پرش به محتوا

احقاف در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'تعیین' به 'تعیین'
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - 'تعیین' به 'تعیین')
خط ۹: خط ۹:
واژه احقاف از ریشه "حقف" به‌معنای برآمدگی و انحنا است <ref>ترتیب‌العین، ص‌۱۹۰، "حقف"؛ غریب القرآن، ص‌۳۸۸.</ref> که تپّه‌های منحنی شن،<ref>معانی‌القرآن، ج‌۶، ص‌۴۵۲؛ الصحاح، ج‌۴، ص‌۱۳۴۵‌ـ‌۱۳۴۶؛ مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۱۳۵.</ref> خمیدگی پشت شتر و دیگر حیوانات <ref>الفائق، ج‌۱، ص‌۲۶۱؛ القاموس المحیط، ج‌۳، ص‌۱۲۹؛ تنویرالحوالک، ص‌۳۲۹.</ref> و خمیدگی [[هلال]] ماه،<ref> مفردات، ص‌۲۴۸؛ لسان‌العرب، ج‌۹، ص‌۵۳.</ref> از کاربردهای مشهور آن به‌شمار می‌رود. احقاف در نقش صیغه جمع، به مجموعه تپّه‌های شنی در بیابان‌های کویری اطلاق شده، برای دیگر گونه‌های برآمدگی [[زمین]] به‌کار نمی‌رود؛<ref>جامع‌البیان، مج‌۱۳، ج‌۲۶، ص‌۳۲ و مج‌۱۵، ج‌۳۰، ص‌۲۲۳.</ref> گرچه از برخی [[مفسّران]] نخستین، اطلاق آن بر کوه‌ها نیز گزارش شده است.<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۱۶، ص‌۱۳۵؛ تفسیرابن کثیر، ج‌۴، ص‌۱۷۳.</ref>
واژه احقاف از ریشه "حقف" به‌معنای برآمدگی و انحنا است <ref>ترتیب‌العین، ص‌۱۹۰، "حقف"؛ غریب القرآن، ص‌۳۸۸.</ref> که تپّه‌های منحنی شن،<ref>معانی‌القرآن، ج‌۶، ص‌۴۵۲؛ الصحاح، ج‌۴، ص‌۱۳۴۵‌ـ‌۱۳۴۶؛ مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۱۳۵.</ref> خمیدگی پشت شتر و دیگر حیوانات <ref>الفائق، ج‌۱، ص‌۲۶۱؛ القاموس المحیط، ج‌۳، ص‌۱۲۹؛ تنویرالحوالک، ص‌۳۲۹.</ref> و خمیدگی [[هلال]] ماه،<ref> مفردات، ص‌۲۴۸؛ لسان‌العرب، ج‌۹، ص‌۵۳.</ref> از کاربردهای مشهور آن به‌شمار می‌رود. احقاف در نقش صیغه جمع، به مجموعه تپّه‌های شنی در بیابان‌های کویری اطلاق شده، برای دیگر گونه‌های برآمدگی [[زمین]] به‌کار نمی‌رود؛<ref>جامع‌البیان، مج‌۱۳، ج‌۲۶، ص‌۳۲ و مج‌۱۵، ج‌۳۰، ص‌۲۲۳.</ref> گرچه از برخی [[مفسّران]] نخستین، اطلاق آن بر کوه‌ها نیز گزارش شده است.<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۱۶، ص‌۱۳۵؛ تفسیرابن کثیر، ج‌۴، ص‌۱۷۳.</ref>


[[قرآن]] فقط یک بار این واژه را در آیه‌ {{متن قرآن|وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}}<ref>"و از برادر (قوم) عاد (هود) یاد کن آنگاه که قومش را در آن ریگزار  بیم داد و البته پیش از وی بیم‌دهندگانی  بر گذشته بودند و پس از او نیز پیامبرانی آمدند که (هر یک می‌گفتند) جز خداوند را نپرستید که من بر شما از عذاب روزی سترگ می‌هراسم" سوره احقاف، آیه ۲۱.</ref> به‌صورت محلّ سکونت [[قوم عاد]] و [[پیامبری]] [[هود]]{{ع}} به‌کار برده و [[سوره]] مذکور به همین مناسبت به این نام [[شهرت]] یافته است؛ البتّه ماجرای قوم عاد، در ۱۷ سوره دیگر نیز بازگو شده که گاه از خلال آن به برخی نکات درباره محلّ سکونت این [[قوم]] دست می‌یابیم. با این حال، محلّ دقیق این منطقه در قرآن [[تعیین]] نشده و وجود بیابان‌های شنی فراوان در مناطق گوناگون جزیرة‌العرب نیز بیش‌تر بر این ابهام افزوده است. در [[تورات]] و [[تواریخ]] پیش از [[اسلام]] نیز به‌طور صریح از عاد و احقاف، یادی به‌میان نیامده است، جز آنکه در آثار اقلیم نگاران یونانی از قوم "Oadite" در شمال غربی جزیرة‌العرب یاد‌شده که احتمال [[تطبیق]] آن بر قوم عاد از سوی برخی پژوهش‌گران مطرح شده است.<ref> المفصل، ج‌۱، ص‌۳۰۱‌ـ‌۳۰۵؛ دراسات تاریخیه، ج‌۱، ص‌۲۴۶‌ـ‌۲۴۹.</ref> گویا [[جرجی زیدان]] بر همین اساس، عادیان را از عرب‌های شمال شمرده؛<ref>مؤلفات جرجی زیدان، ج‌۱۰، ص‌۱۳۱.</ref> این در‌حالی است که احقاف از نظر عموم مفسّران [[اسلامی]]، در منطقه‌ای از [[یمن]] در جنوب [[عربستان]] قرار داشته است؛ البتّه برخی نیز احقاف را نام کوهی در [[شام]] <ref>معجم‌البلدان، ج‌۱، ص‌۱۱۵.</ref> یا منطقه‌ای اطراف حسمی <ref> تفسیر مجاهد، ص‌۶۰۳؛ معجم ما استعجم، ج ۱، ص‌۱۱۰.</ref> در شمال جزیرة‌العرب دانسته‌اند که [[آبادانی]] و سرسبزی این منطقه با برخی گزارش‌های [[قرآن]] از محلّ سکونت عاد، شباهت دارد. وجود کوهی به نام "[[ارم]]" فرضیّه وقوع [[سرزمین]] احقاف در این منطقه را نزد برخی خاورشناسان تقویت کرده است <ref>المفصل، ج‌۱، ص‌۱۶۸.</ref>.
[[قرآن]] فقط یک بار این واژه را در آیه‌ {{متن قرآن|وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}}<ref>"و از برادر (قوم) عاد (هود) یاد کن آنگاه که قومش را در آن ریگزار  بیم داد و البته پیش از وی بیم‌دهندگانی  بر گذشته بودند و پس از او نیز پیامبرانی آمدند که (هر یک می‌گفتند) جز خداوند را نپرستید که من بر شما از عذاب روزی سترگ می‌هراسم" سوره احقاف، آیه ۲۱.</ref> به‌صورت محلّ سکونت [[قوم عاد]] و [[پیامبری]] [[هود]]{{ع}} به‌کار برده و [[سوره]] مذکور به همین مناسبت به این نام [[شهرت]] یافته است؛ البتّه ماجرای قوم عاد، در ۱۷ سوره دیگر نیز بازگو شده که گاه از خلال آن به برخی نکات درباره محلّ سکونت این [[قوم]] دست می‌یابیم. با این حال، محلّ دقیق این منطقه در قرآن تعیین نشده و وجود بیابان‌های شنی فراوان در مناطق گوناگون جزیرة‌العرب نیز بیش‌تر بر این ابهام افزوده است. در [[تورات]] و [[تواریخ]] پیش از [[اسلام]] نیز به‌طور صریح از عاد و احقاف، یادی به‌میان نیامده است، جز آنکه در آثار اقلیم نگاران یونانی از قوم "Oadite" در شمال غربی جزیرة‌العرب یاد‌شده که احتمال [[تطبیق]] آن بر قوم عاد از سوی برخی پژوهش‌گران مطرح شده است.<ref> المفصل، ج‌۱، ص‌۳۰۱‌ـ‌۳۰۵؛ دراسات تاریخیه، ج‌۱، ص‌۲۴۶‌ـ‌۲۴۹.</ref> گویا [[جرجی زیدان]] بر همین اساس، عادیان را از عرب‌های شمال شمرده؛<ref>مؤلفات جرجی زیدان، ج‌۱۰، ص‌۱۳۱.</ref> این در‌حالی است که احقاف از نظر عموم مفسّران [[اسلامی]]، در منطقه‌ای از [[یمن]] در جنوب [[عربستان]] قرار داشته است؛ البتّه برخی نیز احقاف را نام کوهی در [[شام]] <ref>معجم‌البلدان، ج‌۱، ص‌۱۱۵.</ref> یا منطقه‌ای اطراف حسمی <ref> تفسیر مجاهد، ص‌۶۰۳؛ معجم ما استعجم، ج ۱، ص‌۱۱۰.</ref> در شمال جزیرة‌العرب دانسته‌اند که [[آبادانی]] و سرسبزی این منطقه با برخی گزارش‌های [[قرآن]] از محلّ سکونت عاد، شباهت دارد. وجود کوهی به نام "[[ارم]]" فرضیّه وقوع [[سرزمین]] احقاف در این منطقه را نزد برخی خاورشناسان تقویت کرده است <ref>المفصل، ج‌۱، ص‌۱۶۸.</ref>.


در [[تورات]] نیز از منطقه‌ای به نام "حویله" یاد‌شده که آن واژه، از ریشه [[عبری]] "حول" به‌معنای شن اشتقاق یافته، به سرزمین شن‌زار اطلاق می‌شود. محدوده دقیق این منطقه، به روشنی در تورات [[تعیین]] نشده و گویا افزون بر [[یمن]] و عمان، در [[عربستان]] جنوبی تا مرکز و شمال جزیرة‌العرب امتداد داشته است.<ref>قاموس الکتاب المقدس، ص‌۳۳۷.</ref> کنار هم آمدن نام "حویله" و "حضرموت" به‌صورت [[فرزندان]] یقطان و همچنین "[[سبأ]]" و "حویله" به‌صورت بنوکوش <ref>کتاب مقدس، تکوین، ۱۰: ۷ و ۲۶‌ـ‌۳۰ و اخبار اوّل، ۱: ۹ و ۲۰‌ـ‌۲۳.</ref> (با توجّه به [[تطبیق]] نام [[شهرها]] و [[قبایل]] با اسامی فرزندان [[نوح]] از نگاه [[عهد عتیق]]) فرضیّه تطابق حویله با احقاف را تقویت می‌کند؛ به‌ویژه آنکه قبایل [[قحطانی]] [[عرب]] که گویا نام خود را از ریشه عبری "یقطان" برگرفته‌اند، گاهی در برابر [[تفاخر]] [[عدنانیان]] به [[پیامبری]] جدّشان [[اسماعیل]]، پیامبری جدّشان [[هود]] را یادآور می‌شدند <ref>المفصل، ج‌۱، ص‌۳۱۳‌ـ‌۳۱۴؛ تاریخ دمشق، ج‌۶۲، ص‌۴۱۴؛ تاریخ ابن‌خلدون، ج‌۲، ص‌۲۰.</ref>.
در [[تورات]] نیز از منطقه‌ای به نام "حویله" یاد‌شده که آن واژه، از ریشه [[عبری]] "حول" به‌معنای شن اشتقاق یافته، به سرزمین شن‌زار اطلاق می‌شود. محدوده دقیق این منطقه، به روشنی در تورات تعیین نشده و گویا افزون بر [[یمن]] و عمان، در [[عربستان]] جنوبی تا مرکز و شمال جزیرة‌العرب امتداد داشته است.<ref>قاموس الکتاب المقدس، ص‌۳۳۷.</ref> کنار هم آمدن نام "حویله" و "حضرموت" به‌صورت [[فرزندان]] یقطان و همچنین "[[سبأ]]" و "حویله" به‌صورت بنوکوش <ref>کتاب مقدس، تکوین، ۱۰: ۷ و ۲۶‌ـ‌۳۰ و اخبار اوّل، ۱: ۹ و ۲۰‌ـ‌۲۳.</ref> (با توجّه به [[تطبیق]] نام [[شهرها]] و [[قبایل]] با اسامی فرزندان [[نوح]] از نگاه [[عهد عتیق]]) فرضیّه تطابق حویله با احقاف را تقویت می‌کند؛ به‌ویژه آنکه قبایل [[قحطانی]] [[عرب]] که گویا نام خود را از ریشه عبری "یقطان" برگرفته‌اند، گاهی در برابر [[تفاخر]] [[عدنانیان]] به [[پیامبری]] جدّشان [[اسماعیل]]، پیامبری جدّشان [[هود]] را یادآور می‌شدند <ref>المفصل، ج‌۱، ص‌۳۱۳‌ـ‌۳۱۴؛ تاریخ دمشق، ج‌۶۲، ص‌۴۱۴؛ تاریخ ابن‌خلدون، ج‌۲، ص‌۲۰.</ref>.


گزارش تورات از وجود رودی در حویله و کانی‌ها و سنگ‌های قیمتی بسیار و عطرهای گیاهی در آن منطقه، با گزارش قرآن از باغ‌ها و آب‌ها و [[نعمت]] فراوان در محلّ سکونت عادیان مطابقت می‌کند {{متن قرآن|وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ أَمَدَّكُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِينَ وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ }}<ref>«و از کسی که شما را با آنچه می‌دانید یاوری کرد پروا کنید، شما را با چارپایان و فرزندان  یاوری کرد، و با بوستان‌ها و چشمه‌ساران» سوره شعراء، آیه ۱۳۲-۱۳۴.</ref>.<ref>کتاب مقدس، تکوین، ۲: ۱۱‌ـ‌۱۲.</ref> تشابه عادیان در [[ویژگی‌های جسمانی]] با عمالقه که در تورات از حویله به‌صورت یکی از مناطق حضور آنها یاد‌ شده، تأییدی دیگر بر این فرضیّه‌است {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌ورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکت‌هایی می‌گشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه می‌کردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>، {{متن قرآن|كَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلَاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلَاقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِخَلَاقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُوا أُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«(حال و روز شما منافقان) همانند پیشینیانتان (است) که نیرومندتر و داراتر و پرفرزندتر از شما بودند؛ آنان بهره خویش بردند شما نیز بهره خویش گرفتید همچون کسانی که پیش از شما به بهره خویش رسیدند و (در یاوه گویی) فرو رفتید چنانکه آنان فرو رفتند؛ آنانند که کردارهاشان در این جهان و در جهان واپسین تباه است و آنانند که زیانکارند» سوره توبه، آیه ۶۹.</ref>، {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وَأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}<ref>«آیا خبر پیشینیان آنان: قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین و سرزمین‌های زیرورو شده (ی قوم لوط) به آنها نرسیده است که پیامبرانشان برای آنها برهان‌ها  آوردند؛ خداوند بر آن نبود که به آنان ستم کند ولی آنان خود به خویش ستم می‌ورزیدند» سوره توبه، آیه ۷۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِنْ مَكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَيْءٍ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ}}<ref>«و به راستی ما به آنان در چیزهایی توانمندی دادیم که به شما در آنها توانمندی نداده‌ایم و برای آنان گوش و دیدگان و دل‌هایی نهادیم، اما گوش و دیدگان و دل‌های آنان هیچ به کارشان نیامد زیرا آیات خداوند را انکار می‌کردند و (کیفر) آنچه به ریشخند می‌گرفتند آنها» سوره احقاف، آیه ۲۶.</ref>.<ref>کتاب مقدس، اعداد، ۱۳: ۲۸‌ـ‌۳۳.</ref> افزون بر این، این دو گروه، از یک نژاد و [[خانواده]] شمرده شده‌اند.<ref>شرح نهج‌البلاغه، ج‌۱۰، ص‌۲۸۰‌ـ‌۲۸۱؛ مؤلفات جرجی زیدان، ج‌۱۰، ص‌۸۶‌ـ‌۸۷‌؛ حجة‌التفاسیر، ج‌۶‌، ص‌۱۴۵.</ref> کاوش‌های باستان‌شناسی در مناطق گوناگون جزیرة‌العرب نیز اطّلاعات بسیاری از [[اقوام]] گذشته این [[سرزمین]] در [[اختیار]] گذاشته که البتّه همه آنها بی‌شباهت با وضعیّت [[قوم عاد]] نیستند؛ امّا تاکنون آثار مشخّصی از عادیان ساکن احقاف به‌گونه‌ای که از تطابق گزارش [[قرآن]] بر آن [[اطمینان]] حاصل شود، به‌دست نیامده است.<ref>مؤلفات جرجی زیدان، ج‌۱۰، ص‌۹۰؛ الجواهر، ج‌۱۱، ص‌۲۰۰؛ تفسیر عاملی، ج‌۷. ص‌۵۳۱.</ref> شاید از همین روی برخی معاصران، عادیان را ازاقوام ما قبل [[تاریخ]] شمرده‌اند.<ref>المیزان، ج‌۱۰، ص‌۳۰۷؛ میزان‌الحکمه، ج‌۴، ص‌۳۰۴۸.</ref>
گزارش تورات از وجود رودی در حویله و کانی‌ها و سنگ‌های قیمتی بسیار و عطرهای گیاهی در آن منطقه، با گزارش قرآن از باغ‌ها و آب‌ها و [[نعمت]] فراوان در محلّ سکونت عادیان مطابقت می‌کند {{متن قرآن|وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ أَمَدَّكُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِينَ وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ }}<ref>«و از کسی که شما را با آنچه می‌دانید یاوری کرد پروا کنید، شما را با چارپایان و فرزندان  یاوری کرد، و با بوستان‌ها و چشمه‌ساران» سوره شعراء، آیه ۱۳۲-۱۳۴.</ref>.<ref>کتاب مقدس، تکوین، ۲: ۱۱‌ـ‌۱۲.</ref> تشابه عادیان در [[ویژگی‌های جسمانی]] با عمالقه که در تورات از حویله به‌صورت یکی از مناطق حضور آنها یاد‌ شده، تأییدی دیگر بر این فرضیّه‌است {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌ورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکت‌هایی می‌گشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه می‌کردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>، {{متن قرآن|كَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلَاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلَاقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِخَلَاقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُوا أُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«(حال و روز شما منافقان) همانند پیشینیانتان (است) که نیرومندتر و داراتر و پرفرزندتر از شما بودند؛ آنان بهره خویش بردند شما نیز بهره خویش گرفتید همچون کسانی که پیش از شما به بهره خویش رسیدند و (در یاوه گویی) فرو رفتید چنانکه آنان فرو رفتند؛ آنانند که کردارهاشان در این جهان و در جهان واپسین تباه است و آنانند که زیانکارند» سوره توبه، آیه ۶۹.</ref>، {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وَأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}<ref>«آیا خبر پیشینیان آنان: قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین و سرزمین‌های زیرورو شده (ی قوم لوط) به آنها نرسیده است که پیامبرانشان برای آنها برهان‌ها  آوردند؛ خداوند بر آن نبود که به آنان ستم کند ولی آنان خود به خویش ستم می‌ورزیدند» سوره توبه، آیه ۷۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِنْ مَكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَيْءٍ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ}}<ref>«و به راستی ما به آنان در چیزهایی توانمندی دادیم که به شما در آنها توانمندی نداده‌ایم و برای آنان گوش و دیدگان و دل‌هایی نهادیم، اما گوش و دیدگان و دل‌های آنان هیچ به کارشان نیامد زیرا آیات خداوند را انکار می‌کردند و (کیفر) آنچه به ریشخند می‌گرفتند آنها» سوره احقاف، آیه ۲۶.</ref>.<ref>کتاب مقدس، اعداد، ۱۳: ۲۸‌ـ‌۳۳.</ref> افزون بر این، این دو گروه، از یک نژاد و [[خانواده]] شمرده شده‌اند.<ref>شرح نهج‌البلاغه، ج‌۱۰، ص‌۲۸۰‌ـ‌۲۸۱؛ مؤلفات جرجی زیدان، ج‌۱۰، ص‌۸۶‌ـ‌۸۷‌؛ حجة‌التفاسیر، ج‌۶‌، ص‌۱۴۵.</ref> کاوش‌های باستان‌شناسی در مناطق گوناگون جزیرة‌العرب نیز اطّلاعات بسیاری از [[اقوام]] گذشته این [[سرزمین]] در [[اختیار]] گذاشته که البتّه همه آنها بی‌شباهت با وضعیّت [[قوم عاد]] نیستند؛ امّا تاکنون آثار مشخّصی از عادیان ساکن احقاف به‌گونه‌ای که از تطابق گزارش [[قرآن]] بر آن [[اطمینان]] حاصل شود، به‌دست نیامده است.<ref>مؤلفات جرجی زیدان، ج‌۱۰، ص‌۹۰؛ الجواهر، ج‌۱۱، ص‌۲۰۰؛ تفسیر عاملی، ج‌۷. ص‌۵۳۱.</ref> شاید از همین روی برخی معاصران، عادیان را ازاقوام ما قبل [[تاریخ]] شمرده‌اند.<ref>المیزان، ج‌۱۰، ص‌۳۰۷؛ میزان‌الحکمه، ج‌۴، ص‌۳۰۴۸.</ref>
۲۲۴٬۸۸۷

ویرایش