پرش به محتوا

بنی‌قریظه: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۸ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۰ ژوئن ۲۰۲۱
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">


==[[نسب]] و خاستگاه [[بنی قریظه]]==
==[[نسب]] و خاستگاه بنی قریظه==
بنابر گزارش‌های [[تاریخی]]، [[قبیله]] [[بنی‌قریظه]]، از [[نسل]] [[هارون بن عمران]]{{ع}}، [[برادر]] [[حضرت موسی]]{{ع}} بوده‌اند که [[قبل از ظهور اسلام]] به‌دلیل [[ترس]] از [[جنگ]] از [[فلسطین]] به [[یثرب]] [[مهاجرت]] کرده و در آنجا سکونت داشتند<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>.
بنابر گزارش‌های [[تاریخی]]، [[قبیله]] [[بنی‌قریظه]]، از [[نسل]] [[هارون بن عمران]]{{ع}}، [[برادر]] [[حضرت موسی]]{{ع}} بوده‌اند که [[قبل از ظهور اسلام]] به‌دلیل [[ترس]] از [[جنگ]] از [[فلسطین]] به [[یثرب]] [[مهاجرت]] کرده و در آنجا سکونت داشتند<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>.


خط ۱۷: خط ۱۷:


==[[روابط]] بنی قریظه با [[پیامبر]]{{صل}}==
==[[روابط]] بنی قریظه با [[پیامبر]]{{صل}}==
غالب سیره نویسان برقائلند [[رسول خدا]] {{صل}} پس از [[هجرت]] به یثرب با آنها پیمانی بست<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۵۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۵۹؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۲.</ref>، اما [[زمان]] آن دقیقاً مشخص نیست. از مفاد آن، خودداری [[یهود]] از [[اقدام]] بر ضدّ پیامبر و [[مسلمانان]] بود. این [[پیمان]] به آن حضرت اجازه می‌‌داد تا در صورت نقض آن از سوی یهود در ریختن [[خون]] آنان و به [[اسارت]] درآوردن [[ذریه]] ایشان [[آزاد]] باشد<ref>اعلام الوری، ص ۷۹.</ref>. همین پیمان تا [[سال پنجم هجری]] مانع [[همکاری]] [[بنی قریظه]] با [[مخالفان]] رسول خدا گردید و آنان اعتراف داشتند که از رسول خدا جز [[وفا]] و [[راستی]] چیزی ندیده‌‌اند<ref> المغازی، ج ۲، ص ۴۸۵؛ السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۲، ص ۲۲۰؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۹۹.</ref> و آن حضرت ایشان را به [[پذیرش اسلام]] مجبور نساخته است<ref>دلائل النبوه، ج ۳، ص ۴۰۱.</ref>. در طی دوره هم‌پیمانی، [[روابط]] خوبی میان آنان و پیامبر برقرار بود<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۵۸؛ دلائل‌‌النبوه، ج ۳، ص ۴۲۸.</ref>، چنان‌‌که در [[غزوه بنی نضیر]] ([[سال چهارم هجری]]) از [[اجابت]] [[دعوت]] عبدالله بن ابی [[منافق]] مبنی بر [[یاری]] [[بنی نضیر]] خودداری ورزیدند.
غالب سیره نویسان برقائلند [[رسول خدا]] {{صل}} پس از [[هجرت]] به یثرب با آنها پیمانی بست<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۵۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۵۹؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۲.</ref>، اما [[زمان]] آن دقیقاً مشخص نیست. از مفاد آن، خودداری [[یهود]] از [[اقدام]] بر ضدّ پیامبر و [[مسلمانان]] بود. این [[پیمان]] به آن حضرت اجازه می‌‌داد تا در صورت نقض آن از سوی یهود در ریختن [[خون]] آنان و به [[اسارت]] درآوردن [[ذریه]] ایشان [[آزاد]] باشد<ref>اعلام الوری، ص ۷۹.</ref>. همین پیمان تا [[سال پنجم هجری]] مانع [[همکاری]] بنی قریظه با [[مخالفان]] رسول خدا گردید و آنان اعتراف داشتند که از رسول خدا جز [[وفا]] و [[راستی]] چیزی ندیده‌‌اند<ref> المغازی، ج ۲، ص ۴۸۵؛ السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۲، ص ۲۲۰؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۹۹.</ref> و آن حضرت ایشان را به [[پذیرش اسلام]] مجبور نساخته است<ref>دلائل النبوه، ج ۳، ص ۴۰۱.</ref>. در طی دوره هم‌پیمانی، [[روابط]] خوبی میان آنان و پیامبر برقرار بود<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۵۸؛ دلائل‌‌النبوه، ج ۳، ص ۴۲۸.</ref>، چنان‌‌که در [[غزوه بنی نضیر]] ([[سال چهارم هجری]]) از [[اجابت]] [[دعوت]] عبدالله بن ابی [[منافق]] مبنی بر [[یاری]] [[بنی نضیر]] خودداری ورزیدند.


[[رفتار]] و [[اعمال]] [[یهود]] به گونه‌‌ای بود که [[رسول خدا]] {{صل}} و [[مسلمانان]] به [[بنی قریظه]] نیز چون دیگر یهود [[پیمان شکن]] [[اعتماد]] چندانی نداشتند، از این رو با [[نزول آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُبِينًا}}<ref>«ای مؤمنان! کافران را به جای مؤمنان دوست نگیرید، آیا برآنید تا برای خداوند بر خویش حجّتی روشن قرار دهید؟» سوره نساء، آیه ۱۴۴.</ref>، آن دسته از [[انصاری]] که با آنان از طریق [[حلف]] و رضاع [[ارتباط]] داشتند از این کار [[نهی]] شدند<ref>غررالتبیان، ص ۲۴۰.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>.
[[رفتار]] و [[اعمال]] [[یهود]] به گونه‌‌ای بود که [[رسول خدا]] {{صل}} و [[مسلمانان]] به بنی قریظه نیز چون دیگر یهود [[پیمان شکن]] [[اعتماد]] چندانی نداشتند، از این رو با [[نزول آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُبِينًا}}<ref>«ای مؤمنان! کافران را به جای مؤمنان دوست نگیرید، آیا برآنید تا برای خداوند بر خویش حجّتی روشن قرار دهید؟» سوره نساء، آیه ۱۴۴.</ref>، آن دسته از [[انصاری]] که با آنان از طریق [[حلف]] و رضاع [[ارتباط]] داشتند از این کار [[نهی]] شدند<ref>غررالتبیان، ص ۲۴۰.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>.


==نقش [[بنی قریظه]] در [[غزوه خندق]]==
==نقش بنی قریظه در [[غزوه خندق]]==
اخباری دال بر [[پیمان شکنی]] آشکار بنی قریظه تا [[سال پنجم هجرت]] در دست نیست. در این سال، بزرگان بنی‌‌نضیر، [[قریش]] و دیگر [[قبایل]] منطقه را [[بسیج]] کرده، [[سپاه]] [[احزاب]] را به [[راه]] انداختند و به ایشان [[وعده]] [[همراهی]] بنی قریظه را دادند، از این رو، [[حیی بن اخطب]] بزرگ [[بنی نضیر]] به [[مدینه]] آمد تا آنان را از داخل مدینه بر ضدّ [[مسلمانان]] بشوراند<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۵۴؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۹۳.</ref>. او نخست با غزال بن سَمْوال، از بزرگان بنی‌‌قریظه برای [[نقض پیمان]] [[سخن]] گفت که نتیجه‌‌ای در پی نداشت<ref> المغازی، ج ۲، ص ۴۵۵.</ref>، پس از آن با [[کعب‌‌ بن اسد]] [[رئیس]] بنی‌‌قریظه وارد [[مذاکره]] شد و او نیز [[امتناع]] کرد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۵۸؛ دلائل‌‌النبوه، ج ۳، ص ۴۲۸.</ref>، اما با [[اصرار]] "حیی" و دادن تضمین وی به قریظی‌ها و پیشنهاد گرفتن گروگان از قریش توسط بنی‌‌قریظه و [[غطفان]]، [[کعب]] سرانجام [[عهدنامه]] خود با [[رسول خدا]] را نقض کرد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۵۷؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۱؛ دلائل‌‌النبوه، ج ۳، ص ۴۰۱.</ref> یا آنرا به دست حیی داد و او پاره کرد<ref>بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۲۳.</ref>. با [[آگاهی پیامبر]]{{صل}} از [[خیانت]] آنها، آن حضرت ابتدا فردی را برای کسب اطلاع به سوی آنان فرستاد<ref> بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۲۳.</ref>، سپس گروهی از [[انصار]] شامل [[سعد بن معاذ]] را که پیش از [[اسلام]] با آنها هم‌پیمان بودند نزد [[کعب]] فرستاد. ایشان کعب را [[سوگند]] دادند که به [[عهد]] خود پای‌‌بند باشد؛ اما آنها به [[رسول خدا]] و [[سعد]] [[دشنام]] دادند<ref>دلائل‌‌النبوه، ج ۳، ص ۴۰۳؛ السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص‌‌۲۲۲.</ref>.  
اخباری دال بر [[پیمان شکنی]] آشکار بنی قریظه تا [[سال پنجم هجرت]] در دست نیست. در این سال، بزرگان بنی‌‌نضیر، [[قریش]] و دیگر [[قبایل]] منطقه را [[بسیج]] کرده، [[سپاه]] [[احزاب]] را به [[راه]] انداختند و به ایشان [[وعده]] [[همراهی]] بنی قریظه را دادند، از این رو، [[حیی بن اخطب]] بزرگ [[بنی نضیر]] به [[مدینه]] آمد تا آنان را از داخل مدینه بر ضدّ [[مسلمانان]] بشوراند<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۵۴؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۹۳.</ref>. او نخست با غزال بن سَمْوال، از بزرگان بنی‌‌قریظه برای [[نقض پیمان]] [[سخن]] گفت که نتیجه‌‌ای در پی نداشت<ref> المغازی، ج ۲، ص ۴۵۵.</ref>، پس از آن با [[کعب‌‌ بن اسد]] [[رئیس]] بنی‌‌قریظه وارد [[مذاکره]] شد و او نیز [[امتناع]] کرد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۵۸؛ دلائل‌‌النبوه، ج ۳، ص ۴۲۸.</ref>، اما با [[اصرار]] "حیی" و دادن تضمین وی به قریظی‌ها و پیشنهاد گرفتن گروگان از قریش توسط بنی‌‌قریظه و [[غطفان]]، [[کعب]] سرانجام [[عهدنامه]] خود با [[رسول خدا]] را نقض کرد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۵۷؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۱؛ دلائل‌‌النبوه، ج ۳، ص ۴۰۱.</ref> یا آنرا به دست حیی داد و او پاره کرد<ref>بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۲۳.</ref>. با [[آگاهی پیامبر]]{{صل}} از [[خیانت]] آنها، آن حضرت ابتدا فردی را برای کسب اطلاع به سوی آنان فرستاد<ref> بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۲۳.</ref>، سپس گروهی از [[انصار]] شامل [[سعد بن معاذ]] را که پیش از [[اسلام]] با آنها هم‌پیمان بودند نزد [[کعب]] فرستاد. ایشان کعب را [[سوگند]] دادند که به [[عهد]] خود پای‌‌بند باشد؛ اما آنها به [[رسول خدا]] و [[سعد]] [[دشنام]] دادند<ref>دلائل‌‌النبوه، ج ۳، ص ۴۰۳؛ السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص‌‌۲۲۲.</ref>.  


گزارش‌هایی نیز از تهاجم بنی‌‌قریظه در [[مدینه]] در دست است<ref> المغازی، ج ۳، ص ۴۶۲.</ref>. [[پیامبر]] برای ناکام گذاشتن حرکت آنان در [[مدینه]]، [[سلمة بن اسلم]] را با ۲۰۰ نفر و [[زید بن حارثه]] را با ۳۰۰ نیرو برای حراست از [[شهر]] [[مأمور]] کرد<ref>الطبقات، ج ۲، ص ۶۷؛ المغازی، ج ۲، ص ۴۶۰.</ref>، از این رو [[یهود]]، از شبیخون ‌‌زدن‌های خود نتیجه‌‌ای نگرفتند<ref>الطبقات، ج ۲، ص ۶۷؛ المغازی، ج ۲، ص ۴۵۹.</ref>. گویند: آنها برای تهاجم شبانه به مدینه از [[مشرکان]] تقاضای فرستادن ۲۰۰۰ [[جنگجو]] کردند؛ اما پاسخ مثبت نشنیدند<ref> الطبقات، ج ۲، ص ۶۷.</ref>. حملات متناوب آنان به برخی مناطق مسلمان‌‌نشین مدینه افزون بر ایجاد خلل در رفت و آمد مسلمانانی که نزدیک [[بنی‌‌قریظه]] ساکن بودند، موجب [[هراس]] [[زنان]] و [[کودکان]] ساکن شهر شده بود<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۵۱، ۴۷۴.</ref>، چنان‌‌که [[حمله]] به کوشک [[رفاعه]] که به [[قتل]] یکی از آنان به دست [[صفیه دختر عبدالمطلب]] انجامید، از این‌‌گونه اقدام‌هاست<ref> المغازی، ج ۲، ص ۴۶۲ ـ ۴۶۳.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>
گزارش‌هایی نیز از تهاجم بنی‌‌قریظه در [[مدینه]] در دست است<ref> المغازی، ج ۳، ص ۴۶۲.</ref>. [[پیامبر]] برای ناکام گذاشتن حرکت آنان در [[مدینه]]، [[سلمة بن اسلم]] را با ۲۰۰ نفر و [[زید بن حارثه]] را با ۳۰۰ نیرو برای حراست از [[شهر]] [[مأمور]] کرد<ref>الطبقات، ج ۲، ص ۶۷؛ المغازی، ج ۲، ص ۴۶۰.</ref>، از این رو [[یهود]]، از شبیخون ‌‌زدن‌های خود نتیجه‌‌ای نگرفتند<ref>الطبقات، ج ۲، ص ۶۷؛ المغازی، ج ۲، ص ۴۵۹.</ref>. گویند: آنها برای تهاجم شبانه به مدینه از [[مشرکان]] تقاضای فرستادن ۲۰۰۰ [[جنگجو]] کردند؛ اما پاسخ مثبت نشنیدند<ref> الطبقات، ج ۲، ص ۶۷.</ref>. حملات متناوب آنان به برخی مناطق مسلمان‌‌نشین مدینه افزون بر ایجاد خلل در رفت و آمد مسلمانانی که نزدیک [[بنی‌‌قریظه]] ساکن بودند، موجب [[هراس]] [[زنان]] و [[کودکان]] ساکن شهر شده بود<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۵۱، ۴۷۴.</ref>، چنان‌‌که [[حمله]] به کوشک [[رفاعه]] که به [[قتل]] یکی از آنان به دست [[صفیه دختر عبدالمطلب]] انجامید، از این‌‌گونه اقدام‌هاست<ref> المغازی، ج ۲، ص ۴۶۲ ـ ۴۶۳.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>


==[[محاصره]] [[بنی قریظه]] به دست [[مسلمانان]]==
==[[محاصره]] بنی قریظه به دست [[مسلمانان]]==
{{اصلی|غزوه بنی‌قریظه}}
{{اصلی|غزوه بنی‌قریظه}}
[[خیانت]] و [[پیمان شکنی]] آنان در [[نبرد]] [[احزاب]] که در حساس‌‌ترین شرایط صورت گرفت و هستی [[اسلام]] در خطر بود قابل گذشت نبود، از این رو پیامبر{{صل}} پس از [[جنگ خندق]]، به [[فرمان الهی]] مأمور [[سرکوب]] آنان شد. درباره سال وقوع این [[غزوه]] به‌‌رغم [[اتفاق نظر]] مبنی بر وقوع آن پس از [[غزوه خندق]]، دو گزارش متفاوت وجود دارد: برخی آنرا یک سال پس از [[اُحد]] ([[سال چهارم هجرت]])<ref>اعلام الوری، ج ۱، ص ۹۹؛ البدایة و‌‌النهایه، ج ۴، ص ۱۰۷؛ المحبر، ص ۱۰.</ref> و برخی دیگر، دو سال پس از [[جنگ اُحد]] و در سال پنجم می‌‌دانند<ref>السیرة النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۶۹۹؛ الطبقات، ج ۲، ص‌‌۶۵،‌‌۷۴.</ref>. این قول در میان مورخان و سیره‌‌نویسان از [[شهرت]] بیشتری برخوردار است.  
[[خیانت]] و [[پیمان شکنی]] آنان در [[نبرد]] [[احزاب]] که در حساس‌‌ترین شرایط صورت گرفت و هستی [[اسلام]] در خطر بود قابل گذشت نبود، از این رو پیامبر{{صل}} پس از [[جنگ خندق]]، به [[فرمان الهی]] مأمور [[سرکوب]] آنان شد. درباره سال وقوع این [[غزوه]] به‌‌رغم [[اتفاق نظر]] مبنی بر وقوع آن پس از [[غزوه خندق]]، دو گزارش متفاوت وجود دارد: برخی آنرا یک سال پس از [[اُحد]] ([[سال چهارم هجرت]])<ref>اعلام الوری، ج ۱، ص ۹۹؛ البدایة و‌‌النهایه، ج ۴، ص ۱۰۷؛ المحبر، ص ۱۰.</ref> و برخی دیگر، دو سال پس از [[جنگ اُحد]] و در سال پنجم می‌‌دانند<ref>السیرة النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۶۹۹؛ الطبقات، ج ۲، ص‌‌۶۵،‌‌۷۴.</ref>. این قول در میان مورخان و سیره‌‌نویسان از [[شهرت]] بیشتری برخوردار است.  


مطابق گزارش سیره نویسان، [[پیامبر]]{{صل}} پس از اعلام [[جنگ]] بر ضدّ [[بنی‌‌قریظه]]، [[ابن ام مکتوم]] را [[جانشین]] خود در [[مدینه]] قرار داد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۹۶؛ الطبقات، ج ۲، ص ۵۷؛ السیرة النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۲۳۴.</ref> و برای اینکه به آنان [[فرصت]] [[تجدید]] قوا ندهد فوراً به منطقه ایشان رفت و [[نماز عصر]] را در آنجا به جا آورد<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۲؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۹۹.</ref>. [[سپاه اسلام]] متشکل از ۳۰۰۰ نیرو<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۲۲؛ الطبقات، ج ۲، ص ۲۳۴.</ref> به پرچمداری [[علی]]{{ع}} بود<ref>السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص۲۳۴؛ الطبقات، ج ۲، ص۵۷.</ref>. [[رسول خدا]] طبق [[سیره]] همیشگی خود، ابتدا از آنان خواست [[اسلام]] بیاورند<ref>المصنف، ج ۵، ص ۲۱۶.</ref>، چون سر‌‌باز زدند به محاصره ایشان پرداخت. با ادامه محاصره و پس از آشکار شدن ضعف ایشان در مقابل [[سپاه اسلام]]، [[بنی قریظه]] فردی به نام "نباش بن قیس"<ref> المغازی، ج ۲، ص ۵۰۱.</ref> یا [[غزال ‌‌بن شمویل]] (شمول)<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۱۹۰.</ref> را نزد [[پیامبر]]{{صل}} فرستاده، پیشنهاد کردند حضرت با آنان نیز چون [[بنی‌‌نضیر]] [[رفتار]] کند و به ایشان اجازه داده شود [[اموال منقول]] خود را برداشته، از [[مدینه]] کوچ کنند؛ اما رسول خدا خواسته آنان را رد کرد. پس از آن [[بنی‌‌قریظه]] پیشنهاد کردند با بر جای گذاشتن همه [[اموال]] خویش، تنها [[جان]] خود و خانواده‌‌هایشان را [[نجات]] دهند؛ اما رسول خدا خواستار [[تسلیم]] بدون قید و شرط آنان شد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۰۱.</ref> زیرا تجربه نشان داده بود که اگر این گروه نیز مانند همکیشان خود (بنی‌‌نضیر) آزادانه از تیررس [[مسلمانان]] خارج شوند توطئه‌‌های خود را بر ضدّ اسلام از سر می‌‌گیرند. در پی این حوادث، بنی‌‌قریظه چاره‌‌ای جز [[تسلیم]] بدون قید و شرط نیافته، تسلیم شدند.
مطابق گزارش سیره نویسان، [[پیامبر]]{{صل}} پس از اعلام [[جنگ]] بر ضدّ [[بنی‌‌قریظه]]، [[ابن ام مکتوم]] را [[جانشین]] خود در [[مدینه]] قرار داد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۹۶؛ الطبقات، ج ۲، ص ۵۷؛ السیرة النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۲۳۴.</ref> و برای اینکه به آنان [[فرصت]] [[تجدید]] قوا ندهد فوراً به منطقه ایشان رفت و [[نماز عصر]] را در آنجا به جا آورد<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۲؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۹۹.</ref>. [[سپاه اسلام]] متشکل از ۳۰۰۰ نیرو<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۲۲؛ الطبقات، ج ۲، ص ۲۳۴.</ref> به پرچمداری [[علی]]{{ع}} بود<ref>السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص۲۳۴؛ الطبقات، ج ۲، ص۵۷.</ref>. [[رسول خدا]] طبق [[سیره]] همیشگی خود، ابتدا از آنان خواست [[اسلام]] بیاورند<ref>المصنف، ج ۵، ص ۲۱۶.</ref>، چون سر‌‌باز زدند به محاصره ایشان پرداخت. با ادامه محاصره و پس از آشکار شدن ضعف ایشان در مقابل [[سپاه اسلام]]، بنی قریظه فردی به نام "نباش بن قیس"<ref> المغازی، ج ۲، ص ۵۰۱.</ref> یا [[غزال ‌‌بن شمویل]] (شمول)<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۱۹۰.</ref> را نزد [[پیامبر]]{{صل}} فرستاده، پیشنهاد کردند حضرت با آنان نیز چون [[بنی‌‌نضیر]] [[رفتار]] کند و به ایشان اجازه داده شود [[اموال منقول]] خود را برداشته، از [[مدینه]] کوچ کنند؛ اما رسول خدا خواسته آنان را رد کرد. پس از آن [[بنی‌‌قریظه]] پیشنهاد کردند با بر جای گذاشتن همه [[اموال]] خویش، تنها [[جان]] خود و خانواده‌‌هایشان را [[نجات]] دهند؛ اما رسول خدا خواستار [[تسلیم]] بدون قید و شرط آنان شد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۰۱.</ref> زیرا تجربه نشان داده بود که اگر این گروه نیز مانند همکیشان خود (بنی‌‌نضیر) آزادانه از تیررس [[مسلمانان]] خارج شوند توطئه‌‌های خود را بر ضدّ اسلام از سر می‌‌گیرند. در پی این حوادث، بنی‌‌قریظه چاره‌‌ای جز [[تسلیم]] بدون قید و شرط نیافته، تسلیم شدند.


[[اختلاف]] است که پس از تن دادن بنی‌‌قریظه به خواسته [[پیامبر]]{{صل}}، [[قبیله اوس]] از آن حضرت خواستند آنان را به خاطر هم‌پیمان بودن با ایشان، ببخشد یا اینکه بنی‌‌قریظه خود، اوسی‌ها را واسطه برای [[داوری]] در بین آنان قرار دادند. بنابر قول مشهور، اوسی‌ها پیش‌دستی کردند و با [[اصرار]] آنان پیامبر{{صل}} [[سعد ‌‌بن معاذ]] را داور معرفی کرد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۱۰؛ السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص‌‌۲۳۹.</ref>، اما [[طبرسی]] آورده است که بنی‌‌قریظه خود، سعد ‌‌بن ‌‌معاذ را با اجازه آن حضرت برگزیدند<ref>مجمع‌‌البیان، ج ۸، ص ۵۵۲.</ref>. گویند: پس از [[آگاهی]] سعد از داوری خویش گفت: وقت آن فرا رسیده است که در [[راه خدا]] از [[سرزنش]] هیچ سرزنش کننده‌‌ای نهراسم<ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۱، ج ۲۰، ص ۱۸۴.</ref>. پس از آن، سعد با [[تعهد]] گرفتن از بنی‌‌قریظه و [[مسلمانان]] مبنی بر تن دادن به [[حکم]] او، اعلام کرد که مردان بنی‌‌قریظه کشته شوند، [[زنان]] و [[کودکان]] ایشان [[اسیر]] و اموالشان تقسیم گردد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۱۲؛ السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص‌‌۲۴۰؛ جامع‌‌البیان، مج ۱۱، ج ۲۰، ص ۱۸۴.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[حکم]] سعد را [[تأیید]] و درباره آن فرمود: آنچه را [[خدا]] از فراز آسمان‌ها حکم داده بود، سعد بر آن حکم کرد<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۱۹۱.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>
[[اختلاف]] است که پس از تن دادن بنی‌‌قریظه به خواسته [[پیامبر]]{{صل}}، [[قبیله اوس]] از آن حضرت خواستند آنان را به خاطر هم‌پیمان بودن با ایشان، ببخشد یا اینکه بنی‌‌قریظه خود، اوسی‌ها را واسطه برای [[داوری]] در بین آنان قرار دادند. بنابر قول مشهور، اوسی‌ها پیش‌دستی کردند و با [[اصرار]] آنان پیامبر{{صل}} [[سعد ‌‌بن معاذ]] را داور معرفی کرد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۱۰؛ السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص‌‌۲۳۹.</ref>، اما [[طبرسی]] آورده است که بنی‌‌قریظه خود، سعد ‌‌بن ‌‌معاذ را با اجازه آن حضرت برگزیدند<ref>مجمع‌‌البیان، ج ۸، ص ۵۵۲.</ref>. گویند: پس از [[آگاهی]] سعد از داوری خویش گفت: وقت آن فرا رسیده است که در [[راه خدا]] از [[سرزنش]] هیچ سرزنش کننده‌‌ای نهراسم<ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۱، ج ۲۰، ص ۱۸۴.</ref>. پس از آن، سعد با [[تعهد]] گرفتن از بنی‌‌قریظه و [[مسلمانان]] مبنی بر تن دادن به [[حکم]] او، اعلام کرد که مردان بنی‌‌قریظه کشته شوند، [[زنان]] و [[کودکان]] ایشان [[اسیر]] و اموالشان تقسیم گردد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۱۲؛ السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص‌‌۲۴۰؛ جامع‌‌البیان، مج ۱۱، ج ۲۰، ص ۱۸۴.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[حکم]] سعد را [[تأیید]] و درباره آن فرمود: آنچه را [[خدا]] از فراز آسمان‌ها حکم داده بود، سعد بر آن حکم کرد<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۱۹۱.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>


==سرانجام بنی قریظه==
==سرانجام بنی قریظه==
مطابق گزارش سیره‌‌نویسان، [[سپاه اسلام]]، بنی قریظه را پس از [[خلع]] [[سلاح]] در [[خانه]] دخترحارث از تیره بنی نجار<ref>السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۲۴۰.</ref> یا در [[منزل]] [[اسامة ‌‌بن زید]]<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۱۲.</ref> بازداشت کردند و پس از کندن گودال‌هایی در بازار [[مدینه]]، آنان را یکی یکی<ref>تفسیر منسوب به امام عسکری{{ع}}، ص ۶۷۱.</ref> یا ۱۰‌‌ تا ۱۰‌‌ تا<ref>الطبقات، ج ۲، ص ۵۸؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۲.</ref> آوردند و گردن زدند<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۲.</ref>. [[حیی بن کعب]] [[رئیس]] [[بنی نضیر]] و از [[آتش]] افروزان [[جنگ احزاب]] و [[کعب ‌‌بن اسد]] بزرگ [[بنی قریظه]] از جمله کشته شدگان بودند<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۱۳؛ الارشاد، ج ۱، ص ۱۱۱ - ۱۱۲.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>
مطابق گزارش سیره‌‌نویسان، [[سپاه اسلام]]، بنی قریظه را پس از [[خلع]] [[سلاح]] در [[خانه]] دخترحارث از تیره بنی نجار<ref>السیرة‌‌النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۲۴۰.</ref> یا در [[منزل]] [[اسامة ‌‌بن زید]]<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۱۲.</ref> بازداشت کردند و پس از کندن گودال‌هایی در بازار [[مدینه]]، آنان را یکی یکی<ref>تفسیر منسوب به امام عسکری{{ع}}، ص ۶۷۱.</ref> یا ۱۰‌‌ تا ۱۰‌‌ تا<ref>الطبقات، ج ۲، ص ۵۸؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۲.</ref> آوردند و گردن زدند<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۲.</ref>. [[حیی بن کعب]] [[رئیس]] [[بنی نضیر]] و از [[آتش]] افروزان [[جنگ احزاب]] و [[کعب ‌‌بن اسد]] بزرگ بنی قریظه از جمله کشته شدگان بودند<ref>المغازی، ج ۲، ص ۵۱۳؛ الارشاد، ج ۱، ص ۱۱۱ - ۱۱۲.</ref>.<ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>


==تحلیل [[کشتار]]==
==تحلیل [[کشتار]]==
۱۲۹٬۵۶۶

ویرایش