←مقدمه
(←منابع) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
این لغت از ماده {{عربی|وقى وَقْياً و وِقَايَةً}} گرفته شده و به معنای [[حفظ]] شیء از اموری است که برای او [[مضر]] است. به این ترتیب، «[[تقوی]]» یعنی قرار دادن نفس در هیأتی که در حفظ و [[حراست]] از [[عذاب الهی]] باشد. و لذا «[[ملکه]] تقوی» هیأت صیانت و [[طهارت]] [[نفسانی]] است که فرد را از انجام [[محرمات]] و [[معاصی]] حفظ میکند. «[[متّقی]]» کسی است که دائماً در حفظ و [[پناه]] وقایهای در مقابل [[زشتیها]] و امور مضر است. با این توضیحات، معنای دقیق [[تقوا]] یعنی: {{عربی|جعل النّفس في وِقَايَةٍ مما يخاف}}. یعنی قراردادن خود در حفاظتی از امور ترسناک و خطرناک<ref>مفردات ألفاظ القرآن (ط. دارالقلم الدمار الشامیة، ۱۴۱۲ه.ق.)، ص۸۸۱.</ref>. هنگامی که این واژه به باب افتعال میرود، معنای پذیرش تقوا و [[خویشتنداری]] نیز به آن اضافه میشود. بدین ترتیب، «اتّقاء» که در اصل «اوتقاء» بوده و واو [[قلب]] به تا شده است، به معنای [[اختیار]] تقوا و عمل به مقتضای آن میباشد<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم (ط. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ ه.ش.)، ج۱۳، ص۱۸۳.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۶ ص ۱۸۵.</ref> | *این لغت از ماده {{عربی|وقى وَقْياً و وِقَايَةً}} گرفته شده و به معنای [[حفظ]] شیء از اموری است که برای او [[مضر]] است. به این ترتیب، «[[تقوی]]» یعنی قرار دادن نفس در هیأتی که در حفظ و [[حراست]] از [[عذاب الهی]] باشد. و لذا «[[ملکه]] تقوی» هیأت صیانت و [[طهارت]] [[نفسانی]] است که فرد را از انجام [[محرمات]] و [[معاصی]] حفظ میکند. «[[متّقی]]» کسی است که دائماً در حفظ و [[پناه]] وقایهای در مقابل [[زشتیها]] و امور مضر است. با این توضیحات، معنای دقیق [[تقوا]] یعنی: {{عربی|جعل النّفس في وِقَايَةٍ مما يخاف}}. یعنی قراردادن خود در حفاظتی از امور ترسناک و خطرناک<ref>مفردات ألفاظ القرآن (ط. دارالقلم الدمار الشامیة، ۱۴۱۲ه.ق.)، ص۸۸۱.</ref>. هنگامی که این واژه به باب افتعال میرود، معنای پذیرش تقوا و [[خویشتنداری]] نیز به آن اضافه میشود. بدین ترتیب، «اتّقاء» که در اصل «اوتقاء» بوده و واو [[قلب]] به تا شده است، به معنای [[اختیار]] تقوا و عمل به مقتضای آن میباشد<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم (ط. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ ه.ش.)، ج۱۳، ص۱۸۳.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۶ ص ۱۸۵.</ref> | ||
*«[[تقوا]]» به معنی [[پرواپیشگی]] است. اصل این واژه از ریشه «وقی» است. {{عربی|وقی الشیء وقایة}} یعنی آن شیء را از [[بدی]] و [[اذیت]] شدن [[حفظ]] کرد و {{عربی|وقاه اللّه السوء}} یعنی [[خداوند]] او را از [[بدیها]] حفظ کرد<ref>لسان العرب (ط. دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع دار صادر، ۱۴۱۴ه.ق.)، ج۱۵، ص۴۰۱.</ref>. کتاب مقاییس اللغة، اصل در تمام مشتقات این ماده را دفع کردن [[زشتیها]] و امور منافر از چیزی با کمک مانع و ساتری معنی میکند؛ برای مثال، سرباز در میدان [[جنگ]]، خود را با [[زره]] و کلاهخود از ضربات نیزه و [[شمشیر]] حفظ میکند و لذاگفته میشود: {{عربی|اتقی الجندی نفسه عن السیوف بوقایة}} (وقایه در اینجا به معنی زره یا کلاهخود است). در لسان العرب بعد از توضیح اصل ماده، اضافه میکند که وقتی گفته میشود: {{عربی|اتقینا به}} یعنی آن شیء را به عنوان محافظ و مانع مقابل خود قرار دادیم تا از [[شر]] [[دشمن]] در [[امان]] باشیم: {{عربی|جعلناه قدامنا وقایة لنا من العدو}}. بنابراین تعریف، «[[متّقی]]» کسی است که دائماً در مقابل زشتیها و امور [[مضر]]، در حفظ و [[پناه]] «وقایه»ای است. با این توضیحات، معنای دقیق «[[تقوی]]» این است: {{عربی|جعل النفس فی وقایة مما یخاف» یعنی قراردادن خود در حفاظتی در برابر امور ترسناک و خطرناک}}<ref>مفردات ألفاظ القرآن (ط. دارالقلم الدار الشامیة، ۱۴۱۲ه.ق.)، ص۸۸۱.</ref>. برای عموم [[انسانها]]، [[عذاب الهی]] وخشم [[پروردگار]] مهمترین امر ترسناکی است که باید از آن اجتناب شود و شخص [[متقی]] با اجتناب از [[گناهان]] و [[ملکه]] [[ورع]]، خود را از [[خشم الهی]] حفظ میکند.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۱۰۱.</ref> | |||
==نکاتی درباره معنای تقوا== | ==نکاتی درباره معنای تقوا== | ||