پرش به محتوا

آیا امام مهدی از زمان ظهور آگاه است؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'چهل' به 'چهل'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پانویس2}} +{{پانویس}}))
جز (جایگزینی متن - 'چهل' به 'چهل')
خط ۲۱: خط ۲۱:
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید محمد بنی‌هاشمی]]'''، در کتاب ''«[[سلسله درس‌های مهدویت ج۱۰ (کتاب)|انتظار فرج]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید محمد بنی‌هاشمی]]'''، در کتاب ''«[[سلسله درس‌های مهدویت ج۱۰ (کتاب)|انتظار فرج]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«طبق [[احادیث]] متعدد، [[امام]] {{ع}} به همه مخلوقات الهی [[علم]] دارد، اما اگر چیزی هنوز خلق نشده باشد، فقط [[خدای متعال]] به [[علم]] ذاتی‌اش<ref>در احادیث از دو علم برای خداوند سخن رفته است که هیچ گونه اشتراک حقیقی بین آنها وجود ندارد. اول: علمی که اختصاص به خدای متعال دارد و دوم: علمی که به ملائکه و انبیاء و ائمه {{عم}} داده شده است. اولی این است که چون ذات مقدس پروردگار از هر نقصی منزه می‌باشد، بنابراین نسبت جهل به او جایز نیست و همین را علم ذاتی پروردگار می‌نامیم. دومی علمی است که مخلوق خداوند می‌باشد و همه علوم خلایق از این قسم است. رجوع شود به: اصول کافی، کتاب التوحید، باب البداء، ح ۶ و ۸.</ref> نسبت به آن [[علم]] دارد. بنابراین اگر [[امام]] {{ع}} آن را نداند، نقصی در [[علم]] ایشان نیست. اگر بگوییم که بعد از دو بار تأخیر افتادن [[فرج]]، [[خداوند]] دیگر وقتی برای آن معین نفرمود، لازمه‌اش این است که [[علم]] آن نزد [[امام]] {{ع}} هم نباشد، چون اگر تقدیر شده بود، قطعاٌ [[امام مبین]] آن را می‌دانست.  
::::::«طبق [[احادیث]] متعدد، [[امام]] {{ع}} به همه مخلوقات الهی [[علم]] دارد، اما اگر چیزی هنوز خلق نشده باشد، فقط [[خدای متعال]] به [[علم]] ذاتی‌اش<ref>در احادیث از دو علم برای خداوند سخن رفته است که هیچ گونه اشتراک حقیقی بین آنها وجود ندارد. اول: علمی که اختصاص به خدای متعال دارد و دوم: علمی که به ملائکه و انبیاء و ائمه {{عم}} داده شده است. اولی این است که چون ذات مقدس پروردگار از هر نقصی منزه می‌باشد، بنابراین نسبت جهل به او جایز نیست و همین را علم ذاتی پروردگار می‌نامیم. دومی علمی است که مخلوق خداوند می‌باشد و همه علوم خلایق از این قسم است. رجوع شود به: اصول کافی، کتاب التوحید، باب البداء، ح ۶ و ۸.</ref> نسبت به آن [[علم]] دارد. بنابراین اگر [[امام]] {{ع}} آن را نداند، نقصی در [[علم]] ایشان نیست. اگر بگوییم که بعد از دو بار تأخیر افتادن [[فرج]]، [[خداوند]] دیگر وقتی برای آن معین نفرمود، لازمه‌اش این است که [[علم]] آن نزد [[امام]] {{ع}} هم نباشد، چون اگر تقدیر شده بود، قطعاٌ [[امام مبین]] آن را می‌دانست.  
::::::بنابراین از ظاهر فرمایش [[امام]] {{ع}} که فرمود: "[[خداوند]] وقتی برای [[فرج]] نزد ما قرار نداد". می‌توان استفاده کرد که خود [[اهل بیت]] {{عم}} از وقت [[فرج]] خویش [[آگاهی]] ندارند. البته روشن است که در [[حدیث شریف]]، آن دو بار تقدیری که به تأخیر افتاد با توجه به زمان‌هایی که معین شده (سال هفتاد و صد [[چهل]]) به [[ظهور]] [[امام دوازدهم]] {{ع}} مربوط نمی‌شد، ولی عبارت انتهایی [[حدیث]]، کلی است و شامل هر نوع [[فرج عمومی]] برای [[ائمه]] {{عم}} و [[شیعیان]] می‌شود. [[ظهور حضرت مهدی]] {{ع}} نیز یکی از مصادیق [[فرج]] می‌باشد و چون [[تعیین وقت]] در مورد آن به صورت کلی نفی شده است، [[حکم]] عام به مورد خاص هم سرایت می‌کند.  
::::::بنابراین از ظاهر فرمایش [[امام]] {{ع}} که فرمود: "[[خداوند]] وقتی برای [[فرج]] نزد ما قرار نداد". می‌توان استفاده کرد که خود [[اهل بیت]] {{عم}} از وقت [[فرج]] خویش [[آگاهی]] ندارند. البته روشن است که در [[حدیث شریف]]، آن دو بار تقدیری که به تأخیر افتاد با توجه به زمان‌هایی که معین شده (سال هفتاد و صد چهل) به [[ظهور]] [[امام دوازدهم]] {{ع}} مربوط نمی‌شد، ولی عبارت انتهایی [[حدیث]]، کلی است و شامل هر نوع [[فرج عمومی]] برای [[ائمه]] {{عم}} و [[شیعیان]] می‌شود. [[ظهور حضرت مهدی]] {{ع}} نیز یکی از مصادیق [[فرج]] می‌باشد و چون [[تعیین وقت]] در مورد آن به صورت کلی نفی شده است، [[حکم]] عام به مورد خاص هم سرایت می‌کند.  
::::::بنابراین می‌توان با استناد به این [[حدیث]] چنین برداشت کرد که [[حضرت بقیة الله]] {{ع}} [[زمان ظهور]] و [[فرج]] نهایی خود را نمی‌دانند و این – همان طور که گذشت – [[عیب]] و نقصی در مورد [[علم]] ایشان به حساب نمی‌آید. درست مانند این که امامی از وقوع چیزی در آینده خبر دهد ولی در آن [[بداء]] صورت بگیرد و آن چیز مطابق خبر [[امام]] {{ع}} واقع نشود.  
::::::بنابراین می‌توان با استناد به این [[حدیث]] چنین برداشت کرد که [[حضرت بقیة الله]] {{ع}} [[زمان ظهور]] و [[فرج]] نهایی خود را نمی‌دانند و این – همان طور که گذشت – [[عیب]] و نقصی در مورد [[علم]] ایشان به حساب نمی‌آید. درست مانند این که امامی از وقوع چیزی در آینده خبر دهد ولی در آن [[بداء]] صورت بگیرد و آن چیز مطابق خبر [[امام]] {{ع}} واقع نشود.  
::::::این امر در مورد [[پیامبران]] و [[ائمه]] {{عم}} سابقه داشته و با آن چه [[شیعه]] در مورد [[علوم غیبی]] ایشان قائل است، منافاتی ندارد. اگر از یک [[امام]] [[معصوم]] {{ع}} خبری مورد اعتماد [[نقل]] شود ولی مطابق واقع در نیاید، ما هیچ گاه در [[راستگویی]] [[امام]] {{ع}} به [[شک]] نمی‌افتیم، بلکه طبق آن چه خود ایشان [[تعلیم]] فرموده‌اند، می‌گوییم در آن [[بداء]] صورت گرفته است. این نقصی در مورد [[علم کامل]] [[امام]] {{ع}} نیست، چون ممکن است [[خدای متعال]] [[علم]] آن چه را که به [[بداء]] واقع می‌شود، به ایشان [[تعلیم]] نکرده باشد.  
::::::این امر در مورد [[پیامبران]] و [[ائمه]] {{عم}} سابقه داشته و با آن چه [[شیعه]] در مورد [[علوم غیبی]] ایشان قائل است، منافاتی ندارد. اگر از یک [[امام]] [[معصوم]] {{ع}} خبری مورد اعتماد [[نقل]] شود ولی مطابق واقع در نیاید، ما هیچ گاه در [[راستگویی]] [[امام]] {{ع}} به [[شک]] نمی‌افتیم، بلکه طبق آن چه خود ایشان [[تعلیم]] فرموده‌اند، می‌گوییم در آن [[بداء]] صورت گرفته است. این نقصی در مورد [[علم کامل]] [[امام]] {{ع}} نیست، چون ممکن است [[خدای متعال]] [[علم]] آن چه را که به [[بداء]] واقع می‌شود، به ایشان [[تعلیم]] نکرده باشد.  
۲۲۷٬۷۳۷

ویرایش