پرش به محتوا

عزاداری در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۵۹: خط ۵۹:
#'''ارائه تاریخ و تحلیل صحیح از [[حادثه عاشورا]]''': بدون تحلیلی واقع‌بینانه از [[نهضت عاشورا]]، امکان ندارد که [[عزاداران]] با اهداف والای [[عزاداری]] آشنا شوند و در مسیر آن، گام برداند. از این‌رو، گویندگان و [[مرثیه‌سرایان]]، در مجالس عزاداری [[سید الشهدا]]{{ع}} باید بر پایه تحلیل درست [[واقعه عاشورا]]، [[سخنرانی]] و [[مرثیه‌سرایی]] نمایند و بدین منظور، استفاده از منابع معتبر در تبیین این حادثه، و اجتناب از آسیب‌های مجالس عزاداری - که شرح آنها گذشت -، ضروری است و [[بهترین]] راه برای رسیدن به این [[هدف]]، خواندن متن [[مقتل]] از منابع معتبر است.
#'''ارائه تاریخ و تحلیل صحیح از [[حادثه عاشورا]]''': بدون تحلیلی واقع‌بینانه از [[نهضت عاشورا]]، امکان ندارد که [[عزاداران]] با اهداف والای [[عزاداری]] آشنا شوند و در مسیر آن، گام برداند. از این‌رو، گویندگان و [[مرثیه‌سرایان]]، در مجالس عزاداری [[سید الشهدا]]{{ع}} باید بر پایه تحلیل درست [[واقعه عاشورا]]، [[سخنرانی]] و [[مرثیه‌سرایی]] نمایند و بدین منظور، استفاده از منابع معتبر در تبیین این حادثه، و اجتناب از آسیب‌های مجالس عزاداری - که شرح آنها گذشت -، ضروری است و [[بهترین]] راه برای رسیدن به این [[هدف]]، خواندن متن [[مقتل]] از منابع معتبر است.
#'''تبلور [[عاطفه]] و ارادت به [[اهل بیت]]{{عم}}''': تحلیل صحیح [[نهضت حسینی]] توسط سخنوران و ذاکران، نمی‌تواند جایگزین تلاش‌های هنرمندانه و به کار‌گیری اَشکال مختلف [[هنر]] در جهت جوشش [[عواطف]] و [[احساسات مردم]] نسبت به حادثه خونین [[کربلا]] گردد. در [[سازندگی]] [[معنوی]]، عواطف و [[احساسات]]، نقش ویژه‌ای دارند که هیچ چیز دیگر نمی‌تواند جای آنها را پُر کند؛ لذا اهل بیت{{عم}}، تأکید ویژه‌ای بر [[گریستن]] و گریاندن بر [[مصائب]] سید الشهدا{{ع}} داشته‌اند و خود نیز با [[تشویق]] مرثیه سرایان و استماع مرثیه آنان، زمینه گسترش این [[فرهنگ]] را در میان [[پیروان]] خود، فراهم می‌کردند.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۷۸۳.</ref>
#'''تبلور [[عاطفه]] و ارادت به [[اهل بیت]]{{عم}}''': تحلیل صحیح [[نهضت حسینی]] توسط سخنوران و ذاکران، نمی‌تواند جایگزین تلاش‌های هنرمندانه و به کار‌گیری اَشکال مختلف [[هنر]] در جهت جوشش [[عواطف]] و [[احساسات مردم]] نسبت به حادثه خونین [[کربلا]] گردد. در [[سازندگی]] [[معنوی]]، عواطف و [[احساسات]]، نقش ویژه‌ای دارند که هیچ چیز دیگر نمی‌تواند جای آنها را پُر کند؛ لذا اهل بیت{{عم}}، تأکید ویژه‌ای بر [[گریستن]] و گریاندن بر [[مصائب]] سید الشهدا{{ع}} داشته‌اند و خود نیز با [[تشویق]] مرثیه سرایان و استماع مرثیه آنان، زمینه گسترش این [[فرهنگ]] را در میان [[پیروان]] خود، فراهم می‌کردند.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۷۸۳.</ref>
==تحلیلی درباره [[سیر]] [[تاریخی]] [[عزاداری امام حسین]]{{ع}}==
بی هیچ تردیدی [[قیام]] خونبار کربلای [[سال ۶۱ هجری]] حادثه‌ای است شگرف و تأثیرگذار در [[تاریخ]] که باید در زنده داشت آن با همه توان کوشید. [[عزاداری]] برای [[شهیدان]] این [[حماسه]] بی‌نظیر، از مهم‌ترین و همگانی‌ترین اقدام‌ها در این راستاست. [[واقعیت]] این است که عزاداری ابی عبداللّه الحسین{{ع}} از [[زمان]] به وقوع [[پیوستن]] [[حادثه کربلا]]، همواره مورد توجّه قرار گرفته و به تدریج به یک پدیده [[نظام]] مند بدل شده است. جا دارد مراحل این شکل‌گیری و فراز و نشیب‌های آن در ادوار مختلف تاریخ، مورد بررسی قرار گیرد.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۱۷.</ref>
===مرحله نخست: از [[شهادت امام]]{{ع}} تا هنگام [[مرگ]] [[قاتلان]] ایشان===
در این مرحله، هدفگیری [[اهل بیت]]{{عم}} در حرکت‌ها، به گونه‌ای است که می‌کوشند وجدان‌های خفته را بیدار کنند و ذهن‌های بسته را بگُشایند و اندیشه‌های گرفتار در [[تبلیغات]] گسترده [[بنی امیّه]] را رها سازند. برای نمونه، [[مردم کوفه]] به هنگام دیدن [[خاندان پیامبر]]{{صل}} در [[هیئت]] [[اسیر]] و به هنگام شنیدن خطابه‌های شورانگیز [[خاندان رسالت]] - که از یک سو، حضور چندین ساله آنان در [[کوفه]] را در ذهن‌ها تداعی می‌کرد و از سوی دیگر، سخنانی بس بیدارگر و تکان دهنده بود -، چندان گریستند که به واقع، [[شهر]] به یکباره تکان خورد. در [[شام]] نیز پس از حضور بیدار کننده و افشاگرانه [[اسیران]] - که حتّی [[کاخ]] نشینان از آثار آن، برکنار نماندند -، [[حکومت]] به خاطر ملاحظات [[سیاسی]]، [[رخصت]] [[سوگواری]] داد. دیگر، این که کاروان اسیران، به هنگام بازگشت از شام به [[مدینه]]، بر سرِ [[مزار]] [[امام]]{{ع}} و یارانش، مجلس سوگواری برپا کردند. [[شهر مدینه]] نیز با شنیدن صدای [[گریه]] و [[شیون]] اُمّ سَلَمه، [[همسر پیامبر]]{{صل}} - که در [[رؤیا]]، خبر [[شهادت امام حسین]]{{ع}} را شنیده بود (و به روایتی دیگر، تربتی به [[امانت]] نهاده شده از سوی [[پیامبر]]{{صل}} در نزد وی، خونین شده بود) - [[غرق]] در ماتم و [[زاری]] شد و چون خبر [[شهادت امام]]{{ع}} رسما توسّط [[بنی امیّه]] در [[مدینه]] منتشر شد، امّ [[سلمه]] و [[مردم مدینه]]، [[شهر]] را یکسره ماتمکده کردند و مجالس [[سوگواری]] برپا نمودند. پس از آن، [[خاندان]] [[بنی هاشم]] [[عزاداری]] کردند و [[ابن عبّاس]] و [[محمّد بن حنفیّه]] به سوگ نشستند و [[دختران]] [[عقیل]] و [[زنان]] بنی هاشم، ماتم سرا به پا کردند. همچنین باید از عزاداری مردم مدینه به هنگام بازگشت [[خاندان پیامبر]]{{صل}}، سوگواری [[همسران]] [[امام]]{{ع}} و نیز سوگواری نمادین [[امّ البنین]] برای فرزندانش در [[بقیع]]، یاد کرد. بر همه اینها باید [[مرثیه‌سرایی]] و سوگواری خاندان [[عبد]] المطّلب - که همه [[روزه]] در سال [[شهادت]] و تا سه سال بعد در سال [[روز]] [[شهادت امام حسین]]{{ع}} در مدینه انجام می‌شد و در آن، برخی از [[صحابیان]] و تابعیان نیز شرکت می‌کردند -، نیز [[پوشیدن لباس]] سوگواری به وسیله [[اهل بیت]] امام{{ع}} و ادامه دادن [[حزن]] و ماتم تا [[مرگ]] [[ابن زیاد]] و [[همراهی]] کردن برخی از [[اصحاب]] و تابعیان، اضافه نمود. این همه، چنان فضایی را ایجاد نمود که «[[توّابین]]» به وجود آمدند. آنان به هنگام حرکت به سوی [[شام]] و شرکت در [[نبرد]] با [[قاتلان امام حسین]]{{ع}}، ابتدا بر [[مزار]] امام{{ع}} و یارانش گِرد آمدند و سوگواری کردند و سپس به حرکت خود، ادامه دادند<ref>ر.ک: تاریخ الطبری، ج۵، ص۵۸۹. گفتنی است که حادثه کربلا، برای جهان اسلام، بسیار تکان دهنده و اندوه آفرین بود؛ اما برای خاندان بنی هاشم، چنان اثری بر جای گذارد که تا مرگ ابن زیاد، یکسر در سوگ و ماتم بودند. این که این واقعیت، اثر گرفته از فرهنگ و ادب عرب بود که تا مرگ قاتل، سوگواری را بر مقتول، ادامه می‌دادند، بعید نمی‌نماید. به هر حال، اهل بیت پیامبر{{صل}} در این پنج شش سال، عزاداری را امری عادی و متعارف ساختند. این همه، بستر حرکتی فکری، فرهنگی و جهادی را رقم زد، به گونه‌ای که پس از آن و با هدایت‌ها و رهگشایی امامان{{عم}}، به صورت آیینی مذهبی در آمد، با درون‌مایه‌ای بس الهام بخش و تأثیرگذار.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۱۷.</ref>
===مرحله دوم: برپایی [[سوگواری]] به گونه آیینی مذهبی از سوی [[ائمه]]{{عم}}===
سوگواری بر ابا عبداللّه الحسین{{ع}} در این مرحله، چونان آیینی مذهبی، چهره می‌گیرد. این فرآیند، در سه مرحله، شکل نهایی می‌یابد:
====زمینه‌سازی ([[روزگار]] [[امام]] [[زین العابدین]]{{ع}})====
در این مرحله، زمینه‌سازی لازم برای شکل‌گیری [[سنّت]] سوگواری و [[آیین]] [[عزاداری]] انجام می‌شود و بستر مناسبی برای به وجود آمدن آیینی مذهبی، رقم می‌خورد. امام زین العابدین{{ع}} را باید نقش آفرین اصلی این مرحله دانست. گریه‌های امام{{ع}} گاه بسیار [[پرسش]] انگیز بود، خصوصا به هنگام نگاه کردن به آب و آماده شدن [[غذا]]. فراوانی و گستره [[گریه]] امام{{ع}} نیز چنان بود که [[مردم]]، به ایشان توصیه می‌کردند که برای [[حفظ]] [[سلامت]] خود، کمتر گریه کند؛ اما امام{{ع}} با اشاره به عمق فاجعه [[کربلا]] و [[جایگاه اجتماعی]] و [[دینی]] چهره‌های به [[شهادت]] رسیده، از یک سو گریه کردن بر آن عزیزان را امری لازم و منطقی می‌دانست و از سوی دیگر، دیگران را نیز بِدان، [[ترغیب]] و [[تشویق]] می‌کرد. ایشان، برای شکل دادن بستری همیشگی، [[گریستن]] بر [[امام حسین]]{{ع}} و [[یاران]] شهیدش را مایه [[نجات]] از [[عذاب]] [[خدا]] و قرار گرفتن در دایره [[امن]] [[الهی]] و وارد شدن به [[بهشت]] دانست و خود نیز - افزون بر ادامه دادن سوگواری تا [[مرگ]] [[عبیداللّه بن زیاد]] و دیگر [[قاتلان]] [[شهیدان کربلا]] - تا پایان [[عمر]]، از آن، دست بر نداشت.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۱۹.</ref>
====پی‌ریزی ارکان عزاداری (روزگار [[امام باقر]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}})====
=====روزگار امام باقر{{ع}}=====
روزگار امام باقر{{ع}} از جهاتی با روزگار امام زین العابدین{{ع}} متفاوت است. از یک سو، بیدارگری‌ها و جریان آفرینی‌های [[امام چهارم]]{{ع}} و روشنگری‌های یاران ایشان، فضای [[فکری]] و [[سیاسی]] [[جامعه]] را تا حدودی دگرگون کرده بود و از سوی دیگر، [[رهایی]] [[عراق]] از [[سلطه]] اُمَویان در یک دوره ده ساله پس از [[عاشورا]]، زمینه را برای عزاداری [[سید الشهدا]]{{ع}} آماده‌تر ساخته بود. [[امام باقر]]{{ع}} با توجّه به آنچه گذشته و آنچه به وجود آمده بود، از [[موقعیت اجتماعی]] والایی برخوردار شده و [[مرجعیت علمی]] - [[دینی]] یافته بود، چنان که مردمِ بسیاری به ایشان مراجعه می‌کردند. از این‌رو، شعاع وجودی و [[نفوذ]] [[کلام]] آن بزرگوار، از [[پدر]] گرامی شان فزون‌تر بود. [[امام باقر]]{{ع}} نیز از این همه، به طرق گوناگون در جهت آیینی کردن [[عزاداری امام حسین]]{{ع}} و تبدیل آن به جریانی در بستر [[تاریخ]]، سود جُست، از جمله با: بیان گفتار [[امام]] [[زین العابدین]]{{ع}} به عنوان [[شاهد]] جریان [[کربلا]] در [[فضیلت]] [[گریستن]] بر [[امام حسین]]{{ع}}، تشکیل مجالس [[سوگواری]] در [[منزل]] خود، [[تشویق]] مرثیه سرایان بر پرداختن به ابعاد این فاجعه در قالب سروده‌ها و خواندن رثا، [[ترغیب]] [[شیعیان]] به تشکیل مجالس [[عزا]] در خانه‌هایشان با رعایت [[احتیاط]] جهت در [[امان]] ماندن از برخورد [[حاکمان]]. توجّه به ادبیّات و [[شعر]] متعهّد در جاودانه‌سازی جریان کربلا و برای نخستین بار، مطرح کردن تعطیلی [[روز عاشورا]] و در نهایت، تأکید بر این نکته که [[عزاداری]] [[سید الشهدا]]، در [[دنیا]] به [[دین]] آنها [[یاری]] می‌رساند و در [[روزگار]] واپسین، آنها را با امام حسین{{ع}} و [[پیامبر]]{{صل}} همجوار می‌گردانَد.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۱۹.</ref>
=====روزگار [[امام صادق]]{{ع}}=====
هنگامی که امام صادق{{ع}} [[امامت]] شیعیان را در دست گرفت، نیم قرن از حادثه جانسوز کربلا گذشته بود. در آن روزگار، به جهات [[سیاسی]]، [[فرهنگی]] و [[اعتقادی]]، [[جامعه]] دگرسانی بسیار گسترده‌ای یافته بود. امام صادق{{ع}} از این موقعیت و فضای به دست آمده، نهایتِ بهره را برد و در تبیین و [[تفسیر]] ابعاد دین و [[قرآن کریم]]، بسی کوشید. در میان کوشش‌های امام صادق{{ع}}، چه در گفتار و چه در عمل و [[رفتار]]، [[حادثه کربلا]] جایگاه بس مهمّی دارد. آموزه‌های آن بزرگوار در ارائه قالب، اصول کلّی و ساختار عزاداری، شایان توجّه است. امام صادق{{ع}} تأکید می‌فرمود که روز عاشورا باید در یادها بماند و [[مصیبت]] این [[روز]]، بسی مهم تلقّی شود و در [[بزرگداشت]] آن، [[کوشش]] شود. از این‌رو، توصیه می‌فرمود که: [[مؤمنان]]، در [[روز عاشورا]] به [[عزا]] بنشینند و آنان که برایشان ممکن است، بر سرِ [[مزار]] آن شهیدِ [[شاهد]]، حضور یابند، [[لباس]] عزا به تن کنند و از [[لذّات]] و سرخوشی و خوردن غذاهای لذیذ، امساک کنند و حادثه [[غم]] آگین و شگفت [[کربلا]] را در [[ذهن]]، مجسّم نمایند و هر چند به [[تنهایی]]، به یاد آن [[روز]] باشند و [[عزاداری]] کنند. به [[راستی]]، آیا این همه، فراتر از یادآوری یک داستان غم انگیز نیست؟ [[عاشورا]] در [[سیره امامان]]{{عم}}، به دوش کشیدن یک [[فرهنگ]] است. عاشورا، یک [[مکتب]] است، نه صرفاً حادثه‌ای غم‌انگیز و اسفبار.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۲۰.</ref>
====توسعه عزاداری ([[روزگار]] [[امام کاظم]]{{ع}} و [[امام رضا]]{{ع}})====
روزگار امام کاظم{{ع}}، روزگاری شایان توجّه و به لحاظ [[سیاسی]] و [[فرهنگی]]، بسیار [[تأمّل]] برانگیز است؛ چراکه روزگاری است که [[شیعه]] در آستانه یک خیزش همگانی است. از این‌رو، آموزه‌های امام کاظم{{ع}}، تنبّه آفرین‌اند. امام کاظم{{ع}} از آغاز [[محرّم]]، [[حزن]] و [[اندوه]] خود را بر می‌نمود و آن را تا روز عاشورا، ادامه می‌داد و بدین‌سان، عزاداری دهه اول محرّم را پایه‌گذاری نمود و در [[حقیقت]]، [[ادب]] عزاداری روز عاشورا را برای [[شیعیان]]، رقم زد. [[امام]]{{ع}} با این رویکرد، چنان نمود که مؤمنان، باید به استقبال روز عاشورا بروند و از چند روز پیش از آن، به این رویداد مهم، توجّه کنند و آن روز را در اوج عزاداری سر کنند. امام رضا{{ع}} نیز - که به لحاظ سیاسی و فرهنگی، در روزگار خویش، [[مکانت]] ویژه‌ای یافت و همین، موجب [[نفوذ]] بیشتر [[کلام]] ایشان شد - به [[عزاداری امام حسین]]{{ع}} اهمّیت می‌داد، شیعیان را به اهمّیت محرّم و دهه آغازین آن، واقف می‌ساخت و با تبیین [[سیره]] [[پدر]] بزرگوارش درباره [[حادثه کربلا]]، به [[ترویج]] آن، [[همّت]] می‌گماشت. آنچه گذشت، نگاهی گذرا بر سیره امامان{{عم}} (شامل: گفتار، [[رفتار]] و [[ترغیب]]) پس از جریان [[قیام]] ابا عبداللّه الحسین{{ع}} بود، که می‌توان آن را در دو بخش کلّی، دسته‌بندی کرد: ۱. تلاش در جهت بر نمودن اهمّیت [[عزاداری]] و [[سوگواری بر امام حسین]]{{ع}}، ۲. [[بزرگداشت]] [[روز عاشورا]] و برپایی [[عزا]] در آن [[روز]].<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۲۱.</ref>
===مرحله سوم: عزاداری تا قبل از رسمی شدن آن در اواسط [[قرن چهارم هجری]]===
[[امام جواد]]{{ع}} در [[کودکی]] ([[سال ۲۰۳ق]]) به [[امامت]] رسید. دستگاه [[ستم‌پیشه]] عبّاسی، از گذشته و چگونگی مواضع [[امامان]]{{عم}}، به تجربه آموخته بود که باید [[نظارت]] را بر [[امام]]{{ع}}، مستمر کند و پیش‌تر، این نظارت را با [[دعوت امام]] [[رضا]]{{ع}} به [[مرو]]، شدّت بخشیده بود و اکنون، تمام تلاش خود را بر این معطوف داشته بود که پیوند [[فکری]] و [[هدایتی]] [[شیعیان]] را با مرکز تلاش و [[نشاط]] و حرکت، یعنی امام جواد{{ع}} بگسلد. در مقابل، امامان{{عم}} نیز به «[[سازمان وکالت]]» توجّه نمودند. [[امام باقر]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}}، این شبکه را بنیاد نهادند و به تدریج، آن را گستراندند و به وسیله آن، آنچه را که در [[هدایت]]، لازم و اساسی می‌دانستند، به شیعیان انتقال می‌دادند. شیعیان نیز بر پایه این آموزه‌ها، به [[سازماندهی]] پرداختند و پیوند خود را با [[عالمان]] و متفکّرانی که از سوی امامان{{عم}} [[تربیت]] شده بودند، [[استوار]] می‌داشتند و به [[حیات]] مذهبی خود، ادامه می‌دادند. بدین‌سان، رابطه شیعیان، با توجّه به وضعیت [[جامعه]]، بیشتر با عالمان بوده است و با توجّه به نظارت شدید [[حکومت]] بر رابطه امامان{{عم}} با شیعیان، و [[حبس]] و [[حصر]] آن بزرگواران، رابطه با ایشان، بسیار اندک و ناچیز بوده است. بنا بر این، روشن است که درباره موضوعِ «عزاداری [[عاشورا]]» نباید انعکاسی آن چنانی از [[کلام]] و [[سیره]] آنان در تاریخْ باقی باشد، به‌ویژه در [[روزگار]] [[متوکّل]] که [[خفقان]] عمومی و خصوصا [[سختگیری]] درباره رفتن به [[کربلا]] و [[زیارت]] [[قبر مطهّر]] [[سید الشهدا]]{{ع}} به اوج می‌رسد. با این همه، به نظر می‌رسد که شیعیان، با توجّه به [[تربیتی]] که در این زمینه در محضر امامان{{عم}} یافته بودند، [[سوگواری]] بر ابا عبداللّه الحسین{{ع}} را جدّی گرفته و در منازل و محافل خود - همان‌گونه که در [[زمان امام باقر]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} انجام می‌گرفت -، به آن پرداخته‌اند؛ اما مخفی‌کاری آنان از یک سو، و سانسور خبریِ [[حکومت]] از سوی دیگر، مانع از انعکاس این محافل در [[منابع تاریخی]] شده است.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۲۲.</ref>
===مرحله چهارم: رسمی شدن [[عزاداری]] [[محرّم]] در سده‌های چهارم و پنجم [[هجری]]===
در آغاز سده چهارم هجری، حکومت [[آل]] بویِه<ref>زادگاه دولتمردانِ آل بویه، منطقه دیلم ایران (در گیلان امروز) بود. این منطقه و مناطق پیرامونی آن، چون طبرستان، از گذشته جزو مناطق شیعه نشین به شمار می‌آمدند، به‌ویژه که مدّتی نیز حکومت علویان را تجربه کرده بودند. از این روست که آنان به «دیلمی» نیز مشهورند، همان گونه که به داشتن مذهب تشیّع، شهره‌اند.</ref>در [[ایران]] و حکومت [[فاطمیان]]<ref>تلاش‌های داعیان اسماعیلی، در سال ۲۹۶ ق، به ثمر رسید و عبیداللّه مهدی، توانست دولت معروف به «فاطمیان» را با گرایش شیعه اسماعیلی، در مغرب، پایه ریزی و تأسیس کند. خلأ دولتی مقتدر در مصر، زمینه استیلای فاطمیان را بر این دیار، در سال ۳۶۲ ق، فراهم کرد و آنان مرکز خلافت خود را به فُسطاط مصر منتقل کردند. این دولت به مرور، بر قلمرو خود افزود و شام و حجاز را نیز تصرّف کرد. دوران حکومت فاطمیان، بیش از دو قرن طول کشید و با مرگ العاضد، آخرین خلیفه فاطمی، در سال ۵۶۸ ق، به پایان رسید.</ref>در شمال افریقا شکل گرفتند و اندک اندک، بر قلمرو خود افزودند. در نیمه دوم سده چهارم، ایران (بجز مناطق شرقی آن) و مرکز [[عراق]]، در [[اختیار]] [[دولت]] [[آل بویه]] بود و شمالِ [[شرق]] افریقا، [[مصر]]، [[شام]] و [[فلسطین]] نیز در اختیار فاطمیان قرار داشت. در سال ۳۵۲ ق، [[معزّ]] الدوله دیلمی، [[حاکم]] بویه‌ای [[بغداد]]، با فرمانی، [[مردم]] را به اقامه عزاداری در [[روز عاشورا]] و در معابر، فرا خواند<ref>مورّخان در رخدادهای سال ۳۵۲ ق، آورده‌اند که در دهم محرّم این سال، معزّ الدوله دستور داد که مردم مغازه‌هایشان را ببندند و بازارها و داد و ستد را تعطیل کنند، نوحه سر دهند و لباس‌های پشمین بپوشند و زنان، با موی پریشان و صورت سیاه و گریبان چاک زده، نوحه کنان در شهر بچرخند و برای مصیبت امام حسین{{ع}}، بر صورتشان بزنند. مردم نیز چنین کردند و از آنجا که حاکم با آنان بود و جمعیت شیعه بسیار بود، اهل سنّت نتوانستند از آن جلوگیری کنند (الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۳۳۱).</ref>و بدین‌سان، [[عزاداری]] رسمیت یافت. یک دهه بعد، [[فاطمیان]] نیز در [[مصر]] چنین کردند. پس از [[فرمان]] [[معزّ]] الدوله، عزاداری در [[بغداد]]، به صورت آیینی رسمی در آمد که همه ساله، در هر کوی و برزن، با حضور [[شیعیان]]، انجام می‌گرفت<ref>در المنتظم (ج ۱۴، ص۲۱۰) در یادکرد رویداد سال ۳۶۱ ق، آمده است: مراسمی که در هر عاشورا برپا می‌شد از قبیل: بستن بازارها و تعطیلی داد و ستد و آویختن پارچه سیاه، در بغداد اجرا می‌شد. در البدایة و النهایة (ج ۸، ص۲۰۲) نیز آمده است: رافضی‌ها در دولت آل بویه، زیاده روی کردند و در حدود سال چهارصد در روز عاشورا در شهرهایی مانند بغداد، طبل‌ها به صدا در می‌آمد و در کوچه و بازار، خاکستر و کاه می‌پاشیدند و بر درِ مغازه‌ها پارچه سیاه می‌آویختند و مردم، اندوهناک و گریان، ظاهر می‌شدند و بسیاری از مردم برای همراهی و همدلی با حسین - که تشنه کشته شد -، آب نمی‌نوشیدند و زن‌ها صورت‌هایشان را باز می‌کردند و نوحه سرایی می‌نمودند و به سینه و صورت می‌کوبیدند و پابرهنه در کوچه و بازار راه می‌افتادند.</ref>. [[جامعه]] [[اهل سنت]] ساکن در مرکز [[خلافت]]، این جریان را خوش نمی‌داشتند. از این‌رو، گاه درگیری‌هایی به وجود می‌آمد.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۲۳.</ref>
===مرحله پنجم: عزاداری در سده‌های ششم تا نهم [[هجری]]===
====سده ششم====
مناطق [[شیعی]] [[ایران]] و [[عراق]]، سده [[ششم هجری]] را با ادامه [[حاکمیت]] سلجوقیان آغاز کردند. در این [[روزگار]]، هنوز [[فاطمیان]] شیعیِ [[اسماعیلی]] بر [[مصر]] [[حکم]] می‌راندند. سلجوقیان، با گذشت [[زمان]]، از سختگیری‌های خود کاستند و [[شیعیان]]، به تدریج و با دست یافتن به [[آزادی]] بیشتر، [[عزاداری]] [[عاشورا]] را علنی کردند. در سده [[ششم هجری]]، گزارش [[عبد الجلیل رازی قزوینی]] در کتاب نقض، بسیار گویاست. [[رازی]] از یک سو، به [[شبهه‌ها]] پاسخ می‌گوید و از سوی دیگر، عزاداری [[اهل]] [[سنّت]] را در مناطق مختلف، گزارش می‌کند تا آن را جریانی طبیعی، [[انسانی]] و [[دینی]] نشان دهد. نیز از مجالس [[سوگواری]] دو [[واعظ]] معروف ([[علی بن حسین غزنوی]] و [[قطب الدین مظفر امیر عبادی]])، سخن به میان می‌آورد و این که [[تعزیت]] [[امام حسین]]{{ع}}، همه ساله در [[روز عاشورا]]، به بغدادْ تازه است، همراه با [[نوحه]] و فریاد.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۲۵.</ref>
====سده هفتم====
سده هفتم، همراه است با روی کار آمدن [[دولت]] خوارزم شاهی در [[شرق]] بلاد [[اسلام]] و احیای [[مجدّد]] [[خلافت عبّاسی]] که به هنگام [[حاکمیت]] [[آل بویه]] و سلجوقیان بر [[بغداد]]، جز اسمی از آن، باقی نبود. بر پایه گزارش‌های موجود، اقامه عزاداری در این قرن، چونان [[قرن ششم]] است و گاه گسترده تر. گزارشی از دهه‌های نیمه اوّل که هنوز مغولان بر بغداد چیره نشده بودند، نشانگر عزاداری و [[مقتل]] خوانی در پایتخت خلافت عبّاسی است. مستعصم عبّاسی، به سال ۶۴۱ ق، از [[محتسب]] بغداد ([[جمال الدین عبدالرحمان ابن جوزی]]) خواست تا در عاشورا، [[مردمان]] را از مقتل‌خوانی باز دارد؛ اما به مقتل‌خوانی در کنار [[مرقد]] [[امام کاظم]]{{ع}} [[رخصت]] داد. عماد الدین [[طبری]] (م ق ۷ق) نیز از [[اجتماع]] انبوه [[زائران]] در ایّام سوگواری [[امیر مؤمنان]]{{ع}} و امام حسین{{ع}} در [[مزار]] این دو [[امام]]، خبر می‌دهد. [[مولوی]]، شاعر بلندآوازه [[قرن هفتم]]، در مثنوی خود، به وجود عزاداری علنی در [[شهر]] [[حلب]]، اشاره دارد: ناله و نوحه کنند اندر بُکا [[شیعه]]، عاشورا، برای [[کربلا]]<ref>مثنوی، ص۹۵۹ (دفتر ۶ بیت ۷۷۷). گفتنی است که مولوی، خود نیز غزل پُرشور و سوزناک «کجایید ای شهیدان خدایی؟» را در سوگ شهیدان دشت کربلا سروده است.</ref>.[[سید ابن طاووس]]، عالم گران قدر [[شیعی]]، از وجود [[عزاداری]] در [[دهه محرّم]]، سخن می‌گوید و از آن، [[دفاع]] می‌کند. افزون بر این، توصیه او به خواندن الملهوف در [[روز عاشورا]]، نشانگر وجود [[فرهنگ]] [[مقتل]] خوانی و [[سوگواری]] در دهه محرّم در [[روزگار]] وی، یعنی [[قرن هفتم]] دارد<ref>از کارهای مهمّ روز عاشورا در نزد اولیا، همراهی کردن با فرشتگان و پیامبران و اوصیا در عزاداری است، به خاطر شکسته شدن حرمت‌های الهی و از دست رفتن مقامات نبوی، و خواری و ذلّتی که از سوی آن دشمنان، بر اسلام رفت و می‌رود، و به جهت چیره شدن دولت ابلیس و سپاهش بر دولت خدا عزوجل و بندگان مخصوصش. انسان باید در مجلس بنشیند، تا آنچه بر فرزندان سیّد انبیا - که درود خدای عزوجل بر او و خاندانش باد - رخ داد، بخواند و مصیبت‌هایی را که با ریخته شدن خون آنان، تجدید شد و بدی‌ای که به آنان روا داشته شد، به یاد بیاورد و نوشته اللهوف علی قتلی الطفوف را بخواند (الإقبال، ج۳، ص۵۶).</ref>.در نیمه دوم سده هفتم [[هجری]]، مغولان به [[فرماندهی]] هلاکوخان، بر [[عراق]] چیره شدند. از این‌رو، عالمانی باتدبیر، از [[قتل]] و [[غارت]]، جلوگیری کردند و از هلاکو خواستند بدانها [[امان]] داده، از آنها [[حراست]] کند. او نیز چنین کرد و بدین‌سان، [[شیعیان]] جنوب [[بغداد]] (مانند حلّه و [[کوفه]] و...) از [[فتنه]] رَهیدند. این چنین، شیعیان، با [[سقوط]] [[عبّاسیان]]، به آزادی‌هایی دست یافته بودند و از سوی دیگر، در دهه‌های پایانی این سده، یکی از [[جانشینان]] هلاکو به نام غازان خان، [[شیعه]] شد و در [[عمران]] [[کربلا]] کوشید و طبیعتاً زمینه علنی شدن برپایی [[شعائر]]، به وجود آمد و....<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۲۵.</ref>
====سده هشتم====
در این سده، غازان خان - که حکومتش از سال ۶۹۴ ق، شروع شده بود - گام‌هایی در گسترش گرایش‌های شیعی برداشت. پس از وی، برادرش [[سلطان]] [[محمد خدابنده]]، به [[قدرت]] رسید و پس از مدّتی، [[شیعه]] شد و در [[ترویج]] و رسمی کردن آن، بسی تلاش کرد. بدین‌سان، با [[گرایش]] [[حاکمان]] [[مغول]] به [[تشیّع]] و رسمی شدن این [[مذهب]]، زمینه انجام گرفتن علنی [[عزاداری]] و فراز آوردن [[شعائر]] [[شیعی]] گسترش یافت. [[سلسله]] جلایریان نیز - که در [[عراق]] به [[حکومت]] رسیدند و خواهرزاده‌های [[سلطان]] محمد خدابنده بودند - [[گرایش شیعی]] داشتند و حکومت آنها تا سال ۸۱۴ ق، ادامه یافت. [[ابن بطوطه]] (م ۷۷۹ق)، از مناطق: [[کربلا]]، حلّه، [[بحرین]]، [[قم]]، کاشان، [[ساوه]] و توس به عنوان شیعی [[متعصّب]]، یاد می‌کند.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۲۷.</ref>
====سده نهم [[هجری]]====
سده نهم، با یورش‌های تیمور [[لنگ]]- که عراق و [[شام]] نیز از آن در [[امان]] نماندند - آغاز گشت. با [[مرگ]] تیمور و به حکومت رسیدن فرزندش شاهرخ، فضا دگرگون شد و او به ترویج [[فرهنگ]] و [[عمران]] آبادی‌ها روی آورد و در جهت بازسازی خرابی‌های [[پدر]] کوشید و همسرش، [[مسجد]] باشُکوه «گوهرشاد» را در کنار [[حرم امام رضا]]{{ع}} بنیاد نهاد. این اقدامات و رویکردها، حکایت از آن دارد که در آن [[زمان]]، آزادی‌های نسبی برای [[شیعیان]] در به جا آوردن شعائر، به وجود آمده است. همچنین در این قرن، حکومت آق قویونلوها در [[غرب]] [[ایران]]، با درون‌مایه‌ای شیعی شکل گرفت که [[علی]] الظاهر، می‌بایست [[سنّت]] ریشه دار عزاداری در آن، ادامه یافته باشد.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۲۷.</ref>
===مرحله ششم: عزاداری در سده‌های دهم و یازدهم (دوران [[حاکمیت]] صفویان)===
با تاج‌گذاری شاه [[اسماعیل]] صفوی به سال ۹۰۷ ق، در تبریز، تشیّع در ایران، رسمیت یافت و ترویج شعائر شیعی، از جمله اهداف مهمّ آن حکومت شد. در این دوره، برپایی [[سوگواری]]، چهره علنی پیدا می‌کند و چونان قرن‌های چهارم و پنجم ([[روزگار]] [[آل بویه]] و [[فاطمیان]])، شیعیان، این [[مراسم]] را در نهایتِ شُکوه، [[اجرا]] می‌کنند. چگونگی این مراسم در روزگار صفوی، در منابع بسیاری آمده است، از جمله در سفرنامه‌های اروپائیان و ایرانگردان که با نگرشی ریزبینانه و دقیق، [[وصف]] شده است. شاهان صفوی، شخصاً به [[مراسم عزاداری]] [[محرّم]]، علاقه و [[گرایش]] ویژه‌ای داشتند، بِدان سان که حتّی در اردوهای نظامی، از آن، تن نمی‌زدند. محرّم [[سال]] ۱۰۱۳، شاه عبّاس، قلعه ایروان را محاصره کرد و در [[شب عاشورا]]، در اردوگاه نظامی، مراسم عزاداری برپا نمود. چنان [[شیون]] و فریادی از اردوگاه فراز آمد که ساکنان قلعه پنداشتند [[فرمان]] [[حمله]] شبانه، صادر شده و با گسیل پیکی، خود را [[تسلیم]] کردند. همچنین او به سال ۱۰۱۱ ق، در هنگامه [[جنگ]] با [[سپاهیان]] اُزبک، [[روز عاشورا]] در کنار «آب خطب» توقّف کرد و [[عزاداری امام حسین]]{{ع}} را برپا نمود. در دربار صفویان، ایّام محرّم و روزهای [[عاشورا]]، [[روضة الشهدا]] خوانده می‌شد. افزون بر این، شاهان این [[سلسله]] در [[مراسم]] عمومی روز عاشورا، در میدان [[شهر]]، حضور می‌یافتند و گروه‌هایی [[عزادار]] از پیش دید آنها می‌گذشتند. آنان، [[لباس]] [[عزا]] به تن می‌کردند و املاکی برای برپایی مراسم عزاداری، [[وقف]] می‌نمودند.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۲۷.</ref>
===مرحله هفتم: [[عزاداری]] پس از صفویان===
[[حکومت]] صفوی، پس از دو قرن، به [[ضعف]] و انحطاط‌گرایید و در برابر [[هجوم]] [[اشرف]] افغان، دوام نیاورد و [[سقوط]] کرد و تلاش‌های اندک شاه تهماسب دوم نیز راه به جای [[نبرد]]؛ اما نادر با [[یورش]] بی‌امان، بر اوضاع، چیره شد و مناطق اشغالی را از افغانیان و [[دولت]] [[عثمانی]]، باز پس گرفت و تمامیت ارضی را به [[کشور ایران]]، باز گردانید. نادر، از آغاز سلطنتش به [[انگیزه]] و یا بهانه [[وحدت]] و [[صلح]]، به [[تغییر]] [[فرهنگ دینی]] رایج در [[ایران]] پرداخت و از جمله، عزاداری امام حسین{{ع}} را [[ممنوع]] ساخت و این منع را در منشور موسوم به [[بیانیّه]] مُغان آورد. میرزا [[محمّد]] [[خلیل]] مرعشی صفوی، از تلاش نادر برای زدودن تمام مَظاهر [[شعائر]] [[شیعی]] گزارش می‌دهد. دولت نادر، چندان دوام نیاورد و پس از آن، دولت‌های دیگری (مانند: زندیه و قاجاریه) با گرایش‌های شیعی بر سر کار آمدند و شعائر شیعی، [[احیا]] شد و عزاداری ادامه یافت. پس از [[حاکمیت]] یافتن «قاجاریان»، [[عزاداری]] [[محرّم]]، گسترش یافت و بر کمیت و کیفیت آن، افزوده شد و شیوه‌های عزاداری، اوج گرفت و [[دولت]] مردان نیز در رواج آن کوشیدند و حتّی تکایا و هیئت‌های دولتی به راه انداختند. جز [[ایران]]، در [[عراق]] و [[هند]] نیز عزاداری رواج یافت و [[شیعیان]] در نواحی مختلف [[جهان اسلام]]، به عزاداری می‌پرداختند؛ اما در ایران، پس از آن فراز، فرودی در پیش بود و با [[نفوذ]] [[استعمار]] [[انگلستان]] و حضور عنصر قلدر و [[بی‌باک]] و [[بی‌هویتی]] مانند [[رضاخان]] در رأس حاکمیت، [[ستیز]] با مظاهر [[دینی]] آغاز گردید و عزاداری، یکسر، منع شد. پس از خروج رضاخان از ایران، عزاداری به حالت عادی باز گشت و همچون سده‌های گذشته، رونق یافت. در عراق نیز در [[روزگار]] حاکمیت صدام و [[سلطه]] [[حزب]] [[بعث]]، به‌ویژه در سال‌های پایانی حاکمیت او، عزاداری شیعیان، با مشکل مواجه شد، که البتّه پس از [[سقوط]] او، حالت [[شور و هیجان]] پیشین، به عراق بازگشت. آنچه تا بدین جا آوردیم، نگاهی بود بس گذرا، به [[سیر]] [[تاریخی]] [[عزاداری امام حسین]]{{ع}} در درازنای [[تاریخ]]. از نقش محرّم، [[عاشورا]] و عزاداری در دوران [[انقلاب اسلامی ایران]] و اثرگذاری شگفت آن در [[بیداری]] و [[پیروزی]] [[مردم]] این [[سرزمین]]، سخنی به میان نیاوردیم که داستانی بلند و شایان توجّه دارد و این مجال را فُصحت آن مقال نیست.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۲۸.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۲٬۰۳۴

ویرایش