|
|
| خط ۳: |
خط ۳: |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | | : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[سوره احقاف در حدیث]] - [[سوره احقاف در معارف و سیره رضوی]]</div> | | : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[سوره احقاف در علوم قرآنی]] - [[سوره احقاف در معارف و سیره رضوی]]</div> |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> |
|
| |
|
| ==مقدمه== | | ==مقدمه== |
| [[سوره]] [[چهل]] و ششم [[قرآن]] که آیاتی از آن مورد استناد [[امام رضا]]{{ع}} قرار گرفته است. این سوره دارای ۳۵ [[آیه]] و مکی است<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۱۲۳؛ الکشاف، ج۴، ص۲۹۴.</ref>، اما گفتهاند که [[آیات]] ۱۰، ۱۵ و ۳۵ سوره [[مدنی]] است<ref>الکشاف، ج۴، ص۲۹۴.</ref>. واژه احقاف، جمع “حِقف” است و حِقف به زمینی میگویند که شنزار، غیرمسطح و دارای [[پستی]] و بلندیهایی باشد<ref>لسان العرب، ج۲، ص۵۲؛ النهایة فی غریب الحدیث، ج۲، ص۴۱۳؛ المصباح المنیر، ص۱۴۳.</ref>. برای خواندن سوره احقاف ثوابها و فضیلتهایی بیان شده است. به عنوان مثال، از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده که هر کس سوره احقاف را در هر شب و یا هر [[جمعه]] بخواند، [[خداوند متعال]] او را در [[زندگی دنیا]] به [[ترس]] و [[وحشت]] [[مبتلا]] نمیکند و او را از وحشت و [[دلهره]] [[روز قیامت]] نیز در [[امان]] نگه میدارد<ref>ثواب الأعمال، ص۱۱۴.</ref>. محتوای این سوره [[انذار]] مشرکانی است که [[دعوت به ایمان]] به [[خدا]]، [[رسول]] او و [[معاد]] را رد میکردند. به همین [[جهت]]، این سوره با [[اثبات معاد]] آغاز شده و تا آخر سوره همین مطلب بارها تکرار میشود. همچنین در این آیات، بر [[یگانگی خداوند]] [[متعال]] و [[نبوت]] نیز [[احتجاج]] شده است. در این سوره، [[هلاکت]] [[قوم]] [[هود]] و قریههای پیرامون [[مکه]] مطرح میشود و از این طریق [[مردم]] را انذار میکند. در ضمن، از آمدن چند نفر از [[جنیان]] نزد [[رسول خدا]]{{صل}} خبر میدهد که بعد از شنیدن آیاتی از قرآن، به آن [[حضرت]] [[ایمان]] آوردند و به نزد قوم خود بازگشتند تا آنان را انذار نمایند<ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۸۵.</ref>. | | «احقاف» نام [[سرزمین]] [[قوم عاد]] و نزدیک [[یمن]] است. در [[آیه]] {{متن قرآن|وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و از برادر (قوم) عاد (هود) یاد کن آنگاه که قومش را در آن ریگزار بیم داد و البته پیش از وی بیمدهندگانی بر گذشته بودند و پس از او نیز پیامبرانی آمدند که (هر یک میگفتند) جز خداوند را نپرستید که من بر شما از عذاب روزی سترگ میهراسم» سوره احقاف، آیه ۲۱.</ref> آمده است: «[[حضرت هود]] [[قوم]] خویش (عاد) را در سرزمین احقاف، از [[عذاب]] [[خدا]] [[بیم]] داد». نام [[سوره]] از همین آیه گرفته شده است. |
|
| |
|
| سوره احقاف در [[روایات امام رضا]]{{ع}}: سه آیه از این سوره در [[سخنان امام رضا]]{{ع}} مورد استناد قرار گرفته است. آن حضرت [[شأن نزول]] آیه ۸ این سوره: {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلَا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئًا...}}<ref>«بلکه میگویند: او خود آن (قرآن) را بربافته است، بگو، اگر من آن را بربافته باشم، شما در برابر (خشم) خداوند برای من کاری نمیتوانید کرد، او به آنچه در آن (به ناروا) سخن میرانید داناتر است، او میان من و شما گواه بس، و او آمرزنده بخشاینده است» سوره احقاف، آیه ۸.</ref> را این گونه بیان کرده است: گروهی از [[مهاجران]] و [[انصار]] [[خدمت]] [[رسول خدا]]{{صل}} رسیدند و عرض نمودند: شما به خاطر [[زندگی]] خودتان و گروههایی که خدمت شما میرسند، مخارجی دارید. [[جان]] و [[مال]] ما در [[اختیار]] شماست تا هر حکمی که [[صلاح]] میدانید درباره آن بکنید. در اینجا آیهای نازل شد که [[مزد رسالت]] [[نبوی]] از [[مردم]] را فقط در [[مودت]] نمودن به [[نزدیکان]] آن [[حضرت]] معرفی کرده است: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}}<ref>«بگو: برای این (رسالت) از شما مزدی نمیخواهم جز دوستداری خویشاوندان (خود) را» سوره شوری، آیه ۲۳.</ref>. بعد از [[نزول]] این [[آیه]]، عدهای از [[منافقان]] این آیه را سخن خود [[پیامبر]]{{صل}} خواندند و آن را طرحی از سوی رسول خدا{{صل}} مبنی بر [[اجبار]] مردم بر مؤدت نزدیکانش دانستند. بعد از این اتفاق، آیه ۸ سوره احقاف نازل شد و توهم [[افترا]] و ساختگی بودن [[دستور]] به مؤدت به نزدیکان رسول خدا{{صل}} را مردود اعلام کرد<ref>الأمالی، صدوق، ص۵۲۹؛ عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۳۵- ۲۳۶.</ref>. آیه ۹ این [[سوره]] نیز مورد استناد آن حضرت قرار گرفته است. بزنطی چنین نقل کرده است: از [[امام رضا]]{{ع}} شنیدم که میفرمود: [[ابن ابیحمزه]] [[گمان]] میکرد که [[جعفر]] بر این [[باور]] است که پدرم [[قائم آل محمد]]{{صل}} است، ولی جعفر از آنچه میباید [[پیش از ظهور]] [[قائم]]{{ع}} پدید آید اطلاع نداشت. [[خداوند]] از زبان پیامبرش در آیه ۹ سوره احقاف حکایت میکند: {{متن قرآن|...وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ...}}<ref>«...و نمیدانم با من و شما چه خواهند کرد، جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم.».. سوره احقاف، آیه ۹.</ref><ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۹۱.</ref>. [[امام رضا]]{{ع}} در ادامه روایتی از جدش [[امام باقر]]{{ع}} نقل فرمود که از حوادث چهارگانه قبل از [[خروج قائم]]{{ع}} خبر میدهد که نشانه خروج ایشان خواهد بود. سپس فرمود: [[جعفر]] نمیداند که بعضی از این حوادث اتفاق نیفتاده است<ref>قرب الإسناد، ص۳۹۱.</ref>. طبق این سخن، ذکر [[آیه]] در این [[روایت]] بدان معنا خواهد بود که [[آگاهی]] از بسیاری از [[امور غیبی]] فقط در حیطه [[علم الهی]] است و خروج قائم{{ع}}، که [[زمان]] و چگونگی آن جزو امور غیبی است، نشانههایی دارد و کسانی مانند جعفر اطلاعی از آنها ندارند و به همین علت، سخنانشان بر مبنای صحیحی [[استوار]] نیست. بر اساس آیه ۳۵ این [[سوره]]: {{متن قرآن|فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ...}}<ref>«بنابراین شکیبا باش همانگونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند و برای آنان (عذاب را به) شتاب مخواه.».. سوره احقاف، آیه ۳۵.</ref> [[خداوند متعال]] به [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[دستور]] به صبری مانند [[صبر]] [[پیامبران اولوالعزم]] داده و از [[عجله]] نمودن در مورد درخواست [[عذاب]] [[کفار]] بر [[حذر]] داشته است. در [[روایات]] متعدد، مقصود از [[اولوالعزم]] که فقط در همین آیه از [[قرآن]] آمده است، [[حضرت نوح]]، [[ابراهیم]]، [[موسی]]، [[عیسی]] و [[محمد]]{{عم}} میباشد<ref>تفسیر القمی، ج۲، ص۳۰۰؛ الکافی، ج۳، ص۱۵۰؛ المحاسن، ج۱، ص۲۶۹؛ کامل الزیارات، ص۱۸۰.</ref>. [[امام رضا]]{{ع}} دلیل نامیدن آنان به این اسم را علاوه بر دارا بودن عزمی [[راسخ]]، صاحب کتاب و [[شریعت]] بودن این پنج [[پیامبر]] بیان کرده است. طبق این روایت، هر [[پیامبری]] که بعد از یک [[پیامبر اولوالعزم]] [[مبعوث]] میشد، تابع و مبلغ شریعت و کتاب آن پیامبر بود تا زمانی که پیامبر اولوالعزم دیگری میآمد که کتاب و شریعت جدیدی میآورد. البته شریعت [[حضرت محمد]]{{صل}} و [[کتاب آسمانی]] ایشان قرآن، تا [[قیامت]] [[نسخ]] نخواهند شد<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۸۰؛ علل الشرایع، ج۱، ص۱۲۲.</ref>. همین مضمون در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} نیز مورد توجه قرار گرفته است<ref>الکافی، ج۳، ص۵۰- ۵۱.</ref>. البته علل دیگری نیز برای نامگذاری این [[پیامبران]] به [[اولوالعزم]] در برخی [[روایات]] ذکر شده است. به عنوان مثال، [[سبقت]] در [[اقرار به خداوند]] [[متعال]] و انبیای قبل و بعد از ایشان و [[عزم]] و [[تصمیم]] بر [[صبر]] در صورت [[تکذیب]] و [[اذیت]] [[مردم]]، از جمله این مواردند<ref>تفسیر القمی، ج۲، ص۳۰۰.</ref>.<ref>منابع: قرآن کریم؛ الأمالی، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تحقیق و نشر: مؤسسة البعثة، تهران، اول، ۱۴۱۷ق؛ تفسیر القمی، علی بن ابراهیم قمی (۳۲۹ق)، تحقیق و تصحیح: سیدطیب موسوی جزائری، قم، دار الکتاب الإسلامی، سوم، ۱۴۰۴ق؛ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تحقیق: سید حسن موسوی خرسان، قم، منشورات الرضی، اول، ۱۴۰۶ق؛ علل الشرایع، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تحقیق: سید محمد صادق بحر العلوم، نجف، المکتبة الحیدریة، دوم، ۱۳۸۵ق؛ عیون أخبار الرضا محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تحقیق: سیدمهدی لاجوردی، تهران، نشر جهان، اول، ۱۳۷۸ق؛ قرب الإسناد، عبدالله بن جعفر حمیری (قرن ۳ق)، تحقیق و نشر: مؤسسة آل البیت الا لإحیاء التراث، قم، اول، ۱۴۱۳ق؛ الکافی، محمد بن یعقوب معروف به کلینی (۳۲۹ق)، قم، دار الحدیث، اول، ۱۴۲۹ق، کامل الزیارات، جعفر بن محمد معروف به ابن قولویه (۳۶۸ق)، تحقیق: عبدالحسین امینی، نجف، الدار المرتضویة، اول، ۱۳۵۶ش؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، محمود بن عمر معروف به زمخشری (۵۳۸ق)، بیروت، دار الکتاب العربی، سوم، ۱۴۰۷ق، لسان العرب، محمد بن مکرم معروف به ابن منظور (۷۱۱ق)، قم، نشر ادب حوزه، ۱۴۰۵ق؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن معروف به طبرسی، (۵۴۸ق)، تهران، انتشارات ناصر خسرو، سوم، ۱۳۷۲ش؛ المحاسن، احمد بن محمد برقی (۲۷۴ق)، تصحیح: سید جلال الدین حسینی ارموی، دار الکتب الإسلامیة، اول، ۱۳۷۰ق، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، احمد بن محمد مقری فیومی (۷۷۰ق)، قم، دار الهجرة، دوم، ۱۴۱۴ق؛ المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمد حسین بن محمد طباطبایی (۱۴۰۲ق)، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، پنجم، ۱۴۱۷ق، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، مبارک بن محمد شیبانی موصلی (۶۰۶ق)، تحقیق: طاهر احمد زاوی - محمود محمد طناحی، قم، اسماعیلیان، چهارم، ۱۳۶۷ش</ref>.<ref>[[محمد کاظمی بنچناری|کاظمی بنچناری، محمد]]، [[احقاف - میرمحمدی (مقاله)|مقاله «احقاف»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام رضا]] ص ۶۵۰.</ref>
| | غرض این سوره [[انذار]] مشرکینی است که [[دعوت به ایمان]] به خدا و [[رسول]] و [[معاد]] را رد میکردند. و این انذار مشتمل است بر عذاب الیم برای کسانی که آن را [[انکار]] نموده، از آن [[اعراض]] کنند، و به همین جهت این سوره با [[اثبات معاد]] آغاز شده، میفرماید: {{متن قرآن|مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُسَمًّى وَالَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ}}<ref>«ما آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست جز به حق و در زمانی معین نیافریدهایم و کافران از آنچه بیمشان دادهاند رویگردانند» سوره احقاف، آیه ۳.</ref> و تا آخر سوره همین مطلب را مکرراً خاطرنشان ساخته، یک جا میفرماید {{متن قرآن|وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ}}<ref>«و چون (در رستخیز) مردم را گرد آورند» سوره احقاف، آیه ۶.</ref>، جای دیگر میفرماید {{متن قرآن|وَالَّذِي قَالَ لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُمَا أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ}}<ref>«و آن (دیگری) که به پدر و مادرش میگوید: اف بر شما! آیا به من وعده میدهید که (از گور) بیرون آورده میشوم در حالی که نسلها (ی بسیار) پیش از من گذشتهاند؟» سوره احقاف، آیه ۱۷.</ref>، و باز جای دیگر میفرماید {{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ}}<ref>«و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰.</ref> و نیز میفرماید {{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ}}<ref>«روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه دارند (و بپرسند) آیا این حقّ نیست؟» سوره احقاف، آیه ۳۴.</ref> و در آخر [[سوره]] میفرماید: {{متن قرآن|كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ بَلَاغٌ}}<ref>«بنابراین شکیبا باش همانگونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند و برای آنان (عذاب را به) شتاب مخواه که آنان روزی که آنچه را وعدهشان دادهاند بنگرند، چنانند که گویی جز ساعتی از یک روز (در جهان) درنگ نکردهاند، این، پیامرسانی است؛ پس آیا جز بزهکار» سوره احقاف، آیه ۳۵.</ref>.... |
|
| |
|
| == جستارهای وابسته == | | و در این [[آیات]] [[احتجاج]] بر [[یگانگی خدا]] و بر [[نبوت]] نیز شده، و اشارهای هم به [[هلاکت]] [[قوم هود]] و قریههای پیرامون [[مکه]] رفته است، و به این وسیله [[مردم]] را [[انذار]] میکند. و نیز از آمدن چند نفر از [[طائفه]] [[جن]] نزد [[رسول خدا]]{{صل}} خبر میدهد که بعد از شنیدن آیاتی از [[قرآن]] به آن جناب [[ایمان]] آورده، به نزد [[قوم]] خود بازگشتند، تا ایشان را انذار کنند. |
| | |
| | ==ویژگیهای [[سوره احقاف]]== |
| | #این سوره ۳۵ [[آیه]] به عدد [[کوفی]] (اصح اعداد)، ۳۴ آیه به عدد [[مکاتب تفسیری]] [[کوفه]]، [[بصره]]، [[شام]]، مکه و [[مدینه]]، ۶۴۴ یا ۶۴۸ کلمه و ۲۵۹۸ یا ۲۶۶۸ حرف دارد. |
| | #در [[ترتیب نزول]]، شصت و ششمین، و در ترتیب [[مصحف شریف]]، چهل و ششمین سوره قرآن است که پس از [[سوره جاثیه]] و پیش از [[سوره ذاریات]] نازل شد. |
| | #پیش از [[هجرت]] در مکه نازل شد و از سور مکی به شمار میآید؛ به جز آیات {{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كَانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَكَفَرْتُمْ بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«بگو: آیا اندیشیدهاید که اگر (قرآن) از سوی خدا باشد و شما منکر آن باشید و گواهی از بنی اسرائیل بر همانند آن گواهی دهد آنگاه او ایمان آورد و شما گردنکشی کنید (گمراه خواهید بود)؟ بیگمان خداوند گروه ستمکاران را رهنمون نمیشود» سوره احقاف، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}<ref>«و به آدمی سپردهایم که به پدر و مادرش نیکی کند؛ مادرش او را به دشواری آبستن بوده و به دشواری زاده است- و بارداری و از شیر گرفتنش سی ماه است- تا چون به رشد کامل رسد و چهل ساله شود بگوید: پروردگارا در دلم افکن تا نعمتت را که به من و پدر و مادرم بخشیدهای سپاس بگزارم و کردار شایستهای که تو را خشنود کند به جای آرم و برای من، در دودمانم شایستگی نه که من به سوی تو بازگشتهام و من از فرمانبردارانم» سوره احقاف، آیه ۱۵.</ref> و {{متن قرآن|قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«گفتند: ای قوم! ما (آیات) کتابی را شنیدیم که پس از موسی فرو فرستاده شده است، آنچه را (از کتابهای آسمانی) که پیش از آن بوده است راست میشمارد، به سوی حق و به راهی راست راهنمایی میکند» سوره احقاف، آیه ۳۰.</ref> که گفتهاند [[مدنی]] است. |
| | #از نظر شمار [[آیات]] از سُوَر [[مثانی]] و به مقدار یک [[حزب]] [[قرآن]] است. |
| | #بیست و هفتمین [[سوره]] از سُوَر مقطّعات است که با [[حروف مقطعه]] «حم» آغاز میشود. |
| | #هفتمین و آخرین سوره از سُوَر [[حوامیم]] است. |
| | #هفتمین سورهای است که با [[سوگند]] آغاز میشود. |
| | |
| | ==پیامهای مهم [[سوره احقاف]]== |
| | #بیان [[عظمت]] [[قرآن]]؛ |
| | # [[مبارزه]] با [[شرک]] و [[بتپرستی]]؛ |
| | #عمومیت و گسترش [[دعوت پیامبر اسلام]]{{صل}} حتی برای جنّیان؛ |
| | #هدفدار بودن [[خلقت]] [[آسمان]] و [[زمین]] و [[جهان آفرینش]]؛ |
| | # [[معاد]] و [[سرنوشت]] [[مؤمنان]] و [[کافران]] در [[قیامت]]؛ |
| | # فرازهایی از [[تاریخ]] [[قوم حضرت هود]] ([[قوم عاد]]) و سرنوشت آنان<ref>سیوطی، عبد الرحمان بن ابی بکر، الاتقان فی علوم القرآن، جلد۱، صفحه ۶۵و۴۳و۴۱؛ حجتی، محمد باقر، پژوهشی درتاریخ قرآن کریم، صفحه ۱۴۵؛ رامیار، محمود، تاریخ قرآن، صفحه ۵۸۶؛ جمعی از محققان، علوم القرآن عندالمفسرین، جلد۱، صفحه ۳۱۶؛ زرکشی، محمد بن بهادر، البرهان فی علوم القرآن(باحاشیه)، جلد۱، صفحه ۱۹۳؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، جلد۲۱، صفحه ۲۹۳؛ هاشم زاده هریسی، هاشم، شناخت سورههای قرآن، صفحه ۳۶۳؛ فیروز آبادی، محمد بن یعقوب، بصائرذوی التمییزفی لطائف الکتاب العزیز، جلد۱، صفحه ۴۴۸؛ طباطبایی، محمد حسین، ۱۲۸۱ - ۱۳۶۰، المیزان فی تفسیر القرآن، جلد۱۸، صفحه ۱۸۵.</ref>.<ref>[[فرهنگنامه علوم قرآنی (کتاب)|فرهنگ نامه علوم قرآنی]]، ص:۲۷۴۷.</ref> |
|
| |
|
| ==منابع== | | ==منابع== |
| # [[پرونده: 1100514.jpg|22px]] [[محمد کاظمی بنچناری|کاظمی بنچناری، محمد]]، [[احقاف - میرمحمدی (مقاله)|مقاله «احقاف»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه امام رضا ج۱''']] | | # [[پرونده: 9030760879.jpg|22px]] [[فرهنگنامه علوم قرآنی (کتاب)|'''فرهنگنامه علوم قرآنی''']] |
|
| |
|
| ==پانویس== | | ==پانویس== |
| خط ۲۰: |
خط ۳۷: |
|
| |
|
| [[رده:سوره احقاف]] | | [[رده:سوره احقاف]] |
| [[رده:مدخل]]
| |