اسم اعظم: تفاوت میان نسخهها
←معناى تعليم اسم اعظم
| خط ۱۱۲: | خط ۱۱۲: | ||
==حقیقت دعا به اسم اعظم== | ==حقیقت دعا به اسم اعظم== | ||
*اجابت دعایی که خداوند وعده آن را در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ}}﴾}} <ref> چون مرا بخواند دعای او را پاسخ میدهم؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۶.</ref> داده است، بر دعا و طلب حقیقی و اینکه دعا و طلب از خداوند نه غیر او بوده باشد، توقف دارد، بنابراین کسی که از هر سببی منقطع شده و برای حاجتی به پروردگارش متصل بشود، همانا به اسم مناسب با حاجتش متصل گردیده است، پس اسم به حقیقتش تأثیر گذاشته و دعایش مستجاب میشود، و این حقیقت دعا به اسم میباشد، و به حسب حال اسمی که داعی به سوی آن منقطع شده، حال تأثیر از حیث عموم و خصوص تحقق مییابد، و اگر این اسم اعظم باشد هر چیزی برای حقیقت آن منقاد گردیده و دعای کسی که به این اسم خدا را خوانده به صورت اطلاق مستجاب میشود. بنابر این آنچه از روایات و ادعیه در این باب وارد شده، باید بر این حقیقت حمل شود، نه بر اسم لفظی یا مفهوم آن <ref>(المیزان، ج۸، ص ۳۵۶.</ref>. دعوت خداوند به اسم اعظم یا اسم دیگر به آن است که داعی در آن اسم فانی شود، و سپس خاصیت اسم در او ظاهر و دعا مستجاب گردد... و اسم اعظم دارای خاصیت همه اسما است که امامان{{عم}} وقتی بدان اسم، خدا را میخواندند و بدان متحقق می شدند هر معجزهای را اظهار میکردند؛ از مرده زنده کردن و شفا دادن بیماران و خرق قواعد طبیعت و همان میشد که میخواستند<ref>(دمع السجوم، پاورقی، ص ۲۹۸.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | *اجابت دعایی که خداوند وعده آن را در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ}}﴾}} <ref> چون مرا بخواند دعای او را پاسخ میدهم؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۶.</ref> داده است، بر دعا و طلب حقیقی و اینکه دعا و طلب از خداوند نه غیر او بوده باشد، توقف دارد، بنابراین کسی که از هر سببی منقطع شده و برای حاجتی به پروردگارش متصل بشود، همانا به اسم مناسب با حاجتش متصل گردیده است، پس اسم به حقیقتش تأثیر گذاشته و دعایش مستجاب میشود، و این حقیقت دعا به اسم میباشد، و به حسب حال اسمی که داعی به سوی آن منقطع شده، حال تأثیر از حیث عموم و خصوص تحقق مییابد، و اگر این اسم اعظم باشد هر چیزی برای حقیقت آن منقاد گردیده و دعای کسی که به این اسم خدا را خوانده به صورت اطلاق مستجاب میشود. بنابر این آنچه از روایات و ادعیه در این باب وارد شده، باید بر این حقیقت حمل شود، نه بر اسم لفظی یا مفهوم آن <ref>(المیزان، ج۸، ص ۳۵۶.</ref>. دعوت خداوند به اسم اعظم یا اسم دیگر به آن است که داعی در آن اسم فانی شود، و سپس خاصیت اسم در او ظاهر و دعا مستجاب گردد... و اسم اعظم دارای خاصیت همه اسما است که امامان{{عم}} وقتی بدان اسم، خدا را میخواندند و بدان متحقق می شدند هر معجزهای را اظهار میکردند؛ از مرده زنده کردن و شفا دادن بیماران و خرق قواعد طبیعت و همان میشد که میخواستند<ref>(دمع السجوم، پاورقی، ص ۲۹۸.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | ||
== | ==معنای تعلیم اسم اعظم== | ||
*معنای یاد دادن اسمی از اسما، یا چیزی از اسم اعظم بر یکی از پیامبران، یا یکی از بندگان این است که برای او راه انقطاع به سوی خداوند متعال را به واسطه این اسمش در دعا و مسئلتش بگشاید، پس اگر در اینجا اسم لفظیای بود و برای آن مفهومی باشد، این، تنها بدان منظور است که الفاظ و معانی آنها وسایل و اسبابو هستند که به واسطه آنها حقایق به نوعی حفظ میشوند <ref>المیزان، ج۸، ص ۳۵۶.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | |||
*بنابراین میتوان گفت الفاظ همه اسمای حسنای خداوند متعال، به ویژه اسم اعظم در حوادث عالم وجود، مؤثرند، اما در حدّ اعداد، و تلفظ نمودن این اسما با انقطاع تام به مسمای آنها نفس متلفظِ به آنها را برای رسیدن به خواسته خود از ناحیه فاعل تام آماده میکند<ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | |||
حاصل آن | *حاصل آن که: حقیقت دعا به اسم اعظم، انقطاع از هر سببی غیر از خداوند، و اتصال به پروردگار است. و تعلیم اسم اعظم، یعنی گشودن راه انقطاع به سوی خداوند. و لفظ اسم اعظم در حدّ معدّ تأثیر دارد، و در روایات به لفظ دعا به اسم اعظم و تکلم به اسم اعظم تعبیر آورده شده است <ref>(بصائر الدرجات، ص ۲۱۷، ح۱؛ ص ۲۱۹، ح۳.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | ||
و | |||
و لفظ اسم اعظم در حدّ معدّ | |||
==حاملان اسم اعظم== | ==حاملان اسم اعظم== | ||