بحث:غیب مطلق چیست و مصداقهای آن کداماند؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۵۵
، ۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۸←سید مرتضی حسینی شاهرودی
| خط ۹: | خط ۹: | ||
==سید مرتضی حسینی شاهرودی== | ==سید مرتضی حسینی شاهرودی== | ||
مفاتیح [[غیب]] را ثمره تجلی ذات برای ذات دانستهاند؛ «کونه وجوداً و نوراً و حضوراً و شهوداً.» [3] به تعبیر دیگر، علم ذاتی حق تعالی و مقام احدیت و تعین اول، مبدأ همه کثرات است، چون این علم است که مقتضی اموری است که عبارت است از: | مفاتیح [[غیب]] را ثمره تجلی ذات برای ذات دانستهاند؛ «کونه وجوداً و نوراً و حضوراً و شهوداً.» [3] به تعبیر دیگر، علم ذاتی حق تعالی و مقام احدیت و تعین اول، مبدأ همه کثرات است، چون این علم است که مقتضی اموری است که عبارت است از: | ||
:::::#تجلی حق لذاته، توجه به کنه غیب هویّت وجود و به تعبیر دیگر، مقتضی ظهور است. | |||
:::::#وجدان کمالات ذات یا وجود ذات. | |||
:::::#اظهار کمالات. | |||
:::::#مشاهده کمالات ظهور یافته در کثرات. | |||
با توجه به این تجلی علمی ذات برای ذات و لوازم و نتایج آن، مفاتیح غیب را علم، وجود، نور و شهود دانستهاند. | ::::::با توجه به این تجلی علمی ذات برای ذات و لوازم و نتایج آن، مفاتیح غیب را علم، وجود، نور و شهود دانستهاند. "علم همان ظهور و عدم غیبت ذات نسبت به ذات است و وجود، وجدان و دارایی ذات نسبت به جمع حقایق مندمجه در آن است و نور، اظهار ذات نسبت به حق مندمجه در آن است و شهود، حضور ذات نسبت به آن حقایق و مشاهده آن حقایق نسبت به ذات میباشد"[4] | ||
این مفاتیح که اسمای اول نیز خوانده میشوند، اسماء تعین اول است و در واقع اسمایی که مجرای فیض الهی، واسطه فتح ابواب مخازن و وسیله آگاهی به اسرار عوالمند، مفاتیح الغیب نام دارد. | ::::::این مفاتیح که اسمای اول نیز خوانده میشوند، اسماء تعین اول است و در واقع اسمایی که مجرای فیض الهی، واسطه فتح ابواب مخازن و وسیله آگاهی به اسرار عوالمند، مفاتیح الغیب نام دارد. از نظر برخی از فلاسفه، هر علتی مفتاح معلول است، چنانکه [[ابن سینا]] بدان تصریح کرده است. از نظر او "خداوند سبحان از طریق احاطه بر این علل است که فتح ابواب عالم امکان را آغاز کرده و بر اسرار نهان آن آگاه گشته است"[5] حاصل آنکه، هویّت مطلقه قطع نظر از هرگونه تعینی، ذات اقدس حق تعالی است. اولین تعین او، علم به ذات است که نتیجه آن، وجدان کمالات ذات است و نتیجه آن نیز اظهار کمالات و بالاخره نتیجه آن، حضور کمالات متکثره نزد او و شهود آنهاست. "این سه تعین اخیر را واجبیت، موجبیت و مفیضیت نیز نامیدهاند"[6] | ||
از نظر برخی از فلاسفه، هر علتی مفتاح معلول است، چنانکه ابن سینا بدان تصریح کرده است. از نظر او | ::::::'''نکاتی درباره مفاتیح غیب''': ۱. «و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو»، مفاتیح غیب خاص حق تعالی است و هیچکس بدان آگاهی و دسترسی ندارد، زیرا عالم الغیب اوست و غیب را بر کسی آشکار نمیسازد مگر کسی که مورد تجلی ذاتی حق تعالی قرار گرفته باشد؛ «عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً الا من ارتضی من رسول فانه یسلک من بین یدیه و من خلفه رصداً».(جن/26،27) ۲. مفاتیح غیب داخل در اسم اول و باطن است، چنانکه مفاتیح شهادت داخل در اسم آخر و ظاهر است. منظور از شهادت و اسماء مربوط به شهادت مطلق، عالم حس و ظاهر مطلق است و گاهی اعم از عالم شهادت مطلق است، چون عوالم عقول نسبت به حضرت علمیه شهادتند و نسبت به عالم محسوس که شهادت مطلق است، غیبند.[7] ۳. اعیان ثابته، ظهور اسمای الهیاند، چنانکه اسمای الهی باطن اعیان ثابتهاند. به همین خاطر، مفاتیح غیب مبدأ ظهور اسمایی است و ظهور اسمایی، مبدأ ظهور اعیان ثابته است. ۴. نکتهای که از گذشته باید یادآوری کنیم این است که اسمای افعال بر چند دسته است: الف. اسمایی که حکومت ازلی و ابدی دارند و دوره حکومت و سلطنت و ظهور و تجلیشان پایانی ندارد، چنانکه آغازی نداشته است و پیوسته در تجلی بوده و هستند و خواهند بود. مانند اسمایی که بر ارواح مقدسه و نفوس ملکیه و نیز اسمایی که حاکم بر آنچه که محکوم به زمان نیست، هستند، مانند مبدعات که خارج از افق زمانند. ب. اسمایی که حکومت آنها ازلی نیست، ولی ابدی است. مانند اسمایی که دور حکومتشان آخرت است. از آنجا که آخرت پایانناپذیر است و اهل آن مخلّدند، اسمای حاکم بر آن ابدیاند ولی ازلی نیستند، زیرا آغاز دور آخرت، پایان دور دنیاست. ج. اسمایی که نه ازلیاند و نه ابدی. مانند اسمای حاکم بر موجودات زمانی و اسمای حاکم بر نشئه دنیا. چنین اسمایی منقطع الاول و الآخر هستند. این اسماء منقطع، پس از پایان دوره حکومت و ظهورشان، یا بهطور کلی به غیب مطلق میپیوندند و یا تحت سیطره اسم حاکم دیگری که سیطره آنها تامتر و گستردهتر است، قرار میگیرند. [8] | ||
حاصل آنکه، هویّت مطلقه قطع نظر از هرگونه تعینی، ذات اقدس حق تعالی است. اولین تعین او، علم به ذات است که نتیجه آن، وجدان کمالات ذات است و نتیجه آن نیز اظهار کمالات و بالاخره نتیجه آن، حضور کمالات متکثره نزد او و شهود آنهاست. | |||
منظور از شهادت و اسماء مربوط به شهادت مطلق، عالم حس و ظاهر مطلق است و گاهی اعم از عالم شهادت مطلق است، چون عوالم عقول نسبت به حضرت علمیه شهادتند و نسبت به عالم محسوس که شهادت مطلق است، غیبند.[7] | |||