پرش به محتوا

دین: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۴٬۶۲۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۳ دسامبر ۲۰۲۱
خط ۱۶۳: خط ۱۶۳:


دین مجموعه‌ای از [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[احکام شرعی]] است که بر هم اثر می‌گذارند، [[التزام]] به احکام شرعی سبب ساز اخلاق و [[اعتقادات]] الهی است و بالعکس. در همین راستاد چند نمونه از مهمترین تأثیرات دین بر اخلاق عبارتند از: تبیین مفهومی [[ارزش‌های اخلاقی]] و تعیین مصادق آن مانند کیفیت رعایت [[عدالت]] میان [[زن]] و مرد. همچنین در جهت دهی [[توحیدی]] به اخلاق و تأکید بر غایت‌گرایی و دستیابی به [[کمالات انسانی]] که [[تقرب]] الهی است. علاوه بر اینکه [[اعتقاد]] به [[خداوند]] و جاوادنگی و [[معاد]] مستلزم [[مسؤولیت]] در [[رفتار]] است که نوعی ضمانت اجرایی برای اخلاق است<ref>فتحعلی، مقاله اخلاق هنجاری، ص۹؛ مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص۱۹۸؛ ملکیان، جزوه تقابل اخلاق دینی و اخلاق سکولار، ص۹۹ و ۱۱۵؛ ایزوتسو، خدا و انسان در قرآن، ص۳۰۲؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۱، ص۱۵۵؛ مجتبوی، اخلاق در فرهنگ اسلامی، ص۳ ـ ۲.</ref>. <ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۲۱ ـ ۲۲۳.</ref>
دین مجموعه‌ای از [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[احکام شرعی]] است که بر هم اثر می‌گذارند، [[التزام]] به احکام شرعی سبب ساز اخلاق و [[اعتقادات]] الهی است و بالعکس. در همین راستاد چند نمونه از مهمترین تأثیرات دین بر اخلاق عبارتند از: تبیین مفهومی [[ارزش‌های اخلاقی]] و تعیین مصادق آن مانند کیفیت رعایت [[عدالت]] میان [[زن]] و مرد. همچنین در جهت دهی [[توحیدی]] به اخلاق و تأکید بر غایت‌گرایی و دستیابی به [[کمالات انسانی]] که [[تقرب]] الهی است. علاوه بر اینکه [[اعتقاد]] به [[خداوند]] و جاوادنگی و [[معاد]] مستلزم [[مسؤولیت]] در [[رفتار]] است که نوعی ضمانت اجرایی برای اخلاق است<ref>فتحعلی، مقاله اخلاق هنجاری، ص۹؛ مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص۱۹۸؛ ملکیان، جزوه تقابل اخلاق دینی و اخلاق سکولار، ص۹۹ و ۱۱۵؛ ایزوتسو، خدا و انسان در قرآن، ص۳۰۲؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۱، ص۱۵۵؛ مجتبوی، اخلاق در فرهنگ اسلامی، ص۳ ـ ۲.</ref>. <ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۲۱ ـ ۲۲۳.</ref>
در هویت‌یابی "[[اخلاق دینی]]"، آنچه اهمیت دارد، شمول [[دین]] بر [[اخلاق]] به عنوان رابطه جزء و کل و ارگانیک میان آنهاست؛ زیرا [[دین]] شامل [[اعتقادات]]، [[اخلاق]] و [[احکام]] می‌‌شود که اقسام سه‌گانه، از [[حدیث]] [[معروف]] [[نبوی]] به خوبی مستقصی و هویداست، آنجا که فرمودند: "همانا [[علم]] سه چیز است: [[آیه]] محکم، فریضه عادله و [[سنت]] پابرجا"<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ}}؛ کلینی، کافی، ج۱، ص۳۲.</ref>. این سه رکن، همان [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[احکام شرعی]] است، که همه خود را درون [[خانواده]] [[دین]]، می‌‌یابند و برهم اثر می‌‌گذارند؛ مثلاً [[التزام]] به [[احکام شرعی]] سبب‌ساز [[اخلاق]] و اعتقاداتی [[الهی]] خواهد بود و بالعکس در موارد مشابه<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۱۹-۲۲۰.</ref>.
===تاثیرات [[دین]] بر [[اخلاق]]===
آنچه در این بحث مهم است، "تأثیرات [[دین]] بر [[نظام اخلاقی]]" است که در غیر این صورت، نمی‌توان وجه ممیزه روشنی میان [[اخلاق دینی]] و سکولار برشمرد. اهم این کار کردها که در این تحقیق مورد نظرند، یکی به جنبه [[تبیین]] مفاهیم [[اخلاقی]] ناظر است و دیگری به آسمانی و مینوی شدن [[فضائل]]، و در آخر تحقق عملی [[ارزش‌های اخلاقی]] به مدد [[دین]] است که این سه بر هم ترتب منطقی دارند؛ زیرا [[فهم]] درست مفاهیم به مدد [[دین]] بوده، و به مبدأ بازمی‌گردد. پس از ایضاح مفهومی، نوبت ارتقای ارزشی آنهاست که با رنگ گرفتن از [[خداوند]] به عنوان مبدأ هستی تحقق می‌‌یابد، و دست آخر، مسئله ضمانت [[اخروی]] مطرح است، که آن حرکت به مقصد و [[قیامت]] است<ref>جهت مطالعه تأثیر مباحث اعتقادی و کلامی بر آموزه‌های اخلاقی، بنگرید به: دو مقاله از مؤلف با عناوین، «ابعاد هویت‌یابی نظام اخلاقی دین با تأکید بر جنبه‌های کارکردگرایی»، اندیشه نوین دینی، زمستان ۱۳۹۰ و «تأثیر دو باور اعتقادی توحید و معاد بر اخلاق در نهج‌البلاغه»، پژوهش‌نامه اخلاق، بهار ۱۳۹۰.</ref>.
اهم تأثیرات [[دین]] بر [[اخلاق]] عبارت است از<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۰.</ref>.:
====[[تبیین]] مفهومی [[ارزش‌های اخلاقی]]====
[[فهم]] درست [[آموزه‌های اخلاقی]] در دو پرده، مخاطبان را با ابهام و [[شبهه]] روبه‌رو خواهد نمود: یکی در پرده "[[کشف]]" که به [[مقام]] ثبوت و واقع مربوط است و دیگری در پرده "[[فهم]]" که به [[مقام]] اثبات و تحقق ناظر است. در هر دوی آنها، اگر [[همکاری]] و رازگشایی [[دین]] نباشد، می‌‌تواند به نسبیت در [[اخلاق]] بینجامد.
مراد از "مبادی تصوری" یا "ایضاح مفهومی"، آن است که [[درک]] دقیق، کامل، شفاف و پایدار از مفاهیم [[اخلاقی]] در برخی موارد، به منبعی [[حکیم]] و [[قادر]] و ثابت، سرمد و بی‌طرف [[نیازمند]] است<ref>فتحعلی، مقاله اخلاق هنجاری، ص۹.</ref>؛ زیرا [[عقل]] تنها می‌‌تواند، مفاهیم کلّی را درباره رابطه میان [[افعال]] اختیاری و کمال نهایی به دست آورد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۰.</ref>.
این مفاهیم کلّی برای تعیین مصادیق [[دستورات]] [[اخلاقی]] بسنده نمی‌کند، مثلاً [[عقل]] می‌‌فهمد [[عدل]] نیکوست؛ اما اینکه "[[عدل]]" در هر مورد چه اقتضایی دارد، و چگونه [[رفتاری]] در هر مورد عادلانه است، روشن نیست؛ مانند بحث [[حقوق]] [[زن]] و مرد در یکسان بودن یا تفاوت<ref>مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص۱۹۸.</ref>.
همچنین [[صدق]] برخی از گزاره‌های [[دینی]] و مذهبی، راه [[فهم]] مابه اتصاف [[افعال]] به اوصاف [[اخلاقی]] است؛ زیرا اگر [[خداوند]] خوبی یک فعل را به ما نگوید، ما خود نمی‌فهمیم که این فعل از [[افعال]] خوب است یا بد، و این در [[مقام]] اثبات و تشخیص مصادیق است؛ یعنی [[مقام]] [[فهم]] ما از واقعیات<ref>ملکیان، جزوه تقابل اخلاق دینی و اخلاق سکولار، ص۹۹ و ۱۱۵.</ref> به تعبیر اسلام‌پژوه [[معروف]]، توشیهکو ایزوتسوکه تحقیقات فراوانی درباره [[اسلام]] به انجام رسانده، [[قرآن]]، مفاهیم [[اخلاقی]] را از ساخت [[اجتماعی]] و انسانی آن، به تراز [[دینی]] می‌‌رساند. در این روند، ساحت تصور و فرمول، هنوز درست همان است که قبلاً بوده است؛ مثلاً درخصوص [[شکر]] در ایام [[جاهلی]] می‌‌گفتند، هرگز در مقابل [[نعمت]]، [[ناسپاسی]] مکن؛ ولی اکنون [[قرآن]] در تراز بلندتر و والاتری که رابطه میان [[خدا]] و [[انسان]] است، این مفاهیم را به کار می‌‌برد. در اینجا دیگر [[نعمت الهی]] در کار است که در برابر آن [[شکرگزاری]] می‌‌کند، یا کفران می‌‌ورزد<ref>ایزوتسو، خدا و انسان در قرآن، ص۳۰۲.</ref>.
در هر صورت، با توجه به ناقص بودن قوای حسی و [[عقلی]] [[بشر]] در تشخیص سره از ناسره، به خصوص در مسائل و موارد اختلافی، مانند رعایت [[عدالت]] میان [[زن]] و مرد، نقش [[دین]]، به عنوان تعیین‌کننده گزینه درست و مسیر صحیح، دارای اهمیت فراوانی است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۱.</ref>.
====جهت‌دهی [[توحیدی]] به [[اخلاق]]====
"[[اخلاق دینی]]"، در هدف‌گذاری خود، به دنبال [[فتح]] آخرین قله‌ای است که [[انسان]] متخلق و [[متعبد]] می‌‌تواند به آن دست بیابد که در [[ادبیات]] [[دینی]]، از آن به وصول و [[تقرب]] [[الهی]] یاد می‌‌کنند. درحقیقت [[انسان]] [[دین‌دار]]، اصول [[اخلاقی]] را با رویکرد شریعت‌باوری وصول به [[حق]] پایبند است.
یکی از نیازهای [[اخلاق]] به [[دین]] از آن روست که هیچ فعل اختیاری و آگاهانه [[انسان]] بدون [[غایت]] نیست، و نمی‌تواند باشد. کارهای [[اخلاقی]] نیز از این قاعده مستثنا نیست. از سوی دیگر [[ارزش]] [[اخلاقی]] [[کارها]] به [[ارزش]] [[غایت]] آنها وابسته است. هر چه این غایات ارزشمندتر باشد، [[ارزش]] [[اخلاقی]] آنها بیشتر خواهد بود<ref>فتحعلی، مقاله اخلاق هنجاری، ص۹.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۱.</ref>.
کی‌یرکگور، با تقسیم ساحت‌های وجودی [[انسان]] به ساحت‌های احساسی، [[اخلاقی]] و [[دینی]]، [[اخلاق دینی]] را ساحتی می‌‌داند که [[انسان]] در آن، در بالاترین درجه هستی قرار دارد. او همچنین تأکید دارد که صرف بودن در حوزه [[اخلاق]] کافی نیست؛ بلکه باید در حوزه [[اخلاق دینی]] باشیم<ref>وال، نگاهی به پدیدار‌شناسی و فلسفه‌های هست بودن، ص۱۳۵ - ۱۳۲.</ref>.
با بررسی [[آیات قرآن]]<ref>آیاتی مانند: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}} «بی‌گمان پرهیزگاران در بوستان‌ها و (کنار) جویبارانند
در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۴-۵۵؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}} «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶؛ {{متن قرآن|وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنْتَهَى}} «و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست» سوره نجم، آیه ۴۲؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ}} «ای انسان! بی‌گمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشنده‌ای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.</ref>، تاکید بر غایت‌گرایی و تلاش برای دستیابی به [[کمالات انسانی]]، به عنوان [[هدف]] نهایی، به وضوح مشهود است. در [[حقیقت]]، [[تقرب]] خداوندی را [[برترین]] [[نعمت]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] به حساب می‌‌آورد. لذا [[قرآن]] بعد از اینکه می‌‌گوید: {{متن قرآن|جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ}}؛ می‌‌گوید: {{متن قرآن|رِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ}}<ref>«و خشنودی خداوند (از همه اینها) برتر است» سوره توبه، آیه ۷۲.</ref>. این، همان مکتبی است که درصدد معرفی [[انسان کامل]] و به تعبیر [[قرآن]]، [[نفس]] مطمئنه است که داخل شدن در سلک [[بندگان]] خاص [[خدا]]، [[پاداش]] او به حساب می‌‌آید و متنعم شدن به [[رضوان]] [[الهی]] در مقابل جنت و [[فردوس]] [[بهشت]] اکبر است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۲.</ref>.
==== ضمانت اجرایی [[اخروی]]====
اگر [[اعتقاد]] به [[معاد]] نباشد، [[دلیل]] اساسی برای اجتناب افراد [[بشر]] از [[پیروی]] [[هوا و هوس]] وجود نخواهد داشت<ref>طباطبایی، المیزان، ج۱۱، ص۱۵۵.</ref>. ازاین‌رو، [[اعتقاد]] به وجود [[خدا]] و جاودانی [[نفس]] مستلزم [[مسئولیت]] در [[رفتار]] است<ref>مجتبوی، اخلاق در فرهنگ اسلامی، ص۳ - ۲.</ref>.
سخن [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نمونه‌ای روشن از [[احادیث]] فراوان [[معصومین]]{{عم}} دراین‌باره است: "[[بندگان خدا]]! از روزی بترسید که [[اعمال]] و [[رفتار]] [[انسان]] وارسی می‌‌شود؛ روزی که پر از تشویش و [[اضطراب]] است و [[کودکان]] در آن روز پیر می‌‌گردند... در [[قیامت]] با [[نیکوکار]] و [[بدکار]] یکسان [[رفتار]] نمی‌شود و به تناسب رفتارشان، به [[نعمت]] یا [[عذاب]] دچار می‌‌شوند"<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۱۵۷.</ref> یا: "آن‌کس که از بازگشت خود به [[قیامت]] [[آگاه]] باشد، [[خیانت]] و [[نیرنگ]] ندارد"<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۴۱.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۲.</ref>.
خلاصه آنکه [[باور]] به [[قیامت]] و [[معاد]] به صورت خاص از ضمانت‌های مهم در انجام دادن فعل خوب و ترک کارهای بد [[اخلاقی]] است. مسئله [[ثواب]] و [[عقاب]] برای [[نیکوکاران]] و بدکاران، ثبت و ضبط تمام [[اعمال]] انسانی، اعم از صغیره و کبیره و [[نظارت]] [[الهی]] بر آنها از تضمین‌های روی آوردن [[مکلفین]] به سمت نیکی‌هاست؛ تا جایی که نزدیک یک‌سوم [[آیات قرآن]] [[مجید]] متضمن مسئله [[مرگ]] و [[معاد]] است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۳.</ref>.


==[[زبان دین]]==
==[[زبان دین]]==
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش