←حاملان اسم اعظم
| خط ۸۸: | خط ۸۸: | ||
مرتبه پنجم اسم اعظم، وجود عنصری [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است که از عالم علم الهی به عالم مُلک نازل شده و آن مجمل حقیقت انسانیه است و جمیع مراتب وجود خارجی در آن منطوی است؛ مانند انطوای عقل تفصیلی در عقل بسیط اجمالی<ref> شرح دعاى سحر، ص۸۶.</ref> پایینترین مرتبهاسم اعظم، اسم اعظم لفظی است<ref> شرح دعاى سحر، ص۹۳.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>. | مرتبه پنجم اسم اعظم، وجود عنصری [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است که از عالم علم الهی به عالم مُلک نازل شده و آن مجمل حقیقت انسانیه است و جمیع مراتب وجود خارجی در آن منطوی است؛ مانند انطوای عقل تفصیلی در عقل بسیط اجمالی<ref> شرح دعاى سحر، ص۸۶.</ref> پایینترین مرتبهاسم اعظم، اسم اعظم لفظی است<ref> شرح دعاى سحر، ص۹۳.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>. | ||
==حاملان اسم اعظم== | ==حاملان اسم اعظم== | ||
از آیات و روایات استفاده میشود که برخی از انسانها اسم اعظم را میدانستند؛ ولی مقدار بهرهمندی آنان از این اسم شریف یکسان نبود و هرکس مقدار بیشتری از اسم اعظم نزد او بود، به همان اندازه، قدرت بیشتری برای تصرّف در جهان در اختیار داشت. هر انسان کاملی چون مظهر اسم اعظم است، آن را میداند <ref>تفسير موضوعى، ج۶، ص۲۲۸ ـ۲۳۰.</ref>؛ ولی [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[اهلبیت]]{{عم}} ایشان بیشترین بهرهمندی را از | از آیات و روایات استفاده میشود که برخی از انسانها اسم اعظم را میدانستند؛ ولی مقدار بهرهمندی آنان از این اسم شریف یکسان نبود و هرکس مقدار بیشتری از اسم اعظم نزد او بود، به همان اندازه، قدرت بیشتری برای تصرّف در جهان در اختیار داشت. هر انسان کاملی چون مظهر اسم اعظم است، آن را میداند <ref>تفسير موضوعى، ج۶، ص۲۲۸ ـ۲۳۰.</ref>؛ ولی [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[اهلبیت]]{{عم}} ایشان بیشترین بهرهمندی را از اسم اعظم دارند و از ۷۳ حرف اسم اعظم، ۷۲ حرف آن نزد آنان وجوددارد. <ref>الكافى، ج۱، ص۲۳۰؛ المصباح، ص۳۱۲؛ بحارالانوار، ج۱۴، ص۱۱۳ ـ ۱۱۵.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۷.]</ref>. | ||
در قرآن به برخی از کسانی که اسم اعظم را میدانستند، اشاره شده است<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۷.]</ref>.: | در قرآن به برخی از کسانی که اسم اعظم را میدانستند، اشاره شده است<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۷.]</ref>.: | ||
===[[اهل بیت|اهل بیت پیامبر]]{{عم}}<ref>الكافى، ج۱، ص۲۳۰؛ بحارالانوار، ج۱۴، ص۱۱۳ ـ ۱۱۵.</ref>=== | ===[[اهل بیت|اهل بیت پیامبر]]{{عم}}<ref>الكافى، ج۱، ص۲۳۰؛ بحارالانوار، ج۱۴، ص۱۱۳ ـ ۱۱۵.</ref>=== | ||
در آیه ۴۳ سوره رعد از کسی یاد شده که همه علم کتاب نزد اوست: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}﴾}}<ref> کسی که دانش کتاب نزد اوست؛ سوره رعد، آیه ۴۳.</ref> براساس روایات، مقصود این آیه [[امیرمؤمنان]]{{ع}} و پس از او بقیه [[اهلبیت]]{{عم}} هستند<ref>نورالثقلين، ج۲، ص۵۲۱ ـ۵۲۴.</ref> کسی که علم کتاب نزد او باشد، اسم اعظم را نیز دارد، زیرا [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی فرموده است: نزد [[سلیمان]]{{ع}} فقط یک حرف از اسم اعظم بود؛ ولی نزد [[علی]]{{ع}} تمام علم کتاب وجود داشت <ref>نورالثقلين، ج۲، ص ۵۲۴.</ref> نیز در آیه ۴۰ سوره نمل آمده است که نزد [[آصف بن برخیا]] بخشی از علم کتاب بود که آن بخش در احادیثی به یک حرف از اسم اعظم تفسیر شده است<ref>الكافى، ج۱، ص۲۳۰.</ref> در روایات دیگری، علم [[آصف بن برخیا]] در مقایسه با علم [[امامان]]{{عم}} که دارای همه علم کتاب بودند، مانند قطرهای در برابر دریا دانسته شده است<ref>نورالثقلين، ج۲، ص۵۲۲.</ref> از مقایسهای که در اینگونه روایات بین علم کتاب و حرفی از اسم اعظم شده، به دست میآید که علم کتاب شامل اسم اعظم نیز میشود<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۷.]</ref>. | |||
===[[آدم]]{{ع}}<ref>المصباح، ص۳۱۲.</ref>=== | |||
خداوند همه اسمای الهی را به [[آدم]]{{ع}} آموخت و او مظهر اسم اعظم خدا بود<ref>تفسير موضوعى، ج۶، ص۲۳۱ ـ۲۳۳.</ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا }}﴾}} <ref> و همه نامها را به آدم آموخت؛ سوره بقره، آیه ۳۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۸.]</ref>. | |||
===[[آصف بن برخیا]]{{ع}}=== | |||
به وی یک حرف از اسم اعظم داده شده بود که با آن یک حرف توانست کمتر از چشم برهم زدنی، تخت ملکه یمن را از یمن به شام، نزد [[سلیمان]]{{ع}}آورد<ref>الكافى، ج۱، ص۲۳۰؛ نورالثقلين، ج۴، ص۸۸ ـ۹۰.</ref>:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ }}﴾}}<ref>آن که دانشی از کتاب آسمانی با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم؛ سوره نمل، آیه ۴۰.</ref>. از [[ابن عباس]] نقل شده که [[آصف بن برخیا]] تخت بلقیس را با ذکر «یا حی یا قیوم» احضار کرد<ref>مجمع البيان، ج۲، ص۶۹۶؛ ج۷، ص۳۴۹.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۸.]</ref>. | |||
در | === [[عیسی]]{{ع}}=== | ||
او میتوانست مردگان را زنده کند و کورمادرزاد و شخص مبتلا به بیماری پیسی را شفا دهد. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالَ رَبِّ أَنَّىَ يَكُونُ لِي غُلامٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ قَالَ كَذَلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاء }}﴾}}<ref>گفت: پروردگارا! در حالی که سالمندی در من پیش رفته و همسرم نازا است، چگونه مرا فرزندی میتواند بود؟ فرمود: چنین است، خداوند هرچه را بخواهد به انجام میرساند؛ سوره آل عمران، آیه ۴۰.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ}}﴾}}<ref> یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده میساختی و در آن میدمیدی و به اذن من پرنده میشد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا میدادی و هنگامی که با اذن من مرده را از گور برمیخیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از آزار تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهانها ی روشن آوردی و کافران از ایشان گفتند: این کارها جز جادویی آشکار نیست؛ سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref> براساس برخی روایات، [[عیسی]]{{ع}}به سبب برخورداری از اسم اعظم میتوانست این اعمال را انجام دهد<ref>الكافى، ج۱، ص۲۳۰؛ بحارالانوار، ج۴، ص۲۱۱؛ ميزان الحكمه، ج۲، ص۱۳۶۷.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۸.]</ref>. | |||
=== [[بلعم بن باعورا]]=== | |||
در قرآن، داستان شخصی بیان شده که خداوند آیات خویش را به او داد؛ ولی وی خود را از آنها تهی ساخت. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِيَ آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ }}﴾}}<ref> و خبر آن کسی را برای آنان بخوان که (دانش) آیات خویش را بدو ارزانی داشتیم اما او از آنها کناره گرفت و شیطان در پی او افتاد و از گمراهان شد؛ سوره اعراف، آیه ۱۷۵.</ref>. طبق برخی روایات این شخص، بلعم بن باعورا مردی از [[بنی اسرائیل]] بود که اسم اعظم به او عطا شده بود و هرگاه با آن دعا میکرد دعایش مستجاب میشد؛ ولی بر اثر پیروی از [[فرعون]] و دشمنی با [[موسی]]{{ع}}اسم اعظم را ازدست داد<ref>مجمع البيان، ج۴، ص۷۶۸؛ بحارالانوار، ج۱۳، ص۳۷۷.</ref>در روایات به افراد دیگری نیز اشاره شده که اسم اعظم را میدانستند؛ مانند: [[نوح]]، [[ابراهیم]]،[[موسی]]<ref>الكافى، ج۱، ص۲۳۰؛ المصباح، ص۳۱۲.</ref>، [[یعقوب]]<ref>بحارالانوار، ج۹۰، ص۲۲۶.</ref>، [[خضر]]<ref>بحارالانوار، ج۹۰، ص۲۳۲.</ref>، [[یوشع بن نون]]<ref>بحارالانوار، ج۹۰، ص۲۲۵.</ref>: و [[غالب قطّان]] یکی از اجداد [[رسول خدا]]{{صل}}<ref>بحارالانوار، ج۹۰، ص۲۲۶.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۸.]</ref>. | |||
==برخورداران از اسم اعظم== | ==برخورداران از اسم اعظم== | ||