بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
{{خرد}} | {{خرد}} | ||
'''اسم اعظم''' به معنای: نیرویی الهی است که جایگاهی بلندتر از ملائکه دارد و تسدید کننده انبیا و اولیای الهی است. | '''اسم اعظم''' به معنای: نیرویی الهی است که جایگاهی بلندتر از ملائکه دارد و تسدید کننده [[انبیا]] و [[اولیای الهی]] است. | ||
در این باره، تعدادی از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[اسم اعظم (پرسش)]]''' قابل دسترسی هستند. | در این باره، تعدادی از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[اسم اعظم (پرسش)]]''' قابل دسترسی هستند. | ||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
==برخورداران از اسم اعظم== | ==برخورداران از اسم اعظم== | ||
در روایات یکی از | در روایات یکی از ویژگیهای [[پیامبر]]{{صل}} و [[آل مطهرش]]{{عم}} بهرهمندی کاملتر از اسم اعظم الهی بیان گردیده شده است <ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵]</ref>. | ||
روایات در این نکته مشترکند که اسم اعظم پروردگار شامل هفتاد و سه حرف | |||
در احادیث، اعمال و رفتار خارق العادهٔ [[عیسی بن مریم]] که قرآن به آن اشاره دارد و همچنین واکنش آصف به درخواست سلیمان برای احضار تحت بلقیس ثمره و نتیجهٔ عطا شدن اسم اعظم به ایشان دانسته شده است. | روایات در این نکته مشترکند که اسم اعظم پروردگار شامل هفتاد و سه حرف میباشد و در این مطلب مشترکند که نصیب [[خاتم المرسلین]]{{صل}} و خاندان ایشان کاملتر از سایر [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] آنهاست یعنی بهرهمندی از هفتاد و دو حرف، به ایشان عطا شده است <ref>کافی ج۱ ص۲۳۰ ح۱؛ بصائر ص۲۰۸ ح۱ و ۲ ص۲۰۹ ح۴ و ۷ و ۶ و ۸، ص۲۱۲ ح۳؛ دلائل الامامة ص۲۱۹.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵]</ref>. | ||
اسم اعظمی که در اختیار هر یک از [[انبیاء]] الهی بوده مناسب با مقتضای زمان و نیاز مردم، و وظایف و رسالتشان به ایشان تعلق | |||
در احادیث، اعمال و رفتار خارق العادهٔ [[عیسی بن مریم]]{{ع}} که قرآن به آن اشاره دارد و همچنین واکنش آصف به درخواست سلیمان برای احضار تحت بلقیس ثمره و نتیجهٔ عطا شدن اسم اعظم به ایشان دانسته شده است <ref>کافی ج۱ ص۲۳۰ ح۲ و ۳؛ دلائل الامامة ص۲۱۹؛ بصائر ص۲۱۲ ح۳، ص۲۰۸ ح۳ ص۲۰۹ ح۷ و ۸.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵]</ref>. | |||
اسم اعظمی که در اختیار هر یک از [[انبیاء]] الهی بوده مناسب با مقتضای زمان و نیاز مردم، و وظایف و رسالتشان به ایشان تعلق میگرفته و هر اسمی اثر و نتایجی مخصوص به خود داشته که مناسب با شرائط هر پیامبری در اختیار او قرار میگرفته است <ref>ر.ک کافی ج۱ ص۲۳۰ ح۲؛ بصائر ص۲۰۸ ح۳. </ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵]</ref>. | |||
==جایگاه اسم اعظم== | ==جایگاه اسم اعظم== | ||
مطابق ادبیات روایاتِ اسم اعظم، دو جایگاه برای اسم اعظم تصویر شده است. | مطابق ادبیات روایاتِ اسم اعظم، دو جایگاه برای اسم اعظم تصویر شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵]</ref>. | ||
اوّل: جایگاه علم الغیب که | |||
دوم: جایگاه [[علم الکتاب]] است که منشأ قدرت و علم گستردهٔ [[ائمه]] {{عم}}، امکان | اوّل: جایگاه [[علم الغیب]] که دسترسی به آن تنها خاص پروردگار است و به جز خداوند عزوجل، کسی دیگر امکان ره یافت به آن را ندارد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵]</ref>. | ||
دوم: جایگاه [[علم الکتاب]] است که منشأ قدرت و علم گستردهٔ [[ائمه]]{{عم}}، امکان دسترسی ایشان به این جایگاه و بلکه إشراف به آن بیان شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵]</ref>. | |||
==[[علم الکتاب]] و اسم اعظم== | ==[[علم الکتاب]] و اسم اعظم== | ||
رابطهٔ [[علم الکتاب]] با اسم اعظم با توجه به داستان وصی سلیمان و توصیف قرآن دربارهٔ او، به علاوهٔ تبیین روایات از چگونگی امکان حاضر نمودن تخت، روشن | رابطهٔ [[علم الکتاب]] با اسم اعظم با توجه به داستان وصی سلیمان و توصیف قرآن دربارهٔ او، به علاوهٔ تبیین روایات از چگونگی امکان حاضر نمودن تخت، روشن میگردد. | ||
قرآن کریم در آیهٔ چهلم سورهٔ نمل پس از ذکر داستانِ هدهد و سلیمان و آگاه شدن وی از گروهی از انسانها که به عبادت خورشید میپرداختند، به تدابیر سلیمان برای نشان دادن حقایق به آنها و رها نمودنشان از شرک نیز اشاره مینماید، از جمله سلیمان درخواست حاضر نمودن تخت سرپرست این قوم را از نزدیکان و خواص خود نمود تا قبل از حضور ملکهٔ بلقیس، با این کار اسباب اندیشه و [[هدایت]] وی را ایجاد نماید<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵]</ref>. | |||
قرآن کریم فردی که اینگونه توصیف نموده، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| [[آیا آیه ۴۰ سوره نمل علم غیب معصوم را اثبات میکند؟ (پرسش)|الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ]]}}﴾}}<ref> آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت؛ سوره نمل، آیه ۴۰.</ref> را تحقق بخش این درخواست سلیمان آن هم در زمانی بسیار کوتاه و به شکلی خیره کننده معرفی مینماید<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | |||
قرآن منشأ چنین کار و قدرتی را آگاهی داشتن او از بخشی از علم کتاب دانسته است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | |||
از جانب دیگر روایات با ارتباط دادن دانایی نسبت به [[علم کتاب]] و اسم اعظم و تطابق این دو، تصریح دارند که بهرهٔ چنین شخصی از اسم اعظم الهی آن هم یکی از هفتاد و سه حرف آن زمینهٔ قدرت تحقق چنین عملی را برای وی فراهم نمود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | |||
[[حضرت امام جعفر صادق]] {{ع}} برای بیان عظمت [[علم الکتاب]] با استنادِ به آیهٔ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| [[آیا آیه ۴۰ سوره نمل علم غیب معصوم را اثبات میکند؟ (پرسش)|الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ]]}}﴾}} آن که دانشی از کتاب آسمانی با خویش داشت؛ سوره نمل، آیه ۴۰.</ref> به سَدیر میفرماید: آیا میدانی چه مقدار از [[علم الکتاب]] در اختیار وی بود که چنین کاری را توانست انجام بدهد؟. سدیر از [[حضرت]]{{ع}} درخواست پاسخ این مطلب را مینماید و ایشان میفرماید: به مقدار قطرهای از آب دریا «دریای اخضر»، سپس حضرت برای تذکر به کوچک نشمردن این علم از او سؤال مینماید این قطره آب در برابر [[علم الکتاب]] چقدر است؟ سدیر آن را بسیار ناچیز میداند امّا حضرت به او توجّه میدهد که این علم الهی در برابر علوم عادی بسیار پرعظمت است، {{عربی|اندازه=150%|«فَقَالَ يَا سَدِيرُ مَا أَكْثَرَ هَذَا أَنْ يَنْسُبَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَى الْعِلْمِ الَّذِي أُخْبِرُكَ بِه»}} | |||
<ref>کافی ج۱ ص۲۵۷ ح۳.</ref> در این روایت به مقدار و ثمرهٔ [[علم الکتاب]] اشاره و تصریح شده است که آصف با توجه به آگاهی از بخش کوچکی از [[علم الکتاب]] توانست چه توانایی را از خود نشان دهد. در روایات دیگر این توانایی آصف صراحتاً به بهره مندی او از یک حرف از اسم اعظم نسبت داده شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | |||
[[جابر]] از [[امام باقر]] {{ع}} نقل میکند: ایشان پس از اشاره به اسم اعظم و تشکیل آن از هفتاد و سه حرف فرمودند: | |||
{{عربی|اندازه=150%|«وَ إِنَّمَا كَانَ عِنْدَ آصَفَ مِنْهَا حَرْفٌ وَاحِدٌ فَتَكَلَّمَ بِهِ فَخُسِفَ بِالْأَرْضِ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ سَرِيرِ بِلْقِيسَ حَتَّى تَنَاوَلَ السَّرِيرَ بِيَدِهِ ثُمَّ عَادَتِ الْأَرْضُ كَمَا كَانَتْ أَسْرَعَ مِنْ طَرْفَةِ عَيْن»}}<ref>همانا نزد آصف از اسم اعظم تنها یک حرف بود پس زبان به آن گشود و زمین ما بین خود و تخت بلقیس را شکافت تا با سدیر خود تخت را به چنگ کشید سپس زمین بسته شد و این در کمتر از یک چشم بهم زدن بود؛ کافی ج۱ ص۲۳۰ ح۱؛ بصائر ص۲۰۸ ح۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | |||
تلفیق و جمع بندی میان آیات و روایات در این زمینه، نشان میدهد میان اسم اعظم و [[علم الکتاب]] یک رابطهٔ عمیقی وجود دارد و به تعبیری آنچه در قرآن از آن تعبیر شده به {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| [[آیا آیه ۴۰ سوره نمل علم غیب معصوم را اثبات میکند؟ (پرسش)|عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ]]}}﴾}} در روایات از آن به بخشی از اسم اعظم الهی تعبیر شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | |||
تلفیق و جمع بندی میان آیات و روایات در این زمینه، نشان میدهد میان اسم اعظم و [[علم الکتاب]] یک رابطهٔ عمیقی وجود دارد و به تعبیری آنچه در قرآن از آن تعبیر شده به {علم | |||
==مراد از حروف اسم اعظم== | ==مراد از حروف اسم اعظم== | ||
همانگونه که گفته شد در روایات اسم اعظم الهی یک اصل و عنوانی دانسته شده که شامل امور و به تعبیر روایات حروف متعددی است. | همانگونه که گفته شد در روایات اسم اعظم الهی یک اصل و عنوانی دانسته شده که شامل امور و به تعبیر روایات حروف متعددی است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | ||
از برخی روایات بدست | |||
علی بن محمد نوفلی از ابوالحسن صاحب العسکر | از برخی روایات بدست میآید که هر یک از آن حروف نیز دایره وسیعی از علم و آگاهی را در بر میگیرد و دارای مدارج و مراحل صعودی متعددی میباشند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | ||
در این روایت و روایات مشابه، اسم اعظم که همواره هم به صورت مفرد به کار رفته شامل و دربرگیرندهٔ بیش از هفتاد حرف شمرده شده است، گرچه حقیقت این اسم و حروف آن حقیقتاً بر ما پوشیده است اما از ظاهر سخنان آگاهان به آن حقایق | [[علی بن محمد نوفلی]] از [[ابوالحسن صاحب العسکر]] [[امام هادی]]{{ع}} نقل میکند: {{عربی|اندازه=150%|«اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ ثَلَاثَةٌ وَ سَبْعُونَ حَرْفا»}} <ref>کافی ج۱ ص۲۳۰ ح۳.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | ||
لذا نباید تصور نمود مراد از اسم اعظم، صرفاً لفظ و یا یک | |||
توصیفات اسم اعظم که غالباً در ادعیه و مناجات [[ائمه اطهار]] {{عم}} بیان شده شهادت بر این امر | در این روایت و روایات مشابه، اسم اعظم که همواره هم به صورت مفرد به کار رفته شامل و دربرگیرندهٔ بیش از هفتاد حرف شمرده شده است، گرچه حقیقت این اسم و حروف آن حقیقتاً بر ما پوشیده است اما از ظاهر سخنان آگاهان به آن حقایق میتوان استفاده نمود مجموعهٔ این حروف تشکیل دهندهٔ اسم اعظم هستند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | ||
به عنوان نمونه اسم اعظم را نه صرفاً محیط بر آسمانها و زمین بلکه محیط بر ملکوت آسمانها و زمین دانسته شده است. | |||
و | لذا نباید تصور نمود مراد از اسم اعظم، صرفاً لفظ و یا یک کلمهای همانند سایر کلمات رایج میان ما میباشد بلکه مراد حقیقت عظیمی است که حقایق متعددی را در بر میگیرد و یا به تعبیری واقعیتهای متعددی تشکیل دهندهٔ اسم اعظم الهی هستند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | ||
درخواست | |||
و یا کوچک ترین حرف آن اسم، | توصیفات اسم اعظم که غالباً در ادعیه و مناجات [[ائمه اطهار]] {{عم}} بیان شده شهادت بر این امر میدهد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | ||
به عنوان نمونه اسم اعظم را نه صرفاً محیط بر آسمانها و زمین بلکه محیط بر ملکوت آسمانها و زمین دانسته شده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | |||
از ویژگیهای دیگر اسم اعظم حتمیت اجابت | |||
و | {{عربی|اندازه=150%|«وَ أَسْأَلُك بِالاسْمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الَّذِي هُوَ مُحِيطٌ بِمَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض»}} <ref>درخواست میکنم خدایا با نام بزرگ تو همان نامی که محیط به ملکوت آسمانها و زمین است؛ الامان ص۷۷؛ و ر.ک البلد الامین ص۴۲۵؛ مهج الدعوات ص۸۶؛ البلد الامین ص۴۲۵.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | ||
زنده نمودن اموات و شفاء دادن اکمه و ابرص توسط [[عیسی بن مریم]] {{عم}} به وسیلهٔ دو حرف از هفتاد و سه حروف اسم اعظم دانسته شده است. | |||
به عیسی دو حرف داده بودند که با آن مردگان را زنده می کرد و کور و برصی را شفاء می داد. | و یا کوچک ترین حرف آن اسم، بزرگتر از آسمانها و زمینها و کوهها و همهٔ مخلوقات الهی بیان شده است:{{عربی|اندازه=150%|«أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الَّذِي أَصْغَرُ حَرْفٍ مِنْهُ أَعْظَمُ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ وَ الْجِبَالِ وَ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْتَه»}} <ref>میخوانم تو را با نام بزرگت که کوچکترین از آن برتر از آسمانها و زمینها و کوهها است و هر آنچه تو خلق کردهای؛ جمال الاسبوع ص۲۵۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | ||
و طبق روایات، سلیمان با وجود علم و مُلک بزرگ و پرعظمتش تنها یک حرف از اسم اعظم را در اختیار داشت. | |||
آنچه به سلیمان داده بودند | از ویژگیهای دیگر اسم اعظم حتمیت اجابت خواستهای است که به همراه آن خوانده شود:{{عربی|اندازه=150%|«وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الَّذِي إِذَا سُئِلْتَ بِهِ كَانَ حَقّاً عَلَيْكَ أَنْ تُجِيب»}} <ref>کافی ج۴ ص۴۵۳.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | ||
رابطهٔ اسم اعظم با اسماء حسنی الهی با برتری اسم اعظم بر سایر اسماء حسنای الهی تبیین شده است | |||
زنده نمودن اموات و شفاء دادن اکمه و ابرص توسط [[عیسی بن مریم]] {{عم}} به وسیلهٔ دو حرف از هفتاد و سه حروف اسم اعظم دانسته شده است <ref>بصایر ص۲۰۸ ح۳.</ref>. به عیسی دو حرف داده بودند که با آن مردگان را زنده می کرد و کور و برصی را شفاء می داد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | |||
وبه تمام نام های زیبا و نیکویت تا منتهی به اسم عظیم بزرگ تر تو می شود مسئلت می کنم همان اسمی که فضیلت دادی به آن بر همهٔ اسم هایت، می خوانم تو را به آن که بر محمد و آلش درود | |||
به [[پیامبر اکرم]] و [[ائمه اطهار]] {{عم}} هفتاد و دو حرف از اسم اعظم عطا گردیده است. | و طبق روایات، سلیمان با وجود علم و مُلک بزرگ و پرعظمتش تنها یک حرف از اسم اعظم را در اختیار داشت<ref>بصائر ص۲۱۲ ح۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | ||
و ایشان برخوردار کامل از [[علم الکتاب]] طبق آیهٔ قرآن و روایات بیان شده اند. | |||
آنچه به سلیمان داده بودند از امور عجیب همانا نزد سلیمان یک حرف از اسم اعظم وجود داشت<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۶]</ref>. | |||
رابطهٔ اسم اعظم با اسماء حسنی الهی با برتری اسم اعظم بر سایر اسماء حسنای الهی تبیین شده است:{{عربی|اندازه=150%|«وَ بِأَسْمَائِكَ الْحُسْنَى كُلِّهَا حَتَّى انْتَهَى إِلَى اسْمِكَ الْعَظِيمِ الْأَعْظَمِ الَّذِي فَضَّلْتَهُ عَلَى جَمِيعِ أَسْمَائِكَ أَسْأَلُكَ بِهِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه»}} <ref>وبه تمام نام های زیبا و نیکویت تا منتهی به اسم عظیم بزرگ تر تو می شود مسئلت می کنم همان اسمی که فضیلت دادی به آن بر همهٔ اسم هایت، می خوانم تو را به آن که بر محمد و آلش درود بفرستی؛ مهج الدعوات ص۹۰.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۷]</ref>. | |||
به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]] {{عم}} هفتاد و دو حرف از اسم اعظم عطا گردیده است <ref>کافی ج۱ ص۲۳۰ ح۱.</ref> و ایشان برخوردار کامل از [[علم الکتاب]] طبق آیهٔ قرآن و روایات بیان شده اند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87) منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۷]</ref>. | |||
==اسم اعظم، قرآن، [[کتاب مبین]]== | ==اسم اعظم، قرآن، [[کتاب مبین]]== | ||
| خط ۷۲: | خط ۸۳: | ||
و پیوند [[کتاب مبین]] و اسم اعظم با توجه به کمیت متفاوت بهره مندی [[انبیاء]] از اسم اعظم، مورد تایید قرار می گیرد، همچنان که روایات با کنار هم گزاردن توصیفات مطرح شده در قرآن، از تورات وانجیل و آیات قرآن به کامل بودن قرآن اشاره و آنرا از جهت علم و معرفت بسیار برتر از دیگر کتب آسمانی دانسته تا حدی که قرآن را به فراگیری همه چیز توصیف نموده اند، در حالی توصیف خداوند از سایر کتب به بهره داشتن از بخش و برخی از علم می باشد. | و پیوند [[کتاب مبین]] و اسم اعظم با توجه به کمیت متفاوت بهره مندی [[انبیاء]] از اسم اعظم، مورد تایید قرار می گیرد، همچنان که روایات با کنار هم گزاردن توصیفات مطرح شده در قرآن، از تورات وانجیل و آیات قرآن به کامل بودن قرآن اشاره و آنرا از جهت علم و معرفت بسیار برتر از دیگر کتب آسمانی دانسته تا حدی که قرآن را به فراگیری همه چیز توصیف نموده اند، در حالی توصیف خداوند از سایر کتب به بهره داشتن از بخش و برخی از علم می باشد. | ||
قال الله لموسی {و کتبنا له فی الالواح من کل شیء} فعلمنا ان لم یکتبه لموسی الشیء کله و قال الله لعیسی {لیبین لهم الذی یختلفون فیه} و قال الله لمحمد {{ع}} {و جئنا بک شهیداً علی هولاء و نزلناه علیک الکتاب تبیاناً لکل شیء} | قال الله لموسی {و کتبنا له فی الالواح من کل شیء} فعلمنا ان لم یکتبه لموسی الشیء کله و قال الله لعیسی {لیبین لهم الذی یختلفون فیه} و قال الله لمحمد {{ع}} {و جئنا بک شهیداً علی هولاء و نزلناه علیک الکتاب تبیاناً لکل شیء} | ||
خداوند دربارهٔ موسی گفت: و در الواح [تورات] | خداوند دربارهٔ موسی گفت: و در الواح [تورات] برای او در هر موردی پندی، و برای هر چیزی تفصیلی نگاشتیم، پس فهمیدیم که برای موسی همه چیز را ننگاشته است، وبرای عیسی گفت: تا [خدا] آنچه را در [مورد] آن اختلاف دارند، برای آنان توضیح دهد، ودربارهٔ محمد فرمود: و تو را گواه بر آنان قرار میدهیم! و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز، و مایه [[هدایت]] و رحمت و بشارت برای مسلمانان است. | ||
از جانب دیگر دربارهٔ اسم اعظم و بهرهٔ [[انبیاء]] از آن از [[امام صادق]] {{ع}} روایت شده: | از جانب دیگر دربارهٔ اسم اعظم و بهرهٔ [[انبیاء]] از آن از [[امام صادق]] {{ع}} روایت شده: | ||
ان [[عیسی بن مریم]] اعطی حرفین کان یعمل بهما و اعطی موسی اربعة احرف و اعطی [[ابراهیم]] ثمانیة احرف و اعطی نوح خمسة و عشرین حرفاً و ان الله تعالی جمع ذلک کله لمحمد {{صل}} و ان اسم الله الاعظم ثلاثة و سبعون حرفا اعطی محمد {{صل}} اثنین و سبعین حرفا و حجب عنه حرف واحد. | ان [[عیسی بن مریم]] اعطی حرفین کان یعمل بهما و اعطی موسی اربعة احرف و اعطی [[ابراهیم]] ثمانیة احرف و اعطی نوح خمسة و عشرین حرفاً و ان الله تعالی جمع ذلک کله لمحمد {{صل}} و ان اسم الله الاعظم ثلاثة و سبعون حرفا اعطی محمد {{صل}} اثنین و سبعین حرفا و حجب عنه حرف واحد. | ||
| خط ۹۷: | خط ۱۰۸: | ||
پس از این مقدمات که بصورت بسیار فشرده ذکر شد، مرحوم علامه به تبیین اسم اعظم می پردازند و با تشبیه اسماء حسنی الهی از جهتی به هرمی که در پایین آن چند اسمی است که دربالای هر اسمی اسم دیگری است که از آن وسیع تر و عمومی تراست تا اینکه به برترین و بزرگترین اسم های خداوند که که به تنهایی تمامی حقائق اسماء را شامل است، و حقایق مختلف همگی در تحت آن قرار دارد منتهی می شود، می نویسد: این اسم همان اسمی است که آنرا اسم اعظم می نامیم. | پس از این مقدمات که بصورت بسیار فشرده ذکر شد، مرحوم علامه به تبیین اسم اعظم می پردازند و با تشبیه اسماء حسنی الهی از جهتی به هرمی که در پایین آن چند اسمی است که دربالای هر اسمی اسم دیگری است که از آن وسیع تر و عمومی تراست تا اینکه به برترین و بزرگترین اسم های خداوند که که به تنهایی تمامی حقائق اسماء را شامل است، و حقایق مختلف همگی در تحت آن قرار دارد منتهی می شود، می نویسد: این اسم همان اسمی است که آنرا اسم اعظم می نامیم. | ||
و در بیان رابطهٔ مقدمات مذکور و اسم اعظم می گوید: | و در بیان رابطهٔ مقدمات مذکور و اسم اعظم می گوید: | ||
معلوم است که اسم هر قدر عمومیتر باشد آثارش در عالم وسیعتر و برکات نازله از ناحیهٔ آن بزرگتر و تمام است، برای اینکه گفتیم آثار، همه از اسماء است، پس عمومیت و | معلوم است که اسم هر قدر عمومیتر باشد آثارش در عالم وسیعتر و برکات نازله از ناحیهٔ آن بزرگتر و تمام است، برای اینکه گفتیم آثار، همه از اسماء است، پس عمومیت و خصوصیتی که در اسماء است بعینه در مقابلش در آثارش می باشد، بنا بر این، اسم اعظم آن اسمی خواهد بود که تمامی آثار منتهی به آن می شود، و هر امری در برابرش خاضع می گردد. | ||
با بیانی که مرحوم علامه از اسم اعظم داشتند می توان نتیجه گرفت که: | با بیانی که مرحوم علامه از اسم اعظم داشتند می توان نتیجه گرفت که: | ||
اشاره به بهره مند ی از هفتاد و دو حرف از هفتاد و سه حرف اسم اعظم در واقع بیانی عمومی و جامع از برخوداری های الهی و معنوی و به تعبیر دیگر میزان ولایت الهی پیامبر و امام می باشد که مجاری این علم و دارای ها، توسط روایات دیگر بیان شده است به عنوان نمونه [[هدایت]] الهی که پیامبر دریافت کننده آن بوده و امام حامل معنی [[هدایت]] و نشان دهندهٔ لفظ هادی پروردگارسبحان است از مجرای پیامبر و توسط شخص حضرت نه بی واسطه و یا وسائط دیگر در اختیار امام قرار گرفته است، البته اسم هادی معنا و مفهوم عامی دارد که مقصود از [[هدایت]] دریافتی از طریق پیامبر همان [[هدایت]] تشریعی و قوانین و حلال و حرام خداوندی است؛ وهمچنین درهر یک از حروفِ اسم اعظم همین برنامه، و مصادر و مجاری تحقق آن اسماء در امام وجود دارد. | اشاره به بهره مند ی از هفتاد و دو حرف از هفتاد و سه حرف اسم اعظم در واقع بیانی عمومی و جامع از برخوداری های الهی و معنوی و به تعبیر دیگر میزان ولایت الهی پیامبر و امام می باشد که مجاری این علم و دارای ها، توسط روایات دیگر بیان شده است به عنوان نمونه [[هدایت]] الهی که پیامبر دریافت کننده آن بوده و امام حامل معنی [[هدایت]] و نشان دهندهٔ لفظ هادی پروردگارسبحان است از مجرای پیامبر و توسط شخص حضرت نه بی واسطه و یا وسائط دیگر در اختیار امام قرار گرفته است، البته اسم هادی معنا و مفهوم عامی دارد که مقصود از [[هدایت]] دریافتی از طریق پیامبر همان [[هدایت]] تشریعی و قوانین و حلال و حرام خداوندی است؛ وهمچنین درهر یک از حروفِ اسم اعظم همین برنامه، و مصادر و مجاری تحقق آن اسماء در امام وجود دارد. | ||
لذا است که مرحوم علامه در ذیل روایتِ معاویة بن عمار از [[امام صادق]] {{ع}} در ذیل جملهٔ " وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ | لذا است که مرحوم علامه در ذیل روایتِ معاویة بن عمار از [[امام صادق]] {{ع}} در ذیل جملهٔ " وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنی فَادْعُوهُ بِها" که امام می فرماید: مائیم به خدا سوگند آن اسماء حسنی که خداوند عمل بندگان را جز با معرفت ما قبول نمیکند. | ||
واین روایت دلالت بر رابطهٔ امام با اسم اعظم می نماید، می نویسد: | واین روایت دلالت بر رابطهٔ امام با اسم اعظم می نماید، می نویسد: | ||
در این روایت،" اسم" به معنای چیزی که دلالت بر چیزی کند گرفته شده، چه اینکه لفظ باشد و چه نباشد، و بنا بر این معنا، [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] {{ع}} اسماء خدا خواهند بود چون دلالت بر خدا میکنند و وسائطی هستند بین او و بین خلقش، و چون آن حضرات در عبودیت به پایهای هستند که جز خدا چیز دیگری ندارند، پس نشان دهنده اسماء خدا و صفات او هم ایشانند. | در این روایت،" اسم" به معنای چیزی که دلالت بر چیزی کند گرفته شده، چه اینکه لفظ باشد و چه نباشد، و بنا بر این معنا، [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] {{ع}} اسماء خدا خواهند بود چون دلالت بر خدا میکنند و وسائطی هستند بین او و بین خلقش، و چون آن حضرات در عبودیت به پایهای هستند که جز خدا چیز دیگری ندارند، پس نشان دهنده اسماء خدا و صفات او هم ایشانند. | ||
| خط ۱۳۲: | خط ۱۴۳: | ||
اگر یکی از ما از علم اسماء و علم روابطی که بین آنها و موجودات عالم است و اقتضائاتی که مفردات آن اسما و مؤلفات آنها دارد بهرهای داشته باشد سر از نظام خلقت و آنچه جاری شده و میشود، در خواهد آورد، و به قوانین کلیای اطلاع پیدا خواهد کرد که بر جزئیاتی که یکی پس از دیگری واقع می شوند منطبق میگردد. | اگر یکی از ما از علم اسماء و علم روابطی که بین آنها و موجودات عالم است و اقتضائاتی که مفردات آن اسما و مؤلفات آنها دارد بهرهای داشته باشد سر از نظام خلقت و آنچه جاری شده و میشود، در خواهد آورد، و به قوانین کلیای اطلاع پیدا خواهد کرد که بر جزئیاتی که یکی پس از دیگری واقع می شوند منطبق میگردد. | ||
در دعای سمات که به مسئله اسماء الهی پرداخته در فقرات ابتدائی آن می خوانیم: | در دعای سمات که به مسئله اسماء الهی پرداخته در فقرات ابتدائی آن می خوانیم: | ||
اللهم إنی أسألک باسمک العظیم الأعظم الأعز الأجل الأکرم الذی إذا دعیت به | اللهم إنی أسألک باسمک العظیم الأعظم الأعز الأجل الأکرم الذی إذا دعیت به علی مغالق أبواب السماء للفتح بالرحمة انفتحت و إذا دعیت به علی مضایق أبواب الأرض للفرج بالرحمة انفرجت و إذا دعیت به علی العسر للیسر تیسرت و إذا دعیت به علی الأموات للنشور انتشرت و إذا دعیت به علی کشف البأساء و الضراء انکشفت. | ||
موضوع ارتباط اسم اعظم و تاثیر آن درحوادث عالم، آن هم در سطحی فراتر از امور جزئی دراین روایت به نمایش در آمده است، و با توجه به اینکه تمام این امور به امرالهی است مشخص می شود که مقصود اسامی تجلی¬گر این امورند که همهٔ آنها را با اسم اعظم می خوانیم. | موضوع ارتباط اسم اعظم و تاثیر آن درحوادث عالم، آن هم در سطحی فراتر از امور جزئی دراین روایت به نمایش در آمده است، و با توجه به اینکه تمام این امور به امرالهی است مشخص می شود که مقصود اسامی تجلی¬گر این امورند که همهٔ آنها را با اسم اعظم می خوانیم. | ||