بحث:غیب مطلق چیست و مصداق‌های آن کدام‌اند؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۸: خط ۸:


==سید مرتضی حسینی شاهرودی==
==سید مرتضی حسینی شاهرودی==
::::::مفاتیح [[غیب]] را ثمره تجلی ذات برای ذات دانسته‌اند؛{{عربی|اندازه=150%|« کونه وجوداً و نوراً و حضوراً و شهوداً‏ »}}<ref>شرح مقدمه قیصری، همان، ص۲۴۷.</ref>. به تعبیر دیگر، علم ذاتی حق تعالی و مقام احدیت و تعین اول، مبدأ همه کثرات است، چون این علم است که مقتضی اموری است که عبارت است از:
::::::مفاتیح [[غیب]] را ثمره تجلی ذات برای ذات دانسته‌اند؛{{عربی|اندازه=150%|« کونه وجوداً و نوراً و حضوراً و شهوداً‏ »}}<ref>شرح مقدمه قیصری، سید جلال‌الدین آشتیانی، ص۲۴۷.</ref>. به تعبیر دیگر، علم ذاتی حق تعالی و مقام احدیت و تعین اول، مبدأ همه کثرات است، چون این علم است که مقتضی اموری است که عبارت است از:
:::::#تجلی حق لذاته، توجه به کنه غیب هویّت وجود و به تعبیر دیگر، مقتضی ظهور است.
:::::#تجلی حق لذاته، توجه به کنه غیب هویّت وجود و به تعبیر دیگر، مقتضی ظهور است.
:::::#وجدان کمالات ذات یا وجود ذات.
:::::#وجدان کمالات ذات یا وجود ذات.
:::::#اظهار کمالات.
:::::#اظهار کمالات.
:::::#مشاهده کمالات ظهور یافته در کثرات.
:::::#مشاهده کمالات ظهور یافته در کثرات.
::::::با توجه به این تجلی علمی ذات برای ذات و لوازم و نتایج آن، مفاتیح غیب را علم، وجود، نور و شهود دانسته‌اند. "علم همان ظهور و عدم غیبت ذات نسبت به ذات است و وجود، وجدان و دارایی ذات نسبت به جمع حقایق مندمجه در آن است و نور، اظهار ذات نسبت به حق مندمجه در آن است و شهود، حضور ذات نسبت به آن حقایق و مشاهده آن حقایق نسبت به ذات می‌باشد"<ref>تحریر تمهید القواعد، همان، ص۴۲۸.</ref>.
::::::با توجه به این تجلی علمی ذات برای ذات و لوازم و نتایج آن، مفاتیح غیب را علم، وجود، نور و شهود دانسته‌اند. "علم همان ظهور و عدم غیبت ذات نسبت به ذات است و وجود، وجدان و دارایی ذات نسبت به جمع حقایق مندمجه در آن است و نور، اظهار ذات نسبت به حق مندمجه در آن است و شهود، حضور ذات نسبت به آن حقایق و مشاهده آن حقایق نسبت به ذات می‌باشد"<ref>تحریر تمهید القواعد، عبدالله جوادی آملی، ص۴۲۸.</ref>.
::::::این مفاتیح که اسمای اول نیز خوانده می‌شوند، اسماء تعین اول است و در واقع اسمایی که مجرای فیض الهی، واسطه فتح ابواب مخازن و وسیله آگاهی به اسرار عوالمند، مفاتیح الغیب نام دارد. از نظر برخی از فلاسفه، هر علتی مفتاح معلول است، چنان‌که [[ابن سینا]] بدان تصریح کرده است. از نظر او "خداوند سبحان از طریق احاطه بر این علل است که فتح ابواب عالم امکان را آغاز کرده و بر اسرار نهان آن آگاه گشته است"<ref>تحریر تمهید القواعد، همان، ص۱۴۸، ۴۲۸.</ref>. حاصل آن‌که، هویّت مطلقه قطع نظر از هرگونه تعینی، ذات اقدس حق تعالی است. اولین تعین او، علم به ذات است که نتیجه آن، وجدان کمالات ذات است و نتیجه آن نیز اظهار کمالات و بالاخره نتیجه آن، حضور کمالات متکثره نزد او و شهود آن‌هاست. "این سه تعین اخیر را واجبیت، موجبیت و مفیضیت نیز نامیده‌اند <ref>تحریر تمهید القواعد، همان، ص۴۲۸.</ref>.
::::::این مفاتیح که اسمای اول نیز خوانده می‌شوند، اسماء تعین اول است و در واقع اسمایی که مجرای فیض الهی، واسطه فتح ابواب مخازن و وسیله آگاهی به اسرار عوالمند، مفاتیح الغیب نام دارد. از نظر برخی از فلاسفه، هر علتی مفتاح معلول است، چنان‌که [[ابن سینا]] بدان تصریح کرده است. از نظر او "خداوند سبحان از طریق احاطه بر این علل است که فتح ابواب عالم امکان را آغاز کرده و بر اسرار نهان آن آگاه گشته است"<ref>تحریر تمهید القواعد، عبدالله جوادی آملی، ص۱۴۸، ۴۲۸.</ref>. حاصل آن‌که، هویّت مطلقه قطع نظر از هرگونه تعینی، ذات اقدس حق تعالی است. اولین تعین او، علم به ذات است که نتیجه آن، وجدان کمالات ذات است و نتیجه آن نیز اظهار کمالات و بالاخره نتیجه آن، حضور کمالات متکثره نزد او و شهود آن‌هاست. "این سه تعین اخیر را واجبیت، موجبیت و مفیضیت نیز نامیده‌اند <ref>تحریر تمهید القواعد، عبدالله جوادی آملی، ص۴۲۸.</ref>.
::::::'''نکاتی درباره مفاتیح [[غیب]]''':
::::::'''نکاتی درباره مفاتیح [[غیب]]''':
:::::#{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| [[با توجه به آیه ۵۹ سوره انعام چگونه علم غیب غیر از خدا ثابت می‌شود؟ (پرسش)|وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ]] }}﴾}} <ref> و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ هیچ کس جز او آنها را نمی‌داند؛ سوره انعام، آیه:۵۹.</ref>، زیرا عالم الغیب اوست و غیب را بر کسی آشکار نمی‌سازد مگر کسی که مورد تجلی ذاتی حق تعالی قرار گرفته باشد؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}﴾}}<ref>او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند. جز فرستاده‌ای را که بپسندد؛ سوره جن، آیه:۲۶ - ۲۷.</ref>.
:::::#{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| [[با توجه به آیه ۵۹ سوره انعام چگونه علم غیب غیر از خدا ثابت می‌شود؟ (پرسش)|وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ]] }}﴾}} <ref> و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ هیچ کس جز او آنها را نمی‌داند؛ سوره انعام، آیه:۵۹.</ref>، زیرا عالم الغیب اوست و غیب را بر کسی آشکار نمی‌سازد مگر کسی که مورد تجلی ذاتی حق تعالی قرار گرفته باشد؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}﴾}}<ref>او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند. جز فرستاده‌ای را که بپسندد؛ سوره جن، آیه:۲۶ - ۲۷.</ref>.
:::::#مفاتیح غیب داخل در اسم اول و باطن است، چنان‌که مفاتیح شهادت داخل در اسم آخر و ظاهر است. منظور از شهادت و اسماء مربوط به شهادت مطلق، عالم حس و ظاهر مطلق است و گاهی اعم از عالم شهادت مطلق است، چون عوالم عقول نسبت به حضرت علمیه شهادتند و نسبت به عالم محسوس که شهادت مطلق است، غیب‌اند <ref>شرح مقدمه قیصری، همان، ص۲۶۱-۲۶۲.</ref>.
:::::#مفاتیح غیب داخل در اسم اول و باطن است، چنان‌که مفاتیح شهادت داخل در اسم آخر و ظاهر است. منظور از شهادت و اسماء مربوط به شهادت مطلق، عالم حس و ظاهر مطلق است و گاهی اعم از عالم شهادت مطلق است، چون عوالم عقول نسبت به حضرت علمیه شهادتند و نسبت به عالم محسوس که شهادت مطلق است، غیب‌اند <ref>شرح مقدمه قیصری، سید جلال‌الدین آشتیانی، ص۲۶۱-۲۶۲.</ref>.
:::::#اعیان ثابته، ظهور اسمای الهی‌اند، چنان‌که اسمای الهی باطن اعیان ثابته‌اند. به همین خاطر، مفاتیح غیب مبدأ ظهور اسمایی است و ظهور اسمایی، مبدأ ظهور اعیان ثابته است.  
:::::#اعیان ثابته، ظهور اسمای الهی‌اند، چنان‌که اسمای الهی باطن اعیان ثابته‌اند. به همین خاطر، مفاتیح غیب مبدأ ظهور اسمایی است و ظهور اسمایی، مبدأ ظهور اعیان ثابته است.  
:::::#نکته‌ای که از گذشته باید یادآوری کنیم این است که اسمای افعال بر چند دسته است: '''الف‌.''' اسمایی که حکومت ازلی و ابدی دارند و دوره حکومت و سلطنت و ظهور و تجلی‌شان پایانی ندارد، چنان‌که آغازی نداشته است و پیوسته در تجلی بوده و هستند و خواهند بود. مانند اسمایی که بر ارواح مقدسه و نفوس ملکیه و نیز اسمایی که حاکم بر آن‌چه که محکوم به زمان نیست، هستند، مانند مبدعات که خارج از افق زمانند. '''ب‌.''' اسمایی که حکومت آن‌ها ازلی نیست، ولی ابدی است. مانند اسمایی که دور حکومتشان آخرت است. از آن‌جا که آخرت پایان‌ناپذیر است و اهل آن مخلّدند، اسمای حاکم بر آن ابدی‌اند ولی ازلی نیستند، زیرا آ‎غاز دور آخرت، پایان دور دنیاست. '''ج‌.''' اسمایی که نه ازلی‌اند و نه ابدی. مانند اسمای حاکم بر موجودات زمانی و اسمای حاکم بر نشئه دنیا. چنین اسمایی منقطع الاول و الآخر هستند. این اسماء منقطع، پس از پایان دوره حکومت و ظهورشان، یا به‌طور کلی به غیب مطلق می‌پیوندند و یا تحت سیطره اسم حاکم دیگری که سیطره آن‌ها تام‌تر و گسترده‌تر است، قرار می‌گیرند<ref>شرح مقدمه قیصری، فصوص، همان، ص۱۵.</ref>.
:::::#نکته‌ای که از گذشته باید یادآوری کنیم این است که اسمای افعال بر چند دسته است: '''الف‌.''' اسمایی که حکومت ازلی و ابدی دارند و دوره حکومت و سلطنت و ظهور و تجلی‌شان پایانی ندارد، چنان‌که آغازی نداشته است و پیوسته در تجلی بوده و هستند و خواهند بود. مانند اسمایی که بر ارواح مقدسه و نفوس ملکیه و نیز اسمایی که حاکم بر آن‌چه که محکوم به زمان نیست، هستند، مانند مبدعات که خارج از افق زمانند. '''ب‌.''' اسمایی که حکومت آن‌ها ازلی نیست، ولی ابدی است. مانند اسمایی که دور حکومتشان آخرت است. از آن‌جا که آخرت پایان‌ناپذیر است و اهل آن مخلّدند، اسمای حاکم بر آن ابدی‌اند ولی ازلی نیستند، زیرا آ‎غاز دور آخرت، پایان دور دنیاست. '''ج‌.''' اسمایی که نه ازلی‌اند و نه ابدی. مانند اسمای حاکم بر موجودات زمانی و اسمای حاکم بر نشئه دنیا. چنین اسمایی منقطع الاول و الآخر هستند. این اسماء منقطع، پس از پایان دوره حکومت و ظهورشان، یا به‌طور کلی به غیب مطلق می‌پیوندند و یا تحت سیطره اسم حاکم دیگری که سیطره آن‌ها تام‌تر و گسترده‌تر است، قرار می‌گیرند<ref>شرح مقدمه قیصری، سید جلال‌الدین آشتیانی، ص۱۵.</ref>.


http://www.tahour.net/content/view/167/31/
http://www.tahour.net/content/view/167/31/
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش