بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[مساوات]]''' است. "'''[[مساوات]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[مساوات]]''' است. "'''[[مساوات]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | ||
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[مساوات در | : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[مساوات در لغت]] - [[مساوات در معارف و سیره نبوی]] - [[مساوات در معارف و سیره امام علی]] - [[مساوات در فقه سیاسی]] - [[مساوات در جامعهشناسی اسلامی]]</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
| خط ۱۹: | خط ۱۷: | ||
[[نفی]] هرگونه [[فضل]] و برتری برای [[عرب]] نسبت به غیرعرب که از کاربرد واژه نکره (فضلٌ) در [[سیاق]] نفی (لیس) استفاده میشود، نشانگر آن است که در هیچ قلمروی عروبت ملاک [[برتری]] نیست، نه ملاک بهرهمندی بیشتر از [[بیتالمال]] است و نه معیار تصدّی منصبهای [[اجتماعی]] و [[سیاسی]]. اصولاً یکی از مهمترین مأموریتهای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[اجرای عدالت]] بود. میفرمود: {{متن قرآن|أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ}}<ref>«فرمان یافتهام که میان شما دادگری کنم» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>.یعنی [[قوی]] را بر [[ضعیف]]، [[غنی]] را بر [[فقیر]]، بزرگ را بر کوچک، مقدّم ندارم و سفیدپوست را بر سیاهپوست، [[عرب]] را بر غیرعرب، [[هاشمی]] یا قرشی را بر دیگران، برتری ندهم، بلکه [[دعوت]] خود را بر همه شما عرضه کنم، چرا که همه شما، قبل از دعوت من برابرید”<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۸، ص۳۳.</ref>. | [[نفی]] هرگونه [[فضل]] و برتری برای [[عرب]] نسبت به غیرعرب که از کاربرد واژه نکره (فضلٌ) در [[سیاق]] نفی (لیس) استفاده میشود، نشانگر آن است که در هیچ قلمروی عروبت ملاک [[برتری]] نیست، نه ملاک بهرهمندی بیشتر از [[بیتالمال]] است و نه معیار تصدّی منصبهای [[اجتماعی]] و [[سیاسی]]. اصولاً یکی از مهمترین مأموریتهای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[اجرای عدالت]] بود. میفرمود: {{متن قرآن|أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ}}<ref>«فرمان یافتهام که میان شما دادگری کنم» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>.یعنی [[قوی]] را بر [[ضعیف]]، [[غنی]] را بر [[فقیر]]، بزرگ را بر کوچک، مقدّم ندارم و سفیدپوست را بر سیاهپوست، [[عرب]] را بر غیرعرب، [[هاشمی]] یا قرشی را بر دیگران، برتری ندهم، بلکه [[دعوت]] خود را بر همه شما عرضه کنم، چرا که همه شما، قبل از دعوت من برابرید”<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۸، ص۳۳.</ref>. | ||
[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در پاسخ برخی از یارانش که “مماشات با زیادهخواهان از بیتالمال” را به [[حضرت]] توصیه میکردند، “رعایت [[مساوات]] در بهرهمندی از [[اموال]] عمومی” را اصلی تعطیلناپذیر دانسته، فرمود: | [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در پاسخ برخی از یارانش که “مماشات با زیادهخواهان از بیتالمال” را به [[حضرت]] توصیه میکردند، “رعایت [[مساوات]] در بهرهمندی از [[اموال]] عمومی” را اصلی تعطیلناپذیر دانسته، فرمود:{{متن حدیث|أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ وَ اللَّهِ لَا أَطُورُ بِهِ مَا سَمَرَ سَمِيرٌ وَ مَا أَمَ نَجْمٌ فِي السَّمَاءِ نَجْماً- [وَ] لَوْ كَانَ الْمَالُ لِي لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ فَكَيْفَ وَ إِنَّمَا الْمَالُ مَالُ اللَّهِ- [ثُمَّ قَالَ{{ع}}] أَلَا وَ إِنَّ إِعْطَاءَ الْمَالِ فِي غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذِيرٌ وَ إِسْرَافٌ وَ هُوَ يَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِي الدُّنْيَا وَ يَضَعُهُ فِي الْآخِرَةِ وَ يُكْرِمُهُ فِي النَّاسِ وَ يُهِينُهُ عِنْدَ اللَّهِ}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۶.</ref>؛ آیا به من [[دستور]] میدهید که برای [[پیروزی]] خود، در [[حق]] کسانی که بر آنان [[حکومت]] میکنم، از [[جور]] و [[ستم]] [[استمداد]] جویم؟! به [[خدا]] [[سوگند]]! تا [[عمر]] من باقی است و شب و [[روز]] برقرار، و [[ستارگان]] [[آسمان]] در پی هم طلوع و غروب میکنند، هرگز به چنین کاری دست نمیزنم. اگر اموال، از خودم بود، بهطور مساوی در میان آنان تقسیم میکردم تا چه رسد به اینکه این اموال، اموال خداست! [[آگاه]] باشید که بخشیدن [[مال]] در غیر موردش، [[اسراف]] و [[تبذیر]] است. این کار، ممکن است در [[دنیا]]، موجب [[سربلندی]] انجامدهنده شود، ولی در [[آخرت]]، موجب سرافکندگی او خواهد شد. [[مردم]]، ممکن است او را گرامی بدارند، ولی [[خداوند]]، خوارش میسازد. | ||
{{متن حدیث|أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ وَ اللَّهِ لَا أَطُورُ بِهِ مَا سَمَرَ سَمِيرٌ وَ مَا أَمَ نَجْمٌ فِي السَّمَاءِ نَجْماً- [وَ] لَوْ كَانَ الْمَالُ لِي لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ فَكَيْفَ وَ إِنَّمَا الْمَالُ مَالُ اللَّهِ- [ثُمَّ قَالَ{{ع}}] أَلَا وَ إِنَّ إِعْطَاءَ الْمَالِ فِي غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذِيرٌ وَ إِسْرَافٌ وَ هُوَ يَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِي الدُّنْيَا وَ يَضَعُهُ فِي الْآخِرَةِ وَ يُكْرِمُهُ فِي النَّاسِ وَ يُهِينُهُ عِنْدَ اللَّهِ}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۶.</ref>؛ آیا به من [[دستور]] میدهید که برای [[پیروزی]] خود، در [[حق]] کسانی که بر آنان [[حکومت]] میکنم، از [[جور]] و [[ستم]] [[استمداد]] جویم؟! به [[خدا]] [[سوگند]]! تا [[عمر]] من باقی است و شب و [[روز]] برقرار، و [[ستارگان]] [[آسمان]] در پی هم طلوع و غروب میکنند، هرگز به چنین کاری دست نمیزنم. اگر اموال، از خودم بود، بهطور مساوی در میان آنان تقسیم میکردم تا چه رسد به اینکه این اموال، اموال خداست! [[آگاه]] باشید که بخشیدن [[مال]] در غیر موردش، [[اسراف]] و [[تبذیر]] است. این کار، ممکن است در [[دنیا]]، موجب [[سربلندی]] انجامدهنده شود، ولی در [[آخرت]]، موجب سرافکندگی او خواهد شد. [[مردم]]، ممکن است او را گرامی بدارند، ولی [[خداوند]]، خوارش میسازد. | |||
چنانکه در برابر آنان که به خاطر [[موقعیت اجتماعی]] و سابقۀ [[مسلمانی]] خود خواهان [[امارت]] بر شهرهای مختلف بودند، ایستاد و هیچ کدام از این عناوین را ملاک [[برتری]] نمیدانست. در منطبق [[اسلامی]] نه تنها ویژگیهای طبیعی مانند نژاد و قومیت و رنگ و امثال آن ملاک [[تبعیض]] نیست، بلکه [[تقوا]]، [[سبقت]] در [[جهاد]] و [[ایمان]]، موقعیّت [[اجتماعی]]، [[ثروت]] و [[ریاست]] نیز ملاک بهرهمندی بیشتر از [[حقوق اجتماعی]]، [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] و بهرهمندی بیشتر از امکانات عمومی نیست. | چنانکه در برابر آنان که به خاطر [[موقعیت اجتماعی]] و سابقۀ [[مسلمانی]] خود خواهان [[امارت]] بر شهرهای مختلف بودند، ایستاد و هیچ کدام از این عناوین را ملاک [[برتری]] نمیدانست. در منطبق [[اسلامی]] نه تنها ویژگیهای طبیعی مانند نژاد و قومیت و رنگ و امثال آن ملاک [[تبعیض]] نیست، بلکه [[تقوا]]، [[سبقت]] در [[جهاد]] و [[ایمان]]، موقعیّت [[اجتماعی]]، [[ثروت]] و [[ریاست]] نیز ملاک بهرهمندی بیشتر از [[حقوق اجتماعی]]، [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] و بهرهمندی بیشتر از امکانات عمومی نیست. | ||
| خط ۳۲: | خط ۲۹: | ||
===[[تساوی در مجازات]]=== | ===[[تساوی در مجازات]]=== | ||
نتیجه [[تساوی]] همگان در برابر [[قانون]]، آن است که در صورت [[تخلف]]، همگان مستحق مجازاتاند. یکی از آفتهای همیشگی در [[جوامع]] بیشتر [[امنیت]] اَشراف، [[ثروتمندان]] و صاحبمنصبان در صورت [[قانونشکنی]] بوده است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} یکی از عوامل نابودی [[ملل]] گذشته را “تبعیض و نابرابری” در همین حوزه دانسته و میفرمود: “ای [[مردم]]!... بعضی از ملل گذشته، نابود شدند، فقط به خاطر اینکه اگر فرد [[شریف]] و صاحب منصبی [[سرقت]] میکرد، رهایش میکردند و اگر فرد ضعیفی سرقت میکرد، بر او حدّ جاری میکردند”<ref>نیشابوری، صحیح مسلم، ج۵، ص۱۱۴.</ref>. | نتیجه [[تساوی]] همگان در برابر [[قانون]]، آن است که در صورت [[تخلف]]، همگان مستحق مجازاتاند. یکی از آفتهای همیشگی در [[جوامع]] بیشتر [[امنیت]] اَشراف، [[ثروتمندان]] و صاحبمنصبان در صورت [[قانونشکنی]] بوده است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} یکی از عوامل نابودی [[ملل]] گذشته را “تبعیض و نابرابری” در همین حوزه دانسته و میفرمود: “ای [[مردم]]!... بعضی از ملل گذشته، نابود شدند، فقط به خاطر اینکه اگر فرد [[شریف]] و صاحب منصبی [[سرقت]] میکرد، رهایش میکردند و اگر فرد ضعیفی سرقت میکرد، بر او حدّ جاری میکردند”<ref>نیشابوری، صحیح مسلم، ج۵، ص۱۱۴.</ref>. | ||
در بعضی از [[احادیث]]، [[تبعیض]] در این زمینه را از ویژگیهای [[عالمان]] و بزرگان [[قوم یهود]] دانستهاند. از اینرو، [[امّت]] خویش را از [[آلوده]] شدن به چنین تبعیضهایی هشدار میداد و از عواقب [[سوء]] آن بر [[حذر]] میداشت. [[آدمی]] وقتی به “ثروت و موقعیّت اجتماعی” برسد، در [[معرض]] چنین لغزشهایی قرار دارد. عدهای از صاحبان [[ثروت]] و [[منصب]] [[اجتماعی]]، به [[دلیل]] همین خصیصه، در [[نظام اسلامی]]، از گرویدن به [[اسلام]] سرباز زدند یا پس از [[گرایش]]، [[مرتد]] شدند. بهعنوان نمونه: روزی جَبَلة بن اَبهم از ثروتمندان و صاحبمنصبان [[عرب]]، در [[مسجدالحرام]]، پای [[مسلمانی]] سیاهپوست را لگد کرد و بدون عذرخواهی عبور کرد و رفت. مرد عرب نزد [[خلیفه دوم]] که در موسم [[حج]] حضور داشت، آمده و [[شکایت]] کرد. [[خلیفه]]، [[جبله]] را احضار کرد و او نیز به کردهاش [[اقرار]] نمود. مردِ آسیبدیده، تقاضای [[قصاص]] کرد. هرچه از او خواستند تا از قصاص صرف نظر کند، نپذیرفت؛ خلیفه نیز خواسته [[مسلمانان]] سیاهپوست را [[تأیید]] کرد. این [[حکم]]، بر جبله بسیار گران آمد و چون پیشنهادهای متفاوتش سودی نبخشید، برای قصاص، چند روزی مهلت خواست، ولی از این مهلت استفاده کرده و از [[حجاز]] گریخت و به دامن [[کفر]] [[پناهنده]] شد و از اسلام، به خاطر “مساوات همگان در [[تحمل]] مجازات” گریزان شد<ref>ابنمنظور، مختصر تاریخ دمشق لابن عساکر، ج۵، ص۳۷۰.</ref>. | در بعضی از [[احادیث]]، [[تبعیض]] در این زمینه را از ویژگیهای [[عالمان]] و بزرگان [[قوم یهود]] دانستهاند. از اینرو، [[امّت]] خویش را از [[آلوده]] شدن به چنین تبعیضهایی هشدار میداد و از عواقب [[سوء]] آن بر [[حذر]] میداشت. [[آدمی]] وقتی به “ثروت و موقعیّت اجتماعی” برسد، در [[معرض]] چنین لغزشهایی قرار دارد. عدهای از صاحبان [[ثروت]] و [[منصب]] [[اجتماعی]]، به [[دلیل]] همین خصیصه، در [[نظام اسلامی]]، از گرویدن به [[اسلام]] سرباز زدند یا پس از [[گرایش]]، [[مرتد]] شدند. بهعنوان نمونه: روزی جَبَلة بن اَبهم از ثروتمندان و صاحبمنصبان [[عرب]]، در [[مسجدالحرام]]، پای [[مسلمانی]] سیاهپوست را لگد کرد و بدون عذرخواهی عبور کرد و رفت. مرد عرب نزد [[خلیفه دوم]] که در موسم [[حج]] حضور داشت، آمده و [[شکایت]] کرد. [[خلیفه]]، [[جبله]] را احضار کرد و او نیز به کردهاش [[اقرار]] نمود. مردِ آسیبدیده، تقاضای [[قصاص]] کرد. هرچه از او خواستند تا از قصاص صرف نظر کند، نپذیرفت؛ خلیفه نیز خواسته [[مسلمانان]] سیاهپوست را [[تأیید]] کرد. این [[حکم]]، بر جبله بسیار گران آمد و چون پیشنهادهای متفاوتش سودی نبخشید، برای قصاص، چند روزی مهلت خواست، ولی از این مهلت استفاده کرده و از [[حجاز]] گریخت و به دامن [[کفر]] [[پناهنده]] شد و از اسلام، به خاطر “مساوات همگان در [[تحمل]] مجازات” گریزان شد<ref>ابنمنظور، مختصر تاریخ دمشق لابن عساکر، ج۵، ص۳۷۰.</ref>. | ||
[[امام علی]]{{ع}} با ارسال نامهای به [[ابنعباس]]، او را به خاطر دستاندازی به [[بیتالمال]] [[توبیخ]] کرد و خواستار بازگرداندن [[اموال]] [[مردم]] به بیتالمال شد. گذشته از اینکه ابنعباس، پسر عموی [[امام]] بود و در این [[حکم]] تفاوتی میان او و دیگران قائل نشد، در همین [[نامه]] تصریح فرمود: | [[امام علی]]{{ع}} با ارسال نامهای به [[ابنعباس]]، او را به خاطر دستاندازی به [[بیتالمال]] [[توبیخ]] کرد و خواستار بازگرداندن [[اموال]] [[مردم]] به بیتالمال شد. گذشته از اینکه ابنعباس، پسر عموی [[امام]] بود و در این [[حکم]] تفاوتی میان او و دیگران قائل نشد، در همین [[نامه]] تصریح فرمود:{{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ فَعَلَا مِثْلَ الَّذِي فَعَلْتَ مَا كَانَتْ لَهُمَا عِنْدِي هَوَادَةٌ وَ لَا ظَفِرَا مِنِّي بِإِرَادَةٍ حَتَّى آخُذَ الْحَقَّ مِنْهُمَا وَ أُزِيحَ الْبَاطِلَ عَنْ مَظْلَمَتِهِمَا...}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۴۱.</ref>؛ به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر [[حسن]] و [[حسین]] این کار را کرده بودند، هیچ حامی و [[پشتیبانی]] از سوی من نداشتند و در [[اراده]] من اثر نمیگذاشتند تا آنکه [[حق]] را از ایشان بگیرم و ستمهای ناروایی را که انجام دادهاند، دور سازم. | ||
{{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ فَعَلَا مِثْلَ الَّذِي فَعَلْتَ مَا كَانَتْ لَهُمَا عِنْدِي هَوَادَةٌ وَ لَا ظَفِرَا مِنِّي بِإِرَادَةٍ حَتَّى آخُذَ الْحَقَّ مِنْهُمَا وَ أُزِيحَ الْبَاطِلَ عَنْ مَظْلَمَتِهِمَا...}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۴۱.</ref>؛ به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر [[حسن]] و [[حسین]] این کار را کرده بودند، هیچ حامی و [[پشتیبانی]] از سوی من نداشتند و در [[اراده]] من اثر نمیگذاشتند تا آنکه [[حق]] را از ایشان بگیرم و ستمهای ناروایی را که انجام دادهاند، دور سازم. | |||
گفتنی است که [[قاعده مساوات]] در اصل بیستم [[قانون اساسی جمهوری اسلامی]] نیز منعکس شده است. براساس این اصل: “مردم [[ایران]] از هر [[قوم]] و [[قبیله]] که باشند، از [[حقوق]] مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود. همه افراد [[ملت]] اعم از [[زن]] و مرد یکسان در [[حمایت]] [[قانون]] قرار دارند و از همه [[حقوق انسانی]]، [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] با رعایت [[موازین]] [[اسلام]] برخوردارند”»<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۶۲.</ref> | گفتنی است که [[قاعده مساوات]] در اصل بیستم [[قانون اساسی جمهوری اسلامی]] نیز منعکس شده است. براساس این اصل: “مردم [[ایران]] از هر [[قوم]] و [[قبیله]] که باشند، از [[حقوق]] مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود. همه افراد [[ملت]] اعم از [[زن]] و مرد یکسان در [[حمایت]] [[قانون]] قرار دارند و از همه [[حقوق انسانی]]، [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] با رعایت [[موازین]] [[اسلام]] برخوردارند”»<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۶۲.</ref> | ||