دین: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
====نسبت با مذهب==== | ====نسبت با مذهب==== | ||
====نسبت با تدین==== | ====نسبت با تدین==== | ||
{{همچنین|دینداری}} | |||
==دین در | ==دین در قرآن== | ||
{{اصلی|دین در قرآن}} | |||
واژه دین ۹۱ بار در قرآن به کار رفته است؛ ۶۱ بار در معنای اصطلاحی و در مورد ادیان بر [[حق]]، ادیان [[تحریف]] شده و ادیان بشری به کار رفته است: {{متن قرآن|يَا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}}<ref>«ای فرزندان من! خداوند برای شما این دین را برگزیده است پس، جز در فرمانبرداری (از او) از این جهان نروید» سوره بقره، آیه ۱۳۲.</ref> یک بار در ترکیب «[[یوم]] الدین» به معنای [[کیفر]] و [[پاداش]]؛ {{متن قرآن|يَسْأَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ}}<ref>«میپرسند: روز پاداش و کیفر چه هنگام است؟» سوره ذاریات، آیه ۱۲.</ref>و ۱۲ بار به معنای [[طاعت]] و [[انقیاد]] به کار رفته است؛ {{متن قرآن|وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}}<ref>«او را در حالی که دین را برای وی ناب میسازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز میگردید» سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref>. | واژه دین ۹۱ بار در قرآن به کار رفته است؛ ۶۱ بار در معنای اصطلاحی و در مورد ادیان بر [[حق]]، ادیان [[تحریف]] شده و ادیان بشری به کار رفته است: {{متن قرآن|يَا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}}<ref>«ای فرزندان من! خداوند برای شما این دین را برگزیده است پس، جز در فرمانبرداری (از او) از این جهان نروید» سوره بقره، آیه ۱۳۲.</ref> یک بار در ترکیب «[[یوم]] الدین» به معنای [[کیفر]] و [[پاداش]]؛ {{متن قرآن|يَسْأَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ}}<ref>«میپرسند: روز پاداش و کیفر چه هنگام است؟» سوره ذاریات، آیه ۱۲.</ref>و ۱۲ بار به معنای [[طاعت]] و [[انقیاد]] به کار رفته است؛ {{متن قرآن|وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}}<ref>«او را در حالی که دین را برای وی ناب میسازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز میگردید» سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref>. | ||
| خط ۶۹: | خط ۷۰: | ||
# برخی دیگر علت پیدایش دین را [[جهل و نادانی]] [[بشر]] عنوان کرده و معتقدند عدم [[علم]] به علل وقوع حوادث سبب پروراندن علت ماورائی برای اینگونه حوادث شده و چنین علتهایی در قالب دین عنوان میشود<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۱۹. </ref>. | # برخی دیگر علت پیدایش دین را [[جهل و نادانی]] [[بشر]] عنوان کرده و معتقدند عدم [[علم]] به علل وقوع حوادث سبب پروراندن علت ماورائی برای اینگونه حوادث شده و چنین علتهایی در قالب دین عنوان میشود<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۱۹. </ref>. | ||
# [[اندیشمندان اسلامی]] معتقدند دین مولد [[فطرت آدمی]] است، به این بیان که [[فطرت انسانها]] نسبت به آنچه [[پیغمبران]] عرضه داشتهاند، نه تنها بیتفاوت نیست، بلکه آموزههای [[پیامبران]] همان چیزی است که اقتضای آن در [[سرشت]] و ذات [[انسانها]] وجود دارد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۱۹. </ref>. | # [[اندیشمندان اسلامی]] معتقدند دین مولد [[فطرت آدمی]] است، به این بیان که [[فطرت انسانها]] نسبت به آنچه [[پیغمبران]] عرضه داشتهاند، نه تنها بیتفاوت نیست، بلکه آموزههای [[پیامبران]] همان چیزی است که اقتضای آن در [[سرشت]] و ذات [[انسانها]] وجود دارد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۱۹. </ref>. | ||
=== [[علل پیدایش دین]] === | |||
== | ==نقش دین== | ||
{{اصلی|نقش دین}} | |||
===جایگاه و نقش دین در زندگی انسان== | |||
[[بشر]] احتیاجاتی دارد که رفع آنها فقط در گرو بهرهمندی از دین است. دین، هم خواستۀ انسان است و هم تأمین کنندۀ خواستههای اوست و هم پشتوانه [[قانون]] و [[اخلاق]] در [[جامعه]] است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۱۶-۲۱۷؛ سبحانی، الالهیات، ج ۱ ص۱۷؛ فرهنگ شیعه، ص۲۴۷.</ref>. در عین حال درباره جایگاه دین سه نظریه مطرح است: | [[بشر]] احتیاجاتی دارد که رفع آنها فقط در گرو بهرهمندی از دین است. دین، هم خواستۀ انسان است و هم تأمین کنندۀ خواستههای اوست و هم پشتوانه [[قانون]] و [[اخلاق]] در [[جامعه]] است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۱۶-۲۱۷؛ سبحانی، الالهیات، ج ۱ ص۱۷؛ فرهنگ شیعه، ص۲۴۷.</ref>. در عین حال درباره جایگاه دین سه نظریه مطرح است: | ||
#کسانی که به جهت محدودیتآور بودن دین، مخالف هستند و دین را مزاحم [[حیات]] [[شیطانی]] میدانند. | #کسانی که به جهت محدودیتآور بودن دین، مخالف هستند و دین را مزاحم [[حیات]] [[شیطانی]] میدانند. | ||
| خط ۱۱۸: | خط ۱۲۲: | ||
[[دین اسلام]] آخرین و [[کاملترین دین آسمانی]] است که [[پیامبر]] آن، حضرت محمدبن عبدالله{{صل}} و مخاطب همۀ جهانیاناند<ref>{{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ}}«این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست» سوره یوسف، آیه ۱۰۴.</ref>. لازمۀ [[خاتمیت]] دین، [[جاودانگی]] آن است<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۲۴۹.</ref>. [[اسلام]]، آیینی [[فطری]] است و با [[سنت]] [[تکوین]] و [[نظام آفرینش]] همراه است<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۱۸۲.</ref>. [[شرط ایمان]]، اسلام است، اما اسلام، [[اعتقاد]] غیر [[راسخ]] است و [[ایمان]]، اعتقاد راسخ. [[اسلام]] تنها [[اعتقاد به توحید]] و [[نبوت]] و [[معاد]] است؛ ولی ایمان، [[پایبندی]] عملی است که [[ولایت]] را نیز در بردارد و مایه [[سعادت اخروی]] است<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۲۴۸ ـ ۲۵۰.</ref>. | [[دین اسلام]] آخرین و [[کاملترین دین آسمانی]] است که [[پیامبر]] آن، حضرت محمدبن عبدالله{{صل}} و مخاطب همۀ جهانیاناند<ref>{{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ}}«این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست» سوره یوسف، آیه ۱۰۴.</ref>. لازمۀ [[خاتمیت]] دین، [[جاودانگی]] آن است<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۲۴۹.</ref>. [[اسلام]]، آیینی [[فطری]] است و با [[سنت]] [[تکوین]] و [[نظام آفرینش]] همراه است<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۱۸۲.</ref>. [[شرط ایمان]]، اسلام است، اما اسلام، [[اعتقاد]] غیر [[راسخ]] است و [[ایمان]]، اعتقاد راسخ. [[اسلام]] تنها [[اعتقاد به توحید]] و [[نبوت]] و [[معاد]] است؛ ولی ایمان، [[پایبندی]] عملی است که [[ولایت]] را نیز در بردارد و مایه [[سعادت اخروی]] است<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۲۴۸ ـ ۲۵۰.</ref>. | ||
===دین خاتم=== | |||
{{اصلی|دین پیامبر خاتم}} | |||
==== [[جامعیت دین]] ==== | |||
==== [[کمال دین]] ==== | |||
==ادیان غیر الهی== | ==ادیان غیر الهی== | ||
| خط ۲۳۴: | خط ۲۴۴: | ||
درباره تحلیل معنای شناختی صفات خبریه [[خداوند]] بین [[متکلمان اسلامی]] [[اختلاف]] وجود دارد؛ نظریه رایج [[اهل سنت]] ظاهرگرایانه و به دور از هرگونه [[تأویل]] است که در نهایت به [[تشبیه]] و تجسیم میانجامد. از این رو برخی از [[علمای اسلامی]] مانند [[شیخ صدوق]] به [[الهیات]] سلبی یعنی [[نفی]] صفات ضد از خداوند روی آوردند. ولی دیدگاه غالب [[شیعه]] اشتراک [[معنوی]] در صفات ذات و فعل است از این رو [[صفات خبری]] را تأویل میکنند، [[معتزله]] هم قائل به تأویل است ولی درباره رابطه ذات و صفات [[سکوت]] میکند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۲۹ ـ ۲۳۴.</ref>. | درباره تحلیل معنای شناختی صفات خبریه [[خداوند]] بین [[متکلمان اسلامی]] [[اختلاف]] وجود دارد؛ نظریه رایج [[اهل سنت]] ظاهرگرایانه و به دور از هرگونه [[تأویل]] است که در نهایت به [[تشبیه]] و تجسیم میانجامد. از این رو برخی از [[علمای اسلامی]] مانند [[شیخ صدوق]] به [[الهیات]] سلبی یعنی [[نفی]] صفات ضد از خداوند روی آوردند. ولی دیدگاه غالب [[شیعه]] اشتراک [[معنوی]] در صفات ذات و فعل است از این رو [[صفات خبری]] را تأویل میکنند، [[معتزله]] هم قائل به تأویل است ولی درباره رابطه ذات و صفات [[سکوت]] میکند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۲۹ ـ ۲۳۴.</ref>. | ||
== [[آموزههای دینی]] == | |||
== [[نیاز بشر به دین]] == | |||
== [[ترویج دین]] == | |||
== منابع == | == منابع == | ||