فقیه به چه کسی گفته میشود؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - '\. \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به '. $1 '
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-}} {{پاسخ پرسش +}} {{پاسخ پرسش )) |
جز (جایگزینی متن - '\. \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به '. $1 ') |
||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
::::::«در اصطلاح، [[ولی فقیه]] کسی است که عالم به سیاستهای دینی و برقرارکننده [[عدالت اجتماعی]] میان [[مردم]] باشد. طبق [[اخبار]]، او دژ [[اسلام]] و [[وارث پیامبران]] و [[جانشین]] [[پیامبر خدا]] و همچون [[پیامبران بنی اسرائیل]] بوده، [[بهترین]] خلق [[خدا]] پس از [[امامان]]{{عم}} است. مجاری امور و [[احکام]] و دستورها، به دست او بوده و [[حاکم]] بر [[زمامداران]] است<ref>ر. ک: امام خمینی، الرسائل، ج ۲، ص ۹۴- ۱۰۲</ref>. مسأله [[ولایت فقیه]] ریشه کلامی دارد؛ ولی جنبه فقهی آن سبب شده است [[فقیهان]] از روز نخست، در ابواب گوناگون فقهی از آن بحث کنند و موضوع [[ولایت فقیه]] را در هریک از مسایل مربوط روشن سازند. در باب [[جهاد]] و تقسیم غنایم، [[خمس]]، گرفتن و توزیع [[زکات]]، [[سرپرستی]] [[انفال]]، نیز [[اموال]] غایبان و قاصران، باب [[امر به معروف و نهی از منکر]]، باب [[حدود]] و قصاص و تعزیرات و مطلق [[اجرای احکام]] انتظامی [[اسلام]]، [[فقها]] از مسأله [[ولایت فقیه]] و گستره آن بحث کردهاند؛ بنابراین در یک تقسیمبندی کلی، دو نوع [[ولایت]] تصور میشود: | ::::::«در اصطلاح، [[ولی فقیه]] کسی است که عالم به سیاستهای دینی و برقرارکننده [[عدالت اجتماعی]] میان [[مردم]] باشد. طبق [[اخبار]]، او دژ [[اسلام]] و [[وارث پیامبران]] و [[جانشین]] [[پیامبر خدا]] و همچون [[پیامبران بنی اسرائیل]] بوده، [[بهترین]] خلق [[خدا]] پس از [[امامان]]{{عم}} است. مجاری امور و [[احکام]] و دستورها، به دست او بوده و [[حاکم]] بر [[زمامداران]] است<ref>ر. ک: امام خمینی، الرسائل، ج ۲، ص ۹۴- ۱۰۲</ref>. مسأله [[ولایت فقیه]] ریشه کلامی دارد؛ ولی جنبه فقهی آن سبب شده است [[فقیهان]] از روز نخست، در ابواب گوناگون فقهی از آن بحث کنند و موضوع [[ولایت فقیه]] را در هریک از مسایل مربوط روشن سازند. در باب [[جهاد]] و تقسیم غنایم، [[خمس]]، گرفتن و توزیع [[زکات]]، [[سرپرستی]] [[انفال]]، نیز [[اموال]] غایبان و قاصران، باب [[امر به معروف و نهی از منکر]]، باب [[حدود]] و قصاص و تعزیرات و مطلق [[اجرای احکام]] انتظامی [[اسلام]]، [[فقها]] از مسأله [[ولایت فقیه]] و گستره آن بحث کردهاند؛ بنابراین در یک تقسیمبندی کلی، دو نوع [[ولایت]] تصور میشود: | ||
::::::'''قسم نخست:''' [[ولایت]]، از نوع [[سرپرستی]] و اداره امور [[مؤمنان]] است؛ همان [[ولایتی]] که به قرار دادن [[خداوند]] سبحانه و تعالی، [[رسول اکرم]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} و در [[عصر غیبت]]، [[فقیه]] [[عادل]]، از آن برخوردار است. | ::::::'''قسم نخست:''' [[ولایت]]، از نوع [[سرپرستی]] و اداره امور [[مؤمنان]] است؛ همان [[ولایتی]] که به قرار دادن [[خداوند]] سبحانه و تعالی، [[رسول اکرم]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} و در [[عصر غیبت]]، [[فقیه]] [[عادل]]، از آن برخوردار است. | ||
'''قسم دوم:''' [[ولایت]]، ناظر به تصدّی امور کسانی است که به سبب کوتاهی در [[فهم]] و شعور یا [[ناتوانی]] عملی از انجام کارهای خویش یا عدم حضور، نمیتوانند [[حق]] خود را به طور کامل به دست آورند و لازم است که ولی از طرف آنان و به صلاحدید خودش به [[سرپرستی]] و اداره امور این افراد [[اقدام]] کند. [[ولایت]] پدر و جد پدری بر [[فرزندان]] صغیر یا سفیه و مجنون خود، [[ولایت]] اولیای مقتول "ولی دم" [[ولایت]] میت، نمونههایی از این قسم [[ولایت]] است<ref> محمد هادی معرفت، ولایت فقیه، مقدمه</ref>. | |||
::::::[[غفلت]] از تفاوت اساسی میان این دو قسم [[ولایت]] و یکسان پنداشتن آن دو، منشأ خطایی شده است که برخی [[مخالفان]] [[ولایت فقیه]] بدان دچار شده و پنداشتهاند [[ولایت فقیه]]، از سنخ [[ولایت]] بر محجوران و قاصران است و معنای [[ولایت فقیه]]، آن است که [[مردم]] همچون مجانین و کودکان و سفیهان محجور و نیازمند قیمند، و [[ولی فقیه]]، [[قیم]] [[مردم]] است؛ پس [[ولایت فقیه]]، مستلزم نوعی تحقیر و اهانت به [[مردم]] و رشد آنان است<ref> احمد واعظی، حکومت اسلامی، ص ۱۱۹</ref>. به طور اساسی اضافه شدن [[ولایت]] به [[وصف]] عنوانی [[فقیه]] محدودیت آن را در چارچوب [[فقه]] میرساند. در واقع، [[فقه]] او است که [[حکومت]] میکند، نه شخص او، پس هیچگونه قاهریت و [[حاکمیت]] [[اراده]] شخصی در کار نیست. | ::::::[[غفلت]] از تفاوت اساسی میان این دو قسم [[ولایت]] و یکسان پنداشتن آن دو، منشأ خطایی شده است که برخی [[مخالفان]] [[ولایت فقیه]] بدان دچار شده و پنداشتهاند [[ولایت فقیه]]، از سنخ [[ولایت]] بر محجوران و قاصران است و معنای [[ولایت فقیه]]، آن است که [[مردم]] همچون مجانین و کودکان و سفیهان محجور و نیازمند قیمند، و [[ولی فقیه]]، [[قیم]] [[مردم]] است؛ پس [[ولایت فقیه]]، مستلزم نوعی تحقیر و اهانت به [[مردم]] و رشد آنان است<ref> احمد واعظی، حکومت اسلامی، ص ۱۱۹</ref>. به طور اساسی اضافه شدن [[ولایت]] به [[وصف]] عنوانی [[فقیه]] محدودیت آن را در چارچوب [[فقه]] میرساند. در واقع، [[فقه]] او است که [[حکومت]] میکند، نه شخص او، پس هیچگونه قاهریت و [[حاکمیت]] [[اراده]] شخصی در کار نیست. | ||
از همینجا، مسؤولیت [[مقام]] [[رهبری]] در [[اسلام]]، در پیشگاه [[خدا]] و [[مردم]] روشن میشود. او در پیشگاه [[خدا]] مسؤول است [[احکام]] را به طور کامل [[اجرا]] نماید و مقابل [[مردم]] مسؤول است تا [[مصالح]] همگانی را به [[بهترین]] شکل ممکن تأمین کند و [[عدالت اجتماعی]] را در همه زمینهها و به صورت گسترده و بدون [[تبعیض]] [[اجرا]] کند و هرگز در این مسؤولیت کوتاه یاید <ref> محمد هادی معرفت، ولایت فقیه، ص ۱۰ و ۱۱</ref>. اینجا است که بحث [[حکومت اسلامی]] به [[رهبری]] [[فقیه]] [[عادل]] پیش میآید»<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص ۴۷۵ - ۴۷۷، [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ص ۲۴۳.</ref>. | |||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۳۸: | خط ۴۰: | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[علی اصغر نصرتی]]''' در کتاب ''«[[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[علی اصغر نصرتی]]''' در کتاب ''«[[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«واژه “فقه”، به معنای: [[فهم]]، [[آگاهی]] و [[دانایی]] است. در “قرآن کریم”، [[تفقه در دین]]<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ}} «و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دستهای رهسپار نمیگردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند» سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref> به کار رفته که مقصود از آن، [[فهم]] [[معارف دینی]] است و در اصطلاح، “فقه” یکی از زیر مجموعههای [[علوم]] [[حوزوی]] است که: “علم به [[احکام شرعی]] از طریق [[استنباط]] و اجتهاد”<ref>{{عربی|الفقه هو العلم بالاحكام الشرعية الفرعية عن ادلتها التفصيلية}}؛ فقه عبارت است از فهمیدن و دانستن احکام شریعت اسلام از طریق دلایل تفصیلی آنها؛ معالم الدین فی الاصول، ص۲۲.</ref> تعریف شده است. بر این اساس، [[فقیه]] به کسی گفته میشود که با [[فراگیری علوم]] و دانشهای مورد نیاز، [[توانایی]] لازم برای استنباط [[احکام]] از [[منابع دینی]] را داشته باشد؛ البته برای گام نهادن به قلّه رفیع [[فقاهت]] و [[اجتهاد]]، علاوه بر توانایی [[علمی]]، بهرهمندی از برخی [[ویژگیهای اخلاقی]] و [[رفتاری]] نیز ضروری است؛ از جمله فقیه باید: [[عادل]]، [[پارسا]] و با [[ورع]] بوده و به [[دنیا]] [[دلبستگی]] شدید نداشته باشد. | ::::::«واژه “فقه”، به معنای: [[فهم]]، [[آگاهی]] و [[دانایی]] است. در “قرآن کریم”، [[تفقه در دین]]<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ}} «و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دستهای رهسپار نمیگردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند» سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref> به کار رفته که مقصود از آن، [[فهم]] [[معارف دینی]] است و در اصطلاح، “فقه” یکی از زیر مجموعههای [[علوم]] [[حوزوی]] است که: “علم به [[احکام شرعی]] از طریق [[استنباط]] و اجتهاد”<ref>{{عربی|الفقه هو العلم بالاحكام الشرعية الفرعية عن ادلتها التفصيلية}}؛ فقه عبارت است از فهمیدن و دانستن احکام شریعت اسلام از طریق دلایل تفصیلی آنها؛ معالم الدین فی الاصول، ص۲۲.</ref> تعریف شده است. بر این اساس، [[فقیه]] به کسی گفته میشود که با [[فراگیری علوم]] و دانشهای مورد نیاز، [[توانایی]] لازم برای استنباط [[احکام]] از [[منابع دینی]] را داشته باشد؛ البته برای گام نهادن به قلّه رفیع [[فقاهت]] و [[اجتهاد]]، علاوه بر توانایی [[علمی]]، بهرهمندی از برخی [[ویژگیهای اخلاقی]] و [[رفتاری]] نیز ضروری است؛ از جمله فقیه باید: [[عادل]]، [[پارسا]] و با [[ورع]] بوده و به [[دنیا]] [[دلبستگی]] شدید نداشته باشد. | ||
از سوی دیگر، یک فقیه اگر بخواهد [[رسالت]] [[دینی]] خود مبنی بر حضور در صحنه [[سیاسی]] و [[سرپرستی]] امور [[مسلمین]] را به انجام رساند، باید از حوادث [[اجتماعی]] با خبر بوده و به دو عنصر [[زمان]] و مکان کاملاً [[آگاه]] باشد؛ به عبارت دیگر، فقاهت و اجتهاد، دارای مراتب و سطوح گوناگونی است؛ بنابراین [[انسان]] عادل و باتقوایی که صلاحیت و توان استنباط احکام از منابع دینی را دارد؛ اما [[بینش سیاسی]] و اجتماعی ندارد؛ فقط به مراتب نازلی از فقاهت دست یافته است. [[امام خمینی]]، در [[ارتباط]] با این نکته مهم میفرمایند: “یک فرد اگر [[اعلم]] در علوم معهود حوزهها باشد؛ ولی نتواند [[مصلحت جامعه]] را تشخیص دهد یا نتواند افراد [[صالح]] و مفید را از افراد [[ناصالح]] تشخیص دهد و به طور کلی در زمینه اجتماعی و سیاسی فاقد [[بینش]] صحیح و [[قدرت]] [[تصمیمگیری]] باشد، این فرد در مسایل اجتماعی و [[حکومتی]] [[مجتهد]] نیست و نمیتواند زمام [[امور جامعه]] را به دست گیرد<ref>صحیفه نور، ج۲۱، ص۴۶.</ref>. | |||
برخورداری از بینش سیاسی و اجتماعی از دیدگاه سایر [[علما]] و [[اندیشمندان]] نیز، جزء شروط اساسی [[فقاهت]] به شمار میآید؛ چنانچه مرحوم [[میرزای شیرازی]] بزرگ میفرمایند: “ریاست و مرجعیّت، [[نیازمند]] یک صد شرط است که یک شرط آن [[علم]] و شرط دیگرش [[عدالت]] و تقواست؛ ولی نود و هشت شرط دیگرش [[مدیریت]] است”<ref>شیرازی، سید محمد، نقش مدیریت در پیشرفت ملتها، ص۱۵.</ref>. | |||
[[آیتالله]] [[جوادی آملی]] در این زمینه مینویسند: “مقصود از “فقیه”، در بحث [[ولایت فقیه]]، [[مجتهد]] جامعالشرایط است، نه هر کس که [[فقه]] خوانده باشد. [[فقیه جامعالشرایط]] باید سه ویژگی داشته باشد: “اجتهاد مطلق”، “عدالت” و “قدرت مدیریت و [[استعداد]] رهبری”، یعنی از سویی باید صدر و ساقه [[اسلام]] را به طور عمیق و با [[استدلال]] و [[استنباط]] بشناسد و از سویی دیگر، در تمام زمینهها، حدود و ضوابط [[الهی]] را رعایت کند و از دیگر سو، استعداد و [[توانایی]] مدیریت و کشورداری و لوازم آن را واجد باشد”<ref>عبدالله جوادی آملی، ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت، ص۱۳۶.</ref>. بنابراین، ولایت فقیه به معنای [[حاکمیت]] فقیه جامعالشرایط بر [[جامعه اسلامی]] و [[سرپرستی]] کلیه [[شؤون]] [[زندگی اجتماعی]]، توسط ایشان است»<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۲۲۶.</ref> | |||
}} | }} | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||