جز
جایگزینی متن - 'تعیین' به 'تعیین'
جز (جایگزینی متن - 'نفر' به 'نفر') |
جز (جایگزینی متن - 'تعیین' به 'تعیین') |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
این [[روایت]] بعدها در متون [[شیعی]]، تکرار و البته به دیده قبول نگریسته شد<ref>تفسیر نور الثقلین، ج۴، ص۴۳۰.</ref>، هر چند در [[کتب اربعه]] و [[حدیثی]] [[شیعه]] دیده نمیشود. | این [[روایت]] بعدها در متون [[شیعی]]، تکرار و البته به دیده قبول نگریسته شد<ref>تفسیر نور الثقلین، ج۴، ص۴۳۰.</ref>، هر چند در [[کتب اربعه]] و [[حدیثی]] [[شیعه]] دیده نمیشود. | ||
البته اصل این روایت در میان [[اهل سنت]] نیز آمده است، اما در عین حال، راجع به مراد پیامبر{{صل}} از دو قربانی گفتوگوهایی داشته و دارند. [[تفسیری]] که در میان [[اهلسنت]] وجود دارد، به نقل قولی از [[معاویه]] میرسد. او در [[مجلسی]] که سخن از مصداق ذبیحه اول به میان آمد، گفت: از [[خبره]] این فن بپرسید. آنگاه به داستان مردی اشاره کرد که پیش [[پیامبر]]{{صل}} آمد و آن [[حضرت]] را ابنذبیحین خطاب کرد. وقتی از [[معاویه]] پرسیدند: مراد از آن دو چه کسانیاند؟ گفت: [[اسماعیل]] و [[عبدالله]]. سپس به توضیح ذبیحه بودن [[پدر]] پیامبر{{صل}} پرداخت و بدین طریق به گفتوگو خاتمه داد<ref>تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۸۵؛ جامع البیان، ج۲۳، ص۱۰۱.</ref>، بیآنکه توضیحات خود را به پیامبر{{صل}} نسبت دهد. دیگران نیز از این طریق به | البته اصل این روایت در میان [[اهل سنت]] نیز آمده است، اما در عین حال، راجع به مراد پیامبر{{صل}} از دو قربانی گفتوگوهایی داشته و دارند. [[تفسیری]] که در میان [[اهلسنت]] وجود دارد، به نقل قولی از [[معاویه]] میرسد. او در [[مجلسی]] که سخن از مصداق ذبیحه اول به میان آمد، گفت: از [[خبره]] این فن بپرسید. آنگاه به داستان مردی اشاره کرد که پیش [[پیامبر]]{{صل}} آمد و آن [[حضرت]] را ابنذبیحین خطاب کرد. وقتی از [[معاویه]] پرسیدند: مراد از آن دو چه کسانیاند؟ گفت: [[اسماعیل]] و [[عبدالله]]. سپس به توضیح ذبیحه بودن [[پدر]] پیامبر{{صل}} پرداخت و بدین طریق به گفتوگو خاتمه داد<ref>تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۸۵؛ جامع البیان، ج۲۳، ص۱۰۱.</ref>، بیآنکه توضیحات خود را به پیامبر{{صل}} نسبت دهد. دیگران نیز از این طریق به تعیین مصداق دو [[قربانی]] پرداختند<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۶، ص۱۵۳؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۵، ص۲۰۱؛ الکشف و البیان، ج۸، ص۱۵۲؛ الجامع لأحکام القرآن، ج۱۵، ص۱۱۳؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۵۵۴؛ سبل الهدی و الرشاد، ج۱، ص۲۴۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج۴، ص۱۸۵.</ref>. اما در میان [[شیعه]] دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که در ادامه بدان اشاره میشود. | ||
ذیل [[روایت]] ابنذبیحین، دو بحث جدی قابل طرح است که در نهایت [[استواری]] مطالب پیشگفته را اندکی به چالش میکشد، هر چند پرداختن مفصل به آنها در این مقال جایی ندارد. بحث نخست این است که به [[راستی]] مراد از ذبیح اول در [[متون دینی]]، به رغم شهرتی که امروزه وجود دارد، چه کسی است؛ اسماعیل یا [[اسحاق]]؟ برخی آن را اسحاق دانستهاند<ref>تاریخ ابن خلدون، ج۲، ق ۱، ص۳۸.</ref>، اما اکثر [[مفسران]] و [[محدثان]]، اسماعیل را مصداق آن ذکر کردهاند<ref>الأمالی، طوسی، ص۴۵۷؛ التبیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۵۱۸؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۵۵۹؛ تخریج الأحادیث و الآثار، ج۳، ص۱۷۷؛ کنز العمال، ج۱۲، ص۳۷۹.</ref>. [[مجلسی]] در پاسخ این [[پرسش]]، بحث مفصل و درخور توجهی ارائه و استدلالهای هر یک از دو دیدگاه را ذکر میکند. او برای قائلان قول اول، دو دلیل و برای [[پیروان]] دیدگاه دوم، شش دلیل بر میشمرد، هر چند برخی از آنها را چندان [[استوار]] نمیداند. مجلسی در نهایت دیدگاه دوم را به دلایلی مرجح میشمارد که [[اجمال]] آن در این دو نکته قابل عرضه است: اول آنکه [[دلایل]] قول اول [[ضعیف]] است و دیگر آنکه قول دوم میان [[علمای شیعه]] و محدثان [[شهرت]] بیشتری دارد<ref>بحار الأنوار، ج۱۲، ص۱۳۲-۱۳۴.</ref>. اما در عین حال خود را در مواجهه با [[روایات]] نسبتاً [[استواری]] که مراد از آن را [[اسحاق بن ابراهیم]] دانستهاند، نمیتواند قانع کند و از اینرو به وجه جمعی [[پناه]] میبرد و مینویسد: با این روایات از باب [[تقیه]] صادر شده، یا ناظر به آرزوی اسحاقاند و یا موضوع [[ذبح]] برای هر دو نفر، یعنی [[اسماعیل]] و [[اسحاق]]، رخ داده است، مشروط به آنکه [[اجماعی]] بر یکی بودن [[قربانی]] نباشد<ref>بحار الأنوار، ج۱۲، ص۱۳۵.</ref>. روشن است این رویکرد نیز به [[آسانی]] [[ذهن]] [[پرسشگر]] را اقناع نمیکند و همچنان این [[پرسش]] برای او باقی است که با وجود روایتهای بسیار، چگونه میتوان اسماعیل را قربانی قلمداد کرد و اگر غیر او، یعنی اسحاق ذبیح باشد، آنگاه نسبت [[پیامبر اسلام]]{{صل}} با وی چگونه تعریف میشود. | ذیل [[روایت]] ابنذبیحین، دو بحث جدی قابل طرح است که در نهایت [[استواری]] مطالب پیشگفته را اندکی به چالش میکشد، هر چند پرداختن مفصل به آنها در این مقال جایی ندارد. بحث نخست این است که به [[راستی]] مراد از ذبیح اول در [[متون دینی]]، به رغم شهرتی که امروزه وجود دارد، چه کسی است؛ اسماعیل یا [[اسحاق]]؟ برخی آن را اسحاق دانستهاند<ref>تاریخ ابن خلدون، ج۲، ق ۱، ص۳۸.</ref>، اما اکثر [[مفسران]] و [[محدثان]]، اسماعیل را مصداق آن ذکر کردهاند<ref>الأمالی، طوسی، ص۴۵۷؛ التبیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۵۱۸؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۵۵۹؛ تخریج الأحادیث و الآثار، ج۳، ص۱۷۷؛ کنز العمال، ج۱۲، ص۳۷۹.</ref>. [[مجلسی]] در پاسخ این [[پرسش]]، بحث مفصل و درخور توجهی ارائه و استدلالهای هر یک از دو دیدگاه را ذکر میکند. او برای قائلان قول اول، دو دلیل و برای [[پیروان]] دیدگاه دوم، شش دلیل بر میشمرد، هر چند برخی از آنها را چندان [[استوار]] نمیداند. مجلسی در نهایت دیدگاه دوم را به دلایلی مرجح میشمارد که [[اجمال]] آن در این دو نکته قابل عرضه است: اول آنکه [[دلایل]] قول اول [[ضعیف]] است و دیگر آنکه قول دوم میان [[علمای شیعه]] و محدثان [[شهرت]] بیشتری دارد<ref>بحار الأنوار، ج۱۲، ص۱۳۲-۱۳۴.</ref>. اما در عین حال خود را در مواجهه با [[روایات]] نسبتاً [[استواری]] که مراد از آن را [[اسحاق بن ابراهیم]] دانستهاند، نمیتواند قانع کند و از اینرو به وجه جمعی [[پناه]] میبرد و مینویسد: با این روایات از باب [[تقیه]] صادر شده، یا ناظر به آرزوی اسحاقاند و یا موضوع [[ذبح]] برای هر دو نفر، یعنی [[اسماعیل]] و [[اسحاق]]، رخ داده است، مشروط به آنکه [[اجماعی]] بر یکی بودن [[قربانی]] نباشد<ref>بحار الأنوار، ج۱۲، ص۱۳۵.</ref>. روشن است این رویکرد نیز به [[آسانی]] [[ذهن]] [[پرسشگر]] را اقناع نمیکند و همچنان این [[پرسش]] برای او باقی است که با وجود روایتهای بسیار، چگونه میتوان اسماعیل را قربانی قلمداد کرد و اگر غیر او، یعنی اسحاق ذبیح باشد، آنگاه نسبت [[پیامبر اسلام]]{{صل}} با وی چگونه تعریف میشود. | ||