پرش به محتوا

ویژگی‌های علم غیب خدا چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
ربات: جایگزینی خودکار متن (-}} {{پاسخ پرسش +}} {{پاسخ پرسش )
جز (جایگزینی متن - '\ه\s=\s(.*)\]\]\]\] \:\:\:\:\:\:' به 'ه = $1 | پاسخ = ')
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-}} {{پاسخ پرسش +}} {{پاسخ پرسش ))
خط ۲۹: خط ۲۹:
::::::بنابراین امور غیبی بر دو گونه است. غیب مطلق و آن اموری است که انسان توانایی احاطه علمی بر آن را ندارد و غیب نسبی اموری است که انسان قدرت احاطه بر آن را دارد. اما بدلیل این که شرایط بر او آماده نشده است فعلاً از او غایب است. از بیان علامه به‌دست می‌آید که انسان می‌تواند به اموری که لباس حد و اندازه به خود پوشیده‌اند احاطه علمی پیدا کنند و همه آن امور بر او مشهود و او بر همه شاهد باشد»<ref>[http://lib.eshia.ir/50081/7/179 المیزان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۱۷۹.]</ref>.
::::::بنابراین امور غیبی بر دو گونه است. غیب مطلق و آن اموری است که انسان توانایی احاطه علمی بر آن را ندارد و غیب نسبی اموری است که انسان قدرت احاطه بر آن را دارد. اما بدلیل این که شرایط بر او آماده نشده است فعلاً از او غایب است. از بیان علامه به‌دست می‌آید که انسان می‌تواند به اموری که لباس حد و اندازه به خود پوشیده‌اند احاطه علمی پیدا کنند و همه آن امور بر او مشهود و او بر همه شاهد باشد»<ref>[http://lib.eshia.ir/50081/7/179 المیزان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۱۷۹.]</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۲.آیت‌الله مغنیه؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۲.آیت‌الله مغنیه؛
خط ۴۲: خط ۴۱:
:::::#نوعی که تمام مردم را از آن باخبر می‌کند؛ نظیر برانگیخته شدن و جمع شدن مردم در روز قیامت و بهشت و دوزخ. بر این اساس، مراد از این که غیب تنها در نزد خدا و از آن خداست، آن است که نه از طریق تجربه می‌توان از غیب آگاهی پیدا کرد، نه از طریق عقل و نه از هیچ راه دیگر، بلکه تنها از طریق وحی الهی می‌توان غیب را دانست؛ و او بر حسب آنچه حکمت و نیاز مردم اقتضا کند، هر یک از پیامبرانش را که بخواهد از غیب خود آگاه می‌کند و پیامبر او هم به نوبه خود مردم را از این غیب، همان طور که از خدا دریافت کرده، باخبر می‌سازد. بنابراین، خبر دادن پیامبر از غیب، دانستن غیب نیست، بلکه نقل غیب است از کسی که غیب می‌داند و تفاوت میان منبع علم و نقل از این منبع زیاد است؛ زیرا اولی اصل و دومی فرع است. و نیز فرق است میان کسی که به طور مستقیم از منبع علم نقل می‌کند و کسی که از این ناقل نقل می‌کند: {{متن قرآن|قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}}<ref>«گفتند: منزهی تو. ما را جز آنچه خود به ما آموخته‌ای دانشی نیست. تویی دانای حکیم».سوره بقره آیه۳۲.</ref>»<ref>[http://www.ghadeer.org/Book/230/31378 تفسیر کاشف ج۳].</ref>.
:::::#نوعی که تمام مردم را از آن باخبر می‌کند؛ نظیر برانگیخته شدن و جمع شدن مردم در روز قیامت و بهشت و دوزخ. بر این اساس، مراد از این که غیب تنها در نزد خدا و از آن خداست، آن است که نه از طریق تجربه می‌توان از غیب آگاهی پیدا کرد، نه از طریق عقل و نه از هیچ راه دیگر، بلکه تنها از طریق وحی الهی می‌توان غیب را دانست؛ و او بر حسب آنچه حکمت و نیاز مردم اقتضا کند، هر یک از پیامبرانش را که بخواهد از غیب خود آگاه می‌کند و پیامبر او هم به نوبه خود مردم را از این غیب، همان طور که از خدا دریافت کرده، باخبر می‌سازد. بنابراین، خبر دادن پیامبر از غیب، دانستن غیب نیست، بلکه نقل غیب است از کسی که غیب می‌داند و تفاوت میان منبع علم و نقل از این منبع زیاد است؛ زیرا اولی اصل و دومی فرع است. و نیز فرق است میان کسی که به طور مستقیم از منبع علم نقل می‌کند و کسی که از این ناقل نقل می‌کند: {{متن قرآن|قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}}<ref>«گفتند: منزهی تو. ما را جز آنچه خود به ما آموخته‌ای دانشی نیست. تویی دانای حکیم».سوره بقره آیه۳۲.</ref>»<ref>[http://www.ghadeer.org/Book/230/31378 تفسیر کاشف ج۳].</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۳. آیت‌الله مکارم شیرازی؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۳. آیت‌الله مکارم شیرازی؛
خط ۵۰: خط ۴۸:
::::::«منظور از اختصاص [[علم غیب]] به خدا [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم ذاتی و استقلالی]] است، بنابراین دیگران مستقلًا هیچ‏‌گونه آگاهی از غیب ندارند، و هرچه دارند از ناحیه خدا است، با الطاف و عنایت او است، و جنبه تبعی دارد. شاهد این جمع آیه ۲۶ سوره جن است، که می‏‌گوید: {{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}<ref>«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند. جز فرستاده‌ای را که بپسندد».</ref> در [[نهج البلاغه]] نیز به همین معنی اشاره شده است که وقتی [[علی]]{{ع}} از حوادث آینده خبر می‌‏داد (و حمله مغول را به کشورهای اسلامی پیش‏‌بینی می‌‏فرمود) یکی از یارانش عرض کرد: ای امیر مؤمنان آیا دارای علم غیب هستی؟ حضرت خندید و فرمود: {{عربی|«لَیْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَیْب وَ اِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِی عِلْم!…»}}<ref>«این علم غیب نیست، این علمی است که از صاحب علمی (پیامبر) آموخته‏‌ام»!</ref> این جمع را بسیاری از دانشمندان و محققان پذیرفته‌‏اند. اسرار غیب دو گونه است قسمتی مخصوص به خدا است و هیچ‌کس جز او نمی‏‌داند مانند قیام قیامت، و اموری از قبیل آن، و قسمتی از آن را به انبیاء و اولیاء می‏آموزد، چنانکه در نهج البلاغه در ذیل همان خطبه‏‌ای که در بالا اشاره کردیم می‌‏فرماید: "علم غیب تنها علم قیامت است و آنچه خداوند سبحان در این آیه برشمرده است که {{متن قرآن|[[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)|إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ]]}}<ref>« بی‌گمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو می‌فرستد و از آنچه در زهدان‌هاست آگاه است و هیچ کس نمی‌داند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمی‌داند در کدام سرزمین خواهد مرد؛ بی‌گمان خداوند دانایی آگاه است»؛ سوره لقمان، آیه ۳۴.</ref> سپس فرمود: خداوند سبحان از آنچه در رحم‌ها قرار دارد آگاه است، پسر است یا دختر؟ زشت است یا زیبا، سخاوتمند است یا بخیل، سعادتمند (نیک بخت) است یا شقی (بدبخت) و چه کسی آتش‌گیره جهنم است و چه کسی در بهشت همراه پیامبران؟. این است علم غیبی که جز خدا کسی ذاتا آن را نمی‌داند و غیر از آن علمی است که خداوند به پیامبرش تعلیم کرده و او به من آموخته است". ممکن است بعضی از انسانها علم اجمالی به وضع جنین یا نزول باران و مانند آن پیدا کنند، اما علم تفصیلی و آگاهی بر جزئیات این امور مخصوص ذات پاک خدا است، همان‌گونه که در مورد قیامت ما نیز علم اجمالی داریم، اما از جزئیات و خصوصیات بی‏‌خبریم، و اگر در روایاتی آمده است که پیامبر یا امامان از بعضی از نوزادان، یا از پایان عمر بعضی از افراد خبر دادند، مربوط به همان علم اجمالی است. (...) [[علم غیب فعلی یا دائمی به چه معناست؟ (پرسش)|خداوند بالفعل از همه اسرار غیب آگاه است]]، ولی انبیاء و اولیاء ممکن است بالفعل بسیاری از اسرار غیب را ندانند، اما [[علم غیب شأنى یا استعدادی یا ارادی و اختیاری به چه معناست؟ (پرسش)|هنگامی که اراده کنند خداوند به آنها تعلیم می‌‏دهد]]، و البته این اراده نیز با اذن و رضای خدا انجام می‌‏گیرد»<ref>[http://makarem.ir/main.aspx?lid=0&typeinfo=42&catid=45929&pageindex=27&mid=322578 پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی]</ref>.
::::::«منظور از اختصاص [[علم غیب]] به خدا [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم ذاتی و استقلالی]] است، بنابراین دیگران مستقلًا هیچ‏‌گونه آگاهی از غیب ندارند، و هرچه دارند از ناحیه خدا است، با الطاف و عنایت او است، و جنبه تبعی دارد. شاهد این جمع آیه ۲۶ سوره جن است، که می‏‌گوید: {{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}<ref>«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند. جز فرستاده‌ای را که بپسندد».</ref> در [[نهج البلاغه]] نیز به همین معنی اشاره شده است که وقتی [[علی]]{{ع}} از حوادث آینده خبر می‌‏داد (و حمله مغول را به کشورهای اسلامی پیش‏‌بینی می‌‏فرمود) یکی از یارانش عرض کرد: ای امیر مؤمنان آیا دارای علم غیب هستی؟ حضرت خندید و فرمود: {{عربی|«لَیْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَیْب وَ اِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِی عِلْم!…»}}<ref>«این علم غیب نیست، این علمی است که از صاحب علمی (پیامبر) آموخته‏‌ام»!</ref> این جمع را بسیاری از دانشمندان و محققان پذیرفته‌‏اند. اسرار غیب دو گونه است قسمتی مخصوص به خدا است و هیچ‌کس جز او نمی‏‌داند مانند قیام قیامت، و اموری از قبیل آن، و قسمتی از آن را به انبیاء و اولیاء می‏آموزد، چنانکه در نهج البلاغه در ذیل همان خطبه‏‌ای که در بالا اشاره کردیم می‌‏فرماید: "علم غیب تنها علم قیامت است و آنچه خداوند سبحان در این آیه برشمرده است که {{متن قرآن|[[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)|إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ]]}}<ref>« بی‌گمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو می‌فرستد و از آنچه در زهدان‌هاست آگاه است و هیچ کس نمی‌داند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمی‌داند در کدام سرزمین خواهد مرد؛ بی‌گمان خداوند دانایی آگاه است»؛ سوره لقمان، آیه ۳۴.</ref> سپس فرمود: خداوند سبحان از آنچه در رحم‌ها قرار دارد آگاه است، پسر است یا دختر؟ زشت است یا زیبا، سخاوتمند است یا بخیل، سعادتمند (نیک بخت) است یا شقی (بدبخت) و چه کسی آتش‌گیره جهنم است و چه کسی در بهشت همراه پیامبران؟. این است علم غیبی که جز خدا کسی ذاتا آن را نمی‌داند و غیر از آن علمی است که خداوند به پیامبرش تعلیم کرده و او به من آموخته است". ممکن است بعضی از انسانها علم اجمالی به وضع جنین یا نزول باران و مانند آن پیدا کنند، اما علم تفصیلی و آگاهی بر جزئیات این امور مخصوص ذات پاک خدا است، همان‌گونه که در مورد قیامت ما نیز علم اجمالی داریم، اما از جزئیات و خصوصیات بی‏‌خبریم، و اگر در روایاتی آمده است که پیامبر یا امامان از بعضی از نوزادان، یا از پایان عمر بعضی از افراد خبر دادند، مربوط به همان علم اجمالی است. (...) [[علم غیب فعلی یا دائمی به چه معناست؟ (پرسش)|خداوند بالفعل از همه اسرار غیب آگاه است]]، ولی انبیاء و اولیاء ممکن است بالفعل بسیاری از اسرار غیب را ندانند، اما [[علم غیب شأنى یا استعدادی یا ارادی و اختیاری به چه معناست؟ (پرسش)|هنگامی که اراده کنند خداوند به آنها تعلیم می‌‏دهد]]، و البته این اراده نیز با اذن و رضای خدا انجام می‌‏گیرد»<ref>[http://makarem.ir/main.aspx?lid=0&typeinfo=42&catid=45929&pageindex=27&mid=322578 پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی]</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۴. حجت الاسلام و المسلمین رضایی اصفهانی؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۴. حجت الاسلام و المسلمین رضایی اصفهانی؛
خط ۶۲: خط ۵۹:
:::::* انسان‌ها به خاطر محدودیت و جسمانیّت در همه جا حضور ندارند و از این رو برخی چیزها از آنها پوشیده می‌ماند و علم آنان نیز محدود می‌شود، اما خدا مجرد است و در همه جا حضور دارد و شب و روز و پنهان و آشکار برای او تفاوتی ندارد و همه چیز را به طور یکسان می‌داند»<ref>[http://ghbook.ir/index.php?name=%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1%20%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%20%D9%85%D9%87%D8%B1&option=com_mtree&task=readonline&link_id=5433&page=1&chkhashk=18A0AD00E3&Itemid=281&lang=fa تفسیر قرآن مهر، جلد دهم، ص۲۱۴ و ۲۱۵.]</ref>.
:::::* انسان‌ها به خاطر محدودیت و جسمانیّت در همه جا حضور ندارند و از این رو برخی چیزها از آنها پوشیده می‌ماند و علم آنان نیز محدود می‌شود، اما خدا مجرد است و در همه جا حضور دارد و شب و روز و پنهان و آشکار برای او تفاوتی ندارد و همه چیز را به طور یکسان می‌داند»<ref>[http://ghbook.ir/index.php?name=%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1%20%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%20%D9%85%D9%87%D8%B1&option=com_mtree&task=readonline&link_id=5433&page=1&chkhashk=18A0AD00E3&Itemid=281&lang=fa تفسیر قرآن مهر، جلد دهم، ص۲۱۴ و ۲۱۵.]</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۵. حجت الاسلام و المسلمین موسوی؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۵. حجت الاسلام و المسلمین موسوی؛
خط ۷۴: خط ۷۰:
::::::'''[[علم غیب]] خداوند در قرآن:''' بر حسب اعتقاد علما و اندیشمندان اسلام، [[علم غیب]] ذاتی و مطلق که برای آن حد و مرزی نیست، منحصر به فرد و مخصوص ذات اقدس پروردگار است، زیرا غیر از خدا آنچه در عالم آفرینش وجود دارد، فقیر بالذّات بوده و دانش و توانایی خودشان را از خدا می‌گیرند؛ حتی برخی علمای [[اهل سنت]]، به خصوص گروه وهابیت پا را فراتر گذاشته، بر این باورند که [[علم غیب]] صفتی از صفات اختصاصی خداوند است و احدی از مخلوقات، هر چند به [[علم غیب]] تبعی، متصف به آن نمی‌شوند،<ref>ابن عبدالوهاب، مجموعة المؤلفات، ص۴۱</ref>. چون این امر با تنزیه باری تعالی منافات دارد. چیزی که مختص به خداست، محال است موجودی در آن راه پیدا کند<ref>قمیصی، الصراع بين الاسلام و الوثنية، ۱ :ب</ref>. و بر این اساس، اعتقاد به [[علم غیب]] را برای غیر ذات حق تعالی موجب کفر، شرک و طاغوت می‌دانند<ref>ابن عبدالوهاب، مجموعة المؤلفات، ج۱،ص :۱۹۵</ref>. عمده دلیل بر [[علم غیب]] مطلق خداوند در اسلام، آیات قرآن کریم است که گاهی خداوند را دانای غیب آسمانها و زمین و افکار شمرده است. در سوره فاطر می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عَالِمُ غَيْبِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}} <ref> بی‌گمان خداوند دانای نهان آسمان‌ها و زمین است؛ او به اندیشه‌ها داناست؛ سوره فاطر، آیه: ۳۸.</ref> و گاهی خداوند با صفات و نامهای {{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ}} <ref> دانای نهان و آشکار است؛ سوره انعام، آیه:۷۳.</ref>، {{متن قرآن|عَالِمِ الْغَيْبِ}} <ref>سوره سبأ، آیه: ۳.</ref> و {{متن قرآن|عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}} <ref> سوره مائده، آیه: ۱۰۹.</ref> دانسته شده است. و در جای دیگر، کلیدهای خزانه‌های غیب را نزد او دانسته و می‌فرماید: {{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۵۹ سوره انعام چگونه علم غیب غیر از خدا ثابت می‌شود؟ (پرسش)|وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ]]}} <ref> و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمی‌داند؛ و او آنچه را در خشکی و دریاست می‌داند و هیچ برگی فرو نمی‌افتد مگر که او آن را می‌داند و هیچ دانه‌ای در تاریکی‌های زمین و هیچ تر و خشکی نیست جز آنکه در کتابی روشن آمده است؛ سوره انعام، آیه: ۵۹.</ref>»<ref>[[گستره علم غیب از دیدگاه عهدین و قرآن (مقاله)|گستره علم غیب از دیدگاه عهدین و قرآن]]؛ ص: ۴۹ - ۵۱.</ref>.
::::::'''[[علم غیب]] خداوند در قرآن:''' بر حسب اعتقاد علما و اندیشمندان اسلام، [[علم غیب]] ذاتی و مطلق که برای آن حد و مرزی نیست، منحصر به فرد و مخصوص ذات اقدس پروردگار است، زیرا غیر از خدا آنچه در عالم آفرینش وجود دارد، فقیر بالذّات بوده و دانش و توانایی خودشان را از خدا می‌گیرند؛ حتی برخی علمای [[اهل سنت]]، به خصوص گروه وهابیت پا را فراتر گذاشته، بر این باورند که [[علم غیب]] صفتی از صفات اختصاصی خداوند است و احدی از مخلوقات، هر چند به [[علم غیب]] تبعی، متصف به آن نمی‌شوند،<ref>ابن عبدالوهاب، مجموعة المؤلفات، ص۴۱</ref>. چون این امر با تنزیه باری تعالی منافات دارد. چیزی که مختص به خداست، محال است موجودی در آن راه پیدا کند<ref>قمیصی، الصراع بين الاسلام و الوثنية، ۱ :ب</ref>. و بر این اساس، اعتقاد به [[علم غیب]] را برای غیر ذات حق تعالی موجب کفر، شرک و طاغوت می‌دانند<ref>ابن عبدالوهاب، مجموعة المؤلفات، ج۱،ص :۱۹۵</ref>. عمده دلیل بر [[علم غیب]] مطلق خداوند در اسلام، آیات قرآن کریم است که گاهی خداوند را دانای غیب آسمانها و زمین و افکار شمرده است. در سوره فاطر می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عَالِمُ غَيْبِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}} <ref> بی‌گمان خداوند دانای نهان آسمان‌ها و زمین است؛ او به اندیشه‌ها داناست؛ سوره فاطر، آیه: ۳۸.</ref> و گاهی خداوند با صفات و نامهای {{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ}} <ref> دانای نهان و آشکار است؛ سوره انعام، آیه:۷۳.</ref>، {{متن قرآن|عَالِمِ الْغَيْبِ}} <ref>سوره سبأ، آیه: ۳.</ref> و {{متن قرآن|عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}} <ref> سوره مائده، آیه: ۱۰۹.</ref> دانسته شده است. و در جای دیگر، کلیدهای خزانه‌های غیب را نزد او دانسته و می‌فرماید: {{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۵۹ سوره انعام چگونه علم غیب غیر از خدا ثابت می‌شود؟ (پرسش)|وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ]]}} <ref> و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمی‌داند؛ و او آنچه را در خشکی و دریاست می‌داند و هیچ برگی فرو نمی‌افتد مگر که او آن را می‌داند و هیچ دانه‌ای در تاریکی‌های زمین و هیچ تر و خشکی نیست جز آنکه در کتابی روشن آمده است؛ سوره انعام، آیه: ۵۹.</ref>»<ref>[[گستره علم غیب از دیدگاه عهدین و قرآن (مقاله)|گستره علم غیب از دیدگاه عهدین و قرآن]]؛ ص: ۴۹ - ۵۱.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۶. حجج الاسلام و المسلمین برنجکار و شاکر؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۶. حجج الاسلام و المسلمین برنجکار و شاکر؛
خط ۸۲: خط ۷۷:
::::::«بی‌شک میان بنده ـ در هر جایگاهی که باشد ـ و خداوند فرق بسیار زیادی است؛ ‌زیرا قیود امکانی بشر در علم او همواره ملحوظ است؛ ‌اما علم الهی به غیب با یکتایی مخصوص به ذات او همراه است. مقایسه میان علم ذاتی مطلق و علم عرضی محدود، ‌و علمی که چگونگی نمی‌پذیرد و زمان و مکان ندارد، ‌با علمی که محدود و مقید است، و نیز علم ازلی و ابدی با علم حادث و موقت و علم اصیل با علمی که از دیگری کسب شده، غلط است؛ ‌چراکه [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم غیب ذاتی و مطلق]]، مخصوص خداوند علیم است و از صفات ذاتی اوست. :پس می‌توان گفت علم خداوند متعال: (۱): ذاتی است؛ (۲): مطلق است؛ (۳): زمان ندارد؛ (۴): مکان ندارد؛ (۵): ازلی است؛ (۶): ابدی است؛ (۷): اصیل است؛ (۸): چگونگی نمی‌پذیرد؛ (۹): پیش از معلومات است. بدین‌سان، سزاوار نیست گمان شود که انبیا در صفت علم، ‌شریک خداوند هستند؛ نیز صحیح نیست گفته شود ‌علم به غیب و یا علم حضوری داشتن انبیا نوعی شرک و غلو به‌حساب می‌آید؛ ‌زیرا اوصاف این دو علم مختلف است. حضور معلوم نزد انبیا و آگاهان از غیب همانند [[ائمه اطهار]]{{عم}} تنها به‌ معنای وضوح و انکشاف بالفعل معلوم برای اوست. به عبارت دیگر علم خدا ذاتی است، اما علم ایشان دانشی عرضی است که خدا به آنها عطا کرده است؛ ‌محدود می‌باشد و امکان بداء در آن وجود دارد. ‌پس هیچ مجالی برای ادعای اتحاد این دو علم باقی نمی‌ماند<ref>[[محمد حسین مظفر]]، ‌[[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم الامام]]، ص۲۸.</ref>»<ref>[[مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]، [[مطالعات تفسیری (نشریه)|فصلنامه مطالعات تفسیری]]، شماره ۱۰، تابستان ۱۳۹۱، ص ۶۸.</ref>.
::::::«بی‌شک میان بنده ـ در هر جایگاهی که باشد ـ و خداوند فرق بسیار زیادی است؛ ‌زیرا قیود امکانی بشر در علم او همواره ملحوظ است؛ ‌اما علم الهی به غیب با یکتایی مخصوص به ذات او همراه است. مقایسه میان علم ذاتی مطلق و علم عرضی محدود، ‌و علمی که چگونگی نمی‌پذیرد و زمان و مکان ندارد، ‌با علمی که محدود و مقید است، و نیز علم ازلی و ابدی با علم حادث و موقت و علم اصیل با علمی که از دیگری کسب شده، غلط است؛ ‌چراکه [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم غیب ذاتی و مطلق]]، مخصوص خداوند علیم است و از صفات ذاتی اوست. :پس می‌توان گفت علم خداوند متعال: (۱): ذاتی است؛ (۲): مطلق است؛ (۳): زمان ندارد؛ (۴): مکان ندارد؛ (۵): ازلی است؛ (۶): ابدی است؛ (۷): اصیل است؛ (۸): چگونگی نمی‌پذیرد؛ (۹): پیش از معلومات است. بدین‌سان، سزاوار نیست گمان شود که انبیا در صفت علم، ‌شریک خداوند هستند؛ نیز صحیح نیست گفته شود ‌علم به غیب و یا علم حضوری داشتن انبیا نوعی شرک و غلو به‌حساب می‌آید؛ ‌زیرا اوصاف این دو علم مختلف است. حضور معلوم نزد انبیا و آگاهان از غیب همانند [[ائمه اطهار]]{{عم}} تنها به‌ معنای وضوح و انکشاف بالفعل معلوم برای اوست. به عبارت دیگر علم خدا ذاتی است، اما علم ایشان دانشی عرضی است که خدا به آنها عطا کرده است؛ ‌محدود می‌باشد و امکان بداء در آن وجود دارد. ‌پس هیچ مجالی برای ادعای اتحاد این دو علم باقی نمی‌ماند<ref>[[محمد حسین مظفر]]، ‌[[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم الامام]]، ص۲۸.</ref>»<ref>[[مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]، [[مطالعات تفسیری (نشریه)|فصلنامه مطالعات تفسیری]]، شماره ۱۰، تابستان ۱۳۹۱، ص ۶۸.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۷. حجت الاسلام و المسلمین خوش‌باور؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۷. حجت الاسلام و المسلمین خوش‌باور؛
خط ۹۵: خط ۸۹:
:::::#اشیاء خارجی لوازم ذات حق‌اند و این اشیاء را می‌توان از حیثی لازم با واسطه دانست و از حیثی لازم بی‌واسطه و اشیاء خارجی تابع علم حق به آنهاست»<ref>[[علم غیب از دیدگاه فریقین (پایان‌نامه)|علم غیب از دیدگاه فریقین]]؛ ص۴۸.</ref>.
:::::#اشیاء خارجی لوازم ذات حق‌اند و این اشیاء را می‌توان از حیثی لازم با واسطه دانست و از حیثی لازم بی‌واسطه و اشیاء خارجی تابع علم حق به آنهاست»<ref>[[علم غیب از دیدگاه فریقین (پایان‌نامه)|علم غیب از دیدگاه فریقین]]؛ ص۴۸.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۸. پژوهشگران ماهنامه پرسمان.
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۸. پژوهشگران ماهنامه پرسمان.
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش