پرش به محتوا

مصادیق تألیف قلوب چه کسانی هستند؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '\. \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به '. $1 '
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-== پاسخ نخست== +== پاسخ نخست ==))
جز (جایگزینی متن - '\. \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به '. $1 ')
خط ۱۹: خط ۱۹:
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[ابوالفضل شکوری]]''' در کتاب ''«[[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[ابوالفضل شکوری]]''' در کتاب ''«[[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::«نظریات [[فقها]] در این مسأله گوناگون است به طوری‌که شیخ [[یوسف]] [[بحرانی]] یکی از فقهای برجسته [[تشیع]] در این‌باره می‌گوید: “سخنان [[اصحاب]] ما در [[تفسیر]] کلمه مؤلفة‌القلوب و [[تعیین]] حوزه عملکرد اصل [[تألیف قلوب]] بسیار پراکنده و گوناگون است و احتمال‌های زیادی را در بر دارد به طوری‌که برخی آن را مخصوص غیر [[مسلمانان]] و [[کفّار]] می‌دانند.
::::::«نظریات [[فقها]] در این مسأله گوناگون است به طوری‌که شیخ [[یوسف]] [[بحرانی]] یکی از فقهای برجسته [[تشیع]] در این‌باره می‌گوید: “سخنان [[اصحاب]] ما در [[تفسیر]] کلمه مؤلفة‌القلوب و [[تعیین]] حوزه عملکرد اصل [[تألیف قلوب]] بسیار پراکنده و گوناگون است و احتمال‌های زیادی را در بر دارد به طوری‌که برخی آن را مخصوص غیر [[مسلمانان]] و [[کفّار]] می‌دانند.
::::::برخی دیگر [[منافقان]] را مصداق مؤلفة‌القلوب می‌شمارند و عده دیگر، دسته‌ای از مسلمانان را مشمول آن قرار می‌دهند...
 
::::::و شگفت‌انگیز و عجیب است که با وجود [[اخبار]] و [[روایات]] روشن و صریح درباره مؤلفة‌القلوب، چرا فقهای ما این همه دچار احتمالات شده‌اند و...”<ref>حدائق الناضرة، ج۵، کتاب زکات، ص۳۶.</ref>. به هر حال ما مصمم هستیم که اقوال و نظریات فقها را در قالب یک ترتیب و [[نظم]] خاص بیان کرده و سرانجام نتیجه مطلوب را بگیریم.
برخی دیگر [[منافقان]] را مصداق مؤلفة‌القلوب می‌شمارند و عده دیگر، دسته‌ای از مسلمانان را مشمول آن قرار می‌دهند...
::::::نظریات و اقوال فقها در مورد این که منظور از مؤلفة‌القلوب چه کسانی هستند، از قرار زیر است:
 
و شگفت‌انگیز و عجیب است که با وجود [[اخبار]] و [[روایات]] روشن و صریح درباره مؤلفة‌القلوب، چرا فقهای ما این همه دچار احتمالات شده‌اند و...”<ref>حدائق الناضرة، ج۵، کتاب زکات، ص۳۶.</ref>. به هر حال ما مصمم هستیم که اقوال و نظریات فقها را در قالب یک ترتیب و [[نظم]] خاص بیان کرده و سرانجام نتیجه مطلوب را بگیریم.
 
نظریات و اقوال فقها در مورد این که منظور از مؤلفة‌القلوب چه کسانی هستند، از قرار زیر است:
:::::*'''فقط کفّار''': عده‌ای از فقها معتقدند که تألیف قلوب فقط شامل کفّار است که [[امام]] [[مسلمین]] بدین وسیله آنان را نسبت به [[اسلام]] [[خوش‌بین]] کرده و به [[همکاری]] در [[جهاد]] و [[مبارزه]] جلب می‌کند. [[شیخ مفید]] از جمله طرفداران این قول است<ref>شرح لمعه، ج۱، ص۱۷۰.</ref>. اما [[شهید]] اول صاحب متن لمعه در کتاب “بیان” خود خلاف این قول را به شیخ مفید نسبت داده و گفته است: “شیخ تألیف قلوب مسلمانان را نیز جایز می‌داند”<ref>البیان، ص۱۹۴.</ref>. [[محقق حلی]] در کتاب معتبر خود [[شیخ طوسی]] را از جمله طرفداران انحصار تألیف قلوب به کفّار می‌شمارد<ref>المعتبر، ص۲۷۹.</ref>.
:::::*'''فقط کفّار''': عده‌ای از فقها معتقدند که تألیف قلوب فقط شامل کفّار است که [[امام]] [[مسلمین]] بدین وسیله آنان را نسبت به [[اسلام]] [[خوش‌بین]] کرده و به [[همکاری]] در [[جهاد]] و [[مبارزه]] جلب می‌کند. [[شیخ مفید]] از جمله طرفداران این قول است<ref>شرح لمعه، ج۱، ص۱۷۰.</ref>. اما [[شهید]] اول صاحب متن لمعه در کتاب “بیان” خود خلاف این قول را به شیخ مفید نسبت داده و گفته است: “شیخ تألیف قلوب مسلمانان را نیز جایز می‌داند”<ref>البیان، ص۱۹۴.</ref>. [[محقق حلی]] در کتاب معتبر خود [[شیخ طوسی]] را از جمله طرفداران انحصار تألیف قلوب به کفّار می‌شمارد<ref>المعتبر، ص۲۷۹.</ref>.
:::::*'''منافقان''': قول دیگر این است که: اصل تألیف قلوب فقط شامل منافقان می‌شود تا بدین وسیله آنان دلشان نرم شده و از [[نفاق]] خود دست بردارند. شهید اول در کتاب “بیان” این قول را به ابن‌جنید نسبت داده است که یکی از بزرگان [[فقهای شیعه]] می‌باشد<ref>المعتبر، ص۲۷۹.</ref>.
:::::*'''منافقان''': قول دیگر این است که: اصل تألیف قلوب فقط شامل منافقان می‌شود تا بدین وسیله آنان دلشان نرم شده و از [[نفاق]] خود دست بردارند. شهید اول در کتاب “بیان” این قول را به ابن‌جنید نسبت داده است که یکی از بزرگان [[فقهای شیعه]] می‌باشد<ref>المعتبر، ص۲۷۹.</ref>.
::::::در [[سیره]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نیز مواردی [[مشاهده]] می‌شود که در آنها منافقان را “تألیف قلوب” کرده است؛ مانند: [[ابوسفیان]] و....
 
::::::در این رابطه صاحب حدائق‌الناضره داستانی را نقل می‌کند که دانستن آن بی‌فایده نیست: [[پیامبر اسلام]]{{صل}} در [[جنگ حنین]]، باتوجه به اصل [[تألیف قلوب]] عده‌ای از سران [[عرب]]، مانند: ابوسفیان و عینیه بن الحصین الفراری و امثال آنان را در [[جنگ]] شرکت داد و از [[غنایم]] [[جنگی]] نیز سهمی برای آنان قائل شد. عده‌ای از [[اصحاب]] ناراحت شدند و به [[همراهی]] “سعدبن معاذ” به حضور [[رسول خدا]] رفتند و [[سعد بن معاذ]] از طرف آنان خطاب به [[پیامبر]]{{صل}} عرض کرد: اگر تقسیم [[مال]] میان [[مسلمانان]] [[واقعی]] و [[منافقان]] – و نیز [[کفّار]] و [[مشرکان]]، مانند: [[صفوان]] بن [[امیّه]] – بر طبق آیه‌ای است که از جانب [[خدا]] نازل شده ما آن را می‌پذیریم و اگر غیر آن باشد، ما به آن [[راضی]] نیستیم. پیامبر{{صل}} از آن [[جماعت]] پرسید: آیا همه شما در [[رأی]] با [[سرپرست]] خودتان سعد موافقید؟ گفتند: سرپرست و [[سید]] ما خدا و پیامبر اوست، اما رأی ما در این مسأله مثل رأی سعد است و لذا [[خداوند]] در پاسخ [[آیه]] تألیف قلوب را نازل کرد و سهمی برای مؤلفة‌القلوب قائل شد”<ref>الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهره، ج۵، ص۳۶.</ref>.
در [[سیره]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نیز مواردی [[مشاهده]] می‌شود که در آنها منافقان را “تألیف قلوب” کرده است؛ مانند: [[ابوسفیان]] و....
::::::[[اسکافی]] نیز مؤلفة‌القلوب را فقط منحصر به منافقان می‌داند<ref>مستمسک العروة، ج۹، ص۲۴۶.</ref>. با توجه به اسناد و مدارک می‌توان گفت: منافقان یکی از مصادیق [[مؤلفة قلوبهم]] هستند و نه تنها مصداق منحصر به فرد آن.
 
در این رابطه صاحب حدائق‌الناضره داستانی را نقل می‌کند که دانستن آن بی‌فایده نیست: [[پیامبر اسلام]]{{صل}} در [[جنگ حنین]]، باتوجه به اصل [[تألیف قلوب]] عده‌ای از سران [[عرب]]، مانند: ابوسفیان و عینیه بن الحصین الفراری و امثال آنان را در [[جنگ]] شرکت داد و از [[غنایم]] [[جنگی]] نیز سهمی برای آنان قائل شد. عده‌ای از [[اصحاب]] ناراحت شدند و به [[همراهی]] “سعدبن معاذ” به حضور [[رسول خدا]] رفتند و [[سعد بن معاذ]] از طرف آنان خطاب به [[پیامبر]]{{صل}} عرض کرد: اگر تقسیم [[مال]] میان [[مسلمانان]] [[واقعی]] و [[منافقان]] – و نیز [[کفّار]] و [[مشرکان]]، مانند: [[صفوان]] بن [[امیّه]] – بر طبق آیه‌ای است که از جانب [[خدا]] نازل شده ما آن را می‌پذیریم و اگر غیر آن باشد، ما به آن [[راضی]] نیستیم. پیامبر{{صل}} از آن [[جماعت]] پرسید: آیا همه شما در [[رأی]] با [[سرپرست]] خودتان سعد موافقید؟ گفتند: سرپرست و [[سید]] ما خدا و پیامبر اوست، اما رأی ما در این مسأله مثل رأی سعد است و لذا [[خداوند]] در پاسخ [[آیه]] تألیف قلوب را نازل کرد و سهمی برای مؤلفة‌القلوب قائل شد”<ref>الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهره، ج۵، ص۳۶.</ref>.
 
[[اسکافی]] نیز مؤلفة‌القلوب را فقط منحصر به منافقان می‌داند<ref>مستمسک العروة، ج۹، ص۲۴۶.</ref>. با توجه به اسناد و مدارک می‌توان گفت: منافقان یکی از مصادیق [[مؤلفة قلوبهم]] هستند و نه تنها مصداق منحصر به فرد آن.
:::::*'''مسلمانان ضعیف‌الایمان''': قول دیگر این است که اصل تألیف قلوب شامل حال مسلمانانی است که به [[توحید]] خدا و [[نبوت]] [[حضرت محمد]]{{صل}} اعتراف دارند، اما دارای [[ایمانی]] [[ضعیف]] و [[متزلزل]] و مضطرب هستند؛ با به‌کار گرفتن اصل تألیف و تحبیب [[قلوب]] [[گرایش]] آنان به [[اسلام]] زیادتر می‌گردد و از [[تزلزل]] و [[اضطراب]] بیرون می‌آیند.
:::::*'''مسلمانان ضعیف‌الایمان''': قول دیگر این است که اصل تألیف قلوب شامل حال مسلمانانی است که به [[توحید]] خدا و [[نبوت]] [[حضرت محمد]]{{صل}} اعتراف دارند، اما دارای [[ایمانی]] [[ضعیف]] و [[متزلزل]] و مضطرب هستند؛ با به‌کار گرفتن اصل تألیف و تحبیب [[قلوب]] [[گرایش]] آنان به [[اسلام]] زیادتر می‌گردد و از [[تزلزل]] و [[اضطراب]] بیرون می‌آیند.
::::::شیخ [[یوسف بحرانی]] صاحب “حدائق الناضرة” از جمله قائلان و طرفداران این قول است. او در کتاب خود برخی از [[احادیث ائمه]] اطهار{{عم}} را برای [[تأیید]] نظر خود نقل کرده است؛ اما این نظر صحیح به نظر نمی‌رسد؛ زیرا برخی از [[احادیث]] را توجیه کرده و از برخی نیز اصولاً صرف‌نظر نموده و نقل نکرده است. مثلاً وقتی که داستان [[جنگ حنین]] را نقل می‌کند فقط از [[منافقان]] نام می‌برد و وجود [[صفوان]] بن [[امیّه]] را در [[جنگ]] اصلاً ذکر نمی‌کند که از [[کفّار]] و [[مشرکان]] بود<ref>الحدائق الناضرة، ج۵، ص۳۷.</ref>.
 
شیخ [[یوسف بحرانی]] صاحب “حدائق الناضرة” از جمله قائلان و طرفداران این قول است. او در کتاب خود برخی از [[احادیث ائمه]] اطهار{{عم}} را برای [[تأیید]] نظر خود نقل کرده است؛ اما این نظر صحیح به نظر نمی‌رسد؛ زیرا برخی از [[احادیث]] را توجیه کرده و از برخی نیز اصولاً صرف‌نظر نموده و نقل نکرده است. مثلاً وقتی که داستان [[جنگ حنین]] را نقل می‌کند فقط از [[منافقان]] نام می‌برد و وجود [[صفوان]] بن [[امیّه]] را در [[جنگ]] اصلاً ذکر نمی‌کند که از [[کفّار]] و [[مشرکان]] بود<ref>الحدائق الناضرة، ج۵، ص۳۷.</ref>.
:::::*'''کفّار، منافقان و [[مسلمین]]''': نظریه و قول دیگر این است که اصل [[تألیف قلوب]]، یک اصل “عام” است شامل همه مصادیق ذکر شده مانند کفّار، [[منافقین]]، مسلمین ضعیف‌الایمان، [[مسلمانان]] مرزنشین و... می‌شود و همه را در بر می‌گیرد و هیچ‌گاه اختصاص و انحصار به یکی از آن مصادیق نداشته و ندارد»<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۰۷.</ref>
:::::*'''کفّار، منافقان و [[مسلمین]]''': نظریه و قول دیگر این است که اصل [[تألیف قلوب]]، یک اصل “عام” است شامل همه مصادیق ذکر شده مانند کفّار، [[منافقین]]، مسلمین ضعیف‌الایمان، [[مسلمانان]] مرزنشین و... می‌شود و همه را در بر می‌گیرد و هیچ‌گاه اختصاص و انحصار به یکی از آن مصادیق نداشته و ندارد»<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۰۷.</ref>


۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش