به این سه [[حدیث]] توجه کنید:  
*[[احادیث]] باریابی [[ملائکه]] به [[محضر امام]]: در این گونه [[حدیثی]]، [[اهل بیت]]{{عم}} به ما آموخته‌اند که ملائکه همواره به محضر امام شرفیاب می‌شوند. به این سه [[حدیث]] توجه کنید:  
#{{متن حدیث|عَنْ مِسْمَعٍ كِرْدِينٍ الْبَصْرِيِّ قَالَ:... فَقَالَ يَا أَبَا سَيَّارٍ إِنَّكَ تَأْكُلُ طَعَامَ قَوْمٍ‏ صَالِحِينَ‏ تُصَافِحُهُمُ الْمَلَائِكَةُ عَلَى فُرُشِهِمْ قَالَ قُلْتُ وَ يَظْهَرُونَ لَكُمْ قَالَ فَمَسَحَ يَدَهُ عَلَى بَعْضِ صِبْيَانِهِ فَقَالَ هُمْ أَلْطَفُ بِصِبْيَانِنَا مِنَّا بِهِمْ}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۳۹۳.</ref>. مِسمَع کِرْدِین که از [[بیماری]] گوارشی [[رنج]] می‌برد و به همین خاطر سعی می‌کرد در طول شبانه [[روز]] یک [[وعده]] بیشتر [[غذا]] نخورد، می‌گوید: من هرگاه نزد [[امام صادق]]{{ع}} غذا می‌خوردم، بیماری‌ام عود نمی‌کرد و به من آزاری نمی‌رساند. وقتی این را به [[امام]] عرض کردم، ایشان فرمودند: ای اباسیار، تو غذای گروه صالحی را می‌خوری که [[فرشتگان]] با آنان، روی فرششان [[مصافحه]] می‌کنند. عرض کردم: برای شما آشکار هم می‌شوند؟ [[حضرت]] دست خود را بر یکی از کودکانش کشید و فرمود: آنان نسبت به [[کودکان]] ما از خود ما مهربان‌ترند.
#{{متن حدیث|عَنْ مِسْمَعٍ كِرْدِينٍ الْبَصْرِيِّ قَالَ:... فَقَالَ يَا أَبَا سَيَّارٍ إِنَّكَ تَأْكُلُ طَعَامَ قَوْمٍ‏ صَالِحِينَ‏ تُصَافِحُهُمُ الْمَلَائِكَةُ عَلَى فُرُشِهِمْ قَالَ قُلْتُ وَ يَظْهَرُونَ لَكُمْ قَالَ فَمَسَحَ يَدَهُ عَلَى بَعْضِ صِبْيَانِهِ فَقَالَ هُمْ أَلْطَفُ بِصِبْيَانِنَا مِنَّا بِهِمْ}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۳۹۳.</ref>. مِسمَع کِرْدِین که از [[بیماری]] گوارشی [[رنج]] می‌برد و به همین خاطر سعی می‌کرد در طول شبانه [[روز]] یک [[وعده]] بیشتر [[غذا]] نخورد، می‌گوید: من هرگاه نزد [[امام صادق]]{{ع}} غذا می‌خوردم، بیماری‌ام عود نمی‌کرد و به من آزاری نمی‌رساند. وقتی این را به [[امام]] عرض کردم، ایشان فرمودند: ای اباسیار، تو غذای گروه صالحی را می‌خوری که [[فرشتگان]] با آنان، روی فرششان [[مصافحه]] می‌کنند. عرض کردم: برای شما آشکار هم می‌شوند؟ [[حضرت]] دست خود را بر یکی از کودکانش کشید و فرمود: آنان نسبت به [[کودکان]] ما از خود ما مهربان‌ترند.
۲۲۷٬۷۵۷

ویرایش