جز
جایگزینی متن - 'شکوه' به 'شکوه'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==پانویس== {{یادآوری پانویس}} {{پانویس}} +== پانویس == {{پانویس}})) |
جز (جایگزینی متن - 'شکوه' به 'شکوه') |
||
| خط ۱۲۰: | خط ۱۲۰: | ||
*بازتاب [[جنگ بدر]] در [[مکه]] بسیار گستردهتر از [[مدینه]] بود. خبر [[شکست]] [[مشرکان]] را [[حَیْسُمان بن حابس خزاعی]] به [[مکه]] رساند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۳۰۰.</ref>. مکیان نیز همانند [[مردم مدینه]] در اولین برخورد با این رویداد مهم سخن او را به شدت [[انکار]] و او را به [[هزیان گویی]] متهم میکردند. این ناباوری چنان بود که [[صفوان بن امیه]] که در [[حجر اسماعیل]] نشسته بود میگفت: در باره من از او سؤال کنید. پرسیدند: آیا از صفوان خبری داری؟ حیسمان گفت: او در [[حجر اسماعیل]] است؛ ولی [[پدر]] و برادرش را در میان کشته شدگان دیدم<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۳۰۰ ـ ۳۰۲؛ المغازی، ج ۱، ص ۱۲۰.</ref>. | *بازتاب [[جنگ بدر]] در [[مکه]] بسیار گستردهتر از [[مدینه]] بود. خبر [[شکست]] [[مشرکان]] را [[حَیْسُمان بن حابس خزاعی]] به [[مکه]] رساند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۳۰۰.</ref>. مکیان نیز همانند [[مردم مدینه]] در اولین برخورد با این رویداد مهم سخن او را به شدت [[انکار]] و او را به [[هزیان گویی]] متهم میکردند. این ناباوری چنان بود که [[صفوان بن امیه]] که در [[حجر اسماعیل]] نشسته بود میگفت: در باره من از او سؤال کنید. پرسیدند: آیا از صفوان خبری داری؟ حیسمان گفت: او در [[حجر اسماعیل]] است؛ ولی [[پدر]] و برادرش را در میان کشته شدگان دیدم<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۳۰۰ ـ ۳۰۲؛ المغازی، ج ۱، ص ۱۲۰.</ref>. | ||
*چون [[قریش]] به [[مکه]] بازگشت و همه چیز روشن شد [[ابوسفیان]] برای برافروخته نگه داشتن [[خشم]] [[مشرکان]] نسبت به [[مسلمانان]] آنان را از هر گونه [[گریستن]] و [[نوحه]] و مرثیه سرایی بر کشتگان و از هر گونه [[خوشی]] و لذتجویی برحذر داشت<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۲۱، ۱۲۳.</ref>. برخی که نمیتوانستند برای کشته شدگانشان [[عزاداری]] نکنند به بیرون [[مکه]] رفته، در آنجا [[نوحه]] سرایی میکردند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۲۳.</ref>؛ اما وقتی [[کعب بن اشرف]] [[یهودی]] به [[مکه]] آمد و مرثیه سرایی کرد دیگران نیز اشعار او را خوانده، [[گریه و زاری]] را آشکار کردند. [[مکه]] یک ماه در [[غم]] و [[اندوه]] فرو رفته بود و هیچ خانهای نبود مگر اینکه بر کشتگان خود مرثیه میخواند. زنها نیز موهای خود را پریشان کردند. گاه گِرد شتر یا اسب مردی که کشته شده بود به [[نوحه]] خوانی میپرداختند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۲۲ ـ ۱۲۳.</ref>. [[قریش]] بر کشتگان خود اشعار غمانگیز فراوانی سراییده که در کتابهای [[تاریخی]] و ادبی آمده است<ref>العقدالفرید، ج ۳، ص ۳۰۰ ـ ۳۰۱؛ الاغانی، ج ۱، ص ۲۳ ـ ۲۴.</ref>. این [[خشم]] چنان بود که [[عمیر بن وهب جُمَحی]] با [[تشویق]] و [[حمایت]] [[صفوان بن امیه]] [[تصمیم]] به [[کشتن پیامبر]]{{صل}} گرفت؛ ولی چون به [[مدینه]] رسید دستگیر و نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آورده شد. [[پیامبر]]{{صل}} از [[هدف]] او پرسید. او گفت: برای [[آزادی]] اسیری آمدهام؛ اما وقتی [[رسول خدا]]{{صل}} سخنان او و صفوان را فاش ساخت به [[حقانیت]] [[پیامبر]]{{صل}} اعتراف کرد و [[مسلمان]] شد و درخواست کرد تا به [[مکه]] رفته، [[قریش]] را به [[اسلام]] فراخواند. وی پس از کسب اجازه وارد [[مکه]] شد و با [[آگاه]] شدن صفوان و مکیان از [[مسلمان]] شدن او وی را [[نفرین]] کردند. گروه زیادی نیز با سخنان او [[مسلمان]] شدند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۲۵ ـ ۱۲۷.</ref>. | *چون [[قریش]] به [[مکه]] بازگشت و همه چیز روشن شد [[ابوسفیان]] برای برافروخته نگه داشتن [[خشم]] [[مشرکان]] نسبت به [[مسلمانان]] آنان را از هر گونه [[گریستن]] و [[نوحه]] و مرثیه سرایی بر کشتگان و از هر گونه [[خوشی]] و لذتجویی برحذر داشت<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۲۱، ۱۲۳.</ref>. برخی که نمیتوانستند برای کشته شدگانشان [[عزاداری]] نکنند به بیرون [[مکه]] رفته، در آنجا [[نوحه]] سرایی میکردند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۲۳.</ref>؛ اما وقتی [[کعب بن اشرف]] [[یهودی]] به [[مکه]] آمد و مرثیه سرایی کرد دیگران نیز اشعار او را خوانده، [[گریه و زاری]] را آشکار کردند. [[مکه]] یک ماه در [[غم]] و [[اندوه]] فرو رفته بود و هیچ خانهای نبود مگر اینکه بر کشتگان خود مرثیه میخواند. زنها نیز موهای خود را پریشان کردند. گاه گِرد شتر یا اسب مردی که کشته شده بود به [[نوحه]] خوانی میپرداختند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۲۲ ـ ۱۲۳.</ref>. [[قریش]] بر کشتگان خود اشعار غمانگیز فراوانی سراییده که در کتابهای [[تاریخی]] و ادبی آمده است<ref>العقدالفرید، ج ۳، ص ۳۰۰ ـ ۳۰۱؛ الاغانی، ج ۱، ص ۲۳ ـ ۲۴.</ref>. این [[خشم]] چنان بود که [[عمیر بن وهب جُمَحی]] با [[تشویق]] و [[حمایت]] [[صفوان بن امیه]] [[تصمیم]] به [[کشتن پیامبر]]{{صل}} گرفت؛ ولی چون به [[مدینه]] رسید دستگیر و نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آورده شد. [[پیامبر]]{{صل}} از [[هدف]] او پرسید. او گفت: برای [[آزادی]] اسیری آمدهام؛ اما وقتی [[رسول خدا]]{{صل}} سخنان او و صفوان را فاش ساخت به [[حقانیت]] [[پیامبر]]{{صل}} اعتراف کرد و [[مسلمان]] شد و درخواست کرد تا به [[مکه]] رفته، [[قریش]] را به [[اسلام]] فراخواند. وی پس از کسب اجازه وارد [[مکه]] شد و با [[آگاه]] شدن صفوان و مکیان از [[مسلمان]] شدن او وی را [[نفرین]] کردند. گروه زیادی نیز با سخنان او [[مسلمان]] شدند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۲۵ ـ ۱۲۷.</ref>. | ||
*[[مصیبت]] بس سنگین [[بدر]] بر مکیان نه تنها در سال بعد [[جنگ احد]] را در پی داشت، بلکه کینهای در [[دل]] بزرگان [[قریش]] به خصوص [[امویان]] نهاده بود که حتی پس از [[مسلمان]] شدن هرگاه فرصتی دست میداد [[کینه]] خود را به گونههای مختلف آشکار میکردند. در این میان [[اهلبیت پیامبر]] و [[انصار]] بیشتر آماج این [[کینهها]] بودند، چنان که بارها [[امیرمؤمنان]]{{ع}} از [[امویان]] و [[قریش]] | *[[مصیبت]] بس سنگین [[بدر]] بر مکیان نه تنها در سال بعد [[جنگ احد]] را در پی داشت، بلکه کینهای در [[دل]] بزرگان [[قریش]] به خصوص [[امویان]] نهاده بود که حتی پس از [[مسلمان]] شدن هرگاه فرصتی دست میداد [[کینه]] خود را به گونههای مختلف آشکار میکردند. در این میان [[اهلبیت پیامبر]] و [[انصار]] بیشتر آماج این [[کینهها]] بودند، چنان که بارها [[امیرمؤمنان]]{{ع}} از [[امویان]] و [[قریش]] شکوه و به [[ظلم]] و [[دشمنی]] آنان با خود اشاره کرده است<ref>ر.ک: الجمل، ص ۱۲۳ ـ ۱۲۴، ۱۷۱.</ref>. [[عثمان]] نیز با توجه به این نکته به آن [[حضرت]] میگفت: [[گناه]] من چیست که [[قریش]] شما را [[دوست]] ندارند؟ [[دشمنی]] آنان از اینروست که ۷۰ نفر از کسانی را که چون طلا میدرخشیدند کشتید<ref>الجمل، ص ۱۸۶؛ شرح نهج البلاغه، ج ۹، ص ۲۳.</ref>. اوج این [[دشمنی]] در [[واقعه کربلا]] نسبت به [[اهلبیت]]{{عم}} ظاهر شد، چنان که [[یزید]] در اشعار خود صریحاً به انتقامجویی از کشتههای [[بدر]] اعتراف کرد<ref>مقاتل الطالبیین، ص ۸۰؛ بلاغات النساء، ص ۲۱.</ref> و [[ولید بن یزید]] از [[ابنعایشه]] خواست تا این اشعار را با [[غنا]] بخواند<ref>ر.ک: تاریخ طبری، ج ۶، ص ۳۳۷.</ref>؛ همچنین واقعه [[حرّه]] نسبت به [[انصار]] در این راستا بود<ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|مقاله «بدر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۵.</ref>. | ||
==بازتاب جنگ بدر در خارج از حجاز== | ==بازتاب جنگ بدر در خارج از حجاز== | ||