پرش به محتوا

تبوک در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'روز جزا' به 'روز جزا'
جز (جایگزینی متن - '{{یادآوری پانویس}}' به '')
جز (جایگزینی متن - 'روز جزا' به 'روز جزا')
خط ۶۶: خط ۶۶:
در گسیل سپاه آنچه بیش از سایر حوادث توجه مورّخان را به خود جلب کرده و مفسران نیز آیاتی را ناظر به خصوص آنان دانسته‌اند "منافقان" و عکس‌العمل‌های متفاوت آنان در برابر [[پیامبر]]{{صل}} و [[مسلمانان]] است. برخی از منافقان، مانند [[جدّ بن قیس سلمی]]، به بهانه [[ضعف]] در مقابل [[زنان]] رومی، از پیامبر [[اذن]] ماندن گرفتند. فرزند جدّ وقتی از بهانه‌تراشی و [[نافرمانی]] پدرش باخبر شد وی را از [[نزول]] [[آیات قرآن]] در [[مذمت]] او [[بیم]] داد.<ref> المغازی، ج‌۳، ص‌۹۹۳؛ السیرة النبویه، ابن هشام، ج‌۴، ص‌۹۴۴؛ الاستیعاب، ج‌۱، ص‌۲۶۶.</ref> به گفته همه مفسران [[آیه]] {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ}}<ref>«و از ایشان، کسی است که می‌گوید: به من اجازه (کناره گیری از جهاد) بده و مرا در آشوب میفکن! آگاه باش که آنان در آشوب افتاده‌اند و دوزخ فراگیرنده کافران است» سوره توبه، آیه ۴۹.</ref> در شأن [[جد بن قیس]] نازل شد.<ref>جامع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۱۹۱؛ التبیان، ج‌۵، ص‌۲۳۲؛ تفسیر ‌قرطبی، ج‌۸، ص‌۱۵۸.</ref> این آیه وی را در شمار منافقانی معرفی می‌کند که به سبب [[عصیان]] و نافرمانی خود را در [[بلا]] و [[جهنم]] انداخته‌اند. جدّ بن قیس در تلاشی دیگر، قبیله‌اش ([[بنی‌سلمه]]) را نیز از [[همراهی با پیامبر]]، به بهانه گرمای هوا، برحذر داشت.<ref> المغازی، ج‌۳، ص‌۹۹۳.</ref>
در گسیل سپاه آنچه بیش از سایر حوادث توجه مورّخان را به خود جلب کرده و مفسران نیز آیاتی را ناظر به خصوص آنان دانسته‌اند "منافقان" و عکس‌العمل‌های متفاوت آنان در برابر [[پیامبر]]{{صل}} و [[مسلمانان]] است. برخی از منافقان، مانند [[جدّ بن قیس سلمی]]، به بهانه [[ضعف]] در مقابل [[زنان]] رومی، از پیامبر [[اذن]] ماندن گرفتند. فرزند جدّ وقتی از بهانه‌تراشی و [[نافرمانی]] پدرش باخبر شد وی را از [[نزول]] [[آیات قرآن]] در [[مذمت]] او [[بیم]] داد.<ref> المغازی، ج‌۳، ص‌۹۹۳؛ السیرة النبویه، ابن هشام، ج‌۴، ص‌۹۴۴؛ الاستیعاب، ج‌۱، ص‌۲۶۶.</ref> به گفته همه مفسران [[آیه]] {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ}}<ref>«و از ایشان، کسی است که می‌گوید: به من اجازه (کناره گیری از جهاد) بده و مرا در آشوب میفکن! آگاه باش که آنان در آشوب افتاده‌اند و دوزخ فراگیرنده کافران است» سوره توبه، آیه ۴۹.</ref> در شأن [[جد بن قیس]] نازل شد.<ref>جامع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۱۹۱؛ التبیان، ج‌۵، ص‌۲۳۲؛ تفسیر ‌قرطبی، ج‌۸، ص‌۱۵۸.</ref> این آیه وی را در شمار منافقانی معرفی می‌کند که به سبب [[عصیان]] و نافرمانی خود را در [[بلا]] و [[جهنم]] انداخته‌اند. جدّ بن قیس در تلاشی دیگر، قبیله‌اش ([[بنی‌سلمه]]) را نیز از [[همراهی با پیامبر]]، به بهانه گرمای هوا، برحذر داشت.<ref> المغازی، ج‌۳، ص‌۹۹۳.</ref>


برخی از مفسران، آیات {{متن قرآن|فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَكَرِهُواْ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَالُواْ لاَ تَنفِرُواْ فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ فَلْيَضْحَكُواْ قَلِيلاً وَلْيَبْكُواْ كَثِيرًا جَزَاء بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ}}<ref>«بازماندگان  (از جهاد در جنگ تبوک)، از خانه‌نشینی خویش در مخالفت با پیامبر  شادمانی کردند و خوش نداشتند که با جان و مالشان در راه خداوند جهاد کنند و گفتند: در این گرما رهسپار نشوید؛ بگو: آتش دوزخ گرم‌تر است اگر در می‌یافتند از این) پس به کیفر آنچه می‌کردند باید کم بخندند و بسیار بگریند» سوره توبه، آیه ۸۱-۸۲.</ref> را متوجه [[کارشکنی]] جدّ و همه منافقانی می‌دانند که مسلمانان را از همراهی با پیامبر برحذر می‌داشتند و از این عمل خود [[خشنود]] بودند<ref>التبیان، ج‌۵، ص‌۲۶۸؛ [[الدرالمنثور]]، ج‌۳، ص‌۲۶۵؛ [[جامع البیان]]، ج‌۱۰، ص‌۲۵۶.</ref>. برخی منابع، گزارشهایی از بهانه تراشی بیش از ۸۰ تن از [[منافقان]] و گرفتن اجازه اقامت در [[مدینه]] آورده‌اند.<ref>المغازی، ج‌۳، ص‌۹۹۵؛ المصنف، ج‌۵، ص‌۳۹۹؛ الثقات، ج‌۲، ص‌۱۰۰.</ref> شمار بسیاری از منافقان و همپیمانان یهودی‌شان نیز که همراه عبدالله‌ بن اُبَیّ در [[ناحیه]] [[ذباب]]، [[پایین‌تر]] از اردوگاه [[پیامبر]] اردو زده بودند، پس از حرکت [[سپاه اسلام]] به سوی [[تبوک]] در [[منزل]] جُرف (سه میلی مدینه به سمت [[شام]]) از [[سپاه]] پیامبر جدا شدند و به مدینه بازگشتند.<ref> المغازی، ج‌۳، ص‌۹۹۵؛ سبل الهدی، ج‌۵، ص‌۴۴۲؛ تاریخ‌دمشق، ج‌۲، ص‌۳۶.</ref> برخی از منافقان نیز با [[هدف]] تلاش برای بازداشتن [[مسلمانان]] از شرکت در سپاه پیامبر{{صل}} به منزل سویلم [[یهودی]] رفتند که پیامبر پس از [[آگاهی]] از این [[توطئه]]، [[طلحة بن عبیدالله]] را با شماری از [[اصحاب]]، [[مأمور]] [[درهم]] کوبیدن این پایگاه کرد.<ref> السیرة النبویه، ابن هشام، ج‌۴، ص‌۹۴۴؛ الدرر، ص‌۲۳۸؛ البدایة والنهایه، ج‌۵، ص‌۷.</ref> [[خداوند]] در [[آیه]] {{متن قرآن|ا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ}}<ref>«آنان که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند برای جهاد با مال و جانشان از تو اجازه نمی‌گیرند و خداوند به (حال) پرهیزگاران داناست» سوره توبه، آیه ۴۴.</ref> پس از [[وصف]] [[مؤمنان]] به اینکه با [[جان]] و [[مال]] [[جهاد]] می‌کنند و بهانه تراشی و عذر ماندن نمی‌آورند، برای آشنایی و [[شناخت]] بیشتر مسلمانان، نسبت به منافقان <ref>جامع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۱۸۴ ـ ۱۹۱؛ التبیان، ج‌۵، ص‌۲۲۷ ـ ۲۳۶؛ تفسیر قرطبی، ج‌۸، ص‌۱۵۵ ـ ۱۶۳.</ref> [[نشانه‌ها]] و اوصاف منافقان را چنین بیان می‌کند: {{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ}}<ref>«تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) می‌خواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپرده‌اند و در تردید خود سرگردانند» سوره توبه، آیه ۴۵.</ref> منافقان کسانی هستند که قلبهایشان با [[شک و تردید]] آمیخته است و به [[خدا]] و [[روز]] [[جزا]] [[اعتقادی]] ندارند. اینان اگر قصد [[همراهی]] پیامبر و [[مسلمانان]] را داشتند توان [[تجهیز]] و مهیا کردن مقدمات [[سفر]] خود را داشتند؛ ولی [[خداوند]] از [[همراهی]] آنان [[کراهت]] داشت و بدین سبب این [[توفیق]] از آنان سلب شد و آنان همنشین [[کودکان]]، [[پیران]] و [[بیماران]] شدند: {{متن قرآن|وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَلَكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ}}<ref>«اگر (به راستی) می‌خواستند رهسپار گردند ساز و برگی برای آن فراهم می‌آوردند ولی خداوند روانه شدن آنان را خوش نداشت پس آنان را به درنگ کردن واداشت و (به آنها) گفته شد: با (خانه) نشستگان همنشین باشید!» سوره توبه، آیه ۴۶.</ref> حضور اینان سبب [[فتنه]] و [[اضطراب]] و [[شک]] در بین افراد ضعیف‌النفس [[سپاه]] است: {{متن قرآن|لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«اگر در میان شما روانه می‌شدند جز شرّ به شما نمی‌افزودند و در میان شما برای ایجاد آشوب رخنه می‌کردند و آنان میان شما جاسوسانی دارند  و خداوند به (حال) ستمگران داناست» سوره توبه، آیه ۴۷.</ref> این [[منافقان]] همانان‌اند که هرگاه به [[پیامبر]] و مسلمانان [[نیکی]] و موفقیتی می‌رسید [[اندوهگین]] شده و از رسیدن مصیبتها و [[مشکلات]] به مسلمانان خوشحال می‌شدند: {{متن قرآن|إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْلُ وَيَتَوَلَّوْا وَهُمْ فَرِحُونَ}}<ref>«اگر خیری به تو رسد ناخشنود می‌شوند و اگر بلایی به تو رسد می‌گویند: ما از پیش (صلاح) کار خود را (در نظر) گرفته بودیم  و با شادی رو می‌گردانند» سوره توبه، آیه ۵۰.</ref> خداوند در ادامه این [[آیات]] می‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«بگو هیچ‌گاه جز آنچه خداوند برای ما مقرّر داشته است به ما نمی‌رسد، او سرور ماست و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره توبه، آیه ۵۱.</ref> [[انفاق]] منافقان نیز پذیرفتنی نیست، زیرا به خدا و پیامبر کافرند و نمازشان با کسالت و انفاقشان بدون [[میل باطنی]] است: {{متن قرآن|قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ}}<ref>«بگو: چه خواسته چه ناخواسته بخشش کنید هرگز از شما پذیرفته نمی‌گردد که شما گروهی نافرمان بوده‌اید» سوره توبه، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلَا يَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَى وَلَا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَارِهُونَ}}<ref>«هیچ‌چیز آنان را از پذیرفته شدن بخشش‌هایشان باز نداشت جز اینکه آنان به خداوند و پیامبرش انکار ورزیدند و جز با کسالت نماز نمی‌گزارند و جز با ناخشنودی بخشش نمی‌کنند» سوره توبه، آیه ۵۴.</ref> [[منابع تاریخی]] از [[تخلف]] و عذرآوردن برخی از بیابان‌نشینان اطراف [[مدینه]] نیز یاد کرده و از قبایلی چون مزینه، [[جهینه]]، [[اشجع]]، [[غفار]] و [[اسلم]] نام می‌برند <ref> المغازی، ج‌۳، ص‌۹۹۵؛ بحارالانوار، ج‌۲۱، ص‌۲۰۵؛ زادالمسیر، ج‌۷، ص‌۱۶۴.</ref>.
برخی از مفسران، آیات {{متن قرآن|فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَكَرِهُواْ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَالُواْ لاَ تَنفِرُواْ فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ فَلْيَضْحَكُواْ قَلِيلاً وَلْيَبْكُواْ كَثِيرًا جَزَاء بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ}}<ref>«بازماندگان  (از جهاد در جنگ تبوک)، از خانه‌نشینی خویش در مخالفت با پیامبر  شادمانی کردند و خوش نداشتند که با جان و مالشان در راه خداوند جهاد کنند و گفتند: در این گرما رهسپار نشوید؛ بگو: آتش دوزخ گرم‌تر است اگر در می‌یافتند از این) پس به کیفر آنچه می‌کردند باید کم بخندند و بسیار بگریند» سوره توبه، آیه ۸۱-۸۲.</ref> را متوجه [[کارشکنی]] جدّ و همه منافقانی می‌دانند که مسلمانان را از همراهی با پیامبر برحذر می‌داشتند و از این عمل خود [[خشنود]] بودند<ref>التبیان، ج‌۵، ص‌۲۶۸؛ [[الدرالمنثور]]، ج‌۳، ص‌۲۶۵؛ [[جامع البیان]]، ج‌۱۰، ص‌۲۵۶.</ref>. برخی منابع، گزارشهایی از بهانه تراشی بیش از ۸۰ تن از [[منافقان]] و گرفتن اجازه اقامت در [[مدینه]] آورده‌اند.<ref>المغازی، ج‌۳، ص‌۹۹۵؛ المصنف، ج‌۵، ص‌۳۹۹؛ الثقات، ج‌۲، ص‌۱۰۰.</ref> شمار بسیاری از منافقان و همپیمانان یهودی‌شان نیز که همراه عبدالله‌ بن اُبَیّ در [[ناحیه]] [[ذباب]]، [[پایین‌تر]] از اردوگاه [[پیامبر]] اردو زده بودند، پس از حرکت [[سپاه اسلام]] به سوی [[تبوک]] در [[منزل]] جُرف (سه میلی مدینه به سمت [[شام]]) از [[سپاه]] پیامبر جدا شدند و به مدینه بازگشتند.<ref> المغازی، ج‌۳، ص‌۹۹۵؛ سبل الهدی، ج‌۵، ص‌۴۴۲؛ تاریخ‌دمشق، ج‌۲، ص‌۳۶.</ref> برخی از منافقان نیز با [[هدف]] تلاش برای بازداشتن [[مسلمانان]] از شرکت در سپاه پیامبر{{صل}} به منزل سویلم [[یهودی]] رفتند که پیامبر پس از [[آگاهی]] از این [[توطئه]]، [[طلحة بن عبیدالله]] را با شماری از [[اصحاب]]، [[مأمور]] [[درهم]] کوبیدن این پایگاه کرد.<ref> السیرة النبویه، ابن هشام، ج‌۴، ص‌۹۴۴؛ الدرر، ص‌۲۳۸؛ البدایة والنهایه، ج‌۵، ص‌۷.</ref> [[خداوند]] در [[آیه]] {{متن قرآن|ا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ}}<ref>«آنان که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند برای جهاد با مال و جانشان از تو اجازه نمی‌گیرند و خداوند به (حال) پرهیزگاران داناست» سوره توبه، آیه ۴۴.</ref> پس از [[وصف]] [[مؤمنان]] به اینکه با [[جان]] و [[مال]] [[جهاد]] می‌کنند و بهانه تراشی و عذر ماندن نمی‌آورند، برای آشنایی و [[شناخت]] بیشتر مسلمانان، نسبت به منافقان <ref>جامع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۱۸۴ ـ ۱۹۱؛ التبیان، ج‌۵، ص‌۲۲۷ ـ ۲۳۶؛ تفسیر قرطبی، ج‌۸، ص‌۱۵۵ ـ ۱۶۳.</ref> [[نشانه‌ها]] و اوصاف منافقان را چنین بیان می‌کند: {{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ}}<ref>«تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) می‌خواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپرده‌اند و در تردید خود سرگردانند» سوره توبه، آیه ۴۵.</ref> منافقان کسانی هستند که قلبهایشان با [[شک و تردید]] آمیخته است و به [[خدا]] و [[روز جزا]] [[اعتقادی]] ندارند. اینان اگر قصد [[همراهی]] پیامبر و [[مسلمانان]] را داشتند توان [[تجهیز]] و مهیا کردن مقدمات [[سفر]] خود را داشتند؛ ولی [[خداوند]] از [[همراهی]] آنان [[کراهت]] داشت و بدین سبب این [[توفیق]] از آنان سلب شد و آنان همنشین [[کودکان]]، [[پیران]] و [[بیماران]] شدند: {{متن قرآن|وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَلَكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ}}<ref>«اگر (به راستی) می‌خواستند رهسپار گردند ساز و برگی برای آن فراهم می‌آوردند ولی خداوند روانه شدن آنان را خوش نداشت پس آنان را به درنگ کردن واداشت و (به آنها) گفته شد: با (خانه) نشستگان همنشین باشید!» سوره توبه، آیه ۴۶.</ref> حضور اینان سبب [[فتنه]] و [[اضطراب]] و [[شک]] در بین افراد ضعیف‌النفس [[سپاه]] است: {{متن قرآن|لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«اگر در میان شما روانه می‌شدند جز شرّ به شما نمی‌افزودند و در میان شما برای ایجاد آشوب رخنه می‌کردند و آنان میان شما جاسوسانی دارند  و خداوند به (حال) ستمگران داناست» سوره توبه، آیه ۴۷.</ref> این [[منافقان]] همانان‌اند که هرگاه به [[پیامبر]] و مسلمانان [[نیکی]] و موفقیتی می‌رسید [[اندوهگین]] شده و از رسیدن مصیبتها و [[مشکلات]] به مسلمانان خوشحال می‌شدند: {{متن قرآن|إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْلُ وَيَتَوَلَّوْا وَهُمْ فَرِحُونَ}}<ref>«اگر خیری به تو رسد ناخشنود می‌شوند و اگر بلایی به تو رسد می‌گویند: ما از پیش (صلاح) کار خود را (در نظر) گرفته بودیم  و با شادی رو می‌گردانند» سوره توبه، آیه ۵۰.</ref> خداوند در ادامه این [[آیات]] می‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«بگو هیچ‌گاه جز آنچه خداوند برای ما مقرّر داشته است به ما نمی‌رسد، او سرور ماست و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره توبه، آیه ۵۱.</ref> [[انفاق]] منافقان نیز پذیرفتنی نیست، زیرا به خدا و پیامبر کافرند و نمازشان با کسالت و انفاقشان بدون [[میل باطنی]] است: {{متن قرآن|قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ}}<ref>«بگو: چه خواسته چه ناخواسته بخشش کنید هرگز از شما پذیرفته نمی‌گردد که شما گروهی نافرمان بوده‌اید» سوره توبه، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلَا يَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَى وَلَا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَارِهُونَ}}<ref>«هیچ‌چیز آنان را از پذیرفته شدن بخشش‌هایشان باز نداشت جز اینکه آنان به خداوند و پیامبرش انکار ورزیدند و جز با کسالت نماز نمی‌گزارند و جز با ناخشنودی بخشش نمی‌کنند» سوره توبه، آیه ۵۴.</ref> [[منابع تاریخی]] از [[تخلف]] و عذرآوردن برخی از بیابان‌نشینان اطراف [[مدینه]] نیز یاد کرده و از قبایلی چون مزینه، [[جهینه]]، [[اشجع]]، [[غفار]] و [[اسلم]] نام می‌برند <ref> المغازی، ج‌۳، ص‌۹۹۵؛ بحارالانوار، ج‌۲۱، ص‌۲۰۵؛ زادالمسیر، ج‌۷، ص‌۱۶۴.</ref>.


برخی از [[مفسران]]، آیه ‌{{متن قرآن|مَا كَانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَلَا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لَا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلَا نَصَبٌ وَلَا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«مردم مدینه و تازیان بیابان‌نشین پیرامون آنان حق ندارند از (همراهی) پیامبر بازمانند و نه جان‌های خودشان را از جان او دوست‌تر بدارند؛ از این رو که هیچ تشنگی و سختی و گرسنگی در راه خداوند به آنان نمی‌رسد و بر هیچ جایگاهی که کافران را به خشم آورد گام نمی‌نهند و هیچ زیانی به دشمنی نمی‌زنند مگر که در برابر آن، کاری شایسته برای آنان نوشته می‌شود؛ بی‌گمان خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمی‌سازد» سوره توبه، آیه ۱۲۰.</ref> را ناظر به این افراد و [[قبایل]] می‌دانند<ref> مجمع‌البیان، ج‌۵، ص‌۱۴۱؛ تفسیر قرطبی، ج‌۸، ص‌۲۹۰؛ زادالمسیر، ج‌۳، ص‌۳۵۰.</ref>.
برخی از [[مفسران]]، آیه ‌{{متن قرآن|مَا كَانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَلَا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لَا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلَا نَصَبٌ وَلَا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«مردم مدینه و تازیان بیابان‌نشین پیرامون آنان حق ندارند از (همراهی) پیامبر بازمانند و نه جان‌های خودشان را از جان او دوست‌تر بدارند؛ از این رو که هیچ تشنگی و سختی و گرسنگی در راه خداوند به آنان نمی‌رسد و بر هیچ جایگاهی که کافران را به خشم آورد گام نمی‌نهند و هیچ زیانی به دشمنی نمی‌زنند مگر که در برابر آن، کاری شایسته برای آنان نوشته می‌شود؛ بی‌گمان خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمی‌سازد» سوره توبه، آیه ۱۲۰.</ref> را ناظر به این افراد و [[قبایل]] می‌دانند<ref> مجمع‌البیان، ج‌۵، ص‌۱۴۱؛ تفسیر قرطبی، ج‌۸، ص‌۲۹۰؛ زادالمسیر، ج‌۳، ص‌۳۵۰.</ref>.
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش