پرش به محتوا

آیا حضرت فاطمه زهرا علم غیب داشت؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '\. \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به '. $1 '
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-}} {{پاسخ پرسش +}} {{پاسخ پرسش ))
جز (جایگزینی متن - '\. \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به '. $1 ')
خط ۵۲: خط ۵۲:
| پاسخ = آیت‌الله  '''[[محمد تقی مصباح یزدی]]''' در دو کتاب ''«[[جامی از زلال كوثر (کتاب)|جامی از زلال كوثر]]»'' و ''«[[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
| پاسخ = آیت‌الله  '''[[محمد تقی مصباح یزدی]]''' در دو کتاب ''«[[جامی از زلال كوثر (کتاب)|جامی از زلال كوثر]]»'' و ''«[[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::*«پیوند [[اهل بیت]] با [[عالم غیب]]، پیوندی مداوم و همیشگی بوده است. در حقیقت ایشان، گنجینه‌داران علمی بی‌کران می‌باشند که آستان مبارکشان به دوام فرودگاه و عروج‌گاه ملائک مقرب الهی بوده است. در میان اهل بیت {{عم}}، [[فاطمه زهرا|عصمت کبرا]] {{س}} از پیوندی بس شگفت و ارتباطی بس شگرف با [[عالم ملکوت]] برخوردار بوده است که صدالبته ادراک و توصیف چنین پیوندهای بلند غیبی، معنوی و عرفانی برای فهم بشری اگر ممتنع نباشد، فوق طاقت و بسی مشکل می‌باشد (...) روح متعالی و پرعظمت زهرای اطهر که از ادراک آن حیران شود عقول، سبب شد تا پس از عروج جانگداز [[پیامبر اکرم|پیامبر]]، [[روح اعظم]] از اوج عرش به حضیض فرش فرود آید و تسلّابخش قلب داغدیده دردانه پیامبر گردد. پس از ارتحال جانکاه پیامبر، [[جبرئیل|جبراییل امین]]، از جانب ربّ‌العالمین مأموریت می‌یابد تا با آمد و شُدی مکرر به محضر پرکرامت [[فاطمه زهرا|فاطمه مرضیه]] و خبردِهی از جایگاه پدر و پرده برداری از [[عالم غیب]]، <ref> الامام صادق {{ع}}: {{عربی|"... إِنَّ فَاطِمَةَ مَكَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ يَوْماً وَ كَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِيدٌ عَلَى أَبِيهَا وَ كَانَ جَبْرَئِيلُ {{ع}} يَأْتِيهَا فَيُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى أَبِيهَا وَ يُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَ يُخْبِرُهَا عَنْ أَبِيهَا وَ مَكَانِهِ وَ يُخْبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعْدَهَا فِي ذُرِّيَّتِهَا وَ كَانَ عَلِيٌّ {{ع}} يَكْتُبُ ذَلِكَ فَهَذَا مُصْحَفُ فَاطِمَة {{س}}"}}. الکافی: ج ۱، ص ۲۴۱. مسند فاطمه الزهرا {{س}}، عطاردی: ص ۲۸۲.</ref> مونس و همنشین روح عظیم و لطیف [[فاطمه زهرا|فاطمه]] در فراق پدر گردد. باری، در آن ایام سخت و جان‌فرسا، جبراییل با فرودهایی مکرر و ادامه‌دار، تمام مسائل و حوادث پس و پیش رو تا برپایی قیامت را به اطلاع آن حضرت می‌رسانید و [[امیرالمؤمنین|امیرمؤمنان علی]] {{ع}} نیز آنها را می‌نگاشت و بدین‌سان "[[صحیفه فاطمه]]" شکل می‌گرفت. مصحف فاطمه در واقع، یکی از تجلیات علم بی‌نهایت الهی بر روح عظیم فاطمه مرضیه {{س}} می‌باشد که بنابر روایات، اخبار گذشته و آینده تا خاتمه قیامت در آن مصحف شریف موجود است؛ <ref>الامام باقر{{ع}}: {{عربی|"... فیه خَبَرُ ما یکونُ اِلی یوْمِ القِیامَةِ وَ فیهِ خَبَرُ السَّماءِ وَ عَدَدُ ما فِی السَّماواتِ مِنَ الْمَلائِکةِ وَ غَیرُ ذلِک وَ عَدَدُ کلُّ مَنْ خَلَقَ اللّه مُرسَلاً و غیرَ مُرسَل وَ اَسْماءَهُمْ وَ اَسْماءَ مَنْ اُرْسِلَ اِلَیهِمْ وَ اَسْماءَ مَنْ کذَّبَ و مَنْ اَجابَ و اسماءَ جمیعِ مَنْ خَلَقَ اللّهُ مِنَ المُؤمنینَ و الکافِرینَ مِنَ الاَوَّلینَ و الآخِرینَ وَ اَسْماءَ البُلْدانِ وَ صِفَةُ کلِّ بَلَد فی شَرْقِ الاَرْضِ وَ غَرْبِها وَ عَدَدُ ما فیها مِنَ المُؤمنِین وَ عَدَدُ ما فیها مِنَ الکافِرینَ و صِفَةُ کلِّ مَنْ کذّبَ وَ صِفَةُ القُرونِ الاوُلی وَ قِصَصُهُمْ وَ مَنْ وَلّی مِنَ الطَّواغیتِ وَ مُدَّةُ مِلْکهِم وَ عَدَدِهِم وَ اَسْماءُ الاَئِمَّةِ وَ صِفَتِهِم وَ ما یمْلِک کلُّ واحِد واحِد وَ صِفَةُ کبَرائِهِمِ وَ جَمیعُ مَنْ تَرَدّدَ فِی الأدْوارِ... فیهِ َاْسماءُ جَمیعِ ما خَلَقَ اللّهُ وَ اجالِهِمْ وَ صِفَةُ اَهلِ الجَنّه وَ عَدَدُ مَنْ یدْخِلُها و عَدَدُ مَنْ یدخِلُ النّارَ وَ اَسْماءُ هؤلاءِ و فیهِ عِلْمُ القُرآنِ کما اُنْزِلَ وَ عِلْمُ التوراةِ کما اُنْزِلَتْ وَ عِلْمُ الاِءنجیل کما اُنْزِلَ و عِلْمُ الزَّبُور وَ عَدَدُ کلِّ شَجَرَةِ وَ مَدَرَةِ فی جَمیعِ البِلادِ... "}} مسند فاطمه الزّهرا {{س}}، شیخ الاسلامی، ص ۱۵۷. دلائل الامامة: ص ۲۷؛ الامام صادق{{ع}}: {{عربی|"... اَما اَنَّهُ لَیسَ فیه شَیءٌ مِنَ الحَلالِ وَ الحَرامِ وَ لکنْ فیهِ عِلْمُ ما یکونُ."}} مسند فاطمه الزّهرا {{س}}: عطاردی، ص ۲۸۲. الکافی: ج ۱، ص ۲۴۰.</ref> مصحف شریفی که یکی از منابع اصلی [[علم امامان]] می‌باشد و پس از [[فاطمه زهرا|فاطمه]] دست به دست، از امامی به امام دیگر سپرده شده است تا این که اینک در دست پاک یوسف زهرا آن حجت بر حق الهی و صدف دریای رحمت رحمانی، "عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف" قرار یافته است. <ref> الامام باقر {{ع}}: {{عربی|"... دَفعَتْهُ اِلی اَمیرالْمُؤْمِنینَ فَلَّما مَضی صارَ اِلی الْحَسَنِ ثُمَّ اِلی الْحُسَینِ ثُمَّ عِنْدَ اَهْلِهِ حَتّی یدْفَعُوُه اِلی صاحِبِ هذَا الاَمْرِ"}}. مسند فاطمه الزّهرا {{س}}، شیخ الاسلامی: ص ۱۵۸. دلائل الامامه، ص ۲۸.</ref> این مقام، فضیلتی بی‌نظیر برای صدیقه طاهره می‌باشد؛ چرا که سابقه نداشته است که [[جبرئیل|جبراییل]] جز با طبقه اول انبیای عظام چنین رفت و آمده‌ای مکرری داشته باشد»<ref>[[جامی از زلال كوثر (کتاب)|جامی از زلال کوثر]]، ص ۳۴-۳۶.</ref>.
::::::*«پیوند [[اهل بیت]] با [[عالم غیب]]، پیوندی مداوم و همیشگی بوده است. در حقیقت ایشان، گنجینه‌داران علمی بی‌کران می‌باشند که آستان مبارکشان به دوام فرودگاه و عروج‌گاه ملائک مقرب الهی بوده است. در میان اهل بیت {{عم}}، [[فاطمه زهرا|عصمت کبرا]] {{س}} از پیوندی بس شگفت و ارتباطی بس شگرف با [[عالم ملکوت]] برخوردار بوده است که صدالبته ادراک و توصیف چنین پیوندهای بلند غیبی، معنوی و عرفانی برای فهم بشری اگر ممتنع نباشد، فوق طاقت و بسی مشکل می‌باشد (...) روح متعالی و پرعظمت زهرای اطهر که از ادراک آن حیران شود عقول، سبب شد تا پس از عروج جانگداز [[پیامبر اکرم|پیامبر]]، [[روح اعظم]] از اوج عرش به حضیض فرش فرود آید و تسلّابخش قلب داغدیده دردانه پیامبر گردد. پس از ارتحال جانکاه پیامبر، [[جبرئیل|جبراییل امین]]، از جانب ربّ‌العالمین مأموریت می‌یابد تا با آمد و شُدی مکرر به محضر پرکرامت [[فاطمه زهرا|فاطمه مرضیه]] و خبردِهی از جایگاه پدر و پرده برداری از [[عالم غیب]]، <ref> الامام صادق {{ع}}: {{عربی|"... إِنَّ فَاطِمَةَ مَكَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ يَوْماً وَ كَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِيدٌ عَلَى أَبِيهَا وَ كَانَ جَبْرَئِيلُ {{ع}} يَأْتِيهَا فَيُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى أَبِيهَا وَ يُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَ يُخْبِرُهَا عَنْ أَبِيهَا وَ مَكَانِهِ وَ يُخْبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعْدَهَا فِي ذُرِّيَّتِهَا وَ كَانَ عَلِيٌّ {{ع}} يَكْتُبُ ذَلِكَ فَهَذَا مُصْحَفُ فَاطِمَة {{س}}"}}. الکافی: ج ۱، ص ۲۴۱. مسند فاطمه الزهرا {{س}}، عطاردی: ص ۲۸۲.</ref> مونس و همنشین روح عظیم و لطیف [[فاطمه زهرا|فاطمه]] در فراق پدر گردد. باری، در آن ایام سخت و جان‌فرسا، جبراییل با فرودهایی مکرر و ادامه‌دار، تمام مسائل و حوادث پس و پیش رو تا برپایی قیامت را به اطلاع آن حضرت می‌رسانید و [[امیرالمؤمنین|امیرمؤمنان علی]] {{ع}} نیز آنها را می‌نگاشت و بدین‌سان "[[صحیفه فاطمه]]" شکل می‌گرفت. مصحف فاطمه در واقع، یکی از تجلیات علم بی‌نهایت الهی بر روح عظیم فاطمه مرضیه {{س}} می‌باشد که بنابر روایات، اخبار گذشته و آینده تا خاتمه قیامت در آن مصحف شریف موجود است؛ <ref>الامام باقر{{ع}}: {{عربی|"... فیه خَبَرُ ما یکونُ اِلی یوْمِ القِیامَةِ وَ فیهِ خَبَرُ السَّماءِ وَ عَدَدُ ما فِی السَّماواتِ مِنَ الْمَلائِکةِ وَ غَیرُ ذلِک وَ عَدَدُ کلُّ مَنْ خَلَقَ اللّه مُرسَلاً و غیرَ مُرسَل وَ اَسْماءَهُمْ وَ اَسْماءَ مَنْ اُرْسِلَ اِلَیهِمْ وَ اَسْماءَ مَنْ کذَّبَ و مَنْ اَجابَ و اسماءَ جمیعِ مَنْ خَلَقَ اللّهُ مِنَ المُؤمنینَ و الکافِرینَ مِنَ الاَوَّلینَ و الآخِرینَ وَ اَسْماءَ البُلْدانِ وَ صِفَةُ کلِّ بَلَد فی شَرْقِ الاَرْضِ وَ غَرْبِها وَ عَدَدُ ما فیها مِنَ المُؤمنِین وَ عَدَدُ ما فیها مِنَ الکافِرینَ و صِفَةُ کلِّ مَنْ کذّبَ وَ صِفَةُ القُرونِ الاوُلی وَ قِصَصُهُمْ وَ مَنْ وَلّی مِنَ الطَّواغیتِ وَ مُدَّةُ مِلْکهِم وَ عَدَدِهِم وَ اَسْماءُ الاَئِمَّةِ وَ صِفَتِهِم وَ ما یمْلِک کلُّ واحِد واحِد وَ صِفَةُ کبَرائِهِمِ وَ جَمیعُ مَنْ تَرَدّدَ فِی الأدْوارِ... فیهِ َاْسماءُ جَمیعِ ما خَلَقَ اللّهُ وَ اجالِهِمْ وَ صِفَةُ اَهلِ الجَنّه وَ عَدَدُ مَنْ یدْخِلُها و عَدَدُ مَنْ یدخِلُ النّارَ وَ اَسْماءُ هؤلاءِ و فیهِ عِلْمُ القُرآنِ کما اُنْزِلَ وَ عِلْمُ التوراةِ کما اُنْزِلَتْ وَ عِلْمُ الاِءنجیل کما اُنْزِلَ و عِلْمُ الزَّبُور وَ عَدَدُ کلِّ شَجَرَةِ وَ مَدَرَةِ فی جَمیعِ البِلادِ... "}} مسند فاطمه الزّهرا {{س}}، شیخ الاسلامی، ص ۱۵۷. دلائل الامامة: ص ۲۷؛ الامام صادق{{ع}}: {{عربی|"... اَما اَنَّهُ لَیسَ فیه شَیءٌ مِنَ الحَلالِ وَ الحَرامِ وَ لکنْ فیهِ عِلْمُ ما یکونُ."}} مسند فاطمه الزّهرا {{س}}: عطاردی، ص ۲۸۲. الکافی: ج ۱، ص ۲۴۰.</ref> مصحف شریفی که یکی از منابع اصلی [[علم امامان]] می‌باشد و پس از [[فاطمه زهرا|فاطمه]] دست به دست، از امامی به امام دیگر سپرده شده است تا این که اینک در دست پاک یوسف زهرا آن حجت بر حق الهی و صدف دریای رحمت رحمانی، "عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف" قرار یافته است. <ref> الامام باقر {{ع}}: {{عربی|"... دَفعَتْهُ اِلی اَمیرالْمُؤْمِنینَ فَلَّما مَضی صارَ اِلی الْحَسَنِ ثُمَّ اِلی الْحُسَینِ ثُمَّ عِنْدَ اَهْلِهِ حَتّی یدْفَعُوُه اِلی صاحِبِ هذَا الاَمْرِ"}}. مسند فاطمه الزّهرا {{س}}، شیخ الاسلامی: ص ۱۵۸. دلائل الامامه، ص ۲۸.</ref> این مقام، فضیلتی بی‌نظیر برای صدیقه طاهره می‌باشد؛ چرا که سابقه نداشته است که [[جبرئیل|جبراییل]] جز با طبقه اول انبیای عظام چنین رفت و آمده‌ای مکرری داشته باشد»<ref>[[جامی از زلال كوثر (کتاب)|جامی از زلال کوثر]]، ص ۳۴-۳۶.</ref>.
::::::*«ساره، همسر [[ابراهیم]]{{ع}}، در حالی به "اسحاق" باردار شد که خود پیرزنی نازا و شوهرش پیرمردی بود و به گفته خود وی: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}} <ref>بی‌گمان این چیزی شگرف است!؛
 
*«ساره، همسر [[ابراهیم]]{{ع}}، در حالی به "اسحاق" باردار شد که خود پیرزنی نازا و شوهرش پیرمردی بود و به گفته خود وی: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}} <ref>بی‌گمان این چیزی شگرف است!؛
  سوره هود، آیه: ۱۱.</ref> و {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}} <ref>و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!؛ سوره ذاریات، آیه:۲۹.</ref> یحیی نیز زمانی پای به جهان گذاشت که مادرش نازا بود{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ}} <ref> گفت: پروردگارا! در حالی که سالمندی در من پیش رفته و همسرم نازا است، چگونه مرا فرزندی می‌تواند بود؟ فرمود: چنین است، خداوند هرچه را بخواهد به انجام می‌رساند؛ سوره آل‌عمران، آیه:۴۰.</ref> و {{متن قرآن|وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا*قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا}} <ref>و من از وارثان پس از خویش در هراسم و زنم نازاست؛ بنابراین از نزد خویش به من وارثی ببخش! گفت: پروردگارا! چگونه مرا پسری تواند بود در حالی که زنم نازاست و خود نیز از پیری به فرتوتی رسیده‌ام؛ سوره مریم، آیه: ۵ و ۸</ref> و پدرش زکریا کهن‌سال،{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ}} <ref> گفت: پروردگارا! در حالی که سالمندی در من پیش رفته و همسرم نازا است، چگونه مرا فرزندی می‌تواند بود؟ فرمود: چنین است، خداوند هرچه را بخواهد به انجام می‌رساند؛ سوره آل‌عمران، آیه: ۴۰.</ref> سست استخوان و سپید موی {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الأَرْضَ وَمَنْ عَلَيْهَا وَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ}} <ref>بی‌گمان ما زمین و هر که را بر آن است به ارث می‌بریم و (همگان) به سوی ما بازگردانده می‌شوند؛ سوره مریم، آیه: ۴۰.</ref> و فرتوت {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا }} <ref>گفت: پروردگارا! چگونه مرا پسری تواند بود در حالی که زنم نازاست و خود نیز از پیری به فرتوتی رسیده‌ام؛ سوره مریم، آیه:۸</ref> بود. همچنین زنان نیز گه‌گاه مشمول الهامات الهی، که در قرآن کریم از آنها تعبیر به [[وحی]] می‌شود، واقع شده‌أند و از [[عالم غیب]] و حوادث آینده خبر داده‌اند. در مورد مادر [[حضرت موسی]]{{ع}}، در دو آیه از قرآن کریم سخن از [[وحی]] الهی به او آمده است. همین بانو از طریق [[وحی]] = [[الهام]] الهی خبردار می‌شود که در آینده دریا یعنی رود نیل فرزندش را به ساحل خواهد انداخت و یکی از دشمنان خدای متعال او را خواهد گرفت{{متن قرآن|إِذْ أَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّكَ مَا يُوحَى}} <ref>آن هنگام که به مادرت آنچه (بایست) وحی می‌شد وحی کردیم؛ سوره طه، آیه: ۳۸.</ref> و خدای متعال او را به مادرش باز می‌گرداند و به پیامبری بر‌ می‌گزیند{{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلا تَخَافِي وَلا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ}} <ref>و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده و اگر بر (جان) او ترسیدی او را (در صندوقی بنه و) به دریا فکن و مهراس و اندوهگین مباش! ما او را به تو باز می‌گردانیم و او را از پیامبران خواهیم کرد؛ سوره قصص، آیه: ۷</ref> در مورد [[حضرت مریم]]{{ع}} از این گونه کرامات خوارق عادات و الهامات در قرآن کریم فراوان نقل شده است: هر گاه [[زکریا]]{{ع}} در محراب نزد او می‌رفت، غذای مخصوصی در آنجا می‌دید، از او می‌پرسید: ای مریم! این غذا از کجا برای تو آمده است؟ مریم پاسخ می‌داد: این از سوی خدای متعال است.{{متن قرآن|فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ}} <ref>پس خداوند آن (دختر) را به نیکی پذیرفت و به نیکی (پروراند و) برآورد و زکریّا را سرپرست او کرد و هرگاه زکریّا در محراب (عبادت) نزد وی می‌رفت کنار او، رزقی می‌یافت و می‌پرسید: ای مریم! این از کجا برای تو آمده است؟ و او می‌گفت: از نزد خداوند؛ (آری) خداوند به هر که بخواهد بی‌حساب (و شمار) روزی می‌دهد؛ سوره آل‌عمران، آیه: ۳۷.</ref> بدون اینکه انسانی با او تماس بگیرد پسری به دنیا آورد. از پیش می‌دانست که خداوند به او پسری به نام "عیسی مسیح" عنایت می‌کند که در دنیا و آخرت آبرومند و از نزدیکان (به خدای متعال) است و با مردم در گهواره و در بزرگی سخن می‌گوید و خدای متعال به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل خواهد آموخت و او یکی از پیامبران بنی اسرائیل است، با خدای متعال مکالمه داشت و ملائکه با او سخن می‌گفتند.{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ * وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ }} <ref>و آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را برگزید و پاکیزه داشت و بر زنان جهان برتری داد و به پیامبری به سوی بنی اسرائیل (می‌فرستد، تا بگوید) که من برای شما نشانه‌ای از پروردگارتان آورده‌ام؛ من برای شما از گل، (اندامواره‌ای) به گونه پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم، به اذن خداوند پرنده‌ای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه می‌خورید یا در خانه می‌انبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانه‌ای برای شماست اگر مؤمن باشید؛
  سوره هود، آیه: ۱۱.</ref> و {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}} <ref>و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!؛ سوره ذاریات، آیه:۲۹.</ref> یحیی نیز زمانی پای به جهان گذاشت که مادرش نازا بود{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ}} <ref> گفت: پروردگارا! در حالی که سالمندی در من پیش رفته و همسرم نازا است، چگونه مرا فرزندی می‌تواند بود؟ فرمود: چنین است، خداوند هرچه را بخواهد به انجام می‌رساند؛ سوره آل‌عمران، آیه:۴۰.</ref> و {{متن قرآن|وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا*قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا}} <ref>و من از وارثان پس از خویش در هراسم و زنم نازاست؛ بنابراین از نزد خویش به من وارثی ببخش! گفت: پروردگارا! چگونه مرا پسری تواند بود در حالی که زنم نازاست و خود نیز از پیری به فرتوتی رسیده‌ام؛ سوره مریم، آیه: ۵ و ۸</ref> و پدرش زکریا کهن‌سال،{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ}} <ref> گفت: پروردگارا! در حالی که سالمندی در من پیش رفته و همسرم نازا است، چگونه مرا فرزندی می‌تواند بود؟ فرمود: چنین است، خداوند هرچه را بخواهد به انجام می‌رساند؛ سوره آل‌عمران، آیه: ۴۰.</ref> سست استخوان و سپید موی {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الأَرْضَ وَمَنْ عَلَيْهَا وَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ}} <ref>بی‌گمان ما زمین و هر که را بر آن است به ارث می‌بریم و (همگان) به سوی ما بازگردانده می‌شوند؛ سوره مریم، آیه: ۴۰.</ref> و فرتوت {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا }} <ref>گفت: پروردگارا! چگونه مرا پسری تواند بود در حالی که زنم نازاست و خود نیز از پیری به فرتوتی رسیده‌ام؛ سوره مریم، آیه:۸</ref> بود. همچنین زنان نیز گه‌گاه مشمول الهامات الهی، که در قرآن کریم از آنها تعبیر به [[وحی]] می‌شود، واقع شده‌أند و از [[عالم غیب]] و حوادث آینده خبر داده‌اند. در مورد مادر [[حضرت موسی]]{{ع}}، در دو آیه از قرآن کریم سخن از [[وحی]] الهی به او آمده است. همین بانو از طریق [[وحی]] = [[الهام]] الهی خبردار می‌شود که در آینده دریا یعنی رود نیل فرزندش را به ساحل خواهد انداخت و یکی از دشمنان خدای متعال او را خواهد گرفت{{متن قرآن|إِذْ أَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّكَ مَا يُوحَى}} <ref>آن هنگام که به مادرت آنچه (بایست) وحی می‌شد وحی کردیم؛ سوره طه، آیه: ۳۸.</ref> و خدای متعال او را به مادرش باز می‌گرداند و به پیامبری بر‌ می‌گزیند{{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلا تَخَافِي وَلا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ}} <ref>و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده و اگر بر (جان) او ترسیدی او را (در صندوقی بنه و) به دریا فکن و مهراس و اندوهگین مباش! ما او را به تو باز می‌گردانیم و او را از پیامبران خواهیم کرد؛ سوره قصص، آیه: ۷</ref> در مورد [[حضرت مریم]]{{ع}} از این گونه کرامات خوارق عادات و الهامات در قرآن کریم فراوان نقل شده است: هر گاه [[زکریا]]{{ع}} در محراب نزد او می‌رفت، غذای مخصوصی در آنجا می‌دید، از او می‌پرسید: ای مریم! این غذا از کجا برای تو آمده است؟ مریم پاسخ می‌داد: این از سوی خدای متعال است.{{متن قرآن|فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ}} <ref>پس خداوند آن (دختر) را به نیکی پذیرفت و به نیکی (پروراند و) برآورد و زکریّا را سرپرست او کرد و هرگاه زکریّا در محراب (عبادت) نزد وی می‌رفت کنار او، رزقی می‌یافت و می‌پرسید: ای مریم! این از کجا برای تو آمده است؟ و او می‌گفت: از نزد خداوند؛ (آری) خداوند به هر که بخواهد بی‌حساب (و شمار) روزی می‌دهد؛ سوره آل‌عمران، آیه: ۳۷.</ref> بدون اینکه انسانی با او تماس بگیرد پسری به دنیا آورد. از پیش می‌دانست که خداوند به او پسری به نام "عیسی مسیح" عنایت می‌کند که در دنیا و آخرت آبرومند و از نزدیکان (به خدای متعال) است و با مردم در گهواره و در بزرگی سخن می‌گوید و خدای متعال به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل خواهد آموخت و او یکی از پیامبران بنی اسرائیل است، با خدای متعال مکالمه داشت و ملائکه با او سخن می‌گفتند.{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ * وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ }} <ref>و آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را برگزید و پاکیزه داشت و بر زنان جهان برتری داد و به پیامبری به سوی بنی اسرائیل (می‌فرستد، تا بگوید) که من برای شما نشانه‌ای از پروردگارتان آورده‌ام؛ من برای شما از گل، (اندامواره‌ای) به گونه پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم، به اذن خداوند پرنده‌ای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه می‌خورید یا در خانه می‌انبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانه‌ای برای شماست اگر مؤمن باشید؛
سوره آل‌عمران، آیه:۴۲ و ۴۹.</ref> [[حضرت مریم]]{{ع}} با جبرئیل روح القدس نیز گفت‌وگو می‌کرد.{{متن قرآن|فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا}} <ref>و از چشم آنان پنهان شد و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت گفت: چنین است؛ پروردگارت می‌فرماید که آن (کار) بر من آسان است و (بر آنیم) تا او را نشانه‌ای برای مردم و رحمتی از سوی خویش گردانیم و این کاری انجام شدنی است؛
سوره آل‌عمران، آیه:۴۲ و ۴۹.</ref> [[حضرت مریم]]{{ع}} با جبرئیل روح القدس نیز گفت‌وگو می‌کرد.{{متن قرآن|فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا}} <ref>و از چشم آنان پنهان شد و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت گفت: چنین است؛ پروردگارت می‌فرماید که آن (کار) بر من آسان است و (بر آنیم) تا او را نشانه‌ای برای مردم و رحمتی از سوی خویش گردانیم و این کاری انجام شدنی است؛
خط ۱۲۱: خط ۱۲۲:
:::::*«در این مورد هشت روایت در اصول کافی ذکر شده است:
:::::*«در این مورد هشت روایت در اصول کافی ذکر شده است:
::::::'''روایت اول:''' این روایت صحیح است و آن را ابوبصیر از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند. ابتدا راوی در مورد روایتی از حضرت علی که فرمودند [[رابطه الف باب با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|پیامبر به من هزار در علم آموخت که از هر دری هزار در باز می‌شود]] سؤال می‌کند. امام صحت این روایت را تأیید می‌کند در این روایت جامعه به این ترتیب معرفی می‌شود: صحیفه‌ای به طول هفتاد ذراع که رسول خدا املا فرموده و حضرت علی آن را به رشته تحریر درآورده. در آن هر امر حلال و حرامی و هرآنچه مردم به آن نیاز دارند حتی جریمه خراش وجود دارد. راوی می‌گوید حتی امام با دست مبارک خودشان کتف راوی را می‌فشارد و می‌فرماید حتی ارزش این مقدار. در مورد جفر می‌فرمایند ظرفی است از چرم که [[علم انبیا]] و اوصیا گذشته و علم علمای بنی‌اسراییل در آن است.
::::::'''روایت اول:''' این روایت صحیح است و آن را ابوبصیر از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند. ابتدا راوی در مورد روایتی از حضرت علی که فرمودند [[رابطه الف باب با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|پیامبر به من هزار در علم آموخت که از هر دری هزار در باز می‌شود]] سؤال می‌کند. امام صحت این روایت را تأیید می‌کند در این روایت جامعه به این ترتیب معرفی می‌شود: صحیفه‌ای به طول هفتاد ذراع که رسول خدا املا فرموده و حضرت علی آن را به رشته تحریر درآورده. در آن هر امر حلال و حرامی و هرآنچه مردم به آن نیاز دارند حتی جریمه خراش وجود دارد. راوی می‌گوید حتی امام با دست مبارک خودشان کتف راوی را می‌فشارد و می‌فرماید حتی ارزش این مقدار. در مورد جفر می‌فرمایند ظرفی است از چرم که [[علم انبیا]] و اوصیا گذشته و علم علمای بنی‌اسراییل در آن است.
::::::'''روایت دوم:''' این حدیث را [[حماد بن عثمان]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند. در این روایت در مورد مصحف فاطمه دارد که بعد از رحلت رسول خدا ایشان بسیار اندوهگین شدند و خداوند فرشته‌ای را فرستاد که به او تسلی دهد و با او سخن بگوید و [[حضرت فاطمه|فاطمه زهرا]]{{س}} به [[امام علی|علی]]{{ع}} خبر داد حضرت فرمودند هرگاه صدایش را شنیدی به من خبر بده. بعد از آن علی سخنان فرشته را می‌نوشت. در این مصحف چیزی از حلال و حرام نیست بلکه درمورد وقایع و حوادث آینده است.
 
::::::'''روایت سوم:''' این روایت نیز از [[امام صادق]]{{ع}} است. در این حدیث جفر به دو نوع [[جفر ابیض]] و [[جفر احمر]] تقسیم شده است. جفر ابیض این موارد را شامل میشود زبور داود، تورات موسی، انجیل عیسی، صحف ابراهیم و حلال حرام و مصحف فاطمه و هرآنچه مردم به آن احتیاج دارند. جفر احمر نیز محتوی سلاح رسول خداست.
'''روایت دوم:''' این حدیث را [[حماد بن عثمان]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند. در این روایت در مورد مصحف فاطمه دارد که بعد از رحلت رسول خدا ایشان بسیار اندوهگین شدند و خداوند فرشته‌ای را فرستاد که به او تسلی دهد و با او سخن بگوید و [[حضرت فاطمه|فاطمه زهرا]]{{س}} به [[امام علی|علی]]{{ع}} خبر داد حضرت فرمودند هرگاه صدایش را شنیدی به من خبر بده. بعد از آن علی سخنان فرشته را می‌نوشت. در این مصحف چیزی از حلال و حرام نیست بلکه درمورد وقایع و حوادث آینده است.
::::::'''روایت چهارم:'''در این روایت از مصحف فاطمه و جفر سخن به میان آمده. طبق این روایت مصحف فاطمه شامل وصیت ایشان نیز می‌شود.
 
::::::'''روایت پنجم:''' طبق این روایت جفر عبارت است از پوست گاوی که مملو از علم است. و جامعه‌ای صحیفه به طول هفتاد ذراع و عرض ران شتر فربه ست. در آن همه احتیاجات مردم وجود داردو مصحف بنابر این روایت کتابی است که از سخنان جبرئیل با حضرت فاطمه تدوین شده است.
'''روایت سوم:''' این روایت نیز از [[امام صادق]]{{ع}} است. در این حدیث جفر به دو نوع [[جفر ابیض]] و [[جفر احمر]] تقسیم شده است. جفر ابیض این موارد را شامل میشود زبور داود، تورات موسی، انجیل عیسی، صحف ابراهیم و حلال حرام و مصحف فاطمه و هرآنچه مردم به آن احتیاج دارند. جفر احمر نیز محتوی سلاح رسول خداست.
::::::'''روایت ششم:''' در این روایت از صحیفه‌ای سخن گفته شده که پیامبر املا نموده و علی آن را نگاشته است.
 
::::::'''روایت هفتم:''' در این حدیث از دو کتاب نام برده می‌شود که در نزد [[ائمه]]{{عم}} است که در آنها اسامی انبیا و اسامی ملوک نوشته شده است.
'''روایت چهارم:'''در این روایت از مصحف فاطمه و جفر سخن به میان آمده. طبق این روایت مصحف فاطمه شامل وصیت ایشان نیز می‌شود.
::::::'''روایت هشتم:''' مطابق این روایت [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمایند حاکمی نیست که حکومت کند مگر آنکه نام او در کتاب فاطمه آمده باشد»<ref>[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (پایان‌نامه)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص۶۷ و ۶۸.</ref>.
 
'''روایت پنجم:''' طبق این روایت جفر عبارت است از پوست گاوی که مملو از علم است. و جامعه‌ای صحیفه به طول هفتاد ذراع و عرض ران شتر فربه ست. در آن همه احتیاجات مردم وجود داردو مصحف بنابر این روایت کتابی است که از سخنان جبرئیل با حضرت فاطمه تدوین شده است.
 
'''روایت ششم:''' در این روایت از صحیفه‌ای سخن گفته شده که پیامبر املا نموده و علی آن را نگاشته است.
 
'''روایت هفتم:''' در این حدیث از دو کتاب نام برده می‌شود که در نزد [[ائمه]]{{عم}} است که در آنها اسامی انبیا و اسامی ملوک نوشته شده است.
 
'''روایت هشتم:''' مطابق این روایت [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمایند حاکمی نیست که حکومت کند مگر آنکه نام او در کتاب فاطمه آمده باشد»<ref>[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (پایان‌نامه)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص۶۷ و ۶۸.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۱۳۵: خط ۱۴۳:
| پاسخ = آقای دکتر '''[[محمد زمان رستمی]]'''  (استادیار دانشگاه قم) و خانم '''[[طاهره آل‌بویه]]''' (پژوهشگر جامعة الزهراء) در کتاب ''«[[علم امام ۲ (کتاب)|علم امام]]»'' در این‌باره گفته‌‌اند:
| پاسخ = آقای دکتر '''[[محمد زمان رستمی]]'''  (استادیار دانشگاه قم) و خانم '''[[طاهره آل‌بویه]]''' (پژوهشگر جامعة الزهراء) در کتاب ''«[[علم امام ۲ (کتاب)|علم امام]]»'' در این‌باره گفته‌‌اند:
::::::«[[حزیر]] به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کرد: چرا عمر شما [[ائمه]]{{عم}} کوتاه است و مرگ شما به هم نزدیک است با این که مردم به شما نیازمندند؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: هر کدام از ما صحیفه‌ای داریم که در آن هر چه باید در مدت [[امامت]] عمل شود ثبت است و چون مندرجات آن به آخر رسید فهمیده شود که عمر به آخر رسیده و [[پیامبر]]{{صل}} در خواب آید و خبر مرگ او را به وی دهد و آنچه از مقام نزد خدا دارد به او گزارش دهد<ref>کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۴۳۳.</ref>.
::::::«[[حزیر]] به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کرد: چرا عمر شما [[ائمه]]{{عم}} کوتاه است و مرگ شما به هم نزدیک است با این که مردم به شما نیازمندند؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: هر کدام از ما صحیفه‌ای داریم که در آن هر چه باید در مدت [[امامت]] عمل شود ثبت است و چون مندرجات آن به آخر رسید فهمیده شود که عمر به آخر رسیده و [[پیامبر]]{{صل}} در خواب آید و خبر مرگ او را به وی دهد و آنچه از مقام نزد خدا دارد به او گزارش دهد<ref>کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۴۳۳.</ref>.
::::::در روایت دیگری [[ابی‌ بصیر]] به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کرد: شیعیانت می‌گویند که [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} به [[امام علی|علی]]{{ع}} بابی از دانش آموخته که از آن هزار باب برای وی گشوده شده است؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: ای ابا محمد، [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} به [[امام علی|علی]]{{ع}} هزار باب آموخت که از هر باب آن هزار باب گشوده می‌شد. پرسید آیا علم این است، حضرت لحظه‌ای سر انگشت به زمین زد و سپس فرمود: محققاً علم این است، ولی باز آن علم کامل و نهایی نیست و به راستی جامعه نزد ما است و مردم چه می‌فهمند که جامعه چیست؟ [[ابی‌ بصیر]] پرسید: جامعه چیست؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: دفتری است که هفتاد ذراع درازا دارد و به املای [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} است که از زبان خود بیان نموده و [[علی]]{{ع}} به دست خود نوشته و هر حلال و حرام و هر چه مورد نیاز باشد در آن است تا برسد به حکم‌ ارش یک خراش در تن، آن‌گاه حضرت دست بر وی زد و فرمود: ای ابا محمد آیا به من اجازه می‌دهی؟ عرض کرد: قربانت در اختیار شما هستم هر چه می‌خواهید بکنید. حضرت و شکنی از وی گرفت و فرمود: حتی ارش این عمل هم در آن بیان شده است. ابی بصیر گفت: آیا علم این است، فرمود: و به راستی در نزد ما است جفر و چه می‌فهمند که [[جفر]] چیست؟ عرض کرد: [[جفر]] چیست؟ فرمود: فرمود: یک ظرفی است از پوست که علم انبیا و اوصیا و علم دانشمندان گذشته از بنی اسرائیل در آن است، گفت آیا این همان علم کامل است، [[امام]]{{ع}} فرمود: این هم علم است، ولی علم نهایی و کامل نیست و ساعتی خاموش شد و باز فرمود: به راستی نزد ماست [[مصحف فاطمه]]{{س}} و چه می‌فهمند که [[مصحف فاطمه]] چیست؟ عرض کرد [[مصحف فاطمه]] چیست؟ [[امام]]{{ع}} فرمود سه برابر این قرآنی که میان شما است در آن است و به خدا یک کلمه از این قرآن شما در آن نیست. گفت آیا علم کامل این است. [[امام]]{{ع}} این هم علمی است، ولی علم نهایی و کامل نیست و ساعتی خاموش شد و باز فرمود: به راستی نزد ما است علم آنچه بوده و علم هر چه خواهد بود تا قیام ساعت، گفت: قربانت پس علم نهایی و کامل چیست؟ فرمود: آن علمی که در هر شب و هر روز نسبت به کاری دنبال کاری و چیزی دنبال چیزی تا روز قیامت پدید شود. [[حماد بن عثمان]] گوید [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: زنادقه در سال ۱۲۸ ظهور کنند و من این را از مطالعه [[مصحف فاطمه]]{{س}} دریافتم. عرض کرد [[مصحف فاطمه]]{{س}} چیست؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: چون خدای تعالی جان [[پیامبر]]{{صل}} را گرفت و [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} از وفات آن حضرت تا آن‌جا اندوهناک شد که جز خدا عزوجل نداند، خدا فرشته‌ای فرستاد تا [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} را تسلیت دهد و با او حدیث گوید. از آن پس هر چه از فرشته می‌شنید را بر [[امام علی|علی]]{{ع}} املا می‌کرد و او می‌نوشت تا این‌که مصحفی از این نوشته‌ها درست شد، سپس فرمود: در آن مصحف هیچ احکام حلال و حرام نیست، ولی در آن علم به حوادث آینده است. [[حسین بن ابی العلاء]] گوید از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم می‌فرمود: به راستی در نزد من جفر ابیض است. او پرسید: آنچه چیز است؟ فرمود: زبور داوود، تورات موسی، انجیل عیسی، صحف ابراهیم، احکام حلال و حرام و [[مصحف فاطمه]]{{س}} و در آن آیه‌ای از قرآن نیست، با این حال در آن است آنچه مردم راجع به آن به ما نیاز دارند و ما به احدی نیاز نداریم و آن‌قدر جامعه است که در آن حکم مجازات به یک تازیانه و نصف و ربع تازیانه و غرامت خراش هم درج است و جفر جامع نزد من است، گفتم: جفر احمر چیست؟ فرمود: سلاح است و آن را تنها برای خون باز می‌کنند. [[بکر بن کرب صیرفی]] گوید: [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمود: در نزد ماست آنچه با وجود آن نیازی به مردم نداریم و در حقیقت مردم به ما نیاز دارند و به راستی که در نزد ما کتابی است از املای [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} به خط [[امام علی|علی]]{{ع}} دفتری است که در آن هر حلال و حرامی ثبت است، شما کاری را به ما رجوع می‌کنید و دستور می‌خواهید، ما می‌دانیم که بدان عمل می‌کنید و یا این‌که آن را ترک می‌کنید»<ref>[http://rasekhoon.net/article/show/1081308/%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-(%D8%B9)-(2)/ علم امام.]</ref>.
 
در روایت دیگری [[ابی‌ بصیر]] به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کرد: شیعیانت می‌گویند که [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} به [[امام علی|علی]]{{ع}} بابی از دانش آموخته که از آن هزار باب برای وی گشوده شده است؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: ای ابا محمد، [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} به [[امام علی|علی]]{{ع}} هزار باب آموخت که از هر باب آن هزار باب گشوده می‌شد. پرسید آیا علم این است، حضرت لحظه‌ای سر انگشت به زمین زد و سپس فرمود: محققاً علم این است، ولی باز آن علم کامل و نهایی نیست و به راستی جامعه نزد ما است و مردم چه می‌فهمند که جامعه چیست؟ [[ابی‌ بصیر]] پرسید: جامعه چیست؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: دفتری است که هفتاد ذراع درازا دارد و به املای [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} است که از زبان خود بیان نموده و [[علی]]{{ع}} به دست خود نوشته و هر حلال و حرام و هر چه مورد نیاز باشد در آن است تا برسد به حکم‌ ارش یک خراش در تن، آن‌گاه حضرت دست بر وی زد و فرمود: ای ابا محمد آیا به من اجازه می‌دهی؟ عرض کرد: قربانت در اختیار شما هستم هر چه می‌خواهید بکنید. حضرت و شکنی از وی گرفت و فرمود: حتی ارش این عمل هم در آن بیان شده است. ابی بصیر گفت: آیا علم این است، فرمود: و به راستی در نزد ما است جفر و چه می‌فهمند که [[جفر]] چیست؟ عرض کرد: [[جفر]] چیست؟ فرمود: فرمود: یک ظرفی است از پوست که علم انبیا و اوصیا و علم دانشمندان گذشته از بنی اسرائیل در آن است، گفت آیا این همان علم کامل است، [[امام]]{{ع}} فرمود: این هم علم است، ولی علم نهایی و کامل نیست و ساعتی خاموش شد و باز فرمود: به راستی نزد ماست [[مصحف فاطمه]]{{س}} و چه می‌فهمند که [[مصحف فاطمه]] چیست؟ عرض کرد [[مصحف فاطمه]] چیست؟ [[امام]]{{ع}} فرمود سه برابر این قرآنی که میان شما است در آن است و به خدا یک کلمه از این قرآن شما در آن نیست. گفت آیا علم کامل این است. [[امام]]{{ع}} این هم علمی است، ولی علم نهایی و کامل نیست و ساعتی خاموش شد و باز فرمود: به راستی نزد ما است علم آنچه بوده و علم هر چه خواهد بود تا قیام ساعت، گفت: قربانت پس علم نهایی و کامل چیست؟ فرمود: آن علمی که در هر شب و هر روز نسبت به کاری دنبال کاری و چیزی دنبال چیزی تا روز قیامت پدید شود. [[حماد بن عثمان]] گوید [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: زنادقه در سال ۱۲۸ ظهور کنند و من این را از مطالعه [[مصحف فاطمه]]{{س}} دریافتم. عرض کرد [[مصحف فاطمه]]{{س}} چیست؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: چون خدای تعالی جان [[پیامبر]]{{صل}} را گرفت و [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} از وفات آن حضرت تا آن‌جا اندوهناک شد که جز خدا عزوجل نداند، خدا فرشته‌ای فرستاد تا [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} را تسلیت دهد و با او حدیث گوید. از آن پس هر چه از فرشته می‌شنید را بر [[امام علی|علی]]{{ع}} املا می‌کرد و او می‌نوشت تا این‌که مصحفی از این نوشته‌ها درست شد، سپس فرمود: در آن مصحف هیچ احکام حلال و حرام نیست، ولی در آن علم به حوادث آینده است. [[حسین بن ابی العلاء]] گوید از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم می‌فرمود: به راستی در نزد من جفر ابیض است. او پرسید: آنچه چیز است؟ فرمود: زبور داوود، تورات موسی، انجیل عیسی، صحف ابراهیم، احکام حلال و حرام و [[مصحف فاطمه]]{{س}} و در آن آیه‌ای از قرآن نیست، با این حال در آن است آنچه مردم راجع به آن به ما نیاز دارند و ما به احدی نیاز نداریم و آن‌قدر جامعه است که در آن حکم مجازات به یک تازیانه و نصف و ربع تازیانه و غرامت خراش هم درج است و جفر جامع نزد من است، گفتم: جفر احمر چیست؟ فرمود: سلاح است و آن را تنها برای خون باز می‌کنند. [[بکر بن کرب صیرفی]] گوید: [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمود: در نزد ماست آنچه با وجود آن نیازی به مردم نداریم و در حقیقت مردم به ما نیاز دارند و به راستی که در نزد ما کتابی است از املای [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} به خط [[امام علی|علی]]{{ع}} دفتری است که در آن هر حلال و حرامی ثبت است، شما کاری را به ما رجوع می‌کنید و دستور می‌خواهید، ما می‌دانیم که بدان عمل می‌کنید و یا این‌که آن را ترک می‌کنید»<ref>[http://rasekhoon.net/article/show/1081308/%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-(%D8%B9)-(2)/ علم امام.]</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۱۵۲: خط ۱۶۱:
::::::[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: جامعه نزد ما است، املای [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} است که از دو لب شریفش بیرون آمده و علی آن را به دست خود نوشته است حلال‌ها و حرام‌ها و هر چه را مردم به ان نیاز داشته باشند در آن است.   
::::::[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: جامعه نزد ما است، املای [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} است که از دو لب شریفش بیرون آمده و علی آن را به دست خود نوشته است حلال‌ها و حرام‌ها و هر چه را مردم به ان نیاز داشته باشند در آن است.   
::::::همچنین روایتی از [[محمد ابن حمران]] از [[سلمان ابن خالد]] نقل شده که می‌گوید: از [[امام صادق|امام جعفر صادق]]{{ع}} شنیدم فرمود: نزد ما صحیفه‌ای است که جامعه گفته می‌‌شود، هیچ حلال و حرام نیست مگر آنکه در آن صحیفه ذکر شده، حتی دیه خراشی که بر بدن می‌‌افتد.
::::::همچنین روایتی از [[محمد ابن حمران]] از [[سلمان ابن خالد]] نقل شده که می‌گوید: از [[امام صادق|امام جعفر صادق]]{{ع}} شنیدم فرمود: نزد ما صحیفه‌ای است که جامعه گفته می‌‌شود، هیچ حلال و حرام نیست مگر آنکه در آن صحیفه ذکر شده، حتی دیه خراشی که بر بدن می‌‌افتد.
::::::و نیز از [[سلیمان صدری]] از [[نصر ابن قابوس]] نقل شده که گفت: پیش [[امام رضا]]{{ع}} در منزلش بودم، که [[امام]] دست مرا گرفت و برد نزد اتاقی، سپس در را باز کرد، در آن دیدم فرزند [[امام]]{{ع}} را که در دستش کتابی است که در آن نگاه می‌‌کرد. [[امام]]{{ع}} فرمود: ای نصر این را می‌‌شناسی، گفتم بله‌، این فرزند شما است، [[امام]]{{ع}} فرمود: ای نصر آن کتاب را که در آن نگاه می‌‌کند می‌دانید؟، گفتم نمی‌دانم، امام فرمود این [[کتاب جفر]] است که در آن جز [[نبی]] یا [[وصی]] کسی نگاه نمی‌‌کند.
 
::::::[[ابوحمزه ثمالی]] از [[امام صادق|امام جعفر صادق]]{{ع}} نقل می‌‌کند که فرمودند: {{عربی|«الْجَفْرُ وَ فِيهِ عِلْمُ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ هُوَ عِنْدَنَا وَ الْأَلْوَاحُ وَ عَصَا مُوسَى عِنْدَنَا»}}<ref> در جفر است علم اولین و آخرین و او نزد ما است و الواح و عصای موسی نزد ما است؛ بصائر الدرجات في فضائل آل محمد، ج‏۱، ص ۱۴۰.</ref> طبق این روایات [[معصومان]]{{عم}} [[جفر]] و [[جامعه]] را یکی از منابع علمی خودشان معرفی نموده‌اند <ref>محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۷، ص ۲۳.</ref><ref>[[بررسی علم غیب معصومان (پایان‌نامه)|بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین]]، ص۱۸۳.</ref>.
و نیز از [[سلیمان صدری]] از [[نصر ابن قابوس]] نقل شده که گفت: پیش [[امام رضا]]{{ع}} در منزلش بودم، که [[امام]] دست مرا گرفت و برد نزد اتاقی، سپس در را باز کرد، در آن دیدم فرزند [[امام]]{{ع}} را که در دستش کتابی است که در آن نگاه می‌‌کرد. [[امام]]{{ع}} فرمود: ای نصر این را می‌‌شناسی، گفتم بله‌، این فرزند شما است، [[امام]]{{ع}} فرمود: ای نصر آن کتاب را که در آن نگاه می‌‌کند می‌دانید؟، گفتم نمی‌دانم، امام فرمود این [[کتاب جفر]] است که در آن جز [[نبی]] یا [[وصی]] کسی نگاه نمی‌‌کند.
 
[[ابوحمزه ثمالی]] از [[امام صادق|امام جعفر صادق]]{{ع}} نقل می‌‌کند که فرمودند: {{عربی|«الْجَفْرُ وَ فِيهِ عِلْمُ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ هُوَ عِنْدَنَا وَ الْأَلْوَاحُ وَ عَصَا مُوسَى عِنْدَنَا»}}<ref> در جفر است علم اولین و آخرین و او نزد ما است و الواح و عصای موسی نزد ما است؛ بصائر الدرجات في فضائل آل محمد، ج‏۱، ص ۱۴۰.</ref> طبق این روایات [[معصومان]]{{عم}} [[جفر]] و [[جامعه]] را یکی از منابع علمی خودشان معرفی نموده‌اند <ref>محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۷، ص ۲۳.</ref><ref>[[بررسی علم غیب معصومان (پایان‌نامه)|بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین]]، ص۱۸۳.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۱۹۸: خط ۲۰۹:
| پاسخ = پژوهشگران ''«[http://www.andisheqom.com/public/application/index/viewData?c=12563&t=qa مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات]»'' در پاسخ به این پرسش آورده‌اند:
| پاسخ = پژوهشگران ''«[http://www.andisheqom.com/public/application/index/viewData?c=12563&t=qa مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات]»'' در پاسخ به این پرسش آورده‌اند:
:::::«[[حضرت زهرا]]{{س}} "محدثه" یعنی کسی که فرشته الهی با او گفتگو داشته است و این امر هرگز ملازم با پیامبری نیست. با این توضیح که یکی از فضایلی که برای [[حضرت زهرا]]{{س}} برشمرده‌اند، که البته از بزرگترین فضایل آن حضرت است، نزول [[جبرئیل]] بر وی می‌باشد. در کتاب کافی به سند معتبر آمده که [[فاطمه]] پس از مرگ پدر دچار اندوهی عمیق شد. این بود که [[جبرئیل]] جهت عرض تسلیت خدمت ایشان آمده، و اخباری از آینده را برایش بیان نموده و [[علی]]{{ع}} آنها را می‌نوشت<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج ۲، ص ۳۵۵ ـ ۳۵۶.</ref>. این نوشته‌ها بعدها به "[[مصحف فاطمه]]" مشهور شد<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی،  ج ۱، ص ۳۴۶.</ref> و به عنوان یکی از منابع علم [[ائمه]]{{عم}}، از امامی به [[امام]]{{ع}} دیگر سپرده شد. تا اینکه سرانجام به دست [[امام عصر]]{{ع}} رسید<ref>ابی جعفر محمد بن جریر بن رستم (طبری)، دلائل الامامه، ۱۳۶۳، ص ۲۸.</ref>. از این رو [[فاطمه]] عنوان "محدثه" یافت. یعنی کسی که با فرشتگان گفت و شنود دارد<ref>صدوق، علل الشرایع، ص ۱۸۲، باب ۱۴۶، ح۱.</ref>. این ویژگی مهم، ما را بر آن می‌دارد تا اندکی پیرامون چگونگی دستیابی [[فاطمه]]{{س}} به [[وحی]] و وجه تمایز آن با [[وحی]] در [[نبوت]]، سخن بگوییم.
:::::«[[حضرت زهرا]]{{س}} "محدثه" یعنی کسی که فرشته الهی با او گفتگو داشته است و این امر هرگز ملازم با پیامبری نیست. با این توضیح که یکی از فضایلی که برای [[حضرت زهرا]]{{س}} برشمرده‌اند، که البته از بزرگترین فضایل آن حضرت است، نزول [[جبرئیل]] بر وی می‌باشد. در کتاب کافی به سند معتبر آمده که [[فاطمه]] پس از مرگ پدر دچار اندوهی عمیق شد. این بود که [[جبرئیل]] جهت عرض تسلیت خدمت ایشان آمده، و اخباری از آینده را برایش بیان نموده و [[علی]]{{ع}} آنها را می‌نوشت<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج ۲، ص ۳۵۵ ـ ۳۵۶.</ref>. این نوشته‌ها بعدها به "[[مصحف فاطمه]]" مشهور شد<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی،  ج ۱، ص ۳۴۶.</ref> و به عنوان یکی از منابع علم [[ائمه]]{{عم}}، از امامی به [[امام]]{{ع}} دیگر سپرده شد. تا اینکه سرانجام به دست [[امام عصر]]{{ع}} رسید<ref>ابی جعفر محمد بن جریر بن رستم (طبری)، دلائل الامامه، ۱۳۶۳، ص ۲۸.</ref>. از این رو [[فاطمه]] عنوان "محدثه" یافت. یعنی کسی که با فرشتگان گفت و شنود دارد<ref>صدوق، علل الشرایع، ص ۱۸۲، باب ۱۴۶، ح۱.</ref>. این ویژگی مهم، ما را بر آن می‌دارد تا اندکی پیرامون چگونگی دستیابی [[فاطمه]]{{س}} به [[وحی]] و وجه تمایز آن با [[وحی]] در [[نبوت]]، سخن بگوییم.
::::::قرآن، مواردی غیر از آنچه را که ما به عنوان وحی بر انبیاء می‌شناسیم، را نیز [[وحی]] نامیده است. از جمله اینکه فرموده: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا}} <ref> و پروردگار تو به زنبور عسل وحی نمود که از کوهها، خانه‌هایی برگزین؛ سوره نحل، آیه:۶۸.</ref>. و {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا}} <ref> پس آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز آفرید و در هر آسمانی، کار آن را وحی نمود؛ سوره فصلت، آیه:۱۲.</ref>. و «إِذْ یوحِی رَبُّک إِلَی الْمَلائِکه أَنِّی مَعَکمْ فَثَبِّتُوا الَّذِینَ آمَنُوا» {{متن قرآن|إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ}} <ref> و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان وحی نمود، من با شما هستم کسانی را که ایمان آورده اند ثابت قدم بدارید؛ سوره انفال، آیه:۱۲.</ref>. و {{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ}} <ref> و به مادر موسی وحی کردیم که موسی را شیر بده و هنگامی که بر جان او ترسیدی، وی را به دریا بینداز؛ سوره قصص، آیه:۷.</ref>. و {{متن قرآن|وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي}} <ref> و هنگامی که به حواریون وحی کردم که به من و رسولم (عیسی) ایمان بیاورید؛ سوره مائده، آیه:۱۱۱.</ref>. و نیز نزول [[جبرئیل]] به صورت انسان بر مریم و سخن گفتن با وی<ref>مریم/ ۱۶ـ۲۱.</ref>. این آیات و تفاسیر آن می‌رساند آنچه از [[وحی]] شنیده شده که مخصوص پیامبران است، "[[وحی]] تشریعی" می‌باشد. ولی "[[وحی]] انبایی" بر غیر [[پیامبر]]{{صل}} نیز نازل می‌شود. تفاوت این دو قسم [[وحی]] در آن است که براساس [[وحی]] تشریعی، فرد به مقام [[نبوت]] نایل آمده ولی در وحی انبایی، بدون اینکه فرد از مقام [[نبوت]] برخوردار شود، به اخبار غیبی دست می‌یابد. نزول [[وحی]] درباره [[حضرت زهرا]]{{س}} نیز از قبیل [[وحی]] انبایی بوده و در آن مطالبی از جمله اخبار گذشته و آینده تا روز قیامت آمده است<ref>طبری، دلائل الامامه،ص ۲۷ ـ ۲۸.</ref>.
 
::::::هرگاه نفس انسان از جنبه کمالات به مرتبه ای رفیع برسد، صورت های ملکی و ملکوتی برایش تمثّل می‌یابند<ref>حسن زاده آملی، حسن، شرح فص حکمه عصمتیه فی کلمه فاطمیه، ص ۳۵۰.</ref>. چنانکه درباره [[حضرت مریم]]{{س}} [[جبرئیل]] به صورت بشری، برایش تمثل یافت. [[فاطمه]]{{س}} از [[اهل بیت]] [[پیامبر]] و به حکم آیه تطهیر<ref>احزاب/ ۳۳.</ref>. معصوم می‌باشد. حقیقت عصمت، نیروی ملکوتی است که دارنده‌اش را از هرگونه عیب و زشتی، حفظ می‌نماید. [[امام خمینی]] درباره شایستگی وجودی [[حضرت فاطمه]]{{س}} برای دریافت [[وحی]] می‌گوید: مسأله فرود آمدن [[جبرئیل]] بر [[حضرت زهرا]]{{س}} یک مسأله ساده نیست. خیال نشود که [[جبرئیل]] برای هر کس امکان نزول دارد. یک تناسب کامل میان مقام و عظمت جبرییل که روح اعظم است، و روح آن شخصی که جبرییل بر او وارد می‌شود، لازم است<ref>صحیفه نور، ج ۱۹، ص ۲۷۸.</ref>. و به دلیل همین وسعت روح و شأن رفیع [[فاطمه]]{{س}} بود که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره‌اش فرموده: هر کس [[فاطمه]] را آن گونه که حق معرفت بدو است بشناسد، لیله القدر را ادراک کرده است، و همانا که [[فاطمه]] نامیده شده است بدین لحاظ که خلق از کنه معرفتش بریده شده‌اند یعنی به کنه معرفت او نمی‌رسند<ref>حسن زاده آملی، حسن، شرح فص حکمه عصمتیه فی کلمه فاطمیه، ص ۲۶۱.</ref>»<ref>[http://www.andisheqom.com/public/application/index/viewData?c=12563&t=qa مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات]</ref>.
قرآن، مواردی غیر از آنچه را که ما به عنوان وحی بر انبیاء می‌شناسیم، را نیز [[وحی]] نامیده است. از جمله اینکه فرموده: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا}} <ref> و پروردگار تو به زنبور عسل وحی نمود که از کوهها، خانه‌هایی برگزین؛ سوره نحل، آیه:۶۸.</ref>. و {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا}} <ref> پس آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز آفرید و در هر آسمانی، کار آن را وحی نمود؛ سوره فصلت، آیه:۱۲.</ref>. و «إِذْ یوحِی رَبُّک إِلَی الْمَلائِکه أَنِّی مَعَکمْ فَثَبِّتُوا الَّذِینَ آمَنُوا» {{متن قرآن|إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ}} <ref> و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان وحی نمود، من با شما هستم کسانی را که ایمان آورده اند ثابت قدم بدارید؛ سوره انفال، آیه:۱۲.</ref>. و {{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ}} <ref> و به مادر موسی وحی کردیم که موسی را شیر بده و هنگامی که بر جان او ترسیدی، وی را به دریا بینداز؛ سوره قصص، آیه:۷.</ref>. و {{متن قرآن|وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي}} <ref> و هنگامی که به حواریون وحی کردم که به من و رسولم (عیسی) ایمان بیاورید؛ سوره مائده، آیه:۱۱۱.</ref>. و نیز نزول [[جبرئیل]] به صورت انسان بر مریم و سخن گفتن با وی<ref>مریم/ ۱۶ـ۲۱.</ref>. این آیات و تفاسیر آن می‌رساند آنچه از [[وحی]] شنیده شده که مخصوص پیامبران است، "[[وحی]] تشریعی" می‌باشد. ولی "[[وحی]] انبایی" بر غیر [[پیامبر]]{{صل}} نیز نازل می‌شود. تفاوت این دو قسم [[وحی]] در آن است که براساس [[وحی]] تشریعی، فرد به مقام [[نبوت]] نایل آمده ولی در وحی انبایی، بدون اینکه فرد از مقام [[نبوت]] برخوردار شود، به اخبار غیبی دست می‌یابد. نزول [[وحی]] درباره [[حضرت زهرا]]{{س}} نیز از قبیل [[وحی]] انبایی بوده و در آن مطالبی از جمله اخبار گذشته و آینده تا روز قیامت آمده است<ref>طبری، دلائل الامامه،ص ۲۷ ـ ۲۸.</ref>.
 
هرگاه نفس انسان از جنبه کمالات به مرتبه ای رفیع برسد، صورت های ملکی و ملکوتی برایش تمثّل می‌یابند<ref>حسن زاده آملی، حسن، شرح فص حکمه عصمتیه فی کلمه فاطمیه، ص ۳۵۰.</ref>. چنانکه درباره [[حضرت مریم]]{{س}} [[جبرئیل]] به صورت بشری، برایش تمثل یافت. [[فاطمه]]{{س}} از [[اهل بیت]] [[پیامبر]] و به حکم آیه تطهیر<ref>احزاب/ ۳۳.</ref>. معصوم می‌باشد. حقیقت عصمت، نیروی ملکوتی است که دارنده‌اش را از هرگونه عیب و زشتی، حفظ می‌نماید. [[امام خمینی]] درباره شایستگی وجودی [[حضرت فاطمه]]{{س}} برای دریافت [[وحی]] می‌گوید: مسأله فرود آمدن [[جبرئیل]] بر [[حضرت زهرا]]{{س}} یک مسأله ساده نیست. خیال نشود که [[جبرئیل]] برای هر کس امکان نزول دارد. یک تناسب کامل میان مقام و عظمت جبرییل که روح اعظم است، و روح آن شخصی که جبرییل بر او وارد می‌شود، لازم است<ref>صحیفه نور، ج ۱۹، ص ۲۷۸.</ref>. و به دلیل همین وسعت روح و شأن رفیع [[فاطمه]]{{س}} بود که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره‌اش فرموده: هر کس [[فاطمه]] را آن گونه که حق معرفت بدو است بشناسد، لیله القدر را ادراک کرده است، و همانا که [[فاطمه]] نامیده شده است بدین لحاظ که خلق از کنه معرفتش بریده شده‌اند یعنی به کنه معرفت او نمی‌رسند<ref>حسن زاده آملی، حسن، شرح فص حکمه عصمتیه فی کلمه فاطمیه، ص ۲۶۱.</ref>»<ref>[http://www.andisheqom.com/public/application/index/viewData?c=12563&t=qa مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات]</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش