بنی‌ثقیف در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'رقیب' به 'رقیب'
جز (جایگزینی متن - '{{یادآوری پانویس}}' به '')
جز (جایگزینی متن - 'رقیب' به 'رقیب')
خط ۱۸: خط ۱۸:
در خصوص قسی نیز آمده که وی به سبب [[مشارکت]] در [[قتل]] [[مسئول]] جمع‌آوری [[صدقات]] حاکم [[یمن]] به سوی طائف متواری شد و در [[ملاقات]] با [[ابوعامر بن ظَرْب عدوانی]]،<ref>المفصل، ج ۵، ص ۵۳۰.</ref> حاکم طائف و بزرگ [[قبیله]] [[عدوان]]، با زیرکی‌ای که از خود بروز داد به "ثقیف" ملقب شد و پس از [[ازدواج]] با [[دختران]] ابوعامر در این [[شهر]] ساکن شد.<ref>الاغانی، ج ۴، ص ۳۰۰؛ معجم البلدان، ج ۴، ص ۹ - ۱۰.</ref> بعدها در پی [[غلبه]] [[فرزندان]] [[عامر بن صعصعه]] ـ که از طرف [[مادر]] عدوانی بودند ـ بر قبیله عدوان، طائف مقر تابستانی [[بنی عامر]] شد. پس از آن ثقفیان از بنی عامر خواستند تا اداره و سکنای طائف را به آنها بسپارند و هر ساله از نصف محصولات و میوه‌های آن بهره مند شوند و پس از چندی به بهانه [[حفاظت]] شهر از حملات [[دشمنان]] به دور آن حصار کشیدند. از این پس این شهر که تا آن [[زمان]] "وَجّ" خوانده می‌‌شد به طائف مشهور گردید.<ref> البلدان، ص ۷۹؛ فتوح البلدان، ج ۱، ص ۶۶؛ معجم البلدان، ج ۴، ص ۱۰ - ۱۱.</ref> در پی آن ثقفیان مصمم شدند تا از ورود بنی عامر به شهر و پرداخت نصف محصولات به آنها خودداری کنند. [[نبرد]] بنی عامر برای [[تسخیر]] شهر نتیجه‌ای نداشت <ref>معجم البلدان، ج ۴، ص ۱۱؛ الکامل، ج ۱، ص ۶۸۴.</ref> و بدین ترتیب طائف در ۱۲ فرسخی (تقریبا ۷۰ کیلو متری) [[مکه]] <ref>معجم البلدان، ج ۴، ص ۹.</ref> به عنوان [[مسکن]] ثقیف شناخته شد که به سبب داشتن حصارهای محکم جایگاهی [[امن]] برای فراریان گردید.<ref>البلدان، ص ۷۹.</ref>.<ref>[[سید علی خیرخواه علوی|خیرخواه علوی، سید علی]]، [[بنی ثقیف (مقاله)|مقاله «بنی ثقیف»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref>.
در خصوص قسی نیز آمده که وی به سبب [[مشارکت]] در [[قتل]] [[مسئول]] جمع‌آوری [[صدقات]] حاکم [[یمن]] به سوی طائف متواری شد و در [[ملاقات]] با [[ابوعامر بن ظَرْب عدوانی]]،<ref>المفصل، ج ۵، ص ۵۳۰.</ref> حاکم طائف و بزرگ [[قبیله]] [[عدوان]]، با زیرکی‌ای که از خود بروز داد به "ثقیف" ملقب شد و پس از [[ازدواج]] با [[دختران]] ابوعامر در این [[شهر]] ساکن شد.<ref>الاغانی، ج ۴، ص ۳۰۰؛ معجم البلدان، ج ۴، ص ۹ - ۱۰.</ref> بعدها در پی [[غلبه]] [[فرزندان]] [[عامر بن صعصعه]] ـ که از طرف [[مادر]] عدوانی بودند ـ بر قبیله عدوان، طائف مقر تابستانی [[بنی عامر]] شد. پس از آن ثقفیان از بنی عامر خواستند تا اداره و سکنای طائف را به آنها بسپارند و هر ساله از نصف محصولات و میوه‌های آن بهره مند شوند و پس از چندی به بهانه [[حفاظت]] شهر از حملات [[دشمنان]] به دور آن حصار کشیدند. از این پس این شهر که تا آن [[زمان]] "وَجّ" خوانده می‌‌شد به طائف مشهور گردید.<ref> البلدان، ص ۷۹؛ فتوح البلدان، ج ۱، ص ۶۶؛ معجم البلدان، ج ۴، ص ۱۰ - ۱۱.</ref> در پی آن ثقفیان مصمم شدند تا از ورود بنی عامر به شهر و پرداخت نصف محصولات به آنها خودداری کنند. [[نبرد]] بنی عامر برای [[تسخیر]] شهر نتیجه‌ای نداشت <ref>معجم البلدان، ج ۴، ص ۱۱؛ الکامل، ج ۱، ص ۶۸۴.</ref> و بدین ترتیب طائف در ۱۲ فرسخی (تقریبا ۷۰ کیلو متری) [[مکه]] <ref>معجم البلدان، ج ۴، ص ۹.</ref> به عنوان [[مسکن]] ثقیف شناخته شد که به سبب داشتن حصارهای محکم جایگاهی [[امن]] برای فراریان گردید.<ref>البلدان، ص ۷۹.</ref>.<ref>[[سید علی خیرخواه علوی|خیرخواه علوی، سید علی]]، [[بنی ثقیف (مقاله)|مقاله «بنی ثقیف»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref>.


==تیره‌ها و [[قبایل]] [[رقیب]] و همپیمان==
==تیره‌ها و [[قبایل]] رقیب و همپیمان==
ثقیف به دو گروه احلاف و [[بنی مالک]] قسمت می‌‌شدند که در [[جنگ‌ها]] با فرمانده و پرچمی مجزا در کنار هم شرکت می‌‌کردند. شاخه احلاف [[قدرت]] و نیز جمعیت بیشتری داشت و خود را از بنی مالک [[برتر]] می‌‌دانست. این امر زمینه [[کینه]] و [[دشمنی]] دو گروه را نسبت به هم فراهم آورد و سبب [[نزاع]] و [[جنگ]] آنان با یکدیگر و [[اتحاد]] با قبایل دیگر شد.<ref> الکامل، ج ۱، ص ۶۸۵ - ۶۸۶؛ معجم قبائل العرب، ج ۱، ص ۸؛ معجم ما استعجم، ج ۴، ص ۱۳۰۲، المعارف، ص ۹۱.</ref> [[همراهی]] و همپیمانی بنی مالک با [[بنی یربوع]]، از زیرشاخه‌های تیره [[بنی نصر]] [[هوازن]]، هنگام جنگ شاخه احلاف ثقیف با بنی نصر نمونه‌ای از کینه ورزی شاخه‌های ثقیف با یکدیگر بود. احلاف پس از [[آگاهی]] از همراهی بنی مالک با بنی یربوع با آنان جنگیده، ضمن [[شکست]] دادن بنی مالک، بسیاری از آنان را از [[طائف]] بیرون راندند.<ref>الکامل، ج ۱، ص ۶۸۵ - ۶۸۶؛ معجم قبائل العرب، ج ۱، ص ۸؛ معجم ما استعجم، ج ۴، ص ۱۳۰۲.</ref> درگیری بین این دو شاخه مدت‌ها ادامه داشت تا آنکه با وساطت [[مسعود بن مُعَتَّب]] از بزرگان [[اوس]] به ظاهر خاتمه یافت؛<ref> الکامل، ج ۱، ص ۶۸۶.</ref> اما به نظر می‌‌رسد که حتی در دوره [[اسلامی]] نیز گاه این [[کینه‌ها]] خود را در رخدادهایی آشکار می‌‌کرد که از آن میان می‌‌توان به کشته شدن شماری از بنی مالک به دست [[مغیرة بن شعبه]] از احلاف اشاره کرد. [[مغیرة]] هنگامی که همراه [[نمایندگان]] بنی مالک از [[مصر]] بازمی‌گشت با کشتن این گروه و تصاحب [[اموال]] آنان به [[مدینه]] گریخت و نزد [[پیامبر]]{{صل}} [[اسلام]] آورد و چون خواست بخشی از این [[اموال]] را به آن [[حضرت]] [[هدیه]] دهد [[پیامبر]]{{صل}} آن را نپذیرفت.<ref> الطبقات، ج ۴، ص ۲۸۵ - ۲۸۶؛ تاریخ دمشق، ج ۶۰، ص ۲۲؛ الاعلام، ج ۷، ص ۲۲۷.</ref> تیره‌هایی چون بنو [[عوف بن ثقیف]]، بنو [[جهم بن ثقیف]] با زیر مجموعه‌هایی چون بنوغیره، بنوسعد و بنوعلاج از احلاف بودند و تیره‌ای چون بنوجشم با زیر مجموعه‌هایی چون بنوحطیط و بنوغاضره از شاخه‌های بنو مالک بودند.<ref>جمهرة انساب العرب، ص ۲۶۶ - ۲۶۸؛ الکامل، ج ۱، ص ۶۸۵.</ref>
ثقیف به دو گروه احلاف و [[بنی مالک]] قسمت می‌‌شدند که در [[جنگ‌ها]] با فرمانده و پرچمی مجزا در کنار هم شرکت می‌‌کردند. شاخه احلاف [[قدرت]] و نیز جمعیت بیشتری داشت و خود را از بنی مالک [[برتر]] می‌‌دانست. این امر زمینه [[کینه]] و [[دشمنی]] دو گروه را نسبت به هم فراهم آورد و سبب [[نزاع]] و [[جنگ]] آنان با یکدیگر و [[اتحاد]] با قبایل دیگر شد.<ref> الکامل، ج ۱، ص ۶۸۵ - ۶۸۶؛ معجم قبائل العرب، ج ۱، ص ۸؛ معجم ما استعجم، ج ۴، ص ۱۳۰۲، المعارف، ص ۹۱.</ref> [[همراهی]] و همپیمانی بنی مالک با [[بنی یربوع]]، از زیرشاخه‌های تیره [[بنی نصر]] [[هوازن]]، هنگام جنگ شاخه احلاف ثقیف با بنی نصر نمونه‌ای از کینه ورزی شاخه‌های ثقیف با یکدیگر بود. احلاف پس از [[آگاهی]] از همراهی بنی مالک با بنی یربوع با آنان جنگیده، ضمن [[شکست]] دادن بنی مالک، بسیاری از آنان را از [[طائف]] بیرون راندند.<ref>الکامل، ج ۱، ص ۶۸۵ - ۶۸۶؛ معجم قبائل العرب، ج ۱، ص ۸؛ معجم ما استعجم، ج ۴، ص ۱۳۰۲.</ref> درگیری بین این دو شاخه مدت‌ها ادامه داشت تا آنکه با وساطت [[مسعود بن مُعَتَّب]] از بزرگان [[اوس]] به ظاهر خاتمه یافت؛<ref> الکامل، ج ۱، ص ۶۸۶.</ref> اما به نظر می‌‌رسد که حتی در دوره [[اسلامی]] نیز گاه این [[کینه‌ها]] خود را در رخدادهایی آشکار می‌‌کرد که از آن میان می‌‌توان به کشته شدن شماری از بنی مالک به دست [[مغیرة بن شعبه]] از احلاف اشاره کرد. [[مغیرة]] هنگامی که همراه [[نمایندگان]] بنی مالک از [[مصر]] بازمی‌گشت با کشتن این گروه و تصاحب [[اموال]] آنان به [[مدینه]] گریخت و نزد [[پیامبر]]{{صل}} [[اسلام]] آورد و چون خواست بخشی از این [[اموال]] را به آن [[حضرت]] [[هدیه]] دهد [[پیامبر]]{{صل}} آن را نپذیرفت.<ref> الطبقات، ج ۴، ص ۲۸۵ - ۲۸۶؛ تاریخ دمشق، ج ۶۰، ص ۲۲؛ الاعلام، ج ۷، ص ۲۲۷.</ref> تیره‌هایی چون بنو [[عوف بن ثقیف]]، بنو [[جهم بن ثقیف]] با زیر مجموعه‌هایی چون بنوغیره، بنوسعد و بنوعلاج از احلاف بودند و تیره‌ای چون بنوجشم با زیر مجموعه‌هایی چون بنوحطیط و بنوغاضره از شاخه‌های بنو مالک بودند.<ref>جمهرة انساب العرب، ص ۲۶۶ - ۲۶۸؛ الکامل، ج ۱، ص ۶۸۵.</ref>


۲۲۴٬۹۰۲

ویرایش