بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
== علی رضا کمره ای== | |||
===امّ الکتاب؛ منبع ازلی قرآن=== | |||
یکی از پرسشها دربارة کتابهای آسمانی، به ویژه قرآن، این است که جایگاه اصلی کتابهای آسمانی کجاست؟ و حقیقت آنها را در کجا باید جستوجو کرد؟ در اینجا به این پرسش در دستگاه عرفانی پاسخ داده میشود و روشن میگردد که اولین ویژگی وحی رسالی داشتن منبعی ازلی است. | |||
الف. صقع ربوبی؛ جایگاه اصلی حقیقت قرآن: | |||
از یک نظر در نظام هستیشناسی ابن عربی، قوس نزول با حرکت «حبی» آغاز میگردد. آغاز حرکت «حبی» از علم ذاتی حضرت حق از جهت احدیت و وحدت حقیقیه به سمت مرتبة الوهیت است: «میلاً من استحقاق ذاتی إلی استحقاق إلهی لطلب المألوه.»243 | |||
در ادامه، حرکت حبی از مرتبة الوهیت و عدم وجود خارجی عالم- که همان اعیان ثابت هستند که در سکون به سر میبرند - به طرف وجود خارجی عالم است تا خود را به نحو وجودی شهود کنند. به دیگر سخن، حرکت حبی از علم، کلیت و اجمال، به طرف عین، جزئیت و تفصیل میرود. ابن عربی برای تثبیت حرکت حبی، به ظاهر حدیث قدسی «من گنجی پنهان بودم. دوست داشتم که شناخته شوم ...» استناد میکند.244 | |||
در این حرکت حبی، نفس رحمانی اسمای الهی را به ظهور میرساند. نفس رحمانی ابتدا در حضرت الوهیت، با ایجاد اعیان ثابت، اسمای الهی را به ظهور رساند و سپس آنها را از کانال اعیان ثابت، با ایجاد مظاهر و آثار خارجی آنها متجلّی نمود تا بدین طریق گرفتگی اسمای الهی را بر طرف کند.245 | |||
از سوی دیگر، قرآن - که هویتی کلامی دارد - به وزان انسان کامل جامع، جملگی حقایق الهی و کونی است.246 از این رو، قرآن به حسب حقیقت، با انسان کامل یکی است. «الإنسان الکلی علی الحقیقة هو القرآن العزیز... ولکل حق حقیقة و حقیقة القرآن الإنسان»247 | |||
به دلیل این همسنگی و هموزنی در حقیقت، همانگونه که نظام هستی انسان کبیر است،248 قرآن کبیر نیز هست. «فالوجود کلّه حروف و کلمات و سور و آیات؛ فهو القرآن الکبیر.»249 | |||
بنابراین، خلق و خوی پیامبر اکرم (ص) قرآنی است و هر دو از طرف خداوند متعال به عظمت توصیف شدهاند و هر یک از امّت حضرت ختمی بخواهد رسول الله (ص) را ببیند، کافی است به قرآن نگاه کند؛ زیرا تفاوتی بین این دو نیست.250 | |||
بر اساس جهت اول، جایگاه اصلی حقیقت قرآن را باید در صقع ربوبی جستوجو کرد و بر اساس جهت دوم، این همانی حقیقت قرآن و انسان کامل به دست میآید. حال با توجه به اینکه انسان کامل نیز جامع جملگی اسمای الهی و کونی است،251 باید در علم ذاتی تفصیلی حضرت حق و مرتبة الوهیت، به دنبال جایگاه اصلی حقیقت قرآن و انسان کامل باشیم، و چون در حضرت الوهیت، تنها اسم الله جامع جملگی اسمای الهی است،252 از همین رو، در صقع ربوبی، انسان کامل و حقیقت قرآن عین ثابت و مظهر علمی اسم الله است که جامع جملگی اعیان است. قیصری این مطلب را به تصریح بیان میکند: «قد مرّ أن الاسم «الله» مشتمل علی جمیع الأسماء ... أنّ حقایق العالم فی العلم [در حضرت الوهیت] والعین [در خارج از صقع ربوبی] کلها مظاهر للحقیقة الإنسانیة التی هی مظهر للاسم الله.»253 | |||
از این مطالب، میتوان چنین نتیجه گرفت: چون حرکت حبی از کلیت و اجمال به طرف جزئیت و تفصیل است، در مرتبة الوهیت، ابتدا حقیقت محمّدی و انسان کامل، که عین ثابت اسم جامع «الله» است اسمی که جملگی اسمای الهی را به نحو اندماجی و اجمالی دارد - جملگی اعیان ثابت را به نحو اندماجی و اجمالی نشان میدهد، و سپس این اسم جامع الله است که خود را باز کرده و تمامی اسمای الهی را به نحو تفصیلی در حضرت الوهیت نشان میدهد، و در پی آن، این حقیقت محمّدی است که خود را باز کرده، تمامی اعیان ثابت را به نحو تفصیلی نشان میدهد. همچنین در ادامه و در خارج از صقع ربوبی، همین این حقیقت محمّدی است که جملگی ممکنات - از عقل اول و نفس کل گرفته تا تمامی موجودات مادی - را شامل میشود. پس حقیقت قرآن، که با حقیقت محمّدی یکی است، شرح احوال وجودی و سلوکی پیامبر اکرم (ص) است که در آن، شرح احوال وجودی و سلوکی امّتها نیز قرار دارد، و این مطلب اختصاص به پیامبر اکرم (ص) ندارد، بلکه هر کتاب آسمانی شرح احوال پیامبر خویش و امّت اوست.254 | |||
===این همانی امّ الکتاب و حقیقت قرآن=== | |||
ابن عربی وحی قرآنی را «وحی با واسطه» میداند که جبرئیل آیات قرآن را بر پیامبر اکرم (ص) نازل میکرد، اما آن حضرت با توجه به دو کریمة (و لا تعجل بالقرآن من قبل أن یُقضی إلیک وحیه) (طه: 114) و (لا تحرّک به لسانک لتعجل به) (القیامه: 16) قبل از آنکه وحی آیات قرآن بر او تمام شود، آیات را تلاوت میکرد. ابن عربی این عجله و شتاب رسول خدا (ص) را از نوع «وحی الهامّ» میداند که حضرت حق از طریق وجه خاص و بی واسطه- که جبرئیل هیچ اطلاعی از آن ندارد - به آن حضرت تعلیم میداد، و همچنین او تأدیب بی واسطة خداوند را از این نوع میداند. ابن عربی نهی از این عجله و شتاب را در این دو کریمه، از باب رعایت ادب با جبرئیل میداند.255 بنابراین، پیامبر خاتم (ص) از طریق وجه خاص و بی واسطه قرآن را از منبع اصلی آن دریافت میکرد. | |||
همچنین ابن عربی، با توجه به آیة (یمحو الله ما یشاء و یثبت و عنده أم الکتاب) (الرعد: 39)، محو بعد از کتابت و اثبات آنچه را که حضرت حق بخواهد را از نوع دگرگونی و تغییر در علم الهی نمیداند، بلکه از نوع تغییر و دگرگونی در متعلّق علم میداند. سپس با استفاده از ظهور «عنده»، که اضافه به ضمیر «ه» شده، و سیاق علمی آیه، امّ الکتاب را آن علم پیشین و ذاتی حضرت حق میداند که تغییر و دگرگونی در آن راه ندارد.256 | |||
این ام الکتاب دربردارندة جملگی کتابهای آسمانی است و همانگونه که از اسم جامع «الله» اسمای کلی هفتگانه ظاهر میشود که شامل جملگی اسمای الهی است، از امّ الکتاب نیز آیات هفتگانه ظاهر میگردد که حاوی همة آیات الهی است.257 | |||
بنابراین، ابن عربی- با استناد به ظاهر آیات- حقیقت قرآن در مرتبة «واحدیت» را، به لحاظ جامعیتی که دارد، «امّ الکتاب» مینامد؛ زیرا «ام» جامع هر چیزی است.258 | |||
در نتیجه، امّ الکتاب همان حقیقت و منبع ازلی قرآن و دربردارندة هر چیزی است و به لحاظ جامعیتی که دارد، در حضرت الوهیت و علم پیشین حق، مظهر اسم جامع «الله» میباشد. | |||
===چگونگی حقایق در ام الکتاب=== | |||
چون در قوس نزول، هر قدر به سمت مراتب پایین هستی حرکت شود قیود بیشتر میگردد و بعکس، در قوس صعود، هر قدر به سمت مراتب عالی هستی حرکت شود قیود کمتر میگردد، در مرتبة واحدیت- که مرتبة علم ذاتی حق است- رایحه ای از قیود وجودی به مشام نمیرسد و اسمای کلی و جزئی و به تبع آنها، اعیان ثابت کلی و جزئی وجود علمی دارند. از این رو، قونوی و شارحان فصوصالحکم، مرتبة «واحدیت» را «عالم معانی» نامیدهاند.259 | |||
بنابراین؛ امّ الکتاب- که عین ثابت اسم جامع «الله» است - بدین لحاظ که در عالم معانی است، تنها شامل معنای حقایق و آیات میشود و هیچ لفظی در آن ساحت نیست؛ زیرا لفظ، قید وجودی معناست و به معنا صورت میدهد، و همچنین امّ الکتاب به لحاظ جامعیتی که دارد، معانی حقایق و آیاتِ قرآنی به نحو اندماجی در ساحت آن تقرّر دارند. | |||
بر اساس این مطالب، میتوان نتیجه گرفت که پیامبر اکرم( در عین ثابت خود که اسم جامع «الله» است- امّ الکتاب قرآنی را که به نحو اندماجی و بدون الفاظ است نه فرقانی و تفصیلی یافته است. | |||
منبع: '''[[وحی رسالی از دیدگاه ابنعربی (مقاله)]]''' | |||
حکمت عرفانی » بهار 1391 - شماره 3 (صفحه 107-109) | |||
==ادامه== | |||
شرح مدخل اصلی '''امالکتاب''' هنوز آماده انتشار نیست. | شرح مدخل اصلی '''امالکتاب''' هنوز آماده انتشار نیست. | ||