اسم اعظم: تفاوت میان نسخهها
←مراتب اسم اعظم
| خط ۷۴: | خط ۷۴: | ||
کسانی که اسم اعظم را از سنخ الفاظ نمیدانند، به روایاتی نیز استدلال کردهاند، چنانکه از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است: خدای متعالی اسمی را آفرید که با حروف به صوت نمیآید و با الفاظ تکلّم نمیشود ... <ref>الكافى، ج۱، ص۱۱۲؛ الميزان، ج۸، ص۳۶۳.</ref> و در روایات دیگری آمدهاست که اسم اعظم ۷۳ حرف دارد، برخی پیامبران تعدادی از حروف آن را و [[پیامبر اسلام]]{{صل}} ۷۲ حرف آن را میدانستند و یک حرف آن را خداوند در حجاب قرار داده یا آنکه برای خود برگزیده است<ref>الكافى، ج۱، ص۲۳۰؛ ميزان الحكمه، ج۲، ص۱۳۶۷.</ref> روشن است که مقصود از حروف در این روایات، حروف معمول نیست، زیرا اگر اسماعظم اسمی لفظی بود که با مجموع حروفش بر معنایی دلالت میکرد و دانستن برخی از آن حروف، هیچ سودی برای [[پیامبران]]{{عم}} نداشت <ref>الميزان، ج۸، ص۳۶۶.</ref> و در حجاب بودن حرفی از حروف الفبا، نامعقولبود<ref>رسائل توحيدى، ص۷۵.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶.]</ref>. | کسانی که اسم اعظم را از سنخ الفاظ نمیدانند، به روایاتی نیز استدلال کردهاند، چنانکه از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است: خدای متعالی اسمی را آفرید که با حروف به صوت نمیآید و با الفاظ تکلّم نمیشود ... <ref>الكافى، ج۱، ص۱۱۲؛ الميزان، ج۸، ص۳۶۳.</ref> و در روایات دیگری آمدهاست که اسم اعظم ۷۳ حرف دارد، برخی پیامبران تعدادی از حروف آن را و [[پیامبر اسلام]]{{صل}} ۷۲ حرف آن را میدانستند و یک حرف آن را خداوند در حجاب قرار داده یا آنکه برای خود برگزیده است<ref>الكافى، ج۱، ص۲۳۰؛ ميزان الحكمه، ج۲، ص۱۳۶۷.</ref> روشن است که مقصود از حروف در این روایات، حروف معمول نیست، زیرا اگر اسماعظم اسمی لفظی بود که با مجموع حروفش بر معنایی دلالت میکرد و دانستن برخی از آن حروف، هیچ سودی برای [[پیامبران]]{{عم}} نداشت <ref>الميزان، ج۸، ص۳۶۶.</ref> و در حجاب بودن حرفی از حروف الفبا، نامعقولبود<ref>رسائل توحيدى، ص۷۵.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶.]</ref>. | ||
==مراتب اسم اعظم== | ==مراتب اسم اعظم== | ||
اسم اعظم دارای دو جهت است: غیب و ظهور. از جهت غیب با فیض اقدس و ذات احدیت و هویت غیبیه اتحاد داشته و عین آنهاست و فرق بین آنها فقط به حسب اعتبار است. اسم اعظم از این جهت، در هیچ مرآتی ظاهر نشده و هیچگونه تعینی ندارد<ref>صباح الهدايه، ص۱۵، ۲۱ ـ ۲۲، ۳۳؛ شرح مقدمه قيصرى، ص۶۹۳.</ref>. و پنهان بودن اسم اعظم و برگزیدن آن در [[علم غیب]] نیز فقط به سبب بیتعین بودن آن است که باعث میشود کسی به آن دست نیابد، مگر در صورت فنا و در آن صورت، دیگر نشانی از مخلوق نیست و شاید مقصود از آنچه در برخی روایات آمده که خداوند یک حرف آن را برای خود برگزید، همین معنا باشد<ref>رسائل توحيدى، ص۷۵ ـ ۷۶.</ref>؛ ولی از جهت ظهور، اسم اعظم تجلّی فیض اقدس بوده و خود در همه مراتب اسمایی، تجلّی و ظهور دارد<ref>مصباح الهدايه، ص۱۷، ۳۳؛ شرح مقدمه قيصرى، ص۶۴۶.</ref>،بنابراین، میتوان این دو جهت را دو مرتبه از اسم اعظم دانست<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>. | |||
مرتبه سوم اسم اعظم، حقیقت انسانیه و عین ثابت محمدی{{صل}} است، زیرا عین ثابت محمدی{{صل}} مظهر اسم اعظم و تعین آن است و ظاهر و مظهر یا متعین و تعین، در خارج یکی هستند، گرچه در عقل متفاوتاند<ref>شرح فصوص الحكم، ص۱۱۸، ۱۲۳ ـ ۱۲۴؛ شرح مقدمه قيصرى، ص۶۴۷؛ مصباح الهدايه، ص۷۶.</ref>، چنانکه [[امامان]]{{عم}} نیز به حسب مقام ولایتشان، اسم اعظماند<ref>مصباح الهدايه، ص۷۷ ـ۷۸؛ شرح دعاى سحر، ص۸۶.</ref> به همین اعتبار، شاید بتوان همه عالم را از مراتب اسم اعظم دانست، زیرا آنچه غیر خداست صورت و مظهر حقیقت انسانیه است<ref>شرح فصوص الحكم، ص۱۲۴.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>. | |||
مرتبه چهارم اسم اعظم، مقام اطلاق حقیقت محمّدیه{{صل}} یعنی مقام مشیت «وجود منبسط» است، چنان که از روایت منقول از [[امام صادق]]{{ع}} <ref> الكافى، ج۱، ص۱۱۲.</ref> برخی درباره این مقام، چنین استفاده کردهاند که خداوند اسمی آفرید که همه حدود از آن دور است، حتّی حدّ ماهیت و در حالی که مستور است، مستور نیست؛ یعنی خفای آن بر اثر شدّت ظهور آناست<ref> شرح دعاى سحر، ص۸۷.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>. | |||
مرتبه پنجم اسم اعظم، وجود عنصری [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است که از عالم علم الهی به عالم مُلک نازل شده و آن مجمل حقیقت انسانیه است و جمیع مراتب وجود خارجی در آن منطوی است؛ مانند انطوای عقل تفصیلی در عقل بسیط اجمالی<ref> شرح دعاى سحر، ص۸۶.</ref> پایینترین مرتبهاسم اعظم، اسم اعظم لفظی است. <ref> شرح دعاى سحر، ص۹۳.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>. | |||
==برخورداران از اسم اعظم== | ==برخورداران از اسم اعظم== | ||