پیام‌های اخلاقی عاشورا: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۲: خط ۲۲:
جالب آن‌که همین [[شعار]] و رجز را عبدالله پسر «مسلم» در [[روز عاشورا]] هنگام [[نبرد]] با [[دشمنان]] می‌خواند و این نشان دهنده پیوند [[فکری]] مرامی این [[خانواده]] بر اساس آزادگی است. مصداق بارز دیگری از آزادگی، [[حر بن یزید ریاحی]] است و همین صفت او را از [[دوزخ]] [[نجات]] داد و راهی بهشت کرد و چون به [[شهادت]] رسید [[سیدالشهدا]]{{ع}} بر بالینش حاضر شد و او را [[حر]] و [[آزاده]] خطاب کرد و فرمود: «تو آزاده‌ای، همان‌گونه که مادرت نامت را حر گذاشت»<ref>بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۴.</ref>.
جالب آن‌که همین [[شعار]] و رجز را عبدالله پسر «مسلم» در [[روز عاشورا]] هنگام [[نبرد]] با [[دشمنان]] می‌خواند و این نشان دهنده پیوند [[فکری]] مرامی این [[خانواده]] بر اساس آزادگی است. مصداق بارز دیگری از آزادگی، [[حر بن یزید ریاحی]] است و همین صفت او را از [[دوزخ]] [[نجات]] داد و راهی بهشت کرد و چون به [[شهادت]] رسید [[سیدالشهدا]]{{ع}} بر بالینش حاضر شد و او را [[حر]] و [[آزاده]] خطاب کرد و فرمود: «تو آزاده‌ای، همان‌گونه که مادرت نامت را حر گذاشت»<ref>بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۴.</ref>.


اگر [[آزادی]] خواهان در راه [[استقلال]] و [[رهایی از ظلم]] می‌جنگند، در سایه همین [[آزادگی]] است که ارمغان [[عاشورا]] برای همیشه [[تاریخ]] است.<ref>[[سید مجتبی غیوری نجف‌آبادی|غیوری نجف‌آبادی، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۱.</ref>
اگر [[آزادی]] خواهان در راه [[استقلال]] و [[رهایی از ظلم]] می‌جنگند، در سایه همین [[آزادگی]] است که ارمغان [[عاشورا]] برای همیشه [[تاریخ]] است.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۱.</ref>


==[[ایثار]]==
==[[ایثار]]==
خط ۳۲: خط ۳۲:
جلوه بارز ایثار در [[واقعه عاشورا]] [[حضرت ابوالفضل]]{{ع}} بود؛ علاوه بر آن‌که [[امان‌نامه]] [[ابن زیاد]] را رد کرد و شب عاشورا نیز اظهار کرد:
جلوه بارز ایثار در [[واقعه عاشورا]] [[حضرت ابوالفضل]]{{ع}} بود؛ علاوه بر آن‌که [[امان‌نامه]] [[ابن زیاد]] را رد کرد و شب عاشورا نیز اظهار کرد:
«هرگز از تو دست نخواهم کشید [[خدا]] نیاورد [[زندگی]] پس از تو را»<ref>مسند الامام الشهید، ج۱، ص۵۱۵؛ الارشاد، ج۲، ص۹۱.</ref>.
«هرگز از تو دست نخواهم کشید [[خدا]] نیاورد [[زندگی]] پس از تو را»<ref>مسند الامام الشهید، ج۱، ص۵۱۵؛ الارشاد، ج۲، ص۹۱.</ref>.
[[روز عاشورا]] نیز وقتی با [[لب تشنه]] وارد [[شریعه]] [[فرات]] شد، با یادآوری کام [[تشنه]] [[امام حسین]]{{ع}} [[ایثارگری]] و [[فداکاری]] به او اجازه [[نوشیدن آب]] نداد و با لب تشنه به شهادت رسید. و نمونه‌های بسیار زیاد دیگر که این مختصر، گنجایش بیان تمام آنها را ندارد.<ref>[[سید مجتبی غیوری نجف‌آبادی|غیوری نجف‌آبادی، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۴.</ref>
[[روز عاشورا]] نیز وقتی با [[لب تشنه]] وارد [[شریعه]] [[فرات]] شد، با یادآوری کام [[تشنه]] [[امام حسین]]{{ع}} [[ایثارگری]] و [[فداکاری]] به او اجازه [[نوشیدن آب]] نداد و با لب تشنه به شهادت رسید. و نمونه‌های بسیار زیاد دیگر که این مختصر، گنجایش بیان تمام آنها را ندارد.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۴.</ref>


==[[توکل]]==
==[[توکل]]==
امام حسین{{ع}} در آغاز حرکت خویش از [[مدینه]] تنها با [[توکل بر خدا]] این راه را برگزید و در تمام مسیر تنها تکیه‌گاهش خدا بود، حتی توکلش بر [[یاران]] همراه هم نبود. از این رو از آنان خواست که هر کس می‌خواهد برگردد و همین [[توکل]] باعث شد هیچ پیشامدی نتواند در [[عزم]] او خلل وارد کند.
امام حسین{{ع}} در آغاز حرکت خویش از [[مدینه]] تنها با [[توکل بر خدا]] این راه را برگزید و در تمام مسیر تنها تکیه‌گاهش خدا بود، حتی توکلش بر [[یاران]] همراه هم نبود. از این رو از آنان خواست که هر کس می‌خواهد برگردد و همین [[توکل]] باعث شد هیچ پیشامدی نتواند در [[عزم]] او خلل وارد کند.
در وصیتی که به برادرش [[محمد بن حنفیه]] در آغاز حرکتش از [[مدینه]] داشت، ضمن بیان [[انگیزه]] و [[هدف]] خویش از [[قیام]] در پایان فرمود: {{متن قرآن|مَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز می‌گردم» سوره هود، آیه ۸۸.</ref><ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۲۹-۳۳۰.</ref> و یا در خطبه‌هایی که در [[روز عاشورا]] ایراد نمود، جمله {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ}}<ref>«من به خداوند -پروردگار خویش و پروردگار شما- توکل کرده‌ام» سوره هود، آیه ۵۶.</ref><ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۹.</ref> را بیان کرد که بیانگر همین [[روحیه]] است.<ref>[[سید مجتبی غیوری نجف‌آبادی|غیوری نجف‌آبادی، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۵.</ref>
در وصیتی که به برادرش [[محمد بن حنفیه]] در آغاز حرکتش از [[مدینه]] داشت، ضمن بیان [[انگیزه]] و [[هدف]] خویش از [[قیام]] در پایان فرمود: {{متن قرآن|مَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز می‌گردم» سوره هود، آیه ۸۸.</ref><ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۲۹-۳۳۰.</ref> و یا در خطبه‌هایی که در [[روز عاشورا]] ایراد نمود، جمله {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ}}<ref>«من به خداوند -پروردگار خویش و پروردگار شما- توکل کرده‌ام» سوره هود، آیه ۵۶.</ref><ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۹.</ref> را بیان کرد که بیانگر همین [[روحیه]] است.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۵.</ref>


==[[جهاد با نفس]]==
==[[جهاد با نفس]]==
خود ساختگی و جهاد با نفس زیربنای [[جهاد با دشمن]] بیرونی است و بدون آن، این همه بی‌ثمر ایسته و [[کربلا]] سرشار از این مجاهدت‌هاست. [[نافع بن هلال]] همسری داشت که نامزد بود و هنوز [[عروسی]] نکرده بود، در کربلا هنگامی که می‌خواست برای [[نبرد]] به میدان برود همسرش دست به دامان او شد و گریست. این صحنه کافی بود که هر [[جوانی]] را [[متزلزل]] کند و انگیزه [[جهاد]] را از او سلب نماید، ولی او با آن‌که [[امام]] نیز از او خواست که [[شادی]] همسرش را بر میدان رفتن ترجیح دهد، بر این [[محبت]] [[دنیوی]] و غریزی [[غلبه]] یافت و گفت:
خود ساختگی و جهاد با نفس زیربنای [[جهاد با دشمن]] بیرونی است و بدون آن، این همه بی‌ثمر ایسته و [[کربلا]] سرشار از این مجاهدت‌هاست. [[نافع بن هلال]] همسری داشت که نامزد بود و هنوز [[عروسی]] نکرده بود، در کربلا هنگامی که می‌خواست برای [[نبرد]] به میدان برود همسرش دست به دامان او شد و گریست. این صحنه کافی بود که هر [[جوانی]] را [[متزلزل]] کند و انگیزه [[جهاد]] را از او سلب نماید، ولی او با آن‌که [[امام]] نیز از او خواست که [[شادی]] همسرش را بر میدان رفتن ترجیح دهد، بر این [[محبت]] [[دنیوی]] و غریزی [[غلبه]] یافت و گفت:
«ای پسر [[پیامبر]]! اگر امروز تو را [[یاری]] نکنم، فردا جواب پیامبر را چه بدهم؟» جنگید تا [[شهید]] شد»<ref>کلمات الامام الحسین{{ع}}، ص۴۴۷.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری نجف‌آبادی|غیوری نجف‌آبادی، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۶.</ref>
«ای پسر [[پیامبر]]! اگر امروز تو را [[یاری]] نکنم، فردا جواب پیامبر را چه بدهم؟» جنگید تا [[شهید]] شد»<ref>کلمات الامام الحسین{{ع}}، ص۴۴۷.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۶.</ref>


==[[شجاعت]]==
==[[شجاعت]]==
خط ۴۶: خط ۴۶:


یکی از [[راویان]] حوادث [[کربلا]] [[حمید بن مسلم]] می‌گوید:
یکی از [[راویان]] حوادث [[کربلا]] [[حمید بن مسلم]] می‌گوید:
«به [[خدا]] [[سوگند]]! هیچ محاصره‌شده‌ای در انبوه [[مردم]] ندیدم که [[فرزندان]] و [[خاندان]] و یارانش کشته شده باشند و چون [[حسین بن علی قویدل]] و [[استوار]] و [[شجاع]] باشد»<ref>الارشاد، ج۲، ص۱۱۱.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری نجف‌آبادی|غیوری نجف‌آبادی، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۶.</ref>
«به [[خدا]] [[سوگند]]! هیچ محاصره‌شده‌ای در انبوه [[مردم]] ندیدم که [[فرزندان]] و [[خاندان]] و یارانش کشته شده باشند و چون [[حسین بن علی قویدل]] و [[استوار]] و [[شجاع]] باشد»<ref>الارشاد، ج۲، ص۱۱۱.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۶.</ref>


==[[صبر]] و [[استقامت]]==
==[[صبر]] و [[استقامت]]==
خط ۵۳: خط ۵۳:
در [[شب عاشورا]] به خواهرش [[زینب]] و دیگر [[بانوان]] توصبه فرمود:
در [[شب عاشورا]] به خواهرش [[زینب]] و دیگر [[بانوان]] توصبه فرمود:
«این [[قوم]] جز به کشتن من [[راضی]] نمی‌شوند، اما من شما را به [[تقوای الهی]] و [[صبر بر بلا]] و [[تحمل]] [[مصیبت]] [[وصیت]] می‌کنم»<ref>کلمات الامام الحسن{{ع}}، ص۴۰۰.</ref>.
«این [[قوم]] جز به کشتن من [[راضی]] نمی‌شوند، اما من شما را به [[تقوای الهی]] و [[صبر بر بلا]] و [[تحمل]] [[مصیبت]] [[وصیت]] می‌کنم»<ref>کلمات الامام الحسن{{ع}}، ص۴۰۰.</ref>.
از زمزمه‌های حضرت در آخرین لحظات [[زندگی]] در [[گودال قتلگاه]]، صبر بر [[قضای الهی]] به گوش می‌رسید<ref>کلمات الامام الحسن{{ع}}، ص۵۱۰.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری نجف‌آبادی|غیوری نجف‌آبادی، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۷.</ref>
از زمزمه‌های حضرت در آخرین لحظات [[زندگی]] در [[گودال قتلگاه]]، صبر بر [[قضای الهی]] به گوش می‌رسید<ref>کلمات الامام الحسن{{ع}}، ص۵۱۰.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۷.</ref>


==[[عزت]] و [[افتخار]]==
==[[عزت]] و [[افتخار]]==
خط ۶۵: خط ۶۵:
این روحیه در فرزندان، [[برادران]] و یاران حضرت نیز نمودی آشکار داشت که از جمله آنها رد [[امان‌نامه]] [[ابن زیاد]] توسط [[قمر بنی‌هاشم]] و برادرانش می‌باشد.
این روحیه در فرزندان، [[برادران]] و یاران حضرت نیز نمودی آشکار داشت که از جمله آنها رد [[امان‌نامه]] [[ابن زیاد]] توسط [[قمر بنی‌هاشم]] و برادرانش می‌باشد.
[[خاندان]] [[حضرت]] نیز [[عزت]] خود را پس از [[عاشورا]] در قالب [[اسارت]] [[حفظ]] کردند و کم‌ترین حرف یا عکس‌العملی که نشان دهنده [[ذلت]] و [[خواری]] آنها باشد از خود نشان ندادند. [[حضرت زینب]]{{س}} سخنان تحقیرآمیز ابن زیاد را در [[کوفه]] و گستاخی‌های یزد را در [[شام]] با عزت و [[سربلندی]] جواب داد و آنها را به [[محاکمه]] کشانید، در [[خطبه]] بلیغی خطاب به [[یزید]] این‌گونه فرمود:
[[خاندان]] [[حضرت]] نیز [[عزت]] خود را پس از [[عاشورا]] در قالب [[اسارت]] [[حفظ]] کردند و کم‌ترین حرف یا عکس‌العملی که نشان دهنده [[ذلت]] و [[خواری]] آنها باشد از خود نشان ندادند. [[حضرت زینب]]{{س}} سخنان تحقیرآمیز ابن زیاد را در [[کوفه]] و گستاخی‌های یزد را در [[شام]] با عزت و [[سربلندی]] جواب داد و آنها را به [[محاکمه]] کشانید، در [[خطبه]] بلیغی خطاب به [[یزید]] این‌گونه فرمود:
«ای یزید! [[خیال]] کرده‌ای با [[اسیر]] کردن ما و به این سو و آن سو کشیدن ما خفیف و [[خوار]] می‌شویم و تو [[کرامت]] و عزت می‌یابی؟... به [[خدا]] [[سوگند]]! نه یاد ما محو می‌شود و نه [[وحی]] ما می‌میرد و نه [[ننگ]] این [[جنایت]] از دامان تو زدوده می‌شود»<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۳۷.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری نجف‌آبادی|غیوری نجف‌آبادی، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۸.</ref>
«ای یزید! [[خیال]] کرده‌ای با [[اسیر]] کردن ما و به این سو و آن سو کشیدن ما خفیف و [[خوار]] می‌شویم و تو [[کرامت]] و عزت می‌یابی؟... به [[خدا]] [[سوگند]]! نه یاد ما محو می‌شود و نه [[وحی]] ما می‌میرد و نه [[ننگ]] این [[جنایت]] از دامان تو زدوده می‌شود»<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۳۷.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۸.</ref>


==[[عفاف]] و [[حجاب]]==
==[[عفاف]] و [[حجاب]]==
خط ۷۵: خط ۷۵:


یکی از اعتراض‌های شدید حضرت زینب{{س}} به یزید این بود:
یکی از اعتراض‌های شدید حضرت زینب{{س}} به یزید این بود:
«آیا از [[عدالت]] است که [[کنیزان]] خود را در حرم‌سرا پوشیده نگاه داشته‌ای و [[دختران پیامبر]] را به صورت اسیر شهر به شهر می‌گردانی، حجاب آنها را هتک کرده، چهره‌هایشان را در معرض دید همگان قرار داده‌ای که دور و نزدیک به صورت آنها نگاه کنند؟!»<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۳۵.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری نجف‌آبادی|غیوری نجف‌آبادی، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۹.</ref>
«آیا از [[عدالت]] است که [[کنیزان]] خود را در حرم‌سرا پوشیده نگاه داشته‌ای و [[دختران پیامبر]] را به صورت اسیر شهر به شهر می‌گردانی، حجاب آنها را هتک کرده، چهره‌هایشان را در معرض دید همگان قرار داده‌ای که دور و نزدیک به صورت آنها نگاه کنند؟!»<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۳۵.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۶۹.</ref>


==عمل به [[تکلیف]]==
==عمل به [[تکلیف]]==
خط ۸۲: خط ۸۲:
[[حضرت]] وقتی می‌خواست از [[مکه]] به سوی [[کوفه]] خارج شود، در جواب [[ابن عباس]] که او را از رفتن به سوی [[عراق]] برحذر می‌داشت، فرمود:
[[حضرت]] وقتی می‌خواست از [[مکه]] به سوی [[کوفه]] خارج شود، در جواب [[ابن عباس]] که او را از رفتن به سوی [[عراق]] برحذر می‌داشت، فرمود:
«با آن‌که می‌دانم تو از روی [[خیرخواهی]] و [[شفقت]] چنین می‌گویی، اما من [[تصمیم]] خود را گرفته‌ام»<ref>کلمات الامام الحسین{{ع}}، ص۳۰۸ و ۳۲۱.</ref>.
«با آن‌که می‌دانم تو از روی [[خیرخواهی]] و [[شفقت]] چنین می‌گویی، اما من [[تصمیم]] خود را گرفته‌ام»<ref>کلمات الامام الحسین{{ع}}، ص۳۰۸ و ۳۲۱.</ref>.
وقتی دو نفر از سوی [[والی مکه]] برایش [[امان‌نامه]] آوردند تا از ادامه [[سفر]] خودداری کند به آنها فرمود: «در [[خواب]] [[پیامبر خدا]] را دیدم، به چیزی [[فرمان]] یافتم که به سوی آن خواهم رفت چه زیانم باشد چه سودم»<ref>الارشاد، ج۲، ص۶۹.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری نجف‌آبادی|غیوری نجف‌آبادی، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۱.</ref>
وقتی دو نفر از سوی [[والی مکه]] برایش [[امان‌نامه]] آوردند تا از ادامه [[سفر]] خودداری کند به آنها فرمود: «در [[خواب]] [[پیامبر خدا]] را دیدم، به چیزی [[فرمان]] یافتم که به سوی آن خواهم رفت چه زیانم باشد چه سودم»<ref>الارشاد، ج۲، ص۶۹.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۱.</ref>


==[[غیرت]]==
==[[غیرت]]==
خط ۹۰: خط ۹۰:
خود حضرت نیز تا وقتی که زنده بود، نتوانست [[تحمل]] کند که نامردان به [[حریم]] [[ناموس]] او نزدیک شوند تا جایی که نوشته‌اند: حضرت در حمله‌های خود نقطه‌ای در میدان [[نبرد]] [[انتخاب]] کرده بود که نزدیک خیام حرم باشد تا در صورت [[حمله]] [[دشمن]] کسی متعرض مخدرات نشود.
خود حضرت نیز تا وقتی که زنده بود، نتوانست [[تحمل]] کند که نامردان به [[حریم]] [[ناموس]] او نزدیک شوند تا جایی که نوشته‌اند: حضرت در حمله‌های خود نقطه‌ای در میدان [[نبرد]] [[انتخاب]] کرده بود که نزدیک خیام حرم باشد تا در صورت [[حمله]] [[دشمن]] کسی متعرض مخدرات نشود.
در واپسین لحظات هم که مجروح بر [[زمین]] افتاده بود، وقتی شنید که گروهی از [[سپاه]] دشمن قصد [[حمله به خیمه‌ها]] و تعرض به زنان و [[کودکان]] را دارند بر سرشان فریاد برآورد:
در واپسین لحظات هم که مجروح بر [[زمین]] افتاده بود، وقتی شنید که گروهی از [[سپاه]] دشمن قصد [[حمله به خیمه‌ها]] و تعرض به زنان و [[کودکان]] را دارند بر سرشان فریاد برآورد:
«ای [[پیروان]] [[آل ابوسفیان]]! اگر [[دین]] ندارید و از [[معاد]] نمی‌ترسید، لااقل در [[دنیا]] آزادمرد باشید... من با شما می‌جنگم و شما با من می‌جنگید، به [[زنان]] که نباید تعرض کرد! تا وقتی من زنده‌ام طغیان‌گرانتان را از تعرض به [[حرم]] من باز دارید»<ref>کلمات الامام الحسین{{ع}}، ص۵۰۴.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری نجف‌آبادی|غیوری نجف‌آبادی، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۱.</ref>
«ای [[پیروان]] [[آل ابوسفیان]]! اگر [[دین]] ندارید و از [[معاد]] نمی‌ترسید، لااقل در [[دنیا]] آزادمرد باشید... من با شما می‌جنگم و شما با من می‌جنگید، به [[زنان]] که نباید تعرض کرد! تا وقتی من زنده‌ام طغیان‌گرانتان را از تعرض به [[حرم]] من باز دارید»<ref>کلمات الامام الحسین{{ع}}، ص۵۰۴.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۱.</ref>


==[[فتوت]] و [[جوانمردی]]==
==[[فتوت]] و [[جوانمردی]]==
خط ۹۸: خط ۹۸:
در مسیر، وقتی امام{{ع}} با [[لشکر]] [[حر]] برخورد کرد وقتی یکی از اصحایش پیشنهاد کرد که اینان گروه اندکند و [[جنگ]] با اینها آسان‌تر از [[نبرد]] با گروه‌هایی است که بعداً می‌آیند، در جواب فرمود: «من شروع به جنگ نمی‌کنم»<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۸۰.</ref>.
در مسیر، وقتی امام{{ع}} با [[لشکر]] [[حر]] برخورد کرد وقتی یکی از اصحایش پیشنهاد کرد که اینان گروه اندکند و [[جنگ]] با اینها آسان‌تر از [[نبرد]] با گروه‌هایی است که بعداً می‌آیند، در جواب فرمود: «من شروع به جنگ نمی‌کنم»<ref>بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۸۰.</ref>.


و صحنه دیگر آب دادن به [[سپاه]] [[تشنه]] حر بود که [[حضرت]] حتی آن‌که از همه دیرتر رسیده بود را [[سیراب]] کرد»<ref>الارشاد، ج۲، ص۷۸.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری نجف‌آبادی|غیوری نجف‌آبادی، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۲.</ref>
و صحنه دیگر آب دادن به [[سپاه]] [[تشنه]] حر بود که [[حضرت]] حتی آن‌که از همه دیرتر رسیده بود را [[سیراب]] کرد»<ref>الارشاد، ج۲، ص۷۸.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۲.</ref>


==[[مواسات]]==
==[[مواسات]]==
خط ۱۰۴: خط ۱۰۴:
«فردا صبح، شما نخستین گروهی باشید که به میدان می‌روید، ما پیش از آنان به استقبال [[مرگ]] می‌رویم تا [[مردم]] نگویند [[اصحاب]] را جلو فرستادند.».. و بنی‌هاشم هم برخاستند و شمشیرها را کشیدند و گفتند:
«فردا صبح، شما نخستین گروهی باشید که به میدان می‌روید، ما پیش از آنان به استقبال [[مرگ]] می‌رویم تا [[مردم]] نگویند [[اصحاب]] را جلو فرستادند.».. و بنی‌هاشم هم برخاستند و شمشیرها را کشیدند و گفتند:
«ما هم با تو هم‌عقیده‌ایم»، از طرف دیگر، در [[خیمه]] [[اصحاب]] [[حبیب بن مظاهر]] [[سخنرانی]] کرده و در ضمن سخنانش گفت:
«ما هم با تو هم‌عقیده‌ایم»، از طرف دیگر، در [[خیمه]] [[اصحاب]] [[حبیب بن مظاهر]] [[سخنرانی]] کرده و در ضمن سخنانش گفت:
«صبح که شد، شما اولین نفراتی باشید که به میدان می‌روید، ما زودتر به [[مبارزه]] می‌پردازیم، مبادا که یکی از [[بنی‌هاشم]] خون‌آلود شود، در حالی که هنوز جانی در [[بدن]] و خونی در رگ داریم! تا [[مردم]] نگویند سروران خویش را به [[جنگ]] فرستادند و از [[فداکاری]] مضایقه کردند» و بعد همه با شمشیرهای آخته گفتند: «ما با تو هم‌عقیده‌ایم»<ref>کلمات الامام الحسین{{ع}}، ص۴۰۹.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری نجف‌آبادی|غیوری نجف‌آبادی، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۳.</ref>
«صبح که شد، شما اولین نفراتی باشید که به میدان می‌روید، ما زودتر به [[مبارزه]] می‌پردازیم، مبادا که یکی از [[بنی‌هاشم]] خون‌آلود شود، در حالی که هنوز جانی در [[بدن]] و خونی در رگ داریم! تا [[مردم]] نگویند سروران خویش را به [[جنگ]] فرستادند و از [[فداکاری]] مضایقه کردند» و بعد همه با شمشیرهای آخته گفتند: «ما با تو هم‌عقیده‌ایم»<ref>کلمات الامام الحسین{{ع}}، ص۴۰۹.</ref>.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۳.</ref>


==[[وفا]]==
==[[وفا]]==
خط ۱۱۲: خط ۱۱۲:
«آری تو در [[بهشت]] پیش روی [[منی]] و زودتر به بهشت می‌روی، [[سلام]] مرا به پیامبر برسان»<ref>بحارالانوار، ج۴۵، ص۲۲.</ref>.
«آری تو در [[بهشت]] پیش روی [[منی]] و زودتر به بهشت می‌روی، [[سلام]] مرا به پیامبر برسان»<ref>بحارالانوار، ج۴۵، ص۲۲.</ref>.


و در [[زیارت امام حسین]]{{ع}} خطاب به آن حضرت می‌گوییم: {{متن حدیث|أَشْهَدُ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ}}.<ref>[[سید مجتبی غیوری نجف‌آبادی|غیوری نجف‌آبادی، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۴.</ref>
و در [[زیارت امام حسین]]{{ع}} خطاب به آن حضرت می‌گوییم: {{متن حدیث|أَشْهَدُ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ}}.<ref>[[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، [[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۷]] ص ۷۴.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
خط ۱۱۸: خط ۱۱۸:
==منابع==
==منابع==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1100818.jpg|22px]] [[سید مجتبی غیوری نجف‌آبادی|غیوری نجف‌آبادی، سید مجتبی]]، '''[[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|'''فرهنگ عاشورایی ج۷]]'''
# [[پرونده:1100818.jpg|22px]] [[سید مجتبی غیوری|غیوری، سید مجتبی]]، '''[[امام حسین و تربیت دینی (مقاله)|مقاله «امام حسین و تربیت دینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۷ (کتاب)|'''فرهنگ عاشورایی ج۷]]'''
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۱٬۹۴۰

ویرایش